مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماریا آبراموویچ که به مادر هنر پرفورمنس معروفه ، سال 2010 پرفورمنسی اجرا میکنه و به مدت 3 ماه روی یک صندلی میشینه تا با 10 هزار نفر فقط ارتباط چشمی و بدون کلام برقرار کنه تا اینکه شخصی روبروش قرار میگیره که عشق قدیمیش بوده و بعد از 22 سال باهاش روبرو میشه.

@Psychonstruct
Audio
بهترين هاى رشيد بهبودُف
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
چرا باید داروی اعصاب مصرف کنم؟
پس از تشخیص درست و انتخاب درست شیوه درمان یک اختلال #روانپزشکی، چگونگی پیگیری درمان مطرح می‌شود که خود یکی از معضلات دست‌یابی به پاسخ مناسب درمانی است. در اینجا منظور از درمان بیشتر نوع دارویی آن است. بسیاری از افراد شروع‌کننده درمان، قادر به ادامه مناسب آن نیستند. آنها ممکن است به دلایل متفاوتی این راه را ناتمام بگذارند؛ بی‌تابی در رسیدن سریع به بهبودی، عوارض جانبی داروها، باورهای ضد مصرف دارو، فشار اطرافیان برای قطع مصرف #دارو، عدم آموزش کافی در مورد چگونگی مصرف داروها و مقابله با عوارض آنها، مشکل بودن رعایت دقیق برنامه مصرف داروها، و ماهیت بیماری موجود که خود به بی‌انگیزگی فرد در ادامه درمان دامن می‌زند، از جمله این دلایل است. متن پیش رو برای پاسخگویی به پرسش‌های احتمالی مصرف‌کنندگان داروهای روانپزشکی و ارائه کمکی در جهت بهبود تداوم مؤثر درمان دارویی تهیه شده است.
چرا باید دارو بخورم؟ چرا خودم به خودم کمک نکنم؟
البته که «کمک کردن به خود» خوب است. بدیهی است که در هر شرایطی فرد باید یاد بگیرد که چگونه به خود کمک کند. اما این که «کمک کردن به خود» دلیلی باشد بر پیگیری نکردن درمان دارویی و نخوردن دارویی که پزشک تجویز کرده، سفسطه‌ای است در جهت «زیان رساندن به خود». هنگامی که درمان یک مشکل روانپزشکی با دارو به نتیجه می‌رسد، چه بسا مهم‌ترین بخش «کمک کردن به خود»، همان مصرف دارو باشد.
و اما پاسخ این پرسش که چرا گاهی مصرف داروی اعصاب ضروری می‌شود؟ اصولاً پزشک هنگامی باید دارو تجویز کند که سود آن را بیش از عوارض جانبی آن بداند. پزشک آگاه و دلسوز به هنگام انتخاب شیوه درمان یک بیماری روانپزشکی، همه روش‌های موجود را کنار هم می‌گذارد و در میان آنها دست به انتخاب می‌زند. وقتی انتخاب او تجویز دارو یا داروهایی است، این به آن معناست که او سودمندی مصرف آن دارو یا داروها را بیش از عوارض جانبی احتمالی آنها می‌داند؛ و بنابراین دلیل مصرف داروهای اعصاب این است: «مصرف‌شان سودمندتر ازعدم مصرف است، و تن ندادن به چنین درمانی عواقبی زیان‌بار دارد.» البته بدیهی است که مواردی هم وجود دارد که به‌کارگیری درمان دارویی یا غیر دارویی سود یکسانی دارد یا درمان غیر دارویی ارجح است. تشخیص این موارد بر عهده پزشک است و اگر می‌خواهیم درمان مشکل خود را مطابق با نظری تخصصی پیش ببریم، باید نظر کارشناسی او را بر ایده سایر افراد (از جمله بر ایده خود، حتی اگر پزشک هستیم) ارجح بدانیم. ادامه در پست بعدى

