خورشید بطن چشمانت
در جان شالیزار
طلوع میکند
وقتی که
در دامن چکامهها
سروده ای از
باران میشوی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
در جان شالیزار
طلوع میکند
وقتی که
در دامن چکامهها
سروده ای از
باران میشوی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
نگاهم
شعر میشود
وقتی شاه بیت چشمانت
عاشقانهترین واژهها را
در سطر
سطر دفتر دل
به بند میکشد
برای
تولد دوباره عشق
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#مخاطب_خاص_خواهر_مهربانم
#تولدت_پرتکرار
شعر میشود
وقتی شاه بیت چشمانت
عاشقانهترین واژهها را
در سطر
سطر دفتر دل
به بند میکشد
برای
تولد دوباره عشق
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#مخاطب_خاص_خواهر_مهربانم
#تولدت_پرتکرار
نامت را
که تحریر میروم
از کلاویه های رقصان
سوته دل مینوازند
پروانههای مست
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
که تحریر میروم
از کلاویه های رقصان
سوته دل مینوازند
پروانههای مست
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
بوی غارت میآید
از این روزهای خاکستری
سکوتی سکرآور
سایه انداخته است
بر خیالی سبز
که درد میزاید
پشت گلوگاه تنهایی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
از این روزهای خاکستری
سکوتی سکرآور
سایه انداخته است
بر خیالی سبز
که درد میزاید
پشت گلوگاه تنهایی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
آنگاه که باران
باصدای گوارا
عقدهگشایی میکند
و آرام آرام
درچشمان درشت تو
فرو میرود
تنها یک شب
تنها برای یک شب
مرا
میان بازوانت
پناه بده
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
باصدای گوارا
عقدهگشایی میکند
و آرام آرام
درچشمان درشت تو
فرو میرود
تنها یک شب
تنها برای یک شب
مرا
میان بازوانت
پناه بده
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
حنجره ام
پر است از بغض پاییز
ماندهام
با خیال تو
و سایهای که
مچاله میکند
جسم فانی ام را
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
پر است از بغض پاییز
ماندهام
با خیال تو
و سایهای که
مچاله میکند
جسم فانی ام را
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
انکار کن رفتنت را
تا شبی که
در قامت دلتنگ احساس
سرانگشتانم را
میان
تار موهایت میبافم
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
تا شبی که
در قامت دلتنگ احساس
سرانگشتانم را
میان
تار موهایت میبافم
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
در بامدادی برهنه
بر بستر
آرزوهای پلاسیده
میآیی
آنقدر دیر
که هیچ سیبی
روی گونهام گل نمیکند
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
بر بستر
آرزوهای پلاسیده
میآیی
آنقدر دیر
که هیچ سیبی
روی گونهام گل نمیکند
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
هر صبح
در کرختی اتفاقات
جغرافیایِ
حادثه خیز لبهایت
با تبسمی شیرین
شور زیستی تازه را
به جان میاندازد
در گسترهی
جهان بیرحم
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
در کرختی اتفاقات
جغرافیایِ
حادثه خیز لبهایت
با تبسمی شیرین
شور زیستی تازه را
به جان میاندازد
در گسترهی
جهان بیرحم
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
به تپش میافتد
نبض زندگی
آنگاه که
لابهلای ارغوانی لبهایم
جوانه میزنی
برای شاعرانگی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
نبض زندگی
آنگاه که
لابهلای ارغوانی لبهایم
جوانه میزنی
برای شاعرانگی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
پریزاده یِ
کدام قصهای
که چشمانت
ارتش احساس مرا
به اکتشاف وا میدارد
میان
شاعرانههای خاکستری
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
کدام قصهای
که چشمانت
ارتش احساس مرا
به اکتشاف وا میدارد
میان
شاعرانههای خاکستری
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
کدام شاعر
دریای چشمانت را
در ساحل قلب خود
میسراید
که اینجا
گلوی انتظار را
بر دار کشیده است
آه صندلی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
دریای چشمانت را
در ساحل قلب خود
میسراید
که اینجا
گلوی انتظار را
بر دار کشیده است
آه صندلی
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
میدانم
هیچگاه
کشتی دلتنگ آرزوها
در ساحل آغوشت
پهلو نخواهد گرفت
اما
گاهی ای عشق
من و شعر
به همدستی آیینهها
غرق میشویم
در رویای
دوست داشتنت
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
هیچگاه
کشتی دلتنگ آرزوها
در ساحل آغوشت
پهلو نخواهد گرفت
اما
گاهی ای عشق
من و شعر
به همدستی آیینهها
غرق میشویم
در رویای
دوست داشتنت
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
آنگاه که باران
باصدای گوارا
عقدهگشایی میکند
و آرام آرام
درچشمان درشت تو
فرو میرود
تنها یک شب
تنها برای یک شب
مرا
میان بازوانت
پناه بده
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
باصدای گوارا
عقدهگشایی میکند
و آرام آرام
درچشمان درشت تو
فرو میرود
تنها یک شب
تنها برای یک شب
مرا
میان بازوانت
پناه بده
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
آنگاه که
پلک خسته غروب
فرمان سکوت میدهد
قطره قطره یادت را
باران میشوم
و سقوط میکنم
از چشم خسته مهتاب
بر تن سرد خیابان
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
پلک خسته غروب
فرمان سکوت میدهد
قطره قطره یادت را
باران میشوم
و سقوط میکنم
از چشم خسته مهتاب
بر تن سرد خیابان
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
جمعهها
سورههای دوست داشتنت
بر آسمان دلتنگی نازل میشود
تا بار دیگر
تسلی باشد
بر قلب اندوهگین من
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
سورههای دوست داشتنت
بر آسمان دلتنگی نازل میشود
تا بار دیگر
تسلی باشد
بر قلب اندوهگین من
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
شعرهایم
واژه واژهی عشق اند
که در شبهای نبودنت
جان میگیرند
تا تارک کبود زمین را
به سپیدها
پیوند زنند
@puzzel
#فریبرز_مقدسی
واژه واژهی عشق اند
که در شبهای نبودنت
جان میگیرند
تا تارک کبود زمین را
به سپیدها
پیوند زنند
@puzzel
#فریبرز_مقدسی