🔲Advanced
☑️Synonyms
Synonyms for the word "SMALL"
✔️pocket-sized
✔️tiny
✔️petite
✔️miniscule
✔️miniature
✔️microscopic
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
☑️Synonyms
Synonyms for the word "SMALL"
✔️pocket-sized
✔️tiny
✔️petite
✔️miniscule
✔️miniature
✔️microscopic
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️Idiom
"چه عجب" ب انگلیسی چی میشه؟
✅Fancy that
چه عجب/ فکرشو بکن... , باورنکردنی است و ....
Ex:
Fancy that! There’s a piece of pie left in the fridge.
چه عجب/ فکرشو بکن یه تیکه پای توی یخچال مونده است.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
"چه عجب" ب انگلیسی چی میشه؟
✅Fancy that
چه عجب/ فکرشو بکن... , باورنکردنی است و ....
Ex:
Fancy that! There’s a piece of pie left in the fridge.
چه عجب/ فکرشو بکن یه تیکه پای توی یخچال مونده است.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️idiom
✅ shake a leg
وقتی میخواهیم به کسی بگیم «عجله کن» از این اصطلاح استفاده میکنیم، در واقع این عبارت معادل اصلاح " دست بجمبان" در فارسی می باشد.
Ex:
Shake a leg or we'll get late.
زود باش و گرنه دیر میرسیم.
Come on, Nick, shake a leg or we'll never be ready in time.
دست بجمبون نیک و گرنه به موقع آماده نخواهیم بود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅ shake a leg
وقتی میخواهیم به کسی بگیم «عجله کن» از این اصطلاح استفاده میکنیم، در واقع این عبارت معادل اصلاح " دست بجمبان" در فارسی می باشد.
Ex:
Shake a leg or we'll get late.
زود باش و گرنه دیر میرسیم.
Come on, Nick, shake a leg or we'll never be ready in time.
دست بجمبون نیک و گرنه به موقع آماده نخواهیم بود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️زیبا و الهام بخش
✅Allah is the well aware of all that you do.
✅خداوند به تمام آنچه که انجام میدهید آگاه است.
سوره بقره آیه ۲۷۱
@NanoNet1
✅Allah is the well aware of all that you do.
✅خداوند به تمام آنچه که انجام میدهید آگاه است.
سوره بقره آیه ۲۷۱
@NanoNet1
✳️Idiom
✅✅ In the middle of nowhere
"وسط ناکجا آباد" یا " در جایی نا معلوم دور از شهر بودن"
✅ I think we've got lost, we are in the middle of nowhere.
فکر کنم گم شدیم، ما وسط ناکجا آبادیم.
✅ They live miles away, in the middle of nowhere.
آنها مایل ها اونورتر زندگی میکنند، وسط ناکجا آباد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅✅ In the middle of nowhere
"وسط ناکجا آباد" یا " در جایی نا معلوم دور از شهر بودن"
✅ I think we've got lost, we are in the middle of nowhere.
فکر کنم گم شدیم، ما وسط ناکجا آبادیم.
✅ They live miles away, in the middle of nowhere.
آنها مایل ها اونورتر زندگی میکنند، وسط ناکجا آباد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️Vocab
✳️Similar words
Part One
Assist = همکاری کردن
Consist = شامل شدن
Insist = اصرار کردن
Resist = مقاومت کردن
Persist = پافشاری کردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
✳️Similar words
Part One
Assist = همکاری کردن
Consist = شامل شدن
Insist = اصرار کردن
Resist = مقاومت کردن
Persist = پافشاری کردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
✳️Vocab
Similar words
Part two
Host = میزبان
Hostel = هتل رایگان
Hostility = خصومت
Hospitality = مهمان نوازی
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
Similar words
Part two
Host = میزبان
Hostel = هتل رایگان
Hostility = خصومت
Hospitality = مهمان نوازی
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️phrasal_verb
✅give away
لو دادن
Def: reveal hidden information about somebody/something
✅His wife gave him away to the police.
✅My little sister gave the surprise party away by accident.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅give away
لو دادن
Def: reveal hidden information about somebody/something
✅His wife gave him away to the police.
✅My little sister gave the surprise party away by accident.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️phrasal verb
✅get together
دور هم جمع شدن
✅Let's get together for a BBQ this weekend.