قلم: #دكتر_امير_شعبانى |#روانپزشك
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
چه موقعی می‌توان روان‌درمانی را به جای دارو نشاند؟
این که درمان مناسب برای یک فرد شامل به کارگیری دارو، روان‌درمانی، مشاوره، یا ابزارهای درمانی چون الکتروشوک است در ابتدا به نوع «تشخیص» بستگی دارد. بنابراین انتخاب نوع درمان موضوعی نیست که فرد پیش از مراجعه به پزشک، خود آن را تعیین کند و مثلاً بخواهد تنها از طریق روان‌درمانی مشکل را حل کند. به طور مثال، در مورد بیماری افسردگی، ملاک‌های خاصی برای تعیین شدت آن وجود دارد که بر آن اساس، پزشک می‌تواند انواع خفیف، متوسط و شدید را شناسایی کند. در موارد متوسط و به ویژه نوع شدید افسردگی، یا در موارد وجود نشانه‌های خاصی، تجویز دارو ضروری است؛ در حالی که در موارد خفیف می‌توان روان‌درمانی را درمان خط اول دانست. با این حال به جز تعیین شدت افسردگی، نکات تشخیصی تخصصی دیگری هم مطرح است که از آن جمله می‌توان به تعیین دوقطبی بودن یا نبودن افسردگی اشاره کرد. در موارد دوقطبی، که البته باز هم علایم بیمار هنگام مراجعه به پزشک معمولاً همان علایم افسردگی است، درمان دارویی متفاوتی خط اول درمان را تشکیل می‌دهد. روان‌درمانی‌ها در درمان اختلالات متنوعی از جمله انواع اختلالات اضطرابی، شخصیتی، شبه جسمی و مصرف مواد کاربرد دارد، ولی باید توجه داشت که در هر موردی نظر تخصصی در انتخاب مؤثرترین شیوه درمان موضوع پیچیده‌ای است و نیازمند دانش و تجربه کافی.
چه مدت طول می‌کشد تا دارو اثر کند؟
زجر ناشی از علایم بیماری، گاه توان صبر کردن برای رسیدن به پاسخ درمانی مناسب را از فرد می‌گیرد. با این حال، باید دانست که دیدن اثرات درمانی کافی داروها، اغلب به گذشت چند هفته از مصرف آنها نیاز دارد. این زمان ممکن است گاه به کوتاهی دو هفته و گاه به درازی دو تا سه ماه باشد. موارد کمتری هم که به عنوان مقاوم به درمان شناخته می‌شود ممکن است نیاز به مدتی طولانی‌تر و مصرف تعداد بیشتری از داروها داشته باشد. راهکاری که معمولاً از سوی روانپزشک برای تحمل این زمان توسط بیمار اندیشیده می‌شود، تجویز داروهایی سریع‌الاثر برای تسکین موقتی برخی از علایم است تا بیمار بتواند این مدت انتظار را راحت‌تر سپری کند. پس از بهبودی نسبی، داروهای کمکی مذکور به تدریج قطع می‌شوند و دارو یا داروهای اصلی ادامه می‌یابند. بنابراین، برای آن که از مؤثر بودن یا نبودن یک رژیم دارویی مطمئن شویم، باید آن را با «مقدار کافی» و «مدت کافی» مصرف کرده باشیم و سپس در مورد اثربخشی آن به قضاوت بنشینیم. ادامه در پست بعدى
قلم: #دكتر_امير_شعبانى |#روانپزشك
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
تا کی باید دارو بخورم؟
عموماً دو مرحله در درمان دارویی تعریف می‌شود. ابتدا مرحله درمان حاد و سپس دوره درمان نگهدارنده. درمان حاد به این معنی است که دارو برای کنترل علایم بیماری فعلی تجویز می‌شود و درمان نگهدارنده مربوط به زمانی است که درمان حاد به بهبودی بیمار منتهی شده است. به بیان دیگر، درمان نگهدارنده برای جلوگیری از عود بیماری در نظر گرفته می‌شود و بنابراین در مورد بیماری‌هایی به کار می‌رود که عود کننده است. این که به کارگیری درمان نگهدارنده لازم است یا نه، و اگر لازم است تا چه زمانی باید ادامه یابد، به عوامل مختلف و متنوعی وابسته است.
