هابیل | نوشته‌های میثم رمضانعلی
763 subscribers
110 photos
27 videos
6 files
77 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزادی داریم، کار نیاز داریم
چهار سال وقت همه را گرفت

@ramezanali_ir
همه‌ی دلایل وضعیت فعلی مشخص و شفاف است

واقعیت این است که یک متن نوشتم که دلایل وضعیت سیاسی انتخابات برای جریان اصول‌گرایی و نیروهای حزب‌الله را تشریح کنم. چیزهایی هم نوشتم. یک مروری به نوشته‌های این دو روز گذشته هم کردم که مطلب تکراری‌ای نداشته باشد.
اما در بینابین نوشتن، دیدم که راه حل‌ها مشخص هستند. تقریبا همه‌مان می‌دانیم چرا چنین شده است. حتی به صورت ضعیف‌تر و دست‌مالی‌شده‌تر، رهبران سیاسی این طیف هم می‌دانند مشکل کجاست.
مساله «ندانستن» دلایل نیست. مساله «پذیرش» دلایل و عمل کردن برای حل کردن بحرانی‌ست که جنبه‌هایی از آن سال‌هاست هر روز عمیق‌تر شده است.

برای همین هم متن را منتشر نکردم. ما نیاز به عمل به دانسته‌ها داریم. چیزی که شجاعت، اعتقاد، هوش، صداقت و تلاش می‌خواهد. چیزهایی که خیلی کم‌رنگ شده‌اند. چیزهایی که در دستان ما پابرهنه‌ها و نیروهای خیلی معمولی و ساده نیست. بازی جای دیگری‌ست.

@ramezanali_ir
⚡️⚡️مسعود معینی پور
عضو هیات علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع)

انقلاب اسلامی حقیقت نابی است که به برکت مجاهدت های شهیدان و امام شهید در کالبد جمهوری اسلامی حیات مادی یافت و قریب چهار دهه از آن میگذرد ؛ با تاسف باید گفت بیست و هشت سال است اصولگرایان در اداره جمهوری اسلامی در مسیر شکست هستند
🔴انسداد نظری و عدم توانایی استحصال حکمت عملی از تعالیم و معارف ناب مکتب
🔴ضعف جدی کارآمدی عملی
🔴تکیه بر اقتدار گرایی
🔴قیم مآبی ورشکستگان سیاسی که انقلاب را در امر سیاسی خلاصه کرده اند
🔴عدم شناخت مسائل و نیاز های واقعی مردم درفرآیند سیاستگذاری ،
برنامه ریزی و تقنین و اجرا
🔴عدم وجود دستگاه تحلیلی کلان جهانی و منطقه و تاثیرات جدی آن بر تحولات داخلی
🔴توقف در تفکر و شعار های ایدئولوژیک و عدم امتداد آرمان گرایی به عمل گرایی و واقع گرایی
🔴بوروکراسی ناکارآمد و ایستا
بخشی از دلایل روند شکست بیست و هشت ساله اصولگرایان است که هر کدام قابل بحث جدی است
مدتهاست از خودم میپرسم که نکند
انقلابی ماندن اقتضای ضد جمهوری اسلامی شدن یابد. این یعنی مرگ آرمان و غلبه عمل گرایی بر آرمان و مکتب.
ساختارهای غیر اصیل که برآمده از آرمان های انقلاب و مسائل پسا انقلابی نیستند و سایه اشرافیت افسار گسیخته بر سرش افتاده، نهادهای غیر مقید به حکمت وضع و جعلشان که بعضا به تحجر و واپس گرایی گراییده و اقتدار مدرن و بدون باور به حاکمیت مردم سالاری دینی در جمهوری اسلامی در حال بلعیدن حقیقت انقلاب اسلامی است و این حقیقتی تلخ است.

