"سڪوٺ هاے ݜعر نݜده"
265 subscribers
1 photo
328 videos
ارتباط با ما


@fariboorz_67
Download Telegram
دیوار را
بر قاب عکست می کوبم
و باران
مهمان چشمانم می شود
وقتی جای خالیِ لبخندت
چلانده می شود
بر دیواره ی کالبدم


@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
در امتداد شاعرانه های خیسم
به قصدِ قبض روح قیام می کنند
شعرهای کوچک غمگین
و صدای پِچ پِچ مرگ
طنین انداز شاعرانگی هایم می شود



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
در دل قاب های فراموشی
رویای عشقی نافرجام
آویخته است بر دیوار سکوت
و مرگ را جرعه جرعه
در قاب زندگی می چکاند


@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
غروب جمعه
و
دیوار کوتاه من
ب هر سمتی می نگرم
سایه ای نیست
ک در بر گیرد مرا ...


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
آن روزهای تنهایی
این پاییز بی کسی
قدم زدنهای بی هدف
غروب سرد و نفس گیر
تو را کم دارد
تو قطعه ی گمشده ی پازل زندگی من هستی ...!



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجذور آینه میکُنم
نگاهت را
از هر گوشه اش
می چکد نگاهی دیگر

زیباییِ چَشمانِ تو
در هیچ قابی
محصور شدنی نیست !


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
باز
شنبه ای دیگر
و باز من و شروعی دیگر
می چینم پازل
دوستت دارم را ..



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
در حصار دلتنگی
بر محرابِ ارغوانیِ عاشقانه ها
اقتدا میکنم
جانبِ قبله چشمانت
دو رکعت عشق
به نیت وصال میخوانم
تا بشکند حصار فاصله ها



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
و تن من
معبدی ست که
در آن عقیقه میکنند
زندگی را
ب قداست تن ات



@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضجه می زنند
دستهایِ ب اجابت نرسیده ام
در استشمام
گندمزار گیسوانی که
بر سر انگشتان دیگری
ضجه می زد



@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
آرزو دارم
در ایـن صبح دلپذير
رایحه ی تن "تو"
خورشید روز های من بشود
و بتابد بر ایوان آرزو هایم ...


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
من همان پازل ناقص خاک خورده ام

ک با هر قطعه ی دیگری
غیر از خودت
کامل نمیشود .

مرا کامل کن ...


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
وطن من است
تن تو
میترسم از روزی ک
کوتاه شود
دستم از وطنم


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ابعاد همهمه یِ شهر
و تندیسی از سراب
فارغ از هر قیل و قالی
بِ پایکوبی می خواند
عریانیِ روح باکره ام را
شهر نگاه تو



@puzzel

#فریبرز_مقدسی
با دستانی آلوده ب جبر
بی هوشیاری
بیداریم
ب صبح زندگی


@puzzel

#فریبرز_مقدسی
در پس خنده ای محزون
ب لطف هجای سیب
رنگین کمان احساس را
نقاشی میکند
خنده ی تو


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
میان لبخند آدمک های خاکستری
جان می کَنَد احساس
تا برگیرد
لبخند از چهره ی سرخ سیلی


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
یاخته های تنم
نامت را قدیس وار می ستایند
تمنای بزرگی ست
در این احوال
دلتنگ نبودن
امید بزرگی ست
گوشه ی چشمی ..



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
آرامش
گاهی اوقات از صدا
گاهی از نت های موسیقی
اغلب از آغوش کسی می آید


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
بند بند استخوان هایم
تمام طول روزها
تمام شب های کش آمده
وجب ب وجب نبودن هایت را تیر می کشد
آمیخته ای با سلول ب سلول تنم
و من نوازش موهای تو را
تمام تو را
خماری کشیده ام ..


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
در مسند لاجوردی آسمان
غروب رفتنت را
روی بالش ابرهای آبستن
سرخ گریستم
و تنهایی خویش ب آغوش کشیدم
زیر چتر آسمان


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو