راههای درمانی این اختلال
درمان اختلال شخصیت وسواسی عمدتاً با روشهای غیردارویی انجام میگیرد و از درمانهای شناختی-رفتاری و نیز گروهدرمانی برای درمان استفاده میشود. طی درمان شناختی-رفتاری سعی میشود باورهای بنیادی آنها در مورد خود و محیط اطراف و روابطشان مورد بازنگری قرار گیرد و بازسازی شناختی یکی از روشهایی است که برای اصلاح خطاهای شناختی در ساختار تفکر این افراد به کار میرود. همچنین مداخلات رفتاری گام به گام برای تدوین چارچوبهای جدیدی که انعطاف بیشتری داشته باشند به کار میروند. در گروهدرمانی علاوه بر این موارد، فرایندهای رایج در گروه و بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نیز نقشی درمانی خواهد داشت. در برخی موارد استفاده از داروهایی که در درمان اختلال وسواسی-جبری به کار میروند ممکن است در درمان اختلال شخصیت وسواسی مؤثر باشد.
چطور میتوان پیشگیری کرد؟
محیطی که فرد در آن پرورش مییابد میتواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد. بنابراین شیوه فرزندپروری والدین در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. از آداب اولیهای که کودک باید بیاموزد، مانند آموزش توالت رفتن، تا سایر موارد مانند انجام تکالیف، اگر با سختگیری و ایرادگیری بیش از حد و غیرمعمول باشد ممکن است باعث شکلگیری چارچوبهای سخت و انعطافناپذیر در ذهن کودک شود. همچنین اگر در محیط مدرسه شیوه آموزش و پرورش با سختگیری و قواعد عجیب و غیرمعمول همراه باشد، میتواند آثار مهمی در ایجاد این حالتها بگذارد.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
درمان اختلال شخصیت وسواسی عمدتاً با روشهای غیردارویی انجام میگیرد و از درمانهای شناختی-رفتاری و نیز گروهدرمانی برای درمان استفاده میشود. طی درمان شناختی-رفتاری سعی میشود باورهای بنیادی آنها در مورد خود و محیط اطراف و روابطشان مورد بازنگری قرار گیرد و بازسازی شناختی یکی از روشهایی است که برای اصلاح خطاهای شناختی در ساختار تفکر این افراد به کار میرود. همچنین مداخلات رفتاری گام به گام برای تدوین چارچوبهای جدیدی که انعطاف بیشتری داشته باشند به کار میروند. در گروهدرمانی علاوه بر این موارد، فرایندهای رایج در گروه و بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نیز نقشی درمانی خواهد داشت. در برخی موارد استفاده از داروهایی که در درمان اختلال وسواسی-جبری به کار میروند ممکن است در درمان اختلال شخصیت وسواسی مؤثر باشد.
چطور میتوان پیشگیری کرد؟
محیطی که فرد در آن پرورش مییابد میتواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد. بنابراین شیوه فرزندپروری والدین در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. از آداب اولیهای که کودک باید بیاموزد، مانند آموزش توالت رفتن، تا سایر موارد مانند انجام تکالیف، اگر با سختگیری و ایرادگیری بیش از حد و غیرمعمول باشد ممکن است باعث شکلگیری چارچوبهای سخت و انعطافناپذیر در ذهن کودک شود. همچنین اگر در محیط مدرسه شیوه آموزش و پرورش با سختگیری و قواعد عجیب و غیرمعمول همراه باشد، میتواند آثار مهمی در ایجاد این حالتها بگذارد.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هیچگاه نمی توان تخمین زد که درمان روانکاوی چقدر زمان طول می کشد . زیرا در روانکاوی ما با ناخودآگاه روبرو هستیم و ناخودآگاه نیز امری زمانمند نیست . بنابر نظر فروید (1933)درمان یک نوروز سخت چند سال زمان می برد و عنوان می دارد که درمان روانکاوی زمانی پایان می پذیرد که دیگر روانکاو و بیمار جهت درمان با یکدیگر ملاقات نمی کنند ، زیرا بیمار دیگر از علائم خاصی رنجور نیست و انتظار بازگشت علائم نیز نمی رود( فروید1937) . اما با توجه به رفع علائم مرضی نیاز به مراجعه بیمار نزد روانکاو ضرورت دارد . زیرا غایت روانکاوی بر رفع علائم نیست بلکه دستیابی به بینش امور ناخودآگاه و پختگی بیمار در رابطه با درمانگر است . بگونه ای که قادر به تعمیم دادن این رابطه به فضای خارج از درمان باشد.
