𝑮𝒓𝒐𝒘𝒊𝒏𝒈 𝑷𝒂𝒊𝒏
Lollipop part 08 🍭
پارت جدید تقدیم بهتون.
یک پارت دیگه مونده تا تموم بشه.
امیدوارم خوشتون بیاد و دوستش داشته باشیدد.
بات پین هست هر نظری خواستید بگید لطفاا
یک پارت دیگه مونده تا تموم بشه.
امیدوارم خوشتون بیاد و دوستش داشته باشیدد.
بات پین هست هر نظری خواستید بگید لطفاا
پارت آخر تقدیم بهتون.
این فیک برای من شروع کارم بود و واقعا نمیدونستم که یه زمانی قراره چنل بزنم و آپش کنم راستش اصلا اعتماد به نفس براش نداشتم هنوزم ندارم ولی بخاطر قولی که به دوستم دادم این فیک رو آپ کردم.
اگه خودم تنها میخواستم این فیک رو آپ کنم قطعا نمیتونستم ولی بخاطر کمک های دوستام تونستم نتیجه قابل تحملی رو آپ کنم.
از لونه بخاطر درست کردن قیافه فیک و گفتن چیزایی که نمیدونستم ممنونم.
از پریسا بخاطر اینکه توی بهتر نوشتنم کمک کرد ممنونم.
مهم تر از همه ،از آنون هایی که از اول تا آخرش با وجود کمبود هاش بودن ممنونم.
این کار تازه اولین فیک چنله پس منتظر فیک های آینده حتما باشید خیلی خیلی ممنونم.
این فیک برای من شروع کارم بود و واقعا نمیدونستم که یه زمانی قراره چنل بزنم و آپش کنم راستش اصلا اعتماد به نفس براش نداشتم هنوزم ندارم ولی بخاطر قولی که به دوستم دادم این فیک رو آپ کردم.
اگه خودم تنها میخواستم این فیک رو آپ کنم قطعا نمیتونستم ولی بخاطر کمک های دوستام تونستم نتیجه قابل تحملی رو آپ کنم.
از لونه بخاطر درست کردن قیافه فیک و گفتن چیزایی که نمیدونستم ممنونم.
از پریسا بخاطر اینکه توی بهتر نوشتنم کمک کرد ممنونم.
مهم تر از همه ،از آنون هایی که از اول تا آخرش با وجود کمبود هاش بودن ممنونم.
این کار تازه اولین فیک چنله پس منتظر فیک های آینده حتما باشید خیلی خیلی ممنونم.
Forwarded from Yj.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ˚.⋆𝖮𝗇𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆༉
𝐵𝑎𝑙𝑙𝑒𝑟𝑖𝑛𝑎 🦢
༊ Couple: #Yeongyu, #Yoonmin
༊ Genre: Drama, Romance
༊ Writer: Luna queen(@thislax)
༊ Up days: دوشنبه
𝑂𝑁𝐸 𝐷𝑅𝐸𝐴𝑀 𝑇𝐸𝐴𝑀🦋
༊ Couple: #Yeongyu, #Yoonmin
༊ Genre: Drama, Romance
༊ Writer: Luna queen(@thislax)
༊ Up days: دوشنبه
آری،او یک قوی سفید بود؛
در صحنه مانند امواج دریا نرم میرقصید و بدنش را پیچ وتاب میداد.
اما چشمانش..هیچوقت نمیخندید!
همیشه پرنده ی غم بر روی بام خانه اش نشسته بود و چشمانش را غمگین میکرد.
آخر او فقط یک آرزو داشت،آرزوی آزادی!
دلش میخواست آنقدر شنا کند تا ازاین مرداب نجات پیدا کند وبه دریای عشقش برسد.
زیرا او را از تنها دلیل نفس کشیدنش دور کرده بودند؛ دریایش، دیگر در میان دستانش نبود.
آیا می توانست به آرزویش برسد؟
اصلا فرصتی مانده بود؟
نمی دانست..!
𝑂𝑁𝐸 𝐷𝑅𝐸𝐴𝑀 𝑇𝐸𝐴𝑀🦋
Forwarded from 𝘋𝘢𝘯𝘤𝘦𝘳 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬 (𝗍𝖾𝖽𝖽𝗒𝗀𝗒𝗎)
"𝒞𝓇𝒾𝓂ℯ ℴ𝒻 𝓁ℴ𝓋ℯ"
.
Part 21
𖥻 𝖸𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎 - 𝖲𝗈𝗈𝗃𝗎𝗇
"خیلی احمقم نه؟
تو یه چشم به هم زدن همه چیز رو هم برا تو و هم خودم تموم کردم
فکر میکردم با فاصله گرفتن ازت قلب و ذهنم هم فاصله میگیره
اما چرا تو هر لحظه و هر ثانیه داری نابودم میکنی؟"
#crimeoflove
𝘸𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘣𝘺 • 𝘓𝘶𝘬𝘢
.
Part 21
𖥻 𝖸𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎 - 𝖲𝗈𝗈𝗃𝗎𝗇
"خیلی احمقم نه؟
تو یه چشم به هم زدن همه چیز رو هم برا تو و هم خودم تموم کردم
فکر میکردم با فاصله گرفتن ازت قلب و ذهنم هم فاصله میگیره
اما چرا تو هر لحظه و هر ثانیه داری نابودم میکنی؟"
#crimeoflove
𝘸𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘣𝘺 • 𝘓𝘶𝘬𝘢
house of twø .
◟ peach blossom 🎐 : last chapter ◝
عه هردمون تو یه روز فیکمون تموم شدد
من تا نصفش رو خوندم باید برم ادامه ش هم بخونمم
Forwarded from 𝐓𝐗𝐓| توپینک فیکشن ₊˚⊹ᰔ (𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧~•𝒚𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝒗𝒆𝒓)
Spoiler alert🔞⁉️ ..
یونگیو + یونبین threesome⁉️
سوبین یه ابروش رو بالا انداخت و با خونسردیِ عجیبی گفت: «چرا، اتفاقاً هستیم.»
و بعد، بیمعطلی کتش رو از تنش درآورد. پیراهنش رو هم رویِ زمین انداخت. با بالا تنهیِ برهنه، در حالی که نورِ اتاق رویِ عضلاتش میتابید، به دو نفرِ دیگه خیره شد. فضایِ اتاق سنگین بود؛ سنگین از میل، ترس و نیاز. سوبین دوباره پرسید: «حمام کجاست؟»
یونجون که انگار قدرتِ مخالفت نداشت، با دست به درِ حمام اشاره کرد. سوبین بیحرف به اون سمت رفت. صدایِ باز شدنِ درِ حمام و پیچیدنِ صدایِ آب، سکوتِ اتاق رو شکست. حالا فقط یونجون مونده بود و بومگیو.
.....
یونجون، با چشمهایی که حالا دیگه کاملاً سرخ شده بود، دستش رو به سمتِ بومگیو دراز کرد. زمزمه کرد: «بیا...»
.....
بومگیو مثلِ یه آهویِ رمیده، دستهاش رو جلویِ عضو حساسش گره کرده بود و سعی میکرد خودش رو بپوشونه. رانهاش رو محکم بهم فشار میداد و سرش رو پایین انداخته بود؛ اون حیا و اضطرابش، تضادِ عجیبی با فضایِ پر از کششِ اونجا داشت.
سوبین نتونست جلویِ خودش رو بگیره. نگاهش مثلِ یه شکارچی که چیزی برایِ از دست دادن نداره، رویِ تنِ یونجون چرخید. تمامِ انحناها و عضلههایِ یونجون رو اسکن کرد؛ جایی که نگاهش رویِ دیک تحریکشدهیِ یونجون قفل شد، گلوش خشک شد و آبِ دهنش رو با صدایی که تویِ سکوتِ حمام پیچید، قورت داد. سعی کرد نگاهش رو بدزده، اما تپشِ قلبش که انگار میخواست از قفسهیِ سینهاش بزنه بیرون، و سفتیِ عضوش، اون رو لو میداد. سوبین دیگه نمیتونست ادایِ بیخیالی دربیاره؛ بدنش داشت به حضورِ اونها واکنش نشون میداد.
یونگیو + یونبین threesome⁉️
سوبین یه ابروش رو بالا انداخت و با خونسردیِ عجیبی گفت: «چرا، اتفاقاً هستیم.»
و بعد، بیمعطلی کتش رو از تنش درآورد. پیراهنش رو هم رویِ زمین انداخت. با بالا تنهیِ برهنه، در حالی که نورِ اتاق رویِ عضلاتش میتابید، به دو نفرِ دیگه خیره شد. فضایِ اتاق سنگین بود؛ سنگین از میل، ترس و نیاز. سوبین دوباره پرسید: «حمام کجاست؟»
یونجون که انگار قدرتِ مخالفت نداشت، با دست به درِ حمام اشاره کرد. سوبین بیحرف به اون سمت رفت. صدایِ باز شدنِ درِ حمام و پیچیدنِ صدایِ آب، سکوتِ اتاق رو شکست. حالا فقط یونجون مونده بود و بومگیو.
.....
یونجون، با چشمهایی که حالا دیگه کاملاً سرخ شده بود، دستش رو به سمتِ بومگیو دراز کرد. زمزمه کرد: «بیا...»
.....
بومگیو مثلِ یه آهویِ رمیده، دستهاش رو جلویِ عضو حساسش گره کرده بود و سعی میکرد خودش رو بپوشونه. رانهاش رو محکم بهم فشار میداد و سرش رو پایین انداخته بود؛ اون حیا و اضطرابش، تضادِ عجیبی با فضایِ پر از کششِ اونجا داشت.
سوبین نتونست جلویِ خودش رو بگیره. نگاهش مثلِ یه شکارچی که چیزی برایِ از دست دادن نداره، رویِ تنِ یونجون چرخید. تمامِ انحناها و عضلههایِ یونجون رو اسکن کرد؛ جایی که نگاهش رویِ دیک تحریکشدهیِ یونجون قفل شد، گلوش خشک شد و آبِ دهنش رو با صدایی که تویِ سکوتِ حمام پیچید، قورت داد. سعی کرد نگاهش رو بدزده، اما تپشِ قلبش که انگار میخواست از قفسهیِ سینهاش بزنه بیرون، و سفتیِ عضوش، اون رو لو میداد. سوبین دیگه نمیتونست ادایِ بیخیالی دربیاره؛ بدنش داشت به حضورِ اونها واکنش نشون میداد.
Forwarded from کلبه درختی تهجون | Pølaris
· · ─꯭── 𝐰𝐞 𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥.. 「𝐏𝟏」 ──꯭─ ·
╌── 𓄼 ˕𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐞 𝐚𝐫𝐞, 𝐛𝐮𝐭 𝐈 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥 𝐞𝐱𝐢𝐬𝐭 ༉ ──╌