قابل توجه دانشجویان در حال فارغ التحصیل که می بایست به خدمت مقدس سربازی بروند، با داشتن شرایط در لینک زیر می توانند امریه شوند. لازم بذکر است که حداقل ۲ماه قبل از اعزام در سایت زیر ثبت نام کنند.
http://sarbaz.khatam.com/RegSoldier/SoldierRoles.aspx?ReturnUrl=%2f
http://sarbaz.khatam.com/RegSoldier/SoldierRoles.aspx?ReturnUrl=%2f
اولین عامل در ایجاد خلاقیت در کودکان، ⭐️نقش والدین⭐️ است، والدین به عنوان الگو و حامی حرف اول را می زنند. بچه هاي ما همان چیزي می شوند که ما هستیم، نه آن چیزهایی که ما می خواهیم. بچه ها به پدر و مادر نگاه می کنند و از آن ها الگو می گیرند. اگر بچه ي منظم یا خلاق یا هرچیز دیگر می خواهیم اول باید ببینیم ما به عنوان پدر و مادر، خودمان چه الگویی براي فرزندانمان هستیم. یکی از عواملی که بر خلاقیت کودکان بسیار تأثیر دارد، داشتن والدینی بسیار محکم و مقتدر و درعین حال مهربان است که قدرت ایجاد
تعادل در بچه ها را داشته باشند. والدین ضعیف و مظلوم نما و بدبین، الگوي خوبی براي بچه ها نیستند و نمی توانند به شکوفایی خلاقیت در بچه ها کمک کنند. وقتی از الگو بودن پدر و مادر حرف می زنیم، منظور این نیست که مانند یک الگوي نقاشی به کودك دیکته کنیم که چه شکلی باشد، بلکه منظور این است که پدر و مادر چه شخصیتی دارند، این شخصیت الگوي فرزندان است.
تعادل در بچه ها را داشته باشند. والدین ضعیف و مظلوم نما و بدبین، الگوي خوبی براي بچه ها نیستند و نمی توانند به شکوفایی خلاقیت در بچه ها کمک کنند. وقتی از الگو بودن پدر و مادر حرف می زنیم، منظور این نیست که مانند یک الگوي نقاشی به کودك دیکته کنیم که چه شکلی باشد، بلکه منظور این است که پدر و مادر چه شخصیتی دارند، این شخصیت الگوي فرزندان است.
👆کتاب درس زبان تخصصی برای دانشجویان کامپیوتر، لطفا تهیه فرمایید و با کتاب در کلاس حضور بهم رسانید.👆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوربین مخفی از رفتار روزانه همه ما
خطای دید جالب؛ آیا توپ ها در مسیر دایره ای حرکت می کنند یا مسیر مستقیم؟
جهت دانلود کتاب و جزوه دروس مختلف می توانید از سایت زیر استفاده کنید.
http://dlbook.net/category/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1/
http://dlbook.net/category/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1/
وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله 730 روزه فقط 4 درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال 13 درصد از عمر پسر را در بر می گیرد.
پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد.
به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک 4 ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر 24 ساله اش.
اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
خوبه که تفاوت ها را درک کنيم..... اين تفاوت، نه تنها بين بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.
پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد.
به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک 4 ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر 24 ساله اش.
اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
خوبه که تفاوت ها را درک کنيم..... اين تفاوت، نه تنها بين بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.
کاشف تلقین به خود، دانشمندی فرانسوی به نام امیل کوئه است. او قدرت تلقین را کشف کرد.
داستان کشف تلقین :
یک روز پسر 13 ساله او دیر از خواب بیدار می شود و بدین جهت مورد سرزنش و برخورد شدید پدر قرار می گیرد. عصر آن روز وقتی پسر کوئه از مدرسه به خانه بر می گردد؛ امیل متوجه می شود که هنوز اثر صحبت های صبح در چهره پسر مشخص است. مدتی بعد مجدد این ماجرا تکرار شد تا اینکه جرقه ای در ذهن کوئه پدید آمد .