@ramezanali_ir
دعيتم الي ضيافة الله
حاج منصور ارضي - حاج آقا مجتبي تهراني
در آستانه مهمانی الهی
با نوای آیت الله آقا مجتبی تهرانی و حاج منصور ارضی

@ramezanali_ir
کار دست مردم است

افرادى گمان نکنند که امام بزرگوار ما، انتخابات را از فرهنگ غربى گرفت و آن را قاطى کرد با تفکر اسلامى و شریعت اسلامى؛ نه، اگر انتخابات و مردم‌سالارى و تکیه‌ى به آراء مردم، جزو دین نمی‌یود و از شریعت اسلامى استفاده نمی‌شد، امام هیچ تقیدى نداشت؛

آن آدم صریح و قاطع، مطلب را بیان می‌کرد. این جزو دین است، لذا شریعت اسلامى چهارچوب است؛ در همه‌ى قانونگذارى‌ها و اجراها و عزل‌ونصب‌ها و رفتارهاى عمومى که تابع این نظم سیاسى و مدنى است، باید شریعت اسلامى رعایت بشود.

و گردش کار در این نظام به‌وسیله‌ى مردم‌سالارى است؛ یعنى آحاد مردم نماینده‌ى مجلس را انتخاب می‌کنند، رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند، وزرا را با واسطه انتخاب می‌کنند، خبرگان را انتخاب می‌کنند، رهبرى را با واسطه انتخاب می‌کنند؛

کار، دست مردم است؛ این، پایه‌ى اصلى حرکت امام بزرگوار است.

۱۳۹۳/۰۳/۱۴

@ramezanali_ir
Forwarded from منبرنت/احمدنجمی وگاه‌نگاشت‌هایش
کتابی جذاب و پر از اطلاعات تاریخی برای نوجوانان
کاری از برادر عزیز سعید سعادت

#آتش_به_اختیار
@manbarnet
🌿 #سیر_مطالعاتی آثار استاد صفایی

66. در برابر کسانی که همیشه از او سیر مطالعاتی می خواستند، می گفت:
سیر مطالعاتی مهم نیست. مهم روش مطالعاتی است. گام اول و مهم ترین گام این است که مطالعه ات بر اساس نیازت باشد نه هوست و نه بر خواسته از تحمیل دیگران و در چشم آنها نشستن.

📚 حکایت ها و هدایت ها/ سیدمسعود پورسیدآقایی، ص 43
🌿 @einsad
به نظر من مراکز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مرکز اداری نمی‌خواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراکز شما این‌ها است.

یعنی اگر آمدیم ما اینجا را وابسته کردیم به یک اداره‌‌ای و یک ساختمانی و طبقه‌‌ی اوّل و طبقه‌‌ی دوّم و صندلی گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمی‌شود؛

می‌ترسم اشکال پیدا بکند، نمی‌گویم قطعاً هیئت نمی‌شود، امّا به نظرم می‌رسد که طبیعت کار هیئت این است که مردم با عشق و شور و اشک بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است که اثر می‌کند؛ این است که از دلش این انقلاب می‌جوشد، یا لااقل مزرَع خوبی برای رشد فضائل انقلابی و معارف انقلابی می‌شود.

۱۳۹۲/۰۸/۲۰
بیانات رهبر معظم انقلاب
در دیدار اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام‌

@ramezanali_ir
چرا شبکه‌ی فعالان حزب‌الله در فضای مجازی مختل است؟
ـ بخش اول ـ

(ـ۱)
قطعا یکی از اصلی‌ترین دلایل‌ش این است که مفهوم «شبکه» با مفاهیمی مثل «تشکل»، «سازمان» و «گروه» خلط شده است. به خصوص توسط رهبران و بدنه‌ی میانی. برای همین ارتباطات این بدنه، سازمان‌دهی غیرشبکه‌ای پیدا می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت که کارکرد «شبکه‌ای» داشته باشند.

«شبکه چیست؟»
این مهم‌ترین سوالی‌ست که انگیزه‌ی نگاشتن این متن و احتمالا متن‌های بعدی خواهد بود:

برای درک مفهوم شبکه، بهتر است ساختارهای دیگر ارتباطی را کمی توضیح دهم.

سازمان یکی از این ساختارهاست. ساختاری که هرمی‌شکل از بالای به پایین رشد می‌کند. در اینجا با یک رئیس و بدنه‌ای که زیرمجموعه محسوب می‌شوند مواجهیم. در اینجا، اهداف، ماموریت‌ها، برنامه‌ها، گزینش و تمام مسائل مربوط به این ساختار از طریق رئیس و یا مدیر سازمان پیش‌ می‌رود. از بالا به پایین. «هر چه رئیس بگوید» مهم‌ترین فاکتور تعیین کارهاست.

