تأویل صحیح در روان کاوی حاصل نمی شود مگر آنکه درمان جو مهارت های لازم برای بهره گرفتن از آن را کسب کند. این مهارت ها عبارت اند از پایش و تجربهٔ افکار و احساسات دربارهٔ جزءجزء زندگی آن گونه که اینجا-و-اکنون پدیدار می شوند. تأویل به هر یک از این احساسات نامی می دهد- درست در زمانی که تنها چیزی که از خودآگاهی غایب است، آن نام است.
بدین سان، تأویل شایسته هم تجارب پدیدار شونده را [ با نام بخشیدن به آنها] کامل می کند و هم به درمان جو برای پرورش مهارت های عملی فهم خویشتن یاری می رساند. با گذشت زمان، درمان جو ظرفیت تأویل تجارب خویش را خواهد یافت.
برگرفته از کتاب فروید نوشته جاناتان لیر
بدین سان، تأویل شایسته هم تجارب پدیدار شونده را [ با نام بخشیدن به آنها] کامل می کند و هم به درمان جو برای پرورش مهارت های عملی فهم خویشتن یاری می رساند. با گذشت زمان، درمان جو ظرفیت تأویل تجارب خویش را خواهد یافت.
برگرفته از کتاب فروید نوشته جاناتان لیر
دو نوع دانستن روانکاوانه
برای درک بهتر تأثیر روانکاوی در خلق یک ذهن روانکاوانه، تشخیص میان دو نوع دانستن روانکاوانه کمک کننده است. نخستین نوع که برای ما آشناترین نوع نیز هست را می توان شناخت وضعیت نام گذاشت، این نوع دانش ما را در «وضعیت دانستن» قرار می دهد؛ یعنی، آنچه برای ما ناشناخته بود اکنون شناخته شده است. به عنوان مثال، آنچه قبلا ناخودآگاه بود، اکنون در بخش آگاه است. در طول زمان به نکته های جدیدی در رابطه با کمک کننده بودن این مطلب پی برده ایم و با روش هایی آشنا شده ایم که می توانند این وضعیت را کمک کننده تر هم بکنند.
نوع دیگر دانستن که می توان از روانکاوی به دست اورد و ما با آن کمتر آشنا هستیم، آن چیزی است که من شناخت روند می نامم: آنجایی که تحلیل شونده به روندی که از طریق آن میتواند ذهن خود را بفهمد، شناخت پیدا می کند و همین طور به تأثیرات عاطفی این روند بر خود شناخت وضعیت و شناخت روند، همراه با هم، در مرکز درمان روانکاوانه قرار دارند و نقشی اساسی در رشد توان برای خلق ذهن روانکاوانه ایفا می کنند.
منبع: خلق یک ذهن روانکاوانه
نوشته:فرد بوش
برای درک بهتر تأثیر روانکاوی در خلق یک ذهن روانکاوانه، تشخیص میان دو نوع دانستن روانکاوانه کمک کننده است. نخستین نوع که برای ما آشناترین نوع نیز هست را می توان شناخت وضعیت نام گذاشت، این نوع دانش ما را در «وضعیت دانستن» قرار می دهد؛ یعنی، آنچه برای ما ناشناخته بود اکنون شناخته شده است. به عنوان مثال، آنچه قبلا ناخودآگاه بود، اکنون در بخش آگاه است. در طول زمان به نکته های جدیدی در رابطه با کمک کننده بودن این مطلب پی برده ایم و با روش هایی آشنا شده ایم که می توانند این وضعیت را کمک کننده تر هم بکنند.
نوع دیگر دانستن که می توان از روانکاوی به دست اورد و ما با آن کمتر آشنا هستیم، آن چیزی است که من شناخت روند می نامم: آنجایی که تحلیل شونده به روندی که از طریق آن میتواند ذهن خود را بفهمد، شناخت پیدا می کند و همین طور به تأثیرات عاطفی این روند بر خود شناخت وضعیت و شناخت روند، همراه با هم، در مرکز درمان روانکاوانه قرار دارند و نقشی اساسی در رشد توان برای خلق ذهن روانکاوانه ایفا می کنند.
منبع: خلق یک ذهن روانکاوانه
نوشته:فرد بوش