One shot:Open the door
Genre:Horror • Mystery • Psychological • Supernatural
Couple:yeongyu
Genre:Horror • Mystery • Psychological • Supernatural
Couple:yeongyu
شب، خموشانه بر شانههای خانه نشسته بود.
آخرین رگههای روشنایی آسمان زیر بار ابر های سربی میشکست و پیش از رسیدن به اتاق در ظلمت و سواد فرو میمرد. سرما میان شکاف ظریف پنجرهها میخزید و دژمگی از شیشههای خانه میگریخت.
ناگهان آوازی خشک؛ یک طنین کم جان..
گوش سپرد.. حتما وهم بود؟
با نوایی دور چشم هایش را به پنجره و قطرات باران دوخت که خود را بر شیشه میکوبیدند، نخست با پژواک ضعیف و سپس با خشمی فزاینده که گویی آسمان میخواست چیزی را به درون براند.
جهان پشت پنجره در سیاهی حل شد و با اولین نشان از رعد و برق، انعکاسی ناخوانده آن پشت نمايان شد؛ چیزی مکتوم در پس ظلام.
آن حضور ناگشودنی؛ چیزی آنقدر بی حرکت که به غیاب یک انسان میماند تا حضورش.
سایهی مبهم فردی با قدی بلند و لبخندی غریب و محو که با یک چشم به هم زدن، تمام شد.
1 41 4 2 1 1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Diamond❤️
Couple:beomkai
Genere:Royal•Drama•Angst•SlowBurn•Romance•Reunion•FamilyDrama
Couple:beomkai
Genere:Royal•Drama•Angst•SlowBurn•Romance•Reunion•FamilyDrama
توی دنیایی که خونِ سلطنتی، قدرت و جایگاه حرف اول رو میزنن، هیچ دیداری اتفاقی نیست.
بومگیو، وارث یکی از قدرتمندترین خاندانها، در میان تشریفات و قوانین سلطنتی با کسی روبهرو میشه که حضورش آرومآروم همهچیز رو تغییر میده.
کای؛ پسری که انگار چیزی بیشتر از یک اسم و یک جایگاه با خودش به همراه داره.
شاید بعضی چیزها سالها پنهان بمونن، اما الماسها همیشه چیزی برای درخشش دارن...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1 40 5 2 2 2
پارت اول تقدیم بهتون کلی دوستش داشته باشید و حمایتش کنید.
لطفا نظرای خوشگلتون هم از من دریغ نکنید.
شرط آپ پارت بعد 50 تا ریکته ممنونمم🙏
لطفا نظرای خوشگلتون هم از من دریغ نکنید.
شرط آپ پارت بعد 50 تا ریکته ممنونمم🙏
Forwarded from ˚.⋆𝖮𝗇𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆༉
𝗧𝗵𝗲 𝗸𝗶𝗹𝗹𝗮
(𝑰 𝒃𝒆𝒍𝒐𝒏𝒈 𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖)
⚲ Couple: #Soojun / #Beomjun
⚲ Genre: Action, Smut, Mafia
⚲ Translator: Lisa
⚲ Up days: سه شنبه
(𝑰 𝒃𝒆𝒍𝒐𝒏𝒈 𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖)
⚲ Couple: #Soojun / #Beomjun
⚲ Genre: Action, Smut, Mafia
⚲ Translator: Lisa
⚲ Up days: سه شنبه
جایی که — اسمش رو وسواس نمیذاشت، میگفت تقدیرهᵒⁿᵉ ᵈʳᵉᵃᵐ ᵗᵉᵃᵐ
اون میخواستش
هفته ها خواستنش، هفته ها شدن ماه، ماه ها شدن سال
یونجون وسواس داره
وسواس به اون، به این که لمسش کنه، کنارش باشه، صدای حرف زدنش رو بشنوه، فقط برای
خودش داشته باشدش
سوبین اصلاً متوجه نیست ، کاملاً بیخبر از کسی که تمام وقت، فکر و عقلش رو گذاشته تا روزی مال اون بشه
تمام توجه سوبین فقط روی خودشه؛ روی اینکه هر شب کی رو ببره تختش تا تنهایی ای رو
که شب به شب بهش میچسبه، برای چند ساعت فراموش کنه
اما فقط یه لحظه کافیه تا همه چیز عوض بشه...
یه شب
یه اشتباه از طرف اون...
حالا پسری که زندگیش رو وقف تعقیبش کرده، دیگه ول کن نیست؛
تا وقتی مطمئن نشه سوبین هیچوقت کس دیگه ای رو به تختش نمیاره...
مگر اینکه اون آدم، خودش باشه
بازی خطرناکتر میشه، توجه ها بیشتر، دروغها یکی یکی رو میشن
سؤال اینه
آماده ای؟
Forwarded from کلبه درختی تهجون | Pølaris
· · ─꯭── 𝐰𝐞 𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥.. 「𝐏𝟑」 ──꯭─ ·
╌── 𓄼 ˕𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐞 𝐚𝐫𝐞, 𝐛𝐮𝐭 𝐈 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥 𝐞𝐱𝐢𝐬𝐭 ༉ ──╌