قلم: #علی_درخشنده_سایکوآنالیست | #روانکاوی_کلاسیک_معاصر_وین
نقش: #awareness | #zoli_herczeg
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #علی_درخشنده_سایکوآنالیست | #روانکاوی_کلاسیک_معاصر_وین
نقش: #awareness | #zoli_herczeg
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
«یک روانشناس هر قدر هم با استعداد و با تجربه، و هر اندازه روانشناسِ انکارناپذیرِ روحِ انسان باشد – هرچه بیشتر به موردهایِ خاص در حوزهی تخصصِ خود توجه نماید و بیشتر درگیرِ این بیماران شود، خطر برایِ او فزونتر میگردد: او به بیرحمی و سرخوشیِ بیشتری از دیگران نیازمند است. زیرا قانون، فساد و نابودیِ انسانهای برتر است: چه بسیار دردناک مینماید که این قانون را همیشه در برابرِ دیدگانِ خود داشته باشیم. رنج و عذابِ بسگانهای که روانشناسِ آگاه به این نابودی، متحمل میشود، نه یک بار که چندین بار «ناامیدیِ» بسیار درونی شدهی انسانهای برتر را در طول تاریخ کشف و درک میکند – و چه بسا همین کشفها روزی باعث نابودیِ خودش گردد.»
.
«آنکه با هیولاها دستوپنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد.»
قلم: #فردریش_نیچه | #فراسوی_نیک_و_بد | #فردریش_نیچه ؛ #نیچه_در_برابر_ واگنر
نقش: #saatchiart | #Joe_Fury
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
«یک روانشناس هر قدر هم با استعداد و با تجربه، و هر اندازه روانشناسِ انکارناپذیرِ روحِ انسان باشد – هرچه بیشتر به موردهایِ خاص در حوزهی تخصصِ خود توجه نماید و بیشتر درگیرِ این بیماران شود، خطر برایِ او فزونتر میگردد: او به بیرحمی و سرخوشیِ بیشتری از دیگران نیازمند است. زیرا قانون، فساد و نابودیِ انسانهای برتر است: چه بسیار دردناک مینماید که این قانون را همیشه در برابرِ دیدگانِ خود داشته باشیم. رنج و عذابِ بسگانهای که روانشناسِ آگاه به این نابودی، متحمل میشود، نه یک بار که چندین بار «ناامیدیِ» بسیار درونی شدهی انسانهای برتر را در طول تاریخ کشف و درک میکند – و چه بسا همین کشفها روزی باعث نابودیِ خودش گردد.»
.
«آنکه با هیولاها دستوپنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد.»
قلم: #فردریش_نیچه | #فراسوی_نیک_و_بد | #فردریش_نیچه ؛ #نیچه_در_برابر_ واگنر
نقش: #saatchiart | #Joe_Fury
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اندیشه #پاسکال ،
فیلسوف، ریاضیدان، مخترع...
عارف؟
ترجمه و آوا: #ایمان_فانی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فیلسوف، ریاضیدان، مخترع...
عارف؟
ترجمه و آوا: #ایمان_فانی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
وسواس جستجو در اینترنت
از زمانی که دکتر هایگ، ارتوپد، که یکی از بیمارانش را به علت سؤالات مکرر به همکار دیگرش سپرد تا درمانش را ادامه دهد و او را از شر این بیمار مشقتبار رها کند، اصطلاح «بیماران گوگلر» مطرح شد. خانم سوزان، جهت درمان پسر سه سالهاش به دکتر هایگ مراجعه میکرد. دکتر او را فردی گستاخ، فضول، خام و خیلی مجهز مینامید که با هیولای کوچکش به او مراجعه میکند. خانم سوزان عادت داشت قبل از رفتن به دکتر، اطلاعاتی راجع به بیماری فرزندش از گوگل جستجو کند و سؤالات زیادی را از پزشک معالجش بپرسد. خانم سوزان عادت داشت از دکتر راهنمایی بیشتری طلب کند و یا در سیر درمان و انتخاب روشهای درمانی مداخله کند.
امروزه افراد به دنیایی از اطلاعات دسترسی دارند و با نوشتن کلمه مورد نظر در قسمت جستجوی گوگل و یا هر سایت جستجوگر دیگری میتوانند به اطلاعات زیادی دست یابند. آنان میتوانند اطلاعات زیادی راجع به پزشکان مختلف و توانایی آنها و نوع کارشان به دست آورند و یا با نظرات سایر افرادی که به آن بیماری مبتلا هستند آشنا شوند. البته در مورد صحت و سقم این اطلاعات، نظرات مختلفی وجود دارد و از آنجا که گاهی آن اطلاعات توسط افرادی که تخصص کافی نداشتهاند نگارش شده، استناد به آن میتواند به ضرر افراد باشد. مثلاً فردی پس از جستجو راجع به بیماریاش، متوجه میشود که احتمال مرگ ناشی از این بیماری پنجاه درصد است و با شنیدن این خبر در شوک بزرگی فرو میرود، در حالی که در واقع عوامل مختلفی در سیر و ادامه بیماری دخیل است و بیماران در این زمینه با همدیگر متفاوتاند.
از دیدگاه اخلاق پزشکی، تمامی بیماران حق دارند راجع به بیماریشان بدانند، با سیر بیماری آشنا شوند، درمانهای مختلف را بشناسند، با عوارض ناشی از درمانهای دارویی آشنا شوند و با توجه به اطلاعاتی که به آنان داده میشود قدرت انتخاب داشته باشند. این اطلاعات محرمانه است و نزد پزشک نگهداری میشود. در ویزیتهای مختلف سؤالاتی که توسط بیمار مطرح میشود باعث میگردد درمانگر با نظرات و نگرانیهای او آشنا شود و این به ادامه درمان کمک بیشتری خواهد کرد.
در حوزه روانپزشکی بیشتر به این مسایل پرداخته شده است. گفتگو با بیماران و بیان پرسشها و پاسخها در ایجاد یک رابطه مفید بین درمانگر و بیمار کمک کننده است. گوش دادن به بیمار و پاسخ دادن به نگرانیهایش از اصول اولیه ارتباط با بیمار میباشد. در این زمینه از دیرباز نظرات مختلفی ارایه شده است که کاملترین آن، ایجاد رابطه درمانی با بیمار و مشارکت دادن او در درمان و مداخلات درمانی است. اطلاعات توسط درمانگر به طور صادقانه با بیمار در میان گذاشته میشود، به سؤالات بیمار پاسخ داده شده و از او حمایت¬های لازم صورت میگیرد و در رفع مشکلاتش کمک میشود.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از زمانی که دکتر هایگ، ارتوپد، که یکی از بیمارانش را به علت سؤالات مکرر به همکار دیگرش سپرد تا درمانش را ادامه دهد و او را از شر این بیمار مشقتبار رها کند، اصطلاح «بیماران گوگلر» مطرح شد. خانم سوزان، جهت درمان پسر سه سالهاش به دکتر هایگ مراجعه میکرد. دکتر او را فردی گستاخ، فضول، خام و خیلی مجهز مینامید که با هیولای کوچکش به او مراجعه میکند. خانم سوزان عادت داشت قبل از رفتن به دکتر، اطلاعاتی راجع به بیماری فرزندش از گوگل جستجو کند و سؤالات زیادی را از پزشک معالجش بپرسد. خانم سوزان عادت داشت از دکتر راهنمایی بیشتری طلب کند و یا در سیر درمان و انتخاب روشهای درمانی مداخله کند.
امروزه افراد به دنیایی از اطلاعات دسترسی دارند و با نوشتن کلمه مورد نظر در قسمت جستجوی گوگل و یا هر سایت جستجوگر دیگری میتوانند به اطلاعات زیادی دست یابند. آنان میتوانند اطلاعات زیادی راجع به پزشکان مختلف و توانایی آنها و نوع کارشان به دست آورند و یا با نظرات سایر افرادی که به آن بیماری مبتلا هستند آشنا شوند. البته در مورد صحت و سقم این اطلاعات، نظرات مختلفی وجود دارد و از آنجا که گاهی آن اطلاعات توسط افرادی که تخصص کافی نداشتهاند نگارش شده، استناد به آن میتواند به ضرر افراد باشد. مثلاً فردی پس از جستجو راجع به بیماریاش، متوجه میشود که احتمال مرگ ناشی از این بیماری پنجاه درصد است و با شنیدن این خبر در شوک بزرگی فرو میرود، در حالی که در واقع عوامل مختلفی در سیر و ادامه بیماری دخیل است و بیماران در این زمینه با همدیگر متفاوتاند.
از دیدگاه اخلاق پزشکی، تمامی بیماران حق دارند راجع به بیماریشان بدانند، با سیر بیماری آشنا شوند، درمانهای مختلف را بشناسند، با عوارض ناشی از درمانهای دارویی آشنا شوند و با توجه به اطلاعاتی که به آنان داده میشود قدرت انتخاب داشته باشند. این اطلاعات محرمانه است و نزد پزشک نگهداری میشود. در ویزیتهای مختلف سؤالاتی که توسط بیمار مطرح میشود باعث میگردد درمانگر با نظرات و نگرانیهای او آشنا شود و این به ادامه درمان کمک بیشتری خواهد کرد.
در حوزه روانپزشکی بیشتر به این مسایل پرداخته شده است. گفتگو با بیماران و بیان پرسشها و پاسخها در ایجاد یک رابطه مفید بین درمانگر و بیمار کمک کننده است. گوش دادن به بیمار و پاسخ دادن به نگرانیهایش از اصول اولیه ارتباط با بیمار میباشد. در این زمینه از دیرباز نظرات مختلفی ارایه شده است که کاملترین آن، ایجاد رابطه درمانی با بیمار و مشارکت دادن او در درمان و مداخلات درمانی است. اطلاعات توسط درمانگر به طور صادقانه با بیمار در میان گذاشته میشود، به سؤالات بیمار پاسخ داده شده و از او حمایت¬های لازم صورت میگیرد و در رفع مشکلاتش کمک میشود.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
البته مداخلات بیش از حد بیمار در فرایند درمان نیز میتواند آسیبرسان باشد. این افراد بیش از حد درگیر جزییات بیماری خود میشوند و اطلاعات زیادی کسب میکنند، ولی قدرت انتخاب یک روش درمانی را ندارند. این بیماران به طور مرتب از پزشکی به پزشک دیگر میروند، درمانگران مختلفی را تجربه میکنند و داروهای مختلفی را نیز به طور ناقص مصرف میکنند. آنان هیچوقت دوره درمان و مراجعه به یک درمانگر را تا پایان دوره درمان ادامه نمیدهند چون با یک روش درمانی جدید و یا پیشنهاد درمانگر جدیدی روبهرو هستند. این بیماران در بند اطلاعات و جزییات میشوند تا بتوانند از آن به درستی استفاده کنند. تشخیصهای مختلفی برای این دسته از بیماران مطرح است که شایعترین آن «اختلال شخصیت وسواسی- جبری» است. در این اختلال افراد اشتغال ذهنی با جزییات، اصول، فهرستها و برنامههای مختلف دارند، به گونهای که نکته اساسی فعالیت گم میشود. این بیماران گاهی آنقدر درگیر موارد جزیی مسایل میشوند که مورد اصلی را فراموش میکنند.
آقای دکتر فیاضی موردی از این اختلال را اینچنین بیان میکرد: «بیماری داشتم که با تشخیص اختلال وسواسی- جبری تحت درمان بود و پدرش مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری بود. پس از شروع درمان، پدر بیمار راجع به ادامه درمان و انواع مختلف روشهای درمانی پیشنهادات تازهای مطرح میکرد. یک روز پدر بیمار گفت که میخواهد پسرش را برای ادامه درمان پیش یک رمال و جادوگر ببرد. در یک میهمانی شنیده بود که رمالی ادعا کرده میتواند بیماری وسواس را درمان کند. من از ایشان خواستم مطلب را بیاورد که معلوم شد از یک سایت تبلیغاتی غیر تخصصی گرفته شده است. توضیحات لازم را به پدرش دادم و به نگرانیهایش توجه کرده و به سؤالاتش پاسخ دادم. پدر بیمار متقاعد شد که درمان فرزندش را ادامه دهد. هم اکنون یک سال است که بیمار تحت درمان است و پیشرفت خوبی نیز در درمان به دست آمده است.»
ایجاد یک رابطه درمانی یکی از مواردی است که میتواند بسیاری از نگرانیهای بیماران را کم کند و آنان را با مشکلی که گریبانگیرش هستند آشنا سازد. البته مطالعه در مورد یک بیماری، به فرد کمک میکند تا آشنایی بیشتری با مسایل داشته باشد و با کسانی که این مشکلات را دارند گفتگو کرده و احساس بهتری پیدا کند. با این حال، نیاز به مشورت با متخصص مربوطه و اصلاح باورهای غلط یا روشهای درمانی نامناسب، ضروری به نظر میرسد.
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آقای دکتر فیاضی موردی از این اختلال را اینچنین بیان میکرد: «بیماری داشتم که با تشخیص اختلال وسواسی- جبری تحت درمان بود و پدرش مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری بود. پس از شروع درمان، پدر بیمار راجع به ادامه درمان و انواع مختلف روشهای درمانی پیشنهادات تازهای مطرح میکرد. یک روز پدر بیمار گفت که میخواهد پسرش را برای ادامه درمان پیش یک رمال و جادوگر ببرد. در یک میهمانی شنیده بود که رمالی ادعا کرده میتواند بیماری وسواس را درمان کند. من از ایشان خواستم مطلب را بیاورد که معلوم شد از یک سایت تبلیغاتی غیر تخصصی گرفته شده است. توضیحات لازم را به پدرش دادم و به نگرانیهایش توجه کرده و به سؤالاتش پاسخ دادم. پدر بیمار متقاعد شد که درمان فرزندش را ادامه دهد. هم اکنون یک سال است که بیمار تحت درمان است و پیشرفت خوبی نیز در درمان به دست آمده است.»
ایجاد یک رابطه درمانی یکی از مواردی است که میتواند بسیاری از نگرانیهای بیماران را کم کند و آنان را با مشکلی که گریبانگیرش هستند آشنا سازد. البته مطالعه در مورد یک بیماری، به فرد کمک میکند تا آشنایی بیشتری با مسایل داشته باشد و با کسانی که این مشکلات را دارند گفتگو کرده و احساس بهتری پیدا کند. با این حال، نیاز به مشورت با متخصص مربوطه و اصلاح باورهای غلط یا روشهای درمانی نامناسب، ضروری به نظر میرسد.
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
«دعا، خدا را تغییر نمیدهد، بلکه دعاکننده را تغییر میدهد.»
قلم: #سورن_کی_یر_کگارد
حجم: #saatchiart | #the_prayer
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #سورن_کی_یر_کگارد
حجم: #saatchiart | #the_prayer
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
.
به قول #شاملو: «نفس گفتن، نفس حرف زدن، نفس تلاش کردن، نشانه امید به زندگی است. این چه بزدلی است که ما پیش از مرگ چشمهایمان را از هراس برهم گذاریم ؟ چرا از دوست داشتن زندگی طفره میرویم؟ پس از مرگ ما و پس از مرگ دیگران، چه آنها که مردهوار زیستند، و چه آنها که زندهوار مردند نیز، خورشید خواهد دمید. اگر یاس پیروز شود، برای هنرمند و مردمی که سخنش را دوست میداشتهاند، بزرگترین فاجعه رخ داده است.»
واقعا به این سوالها چه جوابی میتوانیم داد:
- مسئولیت یا عدم مسئولیت؟
- برای چه، برای که مینویسیم؟
بگذارید بگویند «ما (هنرمندان) برای دلمان مینویسیم» اما جواب این حرفها برای ما روشن است.
- مسئولیت و آن هم سنگینترین مسئولیتها!
- برای انسان مینویسیم و برای آنها که زندگی را درخشانتر میخواهند و خواستشان را با تلاش جدیتر میجویند! بگذارید آنها که پر میخورند و به خاطر پر تر خوردن، پر میگویند و به خاطر گشادهتر زیستن «مرگ» را به دیگران تبلیغ میکنند، هرچه دلشان میخواهد بگویند. بگذارید پریایی که بر سر راه درندگان نشستهاند، فریاد بزنند.
بگذارید هرچه میخواهند فریاد بزنند که: «ما در خلاء صرف زندگی میکنیم و یا اصلا زندگی نمیکنیم، به آنها بگویید: «خفه! مرده سخن نمیگوید مگر آنکه افسونی او را بر زبان آورد. اگر فیالواقع چیزی نیست، اگر دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است، اگر همه چیز سراب است، اگر واقعا فاتحه بشریت را خوانده شده تلقی میکنید، دیگر چرا معطلید؟ چرا وقتتان را با تبلیغ مرگ تلف میکنید؟ ما راه عملی و آسانی نشانتان میدهیم: به جای قرقر کردن، گلولهای به شقیقهتان بزنید! #هدایت آثار چاپ نشدهاش را سوزاند و خودش را کشت. خواست در خلاء زندگی کند، اما وجداناً لازم ندید این کار را به دیگران هم تحمیل کند. هدایت «انسان» بود، اما شما؟ من خیال میکنم بهتر است خفقان بگیرید!» (از مقدمه دیار شب، دفتر شعر م. آزاد)
قلم: #قطره_محال_اندیش | #محمود_دولت_آبادی
نقش: #political_suppression | #Ivan_Milenkovic
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به قول #شاملو: «نفس گفتن، نفس حرف زدن، نفس تلاش کردن، نشانه امید به زندگی است. این چه بزدلی است که ما پیش از مرگ چشمهایمان را از هراس برهم گذاریم ؟ چرا از دوست داشتن زندگی طفره میرویم؟ پس از مرگ ما و پس از مرگ دیگران، چه آنها که مردهوار زیستند، و چه آنها که زندهوار مردند نیز، خورشید خواهد دمید. اگر یاس پیروز شود، برای هنرمند و مردمی که سخنش را دوست میداشتهاند، بزرگترین فاجعه رخ داده است.»
واقعا به این سوالها چه جوابی میتوانیم داد:
- مسئولیت یا عدم مسئولیت؟
- برای چه، برای که مینویسیم؟
بگذارید بگویند «ما (هنرمندان) برای دلمان مینویسیم» اما جواب این حرفها برای ما روشن است.
- مسئولیت و آن هم سنگینترین مسئولیتها!
- برای انسان مینویسیم و برای آنها که زندگی را درخشانتر میخواهند و خواستشان را با تلاش جدیتر میجویند! بگذارید آنها که پر میخورند و به خاطر پر تر خوردن، پر میگویند و به خاطر گشادهتر زیستن «مرگ» را به دیگران تبلیغ میکنند، هرچه دلشان میخواهد بگویند. بگذارید پریایی که بر سر راه درندگان نشستهاند، فریاد بزنند.
بگذارید هرچه میخواهند فریاد بزنند که: «ما در خلاء صرف زندگی میکنیم و یا اصلا زندگی نمیکنیم، به آنها بگویید: «خفه! مرده سخن نمیگوید مگر آنکه افسونی او را بر زبان آورد. اگر فیالواقع چیزی نیست، اگر دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است، اگر همه چیز سراب است، اگر واقعا فاتحه بشریت را خوانده شده تلقی میکنید، دیگر چرا معطلید؟ چرا وقتتان را با تبلیغ مرگ تلف میکنید؟ ما راه عملی و آسانی نشانتان میدهیم: به جای قرقر کردن، گلولهای به شقیقهتان بزنید! #هدایت آثار چاپ نشدهاش را سوزاند و خودش را کشت. خواست در خلاء زندگی کند، اما وجداناً لازم ندید این کار را به دیگران هم تحمیل کند. هدایت «انسان» بود، اما شما؟ من خیال میکنم بهتر است خفقان بگیرید!» (از مقدمه دیار شب، دفتر شعر م. آزاد)
قلم: #قطره_محال_اندیش | #محمود_دولت_آبادی
نقش: #political_suppression | #Ivan_Milenkovic
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
اهمیت بررسی افسردگی در موارد نشانههای جسمانی
* افسردگی با چه نشانههای جسمی میتواند خود را نشان دهد؟
علایم جسمانی گوناگونی در همراهی با افسردگی تظاهر میکند. یکی از رایجترین آنها درد است؛ سردرد، درد قفسه سینه، کمردرد، درد مفاصل و … . همچنین میتوان از علایم گوارشی (سوءهاضمه، تهوع، یبوست، اسهال و …)، تغییر اشتها و وزن، احساس گیجی و کاهش میل جنسی نام برد. تغییر خواب، چه افزایش و چه کاهش، نیز از همراهان معمول افسردگی است. شاید شایعترین نشانه جسمانی واضح در افسردگی، «خستگی» است و بیشتر افراد افسرده از خستگی شکایت دارند. به هر حال، علایم جسمانی افسردگی محدود به این موارد نیست و طیف گستردهای از آنها در افراد افسرده امکان بروز دارد.
* این نشانهها در کودکان و نوجوانان با هم متفاوت است؟ در افراد میانسال و سالخورده چطور؟
نشانههای جسمانی افسردگی در سنین مختلف تظاهر میکند، اما احتمال چنین تظاهری در سنین کودکی و سالمندی بیشتر است. در این سنین هم نمیتوان از روی نوع خاصی از علامت جسمانی به تشخیص افسردگی رسید، اما به دلیل ارتباط نزدیکتر علایم جسمانی با افسردگی در این سنین، پزشک معالج باید برای ارزیابی افسردگی در بیماران این گروههای سنی بیشتر گوش به زنگ باشد.
* شیوع نشانههای جسمی افسردگی چقدر است؟ آیا همه مبتلایان آنها را تجربه میکنند؟
بیشتر موارد افسردگی با علایم جسمانی همراه است و در این میان «خستگی» با فراوانی بیش از ۷۰ درصد در صدر قرار میگیرد. برخی مطالعات غلبه علایم جسمانی بر تظاهرات روانشناختی افسردگی را در دو سوم موارد گزارش میکنند. به بیان دیگر، در بسیاری از موارد افسردگی در همه سنین، فرد افسرده درگیر برخی علایم جسمانی است که با پیگیری تشخیصی و درمانی بیماریهای غیرروانپزشکی به نتیجه نمیرسد.
تغییر الگو یا میزان خواب در بیش از ۶۰ درصد موارد افسردگی وجود دارد و سایر علایم جسمانی نیز با شیوعی متفاوت در این بیماران گزارش میشود.
* چه علایمی افسردهها را درگیر میکند که اغلب مبتلایان از ارتباط علامت مورد نظر با بیماری بیخبرند؟
در اغلب موارد، علامت جسمانی افسردگی تشخیص را به بیراهه میبرد و این خطای تشخیص حتی پس از ارزیابی پزشکی نیز ممکن است ادامه یابد. در کل، بیش از ۵۰ درصد بیماران روانپزشکی که علایم جسمانی دارند در بررسی پزشکان خانواده به اشتباه تشخیص میگیرند. به طور مثال، در فرد افسردهای که از اسهال مزمن رنج میبرد یا مشکلاتی در دفع ادرار دارد، ممکن است پس از ارزیابی پزشکی به کمک معاینه فیزیکی، آزمایشات خون و تصویربرداریهای مختلف، تشخیص واضحی حاصل نگردد و برای بررسی بیشتر مشاوره به سایر پزشکان و مراکز تخصصی دیگر داده شود. در صورتی که اختلالات روانپزشکی و از جمله افسردگی در میان فهرست تشخیصهای احتمالی قرار نگیرد، این ارزیابیهای بینتیجه ادامه مییابد و به سرخوردگی بیمار و تداوم افسردگی و علایم جسمانی مرتبط با آن میانجامد.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر امیر شعبانی | روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
* افسردگی با چه نشانههای جسمی میتواند خود را نشان دهد؟
علایم جسمانی گوناگونی در همراهی با افسردگی تظاهر میکند. یکی از رایجترین آنها درد است؛ سردرد، درد قفسه سینه، کمردرد، درد مفاصل و … . همچنین میتوان از علایم گوارشی (سوءهاضمه، تهوع، یبوست، اسهال و …)، تغییر اشتها و وزن، احساس گیجی و کاهش میل جنسی نام برد. تغییر خواب، چه افزایش و چه کاهش، نیز از همراهان معمول افسردگی است. شاید شایعترین نشانه جسمانی واضح در افسردگی، «خستگی» است و بیشتر افراد افسرده از خستگی شکایت دارند. به هر حال، علایم جسمانی افسردگی محدود به این موارد نیست و طیف گستردهای از آنها در افراد افسرده امکان بروز دارد.
* این نشانهها در کودکان و نوجوانان با هم متفاوت است؟ در افراد میانسال و سالخورده چطور؟
نشانههای جسمانی افسردگی در سنین مختلف تظاهر میکند، اما احتمال چنین تظاهری در سنین کودکی و سالمندی بیشتر است. در این سنین هم نمیتوان از روی نوع خاصی از علامت جسمانی به تشخیص افسردگی رسید، اما به دلیل ارتباط نزدیکتر علایم جسمانی با افسردگی در این سنین، پزشک معالج باید برای ارزیابی افسردگی در بیماران این گروههای سنی بیشتر گوش به زنگ باشد.
* شیوع نشانههای جسمی افسردگی چقدر است؟ آیا همه مبتلایان آنها را تجربه میکنند؟
بیشتر موارد افسردگی با علایم جسمانی همراه است و در این میان «خستگی» با فراوانی بیش از ۷۰ درصد در صدر قرار میگیرد. برخی مطالعات غلبه علایم جسمانی بر تظاهرات روانشناختی افسردگی را در دو سوم موارد گزارش میکنند. به بیان دیگر، در بسیاری از موارد افسردگی در همه سنین، فرد افسرده درگیر برخی علایم جسمانی است که با پیگیری تشخیصی و درمانی بیماریهای غیرروانپزشکی به نتیجه نمیرسد.
تغییر الگو یا میزان خواب در بیش از ۶۰ درصد موارد افسردگی وجود دارد و سایر علایم جسمانی نیز با شیوعی متفاوت در این بیماران گزارش میشود.
* چه علایمی افسردهها را درگیر میکند که اغلب مبتلایان از ارتباط علامت مورد نظر با بیماری بیخبرند؟
در اغلب موارد، علامت جسمانی افسردگی تشخیص را به بیراهه میبرد و این خطای تشخیص حتی پس از ارزیابی پزشکی نیز ممکن است ادامه یابد. در کل، بیش از ۵۰ درصد بیماران روانپزشکی که علایم جسمانی دارند در بررسی پزشکان خانواده به اشتباه تشخیص میگیرند. به طور مثال، در فرد افسردهای که از اسهال مزمن رنج میبرد یا مشکلاتی در دفع ادرار دارد، ممکن است پس از ارزیابی پزشکی به کمک معاینه فیزیکی، آزمایشات خون و تصویربرداریهای مختلف، تشخیص واضحی حاصل نگردد و برای بررسی بیشتر مشاوره به سایر پزشکان و مراکز تخصصی دیگر داده شود. در صورتی که اختلالات روانپزشکی و از جمله افسردگی در میان فهرست تشخیصهای احتمالی قرار نگیرد، این ارزیابیهای بینتیجه ادامه مییابد و به سرخوردگی بیمار و تداوم افسردگی و علایم جسمانی مرتبط با آن میانجامد.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر امیر شعبانی | روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
موردی از فلج هر دو اندام تحتانی پس از دو سال ارزیابی مفصل و پرهزینه تشخیصی را به یاد دارم که در نهایت به توصیه یکی از پزشکان متخصص داخلی برای ارزیابی روانپزشکی ارجاع شده بود. بیمار خانم سالمندی بود که به شکل دورهای دچار ناتوانی در راه رفتن میشد و در روز مراجعه به کمک صندلی چرخدار حرکت میکرد. او در زمانهای بهبودی نسبی نیز قادر به راه رفتن بدون کمک نبود و از عصای مخصوصی استفاده میکرد. در جریان ارزیابی روانپزشکی، تشخیصهایی از جمله افسردگی مزمن مطرح شد. برای بیمار و خانواده او شگفتانگیز بود که چگونه پس از چند هفته از شروع درمان با داروی ضدافسردگی/ضداضطراب، صندلی چرخدار و عصا کاملاً کنار گذاشته شد و راه رفتن به شکل عادی صورت گرفت!
لازم به ذکر است که بررسیهای پزشکی ابتدایی در مواردی که علایم جسمانی غلبه دارد اغلب ضروری است، اما نکته در اینجاست که از ابتدا باید احتمال وجود یک اختلال روانپزشکی همراه را در نظر داشت و توجه به این احتمال باید در زمان به نتیجه نرسیدن اقدامات تشخیصی اولیه دوچندان شود.
* این نشانههای غیرمعمول در صورت مصرف داروهای تجویزی روانپزشکان برطرف میشود یا برای خلاص شدن از برخی از آنها حتماً فرد باید جلسات رواندرمانی را تجربه کند؟ آیا دارو به تنهایی میتواند علایم افسردگی را تسکین دهد؟
نوع درمان (دارو یا رواندرمانی) بر اساس وجود یا فقدان علایم جسمانی تعیین نمیشود. درمان با دارو یا با رواندرمانی هر دو میتواند مؤثر باشد و ارجحیت یکی از این دو روش با در نظر گرفتن عواملی از قبیل شدت افسردگی، فوریت درمان، و سابقه پاسخ به درمانهای قبل تعیین میشود. به طور مثال، در صورتی که افسردگی از نوع شدید باشد یا به دلایلی بهبودی سریع ضروری شود درمان دارویی در ارجحیت است. البته بسیاری از بیماران از درمان توأم دارویی و رواندرمانی بهره بیشتری میبرند.
انتخاب شیوه درمان باید بر پایه دانستههای علمی انجام شود نه صرفاً بر پایه گرایش بیمار به دارو یا رواندرمانی. با این حال بدیهی است که انتخاب نهایی در توافق میان پزشک و بیمار به دست میآید.
* کدام دسته از افسردهها به دارو درمانی نیازی ندارند؟
اصولاً درمان دارویی در موارد «خیلی خفیف» افسردگی کارایی ندارد. با این وجود باید توجه داشت که بسیاری از افراد افسرده، افسردگی خود را کماهمیت یا خفیف میدانند در حالی که در واقع ممکن است از شدت زیادی برخوردار باشد. این یکی از دلایلی است که نباید بیمار یا خانواده او به سمتی سوق داده شوند که احساس کنند خود میتوانند نوع درمان مناسب را تشخیص دهند. به هر حال درمان مواردی از افسردگی که «خفیف» تشخیص داده شده، بدون درمان دارویی (با رواندرمانی) اغلب امکانپذیر است.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر امیر شعبانی | روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
لازم به ذکر است که بررسیهای پزشکی ابتدایی در مواردی که علایم جسمانی غلبه دارد اغلب ضروری است، اما نکته در اینجاست که از ابتدا باید احتمال وجود یک اختلال روانپزشکی همراه را در نظر داشت و توجه به این احتمال باید در زمان به نتیجه نرسیدن اقدامات تشخیصی اولیه دوچندان شود.
* این نشانههای غیرمعمول در صورت مصرف داروهای تجویزی روانپزشکان برطرف میشود یا برای خلاص شدن از برخی از آنها حتماً فرد باید جلسات رواندرمانی را تجربه کند؟ آیا دارو به تنهایی میتواند علایم افسردگی را تسکین دهد؟
نوع درمان (دارو یا رواندرمانی) بر اساس وجود یا فقدان علایم جسمانی تعیین نمیشود. درمان با دارو یا با رواندرمانی هر دو میتواند مؤثر باشد و ارجحیت یکی از این دو روش با در نظر گرفتن عواملی از قبیل شدت افسردگی، فوریت درمان، و سابقه پاسخ به درمانهای قبل تعیین میشود. به طور مثال، در صورتی که افسردگی از نوع شدید باشد یا به دلایلی بهبودی سریع ضروری شود درمان دارویی در ارجحیت است. البته بسیاری از بیماران از درمان توأم دارویی و رواندرمانی بهره بیشتری میبرند.
انتخاب شیوه درمان باید بر پایه دانستههای علمی انجام شود نه صرفاً بر پایه گرایش بیمار به دارو یا رواندرمانی. با این حال بدیهی است که انتخاب نهایی در توافق میان پزشک و بیمار به دست میآید.
* کدام دسته از افسردهها به دارو درمانی نیازی ندارند؟
اصولاً درمان دارویی در موارد «خیلی خفیف» افسردگی کارایی ندارد. با این وجود باید توجه داشت که بسیاری از افراد افسرده، افسردگی خود را کماهمیت یا خفیف میدانند در حالی که در واقع ممکن است از شدت زیادی برخوردار باشد. این یکی از دلایلی است که نباید بیمار یا خانواده او به سمتی سوق داده شوند که احساس کنند خود میتوانند نوع درمان مناسب را تشخیص دهند. به هر حال درمان مواردی از افسردگی که «خفیف» تشخیص داده شده، بدون درمان دارویی (با رواندرمانی) اغلب امکانپذیر است.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر امیر شعبانی | روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