امیدوارم روزایی وجود داشته باشه که قهوه مزهی خیلی خوبی بده؛ لیست آهنگات باعث رقصیدنت بشن؛ غریبهها دلیل لبخند زدنت بشن و آسمون پرستارهی شب روحت رو لمس کنه.
امیدوارم روزایی باشه که از زنده بودن لذت ببری
امیدوارم روزایی باشه که از زنده بودن لذت ببری
در گذشته سانسور *پستان* واکنون *سینه*
✍️ وقتی رئیس دست رد به *«چیزم»* زد !*
لیلی گلستان در گفتگو با ایسنا گفته:
برای ممیزی یک کتابم برای عبارت *«دست رد بر سینهاش زد...»* اصلاحیه آمد که این را بردارید و به جای «سینه» «چیز» دیگری بگذارید.
بر این اساس، متن اصلاح شده یک مجموعه داستان ایرانی را که بعد از اصلاح و ممیزی در صف انتشار است، در ادامه میخوانید:
نکته:
نویسنده برای پیشگیری از هرگونه شائبه به جای کلمه «سینه» از «چیز» استفاده کرده است.
وقتی رئیس دست رد به «چیزم» زد و با وام موافقت نکرد، راهی خونه شدم.
غم سنگینی توی «چیزم» حس میکردم و احساس میکردم دنیا به آخر رسیده.
تا غروب توی کوچهها گشت زدم و دست آخر، شب با بچهها رفتیم هیئت «چیز» زنی.
یه کم خالی شدم.
صبح وقتی از خواب بیدار شدم کمی خس خس «چیز» داشتم؛ فکر کنم «چیز پهلو» کردم !
یه پرنده لب پنجره نشسته و به من زل زده بود انگار داشت میگفت: دوباره برو پیش رئیست و «چیزتو» سپر کن و بگو این وام حق منه......
بعد پر زد و رفت «چیز کش» آفتاب... قلبم به تپش افتاده بود و حس میکردم امید توی قفسه «چیزم» جریان پیدا کرده...
راه افتادم و با خودم گفتم اولین جملهای که به رئیس میگم باید این باشه:
آقای رئیس !
برادر عزیز !
ما خودمون *چیز سوختهایم* ، چرا ما رو تحویل نمیگیری ؟
برای این که دچار استرس نشم، سر راه یه شربت «چیز» خریدم و با آب معدنی خوردم و راه افتادم.
به اداره که رسیدم رفتم دفتر رئیس. «چیزمو» صاف کردم و گفتم: چند دقیقه با رئیس کار دارم. میخوام با ایشون «چیز» به «چیز» حرف بزنم، مرد و مردونه.
داخل شدم. رئیس «چیز» دیوار وایستاده بود و داشت خیابون رو نگاه می کرد.
هنوز سلام نداده بودم که گفت: اگه میخوای سنگ این جماعت تازه به دوران رسیده رو به «چیزت» بزنی،
بهتره برگردی پشت میزت !
«چیزمو» صاف کردم و گفتم: نخیر قربان بنده برای عرض دیروزی دوباره مزاحم شدم.
احساس کردم رئیس زیاد حالش خوب نیست و کمی شنگوله !
ته مانده شربت «چیز» رو درآوردم و دادم بهش و گفتم:
مرهم «چیز درده» از هر نوعش خوشش اومد. لبخندی زد و گفت:
تو هم کارمند خوبی هستیها.
گفتم: ما «چیز چاک» شمائیم.
بعد هم دستم رو گذاشتم روی «چیزم» به نشانه احترام.
گفت: خب حالا چی میخوای ؟
رئیس که شربت «چیز» رو خورده بود و درد «چیزش» بهتر شده بود، گفت: «چیزم» مالامال درد است !
ای دریغا مرهمی...😄
@rahenow 🗿👈
✍️ وقتی رئیس دست رد به *«چیزم»* زد !*
لیلی گلستان در گفتگو با ایسنا گفته:
برای ممیزی یک کتابم برای عبارت *«دست رد بر سینهاش زد...»* اصلاحیه آمد که این را بردارید و به جای «سینه» «چیز» دیگری بگذارید.
بر این اساس، متن اصلاح شده یک مجموعه داستان ایرانی را که بعد از اصلاح و ممیزی در صف انتشار است، در ادامه میخوانید:
نکته:
نویسنده برای پیشگیری از هرگونه شائبه به جای کلمه «سینه» از «چیز» استفاده کرده است.
وقتی رئیس دست رد به «چیزم» زد و با وام موافقت نکرد، راهی خونه شدم.
غم سنگینی توی «چیزم» حس میکردم و احساس میکردم دنیا به آخر رسیده.
تا غروب توی کوچهها گشت زدم و دست آخر، شب با بچهها رفتیم هیئت «چیز» زنی.
یه کم خالی شدم.
صبح وقتی از خواب بیدار شدم کمی خس خس «چیز» داشتم؛ فکر کنم «چیز پهلو» کردم !
یه پرنده لب پنجره نشسته و به من زل زده بود انگار داشت میگفت: دوباره برو پیش رئیست و «چیزتو» سپر کن و بگو این وام حق منه......
بعد پر زد و رفت «چیز کش» آفتاب... قلبم به تپش افتاده بود و حس میکردم امید توی قفسه «چیزم» جریان پیدا کرده...
راه افتادم و با خودم گفتم اولین جملهای که به رئیس میگم باید این باشه:
آقای رئیس !
برادر عزیز !
ما خودمون *چیز سوختهایم* ، چرا ما رو تحویل نمیگیری ؟
برای این که دچار استرس نشم، سر راه یه شربت «چیز» خریدم و با آب معدنی خوردم و راه افتادم.
به اداره که رسیدم رفتم دفتر رئیس. «چیزمو» صاف کردم و گفتم: چند دقیقه با رئیس کار دارم. میخوام با ایشون «چیز» به «چیز» حرف بزنم، مرد و مردونه.
داخل شدم. رئیس «چیز» دیوار وایستاده بود و داشت خیابون رو نگاه می کرد.
هنوز سلام نداده بودم که گفت: اگه میخوای سنگ این جماعت تازه به دوران رسیده رو به «چیزت» بزنی،
بهتره برگردی پشت میزت !
«چیزمو» صاف کردم و گفتم: نخیر قربان بنده برای عرض دیروزی دوباره مزاحم شدم.
احساس کردم رئیس زیاد حالش خوب نیست و کمی شنگوله !
ته مانده شربت «چیز» رو درآوردم و دادم بهش و گفتم:
مرهم «چیز درده» از هر نوعش خوشش اومد. لبخندی زد و گفت:
تو هم کارمند خوبی هستیها.
گفتم: ما «چیز چاک» شمائیم.
بعد هم دستم رو گذاشتم روی «چیزم» به نشانه احترام.
گفت: خب حالا چی میخوای ؟
رئیس که شربت «چیز» رو خورده بود و درد «چیزش» بهتر شده بود، گفت: «چیزم» مالامال درد است !
ای دریغا مرهمی...😄
@rahenow 🗿👈
@rahenow
🚨اینجا لبنان است. این هم پوشش جديد پليس هاى زن در اين كشور @rahenow 🗿👈
✍️ والله بالله این بحث #حجاب و گشت ارشاد و راه ندادن بیحجابها به مترو و اماکن مذهبی و سرویس ندادن بانکها به زنان بیحجاب و ... که حکومت و اذناب و اسافل آن به دروغ راه انداختهاند این روزها، یک بحث کاملاً گمراهکننده برای مشغول کردن و دنبال نخود سیاه فرستادن ۸۰ میلیون آدم غیرخودی است. برای اینکه بتوانند تحت لوای این بحث، تتمهی مملکت را نیز به نیش بکشند و روی هزاران کثافتکاری خود سرپوش بگذارند. راستش ما که هر جا پا میگذاریم نه خبری از حجاب است و نه خبری از گشت ارشاد. البته ناگفته نماند که این حکومت ضدمردم بدش نمیآید برای حفظ سلطهی خود هم که شده، دوباره حجاب و این چیزها را هم به مردم حقنه کند، ولی خب فعلا کارهای مهمتری چون اختلاس و وطنفروشی و ... را در دست اجرا دارد. خلاصه خیلی این بحثها را جدی نگیرید. در عجبیم از اپوزیسیون مملکت، که همه چیز را ول کرده و چسبیده به این حرفهای صد من یک غاز!
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
✔️ افزایش 61 درصدی صادرات نفتی ونزوئلا پس از توافق با آمریکا
رویترز به نقل از دادههای نفتکشها و شرکت ملی نفت ونزوئلا خبر داد که همزمان با آغاز تحویل محمولههای نفتی به مشتریان اروپایی، صادرات نفت این کشور آمریکای لاتین در ماه گذشته میلادی ۶۱ درصد رشد کرده است.
رئیس جمهور ونزوئلا مستقیم با نمایندگان آمریکا مذاکره و توافق کرد.
@rahenow 🗿👈
رویترز به نقل از دادههای نفتکشها و شرکت ملی نفت ونزوئلا خبر داد که همزمان با آغاز تحویل محمولههای نفتی به مشتریان اروپایی، صادرات نفت این کشور آمریکای لاتین در ماه گذشته میلادی ۶۱ درصد رشد کرده است.
رئیس جمهور ونزوئلا مستقیم با نمایندگان آمریکا مذاکره و توافق کرد.
@rahenow 🗿👈
@rahenow
✔️ افزایش 61 درصدی صادرات نفتی ونزوئلا پس از توافق با آمریکا رویترز به نقل از دادههای نفتکشها و شرکت ملی نفت ونزوئلا خبر داد که همزمان با آغاز تحویل محمولههای نفتی به مشتریان اروپایی، صادرات نفت این کشور آمریکای لاتین در ماه گذشته میلادی ۶۱ درصد رشد کرده…
اگه عمو پوتین راست کنه ماهم چیز به چیز با عمو سام توافق میکنیم
👈 کاهنان هزاران سال پیش این اصل را دریافتند: اگر میخواهید انسانها به خدایان ایمان بیاورند، باید آنها را وادارید چیزی ارزشمند را فدا کنند.
هرچه این اتفاق دردناک تر باشد، اطمینان افراد به آن موجود خیالی که چیزی را در راهش فدا کردهاند بیشتر میشود.
دهقانی بینوا که گاو نری گرانبها را در پیشگاه ژوپیتر قربانی میکند متقاعد میشود که ژوپیتر واقعاً وجود دارد.
او باز هم بارها و بارها گاوهای دیگری را قربانی میکند. زیرا فقط در این صورت است که مجبور نیست بیهوده بودن مرگ همه گاوهای قبلی را بپذیرد!
دقیقاً به همین علت اگر کسی فرزندش را در راه عظمت ملت ایتالیا فدا کند یا پای خود را در راه خدمت به انقلاب کمونیستی از دست بدهد کافی است به یک ایتالیایی وطنپرست پر شور یا کمونیستی دو آتشه بدل شود. زیرا اگر اسطورههای ملیِ ایتالیا یا تبلیغات کمونیستی دروغ باشد، او مجبور است بپذیرد مرگ فرزندش یا عليل شدن خودش کاملاً بیهوده بوده است و معدودند کسانی که دل و جرأت پذیرش چنین چیزی را داشته باشند...
⭕️ انسان خداگونه
⭕️ یووال نوح هراری
@rahenow 🗿👈
هرچه این اتفاق دردناک تر باشد، اطمینان افراد به آن موجود خیالی که چیزی را در راهش فدا کردهاند بیشتر میشود.
دهقانی بینوا که گاو نری گرانبها را در پیشگاه ژوپیتر قربانی میکند متقاعد میشود که ژوپیتر واقعاً وجود دارد.
او باز هم بارها و بارها گاوهای دیگری را قربانی میکند. زیرا فقط در این صورت است که مجبور نیست بیهوده بودن مرگ همه گاوهای قبلی را بپذیرد!
دقیقاً به همین علت اگر کسی فرزندش را در راه عظمت ملت ایتالیا فدا کند یا پای خود را در راه خدمت به انقلاب کمونیستی از دست بدهد کافی است به یک ایتالیایی وطنپرست پر شور یا کمونیستی دو آتشه بدل شود. زیرا اگر اسطورههای ملیِ ایتالیا یا تبلیغات کمونیستی دروغ باشد، او مجبور است بپذیرد مرگ فرزندش یا عليل شدن خودش کاملاً بیهوده بوده است و معدودند کسانی که دل و جرأت پذیرش چنین چیزی را داشته باشند...
⭕️ انسان خداگونه
⭕️ یووال نوح هراری
@rahenow 🗿👈
🔘 ظریف: به خاتمی گفتم مردم با رأیدادن به من، تنبیه خواهند شد کمااینکه مردم از سال ۹۶ به بعد بهخاطر رأی به روحانی، تنبیه شدند
◀️ محمد جواد ظریف، درباره دیدارش با سید حسن خمینی و سید محمدخاتمی قبل از اعلام عدم کاندیداتوری گفت: آقای خاتمی پیغام داد که میخواهم بیایم و ببینمت؛ من هم گفتم آنقدر ادبم را از دست ندادهام و من به دیدار شما میآیم. به ایشان گفتم که خدمت میرسم؛ ایشان هم گفتند که پس به حسنآقا هم میگویم که بیایند.
◀️ رفتم و فشار آوردند که باید بیایی. من هم استدلالهای سیاسی خودم را گفتم؛ اینکه مردم با رأیدادن به من، تنبیه خواهند شد کمااینکه احساس میکنم مردم از سال ۹۶ به بعد بهخاطر رأی به روحانی، تنبیه شدند و احساس میکردم این تنبیه درمورد من، شدیدتر خواهد بود و این موضوع را به مصلحت کشور نمیدانستم./ صبح نو
@rahenow 🗿👈
◀️ محمد جواد ظریف، درباره دیدارش با سید حسن خمینی و سید محمدخاتمی قبل از اعلام عدم کاندیداتوری گفت: آقای خاتمی پیغام داد که میخواهم بیایم و ببینمت؛ من هم گفتم آنقدر ادبم را از دست ندادهام و من به دیدار شما میآیم. به ایشان گفتم که خدمت میرسم؛ ایشان هم گفتند که پس به حسنآقا هم میگویم که بیایند.
◀️ رفتم و فشار آوردند که باید بیایی. من هم استدلالهای سیاسی خودم را گفتم؛ اینکه مردم با رأیدادن به من، تنبیه خواهند شد کمااینکه احساس میکنم مردم از سال ۹۶ به بعد بهخاطر رأی به روحانی، تنبیه شدند و احساس میکردم این تنبیه درمورد من، شدیدتر خواهد بود و این موضوع را به مصلحت کشور نمیدانستم./ صبح نو
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که در رسانههای اجتماعی منتشر شده نشان میدهد اعظم افشینفر، عضو شورای شهر بجنورد در جلسهای با تاکید بر نظارت و امر به معروف میگوید که در اداره صبحانه خوردن کارکنان و زن و مرد کنار یکدیگر را دیده و آن را «چندشآور» خواند.
اما این بوزینه ماده زنان و مردانی که تا کمر داخل سطل آشغال خم میشوند تا لقمه نانی گیر بیارند را نمی بیند....
@rahenow 🗿👈
اما این بوزینه ماده زنان و مردانی که تا کمر داخل سطل آشغال خم میشوند تا لقمه نانی گیر بیارند را نمی بیند....
@rahenow 🗿👈
🚨ابلاغیه جدید دولت به بانکها برای کسر حساب سپرده گزاران !
❌کلیه بانکها و صندوقهای اعتباری موظف هستند در زمان پرداخت سود به اشخاص حقوقی و حقیقی معادل 10% را به حساب سازمان امور مالیاتی واریز نمایند !
☜ این دولت خیلی گشنه تر و ناکارآمد تر از دولتهای قبلی ست ! این از حساب مردم در بانکها، اینم از اوضاع داغون بورس😒
@rahenow 🗿👈
❌کلیه بانکها و صندوقهای اعتباری موظف هستند در زمان پرداخت سود به اشخاص حقوقی و حقیقی معادل 10% را به حساب سازمان امور مالیاتی واریز نمایند !
☜ این دولت خیلی گشنه تر و ناکارآمد تر از دولتهای قبلی ست ! این از حساب مردم در بانکها، اینم از اوضاع داغون بورس😒
@rahenow 🗿👈
چرا مردم از همدیگر که فقیرند دزدی میکنند اما حاضر نمیشوند از آخوند بدزدند؟
دوحالت داره یا از آخوند میترسند یا آخوند را تخم ترکه ی پیغمبران میدانند
از آخوند بدزدید گناهی اگر هست گردن من
دوحالت داره یا از آخوند میترسند یا آخوند را تخم ترکه ی پیغمبران میدانند
از آخوند بدزدید گناهی اگر هست گردن من
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چنددقیقه پشت سر این آخوند کوچه به کوچه راه افتادم فکر کرده میخوام بکشمش نمیاد توی پیاده رو راه بره و وسط خیابون راه میره
آخرشم زنگ زد اومدن ببرنش
@rahenow 🗿👈
آخرشم زنگ زد اومدن ببرنش
@rahenow 🗿👈
آقای ظریف با این تناقض ها، چگونه کنار می آید؟!
در مصاحبه طریف با روزنامه صبح نو نکته تکان دهنده ای وجود داشت؛ او یکی از علت های عدم نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری 1400 را انتقام نظام از مردم می گوید. او آشکارا و البته به درستی گفت که اگر در انتخابات ریاست جمهوری پیروز می شدم، به مردم بخاطر رای دادن به من سخت می گرفتند، همچنان که مردم را تنبیه کردند چون در سال های 1392 و 1396 به حسن روحانی رای دادند! او سپس در این مصاحبه بر این امر تاکید کرده که در این 40 ساله از نظام همواره دفاع کرده است و آبرو بر سر این کار نهاده و کتک هم خورده است! هر خواننده این مصاحبه از خود می پرسد که آقای ظریف چگونه می تواند از نظامی دفاع جانانه بکند که آشکار می گوید در آن اگر نامزدی که با قدرت های اصلی نظام زاویه داشته رای بیاورد، با سخت گیری ها از مردم رای دهند انتقام می گیرند؟! شاید ظریف یا برخی از مدافعان او بگویند که یک سیاسی عملگرا هرگز عرصه سیاست را صحنه خیال پردازی های آرمانی نمی داند بلکه با ورود بر چنین عرصه پر چالش و غیر انسانی می کوشد به سهم و توان خود برای اصلاح آن اثر گذارد. چنین سخنی واگویه همان استراتژی اصلاح طلبان است که پس از ربع قرن، دست آورد ملموس و مشخصی نداشته و اوضاع در تمام جنبه ها هر سال بدتر از قبل شده است. از طرف دیگر می توان به ظریف به سختی و به درستی اعتراض کرد که اصلاح طلب و سیاسی عمل گرا بودن نمی بایست کسی در جایگاه ظریف را چنان شیفته و مقهور قدرتمندان کند که چهل سال از آن جانانه دفاع بدون ایستادگی بر سر اصول سیاسی و حرفه ای خود نماید. این تناقض ها در زندگی سیاسی ظریف کم نیستند؛ متاسفانه با آن هم ظلم بی حساب و توهین و تهمت های فراوان به او، شخصیتش به گونه ای بود که هیچ ابتکار عمل و پرستیژ و جنم لازم را نداشته و ناتوانی کاملش از تصمیم درست و قاطع آشکار بود. این ناتوانی و ضعف شدید شخصت موجب شد، ارکان نظام چندین بار با دخالت در سیاست خارجه، او را آشکارا مورد اهانت قرار دهند و با این که بحث استعفا برای او کاملا مطرح بوده و در مصاحبه خود می گوید حتی به حسن روحانی هم پیشنهاد استعفا داده، ولی از این ابزار تنها یکبار استفاده کند و دوباره با نهیب و خواسته همان کانون های قدرت به سرعت سرکار خود باز گردد. با آنکه ظریف یکی از اندک شمار دیپلمات های راستین، زبده و وطن پرست جمهوری اسلامی بود، ولی در طول وزارت خود نشان داد ملاحظه و خواست صاحبان قدرت را بر بسیاری اصول حرفه ای و سیاسی خود ترجیح می دهد. او پذیرفته بود ماله کش اعظم نظام است و چندین بار خود به آن اشاره می کند چنانکه در سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط سپاه پاسداران، در جلسه شورای عالی امنیت ملی می گوید: حقیقت را به من بگویید تا من به عنوان ماله کش نظام آن را برای افکار عمومی جهان توجیه کنم که در آن جلسه نه تنها با او برخورد بسیاری زننده ای می کنند بلکه باز هم حقیقت آن فاجعه را به او نمی گویند (مصاحبه با لیلاز)! او برای پوشاندن ناتوانیش و کنار آمدن با آن حجم از اهانت ها پیاپی به گذشته و پیشینه روابط کاری و شخصی خود با همان افراد دست می یازد که با دخالت در عرصه سیاست خارجه جایگاهش را لوث و زیادی جلوه می دادند. ضعف شخصیت او چنان بود که پس از افشای فایل صوتی مصاحبه خود با لیلاز به جای آنکه طلبکار باشد، از زمین و زمان عذرخواهی می کرد. ظریف باهوش تر از آن است که نداند حتی اگر در انتخابات رای آورده و رئیس جمهور می شد، در چنین ساختاری هیچکاره بود ولی او مردم و نگرانی از تنبیه شان توسط نظام و همچنین قطبی شدن جامعه را بهانه عدم نامزدی می کند. اشاره به ناتوانی نقش رئیس جمهوری در ساختار جمهوری اسلامی و بیان قطبی شدن جامعه به عنوان یکی از سیاست های حاکمیت نشان از استقلال و قدرت شخصیتی اش داشت، که آن را هم انجام نمی دهد.
