قالب گرامری
❇️I cannot wait to…
وقتیکه میخواهید بگوید بی صبرانه منتظر چیزی هستید و نمیتونید صبر کنید از این اصطلاح و ساختار گرامری استفاده کنید.
✅ EXAMPLES:
♦️ I can’t wait to see my family.
♦️ I can’t wait to hear from you.
♦️ I can’t wait to buy a computer.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
❇️I cannot wait to…
وقتیکه میخواهید بگوید بی صبرانه منتظر چیزی هستید و نمیتونید صبر کنید از این اصطلاح و ساختار گرامری استفاده کنید.
✅ EXAMPLES:
♦️ I can’t wait to see my family.
♦️ I can’t wait to hear from you.
♦️ I can’t wait to buy a computer.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
چطوری در زبان پشیمانی تان را از چیزی بیان میکنید؟
♦️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید پزشکی می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
♦️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید پزشکی می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
✅ نکته_مکالمه
❇️ زمانی که میخواهیم بگوییم از کاری یا چیزی لذت میبریم باید فعل enjoy را بدون حرف اضافه استفاده کنیم.
♦️Example:
❌ I enjoy from my life.
✔️ I enjoy my life.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
❇️ زمانی که میخواهیم بگوییم از کاری یا چیزی لذت میبریم باید فعل enjoy را بدون حرف اضافه استفاده کنیم.
♦️Example:
❌ I enjoy from my life.
✔️ I enjoy my life.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
❇️قبل از مکانهای زیر to استفاده نمیشود
♦️ home, abroad, underground, ♦️ downtown, here, there,
♦️ anywhere, nowhere,
♦️ somewhere, in, inside, out, ♦️outside, upstairs,
♦️downstairs
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
♦️ home, abroad, underground, ♦️ downtown, here, there,
♦️ anywhere, nowhere,
♦️ somewhere, in, inside, out, ♦️outside, upstairs,
♦️downstairs
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
ترجمه_کنیم
۱.میخوام از ۱۰ برعکس بشماری!!
✅ Translation: I want you to count backward from 10 for me.
♦️key words: Count backward
۲. نگران نباش، تو از پس این کار برمیای!
✅Translation: Don't worry,You will get through it!
♦️key words:Get through sth
♦️pronunciation:
حرف T در انتهای Don't هنگام fast speaking خوانده نمی شود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
۱.میخوام از ۱۰ برعکس بشماری!!
✅ Translation: I want you to count backward from 10 for me.
♦️key words: Count backward
۲. نگران نباش، تو از پس این کار برمیای!
✅Translation: Don't worry,You will get through it!
♦️key words:Get through sth
♦️pronunciation:
حرف T در انتهای Don't هنگام fast speaking خوانده نمی شود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
چرا بعضیها نماز نمیخوانند ؟
Why don't some people perform their prayer( Salaat)?
روزي در صنف نشسته بودم مضمون علوم ديني داشتيم معلم وقتي در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد...
One day, I was sitting in my class and we had Religious studies. Consequently, he asked a question.
به نظر شما چه کسانی نماز نمی خوانند؟
In your opinion, what kind of people don't perform salaat?
شاگرد اولي از روی معصومیت گفت: (کسانی که مرده اند نماز نميخوانند)
One of the students innocently said, "People who are dead."
شاگرد دومی از روی ندامت گفت: (کسانی که نماز خواندن بلد نیستند نماز نميخوانند )
The second student said, " people who don't know how to pray."
شاگرد سومی از جايش بلند شد و جواب معقولی داد گفت: (کسانی که مسلمان نیستند نماز نميخوانند)
Third student had a logical answer," infidels don't pray!"
همين قسم چهارمی هم گفت: (کسانی که کافر هستند نماز نمیخوانند)
Accordingly, the fourth one said that pagans don't pray.
به ترتيب پنجمی گفت: (کسانی که از خداوند نمی ترسند نماز نمی خوانند)
And those who don't fear God don't pray.
تمام شاگردان نظريات شان را گفتند:ولی من به فکر فرو رفتم
كه من جزء کدام گروه هستم؟
All the students said their opinion, but I was wondering which group I belong to.
(۱)- آیا من مرده ام ؟ نخير !
Am I dead?
No
(۲)- آیا من نماز بلد نیستم؟ بلد هستم
Don't I know how to pray?
Of course I do.
(۳)- آیا من مسلمان نیستم ؟ الحمداللّٰه كه هستم
Am I not Muslim?
Alhumdulellah, yes.
(۴)- آیا من از پروردگارم نمی ترسم؟ ميترسم
Am I not afraid of Allah?
I am.
(۵)- آیا مگر من کافرم؟ نعوذباللّٰه
Am I infidel??
God forbid.
پس چرا نماز نميخوانم؟
So, why don't I pray?
باخود گفتم: خوب اگر شب اول قبر از پيش ات سوال كند كه
I said to myself," when they ask me at that first night of my funeral...
زنده بودي
Were you alive?
نماز بلد بودي
Did you know how to pray?
مسلمان بودي
Were you Muslim?
از خداوند ميترسيدي
Were you afraid of Him?
پس چرا نماز نميخواندي؟
Why didn't you pray?
چي جواب ميدهي ؟
How will you answer that?
يك تكان خوردم و از همان روز تصميم گرفتم كه اصلاً ديگر نمازم را ترك نكنم
I trembled in fear and promised no to miss any of my prayers.
فقط يك تصميم جدي ميخواهد
It is just a matter of a decision.
شما هم حتماً در این باره فکر کنید.
Think about this..
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
Why don't some people perform their prayer( Salaat)?
روزي در صنف نشسته بودم مضمون علوم ديني داشتيم معلم وقتي در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد...
One day, I was sitting in my class and we had Religious studies. Consequently, he asked a question.
به نظر شما چه کسانی نماز نمی خوانند؟
In your opinion, what kind of people don't perform salaat?
شاگرد اولي از روی معصومیت گفت: (کسانی که مرده اند نماز نميخوانند)
One of the students innocently said, "People who are dead."
شاگرد دومی از روی ندامت گفت: (کسانی که نماز خواندن بلد نیستند نماز نميخوانند )
The second student said, " people who don't know how to pray."
شاگرد سومی از جايش بلند شد و جواب معقولی داد گفت: (کسانی که مسلمان نیستند نماز نميخوانند)
Third student had a logical answer," infidels don't pray!"
همين قسم چهارمی هم گفت: (کسانی که کافر هستند نماز نمیخوانند)
Accordingly, the fourth one said that pagans don't pray.
به ترتيب پنجمی گفت: (کسانی که از خداوند نمی ترسند نماز نمی خوانند)
And those who don't fear God don't pray.
تمام شاگردان نظريات شان را گفتند:ولی من به فکر فرو رفتم
كه من جزء کدام گروه هستم؟
All the students said their opinion, but I was wondering which group I belong to.
(۱)- آیا من مرده ام ؟ نخير !
Am I dead?
No
(۲)- آیا من نماز بلد نیستم؟ بلد هستم
Don't I know how to pray?
Of course I do.
(۳)- آیا من مسلمان نیستم ؟ الحمداللّٰه كه هستم
Am I not Muslim?
Alhumdulellah, yes.
(۴)- آیا من از پروردگارم نمی ترسم؟ ميترسم
Am I not afraid of Allah?
I am.
(۵)- آیا مگر من کافرم؟ نعوذباللّٰه
Am I infidel??
God forbid.
پس چرا نماز نميخوانم؟
So, why don't I pray?
باخود گفتم: خوب اگر شب اول قبر از پيش ات سوال كند كه
I said to myself," when they ask me at that first night of my funeral...
زنده بودي
Were you alive?
نماز بلد بودي
Did you know how to pray?
مسلمان بودي
Were you Muslim?
از خداوند ميترسيدي
Were you afraid of Him?
پس چرا نماز نميخواندي؟
Why didn't you pray?
چي جواب ميدهي ؟
How will you answer that?
يك تكان خوردم و از همان روز تصميم گرفتم كه اصلاً ديگر نمازم را ترك نكنم
I trembled in fear and promised no to miss any of my prayers.
فقط يك تصميم جدي ميخواهد
It is just a matter of a decision.
شما هم حتماً در این باره فکر کنید.
Think about this..
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
♦️Interview with God
I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.” “What questions do you have in mind for me?” “What surprises you most about humankind?”
God answered “That they get bored with childhood, they rush to grow up, and then long to be children again.
“That they lose their health to make Money, and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future, they forget the present, so that they live neither in the present nor in the future.”
"That they live as if they will never die, and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine and we were silent for a while.
And then I asked “As a creator, what are some of life’s lessons you want your creations to learn?”
God replied with a smile
“To learn they cannot make anyone love them. All they can do is to let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others."
“To learn to forgive by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love, and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is the one who needs the least.”
“To learn that there are people who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can look at the same thing and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else you would like your creations to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.
گفتگو با خدا
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم؛
خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟
من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید.
خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است؛ در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم: چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟
خدا پاسخ داد: اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند. عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند؛
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند؛ و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند !
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند ؛زمان حال فراموش شان می شود؛ آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال !
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند!
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی سکوت کردیم.
بعد پرسیدم به عنوان خالق انسان ها ،میخواهید آنها چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند ؟
خدا با لبخند پاسخ داد :
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد، اما می توان محبوب دیگران شد .
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند،
با بخشیدن ، بخشش را یاد بگیرند
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد، تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم!
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد!
بیاموزند که آدمهایی هستند که
آنها را دوست دارند فقط نمی دانند
که چگونه احساساتشان را نشان دهند،
بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند!
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .بلکه خودشان هم باید خود راببخشند
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم
آیا چیز دیگری هست که دوست دارید مخلوقات تان بدانند؟
خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من هستم، همیشه
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.” “What questions do you have in mind for me?” “What surprises you most about humankind?”
God answered “That they get bored with childhood, they rush to grow up, and then long to be children again.
“That they lose their health to make Money, and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future, they forget the present, so that they live neither in the present nor in the future.”
"That they live as if they will never die, and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine and we were silent for a while.
And then I asked “As a creator, what are some of life’s lessons you want your creations to learn?”
God replied with a smile
“To learn they cannot make anyone love them. All they can do is to let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others."
“To learn to forgive by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love, and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is the one who needs the least.”
“To learn that there are people who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can look at the same thing and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else you would like your creations to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.
گفتگو با خدا
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم؛
خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟
من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید.
خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است؛ در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم: چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟
خدا پاسخ داد: اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند. عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند؛
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند؛ و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند !
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند ؛زمان حال فراموش شان می شود؛ آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال !
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند!
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی سکوت کردیم.
بعد پرسیدم به عنوان خالق انسان ها ،میخواهید آنها چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند ؟
خدا با لبخند پاسخ داد :
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد، اما می توان محبوب دیگران شد .
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند،
با بخشیدن ، بخشش را یاد بگیرند
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد، تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم!
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد!
بیاموزند که آدمهایی هستند که
آنها را دوست دارند فقط نمی دانند
که چگونه احساساتشان را نشان دهند،
بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند!
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .بلکه خودشان هم باید خود راببخشند
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم
آیا چیز دیگری هست که دوست دارید مخلوقات تان بدانند؟
خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من هستم، همیشه
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
📊Quiz and Grammar pinned «چرا بعضیها نماز نمیخوانند ؟ Why don't some people perform their prayer( Salaat)? روزي در صنف نشسته بودم مضمون علوم ديني داشتيم معلم وقتي در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد... One day, I was sitting in my class and we had Religious studies. Consequently…»
♦️حرف اضافه مناسب برای طبقه ساختمان:
اگر بخواهیم بگوییم که در کدام طبقه از یک ساختمان زندگی می کنیم می توانیم از حرف اضافه on برای آن طبقه استفاده کنیم.
✅ مثال :
❇️I live on the second floor.
من در طبقه دوم زندگی می کنم.
📖 نکته: معادل کلمه طبقه (ساختمان) کلمه floor است.
کانال آموزش زبان انگلیسی نانونت
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
اگر بخواهیم بگوییم که در کدام طبقه از یک ساختمان زندگی می کنیم می توانیم از حرف اضافه on برای آن طبقه استفاده کنیم.
✅ مثال :
❇️I live on the second floor.
من در طبقه دوم زندگی می کنم.
📖 نکته: معادل کلمه طبقه (ساختمان) کلمه floor است.
کانال آموزش زبان انگلیسی نانونت
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅It is good to learn that:
خوبه یاد بگیریم که؛
♦️Intervening in someone's life is curiosity, it is being nosy.
- دخالت در زندگی دیگران، کنجکاوی نیست، فضولیه...
♦️Talking people down and judging them ain't criticizing, it's an insult.
- تندگویی و قضاوت در مورد دیگران، انتقاد نیست، اسمش توهینه...
♦️Everything you say and then refer it as a joke, it's not a joke, it's intruding their personality.
- هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم، شوخی نیست ،
حمله به شخصیت اون فرد هست...
♦️Playing with others' feelings is not smart, it's depravity.
- بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست، هرزگیه...
♦️Embarassing someone in public is not a joke, it's disrespect.
- خراب کردن یه نفر توی یه جمع، جوک نیست، اسمش بی احترامیه.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
خوبه یاد بگیریم که؛
♦️Intervening in someone's life is curiosity, it is being nosy.
- دخالت در زندگی دیگران، کنجکاوی نیست، فضولیه...
♦️Talking people down and judging them ain't criticizing, it's an insult.
- تندگویی و قضاوت در مورد دیگران، انتقاد نیست، اسمش توهینه...
♦️Everything you say and then refer it as a joke, it's not a joke, it's intruding their personality.
- هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم، شوخی نیست ،
حمله به شخصیت اون فرد هست...
♦️Playing with others' feelings is not smart, it's depravity.
- بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست، هرزگیه...
♦️Embarassing someone in public is not a joke, it's disrespect.
- خراب کردن یه نفر توی یه جمع، جوک نیست، اسمش بی احترامیه.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
#slang
♦️Airhead
Someone who isn't very smart; a stupid person
سبک مغز، کله پوک
✅Example:
1) Susan and Jim are such airheads -- they love sports but they are failing all of their classes at school !
2) I wouldn't ask Alaine for the answer -- she's an airhead !
✅Etymology:
If your head is filled with air instead of brains, you probably can't think very well.
@nanonet1
♦️Airhead
Someone who isn't very smart; a stupid person
سبک مغز، کله پوک
✅Example:
1) Susan and Jim are such airheads -- they love sports but they are failing all of their classes at school !
2) I wouldn't ask Alaine for the answer -- she's an airhead !
✅Etymology:
If your head is filled with air instead of brains, you probably can't think very well.
@nanonet1
❇️Grammar
کاربرد "about to"
♦️ اگر بعد از" about to" مصدر بیاید این مفهوم است که عملی در آینده خیلی نزدیک در شُرُف وقوع است و معنی آن میشود
✅Going to happen very soon, (or) just going to happen
♦️ Don’t go out now. we’re about to have lunch.
♦️ I was about to go to bed when there was a knock at the door.
عبارت " not_about_to"
در انگلیسی آمریکایی به معنی قصد نداشتن به کار می رود. "unwilling to"
♦️ I am not about to pay 50 dollars for a dress like that.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
کاربرد "about to"
♦️ اگر بعد از" about to" مصدر بیاید این مفهوم است که عملی در آینده خیلی نزدیک در شُرُف وقوع است و معنی آن میشود
✅Going to happen very soon, (or) just going to happen
♦️ Don’t go out now. we’re about to have lunch.
♦️ I was about to go to bed when there was a knock at the door.
عبارت " not_about_to"
در انگلیسی آمریکایی به معنی قصد نداشتن به کار می رود. "unwilling to"
♦️ I am not about to pay 50 dollars for a dress like that.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
❇️Point
تفاوت بین "above و on"
♦️کلمه above به معنای بالای چیزی است و در واقع تماسی بین دو جسم وجود ندارد.
