در زندگی اودیپ همه چیز به خوبی پیش میرود، تا اینکه تصادفا در تقاطع یک جاده با مردی درگیر میشود و آن مرد به قتل میرسد. این اتفاق میتوانست اهمیت زیادی نداشته باشد، اگر آن مرد تصادفا پدر واقعی او نمیبود. اودیپ به شهر تب میرود و در آنجا با ملکه دیدار و ازدواج میکند. این هم میتوانست بیاهمیت باشد اگر ملکه مادر واقعی او نبود.
چرخش کوچک رویدادها، نوعی تقارن، نوعی حادثهی زمانی، و یک برخورد تصادفی، همگی میتوانند مسیر یک زندگی را تغییر دهند.
قلم: #وزن_چیزها | #جین_کازز
نقش: #saatchiart | #Oedipus
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
چرخش کوچک رویدادها، نوعی تقارن، نوعی حادثهی زمانی، و یک برخورد تصادفی، همگی میتوانند مسیر یک زندگی را تغییر دهند.
قلم: #وزن_چیزها | #جین_کازز
نقش: #saatchiart | #Oedipus
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
.
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
قلم: #خنده و #فراموشی | #میلان_کوندرا
ويزور: Saatchiart | #Iran#
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
قلم: #خنده و #فراموشی | #میلان_کوندرا
ويزور: Saatchiart | #Iran#
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ادوارد : گاهی اون قدر خسته میشم
که یادم میره زنده ام
آنا : می تونی به یه منظره ی خوب نگاه کنی،
واسه ی خودت یه لیوان قهوه درست کنی،
زل بزنی به یه نقطه
و به یه موزیک آروم گوش بدی
ادوارد :همه ی این کار ها رو با هم انجام میدم
به چشمای قهوه ایت فکر میکنم
قلم:اسب های لنونگراف شبیه ما نیستند |رابرت کیوساکی
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
که یادم میره زنده ام
آنا : می تونی به یه منظره ی خوب نگاه کنی،
واسه ی خودت یه لیوان قهوه درست کنی،
زل بزنی به یه نقطه
و به یه موزیک آروم گوش بدی
ادوارد :همه ی این کار ها رو با هم انجام میدم
به چشمای قهوه ایت فکر میکنم
قلم:اسب های لنونگراف شبیه ما نیستند |رابرت کیوساکی
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
نقطهی مقابل آدم_خوب ، آدم بد نیست، بلکه انسان_خوب است. ذکر چند مثال میتواند تفاوت این دو را روشن سازد. آدمهای خوب بیشتر اوقات در گذشته زندگی میکنند، حال آن که انسان خوب در زمان حال زندگی میکند. آدمهای خوب همیشه طبق معیارهای بررسی نشدهی خوب بودن از دید والد عمل میکنند، حال آن که انسانهای خوب با معیارهای به روز در آمدهی ناشی از تجزیه و تحلیل بالغ عمل میکنند که در پرتو اطلاعات جدید و آگاهیهای تازه ممکن است معیارهای والد را تایید یا رد کرده باشند. آدم های خوب تقریبا همیشه به طور خودکار پاسخ میدهند. انسانهای خوب اول فکر میکنند، و بعد پاسخ میدهند. آدمهای خوب قابل پیشبینی هستند، ولی انسانهای خوب غیرقابل پیشبینی. آدم های خوب به درد بخورند، حال آن که انسانهای خوب اگر چه ممکن است سودمند هم باشند، ولی لذتبخشاند. آدمهای خوب لبخند میزنند. انسانهای خوب هم لبخند میزنند، هم میخندند و هم گریه میکنند.
قلم: #ماندن_در_وضعیت_آخر | #تامس_هریس
ويزور: #saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
قلم: #ماندن_در_وضعیت_آخر | #تامس_هریس
ويزور: #saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر هنر نبود حقيقت ما را ميكشت...
#نيچه
#نت_هفته_روانسازه
آوا:#Standchen | #Schubert
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#نيچه
#نت_هفته_روانسازه
آوا:#Standchen | #Schubert
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#استرنبرگ ، نظریه مثلث #عشق و نظریه قصه عشق (روایت عشق)
استرنبرگ را با سه نظریه می شناسند : عشق مثلثی یا سه وجهی ، هوش سه گانه و قصه عشق
عشق مثلثی یا مثلث عشق
رابرت جی استرنبرگ ارائه شده است. در سال ۱۹۸۷ استرنبرگ نظریهای ارائه داد که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور کرد. او میگوید که عشق مرکب ازسه بخش است: صمیمیت، شور و شوق (شهوت) و تصمیم/تعهد.
سه مولفه عشق در نظریه استرنبرگ
مولفه اول عشق: صمیمیت
هرچند این اصطلاح به تنهایی چندین معنی دارد، استرنبرگ آن را به عنوان احساساتی که نشانه نزدیک بودن است، در نظر گرفت. بنابراین صمیمیت جوهره عشق را تشکیل میدهد. استرنبرگ در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که صمیمیت شامل ۱۰ عنصرمختلف در رابطه با شخص مورد علاقه است:
۱- میل به رفاه شخص مورد علاقه
۲- تجربه خوشحالی با او
۳- داشتن توجه زیاد به وی
۴- قادر به اتکاء به شخص مورد علاقه بودن در هنگام نیازمندی
۵- داشتن درک متقابل
۶- درمیان گذاشتن مسائل شخصی
۷- دریافت حمایت عاطفی
۸- ارائه حمایت عاطفی
۹- برقراری رابطه صمیمانه با فرد مورد علاقه
۱۰- و ارج نهادن به وی
بنابراین صمیمیت عبارت است از احساس محبت و اظهار آن، علاقه، مراقبت، مسئولیت، همدلی و غمخواری نسبت به فردی که شخص او را دوست دارد. صمیمیت جنبه هیجانی و عاطفی دارد و نوعی احساس گرمی، محبت، نزدیکی، مرتبط بودن و در قید و بند طرف مقابل بودن در فرد ایجاد میکند.
مولفه دوم عشق: شور و شوق (شهوت)
دومین مولفه شامل شور و اشتیاق که مبتنی بر انگیزشهای شهوانی و جذابیتهای جسمانی است و شامل اشتغالات ذهنی مثبت نسبت به معشوق است. این بعد جنبه انگیزشی دارد.
ادامه در لينك زير
قلم: http://ravanrahnama.ir/robert-sternberg/
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
استرنبرگ را با سه نظریه می شناسند : عشق مثلثی یا سه وجهی ، هوش سه گانه و قصه عشق
عشق مثلثی یا مثلث عشق
رابرت جی استرنبرگ ارائه شده است. در سال ۱۹۸۷ استرنبرگ نظریهای ارائه داد که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور کرد. او میگوید که عشق مرکب ازسه بخش است: صمیمیت، شور و شوق (شهوت) و تصمیم/تعهد.
سه مولفه عشق در نظریه استرنبرگ
مولفه اول عشق: صمیمیت
هرچند این اصطلاح به تنهایی چندین معنی دارد، استرنبرگ آن را به عنوان احساساتی که نشانه نزدیک بودن است، در نظر گرفت. بنابراین صمیمیت جوهره عشق را تشکیل میدهد. استرنبرگ در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که صمیمیت شامل ۱۰ عنصرمختلف در رابطه با شخص مورد علاقه است:
۱- میل به رفاه شخص مورد علاقه
۲- تجربه خوشحالی با او
۳- داشتن توجه زیاد به وی
۴- قادر به اتکاء به شخص مورد علاقه بودن در هنگام نیازمندی
۵- داشتن درک متقابل
۶- درمیان گذاشتن مسائل شخصی
۷- دریافت حمایت عاطفی
۸- ارائه حمایت عاطفی
۹- برقراری رابطه صمیمانه با فرد مورد علاقه
۱۰- و ارج نهادن به وی
بنابراین صمیمیت عبارت است از احساس محبت و اظهار آن، علاقه، مراقبت، مسئولیت، همدلی و غمخواری نسبت به فردی که شخص او را دوست دارد. صمیمیت جنبه هیجانی و عاطفی دارد و نوعی احساس گرمی، محبت، نزدیکی، مرتبط بودن و در قید و بند طرف مقابل بودن در فرد ایجاد میکند.
مولفه دوم عشق: شور و شوق (شهوت)
دومین مولفه شامل شور و اشتیاق که مبتنی بر انگیزشهای شهوانی و جذابیتهای جسمانی است و شامل اشتغالات ذهنی مثبت نسبت به معشوق است. این بعد جنبه انگیزشی دارد.
ادامه در لينك زير
قلم: http://ravanrahnama.ir/robert-sternberg/
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
....
دوگانگى تو ذات يك تجربه ى روانى عميقِ
تو احتمالا احساس آزردگى و ملالِ بيشترى نسبت به محبوبت تجربه ميكنى تا يك رهگذر...
چون كه از نزديك بهت شليك شده و احتمالا زره روانى سبكترى در مقابل محبوب به تن دارى و يا عريان عريانى...
و طبيعتا ميزان جراحت بالاترِ ...
تا اين زخم التيام پيدا كنِ... احتمالا بارها و بارها بين قطبين بُرّانِ هيجانات، افكار و تصميمات متضاد در سفرى... تا اينكه "شايد" صلح مستولى شه و ... يه جايى او وسطا آروم بگيرى...
بعد روزهاو شايد سالها... اينكه تو با اين زخم چيكار كردى بيشتر از اينكه كى، كِى و چجورى بهت زخم زده اهميت پيدا ميكنه... اينه كه به قول #مولانا...
"گفتم بر چون متن ز آنچه تنیدی بگو"
——
قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
دوگانگى تو ذات يك تجربه ى روانى عميقِ
تو احتمالا احساس آزردگى و ملالِ بيشترى نسبت به محبوبت تجربه ميكنى تا يك رهگذر...
چون كه از نزديك بهت شليك شده و احتمالا زره روانى سبكترى در مقابل محبوب به تن دارى و يا عريان عريانى...
و طبيعتا ميزان جراحت بالاترِ ...
تا اين زخم التيام پيدا كنِ... احتمالا بارها و بارها بين قطبين بُرّانِ هيجانات، افكار و تصميمات متضاد در سفرى... تا اينكه "شايد" صلح مستولى شه و ... يه جايى او وسطا آروم بگيرى...
بعد روزهاو شايد سالها... اينكه تو با اين زخم چيكار كردى بيشتر از اينكه كى، كِى و چجورى بهت زخم زده اهميت پيدا ميكنه... اينه كه به قول #مولانا...
"گفتم بر چون متن ز آنچه تنیدی بگو"
——
قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
ويزور: #Alessio_Albi | #saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#كتاب_هفته_روانسازه
قلم: #زنده_ام_كه_روايت_كنم | #گابريل_گارسيا_ماركز
آوا: #مهسا_كرامتى
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
قلم: #زنده_ام_كه_روايت_كنم | #گابريل_گارسيا_ماركز
آوا: #مهسا_كرامتى
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست ...بیمار است....
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.
این ها بیشعورند...حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور....
احمق بودن درد ندارد؛ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی..از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد..
بیشعوری واگیر دارد ,هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمی آورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعورکند تا به آن دست پیدا کند!
قلم: #بیشعوری | #خاویر_کرمنت
نقش: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.
این ها بیشعورند...حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور....
احمق بودن درد ندارد؛ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی..از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد..
بیشعوری واگیر دارد ,هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمی آورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعورکند تا به آن دست پیدا کند!
قلم: #بیشعوری | #خاویر_کرمنت
نقش: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
زندگی تنها در همین لحظه وجود دارد، و این لحظه بی نهایت و جاویدان است. لحظه حال بی نهایت کوچک است؛ پیش از آنکه بتوانیم آن را اندازه گیری نماییم، از دست می رود و در عین حال تا ابد جاویدان است.... شاید باور داشته باشید که در هماهنگی با زندگی و لحظه جاودان حال نیستید؛ اما هرگز قادر نخواهید بود که خارج از جریان هماهنگ زندگی قرار بگیرید، چراکه شما خود، زندگی هستید و در لحظه حال موجودیت دارید....
———
قلم: #آلن_واتس
ويزور: #manimonajemi | #مانى_منجمى
#مانى_منجمى | #دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
———
قلم: #آلن_واتس
ويزور: #manimonajemi | #مانى_منجمى
#مانى_منجمى | #دى_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جنایت و مکافات، برادران کارامازوف...
داستایوفسکی، کاوشگرِ سایه، نیم سایه، روشنی...
#ادبیات
#مدرسه_زندگي
ترجمه و صدا: ایمان فانی
@persianschooloflife
داستایوفسکی، کاوشگرِ سایه، نیم سایه، روشنی...
#ادبیات
#مدرسه_زندگي
ترجمه و صدا: ایمان فانی
@persianschooloflife
ميدونى، "تنهايى" عضو لاينفك, تكرارشونده و احتمالا لازمِ دوره هاى رنگارنگ يك زندگى انسانىِ ... و با اينكه، عادت كردن بهش تلخ و تراژيكِ...ولى از اون تراژيك تر اينه كه قلب كسى كنارت بِتپه و تو "هنوز" احساس تنهايى كنى...
———
Evidently, «loneliness» is an inséparable, and plausibly an essential recurring phase throughout a man’s lifetime and albeit, acclimation to loneliness is bitter and tragic! However, more tragic than all is having a heart, beating right next to you and «still» feeling lonely.
———
قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
نقش: #Ole_Alhberg | #saatchiart
#loneliness
#دى_٩٧
#مانى_منجمى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
———
Evidently, «loneliness» is an inséparable, and plausibly an essential recurring phase throughout a man’s lifetime and albeit, acclimation to loneliness is bitter and tragic! However, more tragic than all is having a heart, beating right next to you and «still» feeling lonely.
———
قلم: #نگاه | #مغمور | #سه_نقطه
نقش: #Ole_Alhberg | #saatchiart
#loneliness
#دى_٩٧
#مانى_منجمى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
.
خودشیفتگی جمعی ما در گفتگو با دکتر محمدرضا سرگلزایی
"اتحادیه خودشیفتگان"
محسن آزموده ؛ هفته نامه کرگدن- 13 مرداد 1397
_________
درآمد: خودشیفتگی را یکی از چارچوبهای اصلی شخصیتی و رفتاری انسان متجدد از نیمههای قرن بیستم به این سو دانستهاند و برای ظهور و بروز پر رنگ آن علل و عوامل متنوع اجتماعی و فرهنگی و فلسفی ارائه کردهاند. یک نمود بارز و آشکار آن که از رهگذر امکانات فضای جدید پدیدار شده است، پرگویی و نمایشگری بیحد و حصر آدمها درباره خودشان است. به دیگر سخن، شبکههای اجتماعی جدید، این فرصت را برای همگان پدید آوردهاند که مدام از خودشان بگویند، از خودشان عکس بگیرند و لاینقطع احساسات و عواطف و خواستهها و باورهایشان در مورد درونیترین و خصوصیترین وجوه وجودشان برای دیگران عرضه کنند. محمدرضا سرگلزایی البته از منظر روانشناسانه به تحلیل و بررسی این پدیده میپردازد. او خودشیفتگی را در چارچوب روانشناسی دانشگاهی، نمونهای بارز از اختلالات شخصیتی معرفی میکند که هم به شکل فردی آشکار میشود و هم گریبانگیر جوامع انسانی میشود. دکتر سرگلزایی همچنین با برشمردن انواع و اقسام خودشیفتگی، صورت جمعی و در عین حال مضمر آن را خطرناکتر میداند و معتقد است، خودشیفتگی در شکل اجتماعی و فرهنگی، بارها نگرانکنندهتر است از نارسیسیسمی که به شکل «پست» گذاشتن در شبکههای اجتماعی از قبیل اینستاگرامی و ... جلوهگر میشود. او در گفتوگوی حاضر او با ذکر نمونههایی جالب، واسازی گفتمان فرهنگ خودشیفته و آشکار کردن ریشههای آن را که با رویکرد انتقادی و گفتوگوی سقراطوار امکانپذیر است، توصیف میکند. بیان این روانپزشک در توصیف خودشیفتگی ایرانیان صریح و سرراست و بی تعارف و مجامله است. محمدرضا سرگلزایی(متولد 1349، زابل)، عضو هیات علمی انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران، سالها به تدریس و تحقیق و درمان در حوزه روان پزشکی و روان کاوی مشغول است و مقالات و کتاب های فراوانی در این زمینه پدید آورده است:
- در ابتدا بفرمایید آیا در روان شناسی و روان شناسی اجتماعی مفهوم «خودشیفتگی» یک اصطلاح شناخته شده و علمی است و به چه معناست؟
بله، در روان شناسی اصطلاح (term) اختلال شخصیت خودشیفته در طبقه بندی انجمن روان پزشکی آمریکا که DSM خوانده می شود و مخفف Diagnostic and Statistical Manual است، یعنی «راهنمای تشخیصی آماری»، «خودشیفتگی» سالهاست که وجود دارد و امر جدیدی نیست. بنابراین خودشیفتگی یکی از اختلالات شخصیت است. اختلالات شخصیت یعنی ویژگی هایی در شخصیت فرد که باعث محدودیت خلاقیت و انعطاف او می شود و به نوعی الگویی متصلب و سخت در یک سبک زندگی است که در آن انعطاف وجود ندارد. البته انواع اختلالات شخصیت وجود دارد که یکی از آنها شخصیت خودشیفته است.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی | #روانپزشک
#اتحاديه_خودشيفتگان
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ادامه در پست بعدى...
خودشیفتگی جمعی ما در گفتگو با دکتر محمدرضا سرگلزایی
"اتحادیه خودشیفتگان"
محسن آزموده ؛ هفته نامه کرگدن- 13 مرداد 1397
_________
درآمد: خودشیفتگی را یکی از چارچوبهای اصلی شخصیتی و رفتاری انسان متجدد از نیمههای قرن بیستم به این سو دانستهاند و برای ظهور و بروز پر رنگ آن علل و عوامل متنوع اجتماعی و فرهنگی و فلسفی ارائه کردهاند. یک نمود بارز و آشکار آن که از رهگذر امکانات فضای جدید پدیدار شده است، پرگویی و نمایشگری بیحد و حصر آدمها درباره خودشان است. به دیگر سخن، شبکههای اجتماعی جدید، این فرصت را برای همگان پدید آوردهاند که مدام از خودشان بگویند، از خودشان عکس بگیرند و لاینقطع احساسات و عواطف و خواستهها و باورهایشان در مورد درونیترین و خصوصیترین وجوه وجودشان برای دیگران عرضه کنند. محمدرضا سرگلزایی البته از منظر روانشناسانه به تحلیل و بررسی این پدیده میپردازد. او خودشیفتگی را در چارچوب روانشناسی دانشگاهی، نمونهای بارز از اختلالات شخصیتی معرفی میکند که هم به شکل فردی آشکار میشود و هم گریبانگیر جوامع انسانی میشود. دکتر سرگلزایی همچنین با برشمردن انواع و اقسام خودشیفتگی، صورت جمعی و در عین حال مضمر آن را خطرناکتر میداند و معتقد است، خودشیفتگی در شکل اجتماعی و فرهنگی، بارها نگرانکنندهتر است از نارسیسیسمی که به شکل «پست» گذاشتن در شبکههای اجتماعی از قبیل اینستاگرامی و ... جلوهگر میشود. او در گفتوگوی حاضر او با ذکر نمونههایی جالب، واسازی گفتمان فرهنگ خودشیفته و آشکار کردن ریشههای آن را که با رویکرد انتقادی و گفتوگوی سقراطوار امکانپذیر است، توصیف میکند. بیان این روانپزشک در توصیف خودشیفتگی ایرانیان صریح و سرراست و بی تعارف و مجامله است. محمدرضا سرگلزایی(متولد 1349، زابل)، عضو هیات علمی انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران، سالها به تدریس و تحقیق و درمان در حوزه روان پزشکی و روان کاوی مشغول است و مقالات و کتاب های فراوانی در این زمینه پدید آورده است:
- در ابتدا بفرمایید آیا در روان شناسی و روان شناسی اجتماعی مفهوم «خودشیفتگی» یک اصطلاح شناخته شده و علمی است و به چه معناست؟
بله، در روان شناسی اصطلاح (term) اختلال شخصیت خودشیفته در طبقه بندی انجمن روان پزشکی آمریکا که DSM خوانده می شود و مخفف Diagnostic and Statistical Manual است، یعنی «راهنمای تشخیصی آماری»، «خودشیفتگی» سالهاست که وجود دارد و امر جدیدی نیست. بنابراین خودشیفتگی یکی از اختلالات شخصیت است. اختلالات شخصیت یعنی ویژگی هایی در شخصیت فرد که باعث محدودیت خلاقیت و انعطاف او می شود و به نوعی الگویی متصلب و سخت در یک سبک زندگی است که در آن انعطاف وجود ندارد. البته انواع اختلالات شخصیت وجود دارد که یکی از آنها شخصیت خودشیفته است.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی | #روانپزشک
#اتحاديه_خودشيفتگان
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ادامه در پست بعدى...