مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
دوگانگى تو ذات يك تجربه ى روانى عميقه
تو احتمالا احساس آزردگى و ملالِ بيشترى نسبت به محبوبت تجربه ميكنى تا يك رهگذر.
چون كه از نزديك بهت شليك شده و احتمالا زره روانى سبكترى در مقابل محبوب به تن دارى و يا شايد حتى عريان عريانى، و طبيعتا ميزان جراحت بالاتره!
تا اين زخم التيام پيدا كنه، احتمالا بارها و بارها بين قطبين بُرّانِ هيجانات، افكار و تصميمات متضاد در سفرى. تا اينكه "شايد" صلح مستولى شه و يه جايى او وسطا آروم بگيرى!
بعد روزهاو شايد سالها، اينكه تو با اين زخم چيكار كردى بيشتر از اينكه كى، كِى و چجورى بهت زخم زده اهميت پيدا ميكنه. اينه كه به قول #مولانا،
"گفتم بر چون متن ز آنچه تنیدی بگو"
——
قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
لئو تولستوی :«موسیقی، تندنویسی ِ احساسات است.»
#نت_هفته_روانسازه
١٥ قطعه به يادماندنى ويولن
فايل صوتى و كامل اين ويدئو را از كانال تلگرام #روانسازه دريافت كنيد.
| #مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Audio
.
لئو تولستوی :«موسیقی، تندنویسی ِ احساسات است.»
#نت_هفته_روانسازه
١٥ قطعه به يادماندنى ويولن
فايل صوتى و كامل اين ويدئو را از كانال تلگرام #روانسازه دريافت كنيد.
| #مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#استرنبرگ ، نظریه مثلث #عشق و نظریه قصه عشق (روایت عشق)
استرنبرگ را با سه نظریه می شناسند : عشق مثلثی یا سه وجهی ، هوش سه گانه و قصه عشق
عشق مثلثی یا مثلث عشق
رابرت جی استرنبرگ ارائه شده است. در سال ۱۹۸۷ استرنبرگ نظریه‌ای ارائه داد که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور کرد. او می‌گوید که عشق مرکب ازسه بخش است: صمیمیت، شور و شوق (شهوت) و تصمیم/تعهد.
سه مولفه عشق در نظریه استرنبرگ
مولفه اول عشق: صمیمیت
هرچند این اصطلاح به تنهایی چندین معنی دارد، استرنبرگ آن را به عنوان احساساتی که نشانه نزدیک بودن است، در نظر گرفت. بنابراین صمیمیت جوهره عشق را تشکیل می‌دهد. استرنبرگ در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که صمیمیت شامل ۱۰ عنصرمختلف در رابطه با شخص مورد علاقه است:
۱- میل به رفاه شخص مورد علاقه
۲- تجربه خوشحالی با او
۳- داشتن توجه زیاد به وی
۴- قادر به اتکاء به شخص مورد علاقه بودن در هنگام نیازمندی
۵- داشتن درک متقابل
۶- درمیان گذاشتن مسائل شخصی
۷- دریافت حمایت عاطفی
۸- ارائه حمایت عاطفی
۹- برقراری رابطه صمیمانه با فرد مورد علاقه
۱۰- و ارج نهادن به وی
بنابراین صمیمیت عبارت است از احساس محبت و اظهار آن، علاقه، مراقبت، مسئولیت، همدلی و غمخواری نسبت به فردی که شخص او را دوست دارد. صمیمیت جنبه هیجانی و عاطفی دارد و نوعی احساس گرمی، محبت، نزدیکی، مرتبط بودن و در قید و بند طرف مقابل بودن در فرد ایجاد می‌کند.
مولفه دوم عشق: شور و شوق (شهوت)
دومین مولفه شامل شور و اشتیاق که مبتنی بر انگیزش‌های شهوانی و جذابیت‌های جسمانی است و شامل اشتغالات ذهنی مثبت نسبت به معشوق است. این بعد جنبه انگیزشی دارد.
ادامه در لينك زير
قلم: http://ravanrahnama.ir/robert-sternberg/
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ميدونى، "تنهايى" عضو لاينفك, تكرارشونده و احتمالا لازمِ دوره هاى رنگارنگ يك زندگى انسانيه ... و با اينكه، عادت كردن بهش تلخ و تراژيكه...ولى از اون تراژيك تر اينه كه قلب كسى كنارت بِتپه و تو "هنوز" احساس تنهايى كنى...
———
‏Evidently, «loneliness» is an inseparable, and plausibly an essential recurring phase throughout a man’s lifetime and that’s true, acclimation to loneliness is bitter and tragic! However, more tragic than all is having a heart, beating right next to you and «still» feeling lonely.

قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
#مانى_منجمى #manimonajemi
نقش : #saatchiart
#ole_ahlberg
#مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#روانشناسى#روانپزشكى#علوم_اعصاب
#عصب_شناسى#پزشك#روانپزشك#روانشناس
#فلسفه#جامعه_شناسى#مشاوره#هنر #عكاسى #نقاشى #تئاتر #سينما #مجسمه_سازى #هنر_درمانى #تئاتر_درمانى #رواندرمانى #شخصيت #موسيقى #ادبيات
محسن نامجو - در رد و تمنای نوستالژی
تهران پادکست
فایل صوتی صحبت های محسن نامجو با عنوان « در رد و تمنای نوستالژی»

آه! گذشته ی زیبای پوسیده از درون!
تو را می جوییم ؟

یک ساعت و ده دقیقه ای که هدر نخواهد رفت.

این فایل رو گوش کنید راه دوری نمیره ، برای دوستان اهل فکرتون هم بفرستید


@psychonstruct
Best of Chaartaar
@SiSi_Musicc
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
.
بدن #پدر
یکی از عواقب مهم غیبت پدر این است که پسران‌شان از دسترسی به بدن آنها محروم میشوند.
بدن، پایه و اساس هویت است و هویت با دسترسی به بدن شروع به شکل گرفتن می‌کند. #هویت پسر در بدن پدرش ریشه دارد ... 🔺مادر پوشک فرزندش را عوض میکند، نوازشش میکند، کودک را تکان میدهد تا خوابش ببرد و برایش آواز می‌خواند. بطور خلاصه مادر با تماس مستقیم، کودک را به شیوه‌های مختلف از خود پُر و آکنده میسازد. ▫️پدر خیلی وقتها بیرون از این ماجرا باقی میماند و بلافاصله پس از بدنیا آمدن کودک، پدر کنار زده میشود. مادر، خود را مالک نوزاد میداند و به او می‌چسبد... 📢نتیجه :
پسر ارتباط مثبتی با بدن پدر نخواهد داشت و متوجه تفاوتهایی میان بدن خود و بدن مادرش (یا بدن زنان در حالت کلی) می‌شود.
در این مرحله داستان عاشقانه میان پسر و مادر به مبارزه برای قدرت تبدیل میشود و پسر جنگ در مقابل زنان را شروع میکند. در سطحی عمیق تر چنین مساله‌یی موجب اختلال در دیدگاه پسر نسبت به بدن خودش میشود و باعث میشود لذتهای جسمانی را در خود سرکوب کند.
در ذهن چنین پسری مردان اجازه لمس کردن / نوازش / بوییدن / احساس کردن / خندیدن و گریه کردن را ندارند، چرا که اینها کارهایی است که مادرشان آن را انجام داده است.
پسر بالغ در این حالت بدنش را انکار میکند و حس نوشکفته جنسی خود را سرکوب ...
بعدها در روابط نزدیک، چنین پسری فقط روی لذت جنسی متمرکز می‌شود و نمیتواند به لذت‌های عمیق‌تر روابط نزدیک دست یابد، چرا که میترسد بیش از اندازه مانند زنها عمل کند. نتیجه ترک پسران توسط پدران و سپردن آنها به مادران :
۱. ترس آنها از زنان و به طور خاص ترس‌شان از زن بودن
۲. ترس از بدن زنان و بدن خود در تمام طول زندگی

