✳️Point
چطور بگیم "انگار که...؟"
بگیم
☑️It's like
انگاری
✅It's like you don't know. Right?
انگاری تو دلیلش رو نمیدونی نه ؟
✅It's like she doesn't live here , right?
انگاری اینجا زندگی نمیکنه درسته؟
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
چطور بگیم "انگار که...؟"
بگیم
☑️It's like
انگاری
✅It's like you don't know. Right?
انگاری تو دلیلش رو نمیدونی نه ؟
✅It's like she doesn't live here , right?
انگاری اینجا زندگی نمیکنه درسته؟
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Phrasal verb
✅"give in "
تسلیم شدن
✅ Def: reluctantly stop fighting or arguing
My friend didn't want to go to the party, but he finally gave in.
دوستم نمیخاست ک ب مهمانی بره، ولی بلاخره تسلیم شد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✅"give in "
تسلیم شدن
✅ Def: reluctantly stop fighting or arguing
My friend didn't want to go to the party, but he finally gave in.
دوستم نمیخاست ک ب مهمانی بره، ولی بلاخره تسلیم شد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Vocabulary
☑️some adjectives that describe type of job
برخی از صفت هایی که نوع شغل را توصیف می کنند
✅A steady job:
شغل ثابت
✅A permanent job:
شغل دائمی
✅A lucrative job :
شغل پر درامد
✅A high powered job:
شغل مهم
✅To take on work:
کاری را بر عهده گرفتن
✅To work closely with:
داشتن همکاری نزدیک با کسی
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
☑️some adjectives that describe type of job
برخی از صفت هایی که نوع شغل را توصیف می کنند
✅A steady job:
شغل ثابت
✅A permanent job:
شغل دائمی
✅A lucrative job :
شغل پر درامد
✅A high powered job:
شغل مهم
✅To take on work:
کاری را بر عهده گرفتن
✅To work closely with:
داشتن همکاری نزدیک با کسی
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
🔲Quantifiers
🔲 واحدهای شمارش
✅ a pair of shoes
یک جفت کفش
✅ a drop of water
یک قطره آب
✅ a bunch of grapes
یک خوشه انگور
✅ a bunch of flowers
یک دسته گل
✅ a lump of coal
یک تکه زغال
✅ a stack of plates
یک دسته بشقاب
✅ a row of seats
یک ردیف صندلی
✅ a string of beads
یک رشته مهره
✅ a ball of string
یک کلاف نخ
✅ a pile of books
یک دسته کتاب
✅ a bundle of news papers
یک دسته روزنامه
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
🔲 واحدهای شمارش
✅ a pair of shoes
یک جفت کفش
✅ a drop of water
یک قطره آب
✅ a bunch of grapes
یک خوشه انگور
✅ a bunch of flowers
یک دسته گل
✅ a lump of coal
یک تکه زغال
✅ a stack of plates
یک دسته بشقاب
✅ a row of seats
یک ردیف صندلی
✅ a string of beads
یک رشته مهره
✅ a ball of string
یک کلاف نخ
✅ a pile of books
یک دسته کتاب
✅ a bundle of news papers
یک دسته روزنامه
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Interests
🔲بیان علاقمندی به چیزی در انگلیسی
✔️ I like…
✔️ I love…
✔️ I enjoy…
✔️ I adore…
✔️ I‘m crazy about…
✔️ I’m mad about…
✔️ I’m keen on…
✔️ I'm fond of…
☑️ نکته
اگر بعد از عبارات بالا #فعل بیاید بصورت #ing دار است
✅ I like dogs.
من سگها را دوست دارم
✅ I love cooking.
من آشپزی را دوست دارم
✅ I enjoy playing football.
من از بازی فوتبال لذت میبرم
✅ I’m crazy about pizza.
من دیوانه ی پیتزا هستم
✅ I’m fond of rock music.
من طرفدار موزیک راک هستم
✅ I'm keen on playing Tennis
من شیفته بازی تنیس هستم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
🔲بیان علاقمندی به چیزی در انگلیسی
✔️ I like…
✔️ I love…
✔️ I enjoy…
✔️ I adore…
✔️ I‘m crazy about…
✔️ I’m mad about…
✔️ I’m keen on…
✔️ I'm fond of…
☑️ نکته
اگر بعد از عبارات بالا #فعل بیاید بصورت #ing دار است
✅ I like dogs.
