"سڪوٺ هاے ݜعر نݜده"
265 subscribers
1 photo
328 videos
ارتباط با ما


@fariboorz_67
Download Telegram
طلوع صبح یعنی
باز شدن چشمان زیبای تو

بخیر می شود با
انحنای لبخند روی لبانت ..



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
چون تصویر یک لبخند
بر قائده ی سیب
که حادثه ای مخملین
و ابدیتی دلنشین است
دیدار تو
پیدایش لبخند بود


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
در صدف وجود تو چیده ام
تن لطیف شعر را
و از آبادی ویران واژه ها
کوشکی ساخته ام
بر صدف گوهر عشق


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلهای مرده ی زیادی
روی دستم مانده است

کاش می ماندی
و می دیدی
در عرصه ی خیال
چه تافته ی جدایی بافته ام از موهایت ...

@puzzel
#فریبرز_مقدسی
صبح زیباست!
و زیباتر از آن ؛
اعجاز چشمان توست
ک هر صبح
ب گشایش پلکی
طلوعش را بر رخ آفتاب میکشد ...


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
یک پنجره با چشم اندازی از تو ...

برای من؛
از این جهان
همین کفایت می کند .


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
و عشق
حادثه ایست،
که از گذر چشمانت عبور کرد
و مرا در برگرفت...!


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
و من
پُرَم از ولع زیستن
پُر از "دوستت دارم" های شیرین
ک توتک وار
شاخه های دلم را می لرزاند؛
و تو را
کاش به آن میلی بود..



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
معرکه یِ قشنگی می شود پیری
دل اگر
ب پایِ تو گیر باشد ...



@puzzel
#چامک
#فریبرز_مقدسی
از بامدادی خمار آلود
تا سکوت مبهم شب
با پیراهنی زخمی
از تنی بی روح
مست چشمان
همیشه خمار تو ام


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#سپکو
سرخ ترین خاطره بود
پرواز
و
پر
پر
شدن بال ها


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
#چامک
پلک بگشای و
صبحی دیگر رقم بزن

امروز
ب ساحت مقدس چشمانت
گره بزن صبح مرا


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
در ابعاد همهمه یِ شهر
و تندیسی از سراب
فارغ از هر قیل و قالی
بِ پایکوبی می خواند
عریانیِ روح باکره ام را
شهر نگاه تو



@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
نوشتن ها
دست آویزی بیش نیستند
سالهاست ک خورشید از این شهر رفته است
و کار ما
نوشتن سیاه مشق است



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
همیشه
خیال و جایِ خالی
یک نفر هست
پشت سکوتمان
بانی تمام بی حوصله گی هامان
یک نفر ک بودنش
جبرانِ تمامِ نبودن هاست.

@puzzel

#فریبرز_مقدسی
این روزها
در جور چین ناقص و آهمند زندگی ام
جای خالی ات را
با انبوهی از اندوه
ب چله نشسته ام
درد می کشم ؛
حسرت می کشم ؛
آااه می کشم ..؛
با همه ی اینها
این را خوب فهمیده ام
بعضی از نبودن ها را
بلندایِ هیچ آاااهی
پُر نمی کند .


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
ضجه می زنند
دستهایِ ب اجابت نرسیده ام
در استشمام
گندمزار گیسوانی که
بر سر انگشتان دیگری
ضجه می زد



@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
دردم را
داروها افاقه نمیکند
سرم برای تو
درد میکند



@puzzel
#سپکو
#فریبرز_مقدسی
در من
زخم های عمیقی
پینه بسته است
از فاجعه ای
به نام نبودنت


@puzzel
#فریبرز_مقدسی
آدمها همین هستند ک می بینی
دلسوز
مهربان
و عاشق
اما تو باور نكن ...



@puzzel
#فریبرز_مقدسی
وتن من
برنگشت
ب دوران ما قبل؛
بعدِ رفتنت


@puzzel
#چامک
#فریبرز_مقدسی