✳️ Showing regret
چطوری در زبان پشیمانی تان را از چیزی بیان میکنید؟
☑️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید طب می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅ I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
چطوری در زبان پشیمانی تان را از چیزی بیان میکنید؟
☑️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید طب می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅ I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Second conditional
✳️شرطی نوع دوم
✔️شرطی غیر واقعی
این جملات درباره موقعیتها فرضی یا خیالی صحبت می کنند که احتمال رخ دادنشان غیر ممکن است.
ساختار این نوع شرطی بصورت زیر است؛
✔️ If + گذشته ساده + would/could/might + فعل ساده
✅ If they had more money, they would buy more fruits.
اگر آنها پول بیشتری داشتند میوه های بیشتری میخریدند.
✅ If he left, I would be happier.
اگه میرفت خوشحال میشدم.
🔲نکته اول
در جمله شرط هرچند از فعل گذشته ساده استفاده می کنیم اما داریم به یک موقعیت فرضی در زمان حال اشاره می کنیم. مثلا در جمله بالا گفته شده اگر آنها پول بیشتری داشتند. یعنی در حال حاضر آنها این مقدار پول را در اختیار ندارند.
✅ If we knew how to build a boat, we would escape.
️اگر ما می دانستیم چگونه یک قایق بسازیم فرار می کردیم.
یعنی ما در حال حاضر نمی دانیم و بلد نیستیم یک قایق بسازیم در نتیجه نمی توانیم فرار کنیم.
🔲نکته دوم
در این گونه جملات اگر فعل یکی از اشکال فعل #to_be باشد با هر نوع فاعلی از were استفاده می کنیم.
✅ If I were on this island for a long time, I would go crazy
اگه تو این جزیره مدت طولانی بودم،دیوانه می شدم
✅ I could go home if it were 5:00, but it’s only 3:00.
اگه الان ساعت پنج بود،می تونستم برم خونه. اما الان ساعت سه است
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️شرطی نوع دوم
✔️شرطی غیر واقعی
این جملات درباره موقعیتها فرضی یا خیالی صحبت می کنند که احتمال رخ دادنشان غیر ممکن است.
ساختار این نوع شرطی بصورت زیر است؛
✔️ If + گذشته ساده + would/could/might + فعل ساده
✅ If they had more money, they would buy more fruits.
اگر آنها پول بیشتری داشتند میوه های بیشتری میخریدند.
✅ If he left, I would be happier.
اگه میرفت خوشحال میشدم.
🔲نکته اول
در جمله شرط هرچند از فعل گذشته ساده استفاده می کنیم اما داریم به یک موقعیت فرضی در زمان حال اشاره می کنیم. مثلا در جمله بالا گفته شده اگر آنها پول بیشتری داشتند. یعنی در حال حاضر آنها این مقدار پول را در اختیار ندارند.
✅ If we knew how to build a boat, we would escape.
️اگر ما می دانستیم چگونه یک قایق بسازیم فرار می کردیم.
یعنی ما در حال حاضر نمی دانیم و بلد نیستیم یک قایق بسازیم در نتیجه نمی توانیم فرار کنیم.
🔲نکته دوم
در این گونه جملات اگر فعل یکی از اشکال فعل #to_be باشد با هر نوع فاعلی از were استفاده می کنیم.
✅ If I were on this island for a long time, I would go crazy
اگه تو این جزیره مدت طولانی بودم،دیوانه می شدم
✅ I could go home if it were 5:00, but it’s only 3:00.
اگه الان ساعت پنج بود،می تونستم برم خونه. اما الان ساعت سه است
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️✳️ قیدها و نحوه استفاده آنها
✔️ We use adverbs to give more information about the verb.
از قیدها برای دادن اطلاعات بیشتر راجع به فعل استفاده می کنیم.
از قید های حالت برای اینکه نشان بدهیم چطور چیزی اتفاق می افتد یا چطور چیزی به سرانجام می رسد استفاده می کنیم:
✔️ The children were playing happily.
بچه ها داشتند با خوشحالی بازی می کردند.
✔️ He was driving as fast as possible.