او از خود این سئوال را پرسید که چرا اثر تنبیه یا تشویق از صبح تا عصر همان روز باقی می ماند. پس از تحقیق و آزمایش بسیار در این خصوص به این نتیجه رسید که انسان ها 10 الی 15 دقیقه بعد از خواب و به همین مقدار قبل از خواب رفتن در شرایطی قرار میگیرند که هر نوع فکر حرف و تصویری را که در رویا یا واقعیت با ان مواجه شوند در طول روز عینا برای خود شبیه سازی می کنند.
همه افراد نوع بشر قبل و بعد از خواب به حالت رخوت و خواب الودگی هیپنوتیزمی وارد می شوند؛ در این وضعیت پذیرش افزایش می یابد. کوئه توضیح می دهد که شخص در حالت هیپنوز نباید بخوابد بلکه باید تنها خواب آلود باشد. رمز هیپنوتیزم این است که فرد فقط و فقط خواب آلودگی داشته باشد. از آنجا که نسل بشر هنگام صبح که از خواب بر می خیزند دچار رخوت و خواب آلودگی اند، پس بهترین زمان ارائه تلقین های صبح زود می باشد.
اولین اصل در تلقین امیل کوئه خواب آلودگی است.
دومین اصل در تلقین امیل کوئه آرامش عضلانی است.
سومین و مهمترین اصل تلقین امیل کوئه تمرکز فکری و خلا ذهنی است که در اصل کانونی کردن ذهن است؛ فقط و فقط بر روی یک موضوع ویژه.
امیل کوئه پس از تحقیق و آزمایش یر روی افراد و حالات گوناگون آنان به این نتیجه رسید که این سه حالت پیش از بیدار شدن از خواب به انسان دست میدهد چرا که در صبح هنگام انسان هم خواب آلود هم رلکس و هم در حالتی از تمرکز فکری و ذهنی میباشد. پس از اعلام این نتیجه روز به روز به مشتریان و بیماران امیل کوئه اضافه شد ، او هر روز بیماران را در سالنی جمع می کرد و به آنها آموزش میداد که چگونه در ضمیر ناخودآگاه خود نفوذ کنند و تلقین های عملی و کاربردی لازم را بر لوح ضمیر نفس یا خویشتن خویش نقش زنند. او می گوید : مهم این است که تلقین ها وارد ناخودآگاه شوند؛ بعد از آن دیگر کاری نکنید بلکه منتظر معجزات درمانی باشید .
روش های کوئه در دهه 1920 شهرتی جهانی پیدا کرد مخصوصا جمله ابدایی او :
"من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم"
امیل کوئه پرده از بزرگترین راز قرن در خصوص هیپنوتیزم برداشته و بیان کرد که قدرت، عامل ایجاد یک حالت هیپنوتیزمی نیست بلکه مهم تر از آن مشارکت، همکاری و پذیرش بی چون و چرای تلقین های از طرف آزمودنی می باشد و همچنین عقیده دارد که هیپنوتیزم چیزی نیست جز مجموعه ای از تلقین به نفس و تلقین به نفس نیز در اصل همان هیپنوتیزم می باشد.
اگر اندیشه ای برای مدت مدید در ذهن باقی بماند فرد آن را واقعی فرض کرده و حاضر نیست هیچ گونه مطلبی بر خلاف آن را قبول نماید. از دید روان شناسی هرگاه افراد نوع بشر تمام ظرفیت فکری خود را بر روی عقیده ای متمرکز سازند و هر روز بر وسعت دامنه آن بیافزایند این اعتقاد آن شخص در جهان بیرون جنبه واقعی پیدا خواهد کرد.
قوانین کوئه:
کوئه پس از گذشت حدود 20 سال تحقیق در خصوص تلقین های هیپنوتیزمی به قوانین سه گانه زیر دست یافت:
1. قانون توجه و تمرکز : زمانی که ذهن در مدت مدیدی بر روی موضوعی متمرکز شود آن موضوع بتدریج جنبه واقعی پیدا می کند.
