Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#من_یک_دیوانه_ام
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!
قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!
قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
دمنوش 3
دمنوش
| #دمنوش ۳ - میان عطر سکوت و آویشن |
دمنوش پادکستی برای اعصاب آرام ریحان. این مجموعه شامل ده قسمت است که هر سه هفته یکبار، یک قسمتش با محوریت موسیقی و شعر تولید میشود.
@psychonstruct
دمنوش پادکستی برای اعصاب آرام ریحان. این مجموعه شامل ده قسمت است که هر سه هفته یکبار، یک قسمتش با محوریت موسیقی و شعر تولید میشود.
@psychonstruct
من رویای عشقی را در سر می پروراندم که چیزی بیش از اشتیاق دو تن برای تصاحب یکدیگر بود
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید
شاید نباید آن را عشق نامید ، شاید نام حقیقی آن دوستی است ...
قلم: #اروین_یالوم | #وقتی_نیچه_گریست
حجم: #Melancholy| #Saatchiart
#Albert_Georgy
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید
شاید نباید آن را عشق نامید ، شاید نام حقیقی آن دوستی است ...
قلم: #اروین_یالوم | #وقتی_نیچه_گریست
حجم: #Melancholy| #Saatchiart
#Albert_Georgy
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
مادرِ مرده عبارتی که توسط آندره گرین وارد ادبیات روانکاوی شد.
#مادر #مرده مادری نیست که در واقعیت مرده باشد, بواقع این عبارت به فقدان درونیِ نوع دوستی، گذشت و علاقمندی در فرد اشاره دارد که حاصل پرورش یافتن توسط مادری است که کارکردهای مادری اش نظیر از خودگذشتگی، بخشندگی، پرورش دادن، مراقبت کردن، کمک به ادامه بقا و تسکین دهندگی بطرز فاحشی ضعیف یا بکلی غایب است. چنین مادری بعنوان "یک شخص، زنده است" اما بعنوان یک مادر، مرده است و در بیمار حالات شدید دو سوگرایی را ایجاد می کند. آندره گرین چنین بیان می دارد که اگر یک مادر در واقعیت مرده باشد تکلیف فرد روشن است ، او می تواند با فقدان مادر خود فانتزی کند و با خود بگوید اگر بود اینگونه یا آنگونه می شد و در نهایت کنار بیاید. اما این مادر زنده است بنابراين از دو جهت یکی به دنیای بیرون به شخص مادر خشم دارد و دیگر اینکه به درون خود به مادر به عنوان ابژه ی درونی ..
قلم: #علی_درخشنده | زندگي نزيسته ات را زندگي كن | #رابرت_الكس_جانسون (روانكاو يونگي)
نقش: #Edvard_Munch| #Saatchiart
#The_Dead_Mother
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
#مادر #مرده مادری نیست که در واقعیت مرده باشد, بواقع این عبارت به فقدان درونیِ نوع دوستی، گذشت و علاقمندی در فرد اشاره دارد که حاصل پرورش یافتن توسط مادری است که کارکردهای مادری اش نظیر از خودگذشتگی، بخشندگی، پرورش دادن، مراقبت کردن، کمک به ادامه بقا و تسکین دهندگی بطرز فاحشی ضعیف یا بکلی غایب است. چنین مادری بعنوان "یک شخص، زنده است" اما بعنوان یک مادر، مرده است و در بیمار حالات شدید دو سوگرایی را ایجاد می کند. آندره گرین چنین بیان می دارد که اگر یک مادر در واقعیت مرده باشد تکلیف فرد روشن است ، او می تواند با فقدان مادر خود فانتزی کند و با خود بگوید اگر بود اینگونه یا آنگونه می شد و در نهایت کنار بیاید. اما این مادر زنده است بنابراين از دو جهت یکی به دنیای بیرون به شخص مادر خشم دارد و دیگر اینکه به درون خود به مادر به عنوان ابژه ی درونی ..
قلم: #علی_درخشنده | زندگي نزيسته ات را زندگي كن | #رابرت_الكس_جانسون (روانكاو يونگي)
نقش: #Edvard_Munch| #Saatchiart
#The_Dead_Mother
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
آیا خودارضایی مضر است؟ در این مقاله فارغ از دیدگاه های دینی و .. به عنوان سایتی عملی از منظر علم به خودارضایی می نگریم.
ده کلیشه راجع به خود ارضایی
خود ارضایی هنوز در جامعه به نوعی گناه یا عملی زشت محسوب می شود. ولی واقعیت این هست که خودارضایی یک قسمت طبیعی در رشد جنسی است حتی اگرافراد در رابطه ای باشند یعنی ممکن است افراد متاهل هم خودارضایی کنند. متخصصان و تحقیقات موافقند که خودارضایی طبیعی است و رفتار سالمی است.
آیا عمل خودارضایی منجر به کوری می شود؟
این کلیشه ها که خودارضایی منجر به کوری، رشد مو در کف دست، یا ناتوانی جنسی در زندگی می شود مدت هاست که بی ارزش شده است. ولی متاسفانه هنوز بین مردم این کلیشه ها رواج دارند.
باور معمول بین زنان این است که خودارضایی منجر به از بین رفتن بکارت آنان می شود. خودارضایی منجر به از بین رفتن بکارت و تضعیف قدرت نمی شود. تا زمانی که با هر وسیله ای دخول انجام نشود، تحریک کلیتوریسی تاثیری بر ازاله بکارت ندارد. این کلیشه ها از احساس گناه مردم نشات می گیرد. این حس گناه باعث می شود که برخی افراد قسم بخورند که دیگر انجام ندهند ولی پس از شروع مجدد چندین برابر انجام می دهند. در واقع احساس گناه منجر به وسواس گونه شدن عمل خودارضایی است. یا وقتی گفته می شود که عمل خودارضایی منجر به ضعف می شود این تصور ایجاد می شود که فقط افراد قوی می توانند آن را کنار بگذارند و این در تشدید این عمل تاثیر می گذارد.
در واقع خودارضایی عمل همگانی است. نود درصد مردان در زندگی شان خودارضایی کرده اند و برخی اعتقاد دارند که ده درصد مابقی هم دروغ می گویند. در زنان هم خیلی معمول شده است و از زمانی که زنان برای خود آزادی بیشتری قائل شده اند این عمل را انجام می دهند.
علم پزشکی نشان داده است که کوری، ناباروری و .. در نتیجه خودارضایی پدید نمی آید. آلت تناسلی مردان هم بد شکل نمی شود. حتی در تحقیقات نشان داده شده است که افرادی که تا چهار بار در یک روز این عمل را انجام می دهند هیچ بیماری مرتبط با خودارضایی وجود ندارد.
خیلی از زنان و مردان متاهل هم خودارضایی می کنند و این اصلا به معنای لذت نبردن از شریک شان نیست بلکه آن ها به تغییراتی در نوع لذت بردنشان نیاز دارند.
اگر افراد بدانند که خیلی ها این کار را انجام می دهند، احساس گناه نخواهند داشت. اگر شما این عمل را انجام می دهید و احساس خوبی دارید اهمیتی به کلیشه ها ندهید زیرا کور نخواهید شد. اگر به عنوان پدر و مادر نگران هستید که متوجه شوید بچه های شما چه زمانی خودارضایی می کنند باید به شما بگویم نگران باشید که نکند انجام ندهند؟
این طبیعی است که کودکان از لمس بدن خود و کنجکاوی نسبت به بدنشان حس لذت داشته باشند و این در دوران بلوغ به شکل خودارضایی در می آید البته خودارضایی در کودکان هم به شکل دیگر و کنجکاوی های جنسی است.
خیلی از متخصصان کلیه و مجاری ادراری اعتقاد دارند که عمل جنسی منظم باعث سلامت پروستات مردان می شود. و این اهمیتی ندارد که لزوما با شریک جنسی انجام شود.
آیا طبیعی است که فرد متاهل خودارضایی کند؟
واقعا دلیلی وجود ندارد که از این کار احساس گناه کنید. این به معنای مشکل در رابطه جنسی شما نیست و اتفاقا برخی تحقیقات نشان می دهند که هر کسی بیشتر خودارضایی می کند، رابطه راضی کننده تری دارد نسبت به بقیه.
خودارضایی یک روش بسیار خوب برای شناخت بدن خودتان است. ممکن است مردی بسیار برانگیخته شود و نتواند برای رابطه جنسی و کل پروسه آن صبر کند و تنها نیاز به لذت سریع داشته باشد بنابراین این اتفاق برای افراد متاهل می افتد.
مردها از این طریق می توانند ارضا شدن خود را کنترل کنند و زنان می توانند با بدن خود بیشتر آشنا شوند تا از رابطه با شریک شان لذت ببرند.
ممکن است برخی تصور کنند وقتی مرد یا زنی در رابطه ای راضی کننده و خوب قرار دارد نیازی به خودارضایی ندارد ولی این صحیح نیست. ادامه در پست بعدى
قلم: http://ravanpezeshkonline.com/SC.php?type=component_sections&id=69&sid=100
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
ده کلیشه راجع به خود ارضایی
خود ارضایی هنوز در جامعه به نوعی گناه یا عملی زشت محسوب می شود. ولی واقعیت این هست که خودارضایی یک قسمت طبیعی در رشد جنسی است حتی اگرافراد در رابطه ای باشند یعنی ممکن است افراد متاهل هم خودارضایی کنند. متخصصان و تحقیقات موافقند که خودارضایی طبیعی است و رفتار سالمی است.
آیا عمل خودارضایی منجر به کوری می شود؟
این کلیشه ها که خودارضایی منجر به کوری، رشد مو در کف دست، یا ناتوانی جنسی در زندگی می شود مدت هاست که بی ارزش شده است. ولی متاسفانه هنوز بین مردم این کلیشه ها رواج دارند.
باور معمول بین زنان این است که خودارضایی منجر به از بین رفتن بکارت آنان می شود. خودارضایی منجر به از بین رفتن بکارت و تضعیف قدرت نمی شود. تا زمانی که با هر وسیله ای دخول انجام نشود، تحریک کلیتوریسی تاثیری بر ازاله بکارت ندارد. این کلیشه ها از احساس گناه مردم نشات می گیرد. این حس گناه باعث می شود که برخی افراد قسم بخورند که دیگر انجام ندهند ولی پس از شروع مجدد چندین برابر انجام می دهند. در واقع احساس گناه منجر به وسواس گونه شدن عمل خودارضایی است. یا وقتی گفته می شود که عمل خودارضایی منجر به ضعف می شود این تصور ایجاد می شود که فقط افراد قوی می توانند آن را کنار بگذارند و این در تشدید این عمل تاثیر می گذارد.
در واقع خودارضایی عمل همگانی است. نود درصد مردان در زندگی شان خودارضایی کرده اند و برخی اعتقاد دارند که ده درصد مابقی هم دروغ می گویند. در زنان هم خیلی معمول شده است و از زمانی که زنان برای خود آزادی بیشتری قائل شده اند این عمل را انجام می دهند.
علم پزشکی نشان داده است که کوری، ناباروری و .. در نتیجه خودارضایی پدید نمی آید. آلت تناسلی مردان هم بد شکل نمی شود. حتی در تحقیقات نشان داده شده است که افرادی که تا چهار بار در یک روز این عمل را انجام می دهند هیچ بیماری مرتبط با خودارضایی وجود ندارد.
خیلی از زنان و مردان متاهل هم خودارضایی می کنند و این اصلا به معنای لذت نبردن از شریک شان نیست بلکه آن ها به تغییراتی در نوع لذت بردنشان نیاز دارند.
اگر افراد بدانند که خیلی ها این کار را انجام می دهند، احساس گناه نخواهند داشت. اگر شما این عمل را انجام می دهید و احساس خوبی دارید اهمیتی به کلیشه ها ندهید زیرا کور نخواهید شد. اگر به عنوان پدر و مادر نگران هستید که متوجه شوید بچه های شما چه زمانی خودارضایی می کنند باید به شما بگویم نگران باشید که نکند انجام ندهند؟
این طبیعی است که کودکان از لمس بدن خود و کنجکاوی نسبت به بدنشان حس لذت داشته باشند و این در دوران بلوغ به شکل خودارضایی در می آید البته خودارضایی در کودکان هم به شکل دیگر و کنجکاوی های جنسی است.
خیلی از متخصصان کلیه و مجاری ادراری اعتقاد دارند که عمل جنسی منظم باعث سلامت پروستات مردان می شود. و این اهمیتی ندارد که لزوما با شریک جنسی انجام شود.
آیا طبیعی است که فرد متاهل خودارضایی کند؟
واقعا دلیلی وجود ندارد که از این کار احساس گناه کنید. این به معنای مشکل در رابطه جنسی شما نیست و اتفاقا برخی تحقیقات نشان می دهند که هر کسی بیشتر خودارضایی می کند، رابطه راضی کننده تری دارد نسبت به بقیه.
خودارضایی یک روش بسیار خوب برای شناخت بدن خودتان است. ممکن است مردی بسیار برانگیخته شود و نتواند برای رابطه جنسی و کل پروسه آن صبر کند و تنها نیاز به لذت سریع داشته باشد بنابراین این اتفاق برای افراد متاهل می افتد.
مردها از این طریق می توانند ارضا شدن خود را کنترل کنند و زنان می توانند با بدن خود بیشتر آشنا شوند تا از رابطه با شریک شان لذت ببرند.
ممکن است برخی تصور کنند وقتی مرد یا زنی در رابطه ای راضی کننده و خوب قرار دارد نیازی به خودارضایی ندارد ولی این صحیح نیست. ادامه در پست بعدى
قلم: http://ravanpezeshkonline.com/SC.php?type=component_sections&id=69&sid=100
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
شرمندگی از عمل خودارضایی طبیعی است؟
این که همسر شما یا نامزد شما متوجه شود شما خودارضایی می کنید نباید باعث خجالت شما شود. اتفاقا در برخی درمان های اختلالات پیشنهاد می شود که زوج خودارضایی کنند و به یکدیگر بگویند که چگونه لذت می برند و مهم این است که بدون خجالت این کار را کنار شریک تان در مواقع خاصی انجام دهید و ممکن است او هم راضی باشد. برخی زنان لذت کافی از دخول نمی برند بنابراین باید به شریک خود بگویند که او چگونه آن ها را تحریک و ارضا کند و این طبیعی است و نباید باعث خجالت شود زیرا با خجالت لذت را از خود گرفته اید. خیلی از زنان از تحریک کلیتوریس لذت می برند و نمی توانند از دخول لذت ببرند.
چه میزان خودارضایی زیاد است؟
این سوال همیشگی و کلاسیک است. چه مقدار زیاد است؟
افراد در میزان انجام این عمل خیلی متفاوت هستند و خود عمل خودارضایی هیچ ضرری ندارد ولی اگر می خواهید بدانید که عمل شما برای شما مشکل ایجاد کرده یا چه میزان کافی است، به سوالات زیر پاسخ دهید.
سلامت شما چگونه است؟ وقتی عمل خودارضایی را افزایش می دهید چه چیزی در سلامت شما تغییر می کند؟
آیا شما از زندگی خود راضی هستید؟ مثلا از رابطه و سبک زندگی تان؟ آیا شما از خودارضایی در جهت فرار از چیزهایی که آزارتان می دهد استفاده می کنید؟
آیا کلیتوریس یا آلت تناسلی شما درد می کند یا آسیب دیده است؟
آیا مشکلی در ارضا شدن یا زود ارضایی دارید؟
آیا به اندازه ای که شما و شریک تان می خواهید با هم روابط جنسی دارید؟
همان طوری که می بینید در این سوالات درباره میزان خودارضایی صحبت نمی شود بلکه درباره این صحبت می شود که این عمل هم جزئی از زندگی شماست نه جایگزینی برای سکس یا هر چیز دیگری.
اگر خودارضایی راهی برای فرار شما از مشکلات شود یا جایگزین عمل سکس شود وقتی حتی شریک دارید یا جای چیز دیگری را در زندگی شما بگیرد آن موقع شما باید بررسی کنید که مشکل در کجاست؟
قلم: http://ravanpezeshkonline.com/SC.php?type=component_sections&id=69&sid=100
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
این که همسر شما یا نامزد شما متوجه شود شما خودارضایی می کنید نباید باعث خجالت شما شود. اتفاقا در برخی درمان های اختلالات پیشنهاد می شود که زوج خودارضایی کنند و به یکدیگر بگویند که چگونه لذت می برند و مهم این است که بدون خجالت این کار را کنار شریک تان در مواقع خاصی انجام دهید و ممکن است او هم راضی باشد. برخی زنان لذت کافی از دخول نمی برند بنابراین باید به شریک خود بگویند که او چگونه آن ها را تحریک و ارضا کند و این طبیعی است و نباید باعث خجالت شود زیرا با خجالت لذت را از خود گرفته اید. خیلی از زنان از تحریک کلیتوریس لذت می برند و نمی توانند از دخول لذت ببرند.
چه میزان خودارضایی زیاد است؟
این سوال همیشگی و کلاسیک است. چه مقدار زیاد است؟
افراد در میزان انجام این عمل خیلی متفاوت هستند و خود عمل خودارضایی هیچ ضرری ندارد ولی اگر می خواهید بدانید که عمل شما برای شما مشکل ایجاد کرده یا چه میزان کافی است، به سوالات زیر پاسخ دهید.
سلامت شما چگونه است؟ وقتی عمل خودارضایی را افزایش می دهید چه چیزی در سلامت شما تغییر می کند؟
آیا شما از زندگی خود راضی هستید؟ مثلا از رابطه و سبک زندگی تان؟ آیا شما از خودارضایی در جهت فرار از چیزهایی که آزارتان می دهد استفاده می کنید؟
آیا کلیتوریس یا آلت تناسلی شما درد می کند یا آسیب دیده است؟
آیا مشکلی در ارضا شدن یا زود ارضایی دارید؟
آیا به اندازه ای که شما و شریک تان می خواهید با هم روابط جنسی دارید؟
همان طوری که می بینید در این سوالات درباره میزان خودارضایی صحبت نمی شود بلکه درباره این صحبت می شود که این عمل هم جزئی از زندگی شماست نه جایگزینی برای سکس یا هر چیز دیگری.
اگر خودارضایی راهی برای فرار شما از مشکلات شود یا جایگزین عمل سکس شود وقتی حتی شریک دارید یا جای چیز دیگری را در زندگی شما بگیرد آن موقع شما باید بررسی کنید که مشکل در کجاست؟
قلم: http://ravanpezeshkonline.com/SC.php?type=component_sections&id=69&sid=100
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#عشق،
خطای فاحشِ فرد
در تمایز یک آدم معمولی
از بقیه آدم های معمولی است.
قلم: #جرج_برنارد_شاو
نقش: #پابلو_پيكاسو
#مانى_منجمى | #آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
خطای فاحشِ فرد
در تمایز یک آدم معمولی
از بقیه آدم های معمولی است.
قلم: #جرج_برنارد_شاو
نقش: #پابلو_پيكاسو
#مانى_منجمى | #آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
افسردگی در قالب #انکار خود
افسردگی از انکار واکنشهای عاطفی شخص میگیرد. این انکار از کمک به ایجاد سازگاری کاملاً ضروری در دوران کودکی آغاز میشود و نشان دهندهٔ زخمی بسیار کهنه است. کودکان زیادی وجود دارند که از همان ابتدا برای تجربه کردن سادهترین احساسات همچون ناخوشنودی، خشم، درد، حتی گرسنگی- و البته لذت بردن از جسم خود- آزاد نبودهاند.بئاتریس، پنجاه و هشت ساله و دختر پدر و مادری که مُبلغ مذهبی بودند، مبتلا به افسردگی شدید بود و هیچ گاه نمیدانست گرسنه است یا نه.مادرش در دفترچه خاطرات خود با افتخار نوشته بود که بئاتریس در سه ماهگی آموخته بود گرسنگی خود را سرکوب کند و بدون گریستن منتظر شود تا به او غذا بدهند. نارضایتی و خشم موجب انگیخته شدن تردید و دو دلی در مادرش میشدند و درد فرزندانش او را مضطرب میساختند. لذت بردن فرزندانش از جسمشان به حسادت و شرم او دامن میزد و از خود او میپرسید: «دیگران چه فکر میکنند؟».
در چنین شرایطی است که کودک در نخستین روزهای زندگیاش میآموزد چه چیزی را نباید احساس کند.هرگاه ما کلیدهای درک زندگی خود را دور انداخته باشیم آنگاه بدون توجه به اینکه خودمان را روانپزشک یا صاحب مقامی در علوم دیگر و یا هر دو بدانیم علل افسردگی، آلام، بیماری و شفا برایمان ناشاخته باقی خواهند ماند. وقتی روانپزشکان با دهها سال تجربه، شجاعت روبهرویی با حقایق مربوط به خود را نداشته و در عوض وقت خود( و حتی وقت پدر و مادر خود) را صرف صحبت کردن درمورد «خانوادههای ناکارآمد» کردهاند، برای توضیح دادن «معجزه» شفا به خودشان، نیازمند مفاهیمی مانند «نیروی ماوراء» و یا خداوند خواهند بود.آنگاه مانند کسانی رفتار خواهند کرد که بدون پی بردن به اینکه قدم نخست را در مسیر اشتباه برداشتهاند با اعتقاد کامل سعی میکنند نقشهای را دنبال کنند. از آنجا که از همان ابتدا راه را گم کردهاند اعتقاد علمیشان به نقشه نتایج مورد انتظار را به آنها نمیدهد و آنها را به جایی که میخواهند نمیرساند.
قلم:در جستجوی کودک فراموش شده | #آلیس_میلر
نقش:#Ahkut_Maykut | #saatchiart
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
افسردگی از انکار واکنشهای عاطفی شخص میگیرد. این انکار از کمک به ایجاد سازگاری کاملاً ضروری در دوران کودکی آغاز میشود و نشان دهندهٔ زخمی بسیار کهنه است. کودکان زیادی وجود دارند که از همان ابتدا برای تجربه کردن سادهترین احساسات همچون ناخوشنودی، خشم، درد، حتی گرسنگی- و البته لذت بردن از جسم خود- آزاد نبودهاند.بئاتریس، پنجاه و هشت ساله و دختر پدر و مادری که مُبلغ مذهبی بودند، مبتلا به افسردگی شدید بود و هیچ گاه نمیدانست گرسنه است یا نه.مادرش در دفترچه خاطرات خود با افتخار نوشته بود که بئاتریس در سه ماهگی آموخته بود گرسنگی خود را سرکوب کند و بدون گریستن منتظر شود تا به او غذا بدهند. نارضایتی و خشم موجب انگیخته شدن تردید و دو دلی در مادرش میشدند و درد فرزندانش او را مضطرب میساختند. لذت بردن فرزندانش از جسمشان به حسادت و شرم او دامن میزد و از خود او میپرسید: «دیگران چه فکر میکنند؟».
در چنین شرایطی است که کودک در نخستین روزهای زندگیاش میآموزد چه چیزی را نباید احساس کند.هرگاه ما کلیدهای درک زندگی خود را دور انداخته باشیم آنگاه بدون توجه به اینکه خودمان را روانپزشک یا صاحب مقامی در علوم دیگر و یا هر دو بدانیم علل افسردگی، آلام، بیماری و شفا برایمان ناشاخته باقی خواهند ماند. وقتی روانپزشکان با دهها سال تجربه، شجاعت روبهرویی با حقایق مربوط به خود را نداشته و در عوض وقت خود( و حتی وقت پدر و مادر خود) را صرف صحبت کردن درمورد «خانوادههای ناکارآمد» کردهاند، برای توضیح دادن «معجزه» شفا به خودشان، نیازمند مفاهیمی مانند «نیروی ماوراء» و یا خداوند خواهند بود.آنگاه مانند کسانی رفتار خواهند کرد که بدون پی بردن به اینکه قدم نخست را در مسیر اشتباه برداشتهاند با اعتقاد کامل سعی میکنند نقشهای را دنبال کنند. از آنجا که از همان ابتدا راه را گم کردهاند اعتقاد علمیشان به نقشه نتایج مورد انتظار را به آنها نمیدهد و آنها را به جایی که میخواهند نمیرساند.
قلم:در جستجوی کودک فراموش شده | #آلیس_میلر
نقش:#Ahkut_Maykut | #saatchiart
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
يك قهرمان، پنهان در پشت هزار اسطوره و داستان...
نگاهى به نظريه جوزف كمپل درباره "اسطوره مادر" يا "اَبَرداستان"-Monomyth
ترجمه و آوا : #ايمان_فانى
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
@persianschooloflife
يك قهرمان، پنهان در پشت هزار اسطوره و داستان...
نگاهى به نظريه جوزف كمپل درباره "اسطوره مادر" يا "اَبَرداستان"-Monomyth
ترجمه و آوا : #ايمان_فانى
#آبان_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
@persianschooloflife
خرامان... از زهدان مادرى چند قطبى فرود ميكنه...مادرى كه ترجيح ميدادِ به جاى زايمان اپيدورال، خودش با يه كارد آشپزخونه سى سكشن بزنه و چند صباحى زودتر بچشو وارد ماراتونِ اين دنياى هفت رنگ كنه... دوس داشتم يه ماشين زمان داشتم و مونو ميتِ يا همون سفر قهرمانىِ اين جنين و پيش پيش نگا ميكردم... عاقبت اين قصه رو كى و چجورى تعيين ميكنه... سرانجام اين داستان توسط آش شله قلمكارِ آمنيوتيكىِ ليتيوم و زلفت، با چاشنى اى.سى. تى رقم ميخوره... يا پرورش و محيط پَسا زايمانىِ "احتمالا" مطلوب ميتونه ورق رو برگردونه... و يا حتى واژه هرزه و ظاهرا سهلِ "انتخاب" كه اگه شايد حرف اوّلُ نزدِ حتما حرف آخرُ تو اين قصه ميزنه... قلم و ويزور : #مانى_منجمى | #نگاه
#manimonajemi
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
#manimonajemi
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
آیا فمینیسم بدون سوسیالیسم ممکن است؟
#فمينيسم چيست؟
«مارلين لگيت» كتابي دربارۀ تاريخ فمينيسم نوشته كه با نام «زنان در روزگارشان» با ترجمۀ نيلوفر مهديان توسط نشر ني منتشر شده است. «لگيت» تاريخ فمينيسم را در سه سطح بررسي مي كند. سطح اوّل عصيان هاي فردی عليه تعريف نهادينۀ زنانگي در جامعه است. شايد رهبانيت «رابعه عدويّه»، كشف حجاب «طاهره قره العين» و اشعار اروتيك «فروغ فرخزاد» را بتوان نمونه هايي از اين سطح فمينيسم در جامعۀ ما به حساب آورد. سطح دوّم فمينيسم، به تغيير گسترده تر در فرهنگ جامعه بستگي دارد: گسترش اين نگرش كه سنّت هاي اجتماعي نه اموري الهي، كه قراردادهايي بشري هستند. بر اين اساس كتاب «تبارشناسي اخلاق» ويلهلم فريدريش نيچه و كتاب «تاريخ جنسّيت» ميشل فوكو را ميتوان حركت هايي فمينيستي محسوب كرد. در سطح ملّي هم مي توان كتاب هاي امثال احمد كسروي و صادق هدايت را در اين طبقه از جنبش فمينيسم قرار داد گرچه بظاهر ممكن است تكيۀ خاصّي بر مسائل زنان در آنها نبينیم. سطح سوّم فمينيسم، ايجاد يك «آگاهي طبقه» در زنان است كه منجر به ايجاد جنبشهاي اجتماعي احقاق حقوق زنان مي گردد. نمونه اي از اين جنبش ها، جنبش حق رأي زنان در اواخر قرن نوزدهم بود كه منجر به تصويب اصلاحيۀ نوزدهم قانون اساسي ايالات متحده شد كه در سال 1920 ميلادي حق رأي زنان را به رسميّت شناخت. بنابر اين پيش از آن كه به سئوال مطرح شده در عنوان مقاله پاسخ دهم بايد روشن كنم كه مقصودم از فمينيسم كداميك از سطوح فمينيسم است. منظور من، سطح دوّم فمينيسم است به اين معنا كه يكي از سنّت هاي فكري نهادينه به چالش كشيده شود كه اتّفاقاً در تغيير شرايط اجتماعي زنان اهمّيت دارد.
سنّت فكري مذكور اين است: «سكس، سرويسي است كه زن به مرد مي دهد و بايد در قبال آن امتيازي دريافت كند». ريشۀ اين سنّت فكري به عصر شكار بر مي گردد!
گوشت در برابر سكس!
در عصر شكار، تأمين مواد غذايي كاري دشوار بود كه نياز به قدرت عضلاني زياد داشت. از يك طرف ضعف عضلاني زنان مانع موفقّيت آنها در جمع آوري غذا ميشد و از ديگر سو بارداري، زايمان و شيردهي مكرّر زنان كه از نوجواني تا سالمندي آنها را اشغال مي كرد امكان جستجوي غذا را براي آنان محدود مي كرد. نتيجه اين كه زنان قدرت تأمين غذاي خود و فرزندانشان را نداشتند و مجبور بودند براي اين منظور به مردان متّكي باشند. اين شرايط ايجاب مي كرد كه زنان تأمين نياز جنسي مردان را منوط به دريافت غذا نمايند. بنابراين در عصر شكار، «فاحشگي» رفتار نرمال و همگاني زنان بود. شرايط فوق، با تغييراتي در عصر كشاورزي نيز ادامه يافت امّا عصر صنعتي شرايط جديدي ايجاد كرد: فعاليت توليدي نيازي به قدرت عضلاني نداشت بنابراين زنان فرصتي برابر مردان براي تأمين غذا داشتند. همزمان ابداع روش مؤثر جلوگيري از بارداري (كنتراسپشن) باعث شد كه زنان مجبور نباشند همۀ دوران مفيد عمر خود را صرف بارداري، زايمان و بچّه داري كنند. بنابر اين زنان ميتوانستند به فعالّيت جنسي خود نه به عنوان كالايي براي فروش بلكه به فرصتي براي لذّت بنگرند. پس انتظار ميرفت كه زنان تجارت «سكس در برابر غذا»، «تمكين در برابر نفقه» و «لذّت در برابر امنيّت» را كنار بگذارند امّا چنين نشد. چه چيزي مانع شكسته شدن اين سنّت فكري است؟
كالا به عنوان «فتيش»
«فتيش» به معناي شيء مقدّس است. در روانپزشكي اصطلاع «فتيشيسم» در مورد كساني به كار مي رود كه تنها در حضور يك شيء خاص (مثلاً كفش قرمز پاشنه بلند در يك زن) تحريك جنسي پيدا مي كنند. كارل ماركس پايه گذار ماركسيسم، مبحثي را تحت عنوان «كالا به عنوان فتيش» مطرح كرده است. از نظر او، در جامعۀ سرمايهداري (كاپيتاليسم)، شيء براي نياز عيني خريداري نمي شود بلكه خريد اشياء جنبۀ «افسون زدگي» به خود مي گيرد! انسان ها به گونه اي به اشياء پشت ويترين ها مي نگرند كه گويي آنها اشيائي متبرّك و مقدّس اند كه براي تعميد و رستگاري ضروري اند! به قول «اريك فروم» روانكاو اومانيست «داشتن جاي بودن را ميگيرد.» اين «افسون زدگي» محصول سيكل معيوب نظام كاپيتاليستي است: ما توليد مي كنيم تا مصرف كنيم و مصرف مي كنيم تا توليد كنيم! در نظام كاپيتاليستي پس از انقلاب صنعتي، ماشين ها باري را كه بر دوش «بردگان» بود به دوش گرفتند امّا به «بردگان» وظيفۀ جديدي محول شد:
خريد بيش از نياز!
قلم: #دکتر_محمدرضا_سرگلزایی #روانپزشک
#قسمت_اول
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
#فمينيسم چيست؟
«مارلين لگيت» كتابي دربارۀ تاريخ فمينيسم نوشته كه با نام «زنان در روزگارشان» با ترجمۀ نيلوفر مهديان توسط نشر ني منتشر شده است. «لگيت» تاريخ فمينيسم را در سه سطح بررسي مي كند. سطح اوّل عصيان هاي فردی عليه تعريف نهادينۀ زنانگي در جامعه است. شايد رهبانيت «رابعه عدويّه»، كشف حجاب «طاهره قره العين» و اشعار اروتيك «فروغ فرخزاد» را بتوان نمونه هايي از اين سطح فمينيسم در جامعۀ ما به حساب آورد. سطح دوّم فمينيسم، به تغيير گسترده تر در فرهنگ جامعه بستگي دارد: گسترش اين نگرش كه سنّت هاي اجتماعي نه اموري الهي، كه قراردادهايي بشري هستند. بر اين اساس كتاب «تبارشناسي اخلاق» ويلهلم فريدريش نيچه و كتاب «تاريخ جنسّيت» ميشل فوكو را ميتوان حركت هايي فمينيستي محسوب كرد. در سطح ملّي هم مي توان كتاب هاي امثال احمد كسروي و صادق هدايت را در اين طبقه از جنبش فمينيسم قرار داد گرچه بظاهر ممكن است تكيۀ خاصّي بر مسائل زنان در آنها نبينیم. سطح سوّم فمينيسم، ايجاد يك «آگاهي طبقه» در زنان است كه منجر به ايجاد جنبشهاي اجتماعي احقاق حقوق زنان مي گردد. نمونه اي از اين جنبش ها، جنبش حق رأي زنان در اواخر قرن نوزدهم بود كه منجر به تصويب اصلاحيۀ نوزدهم قانون اساسي ايالات متحده شد كه در سال 1920 ميلادي حق رأي زنان را به رسميّت شناخت. بنابر اين پيش از آن كه به سئوال مطرح شده در عنوان مقاله پاسخ دهم بايد روشن كنم كه مقصودم از فمينيسم كداميك از سطوح فمينيسم است. منظور من، سطح دوّم فمينيسم است به اين معنا كه يكي از سنّت هاي فكري نهادينه به چالش كشيده شود كه اتّفاقاً در تغيير شرايط اجتماعي زنان اهمّيت دارد.
سنّت فكري مذكور اين است: «سكس، سرويسي است كه زن به مرد مي دهد و بايد در قبال آن امتيازي دريافت كند». ريشۀ اين سنّت فكري به عصر شكار بر مي گردد!
گوشت در برابر سكس!
در عصر شكار، تأمين مواد غذايي كاري دشوار بود كه نياز به قدرت عضلاني زياد داشت. از يك طرف ضعف عضلاني زنان مانع موفقّيت آنها در جمع آوري غذا ميشد و از ديگر سو بارداري، زايمان و شيردهي مكرّر زنان كه از نوجواني تا سالمندي آنها را اشغال مي كرد امكان جستجوي غذا را براي آنان محدود مي كرد. نتيجه اين كه زنان قدرت تأمين غذاي خود و فرزندانشان را نداشتند و مجبور بودند براي اين منظور به مردان متّكي باشند. اين شرايط ايجاب مي كرد كه زنان تأمين نياز جنسي مردان را منوط به دريافت غذا نمايند. بنابراين در عصر شكار، «فاحشگي» رفتار نرمال و همگاني زنان بود. شرايط فوق، با تغييراتي در عصر كشاورزي نيز ادامه يافت امّا عصر صنعتي شرايط جديدي ايجاد كرد: فعاليت توليدي نيازي به قدرت عضلاني نداشت بنابراين زنان فرصتي برابر مردان براي تأمين غذا داشتند. همزمان ابداع روش مؤثر جلوگيري از بارداري (كنتراسپشن) باعث شد كه زنان مجبور نباشند همۀ دوران مفيد عمر خود را صرف بارداري، زايمان و بچّه داري كنند. بنابر اين زنان ميتوانستند به فعالّيت جنسي خود نه به عنوان كالايي براي فروش بلكه به فرصتي براي لذّت بنگرند. پس انتظار ميرفت كه زنان تجارت «سكس در برابر غذا»، «تمكين در برابر نفقه» و «لذّت در برابر امنيّت» را كنار بگذارند امّا چنين نشد. چه چيزي مانع شكسته شدن اين سنّت فكري است؟
كالا به عنوان «فتيش»
«فتيش» به معناي شيء مقدّس است. در روانپزشكي اصطلاع «فتيشيسم» در مورد كساني به كار مي رود كه تنها در حضور يك شيء خاص (مثلاً كفش قرمز پاشنه بلند در يك زن) تحريك جنسي پيدا مي كنند. كارل ماركس پايه گذار ماركسيسم، مبحثي را تحت عنوان «كالا به عنوان فتيش» مطرح كرده است. از نظر او، در جامعۀ سرمايهداري (كاپيتاليسم)، شيء براي نياز عيني خريداري نمي شود بلكه خريد اشياء جنبۀ «افسون زدگي» به خود مي گيرد! انسان ها به گونه اي به اشياء پشت ويترين ها مي نگرند كه گويي آنها اشيائي متبرّك و مقدّس اند كه براي تعميد و رستگاري ضروري اند! به قول «اريك فروم» روانكاو اومانيست «داشتن جاي بودن را ميگيرد.» اين «افسون زدگي» محصول سيكل معيوب نظام كاپيتاليستي است: ما توليد مي كنيم تا مصرف كنيم و مصرف مي كنيم تا توليد كنيم! در نظام كاپيتاليستي پس از انقلاب صنعتي، ماشين ها باري را كه بر دوش «بردگان» بود به دوش گرفتند امّا به «بردگان» وظيفۀ جديدي محول شد:
خريد بيش از نياز!
قلم: #دکتر_محمدرضا_سرگلزایی #روانپزشک
#قسمت_اول
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
آیا فمینیسم بدون سوسیالیسم ممکن است؟-قسمت دوم
خريد بيش از نياز!
به راه افتادن رسانه هاي فراگير در عصر صنعتي اين فرصت را به صاحبان سرمايه داد كه افسون خود را به راه بياندازند و در اين بازي، قرار شد سهم بيشتري به زنان داده شود زيرا زنان به دليل غلبۀ «آگاهي جمعي» شان بر «آگاهي فردي» (به تعبير ديگر تلقين پذيري بيشتر) مخاطبان مهم تري تلقي مي شوند. تبليغات نظام سرمايه داري كه براي تبليغ يك كيف تمام برجستگي ها و فرو رفتگي هاي بدن زنان را آگرانديسمان مي كند، فرهنگ «نمايش جنسي» يا به تعبير روانپزشكي exhibitionism را رواج مي دهد، گرچه شيوع بالاي اين نوع «خودنمايي جنسي» -كه در عصر شكار ضرورت بود و در عصر فراصنعتي غير ضروري- باعث ميشود كه منابع روانشناسي و روانپزشكي نيز در موردهاي نمونه (case reports) به اين «نمايشگري فرهنگي» كمتر بپردازند.
جرّاحي هاي زيبايي افراطي، تزريق در گونه و لبها، استفادۀ افراطي از مواد آرايشي و لباسهاي محّرك و بدن نما نگاه جنسيتّي و جنسي (sexism) را زنده نگه مي دارد و مانع از اين مي شود كه به زن -و نيز به مرد- فارغ از كروموزوم ها و اندام هاي تناسليشان نگاه كنيم. تنها در افول نظام سرمايه داري است كه sexism جاي خود را به Feminism مي دهد.
كدام سوسياليسم؟
در ابتداي مقاله، منظورم از فمينيسم روشن كردم. اكنون جا دارد منظورم را از سوسياليسم هم بيان كنم. بديهي است كه سوسياليسم نام يك نظام اجتماعی-اقتصادي است و مرتبط شدن آن با استالينيزم شوروی و آلمان شرقي سابق و توتاليتاريسم كره شمالي صرفاً دلايل تاريخي داشته است. به قول ارنستو چگوارا ادّعاي ماركسيست بودن روسها به اندازۀ ادّعاي مسيحي بودن پاپ مضحك است!
نظام سوسياليستي نظامي است كه با وضع قوانين اقتصادي در زمينۀ قانون كار (حقوق كارگران)، قوانين مالياتي و توزيع هوشمندانۀ منابع ملّي فاصلۀ سقف و كف درآمد كاهش يابد.گرچه کارل مارکس اعتقاد دارد سوسیالیسم واقعی محصول نظام تولید است نه نظام توزیع. او سوسیالیسم را سرنوشت نهایی نظام سرمایه داری می داند: شرایطی که افزایش تولید منجر به در دسترس بودن کالا برای همه حتی بدون اجبار به کار کردن می گردد! از نظر او کسانی که سوسیالیسم را محصول تغییر نظام توزیع می دانند "سوسیالیست های تخیلی" هستند. اما اگر مارکس زنده می ماند و می دید که روزی آمریکایی ها گندم ها را در دریا ریختند تا قیمت گندم پایین نیاید شاید قانع می شد که تنها راه تحقق سوسیالیسم تغییر در نظام توزیع است.
قلم :دکتر محمدرضا سرگلزایی-روانپزشک
پی نوشت: برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه کتاب "آزادی زنان" نوشته ی ایولین رید ترجمه افشنگ مقصودی از انتشارات نشر گل آذین را بخوانید
خريد بيش از نياز!
به راه افتادن رسانه هاي فراگير در عصر صنعتي اين فرصت را به صاحبان سرمايه داد كه افسون خود را به راه بياندازند و در اين بازي، قرار شد سهم بيشتري به زنان داده شود زيرا زنان به دليل غلبۀ «آگاهي جمعي» شان بر «آگاهي فردي» (به تعبير ديگر تلقين پذيري بيشتر) مخاطبان مهم تري تلقي مي شوند. تبليغات نظام سرمايه داري كه براي تبليغ يك كيف تمام برجستگي ها و فرو رفتگي هاي بدن زنان را آگرانديسمان مي كند، فرهنگ «نمايش جنسي» يا به تعبير روانپزشكي exhibitionism را رواج مي دهد، گرچه شيوع بالاي اين نوع «خودنمايي جنسي» -كه در عصر شكار ضرورت بود و در عصر فراصنعتي غير ضروري- باعث ميشود كه منابع روانشناسي و روانپزشكي نيز در موردهاي نمونه (case reports) به اين «نمايشگري فرهنگي» كمتر بپردازند.
جرّاحي هاي زيبايي افراطي، تزريق در گونه و لبها، استفادۀ افراطي از مواد آرايشي و لباسهاي محّرك و بدن نما نگاه جنسيتّي و جنسي (sexism) را زنده نگه مي دارد و مانع از اين مي شود كه به زن -و نيز به مرد- فارغ از كروموزوم ها و اندام هاي تناسليشان نگاه كنيم. تنها در افول نظام سرمايه داري است كه sexism جاي خود را به Feminism مي دهد.
كدام سوسياليسم؟
در ابتداي مقاله، منظورم از فمينيسم روشن كردم. اكنون جا دارد منظورم را از سوسياليسم هم بيان كنم. بديهي است كه سوسياليسم نام يك نظام اجتماعی-اقتصادي است و مرتبط شدن آن با استالينيزم شوروی و آلمان شرقي سابق و توتاليتاريسم كره شمالي صرفاً دلايل تاريخي داشته است. به قول ارنستو چگوارا ادّعاي ماركسيست بودن روسها به اندازۀ ادّعاي مسيحي بودن پاپ مضحك است!
نظام سوسياليستي نظامي است كه با وضع قوانين اقتصادي در زمينۀ قانون كار (حقوق كارگران)، قوانين مالياتي و توزيع هوشمندانۀ منابع ملّي فاصلۀ سقف و كف درآمد كاهش يابد.گرچه کارل مارکس اعتقاد دارد سوسیالیسم واقعی محصول نظام تولید است نه نظام توزیع. او سوسیالیسم را سرنوشت نهایی نظام سرمایه داری می داند: شرایطی که افزایش تولید منجر به در دسترس بودن کالا برای همه حتی بدون اجبار به کار کردن می گردد! از نظر او کسانی که سوسیالیسم را محصول تغییر نظام توزیع می دانند "سوسیالیست های تخیلی" هستند. اما اگر مارکس زنده می ماند و می دید که روزی آمریکایی ها گندم ها را در دریا ریختند تا قیمت گندم پایین نیاید شاید قانع می شد که تنها راه تحقق سوسیالیسم تغییر در نظام توزیع است.
قلم :دکتر محمدرضا سرگلزایی-روانپزشک
پی نوشت: برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه کتاب "آزادی زنان" نوشته ی ایولین رید ترجمه افشنگ مقصودی از انتشارات نشر گل آذین را بخوانید
طی پیشرفت و تحول این کار، من کاملاً مطمئن شدم که بسیار مهم است که بیمار صرفاً پذیرای تفسیر بعضی سازوکارهای درونیاش نباشد، بلکه به بینشی پایدار در مورد آنها دست پیدا کند – به خصوص در مورد مسیری که از طریق آن، بعضی احساسات یا تکانههای زودگذر بلافاصله با چیز دیگری جایگزین میشود. اگر این بینش به بیمار داده نشود، نمیتوان از تکرار آن جلوگیری کرد، و خیلی راحت همان سازوکار به صورت واکنشی خودکار در موقعیتهای آینده دوباره برقرار خواهد شد. از آنجایی که مقاومت ناخودآگاه قابل ملاحظهای در برابر این بینش وجود دارد، اغلب لازم میشود که تفسیر را بارها و بارها تکرار کنیم تا مستحکمتر شود.
#درمانگر: فکر میکنید اضطراب سازوکاری برای برخورد با خشم باشه؟ متوجه منظورم هستید؟ خشم همون لحظه تجربه نمیشه، چیزی که حس میشه بیشتر اضطرابه ... شرایطی بود که خشمِ شما رو برانگیخت، اما شما بلافاصله خشم رو حس نکردید ... و چیزی که شما بلافاصله حس کردید، اضطراب بود، متوجه هستید؟ خیلی مهمه که به این توجه کنیم: اینکه واکنش فوری، خشمه، اما سازوکاری که پیش میآد، اضطرابه ... و خشم به زیر کشیده میشه، اما بعداً بیرون میآد ... و شما با این خشم چه کردید؟ شما خواستید از کوره در برید، اما چی به سر اون خشم اومد؟ کجا رفت؟
قلم:قفل گشایی ناخوآگاه | حبیب دوانلو | عنایت خلیقی سیگارودی
نقش: #Healer | #Rene_Magritte
#saatchiart
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
#درمانگر: فکر میکنید اضطراب سازوکاری برای برخورد با خشم باشه؟ متوجه منظورم هستید؟ خشم همون لحظه تجربه نمیشه، چیزی که حس میشه بیشتر اضطرابه ... شرایطی بود که خشمِ شما رو برانگیخت، اما شما بلافاصله خشم رو حس نکردید ... و چیزی که شما بلافاصله حس کردید، اضطراب بود، متوجه هستید؟ خیلی مهمه که به این توجه کنیم: اینکه واکنش فوری، خشمه، اما سازوکاری که پیش میآد، اضطرابه ... و خشم به زیر کشیده میشه، اما بعداً بیرون میآد ... و شما با این خشم چه کردید؟ شما خواستید از کوره در برید، اما چی به سر اون خشم اومد؟ کجا رفت؟
قلم:قفل گشایی ناخوآگاه | حبیب دوانلو | عنایت خلیقی سیگارودی
نقش: #Healer | #Rene_Magritte
#saatchiart
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
در وضعیت دو سوگرایی آدمی هشیارانه نفرت، و ناهشیارانه عشق میورزد و یا به شکل بلعکس این فرایند را انجام می دهد.
قلم: #ملانی_کلاین
ويزور: #Alessisoabi| #Saatchiart
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
قلم: #ملانی_کلاین
ويزور: #Alessisoabi| #Saatchiart
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
#همينگوى ميگه آدمى
دو سال نیاز دارد
حرف زدن بیاموزد
و
پنجاه سال نیازدارد
سکوت را بیاموزد...
و چیزی که زیاد میبینم اینه که خیلی
از اوقات آدما تو روند ارتباط با حرف زدن "بیش" از اندازه راجع به حساشون، انتظارات و آینده... لحظه رو تخريب ميكنن.... يعنى به جاى تنفسِ رابطه... اونو نشخوار ميكنن با كلام... و به خيالى خام ترس رو گَردگيرى ميكنن...
حتى روباهه هم به #شازده_كوچولو ميگفت: اول کمی دور از من بنشین من از گوشه ی چشم به تو نگاه خواهم کرد و توهیچ حرفی نخواهی زد چون زبان سرچشمه سوء تفاهم است ! وهر روز قدری جلوتر بيا!!!
كلام ميتونه هم قاصر باشه هم مقصر...تمرين كنيم الفباى سكوت رو با "سكوت"....
و هر روز كمى جلوتر بريم...
———
قلم: #مانى_منجمى | #نگاه | #manimonajemi
نقش: #Sammysbink | #Saatchiart
#couple
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
دو سال نیاز دارد
حرف زدن بیاموزد
و
پنجاه سال نیازدارد
سکوت را بیاموزد...
و چیزی که زیاد میبینم اینه که خیلی
از اوقات آدما تو روند ارتباط با حرف زدن "بیش" از اندازه راجع به حساشون، انتظارات و آینده... لحظه رو تخريب ميكنن.... يعنى به جاى تنفسِ رابطه... اونو نشخوار ميكنن با كلام... و به خيالى خام ترس رو گَردگيرى ميكنن...
حتى روباهه هم به #شازده_كوچولو ميگفت: اول کمی دور از من بنشین من از گوشه ی چشم به تو نگاه خواهم کرد و توهیچ حرفی نخواهی زد چون زبان سرچشمه سوء تفاهم است ! وهر روز قدری جلوتر بيا!!!
كلام ميتونه هم قاصر باشه هم مقصر...تمرين كنيم الفباى سكوت رو با "سكوت"....
و هر روز كمى جلوتر بريم...
———
قلم: #مانى_منجمى | #نگاه | #manimonajemi
نقش: #Sammysbink | #Saatchiart
#couple
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کدامیک از زوجین برای رابطه جنسی پیشقدم می شوند و چرا این موضوع اینقدر مهم است؟
ترجمه و آوا: #ايمان_فانى
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
@persianschooloflife
ترجمه و آوا: #ايمان_فانى
#آذر_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
@persianschooloflife