او تا جایی که می شد سریع رانندگی می کرد.
از قید های مکان برای اینکه بگوییم چیزی کجا اتفاق افتاده استفاده می کنیم:
✔️ I saw him there.
من اونو اونجا دیدیم
✔️ We met in London.
ما توی لندن همدیگر رو دیدیم
ما از قید_های زمان برای اینکه بگویم چیزی کی اتفاق می افتد استفاده می کنیم:
✔️They start work at six thirty.
آنها کار را ساعت شش و نیم شروع می کنند.
از قیدهای علت برای اینکه چرا چیزی اتفاق افتاد و یا چرا شخصی کاری را انجام داد، استفاده می شود
✔️ He went to the bank to cash a check.
او به بانک رفت تا یک چک را نقد کند
از قیدهای تکرار برای اینکه بگوییم کاری چند وقت به چند وقت انجام میشود یا کسی کاری را چند وقت به چند وقت انجام میدهد، استفاده می کنیم
✔️ He never watches TV late at night
او هرگز شبها دیر وقت تلویزیون نگاه نمی کند
✳️ ترتیب قیدها در جمله
🔲 حالت + مکان + زمان + علت
البته در افعال حرکتی جای قید حالت و مکان جابجا می شود یعنی اول مکان و بعد حالت می اید
✔️ I wrote the questions carelessly in class this morning
✔️ I walked to school carelessly this morning
🔲نکته
قیدهای تکرار قبل از فعل اصلی و سایر قیدها بعد از فعل اصلی می ایند
✔️ He always studies his lessons carefully to get good marks.
او همیشه درسهایش را با دقت می خواند تا نمره خوبی بگیرد
☑️نکته 2
کلمه پرسشی برای
قیدهای تکرار how_often
برای قیدهای حالت how
برای قیدهای مکان where،
برای قیدهای زمان when
و برای قیدهای علت why است
🔲 بعضی مواقع قیدها توصیف کننده صفت یا قیدی دیگر هستند. در این حالت قبل از صفت یا قیدی می ایند که توصیف می کنند
✔️ He drives very carefully
✔️ lt is too far to travel.
در دو جمله بالا very و too قید هستند
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanomet1
✔️ We use adverbs to give more information about the verb.
از قیدها برای دادن اطلاعات بیشتر راجع به فعل استفاده می کنیم.
از قید های حالت برای اینکه نشان بدهیم چطور چیزی اتفاق می افتد یا چطور چیزی به سرانجام می رسد استفاده می کنیم:
✔️ The children were playing happily.
بچه ها داشتند با خوشحالی بازی می کردند.
✔️ He was driving as fast as possible.
او تا جایی که می شد سریع رانندگی می کرد.
از قید های مکان برای اینکه بگوییم چیزی کجا اتفاق افتاده استفاده می کنیم:
✔️ I saw him there.
من اونو اونجا دیدیم
✔️ We met in London.
ما توی لندن همدیگر رو دیدیم
ما از قید_های زمان برای اینکه بگویم چیزی کی اتفاق می افتد استفاده می کنیم:
✔️They start work at six thirty.
آنها کار را ساعت شش و نیم شروع می کنند.
از قیدهای علت برای اینکه چرا چیزی اتفاق افتاد و یا چرا شخصی کاری را انجام داد، استفاده می شود
✔️ He went to the bank to cash a check.
او به بانک رفت تا یک چک را نقد کند
از قیدهای تکرار برای اینکه بگوییم کاری چند وقت به چند وقت انجام میشود یا کسی کاری را چند وقت به چند وقت انجام میدهد، استفاده می کنیم
✔️ He never watches TV late at night
او هرگز شبها دیر وقت تلویزیون نگاه نمی کند
✳️ ترتیب قیدها در جمله
🔲 حالت + مکان + زمان + علت
البته در افعال حرکتی جای قید حالت و مکان جابجا می شود یعنی اول مکان و بعد حالت می اید
✔️ I wrote the questions carelessly in class this morning
✔️ I walked to school carelessly this morning
🔲نکته
قیدهای تکرار قبل از فعل اصلی و سایر قیدها بعد از فعل اصلی می ایند
✔️ He always studies his lessons carefully to get good marks.
او همیشه درسهایش را با دقت می خواند تا نمره خوبی بگیرد
☑️نکته 2
کلمه پرسشی برای
قیدهای تکرار how_often
برای قیدهای حالت how
برای قیدهای مکان where،
برای قیدهای زمان when
و برای قیدهای علت why است
🔲 بعضی مواقع قیدها توصیف کننده صفت یا قیدی دیگر هستند. در این حالت قبل از صفت یا قیدی می ایند که توصیف می کنند
✔️ He drives very carefully
✔️ lt is too far to travel.
در دو جمله بالا very و too قید هستند
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanomet1
✳️ sleep peacefuly
A boy and a girl were playing together. The boy had a collection of marbles. The girl had some sweets with her. The boy told the girl that he will give her all his marbles in exchange for her sweets. The girl agreed. The boy kept the biggest and the most beautiful marble aside and gave the rest to the girl. The girl gave him all her sweets as she had promised. That night, the girl slept peacefully. But the boy couldn't sleep as he kept wondering if the girl had hidden some sweets from him the way he had hidden his best marble.
✅Moral of the story
If you don't give your hundred percent in a relationship, you will always keep doubting if the other person has given his/her hundred percent. This is Applicable for any Relationship like love , friendship, employer – employee relationship etc.
Give your 100% to everything you do and sleep peacefully
پسر و دختر کوچکی با هم بازی میکردند. پسر چند تا تیله داشت و دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیلههایم را به تو میدهم و تو همه شیرینیهایت را به من بده.
دختر کوچولو قبول کرد. پسر بزرگترین و قشنگترین تیلهاش را مخفیانه برداشت و بقیه را به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همان جوری که قول داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمیتوانست بخوابد چون به این فکر میکرد که همانطوری که خودش بهترین تیلهاش را پنهان کرده بود شاید دختر کوچولو هم مثل او یک خرده از شیرینیهایش را پنهان کرده و همه شیرینیها را به او نداده باشد.
نتیجه اخلاقی:
اگر در رابطه تان صد در صد صادق نباشید همیشه در شک و تردید به سر خواهید برد که آیا دیگران صد در صد با شما صادق بوده اند. این در مورد هر ارتباطی صدق می کند دررابطه عشق ، دوستی ، رابطه کارمند و کارفرما و....
در مورد آنچه که انجام میدهی صد در صد صداقت داشته باش و با آرامش بخواب. (ﻋﺬﺍﺏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺖ... ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺳﺖ...)
ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
A boy and a girl were playing together. The boy had a collection of marbles. The girl had some sweets with her. The boy told the girl that he will give her all his marbles in exchange for her sweets. The girl agreed. The boy kept the biggest and the most beautiful marble aside and gave the rest to the girl. The girl gave him all her sweets as she had promised. That night, the girl slept peacefully. But the boy couldn't sleep as he kept wondering if the girl had hidden some sweets from him the way he had hidden his best marble.
✅Moral of the story
If you don't give your hundred percent in a relationship, you will always keep doubting if the other person has given his/her hundred percent. This is Applicable for any Relationship like love , friendship, employer – employee relationship etc.
Give your 100% to everything you do and sleep peacefully
پسر و دختر کوچکی با هم بازی میکردند. پسر چند تا تیله داشت و دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیلههایم را به تو میدهم و تو همه شیرینیهایت را به من بده.
دختر کوچولو قبول کرد. پسر بزرگترین و قشنگترین تیلهاش را مخفیانه برداشت و بقیه را به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همان جوری که قول داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمیتوانست بخوابد چون به این فکر میکرد که همانطوری که خودش بهترین تیلهاش را پنهان کرده بود شاید دختر کوچولو هم مثل او یک خرده از شیرینیهایش را پنهان کرده و همه شیرینیها را به او نداده باشد.
نتیجه اخلاقی:
اگر در رابطه تان صد در صد صادق نباشید همیشه در شک و تردید به سر خواهید برد که آیا دیگران صد در صد با شما صادق بوده اند. این در مورد هر ارتباطی صدق می کند دررابطه عشق ، دوستی ، رابطه کارمند و کارفرما و....
در مورد آنچه که انجام میدهی صد در صد صداقت داشته باش و با آرامش بخواب. (ﻋﺬﺍﺏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺖ... ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺳﺖ...)
ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Grammar
✔️پسوند صفت_ساز ( ive )
✅ با اضافه کردن ( ive ) به انتهای بعضی فعلها می توان انها را به صفت تبدیل کرد.
Example:
☑️ verb + ive ----------> adj
✅attract----------> attractive
جذب کردن------------> جذاب
✅ create------> creative
خلق کردن--------> خلاق
✅ act-----------> active
عمل کردن---------->فعال
✅ destroy --------> destructive
خراب کردن-----------> مخرب
✅imagine--------> imaginative
تصور کردن----------> تخیلی
🔲پسوند صفت ساز(able)
✅ read-----------> readable
خواندن-----------> قابل خواندن
✅count------------> countable
شمردن---------> قابل شمردن
✅ measure-------->measurable
اندازه گرفتن-> قابل اندازه گیری
✅ enjoy-----------> enjoyable
لذت بردن------------> لذت بخش
✅eat ----------> eatable
خوردن-----------> قابل خوردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✔️پسوند صفت_ساز ( ive )
✅ با اضافه کردن ( ive ) به انتهای بعضی فعلها می توان انها را به صفت تبدیل کرد.
Example:
☑️ verb + ive ----------> adj
✅attract----------> attractive
جذب کردن------------> جذاب
✅ create------> creative
خلق کردن--------> خلاق
✅ act-----------> active
عمل کردن---------->فعال
✅ destroy --------> destructive
خراب کردن-----------> مخرب
✅imagine--------> imaginative
تصور کردن----------> تخیلی
🔲پسوند صفت ساز(able)
✅ read-----------> readable
خواندن-----------> قابل خواندن
✅count------------> countable
شمردن---------> قابل شمردن
✅ measure-------->measurable
اندازه گرفتن-> قابل اندازه گیری
✅ enjoy-----------> enjoyable
لذت بردن------------> لذت بخش
✅eat ----------> eatable
خوردن-----------> قابل خوردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Grammar
پسوند فعل_ساز
🔲🔲 ( ize ) و( ify )
✅ با اضافه کردن ( ize ) به انتهای بعضی اسم ها می توان انها را به فعل تبدیل کرد.
Example:
🔲 noun + ize ----------> verb
✅sympathy------> sympathize
همدردی---------> همدردی کردن
✅memory------> memorize
حافظه--------> حفظ کردن
✅ standard-------> standardize
استاندارد------->استاندارد کردن
✅ critic ---------> criticize
انتقاد-----------> انتقاد کردن کنید
✅ apology--------> apologize
معذرت خواهی-> معذرت خواهی کردن
✅colony------> colonize
مستعمره------> مستعمره کردن
☑️پسوند فعل ساز ( ify )
✅ solid-----------> solidify
جامد-----------> جامد کردن
✅terror------------> terrify
ترس،وحشت---------> ترساندن
✅ class-------->classify
طبقه----> طبقه بندی کردن
✅ beauty----------> beautify
زیبایی----------> زیبا کردن
✅liquid ----------> liquefy
مایع-----------> مایع کردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
پسوند فعل_ساز
🔲🔲 ( ize ) و( ify )
✅ با اضافه کردن ( ize ) به انتهای بعضی اسم ها می توان انها را به فعل تبدیل کرد.
Example:
🔲 noun + ize ----------> verb
✅sympathy------> sympathize
همدردی---------> همدردی کردن
✅memory------> memorize
حافظه--------> حفظ کردن
✅ standard-------> standardize
استاندارد------->استاندارد کردن
✅ critic ---------> criticize
انتقاد-----------> انتقاد کردن کنید
✅ apology--------> apologize
معذرت خواهی-> معذرت خواهی کردن
✅colony------> colonize
مستعمره------> مستعمره کردن
☑️پسوند فعل ساز ( ify )
✅ solid-----------> solidify
جامد-----------> جامد کردن
✅terror------------> terrify
ترس،وحشت---------> ترساندن
✅ class-------->classify
طبقه----> طبقه بندی کردن
✅ beauty----------> beautify
زیبایی----------> زیبا کردن
✅liquid ----------> liquefy
مایع-----------> مایع کردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
📊Quiz and Grammar
Adele – Million Years Ago
🎻🎼Music
I only wanted to have fun
فقط ميخواستم خوش بگذرونم
Learning to fly learning to run
ياد بگيرم پرواز كنم ، ياد بگيرم بدوم ( رها باشم )
I let my heart decide the way
به قلبم اجازه دادم تا مسير رو انتخاب كنه
When I was young
وقتى جوان بودم
Deep down I must have always known
ته دلم بايد اينو ميدونستم
That this would be inevitable
كه اين اجتناب ناپذيره
To earn my stripes I'd have to pay
براى اينكه شايستگى هامو نشان بدم ، بايد بهاش رو بپردازم
And bare my soul
و روحم را عريان كنم ( حرف دلم رو بزنم ) 5
I know I'm not the only one
ميدونم كه فقط من نيستم
Who regrets the things they've done
كه از كارهايى كه كرده پشيمونه
Sometimes I just feel it's only me
بعضى وقتها احساس ميكنم كه فقط من اينطوريم كه
Who can't stand the reflection that they see
نميتونه در برابر بازتايى كه اونها ميبينن دوام بياره
I wish I could live a little more
آرزو ميكردم ميتونستم يكم بيشتر عمر كنم
Look up to the sky not just the floor
و نگاهم به آسمون باشه ، نه فقط زمين
I feel like my life is flashing by
احساس ميكنم زندگيم از جلو چشمام رد ميشه
And all I can do is watch and cry
و تنها كارى كه ميتونم انجام بدم اينه كه نگاه كنم و گريه كنم
I miss the air I miss my friends
دلم تنگ شده براى هوا و براى دوستام
I miss my mother I miss it when
دلم براى مادرم تنگ شده ، دلم براى وقتهايى تنگ شده
Life was a party to be thrown
كه زندگى مثل يه مهمانى براى برگزار شدن بود
But that was a million years ago
اما همه ى اينها مال ميليون ها سال قبله… 5
When I walk around all of the streets
وقتى تو خيابان ها پرسه ميزنم
Were I grew up and found my feet
خيابان هايى كه توشون بزرگ شدم و رو پاهام ايستادم
They can't look me in the eye
اونهت نميتونن توى چشمهام نگاه كنن
It's like they're scared of me
انگار از من ميترسن
I try to think of things to say
سعى ميكنم راجع به چيزهايى كه ميخوام بگم فكر كنم
Like a joke or a memory
مثل يه جك يا يه خاطره
But they don't recognise me now
In the light of day
ولى اونها ديگه حتى تو روز روشن هم منو نميشناسن
I know I'm not the only one
ميدونم كه فقط من نيستم
Who regrets the things they've done
كه از كارهايى كه كرده پشيمونه
Sometimes I just feel it's only me
بعضى وقتها احساس ميكنم كه فقط من اينطوريم كه
Who never became who they thought they'd be
اونى كه ميخواسته نشده
I wish I could live a little more
آرزو ميكردم ميتونستم يكم بيشتر عمر كنم
Look up to the sky not just the floor
و نگاهم به آسمون باشه ، نه فقط زمين
I feel like my life is flashing by
احساس ميكنم زندگيم از جلو چشمام رد ميشه
And all I can do is watch and cry
و تنها كارى كه ميتونم انجام بدم اينه كه نگاه كنم و گريه كنم
I miss the air I miss my friends
دلم تنگ شده براى هوا و براى دوستام
I miss my mother I miss it when
دلم براى مادرم تنگ شده ، دلم براى وقتهايى تنگ شده
Life was a party to be thrown
كه زندگى مثل يه مهمانى براى برگزار شدن بود
But that was a million years ago
اما همه ى اينها مال ميليون ها سال قبله…
A million years ago