علی شمایلی
16 تیرماه 1401، کرانه کویر
@rahenow 🗿👈
در مصاحبه طریف با روزنامه صبح نو نکته تکان دهنده ای وجود داشت؛ او یکی از علت های عدم نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری 1400 را انتقام نظام از مردم می گوید. او آشکارا و البته به درستی گفت که اگر در انتخابات ریاست جمهوری پیروز می شدم، به مردم بخاطر رای دادن به من سخت می گرفتند، همچنان که مردم را تنبیه کردند چون در سال های 1392 و 1396 به حسن روحانی رای دادند! او سپس در این مصاحبه بر این امر تاکید کرده که در این 40 ساله از نظام همواره دفاع کرده است و آبرو بر سر این کار نهاده و کتک هم خورده است! هر خواننده این مصاحبه از خود می پرسد که آقای ظریف چگونه می تواند از نظامی دفاع جانانه بکند که آشکار می گوید در آن اگر نامزدی که با قدرت های اصلی نظام زاویه داشته رای بیاورد، با سخت گیری ها از مردم رای دهند انتقام می گیرند؟! شاید ظریف یا برخی از مدافعان او بگویند که یک سیاسی عملگرا هرگز عرصه سیاست را صحنه خیال پردازی های آرمانی نمی داند بلکه با ورود بر چنین عرصه پر چالش و غیر انسانی می کوشد به سهم و توان خود برای اصلاح آن اثر گذارد. چنین سخنی واگویه همان استراتژی اصلاح طلبان است که پس از ربع قرن، دست آورد ملموس و مشخصی نداشته و اوضاع در تمام جنبه ها هر سال بدتر از قبل شده است. از طرف دیگر می توان به ظریف به سختی و به درستی اعتراض کرد که اصلاح طلب و سیاسی عمل گرا بودن نمی بایست کسی در جایگاه ظریف را چنان شیفته و مقهور قدرتمندان کند که چهل سال از آن جانانه دفاع بدون ایستادگی بر سر اصول سیاسی و حرفه ای خود نماید. این تناقض ها در زندگی سیاسی ظریف کم نیستند؛ متاسفانه با آن هم ظلم بی حساب و توهین و تهمت های فراوان به او، شخصیتش به گونه ای بود که هیچ ابتکار عمل و پرستیژ و جنم لازم را نداشته و ناتوانی کاملش از تصمیم درست و قاطع آشکار بود. این ناتوانی و ضعف شدید شخصت موجب شد، ارکان نظام چندین بار با دخالت در سیاست خارجه، او را آشکارا مورد اهانت قرار دهند و با این که بحث استعفا برای او کاملا مطرح بوده و در مصاحبه خود می گوید حتی به حسن روحانی هم پیشنهاد استعفا داده، ولی از این ابزار تنها یکبار استفاده کند و دوباره با نهیب و خواسته همان کانون های قدرت به سرعت سرکار خود باز گردد. با آنکه ظریف یکی از اندک شمار دیپلمات های راستین، زبده و وطن پرست جمهوری اسلامی بود، ولی در طول وزارت خود نشان داد ملاحظه و خواست صاحبان قدرت را بر بسیاری اصول حرفه ای و سیاسی خود ترجیح می دهد. او پذیرفته بود ماله کش اعظم نظام است و چندین بار خود به آن اشاره می کند چنانکه در سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط سپاه پاسداران، در جلسه شورای عالی امنیت ملی می گوید: حقیقت را به من بگویید تا من به عنوان ماله کش نظام آن را برای افکار عمومی جهان توجیه کنم که در آن جلسه نه تنها با او برخورد بسیاری زننده ای می کنند بلکه باز هم حقیقت آن فاجعه را به او نمی گویند (مصاحبه با لیلاز)! او برای پوشاندن ناتوانیش و کنار آمدن با آن حجم از اهانت ها پیاپی به گذشته و پیشینه روابط کاری و شخصی خود با همان افراد دست می یازد که با دخالت در عرصه سیاست خارجه جایگاهش را لوث و زیادی جلوه می دادند. ضعف شخصیت او چنان بود که پس از افشای فایل صوتی مصاحبه خود با لیلاز به جای آنکه طلبکار باشد، از زمین و زمان عذرخواهی می کرد. ظریف باهوش تر از آن است که نداند حتی اگر در انتخابات رای آورده و رئیس جمهور می شد، در چنین ساختاری هیچکاره بود ولی او مردم و نگرانی از تنبیه شان توسط نظام و همچنین قطبی شدن جامعه را بهانه عدم نامزدی می کند. اشاره به ناتوانی نقش رئیس جمهوری در ساختار جمهوری اسلامی و بیان قطبی شدن جامعه به عنوان یکی از سیاست های حاکمیت نشان از استقلال و قدرت شخصیتی اش داشت، که آن را هم انجام نمی دهد.
علی شمایلی
16 تیرماه 1401، کرانه کویر
@rahenow 🗿👈
🍁
از زندگی سیر نباش!
مرد سیرفروش گفت : قدری از این سیرها ببر که از سیر به سلامتی راهی ست.
و من به یاد آوردم که از سیری به دلیری هم راهی ست؛ زیرا که مولانا فرموده بود: دیده سیر است مرا ، جان دلیر است مرا، زَهره شیر است مرا ...
آدم سیر که باشد دلیر هم می شود، اما نه سیری معده، که سیری جان؛ گرسنگی، ضعف و زبونی می آورد؛ نه فقط گرسنگی تن که گرسنگی «من».
اما « گرسنگیِ من »حتی اگر همه جهان را هم بخورد ،برطرف نمی شود، زیرا که کوزه چشم حریصان به این آسانی ها پر نخواهد شد و سعدی بود که گفت: چشم تنگِ دنیادوست را یا قناعت پر کند یا خاکِ گور ...
«آز» تنها اسم یک رذیلت نیست در آدمی که قرن ها پیش در ادب فارسی نام دیوی بوده است که هر چه می خورده، سیر نمی شده است!
حرص و آز و سیری ناپذیری، بیماری سخت و صعب العلاجی ست که دارویی جز خرسندی ندارد و علاجش فهم داشته ها و قدر دانستن دارایی ها و نعمتها و فرصتهای خویش است.
مرد سیرفروش گفت: سیر ببر و سیر بخور و سیر باش،
اما از هر چه سیر شدی از زندگی سیر نباش!
@rahenow 🗿👈
از زندگی سیر نباش!
مرد سیرفروش گفت : قدری از این سیرها ببر که از سیر به سلامتی راهی ست.
و من به یاد آوردم که از سیری به دلیری هم راهی ست؛ زیرا که مولانا فرموده بود: دیده سیر است مرا ، جان دلیر است مرا، زَهره شیر است مرا ...
آدم سیر که باشد دلیر هم می شود، اما نه سیری معده، که سیری جان؛ گرسنگی، ضعف و زبونی می آورد؛ نه فقط گرسنگی تن که گرسنگی «من».
اما « گرسنگیِ من »حتی اگر همه جهان را هم بخورد ،برطرف نمی شود، زیرا که کوزه چشم حریصان به این آسانی ها پر نخواهد شد و سعدی بود که گفت: چشم تنگِ دنیادوست را یا قناعت پر کند یا خاکِ گور ...
«آز» تنها اسم یک رذیلت نیست در آدمی که قرن ها پیش در ادب فارسی نام دیوی بوده است که هر چه می خورده، سیر نمی شده است!
حرص و آز و سیری ناپذیری، بیماری سخت و صعب العلاجی ست که دارویی جز خرسندی ندارد و علاجش فهم داشته ها و قدر دانستن دارایی ها و نعمتها و فرصتهای خویش است.
مرد سیرفروش گفت: سیر ببر و سیر بخور و سیر باش،
اما از هر چه سیر شدی از زندگی سیر نباش!
@rahenow 🗿👈
صاحب این گاو صدای پارس سگ ها را در شب شنید. دوربینش را برداشت و این منظره باورنکردنی را کشف کرد. پلنگ هر شب به ملاقات گاو می آید و سر گاو را می لیسد. مرد با صاحب قبلی گاو صحبت کرد. او بعداً فهمید که مادر پلنگ در ٢٠ روزگی مرده است و گاو با شیر خود، آن پلنگ را تغذیه کرده است.
ملایان حتی اندازه گاو هم مرام و معرفت ندارن
@rahenow 🗿👈
ملایان حتی اندازه گاو هم مرام و معرفت ندارن
@rahenow 🗿👈