چرا وقتی نمی‌خواهم دارو بخورم، باز هم باید پیش روانپزشک بروم؟
به این پرسش پیش از این به نوعی پاسخ داده شد. پیش از انتخاب نوع درمان، تعیین «تشخیص» اهمیت دارد و «تشخیص» است که درمان مناسب را تعیین می‌کند. به عبارتی، تعیین مؤثرترین شیوه یا شیوه‌های درمان برای یک مشکل خاص روانپزشکی بر عهده پزشک است. البته در مواردی پزشک ممکن است بیش از یک شیوه درمانی را مناسب بداند و پیشنهاد کند و ارجحیت آشکاری میان آنها در نظر نگیرد.
چرا وقتی بیماری خفیفی دارم، دکتر داروی یک بیماری شدید را تجویز کرده؟
هر یک از داروهای مورد استفاده در روانپزشکی (و البته شاخه‌های دیگر طب) ممکن است کاربردهای متنوعی داشته باشد و مهم است که بدانیم حتی بعضی از متخصصان سایر رشته‌ها ممکن است با کارایی متنوع برخی از داروهای روانپزشکی آشنا نباشند. در واقع، کاربردهای همه داروها دقیقاً مطابق با نام مشهور دسته دارویی آنها نیست. به این ترتیب، فردی که به درستی تحت درمان با یک داروی ضد افسردگی برای درمان وسواس، یا یک داروی ضد تشنج برای درمان افسردگی (دوقطبی)، یا یک داروی ضد روانپریشی برای درمان تیک، و یا یک داروی خواب‌آور برای درمان دلشوره قرار گرفته، ممکن است پس از ابراز شگفتی فردی ناآگاه از این عدم تناسب ظاهری دارو با مورد مصرف آن، از ادامه درمان درست پشیمان شود و نسبت به دانش پزشک معالج خود تردید کند. در همین راستا باید به این نکته اشاره کرد که نوع داروی تجویز شده عموماً ارتباطی با شدت بیماری ندارد و همان‌طور که در بالا اشاره شد، به طور مثال، همان داروی ضد روانپریشی که برای درمان بیماری اسکیزوفرنیا تجویز می‌شود، با دوز متفاوتی در درمان تیک به کار می‌رود.
در برابر فشار اطرافیان برای قطع مصرف داروها چه کنم؟
گاهی فرد مصرف کننده داروهای روانپزشکی باید در چند جبهه بجنگد! یکی با افکار ضد درمان و ضد داروی خودش که او را بر علیه مصرف داروها نهیب می‌زند، و دیگر فشاری که دوستداران و اطرافیانش وارد می‌کنند. برای مدیریت مورد دوم، راهکارهایی به این شرح قابل اجراست: ۱) اصلاح باورهای نادرست اطرافیان بیمار در مورد روانپزشکی و داروهای اعصاب؛ ۲) اطلاع‌رسانی به این افراد و آموزش آنها در مورد بیماری روانپزشکی فرد مراجع و چگونگی درمان او از طریق دعوت بیمار از آنها برای شرکت در برخی از جلسات ویزیت؛ ۳) افزایش اعتماد به نفس فرد تحت درمان برای ایستادگی در برابر توصیه‌های نادرست دیگران، دفاع از شیوه درمانی که پی گرفته و حتی آموزش دادن او به اطرافیان در این زمینه؛ ۴) ارائه بروشورها یا کتابچه‌های آموزشی به اطرافیان بیمار؛ ۵) ارتباط همدلانه پزشک با نزدیکان بیمار که در جلسه ویزیت حاضر شده‌اند، در جهت رفع نگرانی‌های آنها و پی‌بردن‌شان به دانش و مهارت پزشک معالج.
پايان
قلم: #دكتر_امير_شعبانى |#روانپزشك
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
ما #ایرانی‌ها وقتی به مشکلی بر می‌خوریم، آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنیم.
وقتی سر دو راهی ناگزیری قرار می‌گیریم راه سومی می‌سازیم که نه آن است و نه این!
راهی که بعداً اشکالات زیادی برایمان به بار خواهد آورد؛ زیرا این راه آسان را با زیر پا گذاشتن «اصول» پیدا کرده‌ایم.
آنچه ما «#زرنگی» می‌نامیم در حقیقت بی انضباطی مطلق است، نادیده گرفتن اصول است!