ميليون ها سال قبل
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanoet1
I only wanted to have fun
فقط ميخواستم خوش بگذرونم
Learning to fly learning to run
ياد بگيرم پرواز كنم ، ياد بگيرم بدوم ( رها باشم )
I let my heart decide the way
به قلبم اجازه دادم تا مسير رو انتخاب كنه
When I was young
وقتى جوان بودم
Deep down I must have always known
ته دلم بايد اينو ميدونستم
That this would be inevitable
كه اين اجتناب ناپذيره
To earn my stripes I'd have to pay
براى اينكه شايستگى هامو نشان بدم ، بايد بهاش رو بپردازم
And bare my soul
و روحم را عريان كنم ( حرف دلم رو بزنم ) 5
I know I'm not the only one
ميدونم كه فقط من نيستم
Who regrets the things they've done
كه از كارهايى كه كرده پشيمونه
Sometimes I just feel it's only me
بعضى وقتها احساس ميكنم كه فقط من اينطوريم كه
Who can't stand the reflection that they see
نميتونه در برابر بازتايى كه اونها ميبينن دوام بياره
I wish I could live a little more
آرزو ميكردم ميتونستم يكم بيشتر عمر كنم
Look up to the sky not just the floor
و نگاهم به آسمون باشه ، نه فقط زمين
I feel like my life is flashing by
احساس ميكنم زندگيم از جلو چشمام رد ميشه
And all I can do is watch and cry
و تنها كارى كه ميتونم انجام بدم اينه كه نگاه كنم و گريه كنم
I miss the air I miss my friends
دلم تنگ شده براى هوا و براى دوستام
I miss my mother I miss it when
دلم براى مادرم تنگ شده ، دلم براى وقتهايى تنگ شده
Life was a party to be thrown
كه زندگى مثل يه مهمانى براى برگزار شدن بود
But that was a million years ago
اما همه ى اينها مال ميليون ها سال قبله… 5
When I walk around all of the streets
وقتى تو خيابان ها پرسه ميزنم
Were I grew up and found my feet
خيابان هايى كه توشون بزرگ شدم و رو پاهام ايستادم
They can't look me in the eye
اونهت نميتونن توى چشمهام نگاه كنن
It's like they're scared of me
انگار از من ميترسن
I try to think of things to say
سعى ميكنم راجع به چيزهايى كه ميخوام بگم فكر كنم
Like a joke or a memory
مثل يه جك يا يه خاطره
But they don't recognise me now
In the light of day
ولى اونها ديگه حتى تو روز روشن هم منو نميشناسن
I know I'm not the only one
ميدونم كه فقط من نيستم
Who regrets the things they've done
كه از كارهايى كه كرده پشيمونه
Sometimes I just feel it's only me
بعضى وقتها احساس ميكنم كه فقط من اينطوريم كه
Who never became who they thought they'd be
اونى كه ميخواسته نشده
I wish I could live a little more
آرزو ميكردم ميتونستم يكم بيشتر عمر كنم
Look up to the sky not just the floor
و نگاهم به آسمون باشه ، نه فقط زمين
I feel like my life is flashing by
احساس ميكنم زندگيم از جلو چشمام رد ميشه
And all I can do is watch and cry
و تنها كارى كه ميتونم انجام بدم اينه كه نگاه كنم و گريه كنم
I miss the air I miss my friends
دلم تنگ شده براى هوا و براى دوستام
I miss my mother I miss it when
دلم براى مادرم تنگ شده ، دلم براى وقتهايى تنگ شده
Life was a party to be thrown
كه زندگى مثل يه مهمانى براى برگزار شدن بود
But that was a million years ago
اما همه ى اينها مال ميليون ها سال قبله…
A million years ago
ميليون ها سال قبل
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanoet1
✳️Grammar
تفاوت بین other و another
بعد از other اسم جمع میاید:
✅Other +اسم جمع
✔️Other countries
✔️Other students
بعد از another اسم مفرد میاید:
✅ Another + اسم مفرد
☑️Another country
☑️Another student
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
تفاوت بین other و another
بعد از other اسم جمع میاید:
✅Other +اسم جمع
✔️Other countries
✔️Other students
بعد از another اسم مفرد میاید:
✅ Another + اسم مفرد
☑️Another country
☑️Another student
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️✳️Common mistakes
🔲فعل "Ashamed" به معنی "شرمنده بودن" با حرف اضافه "of" به کار میرود. From بعدش استفاده نکنید.
❌He is ashamed from his behavior
✅He is ashamed of his behavior.
🔲 فعل "believe" به معنی " باور کردن" با حرف اضافه "in" به کار میرود. هیچوقت on یا کدام حرف اضافه دیگر استفاده نمیشود.
❌ Muslims believe to prophets
✅ Muslims believe in prophets
🔲فعل "congratulate" به معنی " تبریک گفتن" با حرف اضافه "on" به کار میرود. هیچ وقت با for استفاده نمیشود.
❌ I congratulate you for your success
✅ I congratulate you on your success.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
🔲فعل "Ashamed" به معنی "شرمنده بودن" با حرف اضافه "of" به کار میرود. From بعدش استفاده نکنید.
❌He is ashamed from his behavior
✅He is ashamed of his behavior.
🔲 فعل "believe" به معنی " باور کردن" با حرف اضافه "in" به کار میرود. هیچوقت on یا کدام حرف اضافه دیگر استفاده نمیشود.
❌ Muslims believe to prophets
✅ Muslims believe in prophets
🔲فعل "congratulate" به معنی " تبریک گفتن" با حرف اضافه "on" به کار میرود. هیچ وقت با for استفاده نمیشود.
❌ I congratulate you for your success
✅ I congratulate you on your success.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
نکات ساده اما مهم
❇️طریقه استفاده و کاربرد even در جملات
✅به جمله بندی و مکان even در جمله توجه کنید.
✳️I Don't Even Know Your Name
✳️من حتی اسمت رو هم نمیدونم
✳️I don't even like it
✳️من حتی دوستش هم ندارم
✳️I don't even own a television
✳️من حتی تلویزیون هم ندارم.
✳️I don't even care about you
✳️من حتی یه ذره هم به تو اهمیت نمیدم
✳️I don't even want to know you
✳️من حتی نمیخوام که تو رو بشناسم
✳️I don't even need this damn $45
✳️من حتی این ۴۵دلار لعنتی رو نیاز ندارم
✳️I don't even know myself, let alone you
✳️من حتی خودم رو نمیشناسم, چه برسه به تو
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️طریقه استفاده و کاربرد even در جملات
✅به جمله بندی و مکان even در جمله توجه کنید.
✳️I Don't Even Know Your Name
✳️من حتی اسمت رو هم نمیدونم
✳️I don't even like it
✳️من حتی دوستش هم ندارم
✳️I don't even own a television
✳️من حتی تلویزیون هم ندارم.
✳️I don't even care about you
✳️من حتی یه ذره هم به تو اهمیت نمیدم
✳️I don't even want to know you
✳️من حتی نمیخوام که تو رو بشناسم
✳️I don't even need this damn $45
✳️من حتی این ۴۵دلار لعنتی رو نیاز ندارم
✳️I don't even know myself, let alone you
✳️من حتی خودم رو نمیشناسم, چه برسه به تو
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️اشتباهات رایج در انگلیسی
❌ The man has long hairs
✅ The man has long hair
🔵 اینجا نمی توانیم کلمه hair را به صورت جمع استفاده کنیم چون اسم غیر قابل شمارش محسوب می شود .اما اگر منظورمان یک یا چند رشته مو باشد می توانیم این کلمه را جمع ببندیم مانند:
❌I found two long hairs in my food
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❌ The man has long hairs
✅ The man has long hair
🔵 اینجا نمی توانیم کلمه hair را به صورت جمع استفاده کنیم چون اسم غیر قابل شمارش محسوب می شود .اما اگر منظورمان یک یا چند رشته مو باشد می توانیم این کلمه را جمع ببندیم مانند:
❌I found two long hairs in my food
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1