✳️Expression
یکی از دوستانتون به شما زنگ میزنه. اتفاقا اون لحظه شما هم میخواستید به اون دوستتون زنگ بزنید. پس بهش میگید:
✅What a coincidence! I was just about to call you
✅what a coincidence :
یعنی "عجب تصادفی" که وقتی بکار میره که برحسب تصادف یه اتفاقی میوفته.
✅ I was just about to do something :
از این.عبارت وقتی استفاده میشه
که بگیم تصمیم داشتیم کاری رو انجام بدیم یا در شرف انجام دادن یه کاری بودیم.
✅What a coincidence! I was just about to call you
"چه تصادفی! الان داشتم بهت زنگ میزدم"
✅We were about to leave when Jerry arrived
"وقتی جری رسید ما داشتیم می رفتیم "در شرف رفتن بودیم"
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
یکی از دوستانتون به شما زنگ میزنه. اتفاقا اون لحظه شما هم میخواستید به اون دوستتون زنگ بزنید. پس بهش میگید:
✅What a coincidence! I was just about to call you
✅what a coincidence :
یعنی "عجب تصادفی" که وقتی بکار میره که برحسب تصادف یه اتفاقی میوفته.
✅ I was just about to do something :
از این.عبارت وقتی استفاده میشه
که بگیم تصمیم داشتیم کاری رو انجام بدیم یا در شرف انجام دادن یه کاری بودیم.
✅What a coincidence! I was just about to call you
"چه تصادفی! الان داشتم بهت زنگ میزدم"
✅We were about to leave when Jerry arrived
"وقتی جری رسید ما داشتیم می رفتیم "در شرف رفتن بودیم"
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️❇️Short story ❇️❇️
Speedy hare
خرگوش چابک
✳️ A speedy hare lived in the woods. She was always bragging to the other animals about how fast she could run.
خرگوشی چابک در جنگل زندگی میکرد. او همیشه درباره سرعت دویدنش برای حیوانات دیگر لاف میزد.
The animals grew tired of listening to the hare. So one day, the tortoise walked slowly up to her and challenged her to a race. The hare howled with laughter
حیوانات از گوش دادن به حرفهای خرگوش خسته شده بودند. به همین خاطر روزی از روزها لاکپشت آرامآرام پیش او رفت و او را به مسابقه دعوت کرد. خرگوش با خندهای فریاد زد.
“Race you? I can run circles around you!” the hare said. But the tortoise didn’t budge. “OK, Tortoise. You want a race? You’ve got it! This will be a piece of cake.” The animals gathered to watch the big race.
خرگوش گفت: «با تو مسابقه بدم؟ من تو رو بهراحتی میبرم!» اما نظر لاکپشت عوض نشد. «باشه لاکپشته. پس تو می خوای مسابقه بدی؟ باشه قبوله. این واسه من مثه آب خوردنه.» حیوانات برای تماشای مسابقه بزرگ جمع شدند.
A whistle blew, and they were off. The hare sprinted down the road while the tortoise crawled away from the starting line.
سوتی زدند و آنها مسابقه را شروع کردند. خرگوش مسیر را با حداکثر سرعت میدوید درحالیکه لاکپشت بهکندی از خط شروع مسابقه دور میشد.
The hare ran for a while and looked back. She could barely see the tortoise on the path behind her. Certain she’d win the race, the hare decided to rest under a shady tree.
خرگوش مدتی دوید و به عقب نگاه کرد. او دیگر نمیتوانست لاکپشت را پشت سرش در مسیر ببیند. خرگوش که از برنده شدن خود مطمئن بود تصمیم گرفت در سایهی یک درخت کمی استراحت کند.
The tortoise came plodding down the road at his usual slow pace. He saw the hare, who had fallen asleep against a tree trunk. The tortoise crawled right on by.
لاکپشت با سرعت همیشگیاش آهستهآهسته از راه رسید. او خرگوش را دید که کنار تنهی درختی به خواب رفته است. لاکپشت درست از کنارش رد شد.
The hare woke up and stretched her legs. She looked down the path and saw no sign of the tortoise. “I might as well go win this race,” she thought.
خرگوش از خواب بیدار شد و پاهایش را کشوقوسی داد. مسیر را نگاه کرد و اثری از لاکپشت ندید. با خودش فکر کرد «من باید برم و این مسابقه رو هم برنده بشم.»