مثلاً:
میان ماندن و توضیح دادن، رفتن را انتخاب می‌کنیم تا نمانده باشیم و توضیح دهیم!
میان #عشق و #نفرت بی‌تفاوتی را انتخاب می‌کنیم تا مجبور نباشیم با اصول احساسی‌مان وارد جنگ شویم.

قلم: #یادداشتهای_شهر_شلوغ | #فریدون_تنکابنی
نقش: #Keyvan_Heydari | #Saatchiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from Owrsi | اورسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Ksenija Sidorova
V. Monti - Csárdás
مرا ببوس
حسن گلنراقی
مرا ببوس
@Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بيشتر ما در سطوح مختلف آگاهى، به دنبال نيمه ى گمشده ى خود هستيم. چيزى كه در اتاق درمان و خارج از اون مشاهده ميكنم، اينه كه تعداد كمترى از ما با يك عينك عملكردى و بافتار مدار اين تصوير ذهنى رو سمباده زديم و حداقل براى خودمان ملموسش كرديم. خيلى از ويژگيهاى يك همراه و شريك عاطفى قابليت كمّى سازى ندارند، و خيلى از ويژگى ها هم اين قابليت رو دارند. اگر بتوانيم واقع گرايانه به اين تصوير ذهنى بپردازيم و به دلايل و جنبه هاى عملكردى اين توقعات ذهنى بپردازيم، به يك نظام غربالگرى ذهنى دست ميابيم كه تا حد زيادى كمك ميكند در انتخاب هايمان خطاى "كمترى" داشته باشيم. آيا به اين شكل به اين مقوله نگاه كرديد؟ اين شريك احتمالى چه ويژگى هايى دارد؟ چقدر اين تصوير ذهنى واقع گرايانه است و با بافتارى كه من در آن زندگى ميكنم همخوانى دارد؟

ويزور: #مانى_منجمى
#نگاه #مغمور
#manimonajemi
#شهريور_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز فرويد رو تو "لندن" ديدم.@Psychonstruct
How to Connect with People.pdf
158.4 KB
چگونه با کسانی که میخواهیم ارتباط کارآمد برقرار کنیم؟
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
بریده هایی از پیشگفتار زرتشت ▪️انسان بندی‌ست میانِ حیوان و ابراِنسان؛ بندی بر فرازِ مَغاکی.* ▪️دوست می‌دارم آن را که روان اش خویشتن بر_باد_ده است و نه اهلِ سپاس خواستن است و نه سپاس گزاردن؛ زرا همواره بخشنده است و بدور از پاییدنِ خویش. ▪️دوست می‌دارم آن را که روان اش در زخم پذیری نیز ژرف است و پیشامدی کوچک او را نا بود تواند کرد... ▪️دوست‌ می‌دارم آن را که چون چکّه هایِ گران اند و یکایک از ابرِ تیره‌یِ آویخته بر فرازِ بشر فرو می‌چکند. اینان بشارتگرانِ آذرخش اند و همچون بشارتگران فنا می‌شوند.
هانريال من یک بشارتگرِ آذرخش و چکّه ای گران از ابر! و اما آذرخش را نام اَبَراِنسان است.

پ.ن: زرتشت انسان را به بند و شخص را به بندباز تشبیه می‌کند که در حال پیمودن راه‌یست که مبدا اش حیوان و مقصدش ابر انسان است. و چنان چه شخص پایش بلغزد به جایگاهی سقوط خواهد کرد، پست تر از مقام حیوانی. —————— ▪️Mankind is a rope fastened between
animal and overman – a rope over an abyss. ▪️I love the one whose soul squanders itself, who wants no thanks and gives none back: for he always gives and does not want to preserve himself. ▪️I love the one whose soul is deep even when wounded, and who can perish of a small experience: thus he goes gladly over the bridge. ▪️love all those who are like heavy drops falling individually from the dark cloud that hangs over humanity: they herald the coming of the lightning, and as heralds they perish.
Behold, I ama herald of the lightning and a heavy drop from the cloud: but this lightning is called overman.

