مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا زندگی کردن با شما آسان است؟

ترجمه و آوا: #ايمان_فانى
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
@persianschooloflife
كامل اين مطلب را از كانال تلگرام مدرسه فارسى دريافت كنيد.
Forwarded from پیوند نگار
‍ ١٠ ويژگى كه يك "ارتباط سالم" را تهديد ميكنند:
……
١.اگر كودكىِ نه چندان شادى داشته ايد, مدتى طول ميكشد كه آن زخمها را ترميم و آماده وارد شدن به يك رابطه سالم باشيد:
بر طبق نظريه دلبستگى "جان بالبى " ما همانگونه كه به عنوان يك كودك رابطه و دلبستگى را تجربه ميكنيم، در بزرگسالى نيز به طور ناخودآگاه همان الگو را تكرار ميكنيم. بر طبق مطالعه ى اخيرى كه در دانشگاه تگزاس انجام شده، روانشناسان نتيجه گرفتند كه افرادى كه در كودكى الگوى دلبستگى دوسويه يا دورى گزين داشته اند، نرخ بالاترى از نارضايتى و هيجانات منفى را در دوران بزرگسالى و روابط خود تجربه ميكردند. اين نكته به اين معنى نيست كه ما محتوم و مجبور به تحمل اين الگوها در كل جريان زندگى مان هستيم ولى تا به آگاهى نرسيم نميتوانيم اين الگوها را در روابط حالمان ويرايش كنيم...

٢.اگر برايتان اعتماد كردن كار سختى است:
اعتماد سنگ بناى اصلى ايجاد رابطه است؛ ولى يادمان باشد منظور از اعتماد اين نيست كه بدون شناخت و شهود قلبمان را براى هر نوع رابطه اى باز كنيم...

٣.اگر اغلب يك الگوى تكرار شونده را در روابطتان تجربه ميكنيد:
تغيير اين الگوى تكرارشونده نيازمند طى كردن يك مسير رشدى شخصى همراه با خودآگاهى و در نهايت پذيرش گذشته است. اين روند به ظاهر سهل و در يك جمله قابل عنوان است؛ ولى انجام و طى طريق آن نيازمند ممارست و تلاش شخصى بسيار است.

٤.شما فكر ميكنيد كه بايد تبديل به يك آدم ديگر شويد تا بتوانيد وارد يك رابطه بشويد:
اينكه در رابطه طرفين گذشت كنند و يك سرى از رفتارهاى خود را به منظور كاهش اصطكاك ويرايش كنند با اينكه احساس كنند بايد خود را سانسور كنند يا اينكه خود واقعيشان پذيرفته نيست، متفاوت است. قبل از رابطه با يك ماهيت ديگر يادتون نره كه كيفيت رابطه شما با خودتون تا تغيير نكنه خيلى بعيده كه جواب مناسبى از رابطه با ديگران بگيريد.

٥.شما بيشتر جذب افرادى ميشويد كه مجرد نيستند؛ پارتنر دارند يا آماده ى رابطه نيستند به هر دليل:
دليل اين جاذبه ميتواند به طور آگاه يا نيمه آگاه دلايل مختلفى دارد كه كه براى كشف آنها روان كاوى يا خودكاوى الزام پيدا ميكند.

٦.شما از اينكه شخص مورد نظر خود را پيدا كنيد ميترسيد:
اين ترس ميتواند الزاما آگاهانه نباشد يا ميتواند به طور آگاهانه ترس از مواردى چون از دست دادن آزادى، احتمال محروميت از رابطه با پارتنرهاى شايسته تر و ... باشد.

٨."عزت نفس" شما كيفيت مطلوبى ندارد:
اول كيفيت رابطه به خودتان و تصوير ذهنى خودتون از خود را ترميم كنيد، رابطه با شخص بيرونى مرحله بعدى است.