✅The light was above my head.
لامپ بالای سر من بود.
♦️ ولی وقتی می گوییم on تماس بین دو چیز وجود دارد و یک شی روی یک شی دیگر می باشد.
✅The hat was on my head.
کلاه روی سر من بود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
تفاوت بین "above و on"
♦️کلمه above به معنای بالای چیزی است و در واقع تماسی بین دو جسم وجود ندارد.
✅The light was above my head.
لامپ بالای سر من بود.
♦️ ولی وقتی می گوییم on تماس بین دو چیز وجود دارد و یک شی روی یک شی دیگر می باشد.
✅The hat was on my head.
کلاه روی سر من بود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
History of " ladies first"
✅ Long time ago, a man and a woman were madly in love.They wanted to marry, but parents did not approve.
They decided to suicide together, and planned to jump from a mountain.
The man could not bear to see his Sweet Heart fall, he convinced her that he will jump first and he jumped. But the girl never jumped.
she returned and told everything.
Thereafter all men decided to say..,,
"LADIES FIRST"😐
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
✅ Long time ago, a man and a woman were madly in love.They wanted to marry, but parents did not approve.
They decided to suicide together, and planned to jump from a mountain.
The man could not bear to see his Sweet Heart fall, he convinced her that he will jump first and he jumped. But the girl never jumped.
she returned and told everything.
Thereafter all men decided to say..,,
"LADIES FIRST"😐
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
Similar and confusing words
📍 Assist = همکاری کردن
📍 Consist = شامل شدن
📍 Insist = اصرار کردن
📍 Resist = مقاومت کردن
📍 Persist = پافشاری کردن
⭐ Host = میزبان
⭐ Hostle = هتل رایگان
⭐ Hostility = خصومت
⭐Hospitality = مهمان نوازی
✳ Generous = سخاوتمند
✳ Genius = نابغه
✳ Genuin = اصلی_خالص
✳ Gorgeous = زیبا
✴ Suppose = گمان کردن
✴ Oppose = مخالفت کردن
✴ Depose = خلع کردن
✴ Impose = تحمیل کردن
✴ Dispose = خلاص شدن
✴Expose=نمایش دادن
✴ Compose=نوشتن،سرودن
🌠 Accept = پذیرفتن
🌠 Aspect = جنبه
🌠 Except = بجز
🌠 Expect = انتظار داشتن
🌠 Inspect = جست وجو کردن
🌠 Suspect = مضنون بودن
🌠 Respect = احترام گذاشتن
💫 Reject = رد کردن
💫 Inject = ترزیق کردن
💫 Deject = دل شکستن
💫 Eject = پرتاب کردن_بیرون راندن
💫 Object=اعتراض کردن
💫 Adject = ضمیمه کردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
📍 Assist = همکاری کردن
📍 Consist = شامل شدن
📍 Insist = اصرار کردن
📍 Resist = مقاومت کردن
📍 Persist = پافشاری کردن
⭐ Host = میزبان
⭐ Hostle = هتل رایگان
⭐ Hostility = خصومت
⭐Hospitality = مهمان نوازی
✳ Generous = سخاوتمند
✳ Genius = نابغه
✳ Genuin = اصلی_خالص
✳ Gorgeous = زیبا
✴ Suppose = گمان کردن
✴ Oppose = مخالفت کردن
✴ Depose = خلع کردن
✴ Impose = تحمیل کردن
✴ Dispose = خلاص شدن
✴Expose=نمایش دادن
✴ Compose=نوشتن،سرودن
🌠 Accept = پذیرفتن
🌠 Aspect = جنبه
🌠 Except = بجز
🌠 Expect = انتظار داشتن
🌠 Inspect = جست وجو کردن
🌠 Suspect = مضنون بودن
🌠 Respect = احترام گذاشتن
💫 Reject = رد کردن
💫 Inject = ترزیق کردن
💫 Deject = دل شکستن
💫 Eject = پرتاب کردن_بیرون راندن
💫 Object=اعتراض کردن
💫 Adject = ضمیمه کردن
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
چند اصطلاح کاربردى با 'under
🔹under study
مورد بررسی و مطالعه
🔹under condition
تحت شرايط
🔹under pressure
تحت فشار
🔹under observation
تحت نظارت
🔹under close observation
تحت نظارت شديد
🔹under influence
زير نفوذ
🔹under impression
تحت تاثير
🔹under construction
در دست ساخت
🔹under discussion
تحت بررسى
🔹under control
تحت کنترل
🔹under education
تحت تعليم
🔹under supervision
تحت نظارت
🔹under protection
تحت مراقبت
🔹under police protection
تحت مراقبت پليس
🔹under heavy police protection
تحت مراقبت شديد پليس
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
🔹under study
مورد بررسی و مطالعه
🔹under condition
تحت شرايط
🔹under pressure
تحت فشار
🔹under observation
تحت نظارت
🔹under close observation
تحت نظارت شديد
🔹under influence
زير نفوذ
🔹under impression
تحت تاثير
🔹under construction
در دست ساخت
🔹under discussion
تحت بررسى
🔹under control
تحت کنترل
🔹under education
تحت تعليم
🔹under supervision
تحت نظارت
🔹under protection
تحت مراقبت
🔹under police protection
تحت مراقبت پليس
🔹under heavy police protection
تحت مراقبت شديد پليس
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
✅✅Expression
♦️All ears
سرتا پا گوش بودن
Listening carefully; keenly attentive.
✅Example:
🔹 I was all ears as Svet told me this exciting story.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
♦️All ears
سرتا پا گوش بودن
Listening carefully; keenly attentive.
✅Example:
🔹 I was all ears as Svet told me this exciting story.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
❇️نکاتی در مورد some any no در انگلیسی
✅some :
به معنی مقداری یا تعدادی قید مقدار است و می تواند قبل از اسمهای قابل شمارش جـمع و همچنین قبل از اسمهای غیر قابل شمارش بكار رود .
.
✅I have some books.
✅I have some money.
Some اغلب در جمــلات مثبت بــكار می رود و معادل آن در جملات منفی و سـوالی كلمه ی any به معنی هیچ یا اصــلأ است.
توضیح اینكه any همــانند some مـی تواند هم قبـل از اسمهای قابــل شمارش جمع و هم قبل از اسمهای غیر قابل شمارش بكار رود .
.
✅There are some pens on the table.
✅There are not any pens on the table.
✅Are there any pens on the table?
.
تذكر1 :
در جمـــلات منفی می توانیم تركیب not any را حذف كرده و بجای آنــــها كلمـه ی no را قـرار دهیم . no نیز همــانند some و any هم قبل از اسمهای قابــــل شمارش جمـع و هم قبــــل از اسمهای غیر قابل شمارش بكار می رود .
تذكر2 :
no در جملات مثبت بكار می رود ولی به جمله مفهوم منفی می بخشد .
.
✅There are not any pens on the table.
✅There are no pens on the table.
✅I did not drink any milk.
✅I drank no milk.
.
یادآوری :كلمات مركبی كه با some – any و no ساخته می شوند نیزاز قوانین فوق پیروی می كنند.
somebody – someone – something
anybody – anyone – anything
nobody – no one – nothing
✅I see somebody in the library.
✅She didn't eat anything.
✅You will say nothing.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✅some :
به معنی مقداری یا تعدادی قید مقدار است و می تواند قبل از اسمهای قابل شمارش جـمع و همچنین قبل از اسمهای غیر قابل شمارش بكار رود .
.
✅I have some books.
✅I have some money.
Some اغلب در جمــلات مثبت بــكار می رود و معادل آن در جملات منفی و سـوالی كلمه ی any به معنی هیچ یا اصــلأ است.
توضیح اینكه any همــانند some مـی تواند هم قبـل از اسمهای قابــل شمارش جمع و هم قبل از اسمهای غیر قابل شمارش بكار رود .
.
✅There are some pens on the table.
✅There are not any pens on the table.
✅Are there any pens on the table?
.
تذكر1 :
در جمـــلات منفی می توانیم تركیب not any را حذف كرده و بجای آنــــها كلمـه ی no را قـرار دهیم . no نیز همــانند some و any هم قبل از اسمهای قابــــل شمارش جمـع و هم قبــــل از اسمهای غیر قابل شمارش بكار می رود .
تذكر2 :
no در جملات مثبت بكار می رود ولی به جمله مفهوم منفی می بخشد .
.
✅There are not any pens on the table.
✅There are no pens on the table.
✅I did not drink any milk.
✅I drank no milk.
.
یادآوری :كلمات مركبی كه با some – any و no ساخته می شوند نیزاز قوانین فوق پیروی می كنند.
somebody – someone – something
anybody – anyone – anything
nobody – no one – nothing
✅I see somebody in the library.
✅She didn't eat anything.
✅You will say nothing.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
در زبان انگلیسی بعضی عبارات فقط با یک فعل خاص می آیند، برای مثال نوشتن مشق با فعل do می آید :
✅Do homework
☝️ پس اگر homework را با فعل write بیاوریم، غلط است.
♦️بعضی عبارات یک فعل معین دارد زیر لیستی از عباراتی که با do و make می آیند را میبینید :
🤔چه عباراتی با make می آید؟
❇️make:
make a mistake
اشتباه کردن
make a difference
تفاوت ایجاد کردن
make a comparison
مقایسه کردن
make a discovery
کشف کردن
make use of
استفاده کردن از
make a profit
سود کردن
make a suggestion
پیشنهاد دادن
make a plan
نقشه کشیدن
make an investment
سرمایه گذاری کردن
make an offer
پیشنهاد کردن
make a choice
انتخاب کردن
make an attempt
تلاش کردن
make a decision
تصمیم گرفتن
make a prediction
پیش بینی کردن
🤔چه کلماتی با do می آیند؟
❇️do:
do one's duty
انجام وظیفه کردن
do homework
تکلیف انجام دادن
do justice to
ادعای حق کسی را کردن
do business
تجارت کردن
do wrong
اشتباه کردن
do work
کار کردن
do a kindness
مهربانی کردن
do harm
آسیب زدن
do research
تحقیق کردن
do an assignment
/E'sa:inment/
انجام وظیفه یا تکلیف کردن، تمرین و مشق نوشتن
do one's best
بهترین کاری که از دست برمیاید کردن
do a service
خدمت کردن
do damage
صدمه رساندن
do wonders
معجزه کردن، کار تعجب آور کردن، به تعجب انداختن..
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✅Do homework
☝️ پس اگر homework را با فعل write بیاوریم، غلط است.
♦️بعضی عبارات یک فعل معین دارد زیر لیستی از عباراتی که با do و make می آیند را میبینید :
🤔چه عباراتی با make می آید؟
❇️make:
make a mistake
اشتباه کردن
make a difference
تفاوت ایجاد کردن
make a comparison
مقایسه کردن
make a discovery
کشف کردن
make use of
استفاده کردن از
make a profit
سود کردن
make a suggestion
پیشنهاد دادن
make a plan
نقشه کشیدن
make an investment
سرمایه گذاری کردن
make an offer
پیشنهاد کردن
make a choice
انتخاب کردن
make an attempt
تلاش کردن
make a decision
تصمیم گرفتن
make a prediction
پیش بینی کردن
🤔چه کلماتی با do می آیند؟
❇️do:
do one's duty
انجام وظیفه کردن
do homework
تکلیف انجام دادن
do justice to
ادعای حق کسی را کردن
do business
تجارت کردن
do wrong
اشتباه کردن
do work
کار کردن
do a kindness
مهربانی کردن
do harm
آسیب زدن
do research
تحقیق کردن
do an assignment
/E'sa:inment/
انجام وظیفه یا تکلیف کردن، تمرین و مشق نوشتن
do one's best
بهترین کاری که از دست برمیاید کردن
do a service
خدمت کردن
do damage
صدمه رساندن
do wonders
معجزه کردن، کار تعجب آور کردن، به تعجب انداختن..
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1