بیاید اخر هفته واسه یه مهمانی باربکیو دور هم جمع بشیم.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅get together
دور هم جمع شدن
✅Let's get together for a BBQ this weekend.
بیاید اخر هفته واسه یه مهمانی باربکیو دور هم جمع بشیم.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️Grammar
افعالي كه در زمان های جاری استفاده نمي شوند و باید همیشه با زمان ساده استفاده شوند.
✅Hear. شنيدن
✅See. ديدن
✅Believe. اعتقاد داشتن
✅Think به معناي عقيده داشتن
✅Understand. فهميدن
✅Know. دانستن
✅Exist. وجود داشتن
✅Own. داشتن
✅Have. داشتن
✅Possess. مالك چيزي بودن
✅Belong. تعلق داشتن
✅Need نياز داشتن
✅Want. خواستن
✅Prefer. ترجيح دادن
✅Like. دوست داشتن
✅Hate. متنفر بودن
✅Love. دوست داشتن
✅Forget فراموش كردن
✅Remember. به ياد آوردن
✅Forgive. بخشيدن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
افعالي كه در زمان های جاری استفاده نمي شوند و باید همیشه با زمان ساده استفاده شوند.
✅Hear. شنيدن
✅See. ديدن
✅Believe. اعتقاد داشتن
✅Think به معناي عقيده داشتن
✅Understand. فهميدن
✅Know. دانستن
✅Exist. وجود داشتن
✅Own. داشتن
✅Have. داشتن
✅Possess. مالك چيزي بودن
✅Belong. تعلق داشتن
✅Need نياز داشتن
✅Want. خواستن
✅Prefer. ترجيح دادن
✅Like. دوست داشتن
✅Hate. متنفر بودن
✅Love. دوست داشتن
✅Forget فراموش كردن
✅Remember. به ياد آوردن
✅Forgive. بخشيدن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️✳️Short story✳️✳️
✳️The Last Dinosaurs
✅ In a lost land of tropical forests, on top of the only mountain in the region, trapped inside an old volcanic crater system, lived the last ever group of large, ferocious dinosaurs.
For thousands and thousands of years they had survived all the changes on Earth, and now, led by the great Ferocitaurus, they were planning to come out of hiding and to dominate the world once more.
Ferocitaurus was an awesome Tyrannosaurus Rex who had decided they had spent too much time isolated from the rest of the world. So, over a few years, the dinosaurs worked together, demolishing the walls of the great crater. When the work was done, all the dinosaurs carefully sharpened their claws and teeth, in readiness to terrorisethe world once again.
On leaving their home of thousands of years, everything was new to them, very different to what they had been used to inside the crater. However, for days, the dinosaurs continued on, resolute.
Finally, from the top of some mountains, they saw a small town. Its houses and townsfolk seemed like tiny dots. Never having seen human beings before, the dinosaurs leapt down the mountainside, ready to destroy anything that stood in their way…
However, as they approached that little town, the houses were getting bigger and bigger… and when the dinosaurs finally arrived, it turned out that the houses were much bigger than the dinosaurs themselves. A boy who was passing by said: “Daddy! Daddy! I’ve found some tiny dinosaurs! Can I keep them?”
And such is life. The terrifying Ferocitaurus and his friends ended up as pets for the village children. Seeing how millions of years of evolution had turned their species into midget dinosaurs, they learned that nothing lasted forever, and that you must always be ready to adapt.
And adapt those dinosaurs did, Making for truly excellent and fun pet
✳️آخرین دایناسورها
دریک سرزمین گمشده از جنگلهای استوایی، در بالای تنها کوه منطقه، محاصرهشده در میانیک دهانهی ساختهشده از مواد مذاب آتشفشانی،یک گروه از آخرین بازماندگان دایناسورهای بزرگ و وحشی زندگی میکردند.
برای هزاران و هزاران سال، آنها از تمامی تغییرات زمین جان سالم بدر بردند. و اکنون با رهبری فراسوتورس بزرگ، آنها داشتند برنامهریزی میکردند که از مخفیگاه خود بیرون بیایند و باری دیگر جهان را به تسخیر خود دربیاورند.
فراسوتورسیک دایناسور خفن از نژاد رکس تیرانوسور بود که با خود فکر کرد که زمان زیادی را بهصورت منزوی از دیگر جهان گذرانده بودند. برای همین، برای چند سال دایناسورها با کمکیکدیگر، دیوارهای دیوارهی بزرگ آتشفشانی را خراب کردند. وقتیکه کارشان تمام شد، تمامی دایناسورها بهدقت دندانها و پنجههای خود را تیز کردند؛ تا باری دیگر در دنیا رعب و وحشت ایجاد کنند.
وقتیکه خانهی چندین و چند هزارسالهی خود را ترک کردند، همهچیز برای آنها تازگی داشت؛ و بسیار با آن چیزی که در خانهی خود در میان دیوارههای آتشفشانی به آن عادت داشتند تفاوت داشت.
اما برای روزها، دایناسورهای قصه ما بهطور مصممی به راه خود ادامه دادند.
درنهایت از بالای تعدادی کوه، شهر کوچکی دیدند. خانهها و مردم شهر مثل نقاطی ریز دیده میشدند. دایناسورها که هیچگاه انسانی ندیده بودند، از کوهپایه به سمت پایین پریدند، درحالیکه آماده بودند هر چیزی که سر راهشان قرار میگرفت را ویران کنند.
اما، همانطور که به آن شهر کوچک نزدیکتر میشدند. خانهها بزرگ و بزرگتر میشدند … و وقتیکه درنهایت دایناسورها به آن شهر رسیدند، مشخص شد که خانهها از خود دایناسورها خیلی بزرگتر بودند! پسربچهای که داشت ازآنجا میگذشت گفت: “پدر! پدر! من چند تا دایناسور کوچک پیدا کردم! آیا میتوانم آنها را نگهدارم؟”
زندگی نیز اینچنین است. فراسوتورس وحشتناک و دوستانش به حیوانات خانگی بچههای روستا تبدیلشدند. وقتیکه دیدند که چگونه سیر تکاملی میلیونها سال چگونه، گونهی جانوریشان را به دایناسورهای ریزهمیزه تبدیل کرده است؛یاد گرفتند که هیچچیز تا پایان باقی نمیماند، و شما همیشه بایستی برای وفق دادن خود (با شرایط جدید) آماده باشی.
آن دایناسورها هم با تبدیلشدن به حیوانات خانگی عالی و شاد با شرایط جدید وفق پیدا کردند.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️The Last Dinosaurs
✅ In a lost land of tropical forests, on top of the only mountain in the region, trapped inside an old volcanic crater system, lived the last ever group of large, ferocious dinosaurs.
For thousands and thousands of years they had survived all the changes on Earth, and now, led by the great Ferocitaurus, they were planning to come out of hiding and to dominate the world once more.
Ferocitaurus was an awesome Tyrannosaurus Rex who had decided they had spent too much time isolated from the rest of the world. So, over a few years, the dinosaurs worked together, demolishing the walls of the great crater. When the work was done, all the dinosaurs carefully sharpened their claws and teeth, in readiness to terrorisethe world once again.
On leaving their home of thousands of years, everything was new to them, very different to what they had been used to inside the crater. However, for days, the dinosaurs continued on, resolute.
Finally, from the top of some mountains, they saw a small town. Its houses and townsfolk seemed like tiny dots. Never having seen human beings before, the dinosaurs leapt down the mountainside, ready to destroy anything that stood in their way…
However, as they approached that little town, the houses were getting bigger and bigger… and when the dinosaurs finally arrived, it turned out that the houses were much bigger than the dinosaurs themselves. A boy who was passing by said: “Daddy! Daddy! I’ve found some tiny dinosaurs! Can I keep them?”
And such is life. The terrifying Ferocitaurus and his friends ended up as pets for the village children. Seeing how millions of years of evolution had turned their species into midget dinosaurs, they learned that nothing lasted forever, and that you must always be ready to adapt.
And adapt those dinosaurs did, Making for truly excellent and fun pet
✳️آخرین دایناسورها
دریک سرزمین گمشده از جنگلهای استوایی، در بالای تنها کوه منطقه، محاصرهشده در میانیک دهانهی ساختهشده از مواد مذاب آتشفشانی،یک گروه از آخرین بازماندگان دایناسورهای بزرگ و وحشی زندگی میکردند.
برای هزاران و هزاران سال، آنها از تمامی تغییرات زمین جان سالم بدر بردند. و اکنون با رهبری فراسوتورس بزرگ، آنها داشتند برنامهریزی میکردند که از مخفیگاه خود بیرون بیایند و باری دیگر جهان را به تسخیر خود دربیاورند.
فراسوتورسیک دایناسور خفن از نژاد رکس تیرانوسور بود که با خود فکر کرد که زمان زیادی را بهصورت منزوی از دیگر جهان گذرانده بودند. برای همین، برای چند سال دایناسورها با کمکیکدیگر، دیوارهای دیوارهی بزرگ آتشفشانی را خراب کردند. وقتیکه کارشان تمام شد، تمامی دایناسورها بهدقت دندانها و پنجههای خود را تیز کردند؛ تا باری دیگر در دنیا رعب و وحشت ایجاد کنند.
وقتیکه خانهی چندین و چند هزارسالهی خود را ترک کردند، همهچیز برای آنها تازگی داشت؛ و بسیار با آن چیزی که در خانهی خود در میان دیوارههای آتشفشانی به آن عادت داشتند تفاوت داشت.
اما برای روزها، دایناسورهای قصه ما بهطور مصممی به راه خود ادامه دادند.
درنهایت از بالای تعدادی کوه، شهر کوچکی دیدند. خانهها و مردم شهر مثل نقاطی ریز دیده میشدند. دایناسورها که هیچگاه انسانی ندیده بودند، از کوهپایه به سمت پایین پریدند، درحالیکه آماده بودند هر چیزی که سر راهشان قرار میگرفت را ویران کنند.
اما، همانطور که به آن شهر کوچک نزدیکتر میشدند. خانهها بزرگ و بزرگتر میشدند … و وقتیکه درنهایت دایناسورها به آن شهر رسیدند، مشخص شد که خانهها از خود دایناسورها خیلی بزرگتر بودند! پسربچهای که داشت ازآنجا میگذشت گفت: “پدر! پدر! من چند تا دایناسور کوچک پیدا کردم! آیا میتوانم آنها را نگهدارم؟”
زندگی نیز اینچنین است. فراسوتورس وحشتناک و دوستانش به حیوانات خانگی بچههای روستا تبدیلشدند. وقتیکه دیدند که چگونه سیر تکاملی میلیونها سال چگونه، گونهی جانوریشان را به دایناسورهای ریزهمیزه تبدیل کرده است؛یاد گرفتند که هیچچیز تا پایان باقی نمیماند، و شما همیشه بایستی برای وفق دادن خود (با شرایط جدید) آماده باشی.
آن دایناسورها هم با تبدیلشدن به حیوانات خانگی عالی و شاد با شرایط جدید وفق پیدا کردند.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️Grammar
فعل " Go " را به تنهایی برای این واژه ها بکار ببرید: (هرگز on, to, in بعد آن نگویید.)
Go→Home
Go→Hometown
Go→shopping
Go→swimming
Go→camping
Go→dancing
Go→fishing
Go→sailing
فعل " go to " را با اسامی زیر بکار میبریم: (هرگز in,on با این اسامی نگویید.)
Go to→dress
Go to→work
Go to→school
Go to→college
Go to→washington
Go to→Italy
Go to→japan
Go to→Asia
Go to→Europe
Go to→jail
Go to→bed
ترکیب " go to a " را برای معادل های زیر بکار میبریم و لاغیر:
Go to a →party
Go to a →conference
Go to a →concert
ترکیب " Go to the " را برای اسامی زیر مشابه آن ها بکار میبریم: (غیر این اگر بگویید اشتباه است.)
Go to the→doctor
Go to the→dentist
Go to the→specialist
Go to the→bank
Go to the→mall
Go to the→airport
ترکیب "Go on " را با اسامی زیر به کار میبریم :
Go on →a vacation
Go on →a cruise
Go on →a trip
ترکیب " Go for " را با اسامی زیر بکار میبریم:
Go for →a walk
Go for →a swim
Go for →a drive
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
فعل " Go " را به تنهایی برای این واژه ها بکار ببرید: (هرگز on, to, in بعد آن نگویید.)
Go→Home
Go→Hometown
Go→shopping
Go→swimming
Go→camping
Go→dancing
Go→fishing
Go→sailing
فعل " go to " را با اسامی زیر بکار میبریم: (هرگز in,on با این اسامی نگویید.)
Go to→dress
Go to→work
Go to→school
Go to→college
Go to→washington
Go to→Italy
Go to→japan
Go to→Asia
Go to→Europe
Go to→jail
Go to→bed
ترکیب " go to a " را برای معادل های زیر بکار میبریم و لاغیر:
Go to a →party
Go to a →conference
Go to a →concert
ترکیب " Go to the " را برای اسامی زیر مشابه آن ها بکار میبریم: (غیر این اگر بگویید اشتباه است.)
Go to the→doctor
Go to the→dentist
Go to the→specialist
Go to the→bank
Go to the→mall
Go to the→airport
ترکیب "Go on " را با اسامی زیر به کار میبریم :
Go on →a vacation
Go on →a cruise
Go on →a trip
ترکیب " Go for " را با اسامی زیر بکار میبریم:
Go for →a walk
Go for →a swim
Go for →a drive
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️ کالوکیش های فعل Make
استفاده درست از کالوکیشن ها امتیاز Speaking و Writing شما را بسیار بالا می برد.
✅ make a mistake
(اشتباه کردن)
✅ make a difference
(تفاوت ایجاد کردن)
✅ make a comparison
(مقایسه کردن)
✅ make a discovery
(کشف کردن)
✅ make use of
(استفاده کردن از)
✅ make a profit
(سود کردن)
✅ make a suggestion
(پیشنهاد دادن)
✅ make a plan
(نقشه کشیدن)
✅ make an investment
(سرمایه گذاری کردن)
✅ make an offer
(پیشنهاد کردن)
✅ make a choice
(انتخاب کردن)
✅ make an attempt
(تلاش کردن)
✅ make a decision
(تصمیم گرفتن)
✅ make a prediction
(پیش بینی کردن)
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
استفاده درست از کالوکیشن ها امتیاز Speaking و Writing شما را بسیار بالا می برد.
✅ make a mistake
(اشتباه کردن)
✅ make a difference
(تفاوت ایجاد کردن)
✅ make a comparison
(مقایسه کردن)
✅ make a discovery
(کشف کردن)
✅ make use of
(استفاده کردن از)
✅ make a profit
(سود کردن)
✅ make a suggestion
(پیشنهاد دادن)
✅ make a plan
(نقشه کشیدن)
✅ make an investment
(سرمایه گذاری کردن)
✅ make an offer
(پیشنهاد کردن)
✅ make a choice
(انتخاب کردن)
✅ make an attempt
(تلاش کردن)
✅ make a decision
(تصمیم گرفتن)
✅ make a prediction
(پیش بینی کردن)
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
Forwarded from راه مستقیم | Right path (Faraidoon Azimi)
Rolex corporation is run by a charity which donates %90 of its income to charities. The CEO of Rolex corp. is an orphan.
@Capt1onism
@Capt1onism
✳️Vocab
Rapid (adj.) (ˈræpəd)
✅سریع
✅syn: swift
مثال
✅If you work rapidly, you can complete the test in twenty minutes.
✅اگر سریع عمل کنی، می توانی امتحان را در ظرف بیست دقیقه تمام کنی.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
Rapid (adj.) (ˈræpəd)
✅سریع
✅syn: swift
مثال
✅If you work rapidly, you can complete the test in twenty minutes.
✅اگر سریع عمل کنی، می توانی امتحان را در ظرف بیست دقیقه تمام کنی.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✳️Phrasal verb
✅give something up
عادتی را ترک کردن
✅def: quit a habit
Ex:
✅I am giving up smoking as of January 1st.
از اول جنوری سیگار کشیدن ر ترک میکنم.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅give something up
عادتی را ترک کردن
✅def: quit a habit
Ex:
✅I am giving up smoking as of January 1st.
از اول جنوری سیگار کشیدن ر ترک میکنم.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
BBC 6 minute English-Domestic chores.pdf
15.7 KB
متن پادکست بالا👆