٩.اگر هنوز در حال كلنجار رفتن با خشم، پشيمانى و هيجانات ابراز نشده منفى حاكى از روابط قبلى تون هستيد:
اين يعنى هنوز بخشى از شما براى ارتباط جديد غايبه و در صورتى كه وارد يك رابطه جديد بشيد اين احتمال كه حساى منفى رابطه قبلى روى رابطه جديد سايه بندازه هست حتى اگر بهش آگاه نباشيد. قبل از ايجاد رابطه جديد مطمئن شويد فايل هاى قبلى را بسته ايد و از رابطه جديد به عنوان يك "سكوى نجات" نگاه نميكنيد.

١٠.شما معيارهاى بسيار كمال گرايانه و دور از دسترس داريد:
اين نكته به اين مفهوم نيست كه معيار هاى روشن و مثبت براى انتخاب پارتنر نداشته باشيد؛ اما وضع كردن معيارهاى بسيار كمالگرايانه ميتواند به اين مفهوم باشد كه در سطحى از آگاهى شما تصميم گرفتيد تنها بمانيد و دلايل انتخاب تنهايى در هر سطحى از آگاهى نيازمند تحليل است.

*نكته آخر اينكه برطرف كردن همه نكات فوق قبل از ورود به رابطه احتمالا كمى آرمانى و نشدنى به نظر برسد ولى به اين مفهوم نيست كه نبايد به آنها بپردازيم.
……
قلم: #مانى_منجمى | #manimonajemi
http://www.positivethingsonly.com/behaviors-prevent-finding-genuine-love/
#شهريور_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Ghararam
Roxana Sarrafi
.
از ""رنج"" بودا تا "ا اضطراب درونی"" هایدگر

بر اساس اصل "بقای سختی" سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل می‌شود ولی نابود نخواهد شد. برای همین هم توی یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی‌کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی می‌خورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون . آدمهای پف کرده، آدمهای بد حال؛ آدمهای روی لبه ی تیغ , خیلی‌ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما‌ ها رو اینجوری کرده و قدیم‌ها مردم خوشبخت‌تر بودن. تو بشنو و باور نکن. حتی هزار‌ها سال پیش شاهزاده‌ای هندی به نام
سیزارتا – یا همون بودا- گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا». هایدگر بهش می‌گه «اضطراب وجودی».
چیزهای خوب و دلنشین هم توی دنیا کم نیست. می‌تونی ازشون توی راه کمک بگیری و هر وقت داشتی توی چاه غم فرو می‌رفتی مثل «ریسمان» بهشون چنگ بندازی و بیای بیرون. یکی از این طناب‌ها؛ موسیقیه.
اگه تونستی سازی بزن؛ اگه نتونستی بهش گوش کن. وقتهایی که شادی موسیقی گوش کن و وقتهایی که غمگین بودی بیشتر، و اونجا که از هرحرکتی عاجز موندی؛ برقص. رقصیدن بهترین و مفید‌ترین کاریه که می‌تونی برای روحت بکنی. عموما موقع جشن و شادی می‌رقصن اما تو مثل زوربای یونانی برای رقصیدن منتظر بهانه نمون. هرجا ریتمی شنیدی که می‌شد باهاش برقصی، خودت رو تکون تکون بده، حتی اگه ریتم چکیدن قطره‌های آب از شیروونی باشه. رقص هم ارتعاش شدن با جریان هستیه. رقصیدن رو جدی بگیر ولی موقع رقص جدی نباش. بی‌مهار و بدون ترس از دیده شدن برقص، توی کوچهٔ بن‌بست، توی آسانسور، توی جمعیت. «برقص، برقص، وگرنه گم خواهی شد». شایدم کم بیاری.
راستی اگه صدای خوبی داشتی موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخون، اما اگه نداشتی هم مهم نیست، همیشه توی حموم و زیر دوش می‌تونی برای خودت بخونی.
چیز دیگه‌ای که می‌تونی بخونی کتابه. خوندن بهت کمک می‌کنه زندگی‌های دیگه‌ای رو که هیچ وقت نمی‌تونستی تجربه کنی رو تجربه کنی. فیلم هم همین کار رو توی یک ابعاد دیگه‌ای می‌کنه اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالا‌تر از فیلمه چون قوهٔ تخیلت رو به کار می‌گیره؛ و روند ذهنی‌تر و عمیق تریه.
تا می‌تونی بخون. وسط کتابهات حتما چند صفحه هم در مورد ستاره‌ها و کهکشان‌ها بگذار چون کمکت می‌کنه که ابعاد چیز‌ها رو بهتر درک کنی و یادت نره که توی کل هستی کجا وایسادی. برای همین قدیم‌ها بیشتر فیلسوف‌ها ستاره‌شناس هم بودن. شاید نخوای یا نتونی منجم بشی، ولی
همیشه می‌تونی وقتهایی که غمگینی به آسمون نگاه کنی و ببینی که غم‌هات در برابر عظمت کهکشان چقدر
کوچیکه.
طناب‌های دیگه‌ای
هم هست؛ چیزهایی
مثل مجسمه ساختن , نقاشی کردن , کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویه‌های جدید، سفر کردن، حرکت. ما برای نشستن خلق نشدیم. صندلی یکی از خطرناک‌ترین اختراعات بشریه. به جای نشستن قدم بزن؛
بدو؛ شنا کن. اگر مجبور شدی بشینی؛ برای خودت همنشین‌هایی
پیدا کن و از مصاحبتشون لذت ببر. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسون نیست اما اگه
دوست خوبی باشی؛
دیر یا زود چند تا آدم خوب دورت
جمع خواهند شد. در ضمن، دایرهٔ دوستات رو به آدم‌ها
محدود نکن. تو می‌تونی تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشی؛ گل‌ها، علف‌ها، ماهی‌ها، پرنده‌ها، و حتی گربه‌ها. حیوون‌ها گاهی حتی از آدم‌ها هم دوستهای بهتری هستن.

قلم: #ناشناس
حجم: @dastanbasement
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
.
متوجه شدم که باید به آموزه پیچیده‌تری رسید، آموزه‌ای که بتواند با ناهماهنگی‌های عشق به گونه‌ای بازی کند، نیاز به عقلانیت را علی رغم ناتوانی‌اش، با حماقت غیرقابل اجتناب عاشق شدن، در هم بیامیزد. می‌بایست عشق را پذیرا شد، بدون فرو افتادن در یاس یا امیدواری جزمی، بدون تدوین فلسفه‌ای برای ترس‌ها، یا سرخوردگی‌های اخلاقی‌مان. عشق، به ذهن تحلیل‌گر، نوعی فروتنی می‌آموزد، درسی که هر چند برای رسیدن به قطعیت‌های ثابت راه دشواری دارد، و آن این که تحلیل هرگز نمی‌تواند، راهی بدون خطا برود و لاجرم هرگز از طنز و کنایه به دور نیست.

قلم: جستارهایی در باب عشق |#آلن_دوباتن
نقش: #Ole_Ahlberg | #saatchiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به مفهومِ روان‌شناختی، فقط هنگامی که حاضر به رویارویی با دردِ خود باشیم، برای تجربه کردنِ شادی، آماده و توانمند هستیم. فقط وقتی آماده‌ی رویارویی با نادانیِ خود هستیم، احتمال آن را می‌یابیم که به خِرد دست یابیم. فقط زمانی که تنهاییِ خود را احساس می‌کنیم، امکانِ تجربه‌ی عشق را می‌یابیم. سرانجام، هنگامی که حاضر هستیم اصیل نبودنِ خود را تجربه کنیم، قادر به گشایش در برابرِ جانمان هستیم.

قلم: #کارول_اس_پیرسن
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Dele Zaram
Mohsen Namjoo
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#Sapiosexual: این واژه به کسانی اطلاق می شه که بیشتر از رابطه فیزیکی و احساسات، درگیر هوش بالا و رفتارهای خاص شخصی می شوند که آن شخص رفتارهایی برگرفته از هوشمندی و طرز تفکر و خرد دارد. به عبارت دیگر، شخصی که هوش و هوشمندی را بهترین و بالاترین  خصوصیت جذابیت جنسی بداند.
در اصل، Sapiosexual نوع جدیدی از جهت گیری جنسی است که در آن جنسیت فیزیکی (#زن و #مرد) معنا ندارد و شخص سپیوسکچوال شیفته و عاشق رفتار و منش هوشمندانه و خاص طرف مقابل می گردد.
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from پیوند نگار
‍ خلاصه اى از هفت قانون معنوی موفقيت“ #ديپاك_چوپرا
۱) قانون توانائی مطلق
این قانون، مبتنی بر این واقعیت است که ما در جوهر آگاهی مطلق هستیم. آگاهی مطلق، توانائی مطلق و حیطهٔ تمامی امکانات و خلاقیت های نامحدود است. گوئی جوهر معنی ماست. وقتی طبیعت بنیادی خود را کشف می کنید و درمی یابید به راستی کیستید، خودِ آن شناخت، یعنی توانائی برآورده ساختن رؤیائی را دارید.
چگونه می توانیم قانون توانائی مطلق کار را در زندگی مان به کار ببندیم؟
الف) تمرین روزانه سکوت و مراقبه
ب) تمرین ”عدم داوری
۲) قانون بخشایش
می توان آن را ”قانون داد و ستد“ نیز خواند؛ زیرا کائنات از طیق مبادلهٔ پویا عمل می کنند. هیچ چیز ایستا نیست. بندآوردن جریان نیرو، مانند بندآوردن جریان خون است. به این دلیل، باید ببخشائید و بستانید تا بتوانید ثروت و فراوانی را در زندگی تان در جریان نگه دارید. اگر جریان پول را متوقف سازیم، اگر تنها قصدمان، چسبیدن به پول و احتکار آن باشد، جریان بازگشت آن را به زندگی مان نیز متوقف می سازیم. برای این که آن نیرو به سوی ما بیاید، باید آن را در جریان نگه داریم. ”در
۳) قانون کارما یا علت و معلول
سومین قانون معنوی موفقیت، قانون ”کارما“ است. کار، هم عمل است، هم نتیجهٔ آن عمل؛ هم علت است و هم معلول. در کتاب مقدس ”انجیل“، این مطلب با عنوان ”اصل کاشت و برداشت“ مطرح شده است. هر چه بکارید، همان را برداشت خواهید کرد. ”نیوتن“ آن را ”اصل سوم حرکت“ نامید و چنین گفت: ”برای هر عملی، عکس العملی است مساوی و در جهت مخالف آن“ بدیهی است اگر بخواهیم در زندگی مان، شادمانی ایجاد کنیم، باید بیاموزیم، که بذر شادمانی را بکاریم. خیلی ساده است.
۴) قانون کمترین تلاش
این قانون، مبتنی بر این واقعیت است که هوشمندی طبیعت، با سهولت بی تکاپو عمل می کند. هرگاه این درس را از طبیعت بیاموزیم، به آسانی آرزوهای مان را برآورده می سازیم. اگر کار طبیعت را نظاره کنید، خواهید دید که کمترین تلاش را به کار می برند؛ علف نمی کوشد رشد کند؛ فقط رشد می کند. ماهی نمی کوشد شنا کند؛ فقط شنا می کند.
عدم تدافع: به این معناست که آگاهی تان در عدم تدافع، استقراریافته و نیاز به ترغیب کردن دیگران برای این که نقطه نظرتان را دریابند، رها کرده اید. اگر به افراد پیرامون تان نظاره کنید، خواهید دید که ۹۹ درصد از وقت خود را صرف دفاع از نقطه نظر خود می کنند. اگر فقط نیاز به دفاع از نقطه نظرتان را رها کنید، در این رهائی به انرژی عظیمی دست می یابید که در گذشته آن را به هدر می دادید.
۵) قانون قصد و آرزو (هدف ها)
این قانون، مبتنی بر این واقعیت است که در هر نقطهٔ طبیعت، انرژی و اطلاعاتی وجود دارد. از طریق قصد و آرزو، می توان به این حیطه اثر نهاد. مادامی که از سایر قانون های طبیعت، تخلف نورزید، به طور عملی از طریق قصدتان می توانید به این قدرت طبیعت فرمان دهید تا رؤیاها و آرزوهای تان را برآورد. می
توجه: از دل بستگی به نتیجه دست بکشید و بگذارید کائنات به جزئیاتِ امر بپردازند.
۶) قانون عدم دل بستگی
قانون ”عدم دل بستگی“ می گوید که برای حصول هر چیز در عالم مادی، باید از دل بستگی خود به آن دست بکشید. این به آن معنا نیست که از قصد آفرینش آرزو های تان دست بکشید، بلکه از دل بستگی به ثمرهٔ آن دست بکشید. این عمل، بسیار قدرتمند است. لحظه ای که دل بستگی به ثمره را رها می کنید، صاحب آنی خواهید شد که آرزومندید. قانون ”عدم دل بستگی“ با قانون ”قصد و آرزو“ (تعیین هدف ها) منافات ندارد.
۷) قانون دارما یا غایت حیات
هرکس در زندگی، غایتی دارد؛ موهبتی بی همتا یا استعدادهای ویژه تا آن را به دیگران هدیه کند و هنگامی که این استعداد بی همتا را با خدمت به دیگران بیاموزیم، وجد و طرب جان مان را تجربه می کنیم که هدف نهائی هدف هاست. برطبق این قانون، صاحب استعدادی بی همتائید و به شیوه ای بی همتا آن را بیان و عیان می کنید.
اولین عهد: از خود خواهم پرسید: ”چگونه خواهم توانست به بهترین نحو، به بشریت خدمت کنم؟“ از خود بپرسید: ”اگر مسئلهٔ پول و نگرانی دربارهٔ آن مطرح نبود و همهٔ وقت و پول جهان از آنِ شما بود، چه می کردید؟“ اگر به همان کاری می پرداختید که هم اکنون می کنید، به دارمای خود سرگرمید، زیرا با اشتیاق به کارتان می پردازید.
توصیهٔ دکتر چوپرا
دکتر ”چوپرا“ از همهٔ جهانیان خواسته که به منظور ایجاد یگانگی در آگهی جمعی سیارهٔ زمین، هر روز هفته را به ترتیب، به یکی از قانون های زیر اختصاص دهند:
شنبه: قانون دارما یا غایت حیات
یکشنبه: قانون توانائی مطلق
دوشنبه: قانون بخشایش
سه شنبه: قانون کارما یا علت و معلول
چهارشنبه: قانون کمترین تلاش
پنج شنبه: قانون قصد و آرزو
جمعه: قانون عدم دل بستگی
....
‌‎#شهريور_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
عشق به كلمه نياز دارد. مدتى كوتاه مىتوان به حسِ بى كلام اعتماد كرد، اما در دراز مدت، عشق بى كلام و كلام بى عشق دوام نخواهدآورد.

عشق جانورى است گرسنه؛ خوراكش ارتباط، اطمينان دادن‌هاى پى‌درپى و چشم به چشم هم دوختن است. وقتى چشم‌ها به هم بسيار نزديك مى‌شوند، چشم هيچ‌كدامشان چيز ديگرى نمى‌بيند.

قلم: #تصرف_عدوانى | #لنا_آندرشون
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
.
بسیاری از عزاداری هاممکن است به #افسردگی بدل شود.این افسردگی حاصل غم نیست ،بلکه حاصل خشم برگشته به سمت خود است.تجربه فقدان متوفی افزون برغم ،خشم رانیز برمی انگیزد،زیرا متوفی ماراترک کرده است .درچنین شرایطی تجربه خشم نسبت به متوفی،فرد را از افسردگی خلاص می کند.

قلم: #نیما_قربانی
ويزور: #Mehrab_djojan | #saatchiart
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
.
#فروید در باب والایش
برخی از آن‌چه که ما در اعماق‌مان، در ناخودآگاه بَدَوی خود می‌خواهیم، به شکل تهدیدآمیزی تیره و تار است. ممکن است بخواهیم که اصلاً کار نکنیم، دزدی کنیم، به دیگران آسیب برسانیم، خود را به دست یأس و نومیدی بسپاریم، یا به طرق بسیار تابو و آسیب‌زا سکس داشته باشیم. با این حال اکثر ما بخش بسیار اندکی از این کارها را انجام می‌دهیم و اغلب انرژی‌ خود را به پروژه‌های باارزش سرازیر می‌کنیم و سخت می‌کوشیم تا برای افراد پیرامون‌مان خوب و مفید باشیم.

توانایی ما برای انجام این کار، بنیان‌گذار روان‌کاوی، زیگموند فروید، را مجذوب کرد. فروید توجه ویژه‌ای به این توانایی داشت؛ یعنی توانایی ما برای استفاده‌ی نیکو از انرژی‌های بَدَوی، خودمدارانه و ویران‌گرمان. او این فرایند را والایش (به آلمانی Sublimierung) نامید. این ایده وقتی به ذهن فروید رسید که سفرنامه‌ی مشهور و جذابی به نام «سفر هارز» از شاعر قرن نوزدهمی هاینریش هاینه را می‌خواند.

در این کتاب، هاینه به ملاقات جراح آلمانی نامداری به نام یوهان فردریش دیفنباخ (1792-1847) اشاره می‌کند که در کودکی شدیداً خودخواه و دگرآزار بود، و دوست داشت دُم سگ‌های ولگرد را صرفاً برای لذت بیمارگونه‌ی خود قطع کند، اما بعد در بزرگسالی، به جراحی فداکار و درخشان بدل شد، که اکتشافات پیشگامانه‌ای در حوزه‌ی جراحی پلاستیک و بازسازی داشت.

تطور خشونت
فروید احساس می‌کرد که این تطور -از فردی که به طور سادیستیکی برای زخمی کردن دیگران دست به چاقو می‌برد به کسی که به نحوی شایسته از آن برای شفا دادن استفاده می‌کرد- نمی‌توانست صرفاً یک تصادف باشد. او پیشنهاد کرد که آن‌چه در جریان است، به الگوی رفتاری گسترده‌ای تعلق دارد که از طریق آن، رانه‌ی اولیه‌ی مضر یا تکان‌دهنده‌ای موجب ظهور چیزی دقیقاً متضاد خود می‌شود، و قدرت امر منفی قدرت امر مثبت را تعیین می‌کند.

فروید احساس می‌کرد که این میل به جبران، در قلب بسیاری از بزرگ‌ترین دستاوردهای هنر، سیاست و علم قرار دارد. بنابراین یک کارآگاه بزرگ پلیس ممکن است -در سطح ناخودآگاه- خودش از برخی از خواهش‌های غیر قانونی خود دفاع کند، و سیاستمداری متعهد به وضعیت فقرا ممکن است تجربیات اولیه‌ی حرص و طمع را والایش نماید.

لئوناردو داوینچی و میل جنسی
فروید در جستاری در باب لئوناردو داوینچی این ادعا را مطرح کرد که داوینچی کودک شدیداً فعالی به لحاظ جنسی بود، که بعداً آن را با هنر و تحقیق علمی والایش نمود. همانطور که فروید بیان می‌کرد، میل جنسی ممنوعه‌ای برای لذت جنسی (در این مورد برای مادر و بعد پسران دیگر) در داوینچی به «اشتیاق عمومی برای دانش» که بسیار قدرتمند و محترم است تبدیل شده بود.

قلم: «در باب #والایش» | #sublimation
نقش: #Pablo_Picasso | #Saatchiart
#بهمن_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نبرد با زمان و راز عمر دراز...
.
.
.
كامل اين مطلب را از كانال تلگرام #مدرسه_زندگى_فارسى دريافت كنيد.
آوا#ايمان_فانى
#بهمن_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
@persianschooloflife
Adame Pooch
Mohsen Namjoo