قلم: #گای_کارنو |#پدران_غایب
ويزور: #مانى_منجمى |#manimonajemi
#نگاه #مغمور
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#ابتذال در اساس عبارت از این است که در آگاهی انسان، خواستن بر شناختن، کاملا غلبه کند. این وضع ممکن است به درجه ای برسد که شناخت، کاملا در خدمت اراده قرار گیرد. در نتیجه آن جا که اراده خدمتی را مطالبه نکند، یعنی انگیزه ای کوچک یا بزرگ وجود نداشته باشد، شناخت کاملا قطع می شود و در نتیجه، خلاء فکری مطلق ظاهر می گردد. خواستن بدون شناخت، عامیانه ترین و مبتذل ترین چیزی است که وجود دارد. هر کنده ی درخت، این گونه اراده دارد و دست کم هنگامی که بر زمین می افتد آن را نشان می دهد. وضعیت ابتذال این گونه بوجود می آید. در این وضع فقط ابزار حسی و عقل اندکی که برای درک داده های حسی لازم است فعال می مانند. در نتیجه انسان عامی همیشه آماده دریافت تاثیرات بیرونی است، یعنی هر حادثه ای را که در اطرافش رخ می دهد بی درنگ دریافت می کند، به طوری که آهسته ترین صدا و هر اتفاق ناچیز، توجه او را فورا جلب می کند، چنان که در حیوانات نیز چنین است. همه این وضعیت در چهره و ظاهر چنین انسانی نمایان می شود و نتیجه آن، قیافه ای مبتذل است و معمولا هر چه اراده ی حاکم بر شعور پست تر، خودمدارتر و به طور کلی بدتر باشد، قیافه ی آدمی نفرت انگیز تر است. قلم: #در_باب_حکمت_زندگی | #آرتور_شوپنهاور
نقش: #Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Mastam Az
Arman Garshasbi
چه آتش ها/همايون شجريان
تورا گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هرشب
@psychonstruct
Khosrow & Shirin (Intro)
Pallett
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#چرا_از_زندگی_لذت_نمیبریم؟
زندگی، آمیزه‌ای از تضادهاست. همزمان در آن هم وقایع خوشایند و لذت بخش و هم وقایع دردناک و رنج‌آور وجود دارند. مثل این که پای تلویزیون نشسته باشید و بتوانید به دهها شبکه تلویزیونی و ماهواره‌ای مختلف دسترسی پیدا کنید. امواج رادیویی، تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای، شما را انتخاب نمی‌کنند.
آنها «حضور دارند»، بدون تبعیض و بدون انتخاب. این شما هستید که تصمیم می‌گیرید که تصاویر کدام شبکه بر صفحه تلویزیون خانه شما ظاهر شود.
حال، سؤال این است که اگر در هر لحظه می‌توانیم «برنامه‌ای شاد و لذّت بخش» را بر صفحه تلویزیون زندگی‌مان داشته باشیم. پس چرا گاهی از زندگی لذّت نمی‌بریم و برنامه‌های لذت‌بخش را که به آنها دسترسی داریم از دست می‌دهیم؟ پاسخ این سؤال یک کلمه است: «طرحواره‌ها!»
«طرحواره‌ها» قراردادهای ذهنی ما هستند که ما «ناخودآگاه» به آنها مقیّد و متعّهد شده‌ایم و پای آنها را امضا کرده‌ایم. این قراردادها «حق انتخاب طبیعی ما» را از ما می‌گیرند. چند نمونه از قراردادهایی که مانع از لذت بردن ما از زندگی می شوند را ذکر می‌کنم:
طرحواره 1- لذّت بردن از زندگی گناه است
در بعضی خانواده‌ها یا جامعه‌ها، لذّت بردن را مترادف با گناه می‌دانند. خندیدن، شاد بودن، نشاط و لذّت را نشانه سبکسری، غفلت و زندگی پوچ می‌دانند. به خاطر می‌آورم فردی بسیار جدی را که هرگاه دیگران را در حال خندیدن می‌دید می‌گفت:
«آخر هر خنده، گریه‌ای است.» او با چنین «طرحواره‌ای» که در ذهن خود داشت نه تنها خود از زندگی لذّت نمی‌برد که مانع لذّت بردن اطرافیانش نیز می‌شد.
در فیلم سینمایی «ریش قرمز»، به کارگردانی «آکیروکوروساوا» دختر جوانی که زندگی شاد و رضایت بخشی داشت بدلیل پذیرش چنین طرحواره غلطی، انتظار عذاب الهی را می‌کشید. او اعتماد داشت شایستگی چنین لذّت و سعادتی را ندارد و تاوان سختی در انتظار اوست. وقتی زلزله آمد این زن جوان باور کرد که زلزله، تاوان زندگی شاد است و با این که زلزله به او و همسرش آسیب نزده بود او به این نتیجه رسید که زلزله نشانه، این است که دوران شادی به سر آمده است! بنابراین پی‌در‌پی دست به انتخاب‌هایی زد که حاصلش رنج و سختی بود! او می‌خواست تاوان گناه شادمانی را بپردازد!
طرحواره 2- رنج کشیدن، یک فضیلت است!
در بسیاری از داستان‌ها و فیلم‌های سینمایی، قهرمان قصّه پی‌درپی رنج می‌کشد و در نهایت نیز در اوج ناکامی، قربانی روزگار جفاکار می‌شود! افراد زیادی این طرحواره را پذیرفته‌اند که قهرمانان و افراد برجسته باید رنج بکشند و دچار تنهایی و ناکامی باشند. برای چنین افرادی، رنج بردن یک فضیلت است! گاهی افرادی به مطب من مراجعه می‌کنند که سال هاست در حال بازی کردنِ «نقش افسرده» هستند! جوانی را به خاطر می‌آورم که لباسِ سرتاپا سیاه می‌پوشید و موها و ریش خود را به طرز عجیبی آرایش می‌کرد. جملاتی «شبه فلسفی» و «شبهِ روشنفکرانه» راجع به «پوچی زندگی» حفظ کرده بود و با این ادعا که افسرده است و از زندگی سیر شده به سراغ روانپزشکان و روانشناسانِ زیادی رفته بود. تشخیصِ من این بود که این جناب دچارِ «پرستیژِ افسردگی» است! ادامه در كامنت بعدى
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
در روانشناسی برای این افراد، اصطلاح «اریستوکراسیِ رنج» را به کار برده اند و «اریستوکراسی» به معنای «اشرافیّت» است. هم بازی این گروهِ «شبهِ افسرده» کسانی هستند که فریبِ نقش آنها را می‌خورند و سخت تلاش می‌کنند که «نجات دهنده» آنها باشند غافل از آنی که هرچه بیشتر برای نجاتِ آنها تلاش کنند آنها بیشتر نقش خود را باور می‌کنند! از کنار این «اشراف» باید با پوزخندی عبور کرد!