تشکل چیست؟ تشکل مجموعه‌ای از خرده‌سازمان‌هاست که ذیل یک موضوع و یا آرمان و شبه‌سازمان فعالیت می‌کنند. در اینجا با خرده‌سازمان‌هایی مواجه هستیم که هر کدام ماموریتی خرد در ذیل یک تشکیلات و تشکل دارند. تشکل‌های دانشجویی نمونه‌ای از این ساختار هستند که در دانشگاه‌های کشور شعبه دارند و با فعالیت‌های متناسب با دانشگاه خود، ولی ذیل اهداف و آرمان‌های تشکیلات، فعالیت می‌کنند.

گروه و تیم نیز جمع‌هایی هستند که به صورت کوتاه‌مدت و با ساختاری تخت تشکیل می‌شوند. هدف در گروه‌ها در بسیاری موارد، تقویت و یا فعالیت منضبط ذیل یک عنوان است. مثلا گروه کتاب‌خوانی، گروه کوهنوردی.

شبکه اما چیز دیگری‌ست. مجموعه‌ای از ارتباط‌ها میان افراد مختلف، بدون حضور نشانه‌هایی از ساختارهایی مثل سازمان و یا تشکل و گروه. شبکه، زنجیره‌ای پیوسته و پیچیده از ارتباطات هستند که ایجاد می‌شوند، پررنگ می‌شوند، کم‌رنگ می‌شوند و ممکن است از بین بروند. من در زندگی رسانه‌ای و فضای جامعه‌ی جدید، با افراد مختلفی ارتباط دارم.
آسمان شب را در نظر بگیرید. مجموعه‌ای از ستاره‌ها. میان این‌ها خط‌هایی بکشید. خط‌ها نمایان‌گر ارتباط آن‌هاست. برخی ستاره‌ها درشت‌تر و نورانی‌تر هستند. این ستاره‌ها، به جهت ارتباط بیش‌تری که با دیگران دارند پرنورتر هستند و موثرتر. فاصله و خط میان دو ستاره گاه کوتاه‌تر، که نمایان‌گر ارتباط نزدیک‌تر دو ستاره است.
آسمان شب را جامعه و ستاره‌ها را افراد جامعه ببینید. ما این را شبکه می‌دانیم.

(ـ۲)
شبکه وقتی تقویت می‌شود که زنجیره‌ی انتشار درست پیش رفته و منقطع نشود. اصولا یک خبر و یا یک محتوا گره‌خورده با رسانه‌ی مبداء رسانه‌ای خود پخش شوند. توییت که من می‌زنم باید با آدرس و نام منبع منتشر شود. کپی کردن و صرفا آوردن نام بدون لینک، انتشار و توزیع درست یک مطلب را مختل کرده و باعث ارتباط‌سازی نمی‌شود.
دوباره: وقتی مطلبی از شخصی یا رسانه‌ای منتشر می‌شود، همان مطلب باید دست به دست در کل شبکه بگردد. این‌گونه جایگاه آن شخص یا رسانه نیز در شبکه محفوظ و تقویت می‌شود.

مساله در اینجا چیست و چرا زنجیره‌ی انتشار یک مطلب مختل می‌شود؟

بدنه‌ی رسانه‌ای حزب‌الله اما در بسیاری موارد نسبت‌های سازمانی(نهادهای انقلابی، نهادی حاکمیتی و ...) دارند. یعنی فعالیت رسانه‌ای‌شان و یا خودشان ذیل یک سازمان مشغول فعالیت هستند. برای همین، فعالیت‌های این بدنه در بسیاری از موارد بایستی شبیه به گزارش کار باشد: پای مطلب امضای فلان دستگاه خورده و آدرس فلان کانال و سایت درج شده باشد تا بتوانند به عنوان یک فعالیت، آن را در گزارش کاری خود رد کنند.
برای همین است وقتی که من مطلبی در سایت،‌ کانال یا صفحه‌ی خود می‌گذارم، با آدرس محل انتشار اولیه پخش نمی‌شود. هر دستگاه و سازمان، با کپی محتوا و درج آدرس و حتی لوگوی خود روی طرح، محتوا را منتشر می‌کند. محتوای خوب فارغ از «ارتباط‌سازی» پخش می‌شود.


(ـ۳)
شبکه، «مدیریت‌پذیر» نیست و نهایتا ما با یک راهبری مواجه هستیم. مدیریت، ویژه‌ی مدل‌های دیگری از ارتباط مثل «سازمان» است. اصرار نهادها به مدیریت و تحکم به عناصر فعال در شبکه ـ به هر دلیلی که هست ـ جایگاه و کارکرد شبکه را مختل می‌کند.


(ـ۴)
هیچ‌کس از شبکه حذف نمی‌شود. حذف عناصر شبکه با فرض «اصلاح» و «مدیریت» آن نیز در بسیاری از موارد شبکه را متخلخل می‌کند و در میان‌مدت وزن خرده‌شبکه‌ها را به هم می‌ریزد و مسیر تقویت و گسترش آن را سد می‌کند.

https://t.me/joinchat/AAAAADwFq0Hwy4h55edyuA
ادا و اطوار جدید قالیباف: #نواصولگرایی

ـ میزان استفاده از کسره و فتحه و اینا در بیانیه‌ی قالیباف واقعا به معنای یک نواصولگرایی هست. ولی خب در همین حد جدید و بدیع. قطعایک جریان اجتماعی مثلِ آرزوی جریان نواصولگرایی، مبتنی بر یک گفتمان شکل می‌گیرد. قالیباف اما در این سال‌ها از هر گفتمانی چیزی کنده است و به خود چسبانده و نهایتا با چنین گفتمانی اختلاطی‌ای، جریانی التقاطی را شکل خواهد داد.

ـ وقتی از قالیباف صحبت می‌کنیم دقیقا داریم از یک پراگماتیست صحبت می‌کنیم. گفتمان یک پراگماتیست چه چیزی بیشتر از آنچه دارد که تا کنون عرضه شده است؟ یک عمل‌گرا که البته در رسانه دور خورده است. کسی که توسط بدنه اطرافیانش ۱۲ سال بازی خورد و با این حجم خدمت، در رسانه‌ها چهره‌ای شکست‌خورده می‌نمایاند. دوازده سال با بهترین کارها و پروژه‌ها به مدیری تبدیل می‌شوی که به سهولت در یک هفته‌ی انتخابات، به بدترین وضعیت کشیده می‌شوی. انتخابات که سهل است، در تهران حتی مردم کرباسچی را مهم‌تر از قالیباف می‌دانند.[به زعم من]

ـ با قالیباف مخالفم؟ به هیچ‌وجه. با اطرافیان‌ش مشکل دارم؟ ابدا. من کلا با آدم‌های بی‌هویت یا هویت‌های مخدوش و چهل‌تکه هیچ مشکلی ندارم. هیچ‌وقت. مساله اما این است که یک نفر تا کجا می‌تواند خطاهای مکرر داشته باشد و از یک سوراخ گزیده شود. چند بار اسم و تیپ و لباس عوض کند و لحن‌اش را تغییر دهد؟
قالیباف مدیر خوبی بوده است؟ قطعا. زحمت می‌کشد؟ بله. نماز هم می‌خواند؟ قطعا. تازه ریش هم کمی داشته و الان بلندتر هم شده است. چه بهتر از این؟! این‌ها بس است؟ حتما بس است که در جایگاه رأس یک جریان سوال طرح می‌کند تا بدنه پاسخ دهند!

ـ نواصولگرایی، چه چیزی بیشتر از اصولگراییِ اصلاح‌طلب است؟ هیچ. چه چیزهای جدیدی بناست به هم بند زده شود تا یک چیز جدیدی شکل بگیرد؟ خیلی چیزها. جورش می‌کند و مبارکِ صاحبش.
برای قالیباف چه چیزی مهم است؟ خدمت. برایش چه کسی اهمیت دارد؟ رهبری. بنا دارد چه کند؟ ادای تکلیف. اما بلد نیست. همیشه ادا بوده و گوش‌هایی بسته برای شنیدن از کسانی که او را والا می‌خواهند نه با کلاس. مدیر می‌خواهند نه متفکر. اصیل می‌خواهند نه پیوندخورده با شریان‌های التقاطی تفکری و نحله‌های وابسته به غرب‌زده‌ها.