ترجمه: #امیرحسین_الهی
قلم: #چنین_گفت_زرتشت #فریدریش_نیچه#Friedrich_Nietzsche #نيچه
نقش: #Metamorphosis | #saatchiart
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اميد آخرين چيزى است كه مى ميرد...
Hope is the last to die...
.
قلم: #Halin_Birenbaum
#اسفند_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Pure Love
Tchador
Pascal de Loutchek, Pierre Bluteau
سلطان قلب ها
باطعم فرانسوی.

«پاسکال دلوشِک» و «پی یر بلوُتو» گیتارنوازان مشهور فرانسوی در قطعه ای با نام «چادر»، آهنگ محبوب «سلطان قلب ها» از ساخته های انوشیروان روحانی را تنظیم و اجرا کردند .




@psychonstruct
Ayandeh
Farzad Farzin
are you dating someone with psychopathy (3).pdf
207.3 KB
آيا با يك سايكوپات قرار ملاقات گذاشته ايد؟
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
تئوردور رابرت باندى معروف به #تد_باندى يكى از زيركترين ترين قاتلين زنجيره اى تاريخ آمريكا در تاريخ ٢٤ نوامبر ١٩٤٦ در ورمونت به دنيا آمد. تد باندى فارق التحصيل رشته روانشناسى و حقوق از دانشگاه واشينگتون، پسرى جذاب و قد بلند با چشمانى تيره كه مورد تاييد و ستايش همكاران و اساتيدش بود. در آپريل ١٩٧٤ وقتى از معشوقه اش استفانى بروكس كه همكلاس او در دانشگاه واشنگتن بود جدا شد، غيبت هاى او از كلاس هاى حقوق و چندى بعد ناپديد شدن دختران دانشجو شروع شد. با اينكه بين متختصصان هنوز ائتلافى بر سر اينكه چه زمانى تد اولين قتلش را مرتكب شد نيست، ولى پرونده ى او بدون شك يكى از جنجال بر انگيزترين پرونده هاى جنايي تاريخ امريكا است. او كه به قاتل محوطه ى دانشگاه معروف شد،در ٧ ايالت ٣٦ دختر مو قهوه اى دانشجو را به قتل رساند و ٢ بار ازدست پليس اف.بى.آى گريخت و در نهايت از روى اثر دندان هايش بر بدن يكى از قربانيانش شناسايي و محكوم به مرگ شد. متخصصين ميگويند، تعداد قربانيان واقعى او به ١٠٠ نفر ميرسد، حال آنكه او تنها به قتل معدودى اعتراف ميكند.روانپزشكان عقيده دارند كه تد از منظومه اى از اختلالات روانپزشكى رنج ميبرد كه بارزترين آنها #اختلال_شخصيت_ضد_اجتماعى و #اختلال_شخصيت_خودشيفته بود. ويدئوى زير مربوط به آخرين مصاحبه وى در شب معدوم شدنش در ژانويه ١٩٨٩ در فلوريدا مي باشد. مشاهده اين مصاحبه تصويرى نسبتا واضح را در مورد اين اختلال به تصوير ميكشد؛ وجود ويژگيهاى متناقض شخصيتى در يك انسان باهوش ، از لحاظ اجتماعى موفق و #دگرديسى او به يك گرگ دو پا را نشان ميدهد. براى درك بهتر اين اختلال و اتيولوژى هاى محتمل آن فيلم #we_need_to_talk_about_kevin و #Bundy را مشاهده كنيد.

قلم:#مانى_منجمى
‌#مقاله #Ted_bundy
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Requiem (Lacrimosa Dies Illa)
Wolfgang Amadeus Mozart