هابیل | نوشته‌های میثم رمضانعلی
763 subscribers
110 photos
27 videos
6 files
77 links
Download Telegram
آنچه اکنون در جریان است، یک جنگ وجودیِ اعلام‌نشده علیه ایران و شیعیان است. مطالبی که خواهم نوشت، خوشایند بسیاری نخواهد بود.

اقدامی عمدی برای تخدیر (بی‌حس کردن) ملت‌ها در جریان است. ایران حملات دردناکی انجام داد، اما اسرائیل خود را برای چیزی بسیار بدتر آماده کرده و عمداً از طریق رسانه‌های صهیونیستی یا سازشکار، حملات ایران را بزرگ‌نمایی می‌کند.

فراخوان‌های ترامپ برای پایان دادن به جنگ، یک استاندارد دوگانه است برای حفظ راه بازگشت و متوقف کردن درگیری‌ها پس از آنکه اسرائیل به اهدافش برسد. این سیاست، پیش‌تر در لبنان ما را فریب داد، زمانی که یک پیشنهاد آتش‌بس فرانسوی-آمریکایی ارائه شد و در پی آن، با ترور فرماندهان نیروی رضوان، زمینه برای ترور سید حسن فراهم شد. آن پیشنهاد فریبی بود برای خریدن وقت.

عرب‌ها چهار تریلیون دلار به ترامپ پرداخت کردند تا کار ایران را تمام کند. ایران باید این وضعیت را به‌مثابه یک نبرد بقا ببیند، نه صرفاً یک درگیری.

آنچه اسرائیل انجام می‌دهد، یک عملیات نظامی محدود نیست، بلکه جنگی تمام‌عیار برای نابودی برنامه هسته‌ای و توانمندی‌های ایران است. تمام سخنان درباره تنش‌زدایی و بزرگ‌نمایی حملات ایران، ترفندی از سوی صهیونیست‌ها برای خرید زمان جهت انجام حملات گسترده‌تر است.

اسرائیل هرگز جرئت آغاز جنگ با ایران را نخواهد داشت، مگر آنکه اقدامات احتیاطی وسیعی را در داخل رژیم خود اتخاذ کند تا وحدت جبهه داخلی‌اش را تضمین نماید؛ جبهه‌ای که همان نقطه‌ضعف آن است.

این جنگ زاییده این لحظه نیست. آنچه اکنون رخ می‌دهد، بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی است که رسانه‌ها به آن می‌پردازند. ما سرگرم جزئیات شده‌ایم و از درک تصویر کلان بازمانده‌ایم.

شکست ایران، به معنای ورود ما به عصری تاریک و دردناک برای صد سال آینده خواهد بود.

تکرار می‌کنم: این یک نبرد بقاست، نه صرفاً یک جنگ یا حمله. امید ما به خدای بزرگ است، و پیروزی هم‌پیمان مؤمنان خواهد بود.

منبع: https://x.com/xpmov/status/1934161411141157336
ترجمه از: https://x.com/mosbatboy

@Ramezanali_com
3👍3👏1🤬1
هر کسی که متجاوز به این خاک را صریح و روشن محکوم نکند، بخشی از پازل دشمن است در مشروعیت‌بخشی به تجاوز به ایران.
👏121
Forwarded from أخٌ‌في‌الله
برادرانه و خالصانه ازتون خواهش میکنم خودتون رو در معرض اخبار صهیونیست ها و اذنابشون قرار ندید ، شدت جنگ روانیشون واقعا بالاست و روی روح و روان شما اثر میذاره
اینجا هرچی علیه اونها باشه رو میذارم لوگو هم نمیدانم که هرجا خواستید استفاده کنید ، اسم و منبع هم نمیخواد بگید
12👍1👏1
اگر یک لگد به رژیم صهیونیستی می‌زنید، ده تا به مزدورهای فارسی‌زبانش بزنید؛ همان‌هایی که با هزار دغل، مسیر تجاوز به این خاک و ملت را هموار می‌کنند.
خطرناک‌تر از بمب و موشک، زبانی‌ست که به جای مردم، به نفع ظلم و تجاوز حرف می‌زند.
15
زبان باز کنید و با هر کسی هر کسی رو که می‌تواند دل‌ها را قرص‌تر کند و مردم را کنار همدیگر نگه دارد، تشویق کنید که حرف بزند. در این روزها، ایران به صداهایی نیاز دارد که امید بدهد و به ایستادگی دعوت کند.
12
طرف نوشته است: «وقایع اخیر»!
کدام وقایع؟ درست و درشت بنویس: تجاوز و حمله به ایران.
با کلمات بی‌طرف و خنثی نمی‌شود واقعیت را پنهان کرد.
بی‌طرفی، بی‌شرفی در جنگ حق و باطل است.
13👍1
وقتی حضرت موسیٰ بنی‌اسرائیل را برداشت و شبانه به طرف دریا حرکت کردند که از آنجا بگریزند و بروند ــ حالا فردایش بود، پس‌فردایش بود، درست در تاریخ مشخّص نیست ــ فرعونی‌ها فهمیدند، اینها را دنبال کردند؛ منتها آنها پیاده و بازحمت، اینها با اسب و سواره؛
وقتی که نزدیک شدند و دیده می‌شدند، فَلَمَّا تَراءَا الجَمعان،(۱) اصحاب موسیٰ رو کردند به موسیٰ گفتند: اِنّا لَمُدرَکون؛(۲)
اصحاب موسیٰ ــ بنی‌اسرائیل ــ ترسو و کم‌یقین به موسیٰ گفتند: اِنّا لَمُدرَکون؛ الان می‌آیند ما را میگیرند؛ پدرمان درآمد!
حضرت موسیٰ فرمود: کَلّا؛ هرگز! اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین؛(۳) خدا با من است. این سنّت الهی است.

آیت‌الله خامنه‌ای؛ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
16
تاب‌آوری در میدان جنگ ترکیبی

در نبردی که میان ایران و رژیم صهیونیستی آغاز شده، میدان جنگ دیگر فقط مرزها و آسمان‌ها نیست. این یک جنگ ترکیبی است؛ بخشی از آن در ذهن و روان ما جریان دارد.
اگر این درگیری ادامه‌دار شود – که چندان هم دور از انتظار نیست – میزان تاب‌آوری ما در برابر اخبار، استرس‌ها، شایعات، ترس‌ها، دلهره‌ها و فرسایش روانی، نقشی حیاتی در حفظ انسجام اجتماعی و امنیت ملی ایفا خواهد کرد.
تاب‌آوری صرفاً صبوری نیست؛ مهارتی است که باید آموخت، انتخابی است که باید آگاهانه انجام داد و ضرورتی است که نمی‌توان از آن چشم پوشید.
برای تقویت تاب‌آوری روانی در شرایط جنگی باید:
ـ مصرف اخبار را مدیریت کنیم و به‌جای دلهره، به دنبال تحلیل باشیم.
ـ از پخش و تکرار شایعات بپرهیزیم؛ چراکه این کار به تقویت جبهه دشمن منجر می‌شود.
ـ از افراط در استفاده از شبکه‌های اجتماعی خودداری کنیم؛ پیگیری لحظه‌به‌لحظه اخبار جنگ، فرسودگی روانی می‌آورد.
ـ مراقب کودکان و سالمندان اطراف‌مان باشیم؛ آنان بیش از دیگران آسیب‌پذیرند.
ـ کارهای روزمره را ترک نکنیم؛ ادامه زندگی، جلوه‌ای از مقاومت است.
ـ برای آرامش درونی، به پناهگاه‌های معنوی مانند نماز، قرآن، دعا، مداحی و ... پناه ببریم.

و برای پیشگیری از آسیب‌های روانی نباید:
ـ وانمود کنیم که اتفاقی نیفتاده است؛ انکار واقعیت، درد را از بین نمی‌برد بلکه آن را عمیق‌تر می‌سازد.
ـ ضعف از خود نشان دهیم، اما در عین حال نباید احساسات‌مان را سرکوب کنیم؛ باید با افراد امین گفت‌وگو کنیم و خود را تخلیه نماییم.
ـ به دشمن اجازه دهیم تصویر ایرانِ شکست‌خورده را روایت کند؛ روایت ما باید روایت یک ملت مقاوم باشد، نه ملتی فروپاشیده.

در این جنگ، حتی اگر بمبی به ما نرسد، اخبار می‌رسند. حتی اگر ساختمانی فرو نریزد، ترس بر دل‌ها می‌ریزد. مراقبت از خود و یکدیگر وظیفه ماست.

مراقبت از روان، بخشی از مقاومت است.
تاب‌آوری در میدان جنگ ترکیبی

در نبردی که میان ایران و رژیم صهیونیستی آغاز شده، میدان جنگ دیگر فقط مرزها و آسمان‌ها نیست. این یک جنگ ترکیبی است؛ بخشی از آن در ذهن و روان ما جریان دارد.
اگر این درگیری ادامه‌دار شود – که چندان هم دور از انتظار نیست – میزان تاب‌آوری ما در برابر اخبار، استرس‌ها، شایعات، ترس‌ها، دلهره‌ها و فرسایش روانی، نقشی حیاتی در حفظ انسجام اجتماعی و امنیت ملی ایفا خواهد کرد.
تاب‌آوری صرفاً صبوری نیست؛ مهارتی است که باید آموخت، انتخابی است که باید آگاهانه انجام داد و ضرورتی است که نمی‌توان از آن چشم پوشید.

برای تقویت تاب‌آوری روانی در شرایط جنگی باید:

ـ مصرف اخبار را مدیریت کنیم و به‌جای دلهره، به دنبال تحلیل باشیم.
ـ از پخش و تکرار شایعات بپرهیزیم؛ چراکه این کار به تقویت جبهه دشمن منجر می‌شود.
نسبت به اخبار موفقیت‌های ایران در جنگ، تردید ایجاد نکنیم. سوال‌های ما از جزئیات خیلی وقت‌ها پاسخی نمی‌گیرد. حفاظت اطلاعات را جدی بگیریم.
ـ از افراط در استفاده از شبکه‌های اجتماعی خودداری کنیم؛ پیگیری لحظه‌به‌لحظه اخبار جنگ، فرسودگی روانی می‌آورد.
ـ مراقب کودکان و سالمندان اطراف‌مان باشیم؛ آنان بیش از دیگران آسیب‌پذیرند.
ـ کارهای روزمره را ترک نکنیم؛ ادامه زندگی، جلوه‌ای از مقاومت است.
ـ برای آرامش درونی، به پناهگاه‌های معنوی مانند نماز، قرآن، دعا، مداحی و ... پناه ببریم.

و برای پیشگیری از آسیب‌های روانی نباید:
ـ وانمود کنیم که اتفاقی نیفتاده است؛ انکار واقعیت، درد را از بین نمی‌برد بلکه آن را عمیق‌تر می‌سازد.
ـ ضعف از خود نشان ندهیم، اما در عین حال نباید احساسات‌مان را سرکوب کنیم؛ باید با افراد امین گفت‌وگو کنیم و خود را تخلیه نماییم.
ـ به دشمن اجازه دهیم تصویر ایرانِ شکست‌خورده را روایت کند؛ روایت ما باید روایت یک ملت مقاوم باشد، نه ملتی فروپاشیده.

در این جنگ، حتی اگر بمبی به ما نرسد، اخبار می‌رسند. حتی اگر ساختمانی فرو نریزد، ترس بر دل‌ها می‌ریزد. مراقبت از خود و یکدیگر وظیفه ماست.

مراقبت از روان، بخشی از مقاومت است.

@Ramezanali_com
👍4
اللّهُمَّ اجْعَلْ زَعیمَنا في دِرعِکَ الْحَصینَةِ الَّتي تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ
6
خدایا
این جنگ تحمیلیِ شرور عالم علیه ما را مایۀ بیداری ما، مایۀ افزونیِ ایمان و ارادۀ ما و توفیقی برای پیروزی ما بر جبهۀ شر قرار بده.
ما هیچیم و هر چه هست، توئی.
9
نقدی بر روایت‌های آخرالزمانی از جنگ ایران و رژیم صهیونیستی

در روزهای گذشته، تحلیل‌هایی درباره‌ی احتمال جنگ مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی منتشر شده که بیشتر از آن‌که ارزیابی‌های امنیتی باشند، تابلویی سیاه، یک‌طرفه و آخرالزمانی از آیندهٔ ایران ترسیم می‌کنند:
از بمباران اتمی تهران و ورود قطعی آمریکا گرفته تا فروپاشی شبکه‌های امنیتی، پخش پیام تسلیم از صداوسیما، و حرکت گروه‌هایی چون منافقین برای تسخیر شهرها.

شش خطای جدی در این مدل تحلیل‌ها را مرور کنیم:

۱. ایران فقط دیپلماسی نیست
در بسیاری از این سناریوها، ایران به‌عنوان کشوری تصویر می‌شود که جز دیپلماسی اخلاق‌محور و امید به جامعه جهانی، ابزاری برای دفاع از خود ندارد.
در حالی‌که ایران طی دو دهه گذشته، سرمایه‌گذاری قابل توجهی در حوزه‌های موشکی، دفاع غیرمتمرکز، توان سایبری و شبکهٔ متحدان منطقه‌ای کرده است.
از یمن و عراق تا سوریه و لبنان، قدرت بازدارندگی ایران تنها محدود به مرزهای جغرافیایی‌اش نیست. این را دشمنان ایران هم می‌دانند؛ برای همین هم هست که با وجود تهدیدهای مکرر، وارد جنگ مستقیم نشده‌اند.

۲. آمریکا بازیگر بی‌هزینه نیست
یکی از فرض‌های کلیدی در این تحلیل‌ها، ورود قطعی و بی‌هزینه آمریکا به جنگ است.
اما آمریکا امروز دیگر آمریکا‌ی ۲۰۰۳ نیست. پایگاه‌هایش از عین‌الاسد و اربیل گرفته تا الظفره و ناوهای خلیج فارس، در تیررس مستقیم ایران و متحدانش هستند.
ورود به جنگ، یعنی احتمال کشته‌شدن نیروهای آمریکایی، بالا رفتن بهای نفت، فشار داخلی بر کاخ سفید، و احتمال فروپاشی ائتلاف‌های منطقه‌ای. این‌ها برای ترامپ یا هر رئیس‌جمهور دیگر، ریسک‌های بزرگی است.

۳. محور مقاومت فقط شعار نیست
در این تحلیل‌ها، ایران کشوری تنهاست. اما در میدان واقعیت، محور مقاومت یک شعار تبلیغاتی نیست؛ بلکه ساختاری نظامی-اجتماعی متشکل از بازیگرانی آموزش‌دیده، مسلح و دارای پشتوانه عقیدتی است که در سراسر منطقه گسترده‌اند.
واکنش سریع آن‌ها به عبور دشمن از خطوط قرمز، پیش‌تر در نبردهای غزه، سوریه و یمن ثابت شده است. این ساختار، بخشی از معادلهٔ بازدارندگی است، نه فقط یک کارت زاپاس.

۴. مرجعیت نجف، متغیر مغفول
تقریباً هیچ‌کدام از این تحلیل‌ها، نقش مرجعیت اعلای نجف را در معادلات امنیتی منطقه لحاظ نکرده‌اند.
در حالی‌که تجربه نشان داده مرجعیت، در بزنگاه‌ها صرفاً ناظر نیست. واکنش‌های آیت‌الله سیستانی در بیانیه‌های اخیر، به‌ویژه لحن هشدارآمیز دومین بیانیه، نشان می‌دهد که عبور از خطوط قرمز، ممکن است لایه‌های مذهبی و مردمی عراق را وارد میدان کند. این، فاکتوری است که دشمنان هم روی آن حساب می‌کنند.

۵. مردم ایران، فقط سیاهی‌لشکر نیستند
در بسیاری از این تحلیل‌ها، ملت ایران صرفاً تماشاچی یا قربانی جنگ تصویر شده‌اند.
در حالی‌که جامعهٔ ایران یکی از پیچیده‌ترین، سیاسی‌ترین و کنش‌گرترین جوامع منطقه است. هم در اعتراض، هم در حمایت، هم در بازسازی بحران.
از ۸۸ تا آبان ۹۸ و بنزین ۱۴۰۱، این مردم نشان دادند بلدند معادله را تغییر دهند؛ چه در میدان، چه در روایت.

۶. فروپاشی امنیتی و رسانه‌ای این‌قدر ساده نیست
تصور تصرف مساجد، پخش پیام تسلیم از بلندگو، اعلام ترور رهبری با پیامک، و دعوت مردم به تسلیم از طریق صداوسیما، بیشتر شبیه فیلمنامه است تا تحلیل امنیتی.
ساختار امنیتی امروز، فقط فیزیکی نیست. لایه‌هایی از مقاومت سایبری، روایت‌سازی، پایداری نهادی و شبکه‌های مردمی در دل این ساختار تنیده شده. اگر حکومت‌ها در جنگ‌های ترکیبی دوام می‌آورند، بخشی از آن به همین سازوکارهای غیرمرئی بازمی‌گردد.

هشدار، بله – هراس‌افکنی، نه
هیچ‌کس منکر ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های جدی در سطوح مختلف نیست؛ از دیپلماسی پرخطر گرفته تا ناهماهنگی نهادی. اما تصویر آخرالزمانی از کشوری بی‌پناه، ساده‌لوح و آماده‌ی فروپاشی، نه واقع‌بینانه است، نه مفید.

میثم رمضانعلی

@Ramezanali_com
🔥4👌4
هشدار برای روزهای آیندهٔ جنگ رسانه‌ای

میثم رمضانعلی

کاربران فضای مجازی، نه از سر بی‌تفاوتی، بلکه در واکنش به اشباع اطلاعاتی و فرسایش اعتماد رسانه‌ای، بسیاری از کانال‌های دریافت پیام را بی‌صدا کرده‌اند یا به زودی خواهند کرد.

در هفته‌ها و روزهای پیشِ رو، این وضعیت احتمالاً تشدید خواهد شد: کاربران با بار شناختی مضاعف مواجه خواهند بود؛ سیلی از داده‌ها، بدون امکان تفکیک میان واقعیت و جعل.
نه به منابع رسمی اطمینان کامل وجود خواهد داشت، و نه به روایت‌های موازی.

در کنار این وضعیت، باید در نظر گرفت که دسترسی به اینترنت نیز ممکن است با محدودیت‌های شدیدتری، مثل همین چند روز، روبه‌رو شود، که خود عامل مضاعفی برای کاهش جریان آزاد اطلاعات و افزایش اضطراب ادراکی خواهد بود.

در چنین فضایی، مسئلهٔ اصلی دیگر «کمبود اطلاعات» نیست؛ بلکه نبود روایت معتبر، ساختاریافته و اقناع‌پذیر است.
ما بیش از آنکه با منطق تحلیل و سواد ادراکی پرورش یافته باشیم، به منطق تیتر، شایعه و واکنش لحظه‌ای خو گرفته‌ایم.

در نتیجه، جامعه در برابر پیچیدگی‌های واقعی، به جای فهم، به برداشت‌های سطحی و پیش‌ساخته پناه خواهد برد؛ برداشت‌هایی که در آن، بازی زبانی و تکنیک‌های روایت‌سازی جای حقیقت را می‌گیرند.

از سوی دیگر، ساختار رسمی رسانه، چه در زمان‌بندی واکنش و چه در چارچوب‌گذاری معنا، با ریتم تحولات هماهنگ نخواهد بود.
نهادهایی مانند صداوسیما نیز، طبق تجربه، همچنان از جایگاه مرجع قابل اعتماد در اطلاع‌رسانی فوری و مؤثر برخوردار نیستند.

و فراتر از همهٔ این‌ها، به‌نظر می‌رسد که ساختار رسانه‌ای کشور هنوز به‌درستی درک نکرده است که وارد یک وضعیت جنگی تمام‌عیار شده‌ایم؛
جنگی که نه موردی و مقطعی، بلکه فرسایشی، چندلایه و پیوسته است.
در چنین میدانی، رویکردها و روش‌های متعارفِ رسانه‌ای که در نزاع‌های محدود گذشته کارآمد تلقی می‌شدند، دیگر کفایت نمی‌کنند.

پیش از آنکه فضای عمومی با معنا پر شود، با صداهای متکثر، گسسته و فاقد انسجام روایی اشباع خواهد شد.
و در چنین شرایطی، حتی اگر روایت درست باشد، در فرایند ادراک عمومی یا دیر شنیده می‌شود، یا اساساً شنیده نخواهد شد.

@Ramezanali_com
👌1
تصویرسازی دقیق؛ روایت‌سازی هدفمند

رژیم صهیونیستی، با دقت و سرعت، در حال شکل‌دادن به روایتی خاص از حملهٔ ایران است:
روایتی که هدف آن، نه صرفاً جلب ترحم، بلکه تغییر قضاوت مخاطب منطقه‌ای و بین‌المللی درباره مشروعیت پاسخ ایران است.

در این روایت، ایران نه یک کنشگر دفاعی، بلکه کشوری بی‌محابا و بی‌توجه به غیرنظامیان تصویر می‌شود.

اجزای این تصویرسازی، بسیار حساب‌شده انتخاب شده‌اند:
▫️ مسجدی که ترکش خورده؛
▫️ مهدکودک یا مدرسه‌ای که گفته می‌شود آسیب دیده؛
▫️ عروسی که با لباس سفید، به حاشیه بزرگراه گریخته.

این‌ها تصادفی نیست. این‌ها المان‌های کلاسیک در روایت جنگ علیه غیرنظامیان‌اند؛ دقیقاً همان چیزهایی که افکار عمومی جهانی را تحریک می‌کند.

در شبکه‌های اجتماعی، این روایت با صدها ویدیو و هزاران کامنت هماهنگ‌شده از سوی کاربران عرب‌زبان و غربی پمپاژ می‌شود؛
آن هم در بستری که کاربر فارسی‌زبان، یا سردرگم است، یا درگیر بازنشر هیجان‌زدهٔ اخبار بدون چارچوب.

آنچه در حال وقوع است، یک عملیات روانی-تصویری ساخت‌یافته است.
و در این فضا، اگر ما روایت نکنیم، روایت ما را می‌نویسند.
و اگر دیر روایت کنیم، باختِ ذهن‌ها، پیشاپیش رقم خورده است.

میثم رمضانعلی

@Ramezanali_com
👌2
تفاوتی که باید جدی گرفت: عملیات روانی یا جنگ روایت‌ها؟

در بسیاری از موارد، میان «عملیات روانی» و «جنگ روایت‌ها» خلط صورت می‌گیرد؛ در حالی که این دو، با وجود برخی شباهت‌های سطحی، در ماهیت، ابزار و کارکرد تفاوت‌های بنیادینی دارند. عملیات روانی به‌معنای بهره‌گیری از شگردهایی مانند شایعه‌سازی، تهدید، القای ترس یا ناامیدی است و معمولاً در پی اثرگذاری مقطعی و تاکتیکی بر مخاطب خاص است. اما جنگ روایت‌ها به‌معنای ساخت و تثبیت یک داستان منسجم و باورپذیر است؛ روایتی که بتواند حوادث را معنا دهد، قهرمان و ضدقهرمان خلق کند، گذشته را تفسیر نماید و آینده را جهت‌دار سازد.

تفاوت اساسی اینجاست که عملیات روانی همچون شلیک لحظه‌ای یک گلوله است، در حالی که روایت، میدان جنگی است که ارزش و تأثیر آن شلیک را تعیین می‌کند. اگر روایت در اختیار شما باشد، حتی شکست‌های ظاهری را می‌توان به بخشی از مسیر پیروزی تبدیل کرد. اما در غیاب روایت، حتی موفق‌ترین عملیات روانی نیز ممکن است به نتیجه معکوس منجر شود و به نفع دشمن تمام شود.

در نبرد میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، توجه به این تمایز اهمیت ویژه‌ای دارد. دشمن ممکن است از عملیات روانی پیچیده‌ای بهره‌برداری کند، اما اگر ما بتوانیم روایت مقاومت، ظلم‌ستیزی و ایستادگی ملت‌ها را با قدرت و دقت بسازیم و منتشر کنیم، می‌توانیم قواعد بازی را تغییر دهیم. این جنگ، پیش از آن‌که جنگ اطلاعات و تکنیک باشد، جنگ معنا، تصویر و روایت است.

از همین رو، تمرکز صرف بر تکنیک‌های عملیات روانی، بدون توجه به روایت کلان، راهبردی ناقص خواهد بود. پیروزی نهایی در این نبرد، از آنِ کسی است که بتواند دل‌ها و ذهن‌های مردم منطقه و جهان را با روایتی اصیل و قانع‌کننده همراه کند؛ نه کسی که صرفاً بتواند چند روزی ترس یا تردید ایجاد کند.

میثم رمضانعلی

@Ramezanali_com
👌3
روایت یا روایت‌شدگی؟ نگاهی به شکاف روایتی در دو سوی میدان

گزارشی که اخیراً پریزاد نوبخت در بی‌بی‌سی فارسی منتشر کرد، صرفاً یک خبر نبود؛ یک آینه بود. آینه‌ای از تفاوتی بنیادین در مواجههٔ رسانه‌ای دو طرف ماجرا.

در این گزارش، به‌روشنی دیده می‌شود که چگونه رژیم صهیونیستی در نخستین ساعات پس از حمله موشکی ایران، با سرعت و دقت، روایت خودش را فعال کرد:
📸 تصاویر باکیفیت،
🎙 حضور آزادانه خبرنگاران،
🎤 اظهارنظر سریع مقامات،
📰 پوشش هم‌زمان رسانه‌های معتبر جهانی.

در نقطه مقابل، حادثه‌ای مشابه در بیمارستان فارابی کرمانشاه، نه تصویر روشنی داشت، نه روایت منسجمی، نه بازتابی جهانی. چند عکس تیره از تلفن‌های همراه مردم، و خبری که حتی پیش از آن‌که دیده شود، فراموش شد. در بارهٔ شهرک شهید چمران در نوبنیاد هم که فرصت رسانه‌ای بسیار مناسبی برای نمایش مظلومیت مردم ایران بود نیز همین مسئله وجود داشت.

بی‌بی‌سی البته جهت‌گیری دارد؛ اما نکته اینجاست که این تفاوت، فقط به جهت‌گیری رسانه‌ها مربوط نیست. آن‌چه در آن گزارش به‌درستی برجسته شد، شکاف بزرگی‌ست که از نبود زیرساخت‌های روایت‌سازی، شفافیت بحران، و سیاست رسانه‌ای لحظه‌محور در ایران خبر می‌دهد.

ماجرا فقط به سانسور محدود نیست؛ سانسور، یک بخش از مسأله است. مسأله اصلی، این است که وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد، ما اغلب راهبرد روایت نداریم. نه مشخص است چه کسی باید روایت بسازد، نه معلوم است روایت رسمی چیست، نه دسترسی رسانه‌ای داریم، و نه اعتماد عمومی برای شنیده‌شدن.

در جهانی که روایت، بیش از واقعیت قدرت دارد، این‌همه تأخیر، این‌همه تردید، و این‌همه تاریکی رسانه‌ای، فقط یک معنا دارد: ما نه روایت می‌کنیم، نه می‌گذاریم روایت شویم. اما در عمل، روایت ما را می‌نویسند.

پوشش BBC، با تمام انتقاداتی که می‌توان به آن وارد دانست، یک نکته مهم را روشن کرد: ما هنوز نفهمیده‌ایم که در جنگ معنا، رسانه، خود میدان اصلی است؛ نه حاشیهٔ میدان.

میثم رمضانعلی
@Ramezanali_com
👍2
شفاف یا بسته؟ تأملی بر دوگانهٔ سیاست رسانه‌ای در جمهوری اسلامی

در مواجهه با بحران‌ها، سیاست رسانه‌ای نظام‌های سیاسی معمولاً میان دو رویکرد قرار می‌گیرد: شفافیت کامل یا انسداد کامل. در جمهوری اسلامی نیز این دوگانه در سال‌های اخیر به‌طور جدی تجربه شده است: یا از بازتاب وقایع جلوگیری شده، یا در موارد معدودی، برخی پوشش‌ها به‌صورت مدیریت‌شده و محدود انجام گرفته است. اما به نظر می‌رسد این وضعیت میانه، که نه شفاف است و نه قاطعانه مسکوت، بیشترین آسیب را به اعتماد عمومی وارد کرده است.

برای تبیین این مسئله، می‌توان دو الگوی متفاوت را مقایسه کرد:

الگوی رسانه‌ای حماس، با همهٔ نقدهای موجود، در حوزهٔ نبرد رسانه‌ای بسیار فعال و روایت‌محور است. در بحران‌های اخیر غزه، شبکه‌های رسمی و غیررسمی وابسته به حماس با پوشش زنده، به‌روزرسانی مستمر، انتشار بیانیه‌های سخنگویان نظامی، و ارائهٔ تصویرهای قوی از مقاومت و مظلومیت، موفق به خلق همدلی عمومی و تثبیت روایت خود شدند. اما این الگو نیز محدودیت‌های جدی دارد: در حوزه‌های داخلی، حماس به‌هیچ‌وجه شفاف عمل نمی‌کند؛ رسانه‌های منتقد سرکوب می‌شوند، آمار تلفات و شکاف‌های درون‌ساختاری پنهان می‌مانند، و روایت رسانه‌ای کاملاً جهت‌دار و یک‌دست است. بنابراین شفافیت حماس، بیش از آن‌که ساختاری باشد، میدانی و نبردمحور است.

در مقابل، الگوی غالب در جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته مبتنی بر نوعی محافظه‌کاری رسانه‌ای است. بسیاری از وقایع و بحران‌ها یا پوشش داده نمی‌شوند یا به‌طور ناقص، تأخیری و کنترل‌شده در فضای رسمی منعکس می‌شوند. این سیاست، که از ترس ایجاد التهاب عمومی یا تضعیف اعتماد نسبت به نظام نشأت می‌گیرد، اغلب نتیجه‌ای معکوس داشته: افزایش بی‌اعتمادی، واگذاری میدان روایت به رسانه‌های بیگانه، و تقویت شایعه‌ها و روایت‌های غیررسمی در افکار عمومی.

واقعیت آن است که در دنیای امروز، انسداد کامل دیگر ممکن نیست. در مقابل، شفافیت مطلق نیز هزینه‌های خاص خود را دارد. راه‌حل واقع‌بینانه، طراحی یک سیاست رسانه‌ای فعال، هوشمند و نیمه‌باز است؛ به‌گونه‌ای که هم روایت رسمی بتواند اقناع‌گر باشد، و هم از آشفتگی و التهاب رسانه‌ای جلوگیری شود.

ادامه‌دادن سیاست «نه شفاف – نه بسته»، به معنای از دست‌دادن میدان روایت است؛ میدانی که در نبود حضور رسانه‌ای مؤثر، به‌سرعت توسط دیگران پر می‌شود. تصمیم‌گیری درباره سیاست رسانه‌ای دیگر یک موضوع حاشیه‌ای نیست؛ بلکه شرط بقا و استمرار مشروعیت نظام در ذهن و زبان مردم است.

میثم رمضانعلی

@Ramezanali_com