ـ قالیباف علاقه دارد فعالیت سیاسی کند؟ خب بکند. دوست دارد با متن‌بافی و حرف‌بافی، جریان‌بافی کند؟ بسم‌الله. ولی هیچ جریان حقیقی‌ای شکل نمی‌گیرد. چرا؟ چون هیچ گفتمانی نیست. هم‌اکنون هم حتی طلیعه‌ی یک تکرار و یک ادا شنیده می‌شود که از قالیباف بر نیامده است. مثل باقی اداها گروهی کپی‌اش کرده‌اند و به خورد قالیباف داده‌اند.
امیدی ندارم که این مسیری که شروع شده، قالیباف بهتری در پی داشته باشد؟ شاید. بحث قالیباف نیست. بحث شکل‌گیری یک جریان براساس گفتمان است نه شخص.

https://t.me/joinchat/AAAAADwFq0Hwy4h55edyuA
ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته‌اند که «مبارزه» با «رفاه‌طلبی» سازگار نیست؛

و آن‌ها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه‌اند.

و آن‌هایی هم که تصور می‌کنند سرمایه‌داران و مرفهان بی‌درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند آب در هاون می‌کوبند.

بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت‌طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت‌جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند.

و تنها آن‌هایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.

فقرا و متدینین بی‌بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.

ما باید تمام‌تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.

مسئولین نظام ایرانِ انقلابی باید بدانند که عده‌ای از خدا بی‌خبر برای از بین بردن انقلاب هرکس را که بخواهد برای فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فوراً او را «کمونیست» و «التقاطی» می‌خوانند.

https://goo.gl/mvEAjy

از این اتهامات نباید ترسید. باید خدا را در نظر داشت، و تمام همّ و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید.

امریکا و استکبار در تمامی زمینه‌ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند، در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها مقدس‌نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده‌ام.

اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می‌کنند. اینها با قیافه‌ای حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بی دین معرفی می‌کنند. باید از شرّ اینها به خدا پناه بریم. و همچنین کسانی دیگر که بدون استثنا به هرچه روحانی و عالِم است حمله می‌کنند و اسلام آن‌ها را اسلام امریکایی معرفی می‌نمایند راهی بس خطرناک را می‌پویند که خدای ناکرده به شکست اسلام ناب محمدی منتهی می‌شود.

ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.

امام خمینی(روحی فداه) _ ۲۹ تیر ۱۳۶۷

https://t.me/joinchat/AAAAADwFq0Hwy4h55edyuA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما هنوز راه نیفتاده‌ایم
تا حالا هجرت نکرده‌ایم
...

@ramezanali_ir
Forwarded from مکتوبات
📝به بهانه حضور جدی تر جریان انقلابی در توئیتر و بعضی اقدامات ناشیانه اخیر | #سیدمحمدرضااصنافی

🔹دود پروژه امنیتی سازی یا امنیتی جلوه دادن توییتر فارسی اول به چشم حزب الهی‌ها می‌رود
شبکه اجتماعی جای آشکارسازی اطلاعات پنهان نیست، در این جامعه هیچ فکت و ارجاعی جز به خود مجازی اعتباری ندارد

🔹اعتبار در شبکه به ارتباط است نه اطلاع، عوض کردن جای این دو فرصت ارتباط‌گیری در بستر شبکه را از ما می‌گیرد و روابط به‌جای افقی عمودی شکل می‌گیرد و این یعنی مرگ ساختار شبکه‌ای حزب الهی‌های توییتر یعنی ما توانایی ارتباط‌گیری با بدنه جامعه را بیش از گذشته از دست می‌دهیم

🔹در این ساختار جدید تأثیرگذاری از ارتباط بازی به اطلاع بازی تغییر می‌کند و کسانی در این شبکه نود می‌شوند که اطلاع دارند یا ادا درمی‌آورند اطلاع دارند. توییتر جای ارتباط‌گیری است نه اطلاع پراکنی


🔹 مفهوم شبکه بیش از فنی اجتماعی است شبکه اجتماعی مثل توییتر بیش از اینکه توانایی خلق شبکه اجتماعی-انسانی داشته باشد توانایی توسعه آن را دارد. وقتی شبکه اجتماعی واقعی ما مختل است شبکه‌سازی مجازی خاله‌بازی است. توییتر روی یک شبکه واقعی ارتباطات سوار می‌شود و آن را ضریب می‌دهد و توسعه می‌دهد ولی توانایی خلق آن را به‌سختی دارد

🔹گروه سازی را با شبکه‌سازی اشتباه گرفتیم؛ وقتی گروه سازی می‌کنیم تداخل گروهی پیش می‌آید و ناهماهنگی و ... ولی شبکه‌سازی اساساً امکان تداخل ندارد بلکه هر تجمعی اگر به شبکه وصل باشد سایز شبکه و قدرتش را بیشتر می‌کند

🔹گروه فرمان پذیر است و شبکه جریان پذیر
شبکه محصول ارتباط واقعی است و گروه محصول همباشی ایدئولوژیک، در گروه نود اصلی شبکه قبل از تشکیل شکل می‌گیرد و در شبکه‌سازی پس از بلوغ شبکه. شبکه محصول فرهنگ مشترک و گروه محصول منافع مشترک است

🔹شبکه در بستر زمان و گروه در بستر تصمیم شکل می‌گیرد. گروه‌هایِ مبتنی بر تصمیم می‌خواهند ظرفیت بزرگ شبکه را برای بولتن‌هایشان هدر بدهند؛ نباید گذاشت!
@maktubat
باز نشر یک مطلب قدیمی از وبلاگم به مناسبت روز جهانی مسجد:


»» در آمدی بر نقش مساجد و حسینیه‌ها در وحدت دین و سیاست

سال اول هجرت، زمانی كه اولین مسجد ساخته شد، آن را پایگاه مسلمین قرار دادند تا به آیندگان بفهمانند كه دین و سیاستمان یكی است و وحدت آن دو، حتی در مظاهرشان یعنی دیوان و معبد نیز رعایت شده است. دیوان، كه دادگستری و دولت آن موقع بود، مركزش مسجد بود و معبد نیز، مسجد.

محل عبادت و مكان خاكسار شدن در برابر معبودی كه به تازگی پیامبرِ آخرین را برای هدایت بشر فرستاده بود و كنیسه و كلیسا را به مسجد، مبدل ساخته بود. این همزیستی و وحدت بین دستگاه حكومت و دستگاه عبادت، پیام‌هایی را به ما قرن بیست و یكمی‌ها منتقل می‌سازد كه به مدد آن، می‌توانیم در برابر خصم و مخالفِ عینیت سیاست و دیانت در اسلام، احتجاج كنیم و حجت آوریم.

ساختار فكری مسلمانان قرون ابتدایی نیز این بود. همان طور كه در همان اوايل امر، “دارالخلافه” مسجد بود و “دارالقضاء” نیز مسجد. مردم برای مهمترین اركان زندگی اجتماعی‌شان، یعنی قضاء و اجرا، به مسجد پناه می‌بردند؛ مسجدی كه پنج نوبت در آن نماز می‌گذاردند و به عبادت خالق‌شان می‌پرداختند. و حال همان مسجد، مأمن آرامش و نظم اجتماعی‌شان نیز بود.

در ادوار تاریخی، این اعتقاد و بنیان، با تلاشِ افزون بنی امیه و بنی عباس دگرگون شد و باعث شد تا دارالخلافه و مسجد جدای از یكدیگر به كار خود ادامه دهند. با این حال هنوز آن حالت وحدت تا حدودی حاكم بود. هنوز امت واحده‌ی اسلام، دستگاه حكومت و عبادت را یكی می‌خواست. هنوز هم مسجد بیش از آنی كه حاكمان می‌طلبیدند، در سیاست بود و سر رشته‌ی خیلی اتفاقات را می‌شد در مسجد جست.

ادامه در : http://ramezanali.ir/13


@ramezanali_ir
اِنَّ اللّه‏َ عَز َّوَ جَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّةِ الْعَدْلِ اَنْ يُقَدِّروا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ كَيْلا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقيرِ فَقْرُهُ؛

خداوند عز و جل بر «پيشوايان عادل» واجب كرده كه سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقير را، فقرش برآشفته نكند.

کافی، ج ۱، ص ۴۱۱، ح ۳

@ramezanali_ir
جان دادن سخت است؛ اما به استناد روایات، محبین و شیعیان #امیرالمومنین در هنگام جان دادن مثل زنانی که محو جمال یوسف بودند و انگشتان خود را بریدند، جان می‌دهند و محو جمال امیرالمومنین‌اند.

استاد جاودان

@ramezanali_com
دانلود و استفاده از فیلترشکن جرم نیست

@ramezanali_com
در باره‌ی گسست اجتماعی

ساختار اجتماعی به شدت دچار گسست شده است. سال‌هاست. مقصر نظام است؟ قطعا در بخشی از آن نظام مقصر است. اما نظام در واقعیت یک مفهوم یک‌پارچه و مشخص نیست؛ به خصوص این روزها که تکه‌پاره‌بودن مسیرهای تصمیم‌گیری عیان‌تر می‌شود و افتراق‌ها جدی‌تر خودشان رو نشان می‌دهند، صحبت از یک عینیت یک‌پارچه محال است. وضعیت به گونه‌ای‌ست که هر بخش آهنگ خودش را می‌زند و با همان نیز می‌رقصد.

اوضاع اجتماعی و روانِ اجتماع و روانِ جمعی به شدت به هم ریخته است؛ در این وضعیت، بسیاری از رفتارها(فردی و اجتماعی) نه لزوما بر اساس حساب و کتاب و نه حتی با پشتوانه احساساتِ انباشت‌شده‌ی منظم است. همه چیز غیرمنتظم است. این اتفاق منجر می‌شود که در رفتارهای فردی و جمعی نوعی از اختلاط و اغتشاش دیده شود.

قبلا نیز چنین رفتارهایی بوده است، اما اکنون بیش‌تر هم خورده و قاطی‌تر و متکثر شده است. شاید بتوان گفت که پیش‌تر، بیش‌تر فردی بوده‌اند. کسی که در عین حالی که عرق می‌خورد، نماز می‌خواند، دوست‌دختر دارد و در عین حال، پیاده‌روی اربعین‌ش نیز ترک نمی‌شود. در نظر و اعتقاد، مخالف تبرج و نمایش جنسیت و بروز جنسی در انظار عمومی است و در فضای عمومی، بر خلاف اعتقادش، خودش عامل محسوب می‌شود.

مساله این است که این وضعیت اکنون به تکثیر رسیده و به امری عادی بدل شده است و صورت جمعی پیدا کرده است. مثلا جریانی ـ حداقل در ظاهر ـ مخالف خشونت است، ولی در اتفاقات اجتماعی خشونت‌ورزی می‌کند. تعبیر نفاق در مورد این اتفاقات به نظر دقیق نمی‌تواند وضعیت را توضیح داده و توصیف کند و ممکن است باعث خطای تحلیل شود. نفاق نیست چون نفاق آگاهانه است. گسست اما حاصل وضعیت روان جمعی و اجتماعی و به هم ریختگی‌ست. چیزی شبیه به زوال معنا و از دست رفتن نظم عقلایی که ترکیب امور متضاد روشن‌ترین حاصلش است.

قطعا باید اینجا تاکید کنم داریم در مورد فضای اجتماعی صحبت می‌کنیم و نه لزوما کنش‌های سیاسی که البته ممکن است متاثر از فضای اجتماعی باشد؛ اما گسست به نحوی‌ست که زنجیره ارتباط اجتماع و سیاست را هم مختل کرده و به سختی می‌شود ارتباطی بین ارزش‌های اجتماعی شخص و کنش‌های سیاسی‌اش پیدا کرد.

ramezanali.ir/1377

@ramezanali_com