Forwarded from 📊Quiz and Grammar (Faraidoon Azimi)
پرکاربردترین کلمه های متضاد درانگلیسی🇬🇧🇺🇸
Most common Opposite Words In English
.
Ability ≠ Inability
ناتوانی ≠ توانایی
.
Happy ≠ Unhappy
شاد ≠ ناشاد
.
Import ≠ Export
واردات ≠ صادرات
.
Interior ≠ Exterior
داخلی ≠ بیرونی
.
Maximum ≠ Minimum
حداکثر ≠ حداقل
.
Include ≠ Exclude
شامل ≠ نا شامل
.
Junior ≠ Senior
تازه کار ≠ زبده
.
Above ≠ Below
بالا ≠ زیر
.
Majority ≠ Minority
اکثریت ≠ اقلیت
.
Optimist ≠ Pessimist
بدبین ≠ خوشبین
.
Superior ≠ Inferior
برتر ≠ پست تر
.
Accept ≠ Refuse
قبول ≠ رد
.
Civilized ≠ Uncivilized
متمدن ≠ غیرمتمدن
.
Big ≠ Small
بزرگ ≠ کوچک
.
Acquire ≠ Lose
به دست آوردن ≠ از دست دادن
.
Ancient ≠ Modern
مدرن ≠ باستانی
.
Agree ≠ Disagree
موافقت ≠ مخالفت
.
Alive ≠ Dead
زنده ≠ مرده
.
Barren ≠ Fertile
بی ثمر ≠ بارور
.
Admire ≠ Despise
تحسین ≠ تحقیر
.
Blunt ≠ Sharp
کند ≠ تیز
.
Bold ≠ Timid
گستاخ ≠ محجوب
.
Bright ≠ Dim
روشن ≠ کم نور
.
Broad ≠ Narrow
گسترده ≠ باریک
.
Care ≠ Neglect
مراقبت ≠ غفلت
.
Confess ≠ Deny
اعتراف ≠ انکار
.
Cool ≠ Warm
سرد ≠ گرم
.
Broad ≠ Narrow
گسترده ≠ باریک
.
Clean ≠ Dirty
تمیز ≠ کثیف
.
Cruel ≠ Kind
بیرحم ≠ مهربان
.
Domestic ≠ Wild
اهلی ≠ وحشی
.
Difficult ≠ Easy
مشکل ≠ آسان
.
Dangerous ≠ Safe
خطرناک ≠ امن
.
Dark ≠ Bright
تیره ≠ روشن
.
Death ≠ Birth
مرگ ≠ تولد
.
Debit ≠ Credit
بدهی ≠ اعتبار
.
Early ≠ Late
اوایل؛ زود ≠ اواخر؛ دیر
.
Earn ≠ Spend
کسب ≠ خرج
.
Empty ≠ Full
خالی ≠ پر
.
False ≠ True
نادرست ≠ درست
.
Guilty ≠ Innocent
گناهکار ≠ بی گناه
.
Fine ≠ Coarse
لطیف ≠ زمخت
.
Freedom ≠ Slavery
آزادی ≠ بردگی
.
Fat ≠ Thin
چاق ≠ لاغر
.
Foolish ≠ Wise
احمقانه ≠ عاقلانه
.
Fresh ≠ Stale
تازه ≠ بیات
.
Fear ≠ Courage
ترس ≠ جسارت
.
Gain ≠ Loss
به دست آوردن ≠ از دست دادن
.
Good ≠ Bad
خوب ≠ بد
.
High ≠ Low
زیاد ≠ کم
.
Humble ≠ Proud
فروتن ≠ مغرور
.
Honor ≠ Dishonor
افتخار ≠ بی احترامی
.
Joy ≠ Sorrow
شادی ≠ غم و اندوه
.
Knowledge ≠ Ignorance
دانش ≠ جهل
.
Kind ≠ Cruel
مهربان ≠ بی رحم
.
Lie ≠ Truth
دروغ ≠ حقیقت
.
Little ≠ Much
کم ≠ زیاد
.
Masculine ≠ Feminine
مردانه ≠ زنانه
.
Make ≠ Break
ساختن ≠ شکستن
.
Natural ≠ Artificial
طبیعی ≠ مصنوعی
.
Noise ≠ Silence
سر و صدا ≠ سکوت
.
Oral ≠ Written
بیانی ≠ نوشتاری
.
Pride ≠ Humility
تفاخر ≠ تحقیر
.
Permanent ≠ Temporary
دائمی ≠ موقتی
.
Presence ≠ Absence
حضور ≠ غیاب
.
Profit ≠ Loss
منفعت ≠ ضرر
.
Prose ≠ Poetry
نثر ≠ شعر
.
Quick ≠ Slow
سریع ≠ کند
.
Receive ≠ Give
دریافت کردن ≠ دادن
.
Reject ≠ Accept
رد ≠ قبول
.
Ripe ≠ Raw
رسیده ≠ خام
.
Rough ≠ Smooth
خشن ≠ صاف
.
Remember ≠ Forget
به یاد داشتن ≠ فراموش کردن
.
Rich ≠ Poor
غنی ≠ فقیر
.
Sharp ≠ Dull
زیرک ≠ کودن
.
Tragedy ≠ Comedy
تراژدی ≠ کمدی
.
General ≠ Particular
عمومی ≠ خاص
.
Victory ≠ Defeat
پیروزی ≠ شکست
.
Wild ≠ Domestic
وحشی ≠ اهلی
.
Weak ≠ Strong
ضعیف ≠ قوی
.
Wisdom ≠ Folly
حکمت ≠ حماقت
.
Youth ≠ Aged
جوان ≠ پیر
.
Give ≠ Take
دادن ≠ گرفتن
.
Laugh ≠ Cry
خنده ≠ گریه
.
Smile ≠ Frown
لبخند ≠ اخم
.
Buy ≠ Sell
خرید ≠ فروش
.
Here ≠ There
اینجا ≠ آنجا
.
This ≠ That
این ≠ آن
.
Never ≠ Always
هرگز ≠ همیشه
.
Stop ≠ Start
توقف ≠ شروع
.
Wrong ≠ Right
اشتباه ≠ درست
.
Tight ≠ Loose
تنگ ≠ گشاد
.
Love ≠ Hate
عشق ≠ نفرت
.
Throw ≠ Catch
پرتاب ≠ گرفتن
.
Yes ≠ No
بله ≠ خیر
.
Forward ≠ Backward
جلو ≠ عقب
.
Stand ≠ Sit
ایستادن ≠ نشستن
.
Lost ≠ Found
از دست رفته ≠ به دست آمده
.
@Nanonet1
Most common Opposite Words In English
.
Ability ≠ Inability
ناتوانی ≠ توانایی
.
Happy ≠ Unhappy
شاد ≠ ناشاد
.
Import ≠ Export
واردات ≠ صادرات
.
Interior ≠ Exterior
داخلی ≠ بیرونی
.
Maximum ≠ Minimum
حداکثر ≠ حداقل
.
Include ≠ Exclude
شامل ≠ نا شامل
.
Junior ≠ Senior
تازه کار ≠ زبده
.
Above ≠ Below
بالا ≠ زیر
.
Majority ≠ Minority
اکثریت ≠ اقلیت
.
Optimist ≠ Pessimist
بدبین ≠ خوشبین
.
Superior ≠ Inferior
برتر ≠ پست تر
.
Accept ≠ Refuse
قبول ≠ رد
.
Civilized ≠ Uncivilized
متمدن ≠ غیرمتمدن
.
Big ≠ Small
بزرگ ≠ کوچک
.
Acquire ≠ Lose
به دست آوردن ≠ از دست دادن
.
Ancient ≠ Modern
مدرن ≠ باستانی
.
Agree ≠ Disagree
موافقت ≠ مخالفت
.
Alive ≠ Dead
زنده ≠ مرده
.
Barren ≠ Fertile
بی ثمر ≠ بارور
.
Admire ≠ Despise
تحسین ≠ تحقیر
.
Blunt ≠ Sharp
کند ≠ تیز
.
Bold ≠ Timid
گستاخ ≠ محجوب
.
Bright ≠ Dim
روشن ≠ کم نور
.
Broad ≠ Narrow
گسترده ≠ باریک
.
Care ≠ Neglect
مراقبت ≠ غفلت
.
Confess ≠ Deny
اعتراف ≠ انکار
.
Cool ≠ Warm
سرد ≠ گرم
.
Broad ≠ Narrow
گسترده ≠ باریک
.
Clean ≠ Dirty
تمیز ≠ کثیف
.
Cruel ≠ Kind
بیرحم ≠ مهربان
.
Domestic ≠ Wild
اهلی ≠ وحشی
.
Difficult ≠ Easy
مشکل ≠ آسان
.
Dangerous ≠ Safe
خطرناک ≠ امن
.
Dark ≠ Bright
تیره ≠ روشن
.
Death ≠ Birth
مرگ ≠ تولد
.
Debit ≠ Credit
بدهی ≠ اعتبار
.
Early ≠ Late
اوایل؛ زود ≠ اواخر؛ دیر
.
Earn ≠ Spend
کسب ≠ خرج
.
Empty ≠ Full
خالی ≠ پر
.
False ≠ True
نادرست ≠ درست
.
Guilty ≠ Innocent
گناهکار ≠ بی گناه
.
Fine ≠ Coarse
لطیف ≠ زمخت
.
Freedom ≠ Slavery
آزادی ≠ بردگی
.
Fat ≠ Thin
چاق ≠ لاغر
.
Foolish ≠ Wise
احمقانه ≠ عاقلانه
.
Fresh ≠ Stale
تازه ≠ بیات
.
Fear ≠ Courage
ترس ≠ جسارت
.
Gain ≠ Loss
به دست آوردن ≠ از دست دادن
.
Good ≠ Bad
خوب ≠ بد
.
High ≠ Low
زیاد ≠ کم
.
Humble ≠ Proud
فروتن ≠ مغرور
.
Honor ≠ Dishonor
افتخار ≠ بی احترامی
.
Joy ≠ Sorrow
شادی ≠ غم و اندوه
.
Knowledge ≠ Ignorance
دانش ≠ جهل
.
Kind ≠ Cruel
مهربان ≠ بی رحم
.
Lie ≠ Truth
دروغ ≠ حقیقت
.
Little ≠ Much
کم ≠ زیاد
.
Masculine ≠ Feminine
مردانه ≠ زنانه
.
Make ≠ Break
ساختن ≠ شکستن
.
Natural ≠ Artificial
طبیعی ≠ مصنوعی
.
Noise ≠ Silence
سر و صدا ≠ سکوت
.
Oral ≠ Written
بیانی ≠ نوشتاری
.
Pride ≠ Humility
تفاخر ≠ تحقیر
.
Permanent ≠ Temporary
دائمی ≠ موقتی
.
Presence ≠ Absence
حضور ≠ غیاب
.
Profit ≠ Loss
منفعت ≠ ضرر
.
Prose ≠ Poetry
نثر ≠ شعر
.
Quick ≠ Slow
سریع ≠ کند
.
Receive ≠ Give
دریافت کردن ≠ دادن
.
Reject ≠ Accept
رد ≠ قبول
.
Ripe ≠ Raw
رسیده ≠ خام
.
Rough ≠ Smooth
خشن ≠ صاف
.
Remember ≠ Forget
به یاد داشتن ≠ فراموش کردن
.
Rich ≠ Poor
غنی ≠ فقیر
.
Sharp ≠ Dull
زیرک ≠ کودن
.
Tragedy ≠ Comedy
تراژدی ≠ کمدی
.
General ≠ Particular
عمومی ≠ خاص
.
Victory ≠ Defeat
پیروزی ≠ شکست
.
Wild ≠ Domestic
وحشی ≠ اهلی
.
Weak ≠ Strong
ضعیف ≠ قوی
.
Wisdom ≠ Folly
حکمت ≠ حماقت
.
Youth ≠ Aged
جوان ≠ پیر
.
Give ≠ Take
دادن ≠ گرفتن
.
Laugh ≠ Cry
خنده ≠ گریه
.
Smile ≠ Frown
لبخند ≠ اخم
.
Buy ≠ Sell
خرید ≠ فروش
.
Here ≠ There
اینجا ≠ آنجا
.
This ≠ That
این ≠ آن
.
Never ≠ Always
هرگز ≠ همیشه
.
Stop ≠ Start
توقف ≠ شروع
.
Wrong ≠ Right
اشتباه ≠ درست
.
Tight ≠ Loose
تنگ ≠ گشاد
.
Love ≠ Hate
عشق ≠ نفرت
.
Throw ≠ Catch
پرتاب ≠ گرفتن
.
Yes ≠ No
بله ≠ خیر
.
Forward ≠ Backward
جلو ≠ عقب
.
Stand ≠ Sit
ایستادن ≠ نشستن
.
Lost ≠ Found
از دست رفته ≠ به دست آمده
.
@Nanonet1
Forwarded from 📊Quiz and Grammar (Faraidoon Azimi)
✅عبارت و اصطلاح کاربردی گذشته از شوخی در انگلیسی
Joking aside:
گذشته از شوخی
.
Joking aside, he’s a great actor.
گذشته از شوخی او بازیگر خوبی است.
.
Joking aside, this is a serious problem.
گذشته از شوخی، این یک موقعیت جدی است.
.
All joking aside, I think you're crazy.
گذشته از همه ی این شوخی ها، فکر کنم تو دیوانه ایی.
.
Joking aside, he's a very clever scientist.
گذشته از شوخی، او دانشمند بسیار باهوشی است.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
Joking aside:
گذشته از شوخی
.
Joking aside, he’s a great actor.
گذشته از شوخی او بازیگر خوبی است.
.
Joking aside, this is a serious problem.
گذشته از شوخی، این یک موقعیت جدی است.
.
All joking aside, I think you're crazy.
گذشته از همه ی این شوخی ها، فکر کنم تو دیوانه ایی.
.
Joking aside, he's a very clever scientist.
گذشته از شوخی، او دانشمند بسیار باهوشی است.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
✅ليستى از كلمات مشابه و گيج كننده براى زبان اموزان:
♦️Suppose = گمان کردن
📌Peter didn't answer his phone, so I suppose (that) he's busy.
پيتر تلفنش را جواب نداد، گمان ميكنم سرش شلوغ است.
♦️Oppose = مخالفت کردن
📌She opposes any kind of nuclear waste being dumped at sea.
او با هر نوع زباله هسته ای که در دریا ریخته می شود مخالفت می کند.
♦️Propose =پيشنهاد كردن
📌The proposed new system has been vigorously opposed by teachers.
سیستم جدید پیشنهادی، با مخالفت شدید معلمان روبرو شده است.
♦️Depose = خلع کردن،بركنار كردن
📌The contracts were cancelled in February 1979 after the king was deposed in a revolution.
قراردادها در فوريه 1979، پس از بركنار شدن شاه در انقلاب كنسل شدند.
♦️Dispose = خلاص شدن
📌The agency has put an end to new efforts to dispose of hazardous waste in sensitive environmental areas.
این آژانس تلاشهای جدید را برای دفع زباله های خطرناک در مناطق حساس محیطی به پایان رسانده است.
♦️Impose = تحمیل کردن
📌Very high taxes have recently been imposed on cigarettes.
ماليات بسيار سنگينى به تازگى روى افراد سيگارى تحميل شده است.
♦️Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
📌More political scandals were exposed in the newspapers today.
رسوایی های سیاسی بیشترى امروز در روزنامه ها نمايش داده شد.
♦️Compose = نوشتن_سرودن
📌He composed this poem for his wife.
او اين شعر را براى همسرش سرود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
Join ➣ @Nanonet1
♦️Suppose = گمان کردن
📌Peter didn't answer his phone, so I suppose (that) he's busy.
پيتر تلفنش را جواب نداد، گمان ميكنم سرش شلوغ است.
♦️Oppose = مخالفت کردن
📌She opposes any kind of nuclear waste being dumped at sea.
او با هر نوع زباله هسته ای که در دریا ریخته می شود مخالفت می کند.
♦️Propose =پيشنهاد كردن
📌The proposed new system has been vigorously opposed by teachers.
سیستم جدید پیشنهادی، با مخالفت شدید معلمان روبرو شده است.
♦️Depose = خلع کردن،بركنار كردن
📌The contracts were cancelled in February 1979 after the king was deposed in a revolution.
قراردادها در فوريه 1979، پس از بركنار شدن شاه در انقلاب كنسل شدند.
♦️Dispose = خلاص شدن
📌The agency has put an end to new efforts to dispose of hazardous waste in sensitive environmental areas.
این آژانس تلاشهای جدید را برای دفع زباله های خطرناک در مناطق حساس محیطی به پایان رسانده است.
♦️Impose = تحمیل کردن
📌Very high taxes have recently been imposed on cigarettes.
ماليات بسيار سنگينى به تازگى روى افراد سيگارى تحميل شده است.
♦️Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
📌More political scandals were exposed in the newspapers today.
رسوایی های سیاسی بیشترى امروز در روزنامه ها نمايش داده شد.
♦️Compose = نوشتن_سرودن
📌He composed this poem for his wife.
او اين شعر را براى همسرش سرود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
Join ➣ @Nanonet1
تفاوت بین
♦️The number of
And
♦️A number of
بعد از the number of
فعل مفرد بکار میرود
📌The number of students is increasing.
بعد از A number of از فعل جمع استفاده می شود
📌A number of students are absent today.
نکته ی دیگر در ارتباط این دو عبارت این است که اسم استفاده شده بعد از هر دو باید بصورت جمع باشد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
♦️The number of
And
♦️A number of
بعد از the number of
فعل مفرد بکار میرود
📌The number of students is increasing.
بعد از A number of از فعل جمع استفاده می شود
📌A number of students are absent today.
نکته ی دیگر در ارتباط این دو عبارت این است که اسم استفاده شده بعد از هر دو باید بصورت جمع باشد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
Forwarded from 📊Quiz and Grammar (Faraidoon Azimi)
4_5949663181189159405.mp4
20.7 MB
Forwarded from 📊Quiz and Grammar (Faraidoon Azimi)
✅Point
كاربرد "Thanks though" در انگلیسی
👈میدونید که "though" به معنای
بهرحال ،باوجود ان ،به هرجهت ،اگرچه ،گرچه ،هرچند با اينکه ،باوجوداينکه ،ولو، ولى
.
‼️در موقعيتي استفاده میشود كه كار يا رخداد يا جريان انجام شده خيلي باب ميل شما نيست؛ اما براي رعايت ادب و احترام؛ سپاسگزاري ميكنيد.
.
👈موهایت را رنگ كردي؛ و ياكوتاه كردي؛ رفيقت ميگه "I like your hair"
اما خودت از اين مدل و يا رنگ خوشت نيامده؛ و ميگي:
♦️I don't, but thanks though
من "اين مدل و يا رنگ رو" دوستش ندارم؛ بهرحال ممنون
♦️Still waiting to receive the package. Thanks though for the update.
هنوز منتظر دريافت بسته ام؛ به هرحال مرسي از اطلاعات جديد
.
‼️دقت كنيد، نگرفتن بسته در شما حس خوبي ايجاد نكرده؛ اما براي رعايت ادب سپاسگزاري ميكنيد
♦️I didn't like that pizza, Thanks though.
من آن پیتزا را دوست نداشتم، دستت درد نکنه به هر حال
👈عالی بود نه؟ 😄😄
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
كاربرد "Thanks though" در انگلیسی
👈میدونید که "though" به معنای
بهرحال ،باوجود ان ،به هرجهت ،اگرچه ،گرچه ،هرچند با اينکه ،باوجوداينکه ،ولو، ولى
.
‼️در موقعيتي استفاده میشود كه كار يا رخداد يا جريان انجام شده خيلي باب ميل شما نيست؛ اما براي رعايت ادب و احترام؛ سپاسگزاري ميكنيد.
.
👈موهایت را رنگ كردي؛ و ياكوتاه كردي؛ رفيقت ميگه "I like your hair"
اما خودت از اين مدل و يا رنگ خوشت نيامده؛ و ميگي:
♦️I don't, but thanks though
من "اين مدل و يا رنگ رو" دوستش ندارم؛ بهرحال ممنون
♦️Still waiting to receive the package. Thanks though for the update.
هنوز منتظر دريافت بسته ام؛ به هرحال مرسي از اطلاعات جديد
.
‼️دقت كنيد، نگرفتن بسته در شما حس خوبي ايجاد نكرده؛ اما براي رعايت ادب سپاسگزاري ميكنيد
♦️I didn't like that pizza, Thanks though.
من آن پیتزا را دوست نداشتم، دستت درد نکنه به هر حال
👈عالی بود نه؟ 😄😄
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
👍1
شرطی نوع صفر Zero Conditional
بیان کننده شرایطی است که همیشه واقعیت دارد.
♦️If + present simple, .... present simple.
✅If people eat too much, they get fat.
اگه مردم زیاد غذا بخورند چاق میشن.
✅If you touch a fire, you get burned.
اگه به آتیش دست بزنی میسوزی.
✅People die if they don't eat
.
اگر مردم غذا نخورند میمیرن.
#AZIMI
@NanoNet1
بیان کننده شرایطی است که همیشه واقعیت دارد.
♦️If + present simple, .... present simple.
✅If people eat too much, they get fat.
اگه مردم زیاد غذا بخورند چاق میشن.
✅If you touch a fire, you get burned.
اگه به آتیش دست بزنی میسوزی.
✅People die if they don't eat
.
اگر مردم غذا نخورند میمیرن.
#AZIMI
@NanoNet1
قالب گرامری
❇️I cannot wait to…
وقتیکه میخواهید بگوید بی صبرانه منتظر چیزی هستید و نمیتونید صبر کنید از این اصطلاح و ساختار گرامری استفاده کنید.
✅ EXAMPLES:
♦️ I can’t wait to see my family.
♦️ I can’t wait to hear from you.
♦️ I can’t wait to buy a computer.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
❇️I cannot wait to…
وقتیکه میخواهید بگوید بی صبرانه منتظر چیزی هستید و نمیتونید صبر کنید از این اصطلاح و ساختار گرامری استفاده کنید.
✅ EXAMPLES:
♦️ I can’t wait to see my family.
♦️ I can’t wait to hear from you.
♦️ I can’t wait to buy a computer.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
چطوری در زبان پشیمانی تان را از چیزی بیان میکنید؟
♦️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید پزشکی می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
♦️ should have + P.P
✅ I should have married John.
باید با جان ازدواج میکردم. [پشیمانم که باهاش ازدواج نکردم]
✅ I should have studied medicine.
باید پزشکی می خوندم. [ولی این کارو نکردم و پشیمانم]
✅ I shouldn't have said that.
نباید اون حرف رو میزدم. [پشیمانم که چرا گفتم]
✅I shouldn't have eaten so much.
نباید اونقدر می خوردم. [پشیمانم که اونقدر خوردم
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet
✅ نکته_مکالمه
❇️ زمانی که میخواهیم بگوییم از کاری یا چیزی لذت میبریم باید فعل enjoy را بدون حرف اضافه استفاده کنیم.
♦️Example:
❌ I enjoy from my life.
✔️ I enjoy my life.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
❇️ زمانی که میخواهیم بگوییم از کاری یا چیزی لذت میبریم باید فعل enjoy را بدون حرف اضافه استفاده کنیم.
♦️Example:
❌ I enjoy from my life.
✔️ I enjoy my life.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
❇️قبل از مکانهای زیر to استفاده نمیشود
♦️ home, abroad, underground, ♦️ downtown, here, there,
♦️ anywhere, nowhere,
♦️ somewhere, in, inside, out, ♦️outside, upstairs,
♦️downstairs
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
♦️ home, abroad, underground, ♦️ downtown, here, there,
♦️ anywhere, nowhere,
♦️ somewhere, in, inside, out, ♦️outside, upstairs,
♦️downstairs
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
ترجمه_کنیم
۱.میخوام از ۱۰ برعکس بشماری!!
✅ Translation: I want you to count backward from 10 for me.
♦️key words: Count backward
۲. نگران نباش، تو از پس این کار برمیای!
✅Translation: Don't worry,You will get through it!
♦️key words:Get through sth
♦️pronunciation:
حرف T در انتهای Don't هنگام fast speaking خوانده نمی شود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
۱.میخوام از ۱۰ برعکس بشماری!!
✅ Translation: I want you to count backward from 10 for me.
♦️key words: Count backward
۲. نگران نباش، تو از پس این کار برمیای!
✅Translation: Don't worry,You will get through it!
♦️key words:Get through sth
♦️pronunciation:
حرف T در انتهای Don't هنگام fast speaking خوانده نمی شود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
چرا بعضیها نماز نمیخوانند ؟
Why don't some people perform their prayer( Salaat)?
روزي در صنف نشسته بودم مضمون علوم ديني داشتيم معلم وقتي در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد...
One day, I was sitting in my class and we had Religious studies. Consequently, he asked a question.
به نظر شما چه کسانی نماز نمی خوانند؟
In your opinion, what kind of people don't perform salaat?
شاگرد اولي از روی معصومیت گفت: (کسانی که مرده اند نماز نميخوانند)
One of the students innocently said, "People who are dead."
شاگرد دومی از روی ندامت گفت: (کسانی که نماز خواندن بلد نیستند نماز نميخوانند )
The second student said, " people who don't know how to pray."
شاگرد سومی از جايش بلند شد و جواب معقولی داد گفت: (کسانی که مسلمان نیستند نماز نميخوانند)
Third student had a logical answer," infidels don't pray!"
همين قسم چهارمی هم گفت: (کسانی که کافر هستند نماز نمیخوانند)
Accordingly, the fourth one said that pagans don't pray.
به ترتيب پنجمی گفت: (کسانی که از خداوند نمی ترسند نماز نمی خوانند)
And those who don't fear God don't pray.
تمام شاگردان نظريات شان را گفتند:ولی من به فکر فرو رفتم
كه من جزء کدام گروه هستم؟
All the students said their opinion, but I was wondering which group I belong to.
(۱)- آیا من مرده ام ؟ نخير !
Am I dead?
No
(۲)- آیا من نماز بلد نیستم؟ بلد هستم
Don't I know how to pray?
Of course I do.
(۳)- آیا من مسلمان نیستم ؟ الحمداللّٰه كه هستم
Am I not Muslim?
Alhumdulellah, yes.
(۴)- آیا من از پروردگارم نمی ترسم؟ ميترسم
Am I not afraid of Allah?
I am.
(۵)- آیا مگر من کافرم؟ نعوذباللّٰه
Am I infidel??
God forbid.
پس چرا نماز نميخوانم؟
So, why don't I pray?
باخود گفتم: خوب اگر شب اول قبر از پيش ات سوال كند كه
I said to myself," when they ask me at that first night of my funeral...
زنده بودي
Were you alive?
نماز بلد بودي
Did you know how to pray?
مسلمان بودي
Were you Muslim?
از خداوند ميترسيدي
Were you afraid of Him?
پس چرا نماز نميخواندي؟
Why didn't you pray?
چي جواب ميدهي ؟
How will you answer that?
يك تكان خوردم و از همان روز تصميم گرفتم كه اصلاً ديگر نمازم را ترك نكنم
I trembled in fear and promised no to miss any of my prayers.
فقط يك تصميم جدي ميخواهد
It is just a matter of a decision.
شما هم حتماً در این باره فکر کنید.
Think about this..
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
Why don't some people perform their prayer( Salaat)?
روزي در صنف نشسته بودم مضمون علوم ديني داشتيم معلم وقتي در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد...
One day, I was sitting in my class and we had Religious studies. Consequently, he asked a question.
به نظر شما چه کسانی نماز نمی خوانند؟
In your opinion, what kind of people don't perform salaat?
شاگرد اولي از روی معصومیت گفت: (کسانی که مرده اند نماز نميخوانند)
One of the students innocently said, "People who are dead."
شاگرد دومی از روی ندامت گفت: (کسانی که نماز خواندن بلد نیستند نماز نميخوانند )
The second student said, " people who don't know how to pray."
شاگرد سومی از جايش بلند شد و جواب معقولی داد گفت: (کسانی که مسلمان نیستند نماز نميخوانند)
Third student had a logical answer," infidels don't pray!"
همين قسم چهارمی هم گفت: (کسانی که کافر هستند نماز نمیخوانند)
Accordingly, the fourth one said that pagans don't pray.
به ترتيب پنجمی گفت: (کسانی که از خداوند نمی ترسند نماز نمی خوانند)
And those who don't fear God don't pray.
تمام شاگردان نظريات شان را گفتند:ولی من به فکر فرو رفتم
كه من جزء کدام گروه هستم؟
All the students said their opinion, but I was wondering which group I belong to.
(۱)- آیا من مرده ام ؟ نخير !
Am I dead?
No
(۲)- آیا من نماز بلد نیستم؟ بلد هستم
Don't I know how to pray?
Of course I do.
(۳)- آیا من مسلمان نیستم ؟ الحمداللّٰه كه هستم
Am I not Muslim?
Alhumdulellah, yes.
(۴)- آیا من از پروردگارم نمی ترسم؟ ميترسم
Am I not afraid of Allah?
I am.
(۵)- آیا مگر من کافرم؟ نعوذباللّٰه
Am I infidel??
God forbid.
پس چرا نماز نميخوانم؟
So, why don't I pray?
باخود گفتم: خوب اگر شب اول قبر از پيش ات سوال كند كه
I said to myself," when they ask me at that first night of my funeral...
زنده بودي
Were you alive?
نماز بلد بودي
Did you know how to pray?
مسلمان بودي
Were you Muslim?
از خداوند ميترسيدي
Were you afraid of Him?
پس چرا نماز نميخواندي؟
Why didn't you pray?
چي جواب ميدهي ؟
How will you answer that?
يك تكان خوردم و از همان روز تصميم گرفتم كه اصلاً ديگر نمازم را ترك نكنم
I trembled in fear and promised no to miss any of my prayers.
فقط يك تصميم جدي ميخواهد
It is just a matter of a decision.
شما هم حتماً در این باره فکر کنید.
Think about this..
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
♦️Interview with God
I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.” “What questions do you have in mind for me?” “What surprises you most about humankind?”
God answered “That they get bored with childhood, they rush to grow up, and then long to be children again.
“That they lose their health to make Money, and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future, they forget the present, so that they live neither in the present nor in the future.”
"That they live as if they will never die, and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine and we were silent for a while.
And then I asked “As a creator, what are some of life’s lessons you want your creations to learn?”
God replied with a smile
“To learn they cannot make anyone love them. All they can do is to let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others."
“To learn to forgive by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love, and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is the one who needs the least.”
“To learn that there are people who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can look at the same thing and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else you would like your creations to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.
گفتگو با خدا
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم؛
خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟
من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید.
خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است؛ در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم: چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟
خدا پاسخ داد: اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند. عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند؛
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند؛ و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند !
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند ؛زمان حال فراموش شان می شود؛ آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال !
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند!
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی سکوت کردیم.
بعد پرسیدم به عنوان خالق انسان ها ،میخواهید آنها چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند ؟
خدا با لبخند پاسخ داد :
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد، اما می توان محبوب دیگران شد .
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند،
با بخشیدن ، بخشش را یاد بگیرند
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد، تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم!
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد!
بیاموزند که آدمهایی هستند که
آنها را دوست دارند فقط نمی دانند
که چگونه احساساتشان را نشان دهند،
بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند!
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .بلکه خودشان هم باید خود راببخشند
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم
آیا چیز دیگری هست که دوست دارید مخلوقات تان بدانند؟
خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من هستم، همیشه
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
I dreamed I had an interview with God.
“So you would like to interview me?” God asked.
“If you have the time” I said.
God smiled. “My time is eternity.” “What questions do you have in mind for me?” “What surprises you most about humankind?”
God answered “That they get bored with childhood, they rush to grow up, and then long to be children again.
“That they lose their health to make Money, and then lose their money to restore their health.”
“That by thinking anxiously about the future, they forget the present, so that they live neither in the present nor in the future.”
"That they live as if they will never die, and die as though they had never lived.”
God’s hand took mine and we were silent for a while.
And then I asked “As a creator, what are some of life’s lessons you want your creations to learn?”
God replied with a smile
“To learn they cannot make anyone love them. All they can do is to let themselves be loved.”
“To learn that it is not good
to compare themselves to others."
“To learn to forgive by practicing forgiveness.”
“To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love, and it can take many years to heal them.”
“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is the one who needs the least.”
“To learn that there are people who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”
“To learn that two people can look at the same thing and see it differently.”
“To learn that it is not enough that they forgive one another, but they must also forgive themselves.”
"Thank you for your time," I said humbly.
"Is there anything else you would like your creations to know?"
God smiled and said,
“Just know that I am here... always.
گفتگو با خدا
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم؛
خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟
من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید.
خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است؛ در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم: چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟
خدا پاسخ داد: اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند. عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند؛
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند؛ و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند !
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند ؛زمان حال فراموش شان می شود؛ آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال !
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند!
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی سکوت کردیم.
بعد پرسیدم به عنوان خالق انسان ها ،میخواهید آنها چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند ؟
خدا با لبخند پاسخ داد :
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد، اما می توان محبوب دیگران شد .
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند،
با بخشیدن ، بخشش را یاد بگیرند
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد، تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم!
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد!
بیاموزند که آدمهایی هستند که
آنها را دوست دارند فقط نمی دانند
که چگونه احساساتشان را نشان دهند،
بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند!
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .بلکه خودشان هم باید خود راببخشند
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم
آیا چیز دیگری هست که دوست دارید مخلوقات تان بدانند؟
خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من هستم، همیشه
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
📊Quiz and Grammar pinned «چرا بعضیها نماز نمیخوانند ؟ Why don't some people perform their prayer( Salaat)? روزي در صنف نشسته بودم مضمون علوم ديني داشتيم معلم وقتي در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد... One day, I was sitting in my class and we had Religious studies. Consequently…»
♦️حرف اضافه مناسب برای طبقه ساختمان:
اگر بخواهیم بگوییم که در کدام طبقه از یک ساختمان زندگی می کنیم می توانیم از حرف اضافه on برای آن طبقه استفاده کنیم.
✅ مثال :
❇️I live on the second floor.
من در طبقه دوم زندگی می کنم.
📖 نکته: معادل کلمه طبقه (ساختمان) کلمه floor است.
کانال آموزش زبان انگلیسی نانونت
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
اگر بخواهیم بگوییم که در کدام طبقه از یک ساختمان زندگی می کنیم می توانیم از حرف اضافه on برای آن طبقه استفاده کنیم.
✅ مثال :
❇️I live on the second floor.
من در طبقه دوم زندگی می کنم.
📖 نکته: معادل کلمه طبقه (ساختمان) کلمه floor است.
کانال آموزش زبان انگلیسی نانونت
#🅰🆉🅸🅼🅸
@NanoNet1
✅It is good to learn that:
خوبه یاد بگیریم که؛
♦️Intervening in someone's life is curiosity, it is being nosy.
- دخالت در زندگی دیگران، کنجکاوی نیست، فضولیه...
♦️Talking people down and judging them ain't criticizing, it's an insult.
- تندگویی و قضاوت در مورد دیگران، انتقاد نیست، اسمش توهینه...
♦️Everything you say and then refer it as a joke, it's not a joke, it's intruding their personality.
- هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم، شوخی نیست ،
حمله به شخصیت اون فرد هست...
♦️Playing with others' feelings is not smart, it's depravity.
- بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست، هرزگیه...
♦️Embarassing someone in public is not a joke, it's disrespect.
- خراب کردن یه نفر توی یه جمع، جوک نیست، اسمش بی احترامیه.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
خوبه یاد بگیریم که؛
♦️Intervening in someone's life is curiosity, it is being nosy.
- دخالت در زندگی دیگران، کنجکاوی نیست، فضولیه...
♦️Talking people down and judging them ain't criticizing, it's an insult.
- تندگویی و قضاوت در مورد دیگران، انتقاد نیست، اسمش توهینه...
♦️Everything you say and then refer it as a joke, it's not a joke, it's intruding their personality.
- هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم، شوخی نیست ،
حمله به شخصیت اون فرد هست...
♦️Playing with others' feelings is not smart, it's depravity.
- بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست، هرزگیه...
♦️Embarassing someone in public is not a joke, it's disrespect.
- خراب کردن یه نفر توی یه جمع، جوک نیست، اسمش بی احترامیه.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
#slang
♦️Airhead
Someone who isn't very smart; a stupid person
سبک مغز، کله پوک
✅Example:
1) Susan and Jim are such airheads -- they love sports but they are failing all of their classes at school !
2) I wouldn't ask Alaine for the answer -- she's an airhead !
✅Etymology:
If your head is filled with air instead of brains, you probably can't think very well.
@nanonet1
♦️Airhead
Someone who isn't very smart; a stupid person
سبک مغز، کله پوک
✅Example:
1) Susan and Jim are such airheads -- they love sports but they are failing all of their classes at school !
2) I wouldn't ask Alaine for the answer -- she's an airhead !
✅Etymology:
If your head is filled with air instead of brains, you probably can't think very well.
@nanonet1
❇️Grammar
کاربرد "about to"
♦️ اگر بعد از" about to" مصدر بیاید این مفهوم است که عملی در آینده خیلی نزدیک در شُرُف وقوع است و معنی آن میشود
✅Going to happen very soon, (or) just going to happen
♦️ Don’t go out now. we’re about to have lunch.
♦️ I was about to go to bed when there was a knock at the door.
عبارت " not_about_to"
در انگلیسی آمریکایی به معنی قصد نداشتن به کار می رود. "unwilling to"
♦️ I am not about to pay 50 dollars for a dress like that.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
کاربرد "about to"
♦️ اگر بعد از" about to" مصدر بیاید این مفهوم است که عملی در آینده خیلی نزدیک در شُرُف وقوع است و معنی آن میشود
✅Going to happen very soon, (or) just going to happen
♦️ Don’t go out now. we’re about to have lunch.
♦️ I was about to go to bed when there was a knock at the door.
عبارت " not_about_to"
در انگلیسی آمریکایی به معنی قصد نداشتن به کار می رود. "unwilling to"
♦️ I am not about to pay 50 dollars for a dress like that.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
❇️Point
تفاوت بین "above و on"
♦️کلمه above به معنای بالای چیزی است و در واقع تماسی بین دو جسم وجود ندارد.
✅The light was above my head.
لامپ بالای سر من بود.
♦️ ولی وقتی می گوییم on تماس بین دو چیز وجود دارد و یک شی روی یک شی دیگر می باشد.
✅The hat was on my head.
کلاه روی سر من بود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1
تفاوت بین "above و on"
♦️کلمه above به معنای بالای چیزی است و در واقع تماسی بین دو جسم وجود ندارد.
✅The light was above my head.
لامپ بالای سر من بود.
♦️ ولی وقتی می گوییم on تماس بین دو چیز وجود دارد و یک شی روی یک شی دیگر می باشد.
✅The hat was on my head.
کلاه روی سر من بود.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@Nanonet1