Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
تئوردور رابرت باندى معروف به #تد_باندى يكى از زيركترين ترين قاتلين زنجيره اى تاريخ آمريكا در تاريخ ٢٤ نوامبر ١٩٤٦ در ورمونت به دنيا آمد. تد باندى فارق التحصيل رشته روانشناسى و حقوق از دانشگاه واشينگتون، پسرى جذاب و قد بلند با چشمانى تيره كه مورد تاييد و ستايش همكاران و اساتيدش بود. در آپريل ١٩٧٤ وقتى از معشوقه اش استفانى بروكس كه همكلاس او در دانشگاه واشنگتن بود جدا شد، غيبت هاى او از كلاس هاى حقوق و چندى بعد ناپديد شدن دختران دانشجو شروع شد. با اينكه بين متختصصان هنوز ائتلافى بر سر اينكه چه زمانى تد اولين قتلش را مرتكب شد نيست، ولى پرونده ى او بدون شك يكى از جنجال بر انگيزترين پرونده هاى جنايي تاريخ امريكا است. او كه به قاتل محوطه ى دانشگاه معروف شد،در ٧ ايالت ٣٦ دختر مو قهوه اى دانشجو را به قتل رساند و ٢ بار ازدست پليس اف.بى.آى گريخت و در نهايت از روى اثر دندان هايش بر بدن يكى از قربانيانش شناسايي و محكوم به مرگ شد. متخصصين ميگويند، تعداد قربانيان واقعى او به ١٠٠ نفر ميرسد، حال آنكه او تنها به قتل معدودى اعتراف ميكند.روانپزشكان عقيده دارند كه تد از منظومه اى از اختلالات روانپزشكى رنج ميبرد كه بارزترين آنها #اختلال_شخصيت_ضد_اجتماعى و #اختلال_شخصيت_خودشيفته بود. ويدئوى زير مربوط به آخرين مصاحبه وى در شب معدوم شدنش در ژانويه ١٩٨٩ در فلوريدا مي باشد. مشاهده اين مصاحبه تصويرى نسبتا واضح را در مورد اين اختلال به تصوير ميكشد؛ وجود ويژگيهاى متناقض شخصيتى در يك انسان باهوش ، از لحاظ اجتماعى موفق و #دگرديسى او به يك گرگ دو پا را نشان ميدهد. براى درك بهتر اين اختلال و اتيولوژى هاى محتمل آن فيلم #we_need_to_talk_about_kevin و #Bundy را مشاهده كنيد.
قلم:#مانى_منجمى
#مقاله #Ted_bundy
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
قلم:#مانى_منجمى
#مقاله #Ted_bundy
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همه آنچه در مسير به آن بر ميخوريم، انجام ميدهيم، ما را خراش ميدهد، ميشكند و ميتراشد، حتى كارهايى كه اكنون از نظر مابيهوده به نظر ميرسد؛ما را براى نسخه اى والاتر، #اصيل تر و شفافتر از خودمان آماده ميسازد، فقط كافيست باور كنيم كه #غايت وجودمان هدفمند و يكتا است.
قلم: #مانى_منجمى | #manimonajemi #نگاه
#مغمور
-----
آن که گفت آری...
عشق به سرنوشت در اندیشه نیچه
ترجمه و صدا فايل تصويرى: #ایمان_فانی
@persianschooloflife
قلم: #مانى_منجمى | #manimonajemi #نگاه
#مغمور
-----
آن که گفت آری...
عشق به سرنوشت در اندیشه نیچه
ترجمه و صدا فايل تصويرى: #ایمان_فانی
@persianschooloflife
how to make sence (2).pdf
225 KB
چگونه به پایان یافتن رابطه معنا ببخشیم و احساس بهتری را تجربه کنیم؟@Psychonstruct
#پايان_رابطه_روانسازه #سوگ_روانسازه
#پايان_رابطه_روانسازه #سوگ_روانسازه
.
“دلقك" آخرين آركى تايپِ سفر قهرمانى
دلقك يك شخصيت تاريخى با اهميت ميان فردى و ميان فرهنگى بسزايى است. لباس دلقك، آرايش و اطوار عجيب و غريبش ميتواند از منظر سرزمين عميق كهن الگوها ابراز شود. به عنوان يك آركى تايپ دلقك نمايش دهنده يك شخصيت حقه باز است و حامل صفاتى دو قطبى مثل شوخ مزاجى| جدّيت، بازى| كار، پنهان| شناخته شده، ساختن | تخريب و نظم | بى نظمى ميباشد. از نگاه فردى و فرهنگى دلقك كاركردهاى مختلفى دارد. يكى از اين كاركردها ايجاد اتصالى متعالى بين "من" و "خود" است. دلقك ارباب ابراز هيجانات متناقض و خارج از بافتار است. او تنها كسى است كه به طعنه و گزندگى حّتى ميتواند به شاه گوشه بزند بدون اينكه جانش تهديد شود. "شوخ طبعى" يكى از بالغانه ترين مكانيزم هاى دفاعى از ديد فرويد است، و دلقك از اين مكانيزم به وفور در رساندن و نشاندن پيغامش به اطراف استفاده ميكند. کهن الگوی دلقک را می توان در تیپ های شخصیتی صنعتگر و هنرمند معادل آرکی تایپ هفائستوس یونانی و تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات معادل با هرمس یونانی و تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری خلاقیت و شورزندگی معادل با آفرودیت یونانی دید. دلقک معنوی، نگرانی های ذهنی و درگیری های «من» را پشت سر گذاشته و به لذت عمیق و قابل توجهی دست یافته است. او توانایی مفید و معنویِ زیستن در لحظه و زمان حال را به خوبی بکار می گیرد. دست آورد های معنوی دلقک معمولا از دلواپسی یا توجه به خشک اندیشی و آداب رفتاری،خالی هستند. ولی عشق و لذتی که دلقک معنوی تجربه می کندد، نتیجه سالها تلاش و ریاضت او در عرصه درون و معنویت است.
نمونه هايى از آركى تايپ دلقك: بهلول، ملانصرالدين هستند. چقدر اين آركى تايپ در شما فعال است؟
.
.
.
قلم:#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#مانى_منجمى
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
“دلقك" آخرين آركى تايپِ سفر قهرمانى
دلقك يك شخصيت تاريخى با اهميت ميان فردى و ميان فرهنگى بسزايى است. لباس دلقك، آرايش و اطوار عجيب و غريبش ميتواند از منظر سرزمين عميق كهن الگوها ابراز شود. به عنوان يك آركى تايپ دلقك نمايش دهنده يك شخصيت حقه باز است و حامل صفاتى دو قطبى مثل شوخ مزاجى| جدّيت، بازى| كار، پنهان| شناخته شده، ساختن | تخريب و نظم | بى نظمى ميباشد. از نگاه فردى و فرهنگى دلقك كاركردهاى مختلفى دارد. يكى از اين كاركردها ايجاد اتصالى متعالى بين "من" و "خود" است. دلقك ارباب ابراز هيجانات متناقض و خارج از بافتار است. او تنها كسى است كه به طعنه و گزندگى حّتى ميتواند به شاه گوشه بزند بدون اينكه جانش تهديد شود. "شوخ طبعى" يكى از بالغانه ترين مكانيزم هاى دفاعى از ديد فرويد است، و دلقك از اين مكانيزم به وفور در رساندن و نشاندن پيغامش به اطراف استفاده ميكند. کهن الگوی دلقک را می توان در تیپ های شخصیتی صنعتگر و هنرمند معادل آرکی تایپ هفائستوس یونانی و تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات معادل با هرمس یونانی و تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری خلاقیت و شورزندگی معادل با آفرودیت یونانی دید. دلقک معنوی، نگرانی های ذهنی و درگیری های «من» را پشت سر گذاشته و به لذت عمیق و قابل توجهی دست یافته است. او توانایی مفید و معنویِ زیستن در لحظه و زمان حال را به خوبی بکار می گیرد. دست آورد های معنوی دلقک معمولا از دلواپسی یا توجه به خشک اندیشی و آداب رفتاری،خالی هستند. ولی عشق و لذتی که دلقک معنوی تجربه می کندد، نتیجه سالها تلاش و ریاضت او در عرصه درون و معنویت است.
نمونه هايى از آركى تايپ دلقك: بهلول، ملانصرالدين هستند. چقدر اين آركى تايپ در شما فعال است؟
.
.
.
قلم:#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#مانى_منجمى
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هیچ کس قطعه گمشده هیچ کس نیست:
تو قطعهای گمشده هستی، من قطعهای گمشده هستم، ما همگی قطعههایی گمشده هستیم و هیچ كس قطعه گمشده هیچ كس نیست (كه اگر بود، دیگر قطعهای گمشده باقی نمیماند!)؛ ما همه تنهاییم، اما ما قطعه خود هستیم؛ ماقطعه هیچكس نیستیم و هیچ كس نیز قطعه ما نیست. تو، تو هستی؛ من، من هستم و هیچ كس از آن دیگری نیست.