As the hare rounded the last curve, she was shocked by what she saw. The tortoise was crossing the finish line! The tortoise had won the race!
وقتی خرگوش آخرین پیچ را رد کرد، ازآنچه میدید تعجب کرد. لاکپشت داشت از خط پایان رد میشد! لاکپشت مسابقه را برد!
The confused hare crossed the finish line. “Wow, Tortoise,” the hare said, “I really thought there was no way you could beat me.” The tortoise smiled. “I know. That’s why I won.”
خرگوش سردرگم از خط پایان رد شد. خرگوش گفت: «وای لاکپشته، من واقعاً فکر نمیکردم تو بتونی منو ببری.» لاکپشت لبخندی زد و گفت: «می دونم. واسه همین بود که من برنده شدم.»
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
Speedy hare
خرگوش چابک
✳️ A speedy hare lived in the woods. She was always bragging to the other animals about how fast she could run.
خرگوشی چابک در جنگل زندگی میکرد. او همیشه درباره سرعت دویدنش برای حیوانات دیگر لاف میزد.
The animals grew tired of listening to the hare. So one day, the tortoise walked slowly up to her and challenged her to a race. The hare howled with laughter
حیوانات از گوش دادن به حرفهای خرگوش خسته شده بودند. به همین خاطر روزی از روزها لاکپشت آرامآرام پیش او رفت و او را به مسابقه دعوت کرد. خرگوش با خندهای فریاد زد.
“Race you? I can run circles around you!” the hare said. But the tortoise didn’t budge. “OK, Tortoise. You want a race? You’ve got it! This will be a piece of cake.” The animals gathered to watch the big race.
خرگوش گفت: «با تو مسابقه بدم؟ من تو رو بهراحتی میبرم!» اما نظر لاکپشت عوض نشد. «باشه لاکپشته. پس تو می خوای مسابقه بدی؟ باشه قبوله. این واسه من مثه آب خوردنه.» حیوانات برای تماشای مسابقه بزرگ جمع شدند.
A whistle blew, and they were off. The hare sprinted down the road while the tortoise crawled away from the starting line.
سوتی زدند و آنها مسابقه را شروع کردند. خرگوش مسیر را با حداکثر سرعت میدوید درحالیکه لاکپشت بهکندی از خط شروع مسابقه دور میشد.
The hare ran for a while and looked back. She could barely see the tortoise on the path behind her. Certain she’d win the race, the hare decided to rest under a shady tree.
خرگوش مدتی دوید و به عقب نگاه کرد. او دیگر نمیتوانست لاکپشت را پشت سرش در مسیر ببیند. خرگوش که از برنده شدن خود مطمئن بود تصمیم گرفت در سایهی یک درخت کمی استراحت کند.
The tortoise came plodding down the road at his usual slow pace. He saw the hare, who had fallen asleep against a tree trunk. The tortoise crawled right on by.
لاکپشت با سرعت همیشگیاش آهستهآهسته از راه رسید. او خرگوش را دید که کنار تنهی درختی به خواب رفته است. لاکپشت درست از کنارش رد شد.
The hare woke up and stretched her legs. She looked down the path and saw no sign of the tortoise. “I might as well go win this race,” she thought.
خرگوش از خواب بیدار شد و پاهایش را کشوقوسی داد. مسیر را نگاه کرد و اثری از لاکپشت ندید. با خودش فکر کرد «من باید برم و این مسابقه رو هم برنده بشم.»
As the hare rounded the last curve, she was shocked by what she saw. The tortoise was crossing the finish line! The tortoise had won the race!
وقتی خرگوش آخرین پیچ را رد کرد، ازآنچه میدید تعجب کرد. لاکپشت داشت از خط پایان رد میشد! لاکپشت مسابقه را برد!
The confused hare crossed the finish line. “Wow, Tortoise,” the hare said, “I really thought there was no way you could beat me.” The tortoise smiled. “I know. That’s why I won.”
خرگوش سردرگم از خط پایان رد شد. خرگوش گفت: «وای لاکپشته، من واقعاً فکر نمیکردم تو بتونی منو ببری.» لاکپشت لبخندی زد و گفت: «می دونم. واسه همین بود که من برنده شدم.»
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️اصطلاح بسیار کاربردی
✅ Like a bull in a China shop
دست و پا چلفتی, بی فکر, بی ملاحظه, بی احتیاط
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✅ Like a bull in a China shop
دست و پا چلفتی, بی فکر, بی ملاحظه, بی احتیاط
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
5 Ways to Say Someone is Correct
❇️ پنج روش برای تصدیق کسی
1. That’s right.
2. That’s spot on.
3. You’ve hit the nail on the head. / You’ve nailed it.
4. I suppose so.
(use this when you agree, but you are not completely convinced)
5. I’m afraid you’re right.
(use this in response to bad news, to say the bad news is correct)
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️ پنج روش برای تصدیق کسی
1. That’s right.
2. That’s spot on.
3. You’ve hit the nail on the head. / You’ve nailed it.
4. I suppose so.
(use this when you agree, but you are not completely convinced)
5. I’m afraid you’re right.
(use this in response to bad news, to say the bad news is correct)
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️idiom
اصطلاح
❇️❇️ just in case ❇️❇️
محض احتیاط
A: It's sunny and warm. I feel like going for a walk.
هوا گرم و آفتابی است. دلم می خواهد بروم پیاده روی.
B: Ok, but take an umbrella, just in case.
باشه ولی چتر ببر، محض احتیاط
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
اصطلاح
❇️❇️ just in case ❇️❇️
محض احتیاط
A: It's sunny and warm. I feel like going for a walk.
هوا گرم و آفتابی است. دلم می خواهد بروم پیاده روی.
B: Ok, but take an umbrella, just in case.
باشه ولی چتر ببر، محض احتیاط
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✳️idiom
❇️❇️foodie❇️❇️
اهل غذا ،شکمو
کسی که به امور تهیه و پخت و صرف خوراک خوب به ویژه در رستوران ها علاقه ی خاص دارد
✅Michael Smith is an avid foodie who owns a string of restaurants.
✅I'm a foodie, I love eating food!
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️❇️foodie❇️❇️
اهل غذا ،شکمو
کسی که به امور تهیه و پخت و صرف خوراک خوب به ویژه در رستوران ها علاقه ی خاص دارد
✅Michael Smith is an avid foodie who owns a string of restaurants.
✅I'm a foodie, I love eating food!
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️Point
❇️نکاتی در مورد تلفظ کلمات در انگلیسی
👈هرگاه بعد از حرف C یکی از حروف صدادار E,I,Y قرار گیرد،
حرف C صدای "س" فارسی را می دهد. مانند:
سینما Cinema
❗️اگر حرف دیگری جز E,I,Y باشد،صدای "ک" می دهد.مانند:
دکتر Doctor
👈 بعد از حرف m،حرف b خوانده نمی شود.مانند:
شانه Comb
بره Lamb
👈 پیش از حرف n حرف k خوانده نمی شود.مانند:
زانو Knee
دانستن Know
👈 حرف l در ترکیبات alf,alk,alm,olk خوانده نمی شود.مانند:
گردش کردن Walk
گوساله Calf
👈 بعد از حرف s حرف t خوانده نمی شود.به خصوص در ترکیبات Sten و Stle حرف t خوانده نمی شود.مانند:
دژ Castle
بستن Fasten
👈 حرف n بعد از m در آخر کلمه خوانده نمی شود.مانند:
موقر Solemn
ستون Column
👈 در آخر کلمه معمولا حرف g پیش از حرف n خوانده نمی شود.مانند:
طراحی کردن design
امضا کردن sign
👈 حرف w در ابتدای کلمه و قبل از حرف r خوانده نمی شود.مانند:
اشتباه wrong
نوشتن Write
👈 در وسط کلمه و به ویژه بعد از حرف i حروف gh خوانده نمی شود.مانند:
جنگ flight
شب night
👈 حرف h بعد از w در کلمات زیر خوانده نمی شود:
چه what
کجا where
سفید white
چرا why
چه وقت when
کدام which
👈 پسوند tion در آخر کلمات،صدای "شن" فارسی می دهد.مانند:
اطلاعات information
انقلاب revolution
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanomet1
❇️نکاتی در مورد تلفظ کلمات در انگلیسی
👈هرگاه بعد از حرف C یکی از حروف صدادار E,I,Y قرار گیرد،
حرف C صدای "س" فارسی را می دهد. مانند:
سینما Cinema
❗️اگر حرف دیگری جز E,I,Y باشد،صدای "ک" می دهد.مانند:
دکتر Doctor
👈 بعد از حرف m،حرف b خوانده نمی شود.مانند:
شانه Comb
بره Lamb
👈 پیش از حرف n حرف k خوانده نمی شود.مانند:
زانو Knee
دانستن Know
👈 حرف l در ترکیبات alf,alk,alm,olk خوانده نمی شود.مانند:
گردش کردن Walk
گوساله Calf
👈 بعد از حرف s حرف t خوانده نمی شود.به خصوص در ترکیبات Sten و Stle حرف t خوانده نمی شود.مانند:
دژ Castle
بستن Fasten
👈 حرف n بعد از m در آخر کلمه خوانده نمی شود.مانند:
موقر Solemn
ستون Column
👈 در آخر کلمه معمولا حرف g پیش از حرف n خوانده نمی شود.مانند:
طراحی کردن design
امضا کردن sign
👈 حرف w در ابتدای کلمه و قبل از حرف r خوانده نمی شود.مانند:
اشتباه wrong
نوشتن Write
👈 در وسط کلمه و به ویژه بعد از حرف i حروف gh خوانده نمی شود.مانند:
جنگ flight
شب night
👈 حرف h بعد از w در کلمات زیر خوانده نمی شود:
چه what
کجا where
سفید white
چرا why
چه وقت when
کدام which
👈 پسوند tion در آخر کلمات،صدای "شن" فارسی می دهد.مانند:
اطلاعات information
انقلاب revolution
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanomet1
❇️Point
دوگانه سازی یا مضاعف سازی لغات
👈 دوگانه سازی یا مضاعف سازی لغات فرآیندی در یک زبان است که باعث می شود بعضی لغات تغییر کنند. این تغییرات به این شکل است که یا یک لغت تکرار میشود مثل bye - bye و so - so یا ریشه لغت اصلی حفظ میشود و اغلب در لغت دوم تغییر آوایی صورت میگیرد و یا لغتی اضافه یا تغییر می کند که حالت ریتمیک پیدا کند!
👈 در ادامه چند مورد از این عبارات آورده شده است
عبارت so-so
معنی: نه خوب نه بد, متوسط
عبارت on-off
معنی: گاه گاهی, چیزی که ثابت و دائمی نیست
عبارت mish-mash
معنی: ترکیبی درهم و برهم از دو چیز متفاوت
عبارت wishy -washy
معنی: آبکی، سست
عبارت chit -chat
معنی: گپ
عبارت ship-shape
معنی: تر و تمیز
عبارت rolly-polly
معنی: ﺗﭙﻞ ﻣﭙﻠﯽ ،ﮔﺮﺩ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﯽ
عبارت humpty-dumpty
معنی: ﮐﻮﺗﻮﻟﻪ ﻣﻮﺗﻮﻟﻪ
عبارت higgldy-piggldy
معنی: ﺷﻠﻮﻍ ﭘﻠﻮﻍ
عبارت hotch-potch
معنی: ﻗﺎﻃﯽ ﭘﺎﻃﯽ
عبارت willy-nilly
معنی: ﺧﻮﺍﻩ ﻧﺎﺧﻮﺍﻩ
عبارت shilly-shally
معنی: ﻣﺸﮑﻮﮎ
عبارت rosy-posy
معنی: ﮔﻞ منگلی
عبارت dumb-bunny
معنی: ﻣﺸﻨﮓ ﻭ ﻣﻨﮕﻞ
عبارت hustle and bustle
معنی: خر تو خر
عبارت flip-flap
معنی: ﺷﯿﺮ ﯾﺎ ﺧط
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
دوگانه سازی یا مضاعف سازی لغات
👈 دوگانه سازی یا مضاعف سازی لغات فرآیندی در یک زبان است که باعث می شود بعضی لغات تغییر کنند. این تغییرات به این شکل است که یا یک لغت تکرار میشود مثل bye - bye و so - so یا ریشه لغت اصلی حفظ میشود و اغلب در لغت دوم تغییر آوایی صورت میگیرد و یا لغتی اضافه یا تغییر می کند که حالت ریتمیک پیدا کند!
👈 در ادامه چند مورد از این عبارات آورده شده است
عبارت so-so
معنی: نه خوب نه بد, متوسط
عبارت on-off
معنی: گاه گاهی, چیزی که ثابت و دائمی نیست
عبارت mish-mash
معنی: ترکیبی درهم و برهم از دو چیز متفاوت
عبارت wishy -washy
معنی: آبکی، سست
عبارت chit -chat
معنی: گپ
عبارت ship-shape
معنی: تر و تمیز
عبارت rolly-polly
معنی: ﺗﭙﻞ ﻣﭙﻠﯽ ،ﮔﺮﺩ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﯽ
عبارت humpty-dumpty
معنی: ﮐﻮﺗﻮﻟﻪ ﻣﻮﺗﻮﻟﻪ
عبارت higgldy-piggldy
معنی: ﺷﻠﻮﻍ ﭘﻠﻮﻍ
عبارت hotch-potch
معنی: ﻗﺎﻃﯽ ﭘﺎﻃﯽ
عبارت willy-nilly
معنی: ﺧﻮﺍﻩ ﻧﺎﺧﻮﺍﻩ
عبارت shilly-shally
معنی: ﻣﺸﮑﻮﮎ
عبارت rosy-posy
معنی: ﮔﻞ منگلی
عبارت dumb-bunny
معنی: ﻣﺸﻨﮓ ﻭ ﻣﻨﮕﻞ
عبارت hustle and bustle
معنی: خر تو خر
عبارت flip-flap
معنی: ﺷﯿﺮ ﯾﺎ ﺧط
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️be about to + V
کاربرد و استفاده از Be about to در انگلیسی
.
یکی از ساختارهای پرکاربرد و کاربردی در انگلیسی
Be about to
است.
به معنی و کاربرد:
نزدیک بودن و مایل بودن به اتفاق افتادن یا یک رخداد در آینده ی بسیار نزدیک و خیلی زود
و معنی لفظی: داشت فلان چیز رخ میداد/ کم مونده بود/ تقریبا" فلان کار انجام شده بود/ داشت رخ میداد/ میده
مثالز:
The ceremony was about to begin
مراسم داشت شروع میشد.
.
We arrived just as the ceremony was about to begin.
ما درست موقعی رسیدیم که مراسم داشت شروع میشد.
.
I was about to get undressed when there was a knock on the door.
تقریبا" لباسهام رو در آورده بودم وقتی که در به صدا در آمد.
.
The train is just about to leave.
قطار همین الان داره میره.
.
I was about to be promoted when the new boss took over.
داشتم ترفیع میگرفتم که رییس جدید سر و کله ش پیدا شد.
.
We were just about to leave when Mori arrived.
ما داشتیم میرفتیم که موری سر رسید.
.
Work was about to start on a new factory building.
کار دیگه داشت در ساختمان جدید کارخانه شروع میشد.
.
The ferry is about to leave.
قایق دیگه تقریبا" داره میره (از اِسکله مثلا").
.
I'm about to eat my dinner.
من دارم شروع میکنم که شامم رو بخورم.
.
I am about to leave for Madrid.
به زودی من دارم میرم واسه مادرید.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
کاربرد و استفاده از Be about to در انگلیسی
.
یکی از ساختارهای پرکاربرد و کاربردی در انگلیسی
Be about to
است.
به معنی و کاربرد:
نزدیک بودن و مایل بودن به اتفاق افتادن یا یک رخداد در آینده ی بسیار نزدیک و خیلی زود
و معنی لفظی: داشت فلان چیز رخ میداد/ کم مونده بود/ تقریبا" فلان کار انجام شده بود/ داشت رخ میداد/ میده
مثالز:
The ceremony was about to begin
مراسم داشت شروع میشد.
.
We arrived just as the ceremony was about to begin.
ما درست موقعی رسیدیم که مراسم داشت شروع میشد.
.
I was about to get undressed when there was a knock on the door.
تقریبا" لباسهام رو در آورده بودم وقتی که در به صدا در آمد.
.
The train is just about to leave.
قطار همین الان داره میره.
.
I was about to be promoted when the new boss took over.
داشتم ترفیع میگرفتم که رییس جدید سر و کله ش پیدا شد.
.
We were just about to leave when Mori arrived.
ما داشتیم میرفتیم که موری سر رسید.
.
Work was about to start on a new factory building.
کار دیگه داشت در ساختمان جدید کارخانه شروع میشد.
.
The ferry is about to leave.
قایق دیگه تقریبا" داره میره (از اِسکله مثلا").
.
I'm about to eat my dinner.
من دارم شروع میکنم که شامم رو بخورم.
.
I am about to leave for Madrid.
به زودی من دارم میرم واسه مادرید.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️Practical phrases
❇️❇️Same here! ❇️❇️
👉 Meaning: This expression is said when you agree with what has been said or you have experienced the same thing as they have.
👉 Example:
✅I am bored 😕
✅Same here! 😕
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️❇️Same here! ❇️❇️
👉 Meaning: This expression is said when you agree with what has been said or you have experienced the same thing as they have.
👉 Example:
✅I am bored 😕
✅Same here! 😕
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
Appearance
اگه بخوایم از ظاهر کسی تعریف کنیم از الگوهای زیر استفاده میکنیم
✅You look nice today.
چقدر امروز خوب شدی.
✅I love your new hairstyle.
مدل موهاتو دوست دارم.
✅That color looks good on you.
رنگ لباست خیلی بهت میاد.
✅You look good in blue.
رنگ آبی خیلی بهت میاد
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
اگه بخوایم از ظاهر کسی تعریف کنیم از الگوهای زیر استفاده میکنیم
✅You look nice today.
چقدر امروز خوب شدی.
✅I love your new hairstyle.
مدل موهاتو دوست دارم.
✅That color looks good on you.
رنگ لباست خیلی بهت میاد.
✅You look good in blue.
رنگ آبی خیلی بهت میاد
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️Grammar
جملات شرطی نوع صفر
Part 1
👈 بیان کننده شرایطی است که همیشه واقعیت دارد.
👉If + present simple, .... present simple.
✅If people eat too much, they get fat.
اگه مردم زیاد غذا بخورند چاق میشن.
✅ If you touch fire, you get burned.
اگه به آتیش دست بزنی میسوزی.
✅People die if they don't eat.
اگر مردم غذا نخورند میمیرن.
✅ Snakes bite if they are scared
اگه مارها بترسن نیش میزنن..گاز میگیرن
ادامه دارد........
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
جملات شرطی نوع صفر
Part 1
👈 بیان کننده شرایطی است که همیشه واقعیت دارد.
👉If + present simple, .... present simple.
✅If people eat too much, they get fat.
اگه مردم زیاد غذا بخورند چاق میشن.
✅ If you touch fire, you get burned.
اگه به آتیش دست بزنی میسوزی.
✅People die if they don't eat.
اگر مردم غذا نخورند میمیرن.
✅ Snakes bite if they are scared
اگه مارها بترسن نیش میزنن..گاز میگیرن
ادامه دارد........
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
#practical_expressions
✅To fall behind with your studies
از درس و کلاس عقب افتادن
Ex: She didnt go on vacation because she didnt want to fall behind with her studies.
متضادش:
To keep up with your studies
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
✅To fall behind with your studies
از درس و کلاس عقب افتادن
Ex: She didnt go on vacation because she didnt want to fall behind with her studies.
متضادش:
To keep up with your studies
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
idioms
❇️❇️once in a blue moon❇️❇️
گهگاه / هر از گاهی / به ندرت
مثال)
✅Once in a blue moon my wife and I eat at a very expensive restaurant.
هر از گاهی من و همسرم در یک رستوران بسیار گرانقیمت غذا می خوریم.
✅Snow falls on the city of San Diego once in a blue moon.
به ندرت در شهر سان دیگو برف می بارد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1
❇️❇️once in a blue moon❇️❇️
گهگاه / هر از گاهی / به ندرت
مثال)
✅Once in a blue moon my wife and I eat at a very expensive restaurant.
هر از گاهی من و همسرم در یک رستوران بسیار گرانقیمت غذا می خوریم.
✅Snow falls on the city of San Diego once in a blue moon.
به ندرت در شهر سان دیگو برف می بارد.
#🅰🆉🅸🅼🅸
@nanonet1