Forwarded from OnHex
🔴 اینستاگرام اخیرا یک باگی رو رفع کرده که به مهاجمین امکان میداد تا بصورت انبوه، ایمیل بازنشانی پسورد ارسال کنن.
در همین حال شرکت Malwarebytes هشداری به مشتریاش ارسال و اعلام کرده که بازیگران تهدید تونستن داده های 17.5 میلیون اکانت اینستاگرام رو بدزدن.
این داده ها در چندین فروم بصورت رایگان منتشر شده و کسی که داده ها رو منتشر کرده، اعلام کرده که از طریق یک نشت تایید نشده در API اینستاگرام در سال 2024 جمع آوری کرده.
این مجموعه شامل ۱۷,۰۱۷,۲۱۳ اکانت اینستاگرام و حاوی اطلاعات زیر است (اکانتها اطلاعات مختلفی رو دارن):
- شناسه (ID): ۱۷,۰۱۵,۵۰۳
- نام کاربری: ۱۶,۵۵۳,۶۶۲
- ایمیل: ۶,۲۳۳,۱۶۲
- شماره تلفن: ۳,۴۹۴,۳۸۳
- نام: ۱۲,۴۱۸,۰۰۶
- آدرس: ۱,۳۳۵,۷۲۷
برخی محققین گفتن که داده ها مربوط به سال 2022 هستش و با منابع مختلف تکمیل شده، اما مدرک خاصی نیاوردن.
متا هم اعلام کرده که هیچ رخدادی در خصوص API، در سالهای 2022 و 2024 نداشته.
با توجه به اینکه، این داده ها، شامل پسورد نیست، بنابراین نیازی به تغییر پسورد وجود نداره. اما باید حواستون به فیشینگ باشه.
همچنین توصیه شده اگه پیام یا لینک بازنشانی پسورد رو دریافت کردید که خودتون نفرستادید، توجهی به این پیامها نکنید و همچنین در صورت امکان 2FA رو فعال کنید.
#اینستاگرام
#Instagram
🆔 @onhex_ir
🌍 ONHEXGROUP (Official Links)
در همین حال شرکت Malwarebytes هشداری به مشتریاش ارسال و اعلام کرده که بازیگران تهدید تونستن داده های 17.5 میلیون اکانت اینستاگرام رو بدزدن.
این داده ها در چندین فروم بصورت رایگان منتشر شده و کسی که داده ها رو منتشر کرده، اعلام کرده که از طریق یک نشت تایید نشده در API اینستاگرام در سال 2024 جمع آوری کرده.
این مجموعه شامل ۱۷,۰۱۷,۲۱۳ اکانت اینستاگرام و حاوی اطلاعات زیر است (اکانتها اطلاعات مختلفی رو دارن):
- شناسه (ID): ۱۷,۰۱۵,۵۰۳
- نام کاربری: ۱۶,۵۵۳,۶۶۲
- ایمیل: ۶,۲۳۳,۱۶۲
- شماره تلفن: ۳,۴۹۴,۳۸۳
- نام: ۱۲,۴۱۸,۰۰۶
- آدرس: ۱,۳۳۵,۷۲۷
برخی محققین گفتن که داده ها مربوط به سال 2022 هستش و با منابع مختلف تکمیل شده، اما مدرک خاصی نیاوردن.
متا هم اعلام کرده که هیچ رخدادی در خصوص API، در سالهای 2022 و 2024 نداشته.
با توجه به اینکه، این داده ها، شامل پسورد نیست، بنابراین نیازی به تغییر پسورد وجود نداره. اما باید حواستون به فیشینگ باشه.
همچنین توصیه شده اگه پیام یا لینک بازنشانی پسورد رو دریافت کردید که خودتون نفرستادید، توجهی به این پیامها نکنید و همچنین در صورت امکان 2FA رو فعال کنید.
#اینستاگرام
🆔 @onhex_ir
🌍 ONHEXGROUP (Official Links)
اطلاعات ۱۷.۵ میلیون اکانت اینستاگرام افشا شده و به صورت عمومی درحال پخش شدن هست.
این اطلاعات شامل یوزرنیم، نام کامل، ایمیل، شماره تلفن، آدرس جزئی و User ID بوده و فیشینگ حرفهای، دزدی اکانت، داکسینگ و حتی خطر فیزیکی (به خاطر آدرس) وجود داره. اگر فعال سیاسی بودی/هستی و در کشور پرریسکی زندگی میکنی، خطر بازداشت جدی هست!
اقدام فوری اینه که رمز قوی و جدید بذاری (از داخل اپ، نه لینک ایمیل!) و اینکه 2FA رو با اپ Authenticator فعال کنی (SMS نه!).
دیتابیس افشا شده از کاربران اینستاگرام بررسی شده و تعداد ۲۱,۴۴۷ کاربر شماره ایران داشتن. هشدار رو جدی بگیرید.
این اطلاعات شامل یوزرنیم، نام کامل، ایمیل، شماره تلفن، آدرس جزئی و User ID بوده و فیشینگ حرفهای، دزدی اکانت، داکسینگ و حتی خطر فیزیکی (به خاطر آدرس) وجود داره. اگر فعال سیاسی بودی/هستی و در کشور پرریسکی زندگی میکنی، خطر بازداشت جدی هست!
اقدام فوری اینه که رمز قوی و جدید بذاری (از داخل اپ، نه لینک ایمیل!) و اینکه 2FA رو با اپ Authenticator فعال کنی (SMS نه!).
دیتابیس افشا شده از کاربران اینستاگرام بررسی شده و تعداد ۲۱,۴۴۷ کاربر شماره ایران داشتن. هشدار رو جدی بگیرید.
👍1
ما دوره آگاهی برگزار نمیکنیم؛ ما فرهنگ امنیت میسازیم
در اغلب سازمانها، Security Awareness هنوز بهعنوان یک چکلیست تلقی میشود: چند کلاس آموزشی، چند اسلاید، یک آزمون، یک گواهی… و پرونده بسته میشود.
اما ریسک سایبری با شرکتکردن در یک دوره از بین نمیرود.
ریسک زمانی کاهش مییابد که رفتار انسانها تغییر کند. در سه سال گذشته، Diyako Secure Bow یک مدل
Security Awareness & Culture Engineering
طراحی و اجرا کرده است مدلی که همسو با چارچوبهای بینالمللی مانند CSCU (Certified Secure Computer User) است، اما بسیار فراتر از آموزش عمل میکند.
ما هدفمان ساختن کاربران مطلع نبود. ما سیستمهایی طراحی کردیم برای ساختن انسانهای امنیتمحور، چرا اغلب برنامههای Security Awareness شکست میخورند بیشتر ارائهدهندگان فقط این موارد را تحویل میدهند:
• کلاس
• محتوا
• آزمون
• گواهی
اما اینها را تحویل نمیدهند:
• تغییر واقعی رفتار
• کاهش ریسک انسانی
• بلوغ سازمانی
• شکلگیری فرهنگ امنیت
نتیجه؟
سازمانهایی با کارکنان آموزشدیده اما انسانهایی همچنان آسیبپذیر.
این همان شکافی است که دیاکو برای پرکردن آن بهوجود آمد.
ما چه کاری متفاوت انجام میدهیم؟
مدل ما بر سه ستون بنیادی استوار است:
۱. ترجمه ریسک سایبری به زبان انسان
ما تهدیدات پیچیدهای مثل:
فیشینگ، مهندسی اجتماعی، سرقت هویت، بدافزار و نشت داده
را به سناریوهایی تبدیل میکنیم که هر کارمند در زندگی روزمرهاش لمس میکند ایمیل، واتساپ، موبایل، بانکداری دیجیتال، فضای ابری، ابزارهای همکاری سازمانی.
در این مدل، امنیت:
دیگر یک مفهوم فنی نیست، بلکه یک واقعیت شخصی است.
⸻
۲. ما رفتار را مهندسی میکنیم، نه حافظه را
برنامههای ما برای تغییر عادتها طراحی شدهاند:
• کاربران ایمیلهای مشکوک را گزارش میکنند
• روی لینکهای ناشناس کلیک نمیکنند
• از هویت و اعتبارنامههای خود محافظت میکنند
• دستگاهها و دادهها را بهعنوان دارایی سازمانی میبینند
این یعنی حرکت واقعی از:
آگاهی به رفتار و به فرهنگ و این همان جایی است که امنیت واقعی آغاز میشود.
⸻
۳. ما بلوغ را اندازه میگیریم، نه سایر المان ها را! ما این موارد را پایش میکنیم:
• میزان کاهش ریسک انسانی
• انطباق رفتاری کاربران
• مقاومت در برابر مهندسی اجتماعی
• کیفیت واکنش به رخدادهای امنیتی
نتیجه اینکهچه میزان ریسک از سازمان حذف شده است.
⸻
نتیجه چیست؟
سازمانهایی که مدل دیاکو را پیاده کردهاند، فقط کارکنان خود را آموزش ندادند، آنها دیوار آتش انسانی (Human Firewall) ساختند. امنیت تبدیل شد به بخشی از طرز فکر، تصمیمگیری و رفتار روزمره افراد نه صرفا چیزی که میدانند.
CSCU
فقط یک مدرک نیست، یک طرز فکر است فلسفه آن ساده است:
«هر کاربر، یک کنترل امنیتی است.»
در کمان امن دیاکو ما این فلسفه را از فایلهای شیک پی دی اف محور خارج کردیم و آن را در DNA سازمانها تزریق کردیم.
اگر سازمان شما به دنبال:
• کاهش واقعی احتمال نفوذ
• افزایش تابآوری سایبری
• فرهنگ امنیت پایدار
• حاکمیت ریسک انسانی در سطح CISO
است، شما به «یک دوره دیگر» نیاز ندارید.
شما به Security Culture Engineering نیاز دارید
در اغلب سازمانها، Security Awareness هنوز بهعنوان یک چکلیست تلقی میشود: چند کلاس آموزشی، چند اسلاید، یک آزمون، یک گواهی… و پرونده بسته میشود.
اما ریسک سایبری با شرکتکردن در یک دوره از بین نمیرود.
ریسک زمانی کاهش مییابد که رفتار انسانها تغییر کند. در سه سال گذشته، Diyako Secure Bow یک مدل
Security Awareness & Culture Engineering
طراحی و اجرا کرده است مدلی که همسو با چارچوبهای بینالمللی مانند CSCU (Certified Secure Computer User) است، اما بسیار فراتر از آموزش عمل میکند.
ما هدفمان ساختن کاربران مطلع نبود. ما سیستمهایی طراحی کردیم برای ساختن انسانهای امنیتمحور، چرا اغلب برنامههای Security Awareness شکست میخورند بیشتر ارائهدهندگان فقط این موارد را تحویل میدهند:
• کلاس
• محتوا
• آزمون
• گواهی
اما اینها را تحویل نمیدهند:
• تغییر واقعی رفتار
• کاهش ریسک انسانی
• بلوغ سازمانی
• شکلگیری فرهنگ امنیت
نتیجه؟
سازمانهایی با کارکنان آموزشدیده اما انسانهایی همچنان آسیبپذیر.
این همان شکافی است که دیاکو برای پرکردن آن بهوجود آمد.
ما چه کاری متفاوت انجام میدهیم؟
مدل ما بر سه ستون بنیادی استوار است:
۱. ترجمه ریسک سایبری به زبان انسان
ما تهدیدات پیچیدهای مثل:
فیشینگ، مهندسی اجتماعی، سرقت هویت، بدافزار و نشت داده
را به سناریوهایی تبدیل میکنیم که هر کارمند در زندگی روزمرهاش لمس میکند ایمیل، واتساپ، موبایل، بانکداری دیجیتال، فضای ابری، ابزارهای همکاری سازمانی.
در این مدل، امنیت:
دیگر یک مفهوم فنی نیست، بلکه یک واقعیت شخصی است.
⸻
۲. ما رفتار را مهندسی میکنیم، نه حافظه را
برنامههای ما برای تغییر عادتها طراحی شدهاند:
• کاربران ایمیلهای مشکوک را گزارش میکنند
• روی لینکهای ناشناس کلیک نمیکنند
• از هویت و اعتبارنامههای خود محافظت میکنند
• دستگاهها و دادهها را بهعنوان دارایی سازمانی میبینند
این یعنی حرکت واقعی از:
آگاهی به رفتار و به فرهنگ و این همان جایی است که امنیت واقعی آغاز میشود.
⸻
۳. ما بلوغ را اندازه میگیریم، نه سایر المان ها را! ما این موارد را پایش میکنیم:
• میزان کاهش ریسک انسانی
• انطباق رفتاری کاربران
• مقاومت در برابر مهندسی اجتماعی
• کیفیت واکنش به رخدادهای امنیتی
نتیجه اینکهچه میزان ریسک از سازمان حذف شده است.
⸻
نتیجه چیست؟
سازمانهایی که مدل دیاکو را پیاده کردهاند، فقط کارکنان خود را آموزش ندادند، آنها دیوار آتش انسانی (Human Firewall) ساختند. امنیت تبدیل شد به بخشی از طرز فکر، تصمیمگیری و رفتار روزمره افراد نه صرفا چیزی که میدانند.
CSCU
فقط یک مدرک نیست، یک طرز فکر است فلسفه آن ساده است:
«هر کاربر، یک کنترل امنیتی است.»
در کمان امن دیاکو ما این فلسفه را از فایلهای شیک پی دی اف محور خارج کردیم و آن را در DNA سازمانها تزریق کردیم.
اگر سازمان شما به دنبال:
• کاهش واقعی احتمال نفوذ
• افزایش تابآوری سایبری
• فرهنگ امنیت پایدار
• حاکمیت ریسک انسانی در سطح CISO
است، شما به «یک دوره دیگر» نیاز ندارید.
شما به Security Culture Engineering نیاز دارید
👍1
اولین آشنایی من با دنیای مرکز عملیات امنیت و پاسخدهی به حملات سایبری برمیگردد به سالهای ۱۳۸۹–۱۳۹۰؛ زمانی که با اولین و بزرگترین پروژه امنیت سایبری در ایران درگیر شدم. محصول سیم محبوب آن روزها، آرک سایت و کانکتورهای متنوع و جذابش هنوز هم در خاطرم زنده است. زیرساخت کشور، بعد هم پروژه مرکز عملیات امنیت طرح بانک ملت و ...
یادش بهخیر
امروز در سال ۱۴۰۴، حدود ۱۴–۱۵ سال از آن پروژه گذشته، اما خاطره روزهایی که با دست خالی، بدون مشاور تخصصی و بدون منابع کامل، کار را جلو میبردیم هنوز تازه است. کارِ گِلسخت اما شیرینی که پایههای تجربه من در حوزه مدیریت رویدادهای امنیتی را ساخت. از آقای نمازی و مدیر واحد آرش غلام ابوالفضل، تا سایر تیم های دیگه سیستمی مثل واحد مدیریت امنیت اطلاعات خانم حیرانی ... و یا واحد امنیت شبکه مهیار سکوت ... 😍
عباس جان، کجایی؟ !
35 شهر ماموریت
هر استان 2-3 مرتبه
دان تایم ساعت3 بامداد هر استان، مجوز، بی برنامگی و ... کلی چالش بدیهی!
IPS - کانکتور .... ترافیک بالا پایین هر استان و نت مرکز استان
یادش بخیر، هر کی هم از کنار پروژه رد می شود اسم ابزار ها می رفت توی رزومش بعد باهاش مصاحبه میکردی تا حالا لاگین نکرده بود توی داشبورد : دی
سال ها بعد هر کی میرفت خارجه و مهاجرت در پی وی ام دنبال لیست آی پی و پسورد ها بود، چرا حالا خدا داند!!!! بگذریم
- قدیم و بیشتر دوست داشتم کیفیت ادم ها بهتر بود شاید : شاید!
اهمیت راهاندازی و استمرار مرکز عملیات امنیت
مرکز عملیات امنیت، قلب تپنده نظارت و پاسخگویی به تهدیدهای فضای مجازی در هر سازمان است. ایجاد این مرکز تنها آغاز مسیر است؛ ارزش واقعی آن در پایداری و بهبود پیوسته نهفته است
یک مرکز فعال و مداوم:
بهصورت شبانهروزی تهدیدها را شناسایی و مهار میکند
با بررسی رویدادهای گذشته و روندهای جاری، پیشبینی حملات آینده را ممکن میسازد
با بهروزرسانی مداوم روشها، ابزارها و توانمندیهای تیم، سطح بلوغ امنیتی سازمان را ارتقا میدهد
تضمین میکند که سرمایهگذاریهای امنیتی به بیشترین بازدهی برسد و خطرها در سطح قابل قبول باقی بماند
مرکز عملیات امنیت بدون استمرار، مانند سامانه هشدار خاموش است؛ شاید ظاهرش برقرار باشد، اما در زمان بحران کارایی نخواهد داشت
با وجود گذشت بیش از یک دهه سطح تخصص و دانش آنچه که مشخص است رشدش صعودی نبوده و به جای کسب تخصص بیشتر تایتل و رزومه ها قشنگ شدن تا عمق تخصص
و دانش ها بعضا متاسفانه سطحی است
یادش بهخیر
امروز در سال ۱۴۰۴، حدود ۱۴–۱۵ سال از آن پروژه گذشته، اما خاطره روزهایی که با دست خالی، بدون مشاور تخصصی و بدون منابع کامل، کار را جلو میبردیم هنوز تازه است. کارِ گِلسخت اما شیرینی که پایههای تجربه من در حوزه مدیریت رویدادهای امنیتی را ساخت. از آقای نمازی و مدیر واحد آرش غلام ابوالفضل، تا سایر تیم های دیگه سیستمی مثل واحد مدیریت امنیت اطلاعات خانم حیرانی ... و یا واحد امنیت شبکه مهیار سکوت ... 😍
عباس جان، کجایی؟ !
35 شهر ماموریت
هر استان 2-3 مرتبه
دان تایم ساعت3 بامداد هر استان، مجوز، بی برنامگی و ... کلی چالش بدیهی!
IPS - کانکتور .... ترافیک بالا پایین هر استان و نت مرکز استان
یادش بخیر، هر کی هم از کنار پروژه رد می شود اسم ابزار ها می رفت توی رزومش بعد باهاش مصاحبه میکردی تا حالا لاگین نکرده بود توی داشبورد : دی
سال ها بعد هر کی میرفت خارجه و مهاجرت در پی وی ام دنبال لیست آی پی و پسورد ها بود، چرا حالا خدا داند!!!! بگذریم
- قدیم و بیشتر دوست داشتم کیفیت ادم ها بهتر بود شاید : شاید!
اهمیت راهاندازی و استمرار مرکز عملیات امنیت
مرکز عملیات امنیت، قلب تپنده نظارت و پاسخگویی به تهدیدهای فضای مجازی در هر سازمان است. ایجاد این مرکز تنها آغاز مسیر است؛ ارزش واقعی آن در پایداری و بهبود پیوسته نهفته است
یک مرکز فعال و مداوم:
بهصورت شبانهروزی تهدیدها را شناسایی و مهار میکند
با بررسی رویدادهای گذشته و روندهای جاری، پیشبینی حملات آینده را ممکن میسازد
با بهروزرسانی مداوم روشها، ابزارها و توانمندیهای تیم، سطح بلوغ امنیتی سازمان را ارتقا میدهد
تضمین میکند که سرمایهگذاریهای امنیتی به بیشترین بازدهی برسد و خطرها در سطح قابل قبول باقی بماند
مرکز عملیات امنیت بدون استمرار، مانند سامانه هشدار خاموش است؛ شاید ظاهرش برقرار باشد، اما در زمان بحران کارایی نخواهد داشت
با وجود گذشت بیش از یک دهه سطح تخصص و دانش آنچه که مشخص است رشدش صعودی نبوده و به جای کسب تخصص بیشتر تایتل و رزومه ها قشنگ شدن تا عمق تخصص
و دانش ها بعضا متاسفانه سطحی است
👏2
مدیرعامل شرکت Ghost Security با این حرکت اعلام کرده است که ابزارهای سنتی امنیتی مردهاند؛ حالا عصر agent-native security است. شایان ذکر است، گزارش Anthropic ۲۰۲۶ رسما تکتونیک شیفت را تائید میکند. همچنین در گزارش Agentic Coding Trends ۲۰۲۶ آنتروپیک، دقیقاً از عبارت tectonic shift استفاده شده است. هشت روند کلیدی که در سال ۲۰۲۶ شکلدهنده خواهند بود:
1. اولین روند Agents به عنوان اعضای واقعی تیم (نه ابزار)
2. دومین روند End-to-end autonomy از issue تا deploy
3. سومین روند Agentها یاد میگیرند کی بگویند نمیدانم یا کمک بخواهند
4. روند چهارم Orchestration انسانی به جای کدزنی مستقیم
5. و مهمتر از همه: تغییر از نوشتن کد به هدایت agentها
این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از شرکتهای SaaS را به لرزه درآورده است. مثلا SaaSpocalypse (به معنای آخرالزمان SaaS) نتیجه این تغییرات است. در این پدیده با سقوط ارزشگذاریها رو به رو شدیم. در فوریه ۲۰۲۶، بیش از یک تریلیون دلار از ارزش بازار شرکتهای نرمافزاری مانند Salesforce و Adobe و Workday و… در عرض چند روز محو شد. تحلیلگران به آن لقب SaaSpocalypse دادهاند. دلیل اصلی؟
مسئله اول Seat Apocalypse: مدل قیمتگذاری بر اساس تعداد کاربر انسانی دیگر معنادار نیست وقتی agentها کار ۱۰ نفر را انجام میدهند.
مسئله دوم Vibe Coding: استارتآپها با چند پرامپت، ویژگیهای پیچیده SaaS را بازسازی میکنند و moat کد از بین میرود.
مسئله سوم Outcome-based pricing: بازار به سمت پرداخت برای نتیجه حرکت میکند، نه دسترسی.
در واقع، کد به تنهایی دیگر moat نیست. moat جدید، توانایی orchestration agentها، کیفیت داده، امنیت agent و تجربه انسانی در حلقه است. چالشها و واقعیت تلخ در این مسیر وجود دارد. البته این موج بدون دردسر نیست:
1. کیفیت کد agentها هنوز jagged است (عالی در برخی حوزهها، وحشتناک در برخی دیگر).
2. امنیت agentها خودش یک چالش بزرگ است (agentic virus، privilege escalation در ابزارها).
3. نیاز به نظارت انسانی همچنان حیاتی است بهخصوص در حوزههای حساس این مسئله جدی است.
4. تیمها باید یاد بگیرند agent wrangling کنند یعنی طراحی promptهای خوب، تعریف ابزارها، مدیریت memory و evaluation loop باید مرتب صورت بگیرد.
جای شما در معماری جدید کجاست؟ سؤال دیگر این نیست که آیا AI کد میزند؟ سؤال اکنون این است ما orchestrator هستیم یا هنوز کدزن؟ مهندسانی که یاد بگیرند agentها را طراحی کنند، تیمهای چندعامله بسازند، کیفیت خروجی را ارزیابی کنند و سیستمهای پیچیده را هدایت کنند، ارزششان چند برابر خواهد شد. کسانی که فقط کد بزنند، به سرعت به حاشیه رانده میشوند.
این جابجایی تکتونیکی دیگر یک پیشبینی نیست؛ در حال وقوع است. Ghost Security، گزارش Anthropic، سقوط ارزشگذاری SaaS و صدها دمو agentic که هر هفته منتشر میشود، همه فریاد میزنند که عصر جدید آغاز شده است. حالا نوبت ماست که تصمیم بگیریم آیا میخواهیم موج را سوار شویم، یا زیر آن دفن شویم؟ زمان، مثل همیشه، کوتاه است.
1. اولین روند Agents به عنوان اعضای واقعی تیم (نه ابزار)
2. دومین روند End-to-end autonomy از issue تا deploy
3. سومین روند Agentها یاد میگیرند کی بگویند نمیدانم یا کمک بخواهند
4. روند چهارم Orchestration انسانی به جای کدزنی مستقیم
5. و مهمتر از همه: تغییر از نوشتن کد به هدایت agentها
این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از شرکتهای SaaS را به لرزه درآورده است. مثلا SaaSpocalypse (به معنای آخرالزمان SaaS) نتیجه این تغییرات است. در این پدیده با سقوط ارزشگذاریها رو به رو شدیم. در فوریه ۲۰۲۶، بیش از یک تریلیون دلار از ارزش بازار شرکتهای نرمافزاری مانند Salesforce و Adobe و Workday و… در عرض چند روز محو شد. تحلیلگران به آن لقب SaaSpocalypse دادهاند. دلیل اصلی؟
مسئله اول Seat Apocalypse: مدل قیمتگذاری بر اساس تعداد کاربر انسانی دیگر معنادار نیست وقتی agentها کار ۱۰ نفر را انجام میدهند.
مسئله دوم Vibe Coding: استارتآپها با چند پرامپت، ویژگیهای پیچیده SaaS را بازسازی میکنند و moat کد از بین میرود.
مسئله سوم Outcome-based pricing: بازار به سمت پرداخت برای نتیجه حرکت میکند، نه دسترسی.
در واقع، کد به تنهایی دیگر moat نیست. moat جدید، توانایی orchestration agentها، کیفیت داده، امنیت agent و تجربه انسانی در حلقه است. چالشها و واقعیت تلخ در این مسیر وجود دارد. البته این موج بدون دردسر نیست:
1. کیفیت کد agentها هنوز jagged است (عالی در برخی حوزهها، وحشتناک در برخی دیگر).
2. امنیت agentها خودش یک چالش بزرگ است (agentic virus، privilege escalation در ابزارها).
3. نیاز به نظارت انسانی همچنان حیاتی است بهخصوص در حوزههای حساس این مسئله جدی است.
4. تیمها باید یاد بگیرند agent wrangling کنند یعنی طراحی promptهای خوب، تعریف ابزارها، مدیریت memory و evaluation loop باید مرتب صورت بگیرد.
جای شما در معماری جدید کجاست؟ سؤال دیگر این نیست که آیا AI کد میزند؟ سؤال اکنون این است ما orchestrator هستیم یا هنوز کدزن؟ مهندسانی که یاد بگیرند agentها را طراحی کنند، تیمهای چندعامله بسازند، کیفیت خروجی را ارزیابی کنند و سیستمهای پیچیده را هدایت کنند، ارزششان چند برابر خواهد شد. کسانی که فقط کد بزنند، به سرعت به حاشیه رانده میشوند.
این جابجایی تکتونیکی دیگر یک پیشبینی نیست؛ در حال وقوع است. Ghost Security، گزارش Anthropic، سقوط ارزشگذاری SaaS و صدها دمو agentic که هر هفته منتشر میشود، همه فریاد میزنند که عصر جدید آغاز شده است. حالا نوبت ماست که تصمیم بگیریم آیا میخواهیم موج را سوار شویم، یا زیر آن دفن شویم؟ زمان، مثل همیشه، کوتاه است.
❤1👏1
☝🏻عملیات نظامی ویژه ایالات متحده در ونزوئلا توسط هوش مصنوعی Claude از Anthropic هدایت میشد
مدل هوش مصنوعی در جریان عملیات ژانویه برای دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش در کاراکاس توسط نظامیان آمریکایی به کار گرفته شد.
☝🏻☝🏻و این نه تنها در مرحله برنامهریزی، بلکه در طول فاز فعال عملیات — با بمبارانها و نیروهای ویژه در زمین — بود.
در جریان این یورش دهها نظامی کوبایی و ونزوئلایی کشته شدند، آمریکاییها هیچ تلفات نداشتند.
Claude از طریق پلتفرم Palantir Technologies که به شدت در زیرساختهای وزارت دفاع و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ادغام شده بود، مستقر شد.🤖
☝🏻☝🏻Anthropic اولین توسعهدهنده هوش مصنوعی بود که مدلش در عملیات محرمانه پنتاگون استفاده شد.
پیشتر نظامیان Claude را فقط برای تحلیل تصاویر ماهوارهای و اطلاعات جاسوسی به کار میبردند، اما این بار هوش مصنوعی هدایت حملات و نیروهای زمینی را در زمان واقعی و در شرایط جنگی بر عهده داشت. ⚡️
OpenAI، Google و xAI نیز دسترسی به چتباتهای خود را بدون محدودیتهای معمول کاربری به پنتاگون دادهاند.
Grok از xAI هماکنون در سیستمها از مدیریت نبرد تا بازدارندگی هستهای ادغام میشود. 💀
☝🏻☝🏻☝🏻در این میان، رئیس بخش تحقیقات امنیتی Anthropic مرینانک شارما با هشدار «جهان در خطر است» استعفا داد.