من سگها را دوست دارم
✅ I love cooking.
من آشپزی را دوست دارم
✅ I enjoy playing football.
من از بازی فوتبال لذت میبرم
✅ I’m crazy about pizza.
من دیوانه ی پیتزا هستم
✅ I’m fond of rock music.
من طرفدار موزیک راک هستم
✅ I'm keen on playing Tennis
من شیفته بازی تنیس هستم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️ Showing regret
چطوری در زبان پشیمانی تان را از چیزی بیان میکنید؟
☑️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید طب می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅ I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
چطوری در زبان پشیمانی تان را از چیزی بیان میکنید؟
☑️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید طب می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅ I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️Second conditional
✳️شرطی نوع دوم
✔️شرطی غیر واقعی
این جملات درباره موقعیتها فرضی یا خیالی صحبت می کنند که احتمال رخ دادنشان غیر ممکن است.
ساختار این نوع شرطی بصورت زیر است؛
✔️ If + گذشته ساده + would/could/might + فعل ساده
✅ If they had more money, they would buy more fruits.
اگر آنها پول بیشتری داشتند میوه های بیشتری میخریدند.
✅ If he left, I would be happier.
اگه میرفت خوشحال میشدم.
🔲نکته اول
در جمله شرط هرچند از فعل گذشته ساده استفاده می کنیم اما داریم به یک موقعیت فرضی در زمان حال اشاره می کنیم. مثلا در جمله بالا گفته شده اگر آنها پول بیشتری داشتند. یعنی در حال حاضر آنها این مقدار پول را در اختیار ندارند.
✅ If we knew how to build a boat, we would escape.
️اگر ما می دانستیم چگونه یک قایق بسازیم فرار می کردیم.
یعنی ما در حال حاضر نمی دانیم و بلد نیستیم یک قایق بسازیم در نتیجه نمی توانیم فرار کنیم.
🔲نکته دوم
در این گونه جملات اگر فعل یکی از اشکال فعل #to_be باشد با هر نوع فاعلی از were استفاده می کنیم.
✅ If I were on this island for a long time, I would go crazy
اگه تو این جزیره مدت طولانی بودم،دیوانه می شدم
✅ I could go home if it were 5:00, but it’s only 3:00.
اگه الان ساعت پنج بود،می تونستم برم خونه. اما الان ساعت سه است
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️شرطی نوع دوم
✔️شرطی غیر واقعی
این جملات درباره موقعیتها فرضی یا خیالی صحبت می کنند که احتمال رخ دادنشان غیر ممکن است.
ساختار این نوع شرطی بصورت زیر است؛
✔️ If + گذشته ساده + would/could/might + فعل ساده
✅ If they had more money, they would buy more fruits.
اگر آنها پول بیشتری داشتند میوه های بیشتری میخریدند.
✅ If he left, I would be happier.
اگه میرفت خوشحال میشدم.
🔲نکته اول
در جمله شرط هرچند از فعل گذشته ساده استفاده می کنیم اما داریم به یک موقعیت فرضی در زمان حال اشاره می کنیم. مثلا در جمله بالا گفته شده اگر آنها پول بیشتری داشتند. یعنی در حال حاضر آنها این مقدار پول را در اختیار ندارند.
✅ If we knew how to build a boat, we would escape.
️اگر ما می دانستیم چگونه یک قایق بسازیم فرار می کردیم.
یعنی ما در حال حاضر نمی دانیم و بلد نیستیم یک قایق بسازیم در نتیجه نمی توانیم فرار کنیم.
🔲نکته دوم
در این گونه جملات اگر فعل یکی از اشکال فعل #to_be باشد با هر نوع فاعلی از were استفاده می کنیم.
✅ If I were on this island for a long time, I would go crazy
اگه تو این جزیره مدت طولانی بودم،دیوانه می شدم
✅ I could go home if it were 5:00, but it’s only 3:00.
اگه الان ساعت پنج بود،می تونستم برم خونه. اما الان ساعت سه است
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️✳️ قیدها و نحوه استفاده آنها
✔️ We use adverbs to give more information about the verb.
از قیدها برای دادن اطلاعات بیشتر راجع به فعل استفاده می کنیم.
از قید های حالت برای اینکه نشان بدهیم چطور چیزی اتفاق می افتد یا چطور چیزی به سرانجام می رسد استفاده می کنیم:
✔️ The children were playing happily.
بچه ها داشتند با خوشحالی بازی می کردند.
✔️ He was driving as fast as possible.
او تا جایی که می شد سریع رانندگی می کرد.
از قید های مکان برای اینکه بگوییم چیزی کجا اتفاق افتاده استفاده می کنیم:
✔️ I saw him there.
من اونو اونجا دیدیم
✔️ We met in London.
ما توی لندن همدیگر رو دیدیم
ما از قید_های زمان برای اینکه بگویم چیزی کی اتفاق می افتد استفاده می کنیم:
✔️They start work at six thirty.
آنها کار را ساعت شش و نیم شروع می کنند.
از قیدهای علت برای اینکه چرا چیزی اتفاق افتاد و یا چرا شخصی کاری را انجام داد، استفاده می شود
✔️ He went to the bank to cash a check.
او به بانک رفت تا یک چک را نقد کند
از قیدهای تکرار برای اینکه بگوییم کاری چند وقت به چند وقت انجام میشود یا کسی کاری را چند وقت به چند وقت انجام میدهد، استفاده می کنیم
✔️ He never watches TV late at night
او هرگز شبها دیر وقت تلویزیون نگاه نمی کند
✳️ ترتیب قیدها در جمله
🔲 حالت + مکان + زمان + علت
البته در افعال حرکتی جای قید حالت و مکان جابجا می شود یعنی اول مکان و بعد حالت می اید
✔️ I wrote the questions carelessly in class this morning
✔️ I walked to school carelessly this morning
🔲نکته
قیدهای تکرار قبل از فعل اصلی و سایر قیدها بعد از فعل اصلی می ایند
✔️ He always studies his lessons carefully to get good marks.
او همیشه درسهایش را با دقت می خواند تا نمره خوبی بگیرد
☑️نکته 2
کلمه پرسشی برای
قیدهای تکرار how_often
برای قیدهای حالت how
برای قیدهای مکان where،
برای قیدهای زمان when
و برای قیدهای علت why است
🔲 بعضی مواقع قیدها توصیف کننده صفت یا قیدی دیگر هستند. در این حالت قبل از صفت یا قیدی می ایند که توصیف می کنند
✔️ He drives very carefully
✔️ lt is too far to travel.
در دو جمله بالا very و too قید هستند
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanomet1
✔️ We use adverbs to give more information about the verb.
از قیدها برای دادن اطلاعات بیشتر راجع به فعل استفاده می کنیم.
از قید های حالت برای اینکه نشان بدهیم چطور چیزی اتفاق می افتد یا چطور چیزی به سرانجام می رسد استفاده می کنیم:
✔️ The children were playing happily.
بچه ها داشتند با خوشحالی بازی می کردند.
✔️ He was driving as fast as possible.
او تا جایی که می شد سریع رانندگی می کرد.
از قید های مکان برای اینکه بگوییم چیزی کجا اتفاق افتاده استفاده می کنیم:
✔️ I saw him there.
من اونو اونجا دیدیم
✔️ We met in London.
ما توی لندن همدیگر رو دیدیم
ما از قید_های زمان برای اینکه بگویم چیزی کی اتفاق می افتد استفاده می کنیم:
✔️They start work at six thirty.
آنها کار را ساعت شش و نیم شروع می کنند.
از قیدهای علت برای اینکه چرا چیزی اتفاق افتاد و یا چرا شخصی کاری را انجام داد، استفاده می شود
✔️ He went to the bank to cash a check.
او به بانک رفت تا یک چک را نقد کند
از قیدهای تکرار برای اینکه بگوییم کاری چند وقت به چند وقت انجام میشود یا کسی کاری را چند وقت به چند وقت انجام میدهد، استفاده می کنیم
✔️ He never watches TV late at night
او هرگز شبها دیر وقت تلویزیون نگاه نمی کند
✳️ ترتیب قیدها در جمله
🔲 حالت + مکان + زمان + علت
البته در افعال حرکتی جای قید حالت و مکان جابجا می شود یعنی اول مکان و بعد حالت می اید
✔️ I wrote the questions carelessly in class this morning
✔️ I walked to school carelessly this morning
🔲نکته
قیدهای تکرار قبل از فعل اصلی و سایر قیدها بعد از فعل اصلی می ایند
✔️ He always studies his lessons carefully to get good marks.
او همیشه درسهایش را با دقت می خواند تا نمره خوبی بگیرد
☑️نکته 2
کلمه پرسشی برای
قیدهای تکرار how_often
برای قیدهای حالت how
برای قیدهای مکان where،
برای قیدهای زمان when
و برای قیدهای علت why است
🔲 بعضی مواقع قیدها توصیف کننده صفت یا قیدی دیگر هستند. در این حالت قبل از صفت یا قیدی می ایند که توصیف می کنند
✔️ He drives very carefully
✔️ lt is too far to travel.
در دو جمله بالا very و too قید هستند
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanomet1
✳️ sleep peacefuly
A boy and a girl were playing together. The boy had a collection of marbles. The girl had some sweets with her. The boy told the girl that he will give her all his marbles in exchange for her sweets. The girl agreed. The boy kept the biggest and the most beautiful marble aside and gave the rest to the girl. The girl gave him all her sweets as she had promised. That night, the girl slept peacefully. But the boy couldn't sleep as he kept wondering if the girl had hidden some sweets from him the way he had hidden his best marble.
✅Moral of the story
If you don't give your hundred percent in a relationship, you will always keep doubting if the other person has given his/her hundred percent. This is Applicable for any Relationship like love , friendship, employer – employee relationship etc.
Give your 100% to everything you do and sleep peacefully
پسر و دختر کوچکی با هم بازی میکردند. پسر چند تا تیله داشت و دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیلههایم را به تو میدهم و تو همه شیرینیهایت را به من بده.
دختر کوچولو قبول کرد. پسر بزرگترین و قشنگترین تیلهاش را مخفیانه برداشت و بقیه را به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همان جوری که قول داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمیتوانست بخوابد چون به این فکر میکرد که همانطوری که خودش بهترین تیلهاش را پنهان کرده بود شاید دختر کوچولو هم مثل او یک خرده از شیرینیهایش را پنهان کرده و همه شیرینیها را به او نداده باشد.
نتیجه اخلاقی:
اگر در رابطه تان صد در صد صادق نباشید همیشه در شک و تردید به سر خواهید برد که آیا دیگران صد در صد با شما صادق بوده اند. این در مورد هر ارتباطی صدق می کند دررابطه عشق ، دوستی ، رابطه کارمند و کارفرما و....
در مورد آنچه که انجام میدهی صد در صد صداقت داشته باش و با آرامش بخواب. (ﻋﺬﺍﺏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺖ... ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺳﺖ...)
ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
A boy and a girl were playing together. The boy had a collection of marbles. The girl had some sweets with her. The boy told the girl that he will give her all his marbles in exchange for her sweets. The girl agreed. The boy kept the biggest and the most beautiful marble aside and gave the rest to the girl. The girl gave him all her sweets as she had promised. That night, the girl slept peacefully. But the boy couldn't sleep as he kept wondering if the girl had hidden some sweets from him the way he had hidden his best marble.
✅Moral of the story
If you don't give your hundred percent in a relationship, you will always keep doubting if the other person has given his/her hundred percent. This is Applicable for any Relationship like love , friendship, employer – employee relationship etc.
Give your 100% to everything you do and sleep peacefully
پسر و دختر کوچکی با هم بازی میکردند. پسر چند تا تیله داشت و دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیلههایم را به تو میدهم و تو همه شیرینیهایت را به من بده.
دختر کوچولو قبول کرد. پسر بزرگترین و قشنگترین تیلهاش را مخفیانه برداشت و بقیه را به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همان جوری که قول داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمیتوانست بخوابد چون به این فکر میکرد که همانطوری که خودش بهترین تیلهاش را پنهان کرده بود شاید دختر کوچولو هم مثل او یک خرده از شیرینیهایش را پنهان کرده و همه شیرینیها را به او نداده باشد.
نتیجه اخلاقی:
اگر در رابطه تان صد در صد صادق نباشید همیشه در شک و تردید به سر خواهید برد که آیا دیگران صد در صد با شما صادق بوده اند. این در مورد هر ارتباطی صدق می کند دررابطه عشق ، دوستی ، رابطه کارمند و کارفرما و....
در مورد آنچه که انجام میدهی صد در صد صداقت داشته باش و با آرامش بخواب. (ﻋﺬﺍﺏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺖ... ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺳﺖ...)
ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1