.2قانون اثر متضاد : مادامی که در خیال خود ببینید که قادر به انجام کاری نیستید با تلاش بیشتر موفقیت کمتری کسب میکنید. به عبارت دیگر تفکر منفی + کوشش بیشتر = موفقیت کمتر.
3. قانون اثر احساسی عاطفی : پندار قویتر از تلقین است. به عبارت دیگر زمانی که یک تلقین از روی اشتیاق و احساسهای عاطفی درون باشد و همراه با تصاویر ذهنی باشد. این تلقین قویتر از سایر افکار و القائات ظاهر شده و بر دیگر افکار غلبه پیدا می کند.
تلقین چیست؟
تلقین همانند بذری است که در خاک وجود انسان ها کاشته میشود. اگر به موقع به آبیاری و باغبانی آن بپردازیم، از آن دانه کوچک کم وزن درخت قطور و تنومندی ایجاد خواهیم کرد که با بالا رفتن از آن درخت از فراز قله های موفقیت خواهیم گذشت. تلقین همانند تیغ جراحی است که تنها افراد متخصص بهترین بهره برداری را از آن به عمل می آورند.
اگر تلقین به نفس در مدت زمانی طولانی مثلا چند ماه (3 الی4) ادامه داشته باشد بعد از تاثیر گذاری بر ضمیر ناخودآگاه بصورت خودکار، ناخودآگاه در پی بدست آوردن موارد ذکر شده در تلقینات بر می آید؛ در آن موقع زمانی است که اعجاز ناخودآگاه را میبینیم.
"من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم"
این رو مطمئن باشید که تلقین قدرتی داره که میتونه از شما انسان دیگری بسازه.
داستان کشف تلقین :
یک روز پسر 13 ساله او دیر از خواب بیدار می شود و بدین جهت مورد سرزنش و برخورد شدید پدر قرار می گیرد. عصر آن روز وقتی پسر کوئه از مدرسه به خانه بر می گردد؛ امیل متوجه می شود که هنوز اثر صحبت های صبح در چهره پسر مشخص است. مدتی بعد مجدد این ماجرا تکرار شد تا اینکه جرقه ای در ذهن کوئه پدید آمد .
او از خود این سئوال را پرسید که چرا اثر تنبیه یا تشویق از صبح تا عصر همان روز باقی می ماند. پس از تحقیق و آزمایش بسیار در این خصوص به این نتیجه رسید که انسان ها 10 الی 15 دقیقه بعد از خواب و به همین مقدار قبل از خواب رفتن در شرایطی قرار میگیرند که هر نوع فکر حرف و تصویری را که در رویا یا واقعیت با ان مواجه شوند در طول روز عینا برای خود شبیه سازی می کنند.
همه افراد نوع بشر قبل و بعد از خواب به حالت رخوت و خواب الودگی هیپنوتیزمی وارد می شوند؛ در این وضعیت پذیرش افزایش می یابد. کوئه توضیح می دهد که شخص در حالت هیپنوز نباید بخوابد بلکه باید تنها خواب آلود باشد. رمز هیپنوتیزم این است که فرد فقط و فقط خواب آلودگی داشته باشد. از آنجا که نسل بشر هنگام صبح که از خواب بر می خیزند دچار رخوت و خواب آلودگی اند، پس بهترین زمان ارائه تلقین های صبح زود می باشد.
اولین اصل در تلقین امیل کوئه خواب آلودگی است.
دومین اصل در تلقین امیل کوئه آرامش عضلانی است.
سومین و مهمترین اصل تلقین امیل کوئه تمرکز فکری و خلا ذهنی است که در اصل کانونی کردن ذهن است؛ فقط و فقط بر روی یک موضوع ویژه.
امیل کوئه پس از تحقیق و آزمایش یر روی افراد و حالات گوناگون آنان به این نتیجه رسید که این سه حالت پیش از بیدار شدن از خواب به انسان دست میدهد چرا که در صبح هنگام انسان هم خواب آلود هم رلکس و هم در حالتی از تمرکز فکری و ذهنی میباشد. پس از اعلام این نتیجه روز به روز به مشتریان و بیماران امیل کوئه اضافه شد ، او هر روز بیماران را در سالنی جمع می کرد و به آنها آموزش میداد که چگونه در ضمیر ناخودآگاه خود نفوذ کنند و تلقین های عملی و کاربردی لازم را بر لوح ضمیر نفس یا خویشتن خویش نقش زنند. او می گوید : مهم این است که تلقین ها وارد ناخودآگاه شوند؛ بعد از آن دیگر کاری نکنید بلکه منتظر معجزات درمانی باشید .
روش های کوئه در دهه 1920 شهرتی جهانی پیدا کرد مخصوصا جمله ابدایی او :
"من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم"
امیل کوئه پرده از بزرگترین راز قرن در خصوص هیپنوتیزم برداشته و بیان کرد که قدرت، عامل ایجاد یک حالت هیپنوتیزمی نیست بلکه مهم تر از آن مشارکت، همکاری و پذیرش بی چون و چرای تلقین های از طرف آزمودنی می باشد و همچنین عقیده دارد که هیپنوتیزم چیزی نیست جز مجموعه ای از تلقین به نفس و تلقین به نفس نیز در اصل همان هیپنوتیزم می باشد.
اگر اندیشه ای برای مدت مدید در ذهن باقی بماند فرد آن را واقعی فرض کرده و حاضر نیست هیچ گونه مطلبی بر خلاف آن را قبول نماید. از دید روان شناسی هرگاه افراد نوع بشر تمام ظرفیت فکری خود را بر روی عقیده ای متمرکز سازند و هر روز بر وسعت دامنه آن بیافزایند این اعتقاد آن شخص در جهان بیرون جنبه واقعی پیدا خواهد کرد.
قوانین کوئه:
کوئه پس از گذشت حدود 20 سال تحقیق در خصوص تلقین های هیپنوتیزمی به قوانین سه گانه زیر دست یافت:
1. قانون توجه و تمرکز : زمانی که ذهن در مدت مدیدی بر روی موضوعی متمرکز شود آن موضوع بتدریج جنبه واقعی پیدا می کند.
.2قانون اثر متضاد : مادامی که در خیال خود ببینید که قادر به انجام کاری نیستید با تلاش بیشتر موفقیت کمتری کسب میکنید. به عبارت دیگر تفکر منفی + کوشش بیشتر = موفقیت کمتر.
3. قانون اثر احساسی عاطفی : پندار قویتر از تلقین است. به عبارت دیگر زمانی که یک تلقین از روی اشتیاق و احساسهای عاطفی درون باشد و همراه با تصاویر ذهنی باشد. این تلقین قویتر از سایر افکار و القائات ظاهر شده و بر دیگر افکار غلبه پیدا می کند.
تلقین چیست؟
تلقین همانند بذری است که در خاک وجود انسان ها کاشته میشود. اگر به موقع به آبیاری و باغبانی آن بپردازیم، از آن دانه کوچک کم وزن درخت قطور و تنومندی ایجاد خواهیم کرد که با بالا رفتن از آن درخت از فراز قله های موفقیت خواهیم گذشت. تلقین همانند تیغ جراحی است که تنها افراد متخصص بهترین بهره برداری را از آن به عمل می آورند.
اگر تلقین به نفس در مدت زمانی طولانی مثلا چند ماه (3 الی4) ادامه داشته باشد بعد از تاثیر گذاری بر ضمیر ناخودآگاه بصورت خودکار، ناخودآگاه در پی بدست آوردن موارد ذکر شده در تلقینات بر می آید؛ در آن موقع زمانی است که اعجاز ناخودآگاه را میبینیم.
"من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم"
این رو مطمئن باشید که تلقین قدرتی داره که میتونه از شما انسان دیگری بسازه.
💡 تکنیک ساندویچ چیست؟
🔸تا به حال برای شما پیش آمده است که بخواهید خبر ناخوشایند یا مطلب ناراحت کننده ای را به کسی بگویید؟
یا نکتهای منفی را به دوستی متذکر شوید، ولی ندانید چگونه موضوع را عنوان کنید که کمتر ناراحت یا دلخور شود؟
🔑 متخصصان علوم رفتاری در این زمان تکنیک ساندویچ را پیشنهاد می دهند.
✍️️به این طریق که برای کم کردن اثر ناخوشایند یک پیام یا خبر منفی، آن را در میان دو عبارت یا خبر مثبت قرار داده و به مخاطب عرضه کنید.
🔑 به این صورت:
«جمله مثبت، جمله منفی، جمله مثبت»
🔻به عنوان مثال:
▫️احمد تو دانش آموز سختکوشی هستی، اگرچه نمره ریاضیت کمتر از سطح انتظاره، ولی در دروس فارسی و علوم نمرات عالی کسب کردی.
▫️سارا جان، شما آشپز بی نظیری هستی، اگرچه خورشت کمی شور شده، ولی سوپت واقعا خوشمزه است.
▫️مامان، تو خیلی مهربونی، اگرچه گاهی به خاطر تذکرهای زیادت ناراحت میشم، ولی می دونم خیلی دوستم داری و ... .
🔻قرار دادن جمله منفی در بین دو جمله مثبت از شدت اثر تخریبی آن کم کرده و با اشاره به نکات مثبت، فرد احساس می کند فقط نکات منفی دیده نشده، رعایت انصاف شده و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تغییر و بهبود شرایط خواهد داشت.
🚫 اين نکته مهم را به خاطر بسپارید که برای بیان نکات مثبت لازم نیست اغراق کنید یا به دروغ ویژگی مثبتی را به کسی نسبت دهید، این کار اثر معکوس خواهد گذاشت. هر کسی ویژگی های مثبت فراوانی دارد که با کمی دقت متوجه آن ها خواهید شد.
🔸تا به حال برای شما پیش آمده است که بخواهید خبر ناخوشایند یا مطلب ناراحت کننده ای را به کسی بگویید؟
یا نکتهای منفی را به دوستی متذکر شوید، ولی ندانید چگونه موضوع را عنوان کنید که کمتر ناراحت یا دلخور شود؟
🔑 متخصصان علوم رفتاری در این زمان تکنیک ساندویچ را پیشنهاد می دهند.
✍️️به این طریق که برای کم کردن اثر ناخوشایند یک پیام یا خبر منفی، آن را در میان دو عبارت یا خبر مثبت قرار داده و به مخاطب عرضه کنید.
🔑 به این صورت:
«جمله مثبت، جمله منفی، جمله مثبت»
🔻به عنوان مثال:
▫️احمد تو دانش آموز سختکوشی هستی، اگرچه نمره ریاضیت کمتر از سطح انتظاره، ولی در دروس فارسی و علوم نمرات عالی کسب کردی.
▫️سارا جان، شما آشپز بی نظیری هستی، اگرچه خورشت کمی شور شده، ولی سوپت واقعا خوشمزه است.
▫️مامان، تو خیلی مهربونی، اگرچه گاهی به خاطر تذکرهای زیادت ناراحت میشم، ولی می دونم خیلی دوستم داری و ... .
🔻قرار دادن جمله منفی در بین دو جمله مثبت از شدت اثر تخریبی آن کم کرده و با اشاره به نکات مثبت، فرد احساس می کند فقط نکات منفی دیده نشده، رعایت انصاف شده و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تغییر و بهبود شرایط خواهد داشت.
🚫 اين نکته مهم را به خاطر بسپارید که برای بیان نکات مثبت لازم نیست اغراق کنید یا به دروغ ویژگی مثبتی را به کسی نسبت دهید، این کار اثر معکوس خواهد گذاشت. هر کسی ویژگی های مثبت فراوانی دارد که با کمی دقت متوجه آن ها خواهید شد.
دكتر احمد حلت:
ﺗﺎ ﺍﻓﮑﺎﺭﺗﺎﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﺘﺎﻥ ﻧﺪﺍﺩﻩ؛
ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺪﻫﯿﺪ...!
ﺗﺎ ﺍﻓﮑﺎﺭﺗﺎﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﺘﺎﻥ ﻧﺪﺍﺩﻩ؛
ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺪﻫﯿﺪ...!
🔇سکوت برای مغز مفید است🔇
در گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال2011،آلودگی صوتی به عنوان یک "طاعون مدرن" نامگذاری شده است.
شواهد بسیاری دال بر این است که محیط پر سر و صدای امروزی، اثرات سوئی بر سلامت کل جمعیت دنیا دارد."
انسانها به طور مداوم و بدون توقف گوش های خود را از موسیقی، تلویزیون، اخبار رادیو، و البته صداهای مختلف تلفن های موبایل پر می کنند.
فقط به این موضوع فکر کنید:
چه مقدار از دقایق در شبانه روزتان را در سکوت مطلق صرف می کنید؟
پاسخ به این پرسش، احتمالاً "بسیار کم" یا "هیچ" است.
سکوت به دلایل زیر برای مغز مفید است:
🔇سکوت، استرس و تنش را تسکین و تقلیل می دهد.
🔇سکوت، منابع مغزی ما را دوباره پر می کند.
🔇در سکوت، ما می توانیم با شبکه پیش فرض در مغز ارتباط بهتری داشته باشیم
🔇آرامش یافتن به بازسازی سلول های مغز کمک می کند.
در گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال2011،آلودگی صوتی به عنوان یک "طاعون مدرن" نامگذاری شده است.
شواهد بسیاری دال بر این است که محیط پر سر و صدای امروزی، اثرات سوئی بر سلامت کل جمعیت دنیا دارد."
انسانها به طور مداوم و بدون توقف گوش های خود را از موسیقی، تلویزیون، اخبار رادیو، و البته صداهای مختلف تلفن های موبایل پر می کنند.
فقط به این موضوع فکر کنید:
چه مقدار از دقایق در شبانه روزتان را در سکوت مطلق صرف می کنید؟
پاسخ به این پرسش، احتمالاً "بسیار کم" یا "هیچ" است.
سکوت به دلایل زیر برای مغز مفید است:
🔇سکوت، استرس و تنش را تسکین و تقلیل می دهد.
🔇سکوت، منابع مغزی ما را دوباره پر می کند.
🔇در سکوت، ما می توانیم با شبکه پیش فرض در مغز ارتباط بهتری داشته باشیم
🔇آرامش یافتن به بازسازی سلول های مغز کمک می کند.
وقتى نميتوانيد به آرزويتان برسيد چه بايد بكنيد 😞🤔
خیلی هیجان زدهاید. آرزویی دارید که باید به آن برسید. به همین خاطر همه انرژی و وقتتان را برای به واقعیت تبدیل کردن این آرزو میگذارید. ولی با گذشت زمان حتی به آن نزدیک هم نمیشوید. به همین خاطر انرژیتان کمکم کمتر میشود و وسوسه میشوید که از تلاش دست بکشید.
شور اولیهتان فروکش کرده است ولی خودتان را به زور جلو میکشید. لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، روز به روز، سال به سال تا اینکه یک روز میبینید که دیگر نمیتوانید ادامه دهید. ناامید میشوید چون نتوانستهاید به آرزویتان دست پیدا کنید.
حالا چه باید بکنید؟ قدم بعدیتان چیست؟ به نقطهای رسیدهاید که از کاری که میکنید متنفرید. مطمئن نیستید که اصلاً این آرزو را میخواهید یا نه.
اگر شما هم در این موقعیت گیر کردهاید و به قدم بعدیتان فکر میکنید و اینکه دست بکشید یا نه، یک لحظه صبر کنید. دست نکشید.
احتمالاً آرزوی اشتباهی داشتهاید
قبل از اینکه از آرزویتان دست بکشید، آیا به این فکر کردهاید که ممکن است آرزوی اشتباهی داشتهاید؟ ما معمولاً انگیزه بسیار زیادی را روی آرزو داشتن میگذاریم ولی هیچکس درمورد داشتن آرزوهای اشتباه حرف نمیزند. تصور این است که تا زمانیکه آرزویی داشته باشید، میتوانید به آن دست پیدا کنید ولی به این سادگیها که تصور میکنید نیست.
امیدوارم که با این حرف ناراحتتان نکرده باشم، ولی این حقیقت دارد. آدمها ممکن است به روشهای مختلفی آرزوهای اشتباه داشته باشند. مثلاً آرزوی خیلیها را پدر و مادرشان ساختهاند یا حتی دوستان و معلمانشان.
حتی دوستی را میشناسم که میگفت آرزو دارد پزشک شود و وقتی از او پرسیدم چرا، گفت که مادرش به او گفته است که برایش بهتر است. بعد درمورد آرزوی مادرش برایمان حرف زد.
آیا آرزوی شما هم آرزوی فردی دیگر است؟ اگر اینطور است، دیگر وقتش رسیده که آرزوی خودتان را داشته باشید. ولی اگر آرزویتان آرزویی اشتباهی نیست و باز هم نمیتوانید به آن دست پیدا کنید، آنوقت:
دوباره به آرزویتان فکر کنید
وقتش رسیده که بنشینید و بیشتر به آرزویتان فکر کنید.
من عاشق داستان جوزف خیالباف هستم. جوزف وقتی بچهتر بود آرزو میکرد که همه خانوادهاش به او تعظیم کنند. او به آرزویش رسید ولی نه به آن روشی که برایش برنامهریزی کرده بود. هیچوقت انتظار نداشت که بردهای در سرزمینی ناشناخته شود و انتظار هم نداشت که زندانی یا مرد دست راست پادشاه یونان شود. ولی به آرزویش رسید.
شما از این داستان سه درس میگیرید.
۱. گاهیوقتها آرزویتان را خوب نمیشناسید. جوزف آرزویش را به خانوادهاش محدود کرده بود ولی چیزی که به دست آورد بسیار بزرگتر بود. اگر تصور میکنید به آرزویتان نرسیدهاید، شاید به این خاطر است که آرزوهایتان را با دانشتان از آنطور که باید باشد محدود میکنید. شاید آرزویتان بسیار بزرگتر از چیزی باشد که تصورش را دارید.
۲. شاید دنیا به استقبال آرزوی شما نمیآید. استیو جابز رویای اپل را در سر داشت ولی سرمایهگذارانی که او را از کمپانیهای خود بیرون کردند استقبال خوبی از رویای او نداشتند. ولی با گذشت زمان، او توانست به آرزویش حامه عمل بپوشاند. با آرزویتان صبور باشید. به آن زمان بدهید. برای آن تلاش کنید و مطمئن باشید که به آن خواهید رسید.
۳. فقط آرزو داشتن کافی نیست، باید خودتان را برای آن آماده کنید. باید درک کنید که فرآیند رسیدن به آرزوها یک سفر راحت و سریع نیست. گاهیاوقات آرزوی شما درست در زمان تسلیمشدنتان به واقعیت تبدیل میشود. باید برای همه چیز آماده باشید. یاد بگیرید، تلاش کنید و تماشا کنید که چطور آرزویتان به واقعیت تبدیل میشود.
حرفمان را با یک سوال تمام میکنیم، آیا باور دارید که بعضی آرزوها اشتباهی هستند؟ فکر میکنید چطور ممکن است افراد آرزوهای اشتباهی برای خود داشته باشند؟
خیلی هیجان زدهاید. آرزویی دارید که باید به آن برسید. به همین خاطر همه انرژی و وقتتان را برای به واقعیت تبدیل کردن این آرزو میگذارید. ولی با گذشت زمان حتی به آن نزدیک هم نمیشوید. به همین خاطر انرژیتان کمکم کمتر میشود و وسوسه میشوید که از تلاش دست بکشید.
شور اولیهتان فروکش کرده است ولی خودتان را به زور جلو میکشید. لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، روز به روز، سال به سال تا اینکه یک روز میبینید که دیگر نمیتوانید ادامه دهید. ناامید میشوید چون نتوانستهاید به آرزویتان دست پیدا کنید.
حالا چه باید بکنید؟ قدم بعدیتان چیست؟ به نقطهای رسیدهاید که از کاری که میکنید متنفرید. مطمئن نیستید که اصلاً این آرزو را میخواهید یا نه.
اگر شما هم در این موقعیت گیر کردهاید و به قدم بعدیتان فکر میکنید و اینکه دست بکشید یا نه، یک لحظه صبر کنید. دست نکشید.
احتمالاً آرزوی اشتباهی داشتهاید
قبل از اینکه از آرزویتان دست بکشید، آیا به این فکر کردهاید که ممکن است آرزوی اشتباهی داشتهاید؟ ما معمولاً انگیزه بسیار زیادی را روی آرزو داشتن میگذاریم ولی هیچکس درمورد داشتن آرزوهای اشتباه حرف نمیزند. تصور این است که تا زمانیکه آرزویی داشته باشید، میتوانید به آن دست پیدا کنید ولی به این سادگیها که تصور میکنید نیست.
امیدوارم که با این حرف ناراحتتان نکرده باشم، ولی این حقیقت دارد. آدمها ممکن است به روشهای مختلفی آرزوهای اشتباه داشته باشند. مثلاً آرزوی خیلیها را پدر و مادرشان ساختهاند یا حتی دوستان و معلمانشان.
حتی دوستی را میشناسم که میگفت آرزو دارد پزشک شود و وقتی از او پرسیدم چرا، گفت که مادرش به او گفته است که برایش بهتر است. بعد درمورد آرزوی مادرش برایمان حرف زد.
آیا آرزوی شما هم آرزوی فردی دیگر است؟ اگر اینطور است، دیگر وقتش رسیده که آرزوی خودتان را داشته باشید. ولی اگر آرزویتان آرزویی اشتباهی نیست و باز هم نمیتوانید به آن دست پیدا کنید، آنوقت:
دوباره به آرزویتان فکر کنید
وقتش رسیده که بنشینید و بیشتر به آرزویتان فکر کنید.
من عاشق داستان جوزف خیالباف هستم. جوزف وقتی بچهتر بود آرزو میکرد که همه خانوادهاش به او تعظیم کنند. او به آرزویش رسید ولی نه به آن روشی که برایش برنامهریزی کرده بود. هیچوقت انتظار نداشت که بردهای در سرزمینی ناشناخته شود و انتظار هم نداشت که زندانی یا مرد دست راست پادشاه یونان شود. ولی به آرزویش رسید.
شما از این داستان سه درس میگیرید.
۱. گاهیوقتها آرزویتان را خوب نمیشناسید. جوزف آرزویش را به خانوادهاش محدود کرده بود ولی چیزی که به دست آورد بسیار بزرگتر بود. اگر تصور میکنید به آرزویتان نرسیدهاید، شاید به این خاطر است که آرزوهایتان را با دانشتان از آنطور که باید باشد محدود میکنید. شاید آرزویتان بسیار بزرگتر از چیزی باشد که تصورش را دارید.
۲. شاید دنیا به استقبال آرزوی شما نمیآید. استیو جابز رویای اپل را در سر داشت ولی سرمایهگذارانی که او را از کمپانیهای خود بیرون کردند استقبال خوبی از رویای او نداشتند. ولی با گذشت زمان، او توانست به آرزویش حامه عمل بپوشاند. با آرزویتان صبور باشید. به آن زمان بدهید. برای آن تلاش کنید و مطمئن باشید که به آن خواهید رسید.
۳. فقط آرزو داشتن کافی نیست، باید خودتان را برای آن آماده کنید. باید درک کنید که فرآیند رسیدن به آرزوها یک سفر راحت و سریع نیست. گاهیاوقات آرزوی شما درست در زمان تسلیمشدنتان به واقعیت تبدیل میشود. باید برای همه چیز آماده باشید. یاد بگیرید، تلاش کنید و تماشا کنید که چطور آرزویتان به واقعیت تبدیل میشود.
حرفمان را با یک سوال تمام میکنیم، آیا باور دارید که بعضی آرزوها اشتباهی هستند؟ فکر میکنید چطور ممکن است افراد آرزوهای اشتباهی برای خود داشته باشند؟