طرحواره 3- لذت بردن نیاز به شرایط ویژه‌ای دارد!
افراد زیادی برای خودشان پیش‌شرط‌هایی قرار داده‌اند که تنها با برآورده شدن آن پیش‌شرط‌ها آنها می‌توانند از زندگی لذّت ببرند! داشتن یک آپارتمان مجلّل، اتومبیلی گران‌قیمت، ویلایی در ساحل دریا و امکان سفرهای رؤیایی برخی از این پیش‌ شرط‌ها هستند! در هر شرایط اقتصادی و اجتماعی، هرجا که باشیم و هرکس که باشیم، جهان زمینه‌هایی برای لذّت بردن را برای ما فراهم کرده است امّا اغلب در حال فکر کردن به لذّت بردن از شرایطی هستیم که در دسترس ما نیستند. چند سال پیش مرد جوانی مراجع مطب من بود که از شرایط مالی‌اش ناراضی بود، مثلاً می‌گفت چند روز پیش که باران می‌بارید من و نامزدم مجبور بودیم زیر باران راه برویم و هر دو در حال غبطه خوردن به کسانی بودیم که با خیال راحت سوار بر ماشین‌های شخصی‌شان درگذر بودند. مرد جوان نمی‌دانست چقدر از آن ماشین‌‌ سواران در حسرتِ فضای عشقی بودند که بین آن دو نامزد جوان موج می‌زد و حاضر بودند کسی را داشته باشند که دست در دستِ او زیر باران قدم بزنند. این یکی در حسرت ِآن یکی، آن یکی در حسرتِ این یکی!
تا چنین طرحواره‌هایی بر ذهن ما حاکم باشند از زندگی لذّت نخواهیم برد. جلوی صفحه تلویزیون زندگی نشسته‌ایم. می‌توانیم برنامه‌های سرشار از زیبایی را برگزین یم و می‌توانیم برنامه‌هایی آکنده را رنج تماشا کنیم.
کنترل تلویزیون در دستِ ماست. هیچکس کانال را عوض نخواهد کرد، هرگز! گفته‌اند: «انتخاب،حقِ شماست» امّا من می‌گویم: «انتخاب، وظیفه شماست!»

قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
.
افرادی که از تنهایی وحشت دارند, معمولا می کوشند این وحشت را از طریق یک شیوه ی بین فردی تسکین دهند: آنها نیازمند حضور دیگرانند تا هستی خود را به اثبات برسانند; آرزو دارند توسط دیگران بلعیده شوند یا آنکه می خواهند دیگران را ببلعند تا درماندگی ناشی از تنهایی شان را فرو بنشانند; فردی که در حال غرق شدن در اضطراب تنهایی ست, مایوسانه به هر رابطه ای چنگ می زند. این دست انداختن به سوی هر رابطه, چیزی نیست که او بخواهد بلکه از سر ناچاری چنین می کند و رابطه حاصل از چنین شرایطی برای ادامه بقاست نه برای دستیابی به رشد و تکامل
طنز تلخ ماجرا اینجاست: آنان که مایوسانه نیازمند آرامش و لذت حاصل از یک رابطه اصیل هستند، درست همان هایی هستند که کمتر از هر کسی قادر به برقراری چنین ارتباطی هستند.

قلم: #اروین_یالوم
نقش: #Solitude | #Rene_Magritte
#saatchiart
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@persianschooloflife آيا در دوران مجردى اوضاع بهتر بود؟
ترجمه: پريسا ميرزاجانى
صدا: ايمان فانى
#روانشناسي
#مدرسه_زندگي
Tanhai
Radio Fill
🎤 عباس کیارستمی از تنهایی میگوید

تنهایی که خیلی‌هایمان فکر میکنیم نمیشود از ان لذت برد نمیشود درونش شاد بوپ و نمیشود حال خوب داشت درونش

با خوانش شعری از احمد شاملو و صدای دلنشینش


@psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماریا آبراموویچ که به مادر هنر پرفورمنس معروفه ، سال 2010 پرفورمنسی اجرا میکنه و به مدت 3 ماه روی یک صندلی میشینه تا با 10 هزار نفر فقط ارتباط چشمی و بدون کلام برقرار کنه تا اینکه شخصی روبروش قرار میگیره که عشق قدیمیش بوده و بعد از 22 سال باهاش روبرو میشه.

@Psychonstruct
Audio
بهترين هاى رشيد بهبودُف
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
چرا باید داروی اعصاب مصرف کنم؟
پس از تشخیص درست و انتخاب درست شیوه درمان یک اختلال #روانپزشکی، چگونگی پیگیری درمان مطرح می‌شود که خود یکی از معضلات دست‌یابی به پاسخ مناسب درمانی است. در اینجا منظور از درمان بیشتر نوع دارویی آن است. بسیاری از افراد شروع‌کننده درمان، قادر به ادامه مناسب آن نیستند. آنها ممکن است به دلایل متفاوتی این راه را ناتمام بگذارند؛ بی‌تابی در رسیدن سریع به بهبودی، عوارض جانبی داروها، باورهای ضد مصرف دارو، فشار اطرافیان برای قطع مصرف #دارو، عدم آموزش کافی در مورد چگونگی مصرف داروها و مقابله با عوارض آنها، مشکل بودن رعایت دقیق برنامه مصرف داروها، و ماهیت بیماری موجود که خود به بی‌انگیزگی فرد در ادامه درمان دامن می‌زند، از جمله این دلایل است. متن پیش رو برای پاسخگویی به پرسش‌های احتمالی مصرف‌کنندگان داروهای روانپزشکی و ارائه کمکی در جهت بهبود تداوم مؤثر درمان دارویی تهیه شده است.
چرا باید دارو بخورم؟ چرا خودم به خودم کمک نکنم؟
البته که «کمک کردن به خود» خوب است. بدیهی است که در هر شرایطی فرد باید یاد بگیرد که چگونه به خود کمک کند. اما این که «کمک کردن به خود» دلیلی باشد بر پیگیری نکردن درمان دارویی و نخوردن دارویی که پزشک تجویز کرده، سفسطه‌ای است در جهت «زیان رساندن به خود». هنگامی که درمان یک مشکل روانپزشکی با دارو به نتیجه می‌رسد، چه بسا مهم‌ترین بخش «کمک کردن به خود»، همان مصرف دارو باشد.
و اما پاسخ این پرسش که چرا گاهی مصرف داروی اعصاب ضروری می‌شود؟ اصولاً پزشک هنگامی باید دارو تجویز کند که سود آن را بیش از عوارض جانبی آن بداند. پزشک آگاه و دلسوز به هنگام انتخاب شیوه درمان یک بیماری روانپزشکی، همه روش‌های موجود را کنار هم می‌گذارد و در میان آنها دست به انتخاب می‌زند. وقتی انتخاب او تجویز دارو یا داروهایی است، این به آن معناست که او سودمندی مصرف آن دارو یا داروها را بیش از عوارض جانبی احتمالی آنها می‌داند؛ و بنابراین دلیل مصرف داروهای اعصاب این است: «مصرف‌شان سودمندتر ازعدم مصرف است، و تن ندادن به چنین درمانی عواقبی زیان‌بار دارد.» البته بدیهی است که مواردی هم وجود دارد که به‌کارگیری درمان دارویی یا غیر دارویی سود یکسانی دارد یا درمان غیر دارویی ارجح است. تشخیص این موارد بر عهده پزشک است و اگر می‌خواهیم درمان مشکل خود را مطابق با نظری تخصصی پیش ببریم، باید نظر کارشناسی او را بر ایده سایر افراد (از جمله بر ایده خود، حتی اگر پزشک هستیم) ارجح بدانیم. ادامه در پست بعدى

