آزادی کامل فلسطین نزدیک شده است.
تمیم البرغوثی
بخش چهارم:
دشمن این را بهخوبی میداند. رهبرانش شب و روز بر آن تأکید میکنند. پس شما نیز انتخاب خود را بکنید.
به یاد داشته باشید: این انتقام، انتقام عمومی امت است. و هر کس که انتقام شخصی خود را بر انتقام امت مقدم بدارد، همان است که منفعت فردیاش را بر مصلحت جمعی ترجیح داده و این، همان چیزیست که مردم آن را خیانت مینامند.
امروز، فرقهگرایی و تفرقه میان ما، تنها تیر در سلاح دشمن است. پس در هر یک از دو جبهه که میخواهی بایست اما بدان که بیطرفی، هدیهایست به دشمن؛ پاداشی برای جنایاتش.
اسرائیل خطایی مرتکب شده که شاید دومین خطای بزرگش پس از خطای تأسیس این رژیم باشد: او بقای خود را به نابودی همزمان جبههی مقاومت و صلحطلبانش گره زده است. پس شما اشتباه نکنید. او را از عواقب آنچه کرده، معاف نکنید. زیرا اگر دست بالا را بیابد، هیچکس را معاف نخواهد کرد.
ای مردم، من از زمان آتشبس در لبنان، ارسال پیامهایم در این جنگ را متوقف کرده بودم؛ نه از سر تردید، بلکه چون هنوز نشانهی روشنی از تحقق آنچه هشدارش را میدادم، پدید نیامده بود. و انسان نباید دیدگاهش را با وعده، اثبات کند. پس تا امروز صبر کردم.
و اینک، به شما میگویم: من در پانزده سال گذشته، چه دربارهی مصر، چه دربارهی شام و چه دربارهی فلسطین، هیچ سخنی نگفتم جز آنکه محقق شد.
این پیام، هم بشارت است و هم هشدار.
پیروزی ممکن است، و آن، پیروزی کامل خواهد بود. شکست هم ممکن است، و آن نیز شکستی کامل خواهد بود. این جنگ، هیچ راه میانهای ندارد حتى اگر برخی گمان دیگری داشته باشند.
پس خود را در هر جایگاهی که میخواهید قرار دهید، اما بدانید: وقتِ تصمیم است.
و با نقل قولی از اولین پیامم در این جنگ پایان میدهم. پیامی که عنوانش این بود: "آزادی کامل، آغاز شده." در آن پیام گفتم: "دشمن در این رویارویی فراگیر موفق نخواهد شد مگر اینکه رویارویی فراگیر نشود و برخی از ما برخی دیگر را تنها بگذاریم. اگر چنین شد او ما را یکی پس از دیگری از بین میبرد و هر کس منتظر نوبت خود خواهد ماند.
ما چارهای نداریم جز اینکه همه با هم و در یک زمان با دشمن مقابله کنیم، به جای اینکه او ما را نوبت به نوبت از بین ببرد. من این را نمیگویم که مردم را به خطر دعوت کنم در حالی که خودم در امان باشم، از خطری هشدار میدهم که در لباس امنیت پنهان شده است.
رویارویی امروز بهترین راه برای نجات است، و هر کس امروز ترسید یا تأخیر کرد، دشمن فردا نوبت او را به تأخیر نخواهد انداخت."
...و آنچه دو سال پیش درست بود، امروز هم درست است.
و آزادی تمام آن ممکن است و این در دست شماست، ای کسی که اکنون پیامم را دریافت میکنی. آنچه را که میتوانی انجام دهی دست کم نگیر. هر ملتی از جزء جزئش قدرت میگیرد، خصوصا از آن اجزائی که مسلح به آهن و القاب هستند.
اگر خودت را کنار نکشی، آزادی تمام آن ممکن است و آزادی تمام آن آغاز شده و آزادی تمام آن نزدیک شده است.
میگویم نزدیک شده است و نزدیکی مطلق آن به این بستگی دارد که چقدر...
تمیم البرغوثی
بخش چهارم:
دشمن این را بهخوبی میداند. رهبرانش شب و روز بر آن تأکید میکنند. پس شما نیز انتخاب خود را بکنید.
به یاد داشته باشید: این انتقام، انتقام عمومی امت است. و هر کس که انتقام شخصی خود را بر انتقام امت مقدم بدارد، همان است که منفعت فردیاش را بر مصلحت جمعی ترجیح داده و این، همان چیزیست که مردم آن را خیانت مینامند.
امروز، فرقهگرایی و تفرقه میان ما، تنها تیر در سلاح دشمن است. پس در هر یک از دو جبهه که میخواهی بایست اما بدان که بیطرفی، هدیهایست به دشمن؛ پاداشی برای جنایاتش.
اسرائیل خطایی مرتکب شده که شاید دومین خطای بزرگش پس از خطای تأسیس این رژیم باشد: او بقای خود را به نابودی همزمان جبههی مقاومت و صلحطلبانش گره زده است. پس شما اشتباه نکنید. او را از عواقب آنچه کرده، معاف نکنید. زیرا اگر دست بالا را بیابد، هیچکس را معاف نخواهد کرد.
ای مردم، من از زمان آتشبس در لبنان، ارسال پیامهایم در این جنگ را متوقف کرده بودم؛ نه از سر تردید، بلکه چون هنوز نشانهی روشنی از تحقق آنچه هشدارش را میدادم، پدید نیامده بود. و انسان نباید دیدگاهش را با وعده، اثبات کند. پس تا امروز صبر کردم.
و اینک، به شما میگویم: من در پانزده سال گذشته، چه دربارهی مصر، چه دربارهی شام و چه دربارهی فلسطین، هیچ سخنی نگفتم جز آنکه محقق شد.
این پیام، هم بشارت است و هم هشدار.
پیروزی ممکن است، و آن، پیروزی کامل خواهد بود. شکست هم ممکن است، و آن نیز شکستی کامل خواهد بود. این جنگ، هیچ راه میانهای ندارد حتى اگر برخی گمان دیگری داشته باشند.
پس خود را در هر جایگاهی که میخواهید قرار دهید، اما بدانید: وقتِ تصمیم است.
و با نقل قولی از اولین پیامم در این جنگ پایان میدهم. پیامی که عنوانش این بود: "آزادی کامل، آغاز شده." در آن پیام گفتم: "دشمن در این رویارویی فراگیر موفق نخواهد شد مگر اینکه رویارویی فراگیر نشود و برخی از ما برخی دیگر را تنها بگذاریم. اگر چنین شد او ما را یکی پس از دیگری از بین میبرد و هر کس منتظر نوبت خود خواهد ماند.
ما چارهای نداریم جز اینکه همه با هم و در یک زمان با دشمن مقابله کنیم، به جای اینکه او ما را نوبت به نوبت از بین ببرد. من این را نمیگویم که مردم را به خطر دعوت کنم در حالی که خودم در امان باشم، از خطری هشدار میدهم که در لباس امنیت پنهان شده است.
رویارویی امروز بهترین راه برای نجات است، و هر کس امروز ترسید یا تأخیر کرد، دشمن فردا نوبت او را به تأخیر نخواهد انداخت."
...و آنچه دو سال پیش درست بود، امروز هم درست است.
و آزادی تمام آن ممکن است و این در دست شماست، ای کسی که اکنون پیامم را دریافت میکنی. آنچه را که میتوانی انجام دهی دست کم نگیر. هر ملتی از جزء جزئش قدرت میگیرد، خصوصا از آن اجزائی که مسلح به آهن و القاب هستند.
اگر خودت را کنار نکشی، آزادی تمام آن ممکن است و آزادی تمام آن آغاز شده و آزادی تمام آن نزدیک شده است.
میگویم نزدیک شده است و نزدیکی مطلق آن به این بستگی دارد که چقدر...
👍1🔥1
حالا آزمون ایران است تا نشان دهد آیا «اگر بزنند، میزنیم» رجز و باد هوا بوده است یا واقعیست؟ و در چه حد واقعیست.
در حد دو تا موشک زدن و ترقهبازی و یا پاسخ واقعی و جدی.
در حد دو تا موشک زدن و ترقهبازی و یا پاسخ واقعی و جدی.
👍1
آزادی آغاز شده. فقط نباید کسی تنها بماند.
میثم رمضانعلی
تمیم البرغوثی پیامی منتشر کرده است که اگرچه در قالب یک تحلیل جنگی نوشته شده، اما بهوضوح فراتر از تحلیل است: این پیام، یک مانیفست تمدنی است؛ صدایی از قلب جغرافیای دردمند فلسطین که اکنون به عقلانیتی در تراز ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است.
برخلاف تحلیلهای روزمرهای که در آنها از شکست یا پیروزیهای تاکتیکی سخن گفته میشود، البرغوثی تصویری ترسیم میکند از یک نبرد نهایی، یک رویارویی صفر و یکی که پایان آن، نه صرفاً تعیینکننده سرنوشت فلسطین، بلکه تعیینکننده آینده کل منطقه است. او میگوید: آزادی کامل ممکن است؛ بهشرط آنکه برخی از ما، برخی دیگر را تنها نگذارند.
نکتهی مرکزی پیام او این است که دیگر نمیتوان با «سکوت»، «بیطرفی»، «میانجیگری» یا حتی «صلحطلبی منفعلانه»، از دامنهی این جنگ خارج شد. همه درگیر شدهاند؛ چه بخواهند، چه نخواهند. اسرائیل بهدنبال حذف همهی مخالفان است، نه فقط مقاومت. و این یعنی مسالمتجویان نیز در لیست هدف هستند. این جنگ، از آن نوع نبردهایی است که اگر طرفش را انتخاب نکنی، برایت انتخاب میشود.
او با تکیه بر واقعیتهای میدانی و مناسبات جهانی، نشان میدهد که امروز، ایران در موقعیتی ایستاده که نهتنها قدرت تهاجم اسرائیل را مهار کرده، بلکه به محور حفظ ثبات راهبردی در آسیا تبدیل شده است. بههمین دلیل، سقوط ایران، تنها به معنای پیروزی اسرائیل نیست؛ بلکه به معنای آغاز فروپاشی تدریجی همهی کشورهای اطراف است: از پاکستان تا ترکیه، از اردن تا مصر، و حتی کشورهای خلیج فارس.
در نگاه البرغوثی، این جنگ اگرچه در خاک فلسطین آغاز شده، اما میدانش از نهر تا بحر است و مسئلهاش، نه صرفاً «حق بازگشت»، بلکه «حق ماندن» است. دشمن تلاش میکند نهتنها سرزمین، بلکه جمعیت را تغییر دهد؛ کوچ بدهد، تهی کند، جابهجا کند، تا نقشه را از نو بنویسد.
در برابر این پروژه، راه مقابله نیز باید به همان اندازه راهبردی و درازمدت باشد. همانطور که اسرائیل از آتشبسها برای بازسازی استفاده میکند، ما نیز باید از لحظهلحظهی مقاومت، برای انسجام، اتحاد، تولید معنا، ساخت نهاد و جلب مشارکت عمومی بهره ببریم.
تمیم البرغوثی با زبانی شاعرانه، اما تحلیلی، به ما میگوید که این فرصت تاریخی، شاید دیگر تکرار نشود. اگر اسرائیل موفق شود غزه را تهی کند، و کوچ اجباری را نهادینه سازد، بازگرداندن معادلهی جمعیتی فلسطین به وضعیت فعلی، شاید قرنها زمان ببرد. اما اگر اکنون، مقاومت به نقطهی غلبه برسد، میتوان تاریخ را از نو نوشت.
این یک لحظهٔ تاریخی است. لحظهای که در آن، سیاست، اخلاق، دین، منافع ملی، امنیت عمومی و آینده فرزندانمان، همه در یک نقطه تلاقی کردهاند: فلسطین. و اینبار، نه فقط به مثابه یک مسئلهٔ مظلومیت، بلکه به عنوان قلب نبض ژئوپلیتیک مقاومت.
اگر البرغوثی میگوید «آزادی ممکن است»، من میگویم: آزادی آغاز شده. فقط نباید کسی تنها بماند.
مطلب تمیم البرغوثي: https://t.me/ramezanali_com/359
@Ramezanali_com
میثم رمضانعلی
تمیم البرغوثی پیامی منتشر کرده است که اگرچه در قالب یک تحلیل جنگی نوشته شده، اما بهوضوح فراتر از تحلیل است: این پیام، یک مانیفست تمدنی است؛ صدایی از قلب جغرافیای دردمند فلسطین که اکنون به عقلانیتی در تراز ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است.
برخلاف تحلیلهای روزمرهای که در آنها از شکست یا پیروزیهای تاکتیکی سخن گفته میشود، البرغوثی تصویری ترسیم میکند از یک نبرد نهایی، یک رویارویی صفر و یکی که پایان آن، نه صرفاً تعیینکننده سرنوشت فلسطین، بلکه تعیینکننده آینده کل منطقه است. او میگوید: آزادی کامل ممکن است؛ بهشرط آنکه برخی از ما، برخی دیگر را تنها نگذارند.
نکتهی مرکزی پیام او این است که دیگر نمیتوان با «سکوت»، «بیطرفی»، «میانجیگری» یا حتی «صلحطلبی منفعلانه»، از دامنهی این جنگ خارج شد. همه درگیر شدهاند؛ چه بخواهند، چه نخواهند. اسرائیل بهدنبال حذف همهی مخالفان است، نه فقط مقاومت. و این یعنی مسالمتجویان نیز در لیست هدف هستند. این جنگ، از آن نوع نبردهایی است که اگر طرفش را انتخاب نکنی، برایت انتخاب میشود.
او با تکیه بر واقعیتهای میدانی و مناسبات جهانی، نشان میدهد که امروز، ایران در موقعیتی ایستاده که نهتنها قدرت تهاجم اسرائیل را مهار کرده، بلکه به محور حفظ ثبات راهبردی در آسیا تبدیل شده است. بههمین دلیل، سقوط ایران، تنها به معنای پیروزی اسرائیل نیست؛ بلکه به معنای آغاز فروپاشی تدریجی همهی کشورهای اطراف است: از پاکستان تا ترکیه، از اردن تا مصر، و حتی کشورهای خلیج فارس.
در نگاه البرغوثی، این جنگ اگرچه در خاک فلسطین آغاز شده، اما میدانش از نهر تا بحر است و مسئلهاش، نه صرفاً «حق بازگشت»، بلکه «حق ماندن» است. دشمن تلاش میکند نهتنها سرزمین، بلکه جمعیت را تغییر دهد؛ کوچ بدهد، تهی کند، جابهجا کند، تا نقشه را از نو بنویسد.
در برابر این پروژه، راه مقابله نیز باید به همان اندازه راهبردی و درازمدت باشد. همانطور که اسرائیل از آتشبسها برای بازسازی استفاده میکند، ما نیز باید از لحظهلحظهی مقاومت، برای انسجام، اتحاد، تولید معنا، ساخت نهاد و جلب مشارکت عمومی بهره ببریم.
تمیم البرغوثی با زبانی شاعرانه، اما تحلیلی، به ما میگوید که این فرصت تاریخی، شاید دیگر تکرار نشود. اگر اسرائیل موفق شود غزه را تهی کند، و کوچ اجباری را نهادینه سازد، بازگرداندن معادلهی جمعیتی فلسطین به وضعیت فعلی، شاید قرنها زمان ببرد. اما اگر اکنون، مقاومت به نقطهی غلبه برسد، میتوان تاریخ را از نو نوشت.
این یک لحظهٔ تاریخی است. لحظهای که در آن، سیاست، اخلاق، دین، منافع ملی، امنیت عمومی و آینده فرزندانمان، همه در یک نقطه تلاقی کردهاند: فلسطین. و اینبار، نه فقط به مثابه یک مسئلهٔ مظلومیت، بلکه به عنوان قلب نبض ژئوپلیتیک مقاومت.
اگر البرغوثی میگوید «آزادی ممکن است»، من میگویم: آزادی آغاز شده. فقط نباید کسی تنها بماند.
مطلب تمیم البرغوثي: https://t.me/ramezanali_com/359
@Ramezanali_com
Telegram
Ramezanali.com
آزادی کامل فلسطین نزدیک شده است.
تمیم البرغوثی
بخش اول:
در سال ٢٠٢١ گفتم که «آزادی کامل ممکن است». سپس، زمانی که این جنگ در سال ٢٠٢٣ آغاز شد، اعلام کردم که روند آن آغاز شده است. و اکنون میگویم که آزادی نزدیک شده و فرصت ایران برای پیروزی—اگر برخی از ما…
تمیم البرغوثی
بخش اول:
در سال ٢٠٢١ گفتم که «آزادی کامل ممکن است». سپس، زمانی که این جنگ در سال ٢٠٢٣ آغاز شد، اعلام کردم که روند آن آغاز شده است. و اکنون میگویم که آزادی نزدیک شده و فرصت ایران برای پیروزی—اگر برخی از ما…
❤3👍2🔥1
مهمترین پایگاه آمریکا در منطقه نه در قطر است و نه در بحرین، بلکه همان رژیم صهیونیستی است که آمریکا بیشترین سرمایه سیاسی و امنیتیاش را پای آن ریخته. هر ضربهای به این سبد، مستقیماً به پای خود آمریکا میخورد.
البته هدف قرار دادن پایگاههای رسمی آمریکا هم لازم است است، اما فراموش نکنیم که زدن اسرائیل، نقطهٔ ثقل نظم منطقهای را جابهجا میکند.
البته هدف قرار دادن پایگاههای رسمی آمریکا هم لازم است است، اما فراموش نکنیم که زدن اسرائیل، نقطهٔ ثقل نظم منطقهای را جابهجا میکند.
👍15👏2❤1
کسانی که حمله و تجاوز آمریکا به ایران را با بهانهتراشیهای مضحک، کماهمیت جلوه میدهند یا آن را ناموفق میخوانند، در زمینهسازی برای تکرار تجاوزهای آینده آمریکا نقش دارند.
اینبار، آمریکا توان تخریبی خود و میزان مقاومت در برابر اهدافش در ایران را ارزیابی کرده و در صورت اقدام دوباره، با برنامهریزی دقیقتر و احتمال موفقیتی کامل وارد عمل خواهد شد.
اینبار، آمریکا توان تخریبی خود و میزان مقاومت در برابر اهدافش در ایران را ارزیابی کرده و در صورت اقدام دوباره، با برنامهریزی دقیقتر و احتمال موفقیتی کامل وارد عمل خواهد شد.
👍11👏1
تا این لحظه، هیچ گزارش رسمی یا برآورد دقیقی از حمله آمریکا منتشر نشده و چه بسا جمهوری اسلامی نیز سطح خسارتها را به صورت عمومی اعلام نکند.
در چنین وضعیتی، تکرار روایتهای هوچیگرانهای از جنس «هیچی نبود» — که پیشتر در ماجرای دورقوزآباد هم با تمسخر واقعیت همراه شد و نهایتاً خلافش ثابت گردید — نه تحلیلی است و نه مسئولانه.
پرهیز از قضاوتهای شتابزده، شرط عقل و انصاف است.
در چنین وضعیتی، تکرار روایتهای هوچیگرانهای از جنس «هیچی نبود» — که پیشتر در ماجرای دورقوزآباد هم با تمسخر واقعیت همراه شد و نهایتاً خلافش ثابت گردید — نه تحلیلی است و نه مسئولانه.
پرهیز از قضاوتهای شتابزده، شرط عقل و انصاف است.
👏4👍3❤1
کانال اسم ندارد. اگه اسم خوبی پیشنهاد داشتین براش، ممنون میشم بگین. اینجا یا دایرکت یا هر چی.
امنیت اجتماعیشده در روزهای جنگ
میثم رمضانعلی
در این روزهای پرالتهاب که نبرد ایران با رژیم صهیونیستی از فضای اطلاعاتی به دل خیابانهای ما کشیده شده، دیگر نمیتوان تأمین امنیت را فقط به نهادهای رسمی سپرد. شبکههای جاسوسی، خرابکاری، نفوذ در مراکز حساس، و تلاش برای ایجاد رعب در شهرها نشان میدهد که دشمن در دل جامعه ما سنگر گرفته است.
امنیت در چنین شرایطی یک پروژه صرفاً امنیتی نیست؛ پروژهای اجتماعی است. مردمی که در صحنه نباشند، شهری که بیحس باشد، و بدنه مؤمنی که خود را کنار بکشد، راه را برای نفوذ دشمن باز میگذارد. مفهوم «امنیت اجتماعیشده» یعنی مردم، با آگاهی و سازمانیافتگی، وارد میدان مراقبت و دفاع از جامعه خود شوند.
بسیج محلی، هیأتها، گروههای جهادی، نخبگان فرهنگی و نیروهای متعهد باید با هماهنگی و آموزش، بخشی از منظومه دفاع ملی شوند. این مشارکت، نه هرجومرج است و نه کار خودسرانه؛ بلکه ضرورتی عقلانی، دینی و ملی برای بستن راه دشمن است.
امنیت امروز فقط بهمعنای ایست بازرسی و دوربین نیست؛ یعنی هوشیاری همسایه، اعتماد محلی، و غیرتی که اجازه ندهد دشمن در لباس دوست، شهر را ناامن کند.
اگر مردم به میدان نیایند، هزینهها بالا میرود. اگر مردم وارد شوند، دشمن حتی اگر در خانه باشد، احساس امنیت نخواهد کرد.
@Ramezanali_com
میثم رمضانعلی
در این روزهای پرالتهاب که نبرد ایران با رژیم صهیونیستی از فضای اطلاعاتی به دل خیابانهای ما کشیده شده، دیگر نمیتوان تأمین امنیت را فقط به نهادهای رسمی سپرد. شبکههای جاسوسی، خرابکاری، نفوذ در مراکز حساس، و تلاش برای ایجاد رعب در شهرها نشان میدهد که دشمن در دل جامعه ما سنگر گرفته است.
امنیت در چنین شرایطی یک پروژه صرفاً امنیتی نیست؛ پروژهای اجتماعی است. مردمی که در صحنه نباشند، شهری که بیحس باشد، و بدنه مؤمنی که خود را کنار بکشد، راه را برای نفوذ دشمن باز میگذارد. مفهوم «امنیت اجتماعیشده» یعنی مردم، با آگاهی و سازمانیافتگی، وارد میدان مراقبت و دفاع از جامعه خود شوند.
بسیج محلی، هیأتها، گروههای جهادی، نخبگان فرهنگی و نیروهای متعهد باید با هماهنگی و آموزش، بخشی از منظومه دفاع ملی شوند. این مشارکت، نه هرجومرج است و نه کار خودسرانه؛ بلکه ضرورتی عقلانی، دینی و ملی برای بستن راه دشمن است.
امنیت امروز فقط بهمعنای ایست بازرسی و دوربین نیست؛ یعنی هوشیاری همسایه، اعتماد محلی، و غیرتی که اجازه ندهد دشمن در لباس دوست، شهر را ناامن کند.
اگر مردم به میدان نیایند، هزینهها بالا میرود. اگر مردم وارد شوند، دشمن حتی اگر در خانه باشد، احساس امنیت نخواهد کرد.
@Ramezanali_com
👍5❤2
آنچه که خطرناک است، وجود پیادهنظام دشمن در داخل است.
و بر شما باد بر شناسایی مهرههای اصلی رژیم صهیونیستی در ایران: مجاهدین خلق، مجاهدین خلق و مجاهدین خلق.
و بر شما باد بر شناسایی مهرههای اصلی رژیم صهیونیستی در ایران: مجاهدین خلق، مجاهدین خلق و مجاهدین خلق.
❤11👍3👌1
شبکههای نفوذ، نقطه اتکای صهیونیسم در جنگ ترکیبی
با وجود همه نمایشهای نظامی رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر، همچنان روشنترین نیاز و نقطه اتکای اصلی آنها، تحریک و بهرهبرداری از نیروهای مزدور در داخل ایران است. بخشی از عملیاتهایی که تاکنون اجرا کردهاند، با تکیه بر همین شبکههای نفوذ و استفاده از پرتابههایی بوده که توسط عوامل داخلی شلیک شدهاند. همچنین گزارشهایی که از برخی مناطق مرزی به گوش میرسد، نشان میدهد رژیم صهیونیستی برای فعالسازی گسلهای امنیتی و اجتماعی در داخل کشور، برنامهریزیهای جدی و هدفمندی انجام داده است.
با این حال، بخشهایی از این شبکه در روزهای گذشته شناسایی و دستگیر شدهاند یا فعالیت برای آنها بهشدت سخت و محدود شده است. همین مسئله باعث شده دشمن بیش از گذشته به سراغ ابزارهایی نظیر پهپاد، موشک و جنگنده برود؛ ابزارهایی که گرچه پرهزینه و پرریسکاند، اما در غیاب عناصر داخلی، تنها گزینههای باقیمانده برای او هستند.
با این شرایط، کلید مهار این سناریو همچنان همان است که همیشه بوده: رصد هوشمندانه فضای اجتماعی، بیاعتبارسازی و تضعیف شبکههای نفوذ، و فعالسازی حس مسئولیت عمومی در میان مردم. اگر مردم هوشیار باشند، اگر از کنار رفتارهای مشکوک، ارتباطات غیرعادی یا تحرکات مبهم بیتفاوت نگذرند، هیچ پروژهای — حتی از آسمان — فرود موفقی نخواهد داشت.
@Ramezanali_com
با وجود همه نمایشهای نظامی رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر، همچنان روشنترین نیاز و نقطه اتکای اصلی آنها، تحریک و بهرهبرداری از نیروهای مزدور در داخل ایران است. بخشی از عملیاتهایی که تاکنون اجرا کردهاند، با تکیه بر همین شبکههای نفوذ و استفاده از پرتابههایی بوده که توسط عوامل داخلی شلیک شدهاند. همچنین گزارشهایی که از برخی مناطق مرزی به گوش میرسد، نشان میدهد رژیم صهیونیستی برای فعالسازی گسلهای امنیتی و اجتماعی در داخل کشور، برنامهریزیهای جدی و هدفمندی انجام داده است.
با این حال، بخشهایی از این شبکه در روزهای گذشته شناسایی و دستگیر شدهاند یا فعالیت برای آنها بهشدت سخت و محدود شده است. همین مسئله باعث شده دشمن بیش از گذشته به سراغ ابزارهایی نظیر پهپاد، موشک و جنگنده برود؛ ابزارهایی که گرچه پرهزینه و پرریسکاند، اما در غیاب عناصر داخلی، تنها گزینههای باقیمانده برای او هستند.
با این شرایط، کلید مهار این سناریو همچنان همان است که همیشه بوده: رصد هوشمندانه فضای اجتماعی، بیاعتبارسازی و تضعیف شبکههای نفوذ، و فعالسازی حس مسئولیت عمومی در میان مردم. اگر مردم هوشیار باشند، اگر از کنار رفتارهای مشکوک، ارتباطات غیرعادی یا تحرکات مبهم بیتفاوت نگذرند، هیچ پروژهای — حتی از آسمان — فرود موفقی نخواهد داشت.
@Ramezanali_com
👍8
اللهم انصر الاسلام وأهله
واخذل أعداءه بحق محمد وال محمد عليهم السلام
اللهم احفظ الجمهورية الإسلامية
وأذل إسرائيل وأمريكا أعداء الإسلام والمسلمين.
واخذل أعداءه بحق محمد وال محمد عليهم السلام
اللهم احفظ الجمهورية الإسلامية
وأذل إسرائيل وأمريكا أعداء الإسلام والمسلمين.
❤11👍3
ما در آستانهی چیزی شبیه به جنگ خندق هستیم.
همهچیز نشان از یک تقابل تمامعیار دارد: دشمنانی که هر یک بهتنهایی خطرناکاند، حالا در قالب یک ائتلاف نانوشته کنار هم صف کشیدهاند؛ جنگ روانی، فشار اقتصادی، تهدید نظامی، عملیات امنیتی و ترورهای هدفمند. از بیرون، تصویر محاصرهای سنگین و همهجانبه دیده میشود، درست مثل آنچه در جنگ احزاب بر مدینه گذشت.
در آن روزها، مدینه در محاصره بود، ستون پنجم در درون فعال شده بود، و مؤمنان سخت آزمایش میشدند. اما یک تدبیر بهموقع (خندق)، یک انسجام داخلی و یک ایمان راسخ، نقشهی دشمن را شکست.
امروز ایران هم با ائتلافی از دشمنان مواجه است؛ رژیم صهیونیستی، آمریکا، دولتهای عربیِ سازشکار، مزدوران رسانهای، و پادوهای امنیتیشان در داخل و اطراف مرزها. فشار اقتصادی، تهاجم فرهنگی، تحریمهای هوشمند و عملیات هیبریدی، همگی ابزارهای این احزاب مدرناند.
اما با همهی شباهتها، تفاوت بنیادینی نیز وجود دارد:
در جنگ خندق، مسلمانان در موضع ضعف بودند و برای بقا میجنگیدند؛ اما ایران امروز، یک قدرت منطقهایِ تثبیتشده است که نهتنها در موضع دفاع، بلکه در بسیاری موارد در موضع «بازدارندگی فعال» قرار دارد. آن روزها، امید به امداد الهی بود؛ امروز، علاوه بر آن، بر تجربه، دانش، و شبکهی مقاومت نیز تکیه داریم.
ما در آستانهی جنگ خندق هستیم. و این بار، ما فرزندان خمینی خندق را کندهایم، و دشمن درون آن گرفتار خواهد شد.
@Ramezanali_com
همهچیز نشان از یک تقابل تمامعیار دارد: دشمنانی که هر یک بهتنهایی خطرناکاند، حالا در قالب یک ائتلاف نانوشته کنار هم صف کشیدهاند؛ جنگ روانی، فشار اقتصادی، تهدید نظامی، عملیات امنیتی و ترورهای هدفمند. از بیرون، تصویر محاصرهای سنگین و همهجانبه دیده میشود، درست مثل آنچه در جنگ احزاب بر مدینه گذشت.
در آن روزها، مدینه در محاصره بود، ستون پنجم در درون فعال شده بود، و مؤمنان سخت آزمایش میشدند. اما یک تدبیر بهموقع (خندق)، یک انسجام داخلی و یک ایمان راسخ، نقشهی دشمن را شکست.
امروز ایران هم با ائتلافی از دشمنان مواجه است؛ رژیم صهیونیستی، آمریکا، دولتهای عربیِ سازشکار، مزدوران رسانهای، و پادوهای امنیتیشان در داخل و اطراف مرزها. فشار اقتصادی، تهاجم فرهنگی، تحریمهای هوشمند و عملیات هیبریدی، همگی ابزارهای این احزاب مدرناند.
اما با همهی شباهتها، تفاوت بنیادینی نیز وجود دارد:
در جنگ خندق، مسلمانان در موضع ضعف بودند و برای بقا میجنگیدند؛ اما ایران امروز، یک قدرت منطقهایِ تثبیتشده است که نهتنها در موضع دفاع، بلکه در بسیاری موارد در موضع «بازدارندگی فعال» قرار دارد. آن روزها، امید به امداد الهی بود؛ امروز، علاوه بر آن، بر تجربه، دانش، و شبکهی مقاومت نیز تکیه داریم.
ما در آستانهی جنگ خندق هستیم. و این بار، ما فرزندان خمینی خندق را کندهایم، و دشمن درون آن گرفتار خواهد شد.
@Ramezanali_com
❤5👍4
مسئله ایران شکست نبود؛ بازدارندگی است
میثم رمضانعلی
دوازده روز نبرد مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی، نه پایان یک جنگ بلکه آغاز مرحلهای جدید در نظم امنیتی منطقه بود. برخلاف بسیاری از تحلیلها، آنچه اهمیت دارد نه تعداد موشکها یا میزان تخریب، بلکه تغییری است که در محاسبات دشمن اتفاق میافتد.
باید با دقت و صراحت گفت: ایران شکست نخورد، اما هنوز بازدارندگی قطعی هم ایجاد نکرده است. بسیاری از مقامات نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی که دستور مستقیم عملیاتهای ترور را صادر کردهاند، همچنان در امنیت کامل هستند. این وضعیت بهروشنی نشان میدهد که هزینهٔ اقدام برای دشمن هنوز آنقدر بالا نرفته که تصمیم به توقف یا تغییر راهبرد بگیرد. آنچه تاکنون رخ داده، بیش از آنکه بازدارنده باشد، نوعی پیام قاطع در اعلام آمادگی و ارادهٔ پاسخگویی از سوی ایران بوده است.
نکته مهم دیگر این است که آنچه فعلاً به نام آتشبس پذیرفته شده، نه حاصل یک گفتوگوی متوازن دیپلماتیک، بلکه حاصل فشارهای بینالمللی و ملاحظات دولت آمریکا است. اسرائیل در موقعیتی نبود که بتواند جنگ را ادامه دهد و ایران نیز در وضعیتی نبود که ادامهٔ عملیات را بدون تحمیل هزینههای جدیتر داخلی و بینالمللی ممکن ببیند. در نتیجه، توقف عملیات نظامی بیش از آنکه محصول بازدارندگی باشد، نوعی وقفهٔ تاکتیکی تحمیلشده است. این وقفه، اگر با بازطراحی راهبردی همراه نشود، نه تنها بازدارنده نخواهد بود، بلکه در بلندمدت موجب تضعیف تصویر قدرت جمهوری اسلامی در سطح منطقه خواهد شد.
چالش اصلی اکنون در این است که بخش مهمی از ساختار بازدارندگی ایران هنوز به شکل کامل و مؤثر عمل نمیکند. فقدان عملیاتهای هدفمند و مؤثر علیه طراحان عملیاتهای تروریستی، یکی از نشانههای آن است. وقتی هیچکدام از چهرههای اصلی تصمیمگیر در پروژههای ترور آسیبی ندیدهاند، پیام بازدارندگی به شکل ناقص منتقل میشود. از سوی دیگر، نفوذهای امنیتی، ترورهای پیدرپی و عملیاتهای دقیق دشمن در داخل خاک ایران، نشان از آن دارد که ساختار ضدنفوذ و امنیت داخلی کشور نیازمند بازسازی عمیق و بازنگری ساختاری است. این موضوع را نمیتوان با ادبیات نمادین یا شعارهای رسانهای جبران کرد.
افزون بر این، ایران هنوز موفق نشده است یک ائتلاف بینالمللی کارآمد و منسجم برای پشتیبانی از سیاست بازدارندگی خود ایجاد کند. حتی در جریان این درگیری، برخی از متحدان منطقهای که انتظار میرفت در قالب محور مقاومت در کنار ایران قرار بگیرند، سکوت یا بیتحرکی اختیار کردند. به بیانی، امکان همراهی نداشتند. تکیه صرف بر ظرفیت ملی، بدون تقویت پیوندهای عملیاتی منطقهای و بینالمللی، در بلندمدت کارایی بازدارندگی را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، اگر جمهوری اسلامی میخواهد در سطح راهبردی به جایگاه یک قدرت بازدارنده واقعی برسد، ناگزیر است که از واکنشهای نمادین فاصله بگیرد و بهسوی طراحی یک الگوی فعال و سیستماتیک برای بازدارندگی حرکت کند. بازدارندگیِ واقعی زمانی محقق میشود که پاسخها، دقیق، شخصیسازیشده، هزینهساز و تکرارشونده باشند؛ نه واکنشی و مبهم.
برای این منظور، لازم است دکترین امنیتی کشور از حالت فعلی که عمدتاً بر اصل «پاسخ در زمان و مکان مناسب» بنا شده، به یک چارچوب روشنتر و تعیینکنندهتر ارتقا پیدا کند. ساختار ضدنفوذ باید بر مبنای تجارب اخیر، بازطراحی و تقویت شود. همچنین باید شبکهای منسجم از بازیگران غیردولتی همراستا در جهان شکل گیرد که در مواقع بحران، ظرفیت اقدام فعال داشته باشند و نه صرفاً نقش حمایتی رسانهای. علاوه بر اینها، ایران نیاز دارد که روایت خود از مشروعیت، پاسخگویی و حق دفاع را در سطح افکار عمومی جهانی بهدرستی و با زبان بینالمللی بازسازی کند. دشمن سالهاست در جنگ روایتها پیروز بوده و این مسئله بر قدرت بازدارندگی نیز تأثیرگذار است.
در نهایت، جنگ اخیر نه پایان یک درگیری، بلکه زنگ هشداری جدی برای ورود به مرحلهای جدید از امنیت ملی بود. ژیم صهیونیستی بازخواهد گشت، همانگونه که همیشه بازمیگردد. اما بازگشت بعدی، نرمتر، هوشمندتر و در لایههای عمیقتر خواهد بود؛ از جنگ سایبری و عملیات روانی گرفته تا ترور و بیثباتسازی اجتماعی. ایران تنها در صورتی میتواند خود را قدرتی بازدارنده بدانَد که دشمن، پیش از اقدام، از پیامدهای آن بترسد؛ نه اینکه فقط در لحظهٔ درگیری از حجم پاسخها متعجب شود.
مسئله امروز ایران، پیروزی در جنگ نیست. مسئله، ساختن بازدارندگی پایدار است. این بازدارندگی نه با ادبیات پیروزی حاصل میشود و نه با عقبنشینی نمادین؛ بلکه نیازمند تصمیمهای سخت، بازسازی ساختارها و بازتعریف دقیق معادلات قدرت است.
@Ramezanali_com
میثم رمضانعلی
دوازده روز نبرد مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی، نه پایان یک جنگ بلکه آغاز مرحلهای جدید در نظم امنیتی منطقه بود. برخلاف بسیاری از تحلیلها، آنچه اهمیت دارد نه تعداد موشکها یا میزان تخریب، بلکه تغییری است که در محاسبات دشمن اتفاق میافتد.
باید با دقت و صراحت گفت: ایران شکست نخورد، اما هنوز بازدارندگی قطعی هم ایجاد نکرده است. بسیاری از مقامات نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی که دستور مستقیم عملیاتهای ترور را صادر کردهاند، همچنان در امنیت کامل هستند. این وضعیت بهروشنی نشان میدهد که هزینهٔ اقدام برای دشمن هنوز آنقدر بالا نرفته که تصمیم به توقف یا تغییر راهبرد بگیرد. آنچه تاکنون رخ داده، بیش از آنکه بازدارنده باشد، نوعی پیام قاطع در اعلام آمادگی و ارادهٔ پاسخگویی از سوی ایران بوده است.
نکته مهم دیگر این است که آنچه فعلاً به نام آتشبس پذیرفته شده، نه حاصل یک گفتوگوی متوازن دیپلماتیک، بلکه حاصل فشارهای بینالمللی و ملاحظات دولت آمریکا است. اسرائیل در موقعیتی نبود که بتواند جنگ را ادامه دهد و ایران نیز در وضعیتی نبود که ادامهٔ عملیات را بدون تحمیل هزینههای جدیتر داخلی و بینالمللی ممکن ببیند. در نتیجه، توقف عملیات نظامی بیش از آنکه محصول بازدارندگی باشد، نوعی وقفهٔ تاکتیکی تحمیلشده است. این وقفه، اگر با بازطراحی راهبردی همراه نشود، نه تنها بازدارنده نخواهد بود، بلکه در بلندمدت موجب تضعیف تصویر قدرت جمهوری اسلامی در سطح منطقه خواهد شد.
چالش اصلی اکنون در این است که بخش مهمی از ساختار بازدارندگی ایران هنوز به شکل کامل و مؤثر عمل نمیکند. فقدان عملیاتهای هدفمند و مؤثر علیه طراحان عملیاتهای تروریستی، یکی از نشانههای آن است. وقتی هیچکدام از چهرههای اصلی تصمیمگیر در پروژههای ترور آسیبی ندیدهاند، پیام بازدارندگی به شکل ناقص منتقل میشود. از سوی دیگر، نفوذهای امنیتی، ترورهای پیدرپی و عملیاتهای دقیق دشمن در داخل خاک ایران، نشان از آن دارد که ساختار ضدنفوذ و امنیت داخلی کشور نیازمند بازسازی عمیق و بازنگری ساختاری است. این موضوع را نمیتوان با ادبیات نمادین یا شعارهای رسانهای جبران کرد.
افزون بر این، ایران هنوز موفق نشده است یک ائتلاف بینالمللی کارآمد و منسجم برای پشتیبانی از سیاست بازدارندگی خود ایجاد کند. حتی در جریان این درگیری، برخی از متحدان منطقهای که انتظار میرفت در قالب محور مقاومت در کنار ایران قرار بگیرند، سکوت یا بیتحرکی اختیار کردند. به بیانی، امکان همراهی نداشتند. تکیه صرف بر ظرفیت ملی، بدون تقویت پیوندهای عملیاتی منطقهای و بینالمللی، در بلندمدت کارایی بازدارندگی را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، اگر جمهوری اسلامی میخواهد در سطح راهبردی به جایگاه یک قدرت بازدارنده واقعی برسد، ناگزیر است که از واکنشهای نمادین فاصله بگیرد و بهسوی طراحی یک الگوی فعال و سیستماتیک برای بازدارندگی حرکت کند. بازدارندگیِ واقعی زمانی محقق میشود که پاسخها، دقیق، شخصیسازیشده، هزینهساز و تکرارشونده باشند؛ نه واکنشی و مبهم.
برای این منظور، لازم است دکترین امنیتی کشور از حالت فعلی که عمدتاً بر اصل «پاسخ در زمان و مکان مناسب» بنا شده، به یک چارچوب روشنتر و تعیینکنندهتر ارتقا پیدا کند. ساختار ضدنفوذ باید بر مبنای تجارب اخیر، بازطراحی و تقویت شود. همچنین باید شبکهای منسجم از بازیگران غیردولتی همراستا در جهان شکل گیرد که در مواقع بحران، ظرفیت اقدام فعال داشته باشند و نه صرفاً نقش حمایتی رسانهای. علاوه بر اینها، ایران نیاز دارد که روایت خود از مشروعیت، پاسخگویی و حق دفاع را در سطح افکار عمومی جهانی بهدرستی و با زبان بینالمللی بازسازی کند. دشمن سالهاست در جنگ روایتها پیروز بوده و این مسئله بر قدرت بازدارندگی نیز تأثیرگذار است.
در نهایت، جنگ اخیر نه پایان یک درگیری، بلکه زنگ هشداری جدی برای ورود به مرحلهای جدید از امنیت ملی بود. ژیم صهیونیستی بازخواهد گشت، همانگونه که همیشه بازمیگردد. اما بازگشت بعدی، نرمتر، هوشمندتر و در لایههای عمیقتر خواهد بود؛ از جنگ سایبری و عملیات روانی گرفته تا ترور و بیثباتسازی اجتماعی. ایران تنها در صورتی میتواند خود را قدرتی بازدارنده بدانَد که دشمن، پیش از اقدام، از پیامدهای آن بترسد؛ نه اینکه فقط در لحظهٔ درگیری از حجم پاسخها متعجب شود.
مسئله امروز ایران، پیروزی در جنگ نیست. مسئله، ساختن بازدارندگی پایدار است. این بازدارندگی نه با ادبیات پیروزی حاصل میشود و نه با عقبنشینی نمادین؛ بلکه نیازمند تصمیمهای سخت، بازسازی ساختارها و بازتعریف دقیق معادلات قدرت است.
@Ramezanali_com
👌6❤3👍2
Forwarded from اشاره
❤5
با فردی مواجهید که به هیچیک از تعهداتش پایبند نیست. این وضعیت، خروج از یک تقابل تمامعیار را غیر ممکن میکند؛ تقابلی که تا زمانی که شما بهطور آگاهانه و قاطعانه پایان آن را تعیین نکنید، استمرار خواهد یافت.
اکنون، با توقف حملات، وارد میدان بازی پیچیدهای شدهایم که در آن افکار عمومی جهان، ما را مسئول تداوم بحران میداند؛ گویی بار پایان دادن به درگیری، یکسره بر دوش ما نهاده شده است.
اکنون، با توقف حملات، وارد میدان بازی پیچیدهای شدهایم که در آن افکار عمومی جهان، ما را مسئول تداوم بحران میداند؛ گویی بار پایان دادن به درگیری، یکسره بر دوش ما نهاده شده است.
❤4👍1
آنچه اکنون برقرار است، بههیچوجه «آتشبس» نامیده نمیشود. این وضعیت، بیشتر شبیه به یک مکث مصلحتی است؛ مکثی که طرف مقابل در هر لحظه میتواند با بهانهای تازه، آن را به هم بزند و دوباره آتش جنگ را شعلهور کند.
👌4👍3❤1
مخاطرات امنیتیِ فیلترینگ ناموثر
تأملی در تهدیدهای ناشی از استفاده عمومی از فیلترشکن
میثم رمضانعلی
شهریور ۱۳۹۱ مطلبی نوشتم با تیتر: آیا مسئولین فیلترینگ، امنیت ملی را دچار مخاطره کردهاند؟
مطلبی که در سایت گرداب(مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری سپاه) نیز منتشر شد، ولی توسط کارگروه فیلترینگ دستور حذفش داده شد.
بعد از حدود ۱۳ سال، کمی بازنویسیاش کردم.
...
یک: جرمانگاری یا تهدید امنیتی؟
مطابق ماده ۲۵ قانون جرائم رایانهای، «انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، جاسوسی رایانه ای» جرم تلقی میشود که برخی با تفسیر موسع از آن فیلترینگ را هم ذیل دسترسی غیر مجاز قرار میدهند.» جاین سیاست قضایی که در توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تکرار میشود، ناظر به رویکردی است که عبور از فیلتر را نه تنها نقض قانون، بلکه تهدیدی برای نظم عمومی تلقی میکند.
با این حال، صرفنظر از رویکرد کیفری، نگرانی جدیتری وجود دارد که حتی برخی نهادهای رسمی نیز نسبت به آن هشدار دادهاند: تهدید امنیت اطلاعات کاربران ایرانی توسط شبکههای خارجی ارائهدهنده VPN در ایران.
۲. مخاطرات فنیِ ابزارهای دور زدن فیلتر
بخش فنی ماجرا روشن است و در گزارشهای متعدد آمده است: اغلب سرویسهای VPN رایگان یا تجاری خارجی، نه تنها مسیر تبادل اطلاعات کاربران را رمزگشایی و ثبت میکنند، بلکه میتوانند از طریق دسترسی به پورتهای باز رایانه، به اطلاعات ذخیرهشده دسترسی یابند. در صورتی که این اتصال از درون یک شبکه سازمانی برقرار شود، امکان نفوذ به سامانههای داخلی نیز وجود دارد.
برخی گزارشهای فنی نشان میدهد که سازوکارهای جاسوسی تعبیهشده در برخی نرمافزارهای عبور از فیلتر، میتوانند بدون آگاهی کاربر، فایلهای شخصی، عکسها، متون یا اطلاعات شبکه را برای سرورهای خارجی ارسال کنند. بدینترتیب، استفاده گسترده و غیرمدیریتشده از این ابزارها، عملاً به معنای باز گذاشتن درگاه رایانههای شخصی و سازمانی به روی بیگانگان است.
اقتصاد سیاه فروش فیلترشکن و نیز تبلیغات ناامن فرهنگی و امنیتی در فیلترشکنهای رایگان (که کاربر را به محتوای ناامن مضاعفی هم سوق میدهد) از جمله تبلیغات مشهور جذب کارمند اطلاعاتی (جاسوس) برای رژیم صهیونیستی که در صفحه اول بسیار از VPN ها دیده میشود
۳. طیفهای درگیر: از مسئولان تا عموم مردم
اگر استفاده از فیلترشکنها محدود به برخی کاربران کنجکاو یا مخالف نبود، شاید موضوع به این سطح از اهمیت نمیرسید. اما واقعیت آن است که در فضای فعلی، طیف گستردهای از کاربران ناچار به استفاده از ابزارهای دور زدن فیلتر هستند:
گروه اول، بسیاری از مسئولان و مدیران فرهنگی، رسانهای یا اجراییاند که برای آگاهی از تحولات، دسترسی به منابع و پیگیری افکار عمومی، ناگزیر از عبور از فیلترینگاند. درحالیکه ممکن است اطلاعات حساس یا محرمانه در دستگاههای آنان ذخیره شده باشد.
گروه دوم، فعالان فضای مجازیِ جبهه انقلاباند؛ کسانی که برای روشنگری، مقابله با شبهات و حضور مؤثر وارد شبکههای جهانی شدهاند. این افراد نیز بهدلیل فقدان زیرساختهای داخلی مناسب، عملاً وابسته به VPNها هستند.
گروه سوم، عموم مردماند که به دلایل گوناگون (تحصیل، ارتباطات، سرگرمی یا اقتصاد دیجیتال) ناچار به استفاده از خدماتی هستند که مسدود شدهاند. حتی اگر اطلاعات امنیتی در اختیار نداشته باشند، دادههای شخصی آنها (تصاویر خانوادگی، اطلاعات مالی، موقعیت جغرافیایی، سوابق خرید و ...) میتواند پازل دقیقی از جامعه ایرانی برای نهادهای خارجی بسازد.
۴. مسئله اصلی: طراحی نادرست سیاست فیلترینگ
نقد متوجه اصل فیلترینگ نیست، بلکه ناظر به عدم طراحی استراتژیک، فقدان نگاه راهبردی و بیتوجهی به آثار ناخواستهٔ فیلترینگ کور و گسترده است. سیاستگذاران فضای مجازی، بهجای تنظیم دقیق سطح دسترسی کاربران، رویکردی یکسان، فاقد انعطاف و غیرتخصصی اتخاذ کردهاند که در عمل حتی نیروهای انقلابی، مدیران رسمی و کارشناسان را نیز به استفاده از ابزارهای ناامن سوق داده است.
این سیاستها نهتنها موفق به کنترل جریان اطلاعات نشدهاند، بلکه موجب شکاف عمیق میان نخبگان فضای مجازی و نهادهای تصمیمگیر شدهاند. بسیاری از فعالان مؤمن و متعهد، نهتنها از سیاست فعلی دفاع نمیکنند، بلکه گاه با تمسخر و اعتراض به آن واکنش نشان میدهند. فقدان حلقههای مشورتی، استفاده نکردن از تجربیات میدانی فعالان، و بسته بودن ساختار تصمیمگیری در این حوزه، سبب شده حتی پیشنهادهای اصلاحی نیز بهدرستی شنیده نشود.
۵. در نگاه کلان امنیتی، یک پرسش راهبردی باید طرح شود:
آیا باز گذاشتن تعدادی از وبگاهها و دسترسی هدفمند، برای امنیت ملی خطرناکتر است یا فیلتر کردن گستردهٔ آنها و سوق دادن میلیونها نفر به استفاده از ابزارهای ناامن خارجی؟
.
@Ramezanali_com
تأملی در تهدیدهای ناشی از استفاده عمومی از فیلترشکن
میثم رمضانعلی
شهریور ۱۳۹۱ مطلبی نوشتم با تیتر: آیا مسئولین فیلترینگ، امنیت ملی را دچار مخاطره کردهاند؟
مطلبی که در سایت گرداب(مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری سپاه) نیز منتشر شد، ولی توسط کارگروه فیلترینگ دستور حذفش داده شد.
بعد از حدود ۱۳ سال، کمی بازنویسیاش کردم.
...
یک: جرمانگاری یا تهدید امنیتی؟
مطابق ماده ۲۵ قانون جرائم رایانهای، «انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، جاسوسی رایانه ای» جرم تلقی میشود که برخی با تفسیر موسع از آن فیلترینگ را هم ذیل دسترسی غیر مجاز قرار میدهند.» جاین سیاست قضایی که در توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تکرار میشود، ناظر به رویکردی است که عبور از فیلتر را نه تنها نقض قانون، بلکه تهدیدی برای نظم عمومی تلقی میکند.
با این حال، صرفنظر از رویکرد کیفری، نگرانی جدیتری وجود دارد که حتی برخی نهادهای رسمی نیز نسبت به آن هشدار دادهاند: تهدید امنیت اطلاعات کاربران ایرانی توسط شبکههای خارجی ارائهدهنده VPN در ایران.
۲. مخاطرات فنیِ ابزارهای دور زدن فیلتر
بخش فنی ماجرا روشن است و در گزارشهای متعدد آمده است: اغلب سرویسهای VPN رایگان یا تجاری خارجی، نه تنها مسیر تبادل اطلاعات کاربران را رمزگشایی و ثبت میکنند، بلکه میتوانند از طریق دسترسی به پورتهای باز رایانه، به اطلاعات ذخیرهشده دسترسی یابند. در صورتی که این اتصال از درون یک شبکه سازمانی برقرار شود، امکان نفوذ به سامانههای داخلی نیز وجود دارد.
برخی گزارشهای فنی نشان میدهد که سازوکارهای جاسوسی تعبیهشده در برخی نرمافزارهای عبور از فیلتر، میتوانند بدون آگاهی کاربر، فایلهای شخصی، عکسها، متون یا اطلاعات شبکه را برای سرورهای خارجی ارسال کنند. بدینترتیب، استفاده گسترده و غیرمدیریتشده از این ابزارها، عملاً به معنای باز گذاشتن درگاه رایانههای شخصی و سازمانی به روی بیگانگان است.
اقتصاد سیاه فروش فیلترشکن و نیز تبلیغات ناامن فرهنگی و امنیتی در فیلترشکنهای رایگان (که کاربر را به محتوای ناامن مضاعفی هم سوق میدهد) از جمله تبلیغات مشهور جذب کارمند اطلاعاتی (جاسوس) برای رژیم صهیونیستی که در صفحه اول بسیار از VPN ها دیده میشود
۳. طیفهای درگیر: از مسئولان تا عموم مردم
اگر استفاده از فیلترشکنها محدود به برخی کاربران کنجکاو یا مخالف نبود، شاید موضوع به این سطح از اهمیت نمیرسید. اما واقعیت آن است که در فضای فعلی، طیف گستردهای از کاربران ناچار به استفاده از ابزارهای دور زدن فیلتر هستند:
گروه اول، بسیاری از مسئولان و مدیران فرهنگی، رسانهای یا اجراییاند که برای آگاهی از تحولات، دسترسی به منابع و پیگیری افکار عمومی، ناگزیر از عبور از فیلترینگاند. درحالیکه ممکن است اطلاعات حساس یا محرمانه در دستگاههای آنان ذخیره شده باشد.
گروه دوم، فعالان فضای مجازیِ جبهه انقلاباند؛ کسانی که برای روشنگری، مقابله با شبهات و حضور مؤثر وارد شبکههای جهانی شدهاند. این افراد نیز بهدلیل فقدان زیرساختهای داخلی مناسب، عملاً وابسته به VPNها هستند.
گروه سوم، عموم مردماند که به دلایل گوناگون (تحصیل، ارتباطات، سرگرمی یا اقتصاد دیجیتال) ناچار به استفاده از خدماتی هستند که مسدود شدهاند. حتی اگر اطلاعات امنیتی در اختیار نداشته باشند، دادههای شخصی آنها (تصاویر خانوادگی، اطلاعات مالی، موقعیت جغرافیایی، سوابق خرید و ...) میتواند پازل دقیقی از جامعه ایرانی برای نهادهای خارجی بسازد.
۴. مسئله اصلی: طراحی نادرست سیاست فیلترینگ
نقد متوجه اصل فیلترینگ نیست، بلکه ناظر به عدم طراحی استراتژیک، فقدان نگاه راهبردی و بیتوجهی به آثار ناخواستهٔ فیلترینگ کور و گسترده است. سیاستگذاران فضای مجازی، بهجای تنظیم دقیق سطح دسترسی کاربران، رویکردی یکسان، فاقد انعطاف و غیرتخصصی اتخاذ کردهاند که در عمل حتی نیروهای انقلابی، مدیران رسمی و کارشناسان را نیز به استفاده از ابزارهای ناامن سوق داده است.
این سیاستها نهتنها موفق به کنترل جریان اطلاعات نشدهاند، بلکه موجب شکاف عمیق میان نخبگان فضای مجازی و نهادهای تصمیمگیر شدهاند. بسیاری از فعالان مؤمن و متعهد، نهتنها از سیاست فعلی دفاع نمیکنند، بلکه گاه با تمسخر و اعتراض به آن واکنش نشان میدهند. فقدان حلقههای مشورتی، استفاده نکردن از تجربیات میدانی فعالان، و بسته بودن ساختار تصمیمگیری در این حوزه، سبب شده حتی پیشنهادهای اصلاحی نیز بهدرستی شنیده نشود.
۵. در نگاه کلان امنیتی، یک پرسش راهبردی باید طرح شود:
آیا باز گذاشتن تعدادی از وبگاهها و دسترسی هدفمند، برای امنیت ملی خطرناکتر است یا فیلتر کردن گستردهٔ آنها و سوق دادن میلیونها نفر به استفاده از ابزارهای ناامن خارجی؟
.
@Ramezanali_com
❤1
هابیل | نوشتههای میثم رمضانعلی
مخاطرات امنیتیِ فیلترینگ ناموثر تأملی در تهدیدهای ناشی از استفاده عمومی از فیلترشکن میثم رمضانعلی شهریور ۱۳۹۱ مطلبی نوشتم با تیتر: آیا مسئولین فیلترینگ، امنیت ملی را دچار مخاطره کردهاند؟ مطلبی که در سایت گرداب(مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری سپاه)…
میبینید؟
این مطلب سیزده سال پیش نوشته شده؛ اما هیچچیز تغییر نکرده. حتی اوضاع بدتر هم شده. هشدارها نه تنها کسی را حساس نکرد، که تلاش شد اصلاً شنیده نشوند.
این مطلب سیزده سال پیش نوشته شده؛ اما هیچچیز تغییر نکرده. حتی اوضاع بدتر هم شده. هشدارها نه تنها کسی را حساس نکرد، که تلاش شد اصلاً شنیده نشوند.
🥴3😢2
Forwarded from مُحَلِّل
🔸 فارغ از اینکه مفهوم پیروزی چقدر قابل درک است و در گذر از اینکه هنوز پیکرهای شهدایمان روی زمین هستند، اقداماتی مانند جشن پیروزی و یا حتی گفتن عبارات پیروزی، شکست و ...، بازی در پازل دشمن است زیرا:
اولاً توقف نبرد نظامی در شکنندهترین حالت خود بوده و به تماسهای تلفنی دونالد ترامپ بَند است! وقتی توافق مکتوب شده و قطعنامه شورای امنیت پشت آن بیاید، تازه میتوان گفت آن توافق آتشبس یک تضمین حداکثر ۵۰ درصدی دارد.
ثانیاً، با فرض توقف حملات نظامی، نبرد ادامه دارد اما به اشکال سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، شناختی و ... . از قضا این قسمت شاید سختتر هم باشد زیرا دشمن قطعا انسجام ملی شکل گرفته را هدف قرار خواهد داد، بنابراین تابآوری ملی طی ماههای آتی ولو تا پایان سال بسیار مهم است. صحبت از پیروزی و شکست یا برگزاری جشن و کارنوال و ... این انتظار را در اذهان مردم ایجاد میکند که جنگ به پایان رسیده و لاجرم دیگر نباید درگیری وجود داشته باشد. این مسئله، مطابق خواست دشمن، آتشبس را تبدیل به مخدری میکند که باعث درهم شکستن اراده مقاومت ملی میشود، دقیقاً با شیوهای که چندین بار بر سر مردم غزه در دو سال گذشته پیاده کردند. لذا باید هوشیار بود.
@Mohallell
اولاً توقف نبرد نظامی در شکنندهترین حالت خود بوده و به تماسهای تلفنی دونالد ترامپ بَند است! وقتی توافق مکتوب شده و قطعنامه شورای امنیت پشت آن بیاید، تازه میتوان گفت آن توافق آتشبس یک تضمین حداکثر ۵۰ درصدی دارد.
ثانیاً، با فرض توقف حملات نظامی، نبرد ادامه دارد اما به اشکال سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، شناختی و ... . از قضا این قسمت شاید سختتر هم باشد زیرا دشمن قطعا انسجام ملی شکل گرفته را هدف قرار خواهد داد، بنابراین تابآوری ملی طی ماههای آتی ولو تا پایان سال بسیار مهم است. صحبت از پیروزی و شکست یا برگزاری جشن و کارنوال و ... این انتظار را در اذهان مردم ایجاد میکند که جنگ به پایان رسیده و لاجرم دیگر نباید درگیری وجود داشته باشد. این مسئله، مطابق خواست دشمن، آتشبس را تبدیل به مخدری میکند که باعث درهم شکستن اراده مقاومت ملی میشود، دقیقاً با شیوهای که چندین بار بر سر مردم غزه در دو سال گذشته پیاده کردند. لذا باید هوشیار بود.
@Mohallell
❤2
نقدی بر «زوال امتگرایی»: مسئله دعوا با اصل یا انحراف؟
آقای محمد فاضلی نوشتهاند:
«در این جنگ مشخص شد مردم ایران از خواننده لسآنجلسی محروم از دیدار میهن تا فیلسوف مسلمان رانده شده از وطن، از منتقد مسلمان زندان رفته و زجر کشیده تا فعال اقتصادی سکولار به ستوه آمده از حکمرانی بد، بر محور ایران متحد میشوند، اما امتگرایی چنین ظرفیتی برای اتحاد ایرانیان ندارد.»
ایشان در تحلیل خود از «امتگرایی» دچار چند خطای مفهومی و تاریخی است که لازم است به آنها اشاره شود.
۱. مغالطهی جایگزینی امتگرایی با ایرانگرایی
آنچه در حوادث اخیر شاهد آن هستیم، همدلی طیفهایی از جامعه ایران حول مسائل ملی است. اما نتیجه گرفتن از این اتفاق که امتگرایی به زوال رسیده یا دیگر ظرفیتی برای اتحاد ندارد، نوعی تعمیم شتابزده و مغالطهآمیز است. امتگرایی هیچگاه در تضاد با حبّ وطن نبوده است. اتفاقاً در گفتمان اسلامی ــ بهویژه در قرائت امام خمینی و رهبران مقاومت ــ دفاع از وطن، پاسداشت مردم، و حتی حضور در حاکمیت برای اصلاح، بخشی از مسئولیت امتگرایانه تعریف میشود، نه در تعارض با آن.
۲. امتگرایی انکار نمیکند که مردم ایران ایرانیاند
این تصور که امتگرایی مردم را از هویت ایرانی تهی میکند، سوءفهمی تاریخی است. امتگرایی یک افق تمدنی فراملّی است، نه پروژهای برای ذوب کردن هویتها. همانطور که یک فرد میتواند هم ترک باشد، هم مسلمان، هم حامی دموکراسی، میتواند هم ایرانی باشد و هم خود را در امت اسلامی تعریف کند. آنچه امروز امتگرایی را تهدید میکند، نه ذات آن، بلکه انحرافهای سیاسی در اجرای آن است: مصادرهٔ مفهوم امت برای توجیه سرکوب، فساد یا ناکارآمدی.
۳. امتگرایی اگر امروز کمفروغ است، بهخاطر زوال عدالت و صداقت است، نه بیمایهگی خودش
آقای فاضلی بهجای نقد عملکرد حکومت، به سراغ اصل ایدهٔ امتگرایی رفته است. درحالیکه اصولا امتگرایی زمانی میتواند موجآفرین باشد که بر پایهی عدالت، کرامت انسان، و مشارکت عمومی استوار باشد. وقتی حاکمیتی با شعار امت اسلامی، به تبعیض و سرکوب و فساد میرسد، شکست از آنِ امتگرایی نیست، بلکه از آنِ تحریف آن است.
۴. امتگرایی در روزگار بحران، تنها نقطه امید برخی ملتهاست
در ایران، فلسطین، لبنان، یمن، بحرین و حتی بعضی جوامع مسلمان در آفریقا و آسیا، امتگرایی است که بدنههایی از مردم، هویت و امید داده است؛ هویتی فراتر از مرزهای تحمیلشده و امیدی برای آیندهای عادلانه. اینکه در ایران امروز عدهای از سر خشم و شکستهای داخلی به ملیگرایی پناه میبرند، نقدی بر امتگرایی نیست، بلکه نشانهای از بحران اجتماعی در درون یک کشور خاص است. بحرانی که ناشی از عدم فهم از دو فهم ملیگرایی و امتگراییست.
اگر بناست از ایدهای عبور کنیم، باید روشن کنیم که چرا و چگونه شکست خورده است: ذاتاً یا در اجرا؟ امتگرایی نه زوال یافته، نه ضد ایران است، و نه ظرفیت خود را از دست داده است؛ آنچه رو به زوال است، بهرهکشی سیاسی از آن بدون همراهی با عدالت و صداقت است. کاری که خود آفای فاضلی هم با مغالطهشان با آن کردهاند.
#امت_گرایی
#ایران_و_امت
#عدالت_اجتماعی
#ملت_امت
#گفتمان_سیاسی
@Ramezanali_com
آقای محمد فاضلی نوشتهاند:
«در این جنگ مشخص شد مردم ایران از خواننده لسآنجلسی محروم از دیدار میهن تا فیلسوف مسلمان رانده شده از وطن، از منتقد مسلمان زندان رفته و زجر کشیده تا فعال اقتصادی سکولار به ستوه آمده از حکمرانی بد، بر محور ایران متحد میشوند، اما امتگرایی چنین ظرفیتی برای اتحاد ایرانیان ندارد.»
ایشان در تحلیل خود از «امتگرایی» دچار چند خطای مفهومی و تاریخی است که لازم است به آنها اشاره شود.
۱. مغالطهی جایگزینی امتگرایی با ایرانگرایی
آنچه در حوادث اخیر شاهد آن هستیم، همدلی طیفهایی از جامعه ایران حول مسائل ملی است. اما نتیجه گرفتن از این اتفاق که امتگرایی به زوال رسیده یا دیگر ظرفیتی برای اتحاد ندارد، نوعی تعمیم شتابزده و مغالطهآمیز است. امتگرایی هیچگاه در تضاد با حبّ وطن نبوده است. اتفاقاً در گفتمان اسلامی ــ بهویژه در قرائت امام خمینی و رهبران مقاومت ــ دفاع از وطن، پاسداشت مردم، و حتی حضور در حاکمیت برای اصلاح، بخشی از مسئولیت امتگرایانه تعریف میشود، نه در تعارض با آن.
۲. امتگرایی انکار نمیکند که مردم ایران ایرانیاند
این تصور که امتگرایی مردم را از هویت ایرانی تهی میکند، سوءفهمی تاریخی است. امتگرایی یک افق تمدنی فراملّی است، نه پروژهای برای ذوب کردن هویتها. همانطور که یک فرد میتواند هم ترک باشد، هم مسلمان، هم حامی دموکراسی، میتواند هم ایرانی باشد و هم خود را در امت اسلامی تعریف کند. آنچه امروز امتگرایی را تهدید میکند، نه ذات آن، بلکه انحرافهای سیاسی در اجرای آن است: مصادرهٔ مفهوم امت برای توجیه سرکوب، فساد یا ناکارآمدی.
۳. امتگرایی اگر امروز کمفروغ است، بهخاطر زوال عدالت و صداقت است، نه بیمایهگی خودش
آقای فاضلی بهجای نقد عملکرد حکومت، به سراغ اصل ایدهٔ امتگرایی رفته است. درحالیکه اصولا امتگرایی زمانی میتواند موجآفرین باشد که بر پایهی عدالت، کرامت انسان، و مشارکت عمومی استوار باشد. وقتی حاکمیتی با شعار امت اسلامی، به تبعیض و سرکوب و فساد میرسد، شکست از آنِ امتگرایی نیست، بلکه از آنِ تحریف آن است.
۴. امتگرایی در روزگار بحران، تنها نقطه امید برخی ملتهاست
در ایران، فلسطین، لبنان، یمن، بحرین و حتی بعضی جوامع مسلمان در آفریقا و آسیا، امتگرایی است که بدنههایی از مردم، هویت و امید داده است؛ هویتی فراتر از مرزهای تحمیلشده و امیدی برای آیندهای عادلانه. اینکه در ایران امروز عدهای از سر خشم و شکستهای داخلی به ملیگرایی پناه میبرند، نقدی بر امتگرایی نیست، بلکه نشانهای از بحران اجتماعی در درون یک کشور خاص است. بحرانی که ناشی از عدم فهم از دو فهم ملیگرایی و امتگراییست.
اگر بناست از ایدهای عبور کنیم، باید روشن کنیم که چرا و چگونه شکست خورده است: ذاتاً یا در اجرا؟ امتگرایی نه زوال یافته، نه ضد ایران است، و نه ظرفیت خود را از دست داده است؛ آنچه رو به زوال است، بهرهکشی سیاسی از آن بدون همراهی با عدالت و صداقت است. کاری که خود آفای فاضلی هم با مغالطهشان با آن کردهاند.
#امت_گرایی
#ایران_و_امت
#عدالت_اجتماعی
#ملت_امت
#گفتمان_سیاسی
@Ramezanali_com
❤4
هابیل | نوشتههای میثم رمضانعلی
شبکههای نفوذ، نقطه اتکای صهیونیسم در جنگ ترکیبی با وجود همه نمایشهای نظامی رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر، همچنان روشنترین نیاز و نقطه اتکای اصلی آنها، تحریک و بهرهبرداری از نیروهای مزدور در داخل ایران است. بخشی از عملیاتهایی که تاکنون اجرا کردهاند،…
طی ۱۲ روز گذشته بیش از ۷۰۰ نفر از عوامل شبکۀ جاسوسی رژیم صهیونیستی در کشور دستگیر شدند.
این دستگیریها بیشتر در استانهای کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، فارس و لرستان بوده است.
مأموریت این افراد شامل هدایت پهپادهای انتحاری، ساخت بمب، تصویربرداری از مراکز حساس و ارسال اطلاعات به رژیم صهیونیستی بوده است.
تنها در تهران بیش از ۱۰ هزار ریزپرنده کشف شده و آمار ارائهشده شامل اتباع خارجی نیست.
این دستگیریها بیشتر در استانهای کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، فارس و لرستان بوده است.
مأموریت این افراد شامل هدایت پهپادهای انتحاری، ساخت بمب، تصویربرداری از مراکز حساس و ارسال اطلاعات به رژیم صهیونیستی بوده است.
تنها در تهران بیش از ۱۰ هزار ریزپرنده کشف شده و آمار ارائهشده شامل اتباع خارجی نیست.