مدل هوش مصنوعی در جریان عملیات ژانویه برای دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش در کاراکاس توسط نظامیان آمریکایی به کار گرفته شد.
☝🏻☝🏻و این نه تنها در مرحله برنامهریزی، بلکه در طول فاز فعال عملیات — با بمبارانها و نیروهای ویژه در زمین — بود.
در جریان این یورش دهها نظامی کوبایی و ونزوئلایی کشته شدند، آمریکاییها هیچ تلفات نداشتند.
Claude از طریق پلتفرم Palantir Technologies که به شدت در زیرساختهای وزارت دفاع و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ادغام شده بود، مستقر شد.🤖
☝🏻☝🏻Anthropic اولین توسعهدهنده هوش مصنوعی بود که مدلش در عملیات محرمانه پنتاگون استفاده شد.
پیشتر نظامیان Claude را فقط برای تحلیل تصاویر ماهوارهای و اطلاعات جاسوسی به کار میبردند، اما این بار هوش مصنوعی هدایت حملات و نیروهای زمینی را در زمان واقعی و در شرایط جنگی بر عهده داشت. ⚡️
OpenAI، Google و xAI نیز دسترسی به چتباتهای خود را بدون محدودیتهای معمول کاربری به پنتاگون دادهاند.
Grok از xAI هماکنون در سیستمها از مدیریت نبرد تا بازدارندگی هستهای ادغام میشود. 💀
☝🏻☝🏻☝🏻در این میان، رئیس بخش تحقیقات امنیتی Anthropic مرینانک شارما با هشدار «جهان در خطر است» استعفا داد.
فضا: میدان نبردی خاموش در ۳۶ هزار کیلومتری زمین - ورود ایران به این مدار با 50 سال تاخیر
داستان واقعی فضایی ایران خیلی حیرتانگیز است که کمتر کسی جزئیات آن را میداند. خلاصه اصل داستان در کمربند باریک و استراتژیک مدار زمینآهنگ (GEO) میگذرد؛ جایی که سرعت مداری ماهواره دقیقاً با سرعت چرخش زمین همخوانی دارد و نتیجهاش ثابت ماندن ظاهری است.
این ثبات، اما یک توهم است. در واقعیت، ماهواره در GEO درگیر یک جنگ دائمی و بیامان با اغتشاشات گرانشی ماه و خورشید، فشار تابشی خورشید (solar radiation pressure)، جاذبه ناهمگن زمین و حتی بادهای خورشیدی است. هر انحراف کوچک از موقعیت اسمی، میتواند سیگنال را قطع کند، تداخل ایجاد کند یا حتی ماهواره را به همسایه مداریاش بچسباند. GEO پارکینگ عمومی نیست؛ یک پارکینگ VIP با قوانین آهنین برای کشورها است. یا هر روز نگهداری میکنی، یا جایات را از دست میدهی.
ایران از سال ۱۹۵۷ میلادی رسماً وارد این بازی شد. آن زمان محمدرضا پهلوی، عضویت در کمیته استفاده صلحآمیز از فضای ماورای جو سازمان ملل و امضای معاهده فضای ماورای جو ۱۹۶۷ میلادی را انجام داد. این معاهده فضا را «میراث مشترک بشریت» اعلام کرد، اما شرط حفظ امتیاز را استفاده مؤثر و مداوم گذاشت. در عمل، برای هر اسلات GEO باید:
- شبکه فرکانسی دقیق تعریف کنی
- طول جغرافیایی دقیق بدهی
- با همه همسایههای مداری (coordination) توافق کنی
- و مهمتر از همه، تزریق واقعی ماهواره انجام دهی
اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) شوخی ندارد. رزرو بدون بهرهبرداری = انقضا خودکار به حساب میآید. در دهه ۵۰ شمسی، پروژه تاریخی «زهره» کلید خورد. ایران سه اسلات طلایی ثبت کرد: ۳۴° شرقی، ۲۶° شرقی و ۴۷° شرقی اسلات های ایران در سفر محمدرضا پهلوی به آمریکا بودند. فاصله زاویهای استاندارد در GEO معمولاً ۲ تا ۳ درجه است تا تداخل فرکانسی (RF interference) مدیریت شود. هر درجه در این ارتفاع تقریباً ۷۳۶ کیلومتر فاصله خطی روی کمربند مداری است. یعنی اگر یک روز دیر بجنبی، همسایه مداریات میآید و دقیقاً کنار تو پارک میکند و بعد مجبورت میکند با او «هماهنگی» کنی.
همکاری با آزمایشگاه بل (Bell Labs) به معنای طراحی یک باس ماهوارهای پیشرفته، محموله دوبانده C/Ku، ترانسپاندرهای لامپی TWT با قدرت بالا، آنتنهای شکلدهی پرتو (shaped beam) برای پوشش دقیق ایران و کشورهای همسایه، و مهمتر از همه، یک لینکبودجه (link budget) دقیق بود که باید مقادیر EIRP، G/T، C/N0 و حاشیه باران (rain fade margin) را در بدترین شرایط جوی پوشش میداد. این فقط پخش تلویزیون نبود؛ مهندسی دقیق در واحد دسیبل بود.
چرا GEO اینقدر بیرحم است؟ چون ماهواره باید با مانورهای station-keeping شمال-جنوب و شرق-غرب در جعبه ±۰٫۰۵ درجه نگه داشته شود. هر مانور معادل مصرف سوخت هیدرازین یا بیپروپیلنت است. سوخت هم معادل عمر مأموریت ماهواره است. یک ماهواره GEO معمولی برای ۱۲ تا ۱۵ سال طراحی میشود؛ اگر لینکبودجهات روی لبه تیغ باشد، فقط یک افت ۱۰ درصدی توان پنلهای خورشیدی یا داغ شدن بیش از حد TWT میتواند کیفیت سرویس را به زیر آستانه بکشاند.
خلاصه یعنی اینکه پارک کردن کافی نیست؛ باید هر روز از سامانه نگهداری فعال کنی. سال ۱۳۶۰ قرار بود زهره-۱ به فضا برود. انقلاب آمد، جنگ تحمیلی آمد، زنجیره تأمین قطع شد، بیمه پرتاب ناممکن شد، قطعات dual-use تحریم شدند. ITU تا سال ۱۳۶۴ مهلت داد و بعد با استدلالهای حقوقی تمدید کرد اما تمدید بدون پرتاب واقعی مثل تمدید کارت پارک بدون داشتن ماشین است.
برای حفظ اسلاتها، راهحل هوشمندانه اجاره ماهواره سراغ ایران آمد: قرار دادن ماهواره اجارهای (lease) روی اسلات ایران برای اثبات استفاده مؤثر راه حل اولیه بود. سود عملیاتی کم، اما امتیاز حقوقی را حفظ میکرد، این یک بازی دقیق در مرز حقوق بینالملل و مهندسی فضایی بود.
#ادامه_دارد
داستان واقعی فضایی ایران خیلی حیرتانگیز است که کمتر کسی جزئیات آن را میداند. خلاصه اصل داستان در کمربند باریک و استراتژیک مدار زمینآهنگ (GEO) میگذرد؛ جایی که سرعت مداری ماهواره دقیقاً با سرعت چرخش زمین همخوانی دارد و نتیجهاش ثابت ماندن ظاهری است.
این ثبات، اما یک توهم است. در واقعیت، ماهواره در GEO درگیر یک جنگ دائمی و بیامان با اغتشاشات گرانشی ماه و خورشید، فشار تابشی خورشید (solar radiation pressure)، جاذبه ناهمگن زمین و حتی بادهای خورشیدی است. هر انحراف کوچک از موقعیت اسمی، میتواند سیگنال را قطع کند، تداخل ایجاد کند یا حتی ماهواره را به همسایه مداریاش بچسباند. GEO پارکینگ عمومی نیست؛ یک پارکینگ VIP با قوانین آهنین برای کشورها است. یا هر روز نگهداری میکنی، یا جایات را از دست میدهی.
ایران از سال ۱۹۵۷ میلادی رسماً وارد این بازی شد. آن زمان محمدرضا پهلوی، عضویت در کمیته استفاده صلحآمیز از فضای ماورای جو سازمان ملل و امضای معاهده فضای ماورای جو ۱۹۶۷ میلادی را انجام داد. این معاهده فضا را «میراث مشترک بشریت» اعلام کرد، اما شرط حفظ امتیاز را استفاده مؤثر و مداوم گذاشت. در عمل، برای هر اسلات GEO باید:
- شبکه فرکانسی دقیق تعریف کنی
- طول جغرافیایی دقیق بدهی
- با همه همسایههای مداری (coordination) توافق کنی
- و مهمتر از همه، تزریق واقعی ماهواره انجام دهی
اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) شوخی ندارد. رزرو بدون بهرهبرداری = انقضا خودکار به حساب میآید. در دهه ۵۰ شمسی، پروژه تاریخی «زهره» کلید خورد. ایران سه اسلات طلایی ثبت کرد: ۳۴° شرقی، ۲۶° شرقی و ۴۷° شرقی اسلات های ایران در سفر محمدرضا پهلوی به آمریکا بودند. فاصله زاویهای استاندارد در GEO معمولاً ۲ تا ۳ درجه است تا تداخل فرکانسی (RF interference) مدیریت شود. هر درجه در این ارتفاع تقریباً ۷۳۶ کیلومتر فاصله خطی روی کمربند مداری است. یعنی اگر یک روز دیر بجنبی، همسایه مداریات میآید و دقیقاً کنار تو پارک میکند و بعد مجبورت میکند با او «هماهنگی» کنی.
همکاری با آزمایشگاه بل (Bell Labs) به معنای طراحی یک باس ماهوارهای پیشرفته، محموله دوبانده C/Ku، ترانسپاندرهای لامپی TWT با قدرت بالا، آنتنهای شکلدهی پرتو (shaped beam) برای پوشش دقیق ایران و کشورهای همسایه، و مهمتر از همه، یک لینکبودجه (link budget) دقیق بود که باید مقادیر EIRP، G/T، C/N0 و حاشیه باران (rain fade margin) را در بدترین شرایط جوی پوشش میداد. این فقط پخش تلویزیون نبود؛ مهندسی دقیق در واحد دسیبل بود.
چرا GEO اینقدر بیرحم است؟ چون ماهواره باید با مانورهای station-keeping شمال-جنوب و شرق-غرب در جعبه ±۰٫۰۵ درجه نگه داشته شود. هر مانور معادل مصرف سوخت هیدرازین یا بیپروپیلنت است. سوخت هم معادل عمر مأموریت ماهواره است. یک ماهواره GEO معمولی برای ۱۲ تا ۱۵ سال طراحی میشود؛ اگر لینکبودجهات روی لبه تیغ باشد، فقط یک افت ۱۰ درصدی توان پنلهای خورشیدی یا داغ شدن بیش از حد TWT میتواند کیفیت سرویس را به زیر آستانه بکشاند.
خلاصه یعنی اینکه پارک کردن کافی نیست؛ باید هر روز از سامانه نگهداری فعال کنی. سال ۱۳۶۰ قرار بود زهره-۱ به فضا برود. انقلاب آمد، جنگ تحمیلی آمد، زنجیره تأمین قطع شد، بیمه پرتاب ناممکن شد، قطعات dual-use تحریم شدند. ITU تا سال ۱۳۶۴ مهلت داد و بعد با استدلالهای حقوقی تمدید کرد اما تمدید بدون پرتاب واقعی مثل تمدید کارت پارک بدون داشتن ماشین است.
برای حفظ اسلاتها، راهحل هوشمندانه اجاره ماهواره سراغ ایران آمد: قرار دادن ماهواره اجارهای (lease) روی اسلات ایران برای اثبات استفاده مؤثر راه حل اولیه بود. سود عملیاتی کم، اما امتیاز حقوقی را حفظ میکرد، این یک بازی دقیق در مرز حقوق بینالملل و مهندسی فضایی بود.
#ادامه_دارد
🤣3👍1👎1👏1😢1
☢️🧑🏻💻OT Sentinel | ICS/OT Security🧑🏻💻☢️
Photo
هر سیستم پرانرژی قبل از تولید توان، به یک هستهی کنترل پایدار نیاز دارد؛ جایی که تصمیمها قبل از وقوع واکنش گرفته میشوند. این ساختار را با نگاه معماریهای Instrumentation & Control طراحی کردم؛ جایی که فقط خواندن داده مهم نیست، بلکه تحلیل همزمان پارامترهای بحرانی و رسیدن به پایداری اهمیت دارد. در این طراحی، هر مسیر سیگنال بهصورت مستقل پایش میشود تا خطا قبل از تبدیل شدن به ناپایداری مهار شود؛ مشابه منطق Reactor Protection که از عبور سیستم از محدوده ایمن جلوگیری میکند. هستهی پردازشی بهعنوان لایه تصمیمگیر، دادههای چندکاناله را با منطق تحمل خطا تحلیل میکند تا هیچ تصمیمی وابسته به یک مسیر واحد نباشد. هدف اینجا صرفاً پردازش نبود، بلکه ایجاد تعادل میان انرژی، کنترل و پیشبینیپذیری رفتار سیستم بود. طراحی مسیرها، تفکیک نویز و معماری ماژولار با این دید انجام شد که سیستم حتی در شرایط غیرایدهآل پایدار بماند؛ همان اصلی که در مهندسی هستهای پایه محسوب میشود: واکنش فقط زمانی مجاز است که کنترل کامل وجود داشته باشد. این پروژه برای من یک برد ساده نبود، بلکه پیادهسازی هستهای بود که از صفر با دست خودم شکل گرفت؛ جایی که هر اتصال بخشی از منطق مدیریت انرژی و جلوگیری از آشوب سیستم است. قدرت واقعی در تولید انرژی نیست، در توانایی مهار و هدایت آن است.
بعضی طراحیها برای نمایش ساخته نمیشوند؛ برای پایدار نگهداشتن چیزهایی ساخته میشوند که نباید از کنترل خارج شوند. این هسته بر پایه معماری کنترل چندلایه طراحی شد؛ جایی که هر سیگنال قبل از رسیدن به تصمیم نهایی چند بار اعتبارسنجی میشود و هیچ مسیر واحدی اجازه تعیین وضعیت سیستم را ندارد. بخشی از منطق عملکرد عمداً ایزوله شده تا رفتار سیستم فقط در شرایط عملیاتی واقعی قابل درک باشد. ساختار ماژولار، افزونگی داخلی و مدیریت خطا به شکلی پیادهسازی شده که حتی در صورت از دست رفتن بخشی از سیستم، هسته همچنان پایدار بماند. جزئیات کامل این طراحی قابل انتشار نیست، چون ارزش واقعی آن در منطق تصمیمگیری و نحوه تعامل لایههای کنترل نهفته است؛ جایی که پایداری قبل از قدرت تعریف میشود. بعضی پروژهها خروجی ندارند که دیده شود؛ نتیجهشان فقط این است که همهچیز همانطور که باید، تحت کنترل باقی میماند
سال قبل یه پروژه امنیتی صنعتی انجام دادم که خیلی دیدم مرز بین امنیت سایبری و کنترل واقعی سیستمهای فیزیکی چقدر حساسه. فردا راس ساعت ۱۵ میخوام بیشتر در موردش توضیح بدم و تجربههام رو باهاتون به اشتراک بذارم
❤4👍1
☢️🧑🏻💻OT Sentinel | ICS/OT Security🧑🏻💻☢️ pinned «سال قبل یه پروژه امنیتی صنعتی انجام دادم که خیلی دیدم مرز بین امنیت سایبری و کنترل واقعی سیستمهای فیزیکی چقدر حساسه. فردا راس ساعت ۱۵ میخوام بیشتر در موردش توضیح بدم و تجربههام رو باهاتون به اشتراک بذارم»
☢️🧑🏻💻OT Sentinel | ICS/OT Security🧑🏻💻☢️
Photo
در این پروژه تمرکز اصلی من بر تحلیل و سختسازی امنیت سایبری یک سیستم کنترل صنعتی مبتنی بر PLC بود، با هدف نزدیکسازی معماری امنیتی به الزامات مورد استفاده در زیرساختهای حیاتی با حساسیت بالا، مانند صنایع دفاعی و هستهای. سیستم مورد بررسی شامل یک رک کنترل صنعتی ماژولار حاوی PLC، ماژولهای ورودی/خروجی و تجهیزات ارتباطی صنعتی بود که نقش هسته کنترلی فرآیند را بر عهده داشت. رویکرد من محدود به امنیت شبکه IT نبود، بلکه امنیت سیستم از منظر Cyber-Physical Systems بررسی شد؛ یعنی تحلیل همزمان اثرات سایبری و رفتار فیزیکی فرآیند صنعتی انجام شد تا نقاط ضعف واقعی در سطح عملیاتی شناسایی شود.
در ابتدا، معماری سیستم بر اساس مدل Purdue Enterprise Reference Architecture بازسازی و داراییهای حیاتی در سطوح مختلف کنترل از Level 0 تا Level 3 شناسایی شد. سپس با استفاده از روش Threat Modeling مبتنی بر ریسک، مسیرهای بالقوه نفوذ به PLC، ایستگاه مهندسی و نقاط ارتباطی شبکه صنعتی تحلیل شد. تمرکز اصلی بر سناریوهایی بود که مهاجم بتواند بدون ایجاد اختلال آشکار در شبکه، منطق کنترلی فرآیند را تغییر داده و باعث degradation تدریجی فرآیند فیزیکی شود؛ الگویی که در حملات پیشرفته علیه زیرساختهای حیاتی مشاهده شده است.
در ابتدا، معماری سیستم بر اساس مدل Purdue Enterprise Reference Architecture بازسازی و داراییهای حیاتی در سطوح مختلف کنترل از Level 0 تا Level 3 شناسایی شد. سپس با استفاده از روش Threat Modeling مبتنی بر ریسک، مسیرهای بالقوه نفوذ به PLC، ایستگاه مهندسی و نقاط ارتباطی شبکه صنعتی تحلیل شد. تمرکز اصلی بر سناریوهایی بود که مهاجم بتواند بدون ایجاد اختلال آشکار در شبکه، منطق کنترلی فرآیند را تغییر داده و باعث degradation تدریجی فرآیند فیزیکی شود؛ الگویی که در حملات پیشرفته علیه زیرساختهای حیاتی مشاهده شده است.
❤1
☢️🧑🏻💻OT Sentinel | ICS/OT Security🧑🏻💻☢️
Photo
در مرحله بعد، مجموعهای از سیاستهای سختسازی (Hardening) لایه کنترل صنعتی پیادهسازی شد. این اقدامات شامل جداسازی منطقی شبکه کنترل از شبکه سازمانی با استفاده از zoning صنعتی، محدودسازی ارتباطات PLC بر اساس اصل Least Privilege، اعمال احراز هویت چندلایه برای دسترسی مهندسی، غیرفعالسازی سرویسها و قابلیتهای غیرضروری و تعریف مسیرهای ارتباطی کنترلشده میان HMI، Engineering Station و Controller بود. هدف این مرحله کاهش احتمال دستکاری غیرمجاز منطق کنترلی و ایجاد دسترسی پایدار برای مهاجم در لایه OT بود بدون اینکه پایداری عملیاتی سیستم به خطر بیفتد.
یکی از بخشهای کلیدی پروژه، طراحی و پیادهسازی سیستم پایش رفتاری مبتنی بر Behavior-Based Monitoring برای شبکه صنعتی بود. به جای اتکا به روشهای سنتی مبتنی بر امضای حملات، الگوی نرمال ارتباطات میان PLC و تجهیزات میدانی استخراج و baseline رفتاری سیستم تعریف شد. سپس تغییرات غیرعادی در توالی فرمانهای کنترلی، نرخ تبادل پیامها و الگوهای ارتباطی مورد تحلیل قرار گرفت. این رویکرد امکان شناسایی رفتارهایی را فراهم میکرد که ممکن است از دید زیرساخت IT عادی به نظر برسند اما از منظر فرآیندی غیرمنطقی و بالقوه مخرب باشند. تمرکز اصلی بر تشخیص انحرافات پیش از بروز اثر فیزیکی قابل مشاهده در فرآیند صنعتی بود.
در ادامه، تحلیل ریسک سایبر–فیزیکی انجام شد تا اثر بالقوه تغییرات سایبری بر پایداری فرآیند فیزیکی مدلسازی شود. به جای بررسی صرف در سطح ترافیک شبکه یا packet، وابستگی میان منطق کنترلی و پاسخ دینامیکی سیستم مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحلیل نشان داد که در سیستمهای کنترل صنعتی، حملات پیشرفته الزاماً منجر به توقف ناگهانی نمیشوند، بلکه از طریق تغییرات کوچک، تدریجی و هدفمند در پارامترهای کنترلی میتوانند سیستم را به سمت وضعیت ناایمن سوق دهند؛ موضوعی که اهمیت پایش همزمان رفتار شبکه و منطق فرآیند را برجسته میکند.
یکی از بخشهای کلیدی پروژه، طراحی و پیادهسازی سیستم پایش رفتاری مبتنی بر Behavior-Based Monitoring برای شبکه صنعتی بود. به جای اتکا به روشهای سنتی مبتنی بر امضای حملات، الگوی نرمال ارتباطات میان PLC و تجهیزات میدانی استخراج و baseline رفتاری سیستم تعریف شد. سپس تغییرات غیرعادی در توالی فرمانهای کنترلی، نرخ تبادل پیامها و الگوهای ارتباطی مورد تحلیل قرار گرفت. این رویکرد امکان شناسایی رفتارهایی را فراهم میکرد که ممکن است از دید زیرساخت IT عادی به نظر برسند اما از منظر فرآیندی غیرمنطقی و بالقوه مخرب باشند. تمرکز اصلی بر تشخیص انحرافات پیش از بروز اثر فیزیکی قابل مشاهده در فرآیند صنعتی بود.
در ادامه، تحلیل ریسک سایبر–فیزیکی انجام شد تا اثر بالقوه تغییرات سایبری بر پایداری فرآیند فیزیکی مدلسازی شود. به جای بررسی صرف در سطح ترافیک شبکه یا packet، وابستگی میان منطق کنترلی و پاسخ دینامیکی سیستم مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحلیل نشان داد که در سیستمهای کنترل صنعتی، حملات پیشرفته الزاماً منجر به توقف ناگهانی نمیشوند، بلکه از طریق تغییرات کوچک، تدریجی و هدفمند در پارامترهای کنترلی میتوانند سیستم را به سمت وضعیت ناایمن سوق دهند؛ موضوعی که اهمیت پایش همزمان رفتار شبکه و منطق فرآیند را برجسته میکند.
خیلی وقت پیش میخواستم در مورد این موضوع صحبت کنم و به نظرم الان وقتش رسیده این تصاویر که از سیستم کنترل صنعتی و مانیتورینگ منتشر شده واقعا نشون دهنده یک ضعف امنیتی جدی هست که باید بهش توجه کنیم اول از همه نمایش این اطلاعات حساس به صورت عمومی خودش بزرگ ترین نقطه ضعف این سیستم هاست این که بدون هیچ گونه حفاظت و رمزنگاری این داده ها در معرض عموم قرار گرفته به راحتی دست مهاجم ها رو باز میزاره با دیدن این داده ها مهاجم ها میتونن کل سیستم رو تحلیل کنن و به راحتی به نقاط ضعف حمله کنن ولی بهتره فنی راجبش هم توضیح بدم یکی از بزرگ ترین مشکلات این سیستم ها عدم جداسازی شبکه هاست این اطلاعات باید توی شبکه های کاملا ایزوله و خصوصی باشه ولی حالا هر کسی میتونه این اطلاعات رو ببینه و ازش استفاده کنه از همه مهم تر نمایش داده داده های عملیاتی نمایش مقادیری مثل فشار و دبی و سطح مخازن برای هر کسی که به این اطلاعات دسترسی پیدا کنه فرصت عالی میشه تا نقاط آسیب پذیر سیستم رو شناسایی کنه و حمله های مثل حملات DOS یا تغییر در پارامتر های کنترلی رو انجام بده
👍2
☢️🧑🏻💻OT Sentinel | ICS/OT Security🧑🏻💻☢️
خیلی وقت پیش میخواستم در مورد این موضوع صحبت کنم و به نظرم الان وقتش رسیده این تصاویر که از سیستم کنترل صنعتی و مانیتورینگ منتشر شده واقعا نشون دهنده یک ضعف امنیتی جدی هست که باید بهش توجه کنیم اول از همه نمایش این اطلاعات حساس به صورت عمومی خودش بزرگ ترین…
به نظر میرسه که این سیستمها هیچگونه سیستم احراز هویت چندمرحلهای (MFA) یا رمزنگاری برای دسترسی از راه دور ندارن. این ضعف امنیتی یعنی مهاجم میتونه به راحتی وارد سیستم بشه و عدم نظارت و ثبت وقایع هیچگونه نظارتی برای ثبت فعالیتها یا شناسایی دسترسیهای غیرمجاز وجود نداره، این یعنی اگر حملهای انجام بشه، هیچکس متوجه نخواهد شد در نهایت، رسانهای شدن این اطلاعات خود بزرگترین ضعف امنیتی است. چون وقتی اطلاعات حساس و سیستمهای کنترل بهراحتی در رسانهها منتشر بشه، همه چیز زیر سوال میره و امنیت سیستمها بهشدت کاهش پیدا میکنه. بنابراین، انتشار این اطلاعات باید بهطور جدی محدود بشه تا از هرگونه تهدید احتمالی جلوگیری بشه
☢️🧑🏻💻OT Sentinel | ICS/OT Security🧑🏻💻☢️
خیلی وقت پیش میخواستم در مورد این موضوع صحبت کنم و به نظرم الان وقتش رسیده این تصاویر که از سیستم کنترل صنعتی و مانیتورینگ منتشر شده واقعا نشون دهنده یک ضعف امنیتی جدی هست که باید بهش توجه کنیم اول از همه نمایش این اطلاعات حساس به صورت عمومی خودش بزرگ ترین…
این سیستمها خیلی وقت پیش به دنیا اومدن و از پروتکلهای قدیمی مثل Modbus TCP, S7Comm و حتی ICMP استفاده میکنن که همگی بدون رمزنگاری و بسیار آسیبپذیر هستن. این یعنی یه مهاجم میتونه از Sniffing استفاده کنه و همه دادهها رو بهراحتی بگیره. حملات مثل Buffer Overflow یا Denial of Service (DoS) میتونن با استفاده از این پروتکلها به راحتی انجام بشن و کل سیستم رو مختل کنن و گه سیستمهای SCADA یا کنترلهای صنعتی از راه دور قابل دسترسی باشن، بدترین سناریو همینه که هیچ MFA (Multi-Factor Authentication) یا فایروال مناسبی برای دسترسیهای از راه دور وجود نداشته باشه. از همون ابتدا، هر مهاجم میتونه با استفاده از ابزاری مثل Metasploit یا Nmap به راحتی اسکن کنه و بدون اینکه سیستمهای دفاعی بتونن تشخیص بدن، وارد بشه. این همون چیزی هست که مهاجمها با نام Recon انجام میدن، یعنی جمعآوری اطلاعات از طریق آسیبپذیریهای سیستم. حتی اگر مهاجم بخواد وارد بشه و هیچ احراز هویتی هم نباشه، با حملاتی مثل Credential Stuffing یا Brute Force میتونه به راحتی رمز عبورها رو حدس بزنه و وارد بشه حالا اینکه تمامی مسیرهای ارتباطی داخل شبکه در این تصاویر نمایش داده شده، خودش یه نقطه ضعف فوقالعاده بزرگه. مهاجم میتونه با استفاده از تکنیکهای ARP Spoofing یا DNS Spoofing، مسیر ارتباطات رو تغییر بده و بهراحتی دادهها رو بگیره یا حتی دستورات جعلی ارسال کنه. حتی میتونه با استفاده از ابزارهایی مثل Ettercap یا Wireshark، تمام دادههای منتقلشده رو استراق سمع کنه و از اونها برای انجام حملات بیشتر استفاده کنه این تصاویر نشوندهنده یه آسیبپذیری خیلی جدی توی سیستمهای کنترل صنعتی هستند که میتونه به راحتی منجر به اختلال در فرایندهای حیاتی بشه. با توجه به ضعفهای موجود در دسترسی از راه دور، پروتکلهای ضعیف، عدم رمزنگاری و نمایهسازی شبکههای داخلی، این سیستمها مستعد حملات جدی و پیچیدهای مثل MITM, Ransomware و Zero-Day Exploits هستند. این که این اطلاعات به این راحتی منتشر بشه، خود بزرگترین اشتباهه و باید بهشدت از رسانهای شدن و افشای اطلاعات جلو این ها گرفته شود