قلم: #دكتر_امير_شعبانى |#روانپزشك
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
چه موقعی می‌توان روان‌درمانی را به جای دارو نشاند؟
این که درمان مناسب برای یک فرد شامل به کارگیری دارو، روان‌درمانی، مشاوره، یا ابزارهای درمانی چون الکتروشوک است در ابتدا به نوع «تشخیص» بستگی دارد. بنابراین انتخاب نوع درمان موضوعی نیست که فرد پیش از مراجعه به پزشک، خود آن را تعیین کند و مثلاً بخواهد تنها از طریق روان‌درمانی مشکل را حل کند. به طور مثال، در مورد بیماری افسردگی، ملاک‌های خاصی برای تعیین شدت آن وجود دارد که بر آن اساس، پزشک می‌تواند انواع خفیف، متوسط و شدید را شناسایی کند. در موارد متوسط و به ویژه نوع شدید افسردگی، یا در موارد وجود نشانه‌های خاصی، تجویز دارو ضروری است؛ در حالی که در موارد خفیف می‌توان روان‌درمانی را درمان خط اول دانست. با این حال به جز تعیین شدت افسردگی، نکات تشخیصی تخصصی دیگری هم مطرح است که از آن جمله می‌توان به تعیین دوقطبی بودن یا نبودن افسردگی اشاره کرد. در موارد دوقطبی، که البته باز هم علایم بیمار هنگام مراجعه به پزشک معمولاً همان علایم افسردگی است، درمان دارویی متفاوتی خط اول درمان را تشکیل می‌دهد. روان‌درمانی‌ها در درمان اختلالات متنوعی از جمله انواع اختلالات اضطرابی، شخصیتی، شبه جسمی و مصرف مواد کاربرد دارد، ولی باید توجه داشت که در هر موردی نظر تخصصی در انتخاب مؤثرترین شیوه درمان موضوع پیچیده‌ای است و نیازمند دانش و تجربه کافی.
چه مدت طول می‌کشد تا دارو اثر کند؟
زجر ناشی از علایم بیماری، گاه توان صبر کردن برای رسیدن به پاسخ درمانی مناسب را از فرد می‌گیرد. با این حال، باید دانست که دیدن اثرات درمانی کافی داروها، اغلب به گذشت چند هفته از مصرف آنها نیاز دارد. این زمان ممکن است گاه به کوتاهی دو هفته و گاه به درازی دو تا سه ماه باشد. موارد کمتری هم که به عنوان مقاوم به درمان شناخته می‌شود ممکن است نیاز به مدتی طولانی‌تر و مصرف تعداد بیشتری از داروها داشته باشد. راهکاری که معمولاً از سوی روانپزشک برای تحمل این زمان توسط بیمار اندیشیده می‌شود، تجویز داروهایی سریع‌الاثر برای تسکین موقتی برخی از علایم است تا بیمار بتواند این مدت انتظار را راحت‌تر سپری کند. پس از بهبودی نسبی، داروهای کمکی مذکور به تدریج قطع می‌شوند و دارو یا داروهای اصلی ادامه می‌یابند. بنابراین، برای آن که از مؤثر بودن یا نبودن یک رژیم دارویی مطمئن شویم، باید آن را با «مقدار کافی» و «مدت کافی» مصرف کرده باشیم و سپس در مورد اثربخشی آن به قضاوت بنشینیم. ادامه در پست بعدى
قلم: #دكتر_امير_شعبانى |#روانپزشك
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct