📊Quiz and Grammar
7.56K subscribers
464 photos
264 videos
46 files
125 links
اشتباهات تان باعث میشوند تا که بهتر یاد بگیرید!
Download Telegram
Forwarded from 📊Quiz and Grammar (Faraidoon Azimi)
‍‍ ‍‍ نکات ساده اما مهم

❇️دقت کنید که ‏Believe in صحیح است و نگویید ‏Believe to


مثال

They don't believe in living together before marriage.

آنها معتقد به زندگی با هم قبل از ازدواج نیستند.

Some people believe in life after death.

برخی از مردم به زندگی پس از مرگ معتقدند
#🅰🆉🅸🅼🅸

@nanonet1
Practical expressions

❇️Do you feel like…?
👈دوست داری...؟

Do you feel like going for a walk on the beach?
دوست داری بریم تو ساحل قدم بزنیم ؟

Do you feel like going shopping at the mall?
Do you feel like eating some ice cream or having cake or both?
Do you feel like having some coffee?
Do you feel like getting a bite to eat?
دوست داری یه چیز کوچکی بخوریم؟

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Idiom

❇️ Narrow-minded

Meaning: Not willing to accept the ideas of others.
👈 کوته‌فکر، کوته‌بین

Narrow-minded people tend to discriminate against groups of people with which they have nothing in common.
افراد کوته‌فکر نسبت به افرادی که با آنها وجه مشترک ندارند، تبعیض قائل می‌شوند.

The narrow-minded French generals refused to recognize the importance of armored units.
ژنرال‌های کوته‌بین فرانسوی‌ از قبول اهمیت یگان‌های زرهی خودداری کردند.


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Vocabulary
صفات مربوط به غذاها در انگلیسی                                                    
🥙خوشمزه
🥙yummy
🥙لذیذ
🥙delicious
🥙شور
🥙salty
🥙سالم
🥙healthy
🥙تلخ
🥙bitter
🥙شیرین
🥙sweet
🥙بسیار شیرین
🥙sugary
🥙ترش
🥙sour
🥙خوشمزه
🥙tasty
🥙تند
🥙spicy
🥙بسیار ترش
🥙acidic
🥙بی مزه
🥙bland
🥙خشک
🥙dry
🥙دارای طعم زننده ترش
🥙tart
🥙آبدار
🥙juicy
🥙بسیار شور
🥙savory
🥙خوب پخته شده
🥙well-cooked
🥙بسیار خشک
🥙too dry
🥙چرب
🥙greasy
🥙بیش از حد پخته
🥙over-cooked


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Grammar

ساخت متضاد صفات در زبان انگلیسی

متضاد هر صفت ، هر اسم یا هر فعلی را اغلب با افزودن یک پیشوند منفی به آن می سازند. پیش بینی این که کدام یک از پیشوندهای un- ، in- یا dis- برای کدام کلمه به کار می رود ممکن نیست؛ بنابراین ، متضاد کلمات را باید جدا جدا آموخت .

UN-: unlikely , unhappy , unexpected

In-: infinite , insincere , inadequate

👉 il- :
در ابتدای کلماتی که با حرف (I) آغاز می شوند به کار می رود:
illogical

👉Im- :
در ابتدای کلماتی که با یکی از حروف " p, m, b "آغاز می شوند به کار می رود:

Imbalance , immature , impossible.

👉Ir-:
در ابتدای کلماتی که با حرف (r) آغاز می شوند به کار می رود:
irresponsible

👉 dis-:
در ابتدای کلماتی که با حروف "q, s, l, o,...." آغاز می شوند به کار می رود.

disqualify , disobedient , distrust , dislike

کلماتی که با استفاده از پیشوند non- ساخته می شوند ، نبود کیفیت یا عملی خاص را شرح می دهند:

A non-stick pan
jest a non – smoker
The flight from Japan to London is non-stop.


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Word

❇️❇️Escalate
بالا رفتن (قیمت)

meaning :
if amounts, prices etc escalate, they increase

Examples :
They saw costs escalating and sales slumping as the effect of rising oil prices hit the company.

The rapid escalation of loan defaults in the area has caused concern.


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
افعالى كه انجام ورزش هاى مختلف را بيان ميكنند متفاوت اند و بسيارى مواقع ممكن است اشتباه بكار روند.
با مطالعه ى اين پست كاربرد درست فعل با كلمات ورزشى را ياد بگيريد

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Short story

❇️Fishing

👉 A man called home to his wife and said, "Honey I have been asked to go fishing up in Canada with my boss & several of his Friends.
We'll be gone for a week. This is a good opportunity for me to get that Promotion I've been wanting, so could you please pack enough Clothes for a week and set out
my rod and fishing box, we're Leaving From the office & I will swing by the house to pick my things up" "Oh! Please pack my new blue silk pajamas."
The wife thinks this sounds a bit fishy but being the good wife she is, did exactly what her husband asked.
The following Weekend he came home a little tired but otherwise looking good.
The wife welcomed him home and asked if he caught many fish?
He said, "Yes! Lots of Salmon, some Bluegill, and a few Swordfish. But why didn't you pack my new blue silk pajamas like I asked you to Do?"
You'll love the answer...
The wife replied, "I did. They're in your fishing box....."

ماهیگیری

👈مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد..
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟"
جواب زن خیلی جالب بود...
زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.

#🅰🆉🅸🅼🅸

NanoNet1
Point

👈 برای اینکه در انگلیسی بگید یکی در زمینه ای خاص صاحب مهارت هست و خبره اون کاره از جملات مختلفی استفاده میشود


He's very good at maths.
او در ریاضی خیلی مهارت داره و کارش درسته.

He's a born footballer.
او فوتبالیست به دنیا اومده که نشون می ده او فوتبالیست خیلی خوبیه.

She's a great dancer. She's a natural.
یکی از معانی natural خبره هست. پس ترجمه جمله بالا اینجوری میشه که او یه رقاص بزرگیه. او تو این کار خبره است.

She's a first rate teacher.
او یه معلم درجه یک هست.


He's in a class of his own.
این جمله هم به این معنیه که طرف تو زمینه خاصی تو کلاس خیلی بالایی از مهارت قرار داره در قیاس با دیگران.

He's got a natural talent for sports.
اینم تو مایه های جمله سوم هست.


She can do it in her sleep.
اینم به این معنیه طرف اونقدر تو اون زمینه مهارت داره که حتی تو خوابم به راحتی می تونه انجامش بده.

No-one comes close to him as a painter.
اینم به این معنیه که طرف اونقدر بعنوان یه نقاش تو کارش نخبه و برتره که کسی نمی تونه باهاش رقابت کنه.

#🅰🆉🅸🅼🅸

#NanoNet1
Point

👈 چطور در انگلیسی بگوییم : قصدم اين نبود ،منظورم اين نبود ، بابا غلط كردم ،حالا اشتباهي يه چيزی گفتيم!

ساختارجمله

👉 I didn't mean to + verb
منظورم اين نبود قصدم اين نبود.

I didn't mean to hurt your feelings.
قصدم اين نبود كه احساساتت رو جريحه دار كنم.

I didn't mean to call you so late.
قصدم اين نبود كه بهت دير زنگ بزنم.

I didn't mean to.
👈 قصدم اين نبود, نمیخواستم اینطور بشه. "بدون فعل هم میتواندبکاررود"


#🅰🆉🅸🅼🅸


@NanoNet1
idioms
دو اصطاح کاربردی:
1⃣To send somebody packing

👈(کسی رو) دنبال نخود سیاه فرستادن، (کسی رو) دست به سر کردن
Jack was really a pain in the neck so I sent him packing
جک واقعا مایه عذاب و دردسر بود خب منم فرستادمش دنبال نخود سیاه.
( نکته: عبارت pain in the neck به معنی «مایه ی دردسر» بوده)

I sent him packing.
فرستادمش دنبال نخودسیاه / دست به سرش کردم.


2⃣To have sticky fingers

👈(کسی که) دستش کجه
(to have a tendency to steal)


I don't trust David because he has sticky fingers

من به دیوید اعتماد ندارم چون اون دستش کجه.


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
داستاني كوتاه و بامزه A short and funny story😁😁😁😁
.
A man checked into a hotel. There was a computer in his room so he decided to send an e-mail to his wife. However he accidentally typed a wrong e-mail address and without realizing his error he sent the E-mail.
مردی وارد هتلي شد و اتاق هتل را تحویل گرفت.در اتاقش کامپیوتری بود،بنابراین تصمیم گرفت ایمیلی به همسرش بفرستد.ولی بطور تصادفی ایمیل را به آدرس اشتباه فرستاد و بدون اینکه متوجه اشتباهش شود،ایمیل را فرستاد.
.
Meanwhile….Somewhere in Houston a widow had just returned from her husband’s funeral. The widow decided to check her e-mail expecting condolence messages from relatives and friends.After reading the first message she fainted. The widow’s son rushed into the room found his mother on the floor and saw the computer screen
which read:
با این وجود..جایی در هوستون ،بیوه ای از مراسم خاکسپاری شوهرش بازگشته بود.زن بیوه تصمیم گرفت ایمیلش را به این خاطر که پیامهای همدردی اقوام و دوستانش را بخواند،چک کند. پس از خواندن اولین پیام،از هوش رفت.پسرش به اتاق آمد و مادرش را کف اتاق دید و از صفحه کامپیوتر این را خواند:
.
To: My Loving Wife
به: همسر دوست داشتنی ام
.
Subject: I’ve Reached
موضوع: من رسیدم
.
Date: 2 May 2006
تاریخ: دوم می 2006
.
I know you’re surprised to hear from me. They have computers here and we are allowed to send e-mails to loved ones. I’ve just reached and have been checked in. I see that everything has been prepared for your arrival tomorrow. Looking forward to seeing you TOMORROW!
.
میدانم از اینکه خبری از من داشته باشی خوشحال می شوی.آنها اینجا کامپیوتر داشتند و ما اجازه داریم به آنهایی که دوستشان داریم ایمیل بدهیم.من تازه رسیدم و اتاق را تحویل گرفته ام.می بینم که همه چیز آماده شده که فردا برسی.به امید دیدنت، فردا
.
Your loving hubby.
شوهر دوستدارت

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Grammar
ضمایر تاکیدی

👈کلماتی که به -self و -selves ختم می‌شوند ضماير تاکیدی ناميده می‌شوند و عبارتند از:


👈 جمع "selves"

Ourselves خودمان
yourselves خودتان
themselves خودشان


👈مفرد "self"

myself خودم
yourself خودت him self " خودش "مذکر
herself "خودش "مؤنث
itself " خودش "اشياء

‼️از ضماير تاکیدی موقعی استفاده می کنیم که بخواهیم تاکید کنیم که کار توسط خود فاعل "انجام دهنده کار" انجام شده و نه کس دیگری. ضمایر تاکیدی در انتهای جمله و یا بعد از فاعل قرار می‌گيرند:

I can do it myself.
من خودم می‌توانم اين کار را انجام دهم.

We can repair the roof ourselves.
ما می‌توانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.

The film itself wasn't very good but I liked the music.
خود فيلم خيلی خوب نبود ولی از موسيقی آن خوشم آمد.
#🅰🆉🅸🅼🅸

NanoNet1
Idiom

❇️❇️ on the sly
مخفیانه، پنهانی


He has to visit them on the sly.

On the sly, Dave was adding chilies to the desserts he made.

They'd been seeing each other on the sly for months.

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Sentences
جملات انگليسي در مورد ماه رمضان
🥗🥗

Part 1

۱- چقدر راجع به رمضان مي دانيد؟
How much do you know about Ramadan?

2- اين ماه مقدس ترين و مبارک ترين ماه اسلامي به شمار مي ­رود.
It is considered the most venerated and blessed month of the Islamic year.

3- بارزترين عمل اين ماه، روزه گرفتن در طول روز است.
The most prominent activity of this month is the daytime fasting.

4- در ماه مقدس رمضان، مردم بايد از چه چيزهايي پرهيز کنند؟
What should people avoid in the Holy Month of Ramadan?

5- در طول ماه مبارک رمضان، مسلمانان تمام دنيا از خوردن، آشاميدن و ساير نيازهاي جسماني در طول روز خودداري مي­ کنند.
During the blessed month of Ramadan, Muslims all over the world abstain from food, drink, and other physical needs during the daylight hours.

6- مردم کي بايد براي روزه گرفتن از خواب بيدار شوند؟
When should people get up for fasting?

7- مسلمانان سراسر دنيا در طول ماه رمضان، هر روز سحر براي خوردن سحري و اداي نماز بيدار مي­ شوند.
Every day during the month of Ramadan, Muslims around the world get up before dawn to eat Sehri and perform their prayers.

8- کي افطار مي­ کنند؟
When do they break their fast?

9- در حقيقت وقتي مسلمانان صداي اذان مغرب را مي ­شنوند، افطار مي­ کنند.
In fact when Muslims hear Azan “the call to prayer” in the evening, they break their fasts.

10- رسم است که هنگام افطار اول خرما خورده شود.
Traditionally, a date is the first thing to be consumed during Iftar when the fast is broken.

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
کاربردهای enough در انگلیسی
.
در زبان انگلیسی از Enough برای بیان “مقدار یا اندازه ی کافی” استفاده می شود.
البته اگر Enough در یک جمله منفی بکار برود به معنای “کمتر از مقدار کافی” است.
Enough می تواند به همراه Noun, Adjective, Adverb, Verb در جمله بکار رود.
حالا مورد به مورد را بررسی می کنیم.

Enough + Noun

وقتی در جمله Enough قبل از اسم می آید:

You’ve done enough work. You can stop now.
Sorry, I haven’t got enough food for everyone.
There was enough drink for everybody at the party.
Is there enough time to finish the test?
توجه کنید که اگر معنی و منظور حرف واضح باشد, Enough می تواند بدون اسم مورد نظرهم بکار رود.
There’s a lot of food but not enough for everyone.

Adjective + Enough

وقتی Enough در جمله بعد از صفت می آید
.
She is pretty enough for everybody to notice her.
My friend lives close enough to my house to walk.
Last summer it was hot enough to go swimming every day.

Adverb + Enough

وقتی Enough در جمله بعد از قید می آید
.
He talked politely enough.
She is studying hard enough to pass the course.
We’re not walking quickly enough.
You’re not working fast enough, you won’t finish on time.

Verb + Enough

وقتیEnough در جمله بعد از فعل می آید
.
Don’t be stubborn. He has apologized enough.
You hadn’t studied enough. That is why you failed!
You don’t exercise enough. You are going to get fat.
Are you sleeping enough?
دقت کنید گاهی به دنبال جملاتی که در آنها Enough به کار رفته To + verb infinitive می آید:
I’m not tall enough to reach the book.
I haven’t got enough money to buy that coat.


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
‍ فرق بین انواع زباله و آشغال در انگلیسی

❇️❇️Litter:
به زباله هایی گفته میشه که معمولا" در محیط های عمومی و طبیعت و ... توسط افراد بیشعور، ریخته میشه.
شامل هر نوع زباله ایی...
امیدواریم فرهنگ عمومی جامعه روزی بره بالا که هیچکس آشغال در محیطهای عمومی نریزه😔
بگذریم....😔😔

❇️❇️Garbage
بیشتر درامریکایی به زباله یا آشغال گفته میشه،
طبیعتا" چیزهای غیر قابل استفاده/ زباله ی خیس / غیر قابل بازیافت

❇️❇️Trash:
چیزیهایی که دور ریخته میشه و حتی ممکنه قابل استفاده هم باشند. و یا بازیافت مثل قوطی، ظروف پلاستیکی و .../ زباله ی خشک

❇️❇️Rubbish:
بیشتر در بریتانیایی استفاده میشه به عنوان زباله یا آشغال

سپاس که همراهید🙏

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Point

❇️spelling

👈 وقتی " ly "رو به کلماتی که آخرشون "ful" داره اضافه میکنیم تبدیل به دابل" l "میشه:
Gratefully
Faithfully
Hopefully

👈 کلماتی که آخرشون "e "دارن و بهشون "ly "اضافه میکنیم تغییری توشون ایجاد نمیشه:
Love + ly = lovely
Like + ly = likely
Live + ly =lively
Complete + ly = completely
Definite + ly = definitely

👈 ولی چند تا کلمه هستن كه وقتی "ly "رو بهشون اضافه میکنیم "e" از آخر کلمه حذف میشه :

Gentle + ly = gently
Idle + ly = idly
Subtle + ly = subtly


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
Vocabulary
انواع پخت تخم مرغ 😋😋

Scrambled خاگینه Omelet املت Sunny-side up نیمرو Poached عسلی Hardboiled تخم مرغ اب پز


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
پرکاربردترین لغت ها با پیشوند های منفی ساز در انگلیسی
.
legal ≠ illegal
قانونی ≠ غیر قانونی
.
legible ≠ illegible
خوانا ≠ ناخوانا
.
literate ≠ illiterate
باسواد ≠ بیسواد
.
logical ≠ illogical
منطقی ≠ غیر منطقی
.
legitimate ≠ illegitimate
حلال ، مشروع ≠ حرام، نامشروع
.
liberal ≠ illiberal
آزادیخواه ≠ مخالف اصول آزادی
.
mobile ≠ immobile
سیار و متحرک ≠ ثابت و بیحرکت
.
moral ≠ immoral
اخلاقی ≠ غیر اخلاقی
.
perfect ≠ imperfect
کامل و بی عیب ≠ ناقص و ناتمام
.
possible ≠ impossible
ممکن ≠ محال، ناممکن
.
mortal ≠ immortal
فانی ≠ ابدی و جاویدان
.
proper ≠ improper
شایسته و بجا ≠ نامناسب و بیجا
.
accurate ≠ inaccurate
دقیق و صحیح ≠ غلط و نادرست
.
eligible ≠ ineligible
واجد شرایط برای کاری ≠ عدم واجد شرایط بودن
.
organic ≠ inorganic
آلی (ارگانیک) ≠ غیر آلی( غیر ارگانیک)
.
sane ≠ insane
عاقل و دارای عقل سلیم ≠ مجنون و دیوانه
.
active ≠ inactive
فعال ≠ غیر فعال
.
audible ≠ inaudible
رسا و قابل شنیدن ≠ غیر قابل شنیدن
.
auspicious ≠ inauspicious
فرخنده و مبارک ≠ نحس و شوم
.
rational ≠ irrational
عقلانی و معقول ≠ غیر منطقی و نامعقول
.
regular ≠ irregular
باقاعده و منظم ≠ بی قاعده و نامنظم
.
relevant ≠ irrelevant
مربوط ≠ نامربوط
.
religious ≠ irreligious
مذهبی ≠ غیر مذهبی
.
resistible ≠ irresistible
قابل مقاومت ≠ غیر قابل مقاومت
.
responsible ≠ irresponsible
مسئول و وظیفه شناس ≠ غیر مسئول


#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1
چندتا عبارت مهم در مورد بیماری ها

What's the matter?
چی شده؟
I feel well
حالم خوبه.
I don't feel very well
حالم خوب نیست.
I've got a headache.
I have a headache.
سرم درد میکنه.
I've got a backache
I have a backache
کمرم درد میکنه.
I've got a sore throat
I have a sore throat
گلو درد دارم.
I've got a cold
I have a cold
سرما خوردم.
I've got a fever
I have a fever
تب دارم.
I've got a cough
I have a cough
سرفه میکنم.

#🅰🆉🅸🅼🅸

@NanoNet1