Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#درماندگى_آموخته_شده
#مارتين_سليگمن نظريه پرداز درماندگى آموخته شده اعتقاد دارد، درماندگى و قربانى بودن چيزى است كه ما از تجربيات زندگى خود مى آموزيم. وقتى تلاشهاى مكرر فرد در گذشته نتيجه مورد نظر او را به ارمغان نياورده او مى آموزد كه موفقيت و پيشرفت به تلاشهاى او ربطى ندارد لذا اين احساس درماندگى در جاى جاى زندگى ، در او خو ميگيرد و زين بعد تلاش چندانى براى رشد و پيشرفت و رهايى از شرايط نامطلوب نميكند زيرا اعتقاد دارد كنترلى بر شرايط زندگيش ندارد.
براى اثبات اين نظريه آزمايشهاى متفاوتى انجام پذيرفت از جمله ،در اکواریومی در دو بخش که با یک شیشه از هم جدا شده در یک طرف یک ماهی گوشتخوار و در طرف دیگه یک ماهی کوچولو می اندازند، ماهی گوشتخوار با دیدن طعمه لذیذ بارها و بارها به طرف دیگه اکواریوم برای خوردن ماهی کوچک هجوم می بره و پس از چند بار برخورد محکم با شیشه جداساز، دیگه از این کار دست بر می داره، بعد از مدتی شیشه جداساز برداشته می شه اما ماهی گوشتخوار ديگه به اون سمت نمی ره، چون هنوز تصور می کنه راه بسته است در حالی که طعمه لذیذی آزادانه در آن طرف برای خودش می گردد.
نگاهى به خودمون بندازيم،
ما اگر چند بار در راه رسيدن به اهداف خود به موانع زندگى برخورد كرديم، دست از تلاش ميكشيم و اين گونه معنا ميكنيم كه
"من از پسش بر نميام!!!"
موفقيت ، تحول ،رشد و پيشرفت در زندگى در گرو پشتكار و استقامت و حركته. اكثرا اوقات دربهاى بزرگ زندگى در بار اول گشوده نميشه، بلكه بارها و بارها تلاش و ممارست و تسليم نشدن ميخواد.
اينكه اثبات كنى شايسته ى آن موقعيتى و آنجا مال توست.
و به قول مولانا
هرکه رنجي برد، گنجش شد پديد...
گاهى موفقيتها و فرصتها از رگ گردن به ما نزديكترند، اما اگر نيافتيم و هنوز پشت درب بسته ايم، بدونيم كه يا آنجا جاى ما نيست و اشتباهى اومديم و يا هنوز زمانش نرسيده
كه دست از طلب برندار و صبور باش كه
بر اثر صبر، نوبت ظفر آيد...
زندگى حديث همان مَثل ساده است كه مى گويد:
كارِ هر.....
گاو نر ميخواد و مرد كهن
و زندگى براى حركت و پيشرفت مردِ كهن ميخواهد.
قلم: #حامد_حضرتى | #روانشناس_عمومى
#learned_helplessness
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#مارتين_سليگمن نظريه پرداز درماندگى آموخته شده اعتقاد دارد، درماندگى و قربانى بودن چيزى است كه ما از تجربيات زندگى خود مى آموزيم. وقتى تلاشهاى مكرر فرد در گذشته نتيجه مورد نظر او را به ارمغان نياورده او مى آموزد كه موفقيت و پيشرفت به تلاشهاى او ربطى ندارد لذا اين احساس درماندگى در جاى جاى زندگى ، در او خو ميگيرد و زين بعد تلاش چندانى براى رشد و پيشرفت و رهايى از شرايط نامطلوب نميكند زيرا اعتقاد دارد كنترلى بر شرايط زندگيش ندارد.
براى اثبات اين نظريه آزمايشهاى متفاوتى انجام پذيرفت از جمله ،در اکواریومی در دو بخش که با یک شیشه از هم جدا شده در یک طرف یک ماهی گوشتخوار و در طرف دیگه یک ماهی کوچولو می اندازند، ماهی گوشتخوار با دیدن طعمه لذیذ بارها و بارها به طرف دیگه اکواریوم برای خوردن ماهی کوچک هجوم می بره و پس از چند بار برخورد محکم با شیشه جداساز، دیگه از این کار دست بر می داره، بعد از مدتی شیشه جداساز برداشته می شه اما ماهی گوشتخوار ديگه به اون سمت نمی ره، چون هنوز تصور می کنه راه بسته است در حالی که طعمه لذیذی آزادانه در آن طرف برای خودش می گردد.
نگاهى به خودمون بندازيم،
ما اگر چند بار در راه رسيدن به اهداف خود به موانع زندگى برخورد كرديم، دست از تلاش ميكشيم و اين گونه معنا ميكنيم كه
"من از پسش بر نميام!!!"
موفقيت ، تحول ،رشد و پيشرفت در زندگى در گرو پشتكار و استقامت و حركته. اكثرا اوقات دربهاى بزرگ زندگى در بار اول گشوده نميشه، بلكه بارها و بارها تلاش و ممارست و تسليم نشدن ميخواد.
اينكه اثبات كنى شايسته ى آن موقعيتى و آنجا مال توست.
و به قول مولانا
هرکه رنجي برد، گنجش شد پديد...
گاهى موفقيتها و فرصتها از رگ گردن به ما نزديكترند، اما اگر نيافتيم و هنوز پشت درب بسته ايم، بدونيم كه يا آنجا جاى ما نيست و اشتباهى اومديم و يا هنوز زمانش نرسيده
كه دست از طلب برندار و صبور باش كه
بر اثر صبر، نوبت ظفر آيد...
زندگى حديث همان مَثل ساده است كه مى گويد:
كارِ هر.....
گاو نر ميخواد و مرد كهن
و زندگى براى حركت و پيشرفت مردِ كهن ميخواهد.
قلم: #حامد_حضرتى | #روانشناس_عمومى
#learned_helplessness
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#ﻧﻴﭽﻪ میﮔﻔﺖ: «ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩه ﺍﺳﺖ» ﺍﻣﺎ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﭙﺮﺳﻴﺪ «ﭼﻪﻛﺴﻲ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ؟» ﺩﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻳﻦﺑﺎﺭه ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺳﺎﺧﺖ: ﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺯﺩه ﻳﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻛﺴﻲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪه ﺍﺳﺖ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻧﺨﺴﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻌﺎﺩﺕ. ﭼﺮﺍ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺑﺰﻧﺪ؟ ﺧﺪﺍ ﻳﻌﻨﻲﺣﻘﻴﻘﺖ. ﭼﺮﺍ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﺎﻳﺪ
ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺍﻭ ﺍﻣﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪهﺍﻧﺪ. ﻛﺎﺭ، ﻛﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ
ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﺧﺪﺍﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺧﻠﻖ ﻛﺮﺩهﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ. ﻫﻤﻪﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﻋﺸﻖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺁﻳﺪ. ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ. ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺣﺘﻤﻲ ﺍﺳﺖ.
«ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ»
قلم: #اوشو
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺍﻭ ﺍﻣﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪهﺍﻧﺪ. ﻛﺎﺭ، ﻛﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ
ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﺧﺪﺍﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺧﻠﻖ ﻛﺮﺩهﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ. ﻫﻤﻪﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﻋﺸﻖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺁﻳﺪ. ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ. ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺣﺘﻤﻲ ﺍﺳﺖ.
«ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ»
قلم: #اوشو
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
Forwarded from مانى (Mani Monajemi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده شاید دوباره گلی بروید ،
شبیه آنچه در بهار بوییدیم …
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز …
——-
#نوروز_٩٧ پيشاپيش مبارك باد
آوا: #مانى_منجمى
@Psychonstruct
شبیه آنچه در بهار بوییدیم …
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز …
——-
#نوروز_٩٧ پيشاپيش مبارك باد
آوا: #مانى_منجمى
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
آرزو کن و یاد بگیر که اخمهایت را باز کنی و چین پیشانیات را بگشایی، سعی کن با چشمان باز و روشن دنیا را نگاه کنی، از این دو دیو سیاه (چشمها) دو فرشتهی بیگناه و بیپروا بساز که به چیزی شک ندارند و همه را دوست خود میدانند، مگر آن که خلافش ثابت شود. حالت سگ ولگرد و پستی را نگیر که انگار هر لگدی که میخورد حقش است و از تمام دنیا به اندازهی کسی که لگدش میزند متنفر است، چون دنیا باعث درد و رنج است!
فراموش نکن که خوش قلبی تو را قشنگ میکند و در نظر دیگران زیبا جلوه میدهد، حتی اگر رنگت سیاه باشد. چه بسیار آدمهای بدذاتی که زیبا هستند اما در نظر مردم زشت جلوه میکنند...
قلم: #بلندیهای_بادگیر | #امیلی_برونته
نقش: #saatchiart | #Frida
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فراموش نکن که خوش قلبی تو را قشنگ میکند و در نظر دیگران زیبا جلوه میدهد، حتی اگر رنگت سیاه باشد. چه بسیار آدمهای بدذاتی که زیبا هستند اما در نظر مردم زشت جلوه میکنند...
قلم: #بلندیهای_بادگیر | #امیلی_برونته
نقش: #saatchiart | #Frida
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
چه کتابهایی که تا نصفه خواندم و چه کسانی را که تا نیمه دوست داشتم و چه شهرهایی را که تا نیمه تماشا کردم و چه زنها که تا نیمه در کنار گرفتم. من بیصبرانه یا از روی سرگرمی حرکاتی از خود نشان میدادم. انسانها به دنبال آن میآمدند و میخواستند گلاویز شوند، لیکن چیزی در میان نبود و عامل بدبختی هم همین بود. بدبختی برای آنان. زیرا برای من تنها فراموشی بود. من هرگز جز به فکر خود نبودهام.
قلم: #سقوط | #آلبر_کامو
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #سقوط | #آلبر_کامو
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اميد آخرين چيزى است كه مى ميرد...
Hope is the last to die...
.
قلم: #Halin_Birenbaum
#اسفند_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Hope is the last to die...
.
قلم: #Halin_Birenbaum
#اسفند_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دمنوش 9
دمنوش
#دمنوش ۹ - | بر دامن بهار |
دمنوش پادکستی برای اعصاب آرام ریحان. این مجموعه شامل ده قسمت است که هر سه هفته یکبار، یک قسمتش با محوریت موسیقی و شعر تولید میشود.
@NavidArbabian | @owrsi
دمنوش پادکستی برای اعصاب آرام ریحان. این مجموعه شامل ده قسمت است که هر سه هفته یکبار، یک قسمتش با محوریت موسیقی و شعر تولید میشود.
@NavidArbabian | @owrsi
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
وقتی از «خودفروشی» صحبت می کنیم، بیش تر افراد به کسانی فکر می کنند که «تن فروشی» می کنند اما من وقتی از «خود فروشی» صحبت می کنم، منظور دیگری دارم.
از نظرِ من، «خود فروشی» یعنی فردی حاضر باشد در ازای پول، تن به کاری بدهد که خودش آن را «غیر اخلاقی» می داند. افراد زیادی حاضرند در ازای پول زیاد، تن به کارهایی بدهند که پیش از دریافت این پول، خودشان چنین کارهایی را غیراخلاقی میدانسته اند.
آنان در توجیه چنین کاری می گویند: «مأمورم و معذور!» و استدلال می کنند که: «اگر من این کار را نکنم، دیگری آن را انجام خواهد داد، چه فرقی می کند؟! بههرحال این کار را کسی انجام خواهد داد، چرا پول آن به من نرسد؟!»
حدود یکسال پیش، فردی برای مشاوره به مطب من آمده بود. این فرد، تحصیلات بالایی داشت و در سیستمی کار می کرد که اساساً به آن بی اعتقاد بود و کارهای آن سیستم را اتلافِ وقت و بودجه و انرژی می دانست، با این حال به آن کار ادامه می داد و دلیل کارش را این می دانست که اگر از آن سیستم استعفاء بدهد، در جای دیگر، درآمد کمتری خواهد داشت.
در تعریف من، این کار، «خود فروشی» است. درحالی که در فرهنگ غالب جامعه، این فرد، یک فرد کاملاً منطقی است چون مالکیت، قدرت و ثروت، نمرهای بالاتر از آزادگی، وارستگی و داشتن حق انتخاب دارد.
وقتی در جامعهای چنین اتفاقی رُخ دهد، نباید تعجب کنیم که هرروز شاهد رفتارهای غیراخلاقی مانند دروغ، ریاکاری، سهل انگاری، تقلب، کم کاری، دزدی، خشونت و... باشیم.
هر انتخابی در زندگی بهایی دارد؛ تا اولویت بندی خود را تغییر ندهیم، دنیای ما تغییر نخواهد کرد: «گندم از گندم بروید، جو ز جو!»
قلم: #دکتر_محمدرضا_سرگلزایی
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از نظرِ من، «خود فروشی» یعنی فردی حاضر باشد در ازای پول، تن به کاری بدهد که خودش آن را «غیر اخلاقی» می داند. افراد زیادی حاضرند در ازای پول زیاد، تن به کارهایی بدهند که پیش از دریافت این پول، خودشان چنین کارهایی را غیراخلاقی میدانسته اند.
آنان در توجیه چنین کاری می گویند: «مأمورم و معذور!» و استدلال می کنند که: «اگر من این کار را نکنم، دیگری آن را انجام خواهد داد، چه فرقی می کند؟! بههرحال این کار را کسی انجام خواهد داد، چرا پول آن به من نرسد؟!»
حدود یکسال پیش، فردی برای مشاوره به مطب من آمده بود. این فرد، تحصیلات بالایی داشت و در سیستمی کار می کرد که اساساً به آن بی اعتقاد بود و کارهای آن سیستم را اتلافِ وقت و بودجه و انرژی می دانست، با این حال به آن کار ادامه می داد و دلیل کارش را این می دانست که اگر از آن سیستم استعفاء بدهد، در جای دیگر، درآمد کمتری خواهد داشت.
در تعریف من، این کار، «خود فروشی» است. درحالی که در فرهنگ غالب جامعه، این فرد، یک فرد کاملاً منطقی است چون مالکیت، قدرت و ثروت، نمرهای بالاتر از آزادگی، وارستگی و داشتن حق انتخاب دارد.
وقتی در جامعهای چنین اتفاقی رُخ دهد، نباید تعجب کنیم که هرروز شاهد رفتارهای غیراخلاقی مانند دروغ، ریاکاری، سهل انگاری، تقلب، کم کاری، دزدی، خشونت و... باشیم.
هر انتخابی در زندگی بهایی دارد؛ تا اولویت بندی خود را تغییر ندهیم، دنیای ما تغییر نخواهد کرد: «گندم از گندم بروید، جو ز جو!»
قلم: #دکتر_محمدرضا_سرگلزایی
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