مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
We meet ourselves time and again in a thousand disguises on the path of life.
#Carl_Jung

ما بارها و بارها خودمان را در هزار لباس مبدل در مسیر زندگی ملاقات می کنیم.
#کارل_یونگ

‏«روزها به استراحت، تنبلی کردن (که درست انجام دادن آن خودش هنری است) و دوستی می‌گذرد.»

‏- روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
‏«بگذار تا تو را
‏آن‌گونه به یاد آرم
‏که چون وجود نداشتی بودی.»

‏- پابلو نرودا؛ فارسیِ بیژن الهی.
بیماران دارای مقاومت متوسط خشم و عذاب وجدان ناخودآگاه دارند که باعث مقاومت های ماژور و تمایل به مقاومت خود تنبیه گر عذاب وجدان می شود. تحمل اضطراب این بیماران مناسب و به صورت اضطراب عضلات مخطط و جداسازی عاطفه است. دفاع‌ها بیشتر ناهمساز با من هستند و کمتر همساز. این بیماران برای قفل گشایی ناخودآگاه نیاز به فشار دارند، اما نیاز به چالش محدود است. فهم فراروان شناسی ناخودآگاه به ما کمک می کند که اتحاد درمانی ناخودآگاه را فعال کنیم، تشخیص بدهیم و با آن همیار شويم. همه این بیماران معمولا به دوره های کوتاه ISTDP خوب پاسخ می دهند.


منبع: آنسوی مقاومت
نوشته: آلن عباس
اگر می توانید اضطراب را تحمّل کنید، تاب آوردن آن می تواند خیلی مفید باشد؛گاهی اضطراب نشانه ای برای رخ دادن اتّفاقی تازه است.
آدام‌ فیلیپس
تأویل صحیح در روان کاوی حاصل نمی شود مگر آنکه درمان جو مهارت های لازم برای بهره گرفتن از آن را کسب کند. این مهارت ها عبارت اند از پایش و تجربهٔ افکار و احساسات دربارهٔ جزءجزء زندگی آن گونه که اینجا-و-اکنون پدیدار می شوند. تأویل به هر یک از این احساسات نامی می دهد- درست در زمانی که تنها چیزی که از خودآگاهی غایب است، آن نام است.

بدین سان، تأویل شایسته هم تجارب پدیدار شونده را [ با نام بخشیدن به آنها] کامل می کند و هم به درمان جو برای پرورش مهارت های عملی فهم خویشتن یاری می رساند. با گذشت زمان، درمان جو ظرفیت تأویل تجارب خویش را خواهد یافت.

برگرفته از کتاب فروید نوشته جاناتان لیر
دو نوع دانستن روان‌کاوانه

برای درک بهتر تأثیر روان‌کاوی در خلق یک ذهن روان‌کاوانه، تشخیص میان دو نوع دانستن روان‌کاوانه کمک کننده است. نخستین نوع که برای ما آشناترین نوع نیز هست را می توان شناخت وضعیت نام گذاشت، این نوع دانش ما را در «وضعیت دانستن» قرار می دهد؛ یعنی، آنچه برای ما ناشناخته بود اکنون شناخته شده است. به عنوان مثال، آنچه قبلا ناخودآگاه بود، اکنون در بخش آگاه است. در طول زمان به نکته های جدیدی در رابطه با کمک کننده بودن این مطلب پی برده ایم و با روش هایی آشنا شده ایم که می توانند این وضعیت را کمک کننده تر هم بکنند.

نوع دیگر دانستن که می توان از روان‌کاوی به دست اورد و ما با آن کمتر آشنا هستیم، آن چیزی است که من شناخت روند می نامم: آنجایی که تحلیل شونده به روندی که از طریق آن می‌تواند ذهن خود را بفهمد، شناخت پیدا می کند و همین طور به تأثیرات عاطفی این روند بر خود شناخت وضعیت و شناخت روند، همراه با هم، در مرکز درمان روان‌کاوانه قرار دارند و نقشی اساسی در رشد توان برای خلق ذهن روان‌کاوانه ایفا می کنند.

منبع: خلق یک ذهن روان‌کاوانه
نوشته:فرد بوش
یکی مخاطرات زندگی اجتماعی این است که یک بعد از ظهر کامل را در یک مهمانی گیر آدمی بیفتیم که اعتقاد بسیار راسخی به خودش دارد_یا خودمانی تر بخواهم بگویم، حوصله تان را سر می برد.

آدم های حوصله سربر لزوماً اطلاعات غلطی ارائه نمی دهند(چه بسا در حین صحبت کردن چند نکته خوب نیز داشته باشند)، اما این موضوع که همراهی شان برایمان راحت نیست از اینجا می آید که رفتارشان شدت و سرسختی فراوانی دارد. دلمان می خواهد یک لحظه سکوت کنند و این فرصت را به ما بدهند که از گیرشان دربرویم. یکی از دلایلی که آدم های حوصله سربر را کسل کننده می سازد این است که احساس می کنیم آن ها با ما صادق نیستند.

در لابلای توضیح و تفصیل هایشان احساس می کنیم که شدت و حدتشان از گرمایی حکایت دارد که منشاء آن فراتر از بحثی است که ارائه می کنند.
بهتر است بدانیم: این حقیقتی کلی است که دغدغه های ظاهراً واقعی و بالغانه ی ما اغلب ریشه در حادثه هایی دارد که مدت ها پیش آسیب پذیری شخصی مان را برملا ساخته و شاید اکنون به صورتی بدقواره سربرآورده و مشغول بحث شده است. این موضوع به هیچ وجه نباید تحقیرآمیز باشد.

برای مثال شاید وقتی جوان تر بودیم، پدرمان شغلش را در شرکتی که دفترش را به جای دیگری منتقل کرده بود از دست داده بود. پرداختی شرکت نسبتاً قابل توجه بود اما شرم سهمگینی را برای خانواده بر جای گذاشت. شاید دوست نداشته باشیم این حوادث را به یاد بیاوریم چه رسد به اینکه با یک دوست جدید در یک مهمانی راجع بش سخن بگوییم. با این حال، این چیزها در وجودمان فعال هستند و به دنبال راه هایی، هر چند پوششی، برای ابراز خود می گردند. اما همه ی آنچه که به صورت خودآگاه می دانیم این است که سرمایه داری یکی از آزاردهنده ترین و ناپایدار ترین نظام اقتصادی است که تا کنون به جای مانده است.

برای اینگونه افراد، که شاید برخی مواقع هم خودمان باشیم، لازم نیست با موضوع صحبت شان شاخ به شاخ شویم که ظاهراً معلوم نیست آخرش چه می شود. کار درست این است که آرام آرام بکوشیم که موضوع هدف را از هدف ظاهری اش تغییر داده و به ریشه های اصلی اش بازگردانیم. این یعنی با لحنی همدلانه بپرسیم که چه وقتی موضوع برای اولین بار برایش مطرح شد و چه تداعی های شخصی تری ممکن است آن را احاطه کرده باشد.
حتی اگر به آنجا نرسیم، دانستن ساختار موضوع ما را حساس می کند که با کسانی که خیلی خودشان را جدی می گیرند نباید در بحث های طول و تفصیل دار سرشاخ شد.


درباره خوب بودن
آلن‌دوباتن
مانى pinned a file