نمیدونم چجوری ممکنه یه همچین ادمه کوچولو و نازی همچین فانتزی هایه مریضی تو ذهنش داشته باشه.
عشق قراره توی خوشیها شکوفا بشه و تویه سختیها دووم بیاره.
اگه توی سختیها موندگار نشد، اسمش رو عشق نزار.
اگه توی سختیها موندگار نشد، اسمش رو عشق نزار.
هرچی زمان گذشت و با ادما و زندگیهای بیشتری اشنا شدم بیشتر فهمیدم که فقط خانواده من تخمی نیست؛ بیشتر خانواده ها خیلی تخمی هستن.
👍2