و تو به من میگویی:«آدم همیشه دنبال قطعهای گمشده است؛ هیچ آدمی را نمیتوان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند؛ فقط نوع قطعههاست كه فرق میكند، یكی به دنبال دوستی است، یكی در پی عشق؛ یكی مراد میجوید و یكی مرید! یكی همراه میخواهد و دیگری شریك زندگی، یكی هم قطعهای اسباب بازی! به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمیتواند زندگی كند. گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است و آرزوهای آدم هرگز نابود نمیشوند، بلكه تغییر موضوع میدهند. حتی آن كه نمیخواهد آرزویی داشته باشد، آن كه آرزویش را از كف داده است، آن كه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است، اندیشهاش گرفتار آرزو است!»
و تو باز به من میگویی:« تمامی تلاشهای ما برای ما گریز از تنهایی است، از هراس تنهایی است؛ عشق، رفافت، شهرت طلبی و ... همه گونهای گریز از تنهایی است و شاید قویترین جذابیت وصال در همین باشد كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمیبرد كه روزی تنها خواهد ماند.»
تو گاهی خیال میكنی گمشده خود را باز یافتهای، اما بسیار زود در مییابی كه این باز یافتهات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست، یا قدری كوچكتر و آن گاه كه نمیتوانی محكم نگاهش داری، از دستت لیز میخورد و گم میشود. گاهی او را مییابی و مدت كوتاهی در خوشبختی وصال به سر میبری اما گاه او رشد میكند و از خلاء درون تو یا حتی خود تو بزرگتر میشود و دیگر در درونت نمیگنجد. آن گاه او بدل به قطعه گمشده یك نفر دیگر میشود و تو را برای جستن دایره خود ترك میكند و گاه نیز تو بزرگ میشوی و او كوچك باقی میماند و روزی ناگهان در مییابی كه «او» قطعه گمشده تو نبود، او لقمه دهان تو نبود. گاهی هم «او» را مییابی و این بار از ترس اینكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود، سفت نگهش میداری، دو دستی به او میچسبی و ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له میشود.و من به تو می گویم: "در گریز از تنهایی و جداافتادگی به دوست داشتن پناه می بری و آنگاه كه دوست داشتن را بازیافتی، آن را با هراس از كف دادنش، از هراس تنهایی و جداافتادگی، رنج آورش می كنی و سرانجام نیز از دست می دهیش. احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن تنها می مانی و ته دلت حتی می ترسی كه قطعه ای را بیابی. تو از تنها ماندن می ترسی و از همین روی تنها می مانی.
#شل_سيلورستاين
قلم:#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#مانى_منجمى
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
تو قطعهای گمشده هستی، من قطعهای گمشده هستم، ما همگی قطعههایی گمشده هستیم و هیچ كس قطعه گمشده هیچ كس نیست (كه اگر بود، دیگر قطعهای گمشده باقی نمیماند!)؛ ما همه تنهاییم، اما ما قطعه خود هستیم؛ ماقطعه هیچكس نیستیم و هیچ كس نیز قطعه ما نیست. تو، تو هستی؛ من، من هستم و هیچ كس از آن دیگری نیست.
و تو به من میگویی:«آدم همیشه دنبال قطعهای گمشده است؛ هیچ آدمی را نمیتوان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند؛ فقط نوع قطعههاست كه فرق میكند، یكی به دنبال دوستی است، یكی در پی عشق؛ یكی مراد میجوید و یكی مرید! یكی همراه میخواهد و دیگری شریك زندگی، یكی هم قطعهای اسباب بازی! به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمیتواند زندگی كند. گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است و آرزوهای آدم هرگز نابود نمیشوند، بلكه تغییر موضوع میدهند. حتی آن كه نمیخواهد آرزویی داشته باشد، آن كه آرزویش را از كف داده است، آن كه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است، اندیشهاش گرفتار آرزو است!»
و تو باز به من میگویی:« تمامی تلاشهای ما برای ما گریز از تنهایی است، از هراس تنهایی است؛ عشق، رفافت، شهرت طلبی و ... همه گونهای گریز از تنهایی است و شاید قویترین جذابیت وصال در همین باشد كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمیبرد كه روزی تنها خواهد ماند.»
تو گاهی خیال میكنی گمشده خود را باز یافتهای، اما بسیار زود در مییابی كه این باز یافتهات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست، یا قدری كوچكتر و آن گاه كه نمیتوانی محكم نگاهش داری، از دستت لیز میخورد و گم میشود. گاهی او را مییابی و مدت كوتاهی در خوشبختی وصال به سر میبری اما گاه او رشد میكند و از خلاء درون تو یا حتی خود تو بزرگتر میشود و دیگر در درونت نمیگنجد. آن گاه او بدل به قطعه گمشده یك نفر دیگر میشود و تو را برای جستن دایره خود ترك میكند و گاه نیز تو بزرگ میشوی و او كوچك باقی میماند و روزی ناگهان در مییابی كه «او» قطعه گمشده تو نبود، او لقمه دهان تو نبود. گاهی هم «او» را مییابی و این بار از ترس اینكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود، سفت نگهش میداری، دو دستی به او میچسبی و ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له میشود.و من به تو می گویم: "در گریز از تنهایی و جداافتادگی به دوست داشتن پناه می بری و آنگاه كه دوست داشتن را بازیافتی، آن را با هراس از كف دادنش، از هراس تنهایی و جداافتادگی، رنج آورش می كنی و سرانجام نیز از دست می دهیش. احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن تنها می مانی و ته دلت حتی می ترسی كه قطعه ای را بیابی. تو از تنها ماندن می ترسی و از همین روی تنها می مانی.
#شل_سيلورستاين
قلم:#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#مانى_منجمى
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا بدون شك ما با شخص اشتباهى وارد رابطه ميشويم يا ازدواج ميكنيم؟
ويزور: #آلن_دو_باتن
ترجمه: #مانى_منجمى
#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#مانى_منجمى
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
ويزور: #آلن_دو_باتن
ترجمه: #مانى_منجمى
#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#مانى_منجمى
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر بودن فقط يك لِيبل اجتماعى، اعتقادى و يا حتى بيولوژيكه. "دخترانگى" اما يكى از جذاب ترين خصيصه هاى يك زن، كه هيچ ربطى به باكره بودن و چوب خط ناگزير زمان بر چهره و ....نداره. اين "دخترانگى" اگه هوشمندانه مراقبش نباشيم ميتونه زير چكمه هاى تبعيض، تنگ نظرى و قضاوت ها و اعتقادات پوسيده ى يك جامعه ى مرد سالار له شه!
اين كه از لحاظ سنى كهنسال يا جوان باشيم مهم نيست، مهم اينه كه در هر مرحله اى كه هستيم بتونيم دخترانگى مون رو از اين انگها و هجمه ها حراست كنيم و اجازه بديم آزادى رو با بند بند وجودش تنفس كنه و جوانه بزنه از ميان چنگال شفيره ى پوك و پوسيده ى سُنن مردسالارانه.
چيزى نمانده، تاريكى شفيره را باور نكن!
——
قلم: #نگاه #مغمور #مانى_منجمى
#mani Monajemi
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اين كه از لحاظ سنى كهنسال يا جوان باشيم مهم نيست، مهم اينه كه در هر مرحله اى كه هستيم بتونيم دخترانگى مون رو از اين انگها و هجمه ها حراست كنيم و اجازه بديم آزادى رو با بند بند وجودش تنفس كنه و جوانه بزنه از ميان چنگال شفيره ى پوك و پوسيده ى سُنن مردسالارانه.
چيزى نمانده، تاريكى شفيره را باور نكن!
——
قلم: #نگاه #مغمور #مانى_منجمى
#mani Monajemi
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Survival Guideline Narcissist .pdf
134.9 KB
راهنمايى زندگى با يك فرد خودشيفته
@Psychonstruct
@Psychonstruct
چه زمانی بره هایمان آرام میگیرند.pdf
5.4 MB
#بره_هایمان_چه_زمانی_آرام_میگیرند؟ #مقاله_هفته_روانسازه
قلم: #مانى_منجمى
#خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
قلم: #مانى_منجمى
#خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Demarczyk Ewa Tomaszów
🎼 TOMASZOW
👤✍️ Julian Tuwim
🎤 Ewa Demarczyk
📝 کاش هرگز تو را نمی دیدم
آن وقت
نه بغضی در گلویم بود
نه دلشدگی
و نه مشتی شعر... .
✍ واهه آرمن
@psychonstruct
👤✍️ Julian Tuwim
🎤 Ewa Demarczyk
📝 کاش هرگز تو را نمی دیدم
آن وقت
نه بغضی در گلویم بود
نه دلشدگی
و نه مشتی شعر... .
✍ واهه آرمن
@psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
روان_سازه_چرا_ما_خيانت_ميكنيم؟_هلن_فيشر.mp4
159 MB
چرا ما #خيانت ميكنيم؟
#infedility #ted #tedmed
#helen_fisher
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#infedility #ted #tedmed
#helen_fisher
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#Requeim_For_A_Dream
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Audio
#Requeim_For_A_Dream
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct