مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
مادرِ مرده عبارتی که توسط آندره گرین وارد ادبیات روانکاوی شد.
#مادر #مرده مادری نیست که در واقعیت مرده باشد, بواقع این عبارت به فقدان درونیِ نوع دوستی، گذشت و علاقمندی در فرد اشاره دارد که حاصل پرورش یافتن توسط مادری است که کارکردهای مادری اش نظیر از خودگذشتگی، بخشندگی، پرورش دادن، مراقبت کردن، کمک به ادامه بقا و تسکین دهندگی بطرز فاحشی ضعیف یا بکلی غایب است. چنین مادری بعنوان "یک شخص، زنده است" اما بعنوان یک مادر، مرده است و در بیمار حالات شدید دو سوگرایی را ایجاد می کند. آندره گرین چنین بیان می دارد که اگر یک مادر در واقعیت مرده باشد تکلیف فرد روشن است ، او می تواند با فقدان مادر خود فانتزی کند و با خود بگوید اگر بود اینگونه یا آنگونه می شد و در نهایت کنار بیاید. اما این مادر زنده است بنابراين از دو جهت یکی به دنیای بیرون به شخص مادر خشم دارد و دیگر اینکه به درون خود به مادر به عنوان ابژه ی درونی ..

قلم: #علی_درخشنده | زندگي نزيسته ات را زندگي كن | #رابرت_الكس_جانسون (روانكاو يونگي)
نقش: #Edvard_Munch| #Saatchiart
#The_Dead_Mother
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Mani Monajemi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
يك قهرمان، پنهان در پشت هزار اسطوره و داستان...
نگاهى به نظريه جوزف كمپل درباره "اسطوره مادر" يا "اَبَرداستان"-Monomyth

ترجمه و آوا : #ايمان_فانى
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
@persianschooloflife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نت_هفته_روانسازه
در دل هر گنهكارى كودكى پاك براى رهايي فرياد ميكند و در دل هر قديسى شيطان بزرگى پنجه ميكوبد... به داد شيندلر درونمون برسيم...

قلم: #مانى_منجمى
آوا: #Schindler_List | #John_Williams
#Adrian_Anantavan
‌‎#مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
افسردگی در قالب #انکار خود
افسردگی از انکار واکنش‌های عاطفی شخص می‌گیرد. این انکار از کمک به ایجاد سازگاری کاملاً ضروری در دوران کودکی آغاز می‌شود و نشان دهندهٔ زخمی بسیار کهنه است. کودکان زیادی وجود دارند که از همان ابتدا برای تجربه کردن ساده‌ترین احساسات همچون ناخوشنودی، خشم، درد، حتی گرسنگی- و البته لذت بردن از جسم خود- آزاد نبوده‌اند.بئاتریس، پنجاه و هشت ساله و دختر پدر و مادری که مُبلغ مذهبی بودند، مبتلا به افسردگی شدید بود و هیچ گاه نمی‌دانست گرسنه است یا نه.مادرش در دفترچه خاطرات خود با افتخار نوشته بود که بئاتریس در سه ماهگی آموخته بود گرسنگی خود را سرکوب کند و بدون گریستن منتظر شود تا به او غذا بدهند. نارضایتی و خشم موجب انگیخته شدن تردید و دو دلی در مادرش می‌شدند و درد فرزندانش او را مضطرب می‌ساختند. لذت بردن فرزندانش از جسم‌شان به حسادت و شرم او دامن می‌زد و از خود او می‌پرسید: «دیگران چه فکر می‌کنند؟».
در چنین شرایطی است که کودک در نخستین روزهای زندگی‌اش می‌آموزد چه چیزی را نباید احساس کند.هرگاه ما کلیدهای درک زندگی خود را دور انداخته باشیم آنگاه بدون توجه به اینکه خودمان را روان‌پزشک یا صاحب مقامی در علوم دیگر و یا هر دو بدانیم علل افسردگی، آلام، بیماری و شفا برای‌مان ناشاخته باقی خواهند ماند. وقتی روان‌پزشکان با ده‌ها سال تجربه، شجاعت روبه‌رویی با حقایق مربوط به خود را نداشته و در عوض وقت خود( و حتی وقت پدر و مادر خود) را صرف صحبت کردن درمورد «خانواده‌های ناکارآمد» کرده‌اند، برای توضیح دادن «معجزه» شفا به خودشان، نیازمند مفاهیمی مانند «نیروی ماوراء» و یا خداوند خواهند بود.آنگاه مانند کسانی رفتار خواهند کرد که بدون پی بردن به اینکه قدم نخست را در مسیر اشتباه برداشته‌اند با اعتقاد کامل سعی می‌کنند نقشه‌ای را دنبال کنند. از آنجا که از همان ابتدا راه را گم کرده‌اند اعتقاد علمی‌شان به نقشه نتایج مورد انتظار را به آنها نمی‌دهد و آنها را به جایی که می‌خواهند نمی‌رساند.

قلم:در جستجوی کودک فراموش شده | #آلیس_میلر
نقش:#Ahkut_Maykut | #saatchiart
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
روانشناس‌ها چنان راحت تجویز می‌کنند گذشته را کنار بگذارید! یا به گذشته فکر نکنید! که گاهی با خودم می‌اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده‌اند. گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده‌ایم، آنقدر که ناخودآگاه به حافظه‌مان چسبیده‌اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده‌اند که بدون آن حافظه لنگ می‌زند! مثل این که از شما بخواهند معده‌تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید! نمی‌شود! چون حیات‌تان بدان وابسته است.

قلم: #بیهوده | #کریستین_بوبن
ويزور: #saatchiart | #Martasyrco
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
رخنه در ناهشیار
وظیفه درمانگر این است که بیمار را به جایی برساند که احساسات شدید سرکوب شده را تجربه کند، این احساسات را به سمت خود (درمانگر) هدایت کرده و از این طریق به بیمار اجازه دهد تا با این احساسات مواجه شود.
رخنه در ناهشیار، منجر به تجربه ای ویژه می شود که سرشار از احساسات پیچیده (خشم، احساس گناه، غم و احساسات عاشقانه) است که با شخصیت های مهمی در گذشته بیمار ارتباط دارند که درمانگر می تواند بر روی آنها کار کند. این کار، نگرشی مستقیم را در مورد نیروهای پویشی آسیب شناسی روانی ایجاد می کند که مسئول نشانه های بیمار و اختلالات خوی هستند، و منجر به رهایی از نشانه ها و تغییرات ساختاری چند بُعدی ناهشیار بیمار می شود.
ممکن است رخنه های متعدد و تکراری در ناهشیار ایجاد شود که مربوط به آسیب های چند لایه در کانون رنج های نوروتیک بیمار می شود.

قلم: #دوانلو
ويزور: #Connor_Harrington | #Saatchiar
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
یونگ : نظریه روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ

کارل گوستاو یونگ  در ۲۶ ژوییه ۱۸۷۵ میلادی در سویس به جهان آمد و در ۶ ژوئن ۱۹۶۱ در زادگاه خود بدرود زندگی گفت. وی پس از دریافت درجه دکتری در پزشکی و تخصص در روان پزشکی کار خود را در بیمارستان روانی زوریخ آغاز نمود. چندی بعد با فروید و اوژن بلولر  و پیرژانه ، روان پزشکان نامی آن زمان، آشنائی و همکاری پیدا کرد و بعد از جنگ جهانی دوم کرسی « روان شناسی طبی » را که بخاطر او در دانشگاه بال تأسیس یافته بود عهده دار گردید و از آن پس در شرق و غرب به مسافرت و سیر در آفاق و انفس و مطالعه و تحقیق فرهنگهای مختلف پرداخت و همه جا با احترام و تعظیم و تکریم روبرو شد. کارل یونگ در واقع یکی از بزرگترین اندیشمندان و محققان عصر حاضر است. او نه تنها در روان شناسی و روان پزشکی مقامی ارجمند دارد، بلکه در رشته های گوناگون دیگر نیز دارای تبحر و صاحب نظر است. کتابها و نوشته های دیگر او که فهرستی بالا بلند تشکیل می دهند در افکار و آراء گروهی از دانشمندان و پژوهندگان تأثیر فراوان داشته است. موشکافی های او درباره ی ویژگیهای شخصیت آدمی سبب شده است که نظریه ی تحلیلی بخوانند.
اختلاف نظر یونگ  با فروید
آشنائی یونگ با فروید در سال ۱۹۰۶ میلادی نخست با مکاتبه آغازگردید. آنها چون افکار خود را بهم نزدیک یافتند از همان زمان به همکاری پرداختند، و این همکاری و دوستی تا آنجا کشید که فروید یونگ را برای ادامه و ترویج « روان کاوی » جانشین خود معرفی نمود. در سال ۱۹۰۹ این دو مرد دانشی به دعوت استانلی هال  برای شرکت در مراسمی که بمناسبت بیستمین سال تأسیس دانشگاه کلارک  برپا شده بود- به آمریکا رفتند و در آنجا سخنرانیهائی ایراد کردند.
سال بعد که « انجمن بین المللی روان کاوی » تأسیس یافت یونگ به سمت نخستین رئیس آن انجمن انتخاب گردید.
در ضمن جریان این امور یونگ و فروید اختلاف نظرهائی هم داشتند که بتدریج شدت می گرفت؛ بهمین جهت روابط آنها کم کم به سردی گرائید و سرانجام بسال ۱۹۱۴ بکلی قطع گردید. این قطع رابطه و همکاری به دلائل مختلف شخصی و علمی صورت گرفت. یکی از آن دلائل اهمیت استثنائی بود که فروید به غریزه جنسی می داد. یونگ در این باره می گوید: « نخستین دلیل قطع همکاری این بود که فروید روش تحقیق خود را با نظریه ای که درباره جنسیت داشت مخلوط و یکی می کرد، و این چیزی بود که نمی توانست مورد قبول من باشد ».
از آن پس یونگ به شرح و بیان نظریه ی روان کاوی و روش مخصوص روان درمانی خود- که نکات اصلی آن را قبل از همکاری با فروید بیان گذاشته بود و بنام « روان شناسی تحلیلی » معروف است- پرداخت. یکی از مهمترین اصولی که او را از فروید جدا می سازد این است که فروید آدمی را در میان دو قطب مخالف سرگردان می داند و راه امیدی به او نشان نمی دهد ، در صورتی که یونگ برعکس معتقد است به اینکه آدمی در طول زمان و در کشمکش زندگی راه کمال می پیماید و به ترقی و تعالی نائل می شود. نظریه ی یونگ از این رو کاملاً امید بخش است. فروید فقط به گذشته آدمی، یعنی به عوامل ناشی از غرایز و به آنچه در نخستین سالهای زندگی کسب گردیده است توجه دارد و معتقد است که این گذشته تا دم مرگ تکرار می شود. باری او آینده را نادیده می گیرد در صورتی که یونگ هم گذشته بالفعل شده، یعنی به وقوع پیوسته، و هم آینده ی بالقوه را، که امید می رود به وقوع بپیوندد، در چگونگی تشکیل و تحول شخصیت مؤثر می داند، و بخصوص برای آینده، برای هدفها و آرزوها و امیال و آمال و تأثیر شگرفی که در رفتار او دارند، اهمیت فراوان قائل است.
دیگر از اختلاف نظرهای یونگ و فروید این است که فروید لی بیدو را منحصراً عبارت از غریزه ی جنسی، یا لااقل قویترین عنصر تشکیل دهنده ی آن می پنداشت، و حال آنک هیونگ آن را به معنی وسیعتر نیروی زندگی به کار می برد و غریزه جنسی را در ردیف سایر غرائز و عناصری که تشکیل دهنده این نیرو هستند می داند: همه ی حرکات انعکاسی و خودبخودی البته ناشی از این نیرو هستند، ولی سایر فعالیت های بدنی و روانی، تفکر و تعقل، نیز به وسیله لی بیدو صورت می گیرند.
اختلاف نظر دیگر یونگ و فروید مربوط به شعور باطن یا ناخودآگاه است. یونگ هم مانند فروید به « ناخودآگاه » و تأثیر آن در رفتار، یعنی در شخصیت، بسیار اهمیت می دهد، با این فرق که او اولاً محتوی ناخودآگاه را، که فروید منحصراً عبارت از چیزهای ناپسندیده و نامقبول و واپس زده می پنداشت،
ادامه در لينك زير
قلم: http://ravanrahnama.ir/Jung
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر قرار بود ساز هاى دنيا رو با عينك #روانپزشكى نگاه كنم، قطعا ويولن روانپريش ترين آنها ميشد...
.
.
.

If I were about to #diagnose musical instruments via a psychiatric point of view, with no doubt, the #violin would be the most #psychotic one...
.
.
قلم: #مانى_منجمى | #manimonajemi #نگاه
آوا: ‌#Samvel_Yervinyan
#نت_هفته_روانسازه
#مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Audio
.
اگر قرار بود ساز هاى دنيا رو با عينك #روانپزشكى نگاه كنم، قطعا ويولن روانپريش ترين آنها ميشد...
.
.
.

If I were about to #diagnose musical instruments via a psychiatric point of view, with no doubt, the #violin would be the most #psychotic one...
.
.
قلم: #مانى_منجمى | #manimonajemi #نگاه
آوا: ‌#Samvel_Yervinyan
#نت_هفته_روانسازه
#مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
kiarostami and love
wonders
نگاه عباس كيارستمى نسبت به عشق
#عباس_کیارستمی


@psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
طی پیشرفت و تحول این کار، من کاملاً مطمئن شدم که بسیار مهم است که بیمار صرفاً پذیرای تفسیر بعضی سازوکارهای درونی‌اش نباشد، بلکه به بینشی پایدار در مورد آن‌ها دست پیدا کند – به خصوص در مورد مسیری که از طریق آن، بعضی احساسات یا تکانه‌های زودگذر بلافاصله با چیز دیگری جایگزین می‌شود. اگر این بینش به بیمار داده نشود، نمی‌توان از تکرار آن جلوگیری کرد، و خیلی راحت همان سازوکار به صورت واکنشی خودکار در موقعیت‌های آینده دوباره برقرار خواهد شد. از آنجایی که مقاومت ناخودآگاه قابل ملاحظه‌ای در برابر این بینش وجود دارد، اغلب لازم می‌شود که تفسیر را بارها و بارها تکرار کنیم تا مستحکم‌تر شود.
#درمانگر: فکر می‌کنید اضطراب سازوکاری برای برخورد با خشم باشه؟ متوجه منظورم هستید؟ خشم همون لحظه تجربه نمیشه، چیزی که حس میشه بیشتر اضطرابه ... شرایطی بود که خشمِ شما رو برانگیخت، اما شما بلافاصله خشم رو حس نکردید ... و چیزی که شما بلافاصله حس کردید، اضطراب بود، متوجه هستید؟ خیلی مهمه که به این توجه کنیم: اینکه واکنش فوری، خشمه، اما سازوکاری که پیش می‌آد، اضطرابه ... و خشم به زیر کشیده می‌شه، اما بعداً بیرون می‌آد ... و شما با این خشم چه کردید؟ شما خواستید از کوره در برید، اما چی به سر اون خشم اومد؟ کجا رفت؟

قلم:قفل گشایی‌ ناخو‌آگاه | حبیب دوانلو | عنایت خلیقی سیگارودی
نقش: #Healer | #Rene_Magritte
#saatchiart
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
روانشناس‌ها چنان راحت تجویز می‌کنند گذشته را کنار بگذارید! یا به گذشته فکر نکنید! که گاهی با خودم می‌اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده‌اند. گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده‌ایم، آنقدر که ناخودآگاه به حافظه‌مان چسبیده‌اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده‌اند که بدون آن حافظه لنگ می‌زند! مثل این که از شما بخواهند معده‌تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید! نمی‌شود! چون حیات‌تان بدان وابسته است.

قلم: #بیهوده | #کریستین_بوبن
ويزور: #saatchiart | #Martasyrco
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
ویلهلم رایش : تحلیل منش و درمان مواجهه سازی و غرقه سازی
ویلهلم رایش ، روان‌کاو اتریشی آمریکایی (۱۸۹۷ – ۱۹۵۷)، از زمینه‌سازان انقلاب جنسی در غرب به شمار می‌رود. نوشته‌های او که بعضی از آن‌ها را بارها تغییر داده بود، سویه‌هایی میان‌رشته‌ای دارند. آثار او میان روان‌کاوی، جامعه‌شناسی و زیست‌شناسی سیر می‌کنند. او فرزند زمین‌داری یهودی بود و با تربیتی سخت پرورش یافت. در سن ۱۳ سالگی رابطه مخفیانه مادرش را با معلم سرخانه‌‌ای برای پدر فاش کرد؛ موضوعی که کمی بعد باعث خودکشی مادر، ضربه روانی پدر و عذاب وجدان طولانی او شد.
نوجوانی رایش با آغاز فروپاشی امپراتوری اتریش و جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ همزمان بود. او پس از بازگشت از خدمت داوطلبانه در جبهه جنگ، نخست به تحصیل در رشته حقوق پرداخت، اما از سال ۱۹۱۸ تحصیل در رشته پزشکی را در وضع ناآرام شهر وین آغاز کرد و بعد به حلقه شاگردان زیگموند فروید راه یافت. او به پژوهش علمی درباره جنسیت و سه رساله درباره نظریه جنسیت از فروید بسیار علاقه داشت.  فقر، درگیری‌های خیابانی و غارت خانه‌ها بخشی از زندگی روزمره آن سال‌ها در وین بودند. رایش به زودی به این نتیجه رسید که بایست بزهکاری و اقدام‌های ضد اجتماعی را نه به عنوان جنایت، بلکه بیماری‌هایی بنگرد که قابل پیش‌گیری و درمان هستند.
ویژگی متفاوت آثار ویلهلم رایش یافتن نگاهی فراگیر به وجود انسان بود. او می‌گفت که حتی یادآوری خاطرات با تأثیرهایی بر بدن همراه ‌است. رایش تنها روانکاوی بود که به دلیل مواضع سیاسی‌اش در سال ۱۹۳۴ رسماً از آلمان اخراج و در سال ۱۹۳۹ از شهروندی آن نیز محروم شد و سپس به آمریکا مهاجرت کرد. اما در آنجا نیز به دلیل دیدگاه‌های سیاسی ‌و روش‌های علمی‌اش رایش به دو سال حبس و بنیاد حامی پژوهش‌های او به پرداخت ۱۰ هزار دلار جریمه نقدی محکوم شد. کتاب‌های او را به دستور دادگستری آمریکا سوزاندند و سرانجام خود او نیز در حبس درگذشت.
رایش تا آغاز دهه ۱۹۳۰ خود را متعلق به مکتب روان‌کاوی فروید می‌دانست. او در کتاب “کارکرد ارضای جنسی” درباره استادش می‌نویسد: «فروید چشمانی شعله‌ور از تیزبینی و هوشمندی داشت که با حالتی دوراندیشانه، اصیل و حقیقی به دنیا می‌نگریست. خوشحالم که دور از هر گونه انتقاد و اختلاف زودرس و سرشار از تعهد به موضوع تخصص او، زمانی طولانی را شاگردش بودم.»
ویلهلم رایش (Wilhelm Reich ، ۱۸۹۷-۱۹۵۷) بحث انگیزترین پیروان فروید و انسانی با استعداد بود که در اواخر عمر به روان پریشی دچار شد. وی فرضیات اولیه فروید را درباره سرکوبی غریزه جنسی پذیرفته و بسط داد. نظراتی که خود فروید در سالهای بعد از آنها دست کشید. به نظر وی مشکلات شخصیتی و روان نژندی، ناشی از عدم ارضای جنسی طبیعی است. به علت آنکه علائم روان نژندی قادر به تخلیه کامل انرژی جنسی نیستند، انرژی جمع شده در وجود فرد به عنوان تنش بدنی ظاهر می شود.
رایش باور داشت که انرژی جنسی می تواند به اضطراب بدل شده یا به شکل سادیسم و ستیزه جویی ظاهر شود. تخلیه کامل انرژی جنسی برای وی در درگیر شدن کامل فرد با فردی دیگر و آزادی تنش و فشار درونی معنی می شود. ادامه در لينك زير....
قلم: http://ravanrahnama.ir/wilhelm-reich
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
جا مانده است
چیزی جایی
که هیچگاه دیگر هیچ چیز
جایش را
پر نخواهد کرد
نه موهای سیاهو
نه دندان های سفید

قلم: #حسین_پناهی
ويزور: #مانى_منجمى | #manimonajemi
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دم را غنیمت شمردن و‌ امروز را زندگی کردن...
سودا در سکوت و صبر جمیل...


ترجمه و‌صدا:ایمان فانی

#مدرسه_زندگي

@persianschooloflife
دوگانگى تو ذات يك تجربه ى روانى عميقه
تو احتمالا احساس آزردگى و ملالِ بيشترى نسبت به محبوبت تجربه ميكنى تا يك رهگذر.
چون كه از نزديك بهت شليك شده و احتمالا زره روانى سبكترى در مقابل محبوب به تن دارى و يا شايد حتى عريان عريانى، و طبيعتا ميزان جراحت بالاتره!
تا اين زخم التيام پيدا كنه، احتمالا بارها و بارها بين قطبين بُرّانِ هيجانات، افكار و تصميمات متضاد در سفرى. تا اينكه "شايد" صلح مستولى شه و يه جايى او وسطا آروم بگيرى!
بعد روزهاو شايد سالها، اينكه تو با اين زخم چيكار كردى بيشتر از اينكه كى، كِى و چجورى بهت زخم زده اهميت پيدا ميكنه. اينه كه به قول #مولانا،
"گفتم بر چون متن ز آنچه تنیدی بگو"
——
قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
لئو تولستوی :«موسیقی، تندنویسی ِ احساسات است.»
#نت_هفته_روانسازه
١٥ قطعه به يادماندنى ويولن
فايل صوتى و كامل اين ويدئو را از كانال تلگرام #روانسازه دريافت كنيد.
| #مرداد_٩٨
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct