Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در فراسوی مرزهای تن ام
تو را دوست می دارم.
در آن دور دست بعید
که رسالت اندامها پایان میپذیرد.
قلم: #احمد_شاملو
ويزور: Contemporary Dance
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تو را دوست می دارم.
در آن دور دست بعید
که رسالت اندامها پایان میپذیرد.
قلم: #احمد_شاملو
ويزور: Contemporary Dance
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ویژگیهای شخصیت وسواسی
بهطور کلی اختلالات شخصیت گروه خاصی از مشکلات سلامت روان هستند و نباید آنها را با اصطلاحات عامیانهای مانند «بیشخصیت» اشتباه گرفت. این مشکلات بیشتر مربوط به ویژگیهای سرشتی فرد میشود و معمولاً شروع آنها از سنین پایین است و یک الگوی تقریباً ثابت و بدون تغییر را در رفتار و تعامل فرد با محیط و دیگران ایجاد میکند. این مشکلات وابسته به موقعیت یا دوره خاصی نیستند و معمولاً بهصورت مداوم وجود دارند؛ درست مانند ویژگیهای مثبتی مثل مهربانی یا بخشندگی که ممکن است بهطور ثابت در یک فرد وجود داشته باشد. یکی از انواع اختلالهای شخصیت، اختلال شخصیت وسواسی است. این افراد از منظر بیرونی بسیار دقیق و منظم هستند، اما این نظم بیش از حد برای خودشان بسیار آزاردهنده است.
علائم اختلال کدام است؟
ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، اشتغال ذهنی عمیق با موضوعاتی مانند نظم و ترتیب، کمالگرایی و ایرادگیری و کنترل شدید همه مسائل و داشتن چارچوبهای انعطافناپذیر است. از علائم مهم این اختلال میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- اشتغال ذهنی زیاد با جزئیات، فهرستها، آداب، سازماندهی و زمانبندی برنامهها به حدی که فرد نمیتواند به اصل موضوع بپردازد و انجام آن را عملی کند
۲- کمالگرایی بیش از حد، که باعث میشود بسیاری از کارها ناتمام بماند
۳- تعهد بیش از حد به محل کار برای انجام وظایف و ساعت کاری زیاد (بدون نیاز اقتصادی به اضافه کاری) و خودداری از اختصاص دادن بخشی از وقت خود به تفریح یا ارتباط با دوستان
۴- وجدان بسیار سختگیر و غیرقابلانعطاف
۵- ناتوانی در دور ریختن اشیای غیرمفید، با این فکر که بالاخره یک روز ممکن است لازم شود
۶- ناتوانی در همکاری و مشارکت با دیگران در انجام کارها، مگر اینکه آن افراد کاملاً طبق نظر و قواعد او عمل کنند
۷- خشکدست و خسیس بودن
۸- انعطافناپذیری و سرسخت بودن
۹- مشکل در تصمیمگیری در مواردی که از قبل قاعده مشخصی وجود ندارد
۱۰- خشم و ناکامی در زمانی که احساس میکند کنترلی روی شرایط ندارد
۱۱- کمارتباطی با دیگران
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بهطور کلی اختلالات شخصیت گروه خاصی از مشکلات سلامت روان هستند و نباید آنها را با اصطلاحات عامیانهای مانند «بیشخصیت» اشتباه گرفت. این مشکلات بیشتر مربوط به ویژگیهای سرشتی فرد میشود و معمولاً شروع آنها از سنین پایین است و یک الگوی تقریباً ثابت و بدون تغییر را در رفتار و تعامل فرد با محیط و دیگران ایجاد میکند. این مشکلات وابسته به موقعیت یا دوره خاصی نیستند و معمولاً بهصورت مداوم وجود دارند؛ درست مانند ویژگیهای مثبتی مثل مهربانی یا بخشندگی که ممکن است بهطور ثابت در یک فرد وجود داشته باشد. یکی از انواع اختلالهای شخصیت، اختلال شخصیت وسواسی است. این افراد از منظر بیرونی بسیار دقیق و منظم هستند، اما این نظم بیش از حد برای خودشان بسیار آزاردهنده است.
علائم اختلال کدام است؟
ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، اشتغال ذهنی عمیق با موضوعاتی مانند نظم و ترتیب، کمالگرایی و ایرادگیری و کنترل شدید همه مسائل و داشتن چارچوبهای انعطافناپذیر است. از علائم مهم این اختلال میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- اشتغال ذهنی زیاد با جزئیات، فهرستها، آداب، سازماندهی و زمانبندی برنامهها به حدی که فرد نمیتواند به اصل موضوع بپردازد و انجام آن را عملی کند
۲- کمالگرایی بیش از حد، که باعث میشود بسیاری از کارها ناتمام بماند
۳- تعهد بیش از حد به محل کار برای انجام وظایف و ساعت کاری زیاد (بدون نیاز اقتصادی به اضافه کاری) و خودداری از اختصاص دادن بخشی از وقت خود به تفریح یا ارتباط با دوستان
۴- وجدان بسیار سختگیر و غیرقابلانعطاف
۵- ناتوانی در دور ریختن اشیای غیرمفید، با این فکر که بالاخره یک روز ممکن است لازم شود
۶- ناتوانی در همکاری و مشارکت با دیگران در انجام کارها، مگر اینکه آن افراد کاملاً طبق نظر و قواعد او عمل کنند
۷- خشکدست و خسیس بودن
۸- انعطافناپذیری و سرسخت بودن
۹- مشکل در تصمیمگیری در مواردی که از قبل قاعده مشخصی وجود ندارد
۱۰- خشم و ناکامی در زمانی که احساس میکند کنترلی روی شرایط ندارد
۱۱- کمارتباطی با دیگران
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
تفاوت با اختلال وسواسی-جبری
در اختلال وسواسی- جبری، فرد افکاری ناخواسته دارد که بهطور مکرر به ذهن او خطور میکنند و باعث ایجاد احساس اضطراب میشوند و فرد برای رهایی از این اضطراب دست به اعمال وسواسی میزند. مثلاً با وجود اینکه دستهایش را شسته فکر میکند هنوز آلوده است و برای رهایی از این فکر چندبار اضافی دستهایش را میشوید. به عبارت دیگر، اختلال وسواسی- جبری معمولاً در موقعیتهای محدودی ایجاد میشود و موضوعات مشخصی دارد؛ مانند وسواس آلودگی یا وسواس شک و تردید. اما در اختلال شخصیت وسواسی داشتن چارچوب و آداب خاص در بسیاری از موقعیتها وجود دارد و موضوعات محدودی ندارد و تمام جنبههای زندگی فرد تحتتأثیر آن قرار میگیرد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی معمولاً در محیطهای کاری و از نظر مدیران و کارفرمایان مشکلی ندارند و حتی ممکن است بهعنوان کارمندان خوبی که بسیار وقتشناس و منظم هستند، شناخته شوند، اما ویژگیهای وسواسی هم خود آنها و هم در برخی موارد خانواده و نزدیکان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و برای آنها آزاردهنده است.
دلیل بروز چنین اختلالی چیست؟
مانند بسیاری از مشکلات سلامت روان این اختلال نیز چندعاملی است. یعنی هم ژنتیک و هم محیط و هم یادگیری از دیگران در ایجاد علائم نقش دارند. همچنین فرهنگ رایج در جامعه ممکن است در این حالت نقش داشته باشد. بهعنوان مثال فردی که در کشور ژاپن زندگی میکند ممکن است آداب و رفتارهایی داشته باشد که در آن کشور کاملاً طبیعی محسوب شود ولی همان آداب برای فردی که در ایران زندگی میکند، مطرحکننده اختلال شخصیت وسواسی باشد. شیوع این اختلال در دنیا حدود یک درصد است و مردان دو برابر زنان به این اختلال دچار میشوند.
اختلالها لازم و ملزوم نیستند
اختلال وسواسی- جبری جزو اختلالهای اضطرابی است، اما اختلال شخصیت وسواسی جزو گروه اختلالات سرشت و منش فرد است. البته در درصدی از مبتلایان بهطور همزمان هر دو اختلال دیده میشود که در این صورت افتراق آنها از هم بسیار مشکل خواهد بود.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در اختلال وسواسی- جبری، فرد افکاری ناخواسته دارد که بهطور مکرر به ذهن او خطور میکنند و باعث ایجاد احساس اضطراب میشوند و فرد برای رهایی از این اضطراب دست به اعمال وسواسی میزند. مثلاً با وجود اینکه دستهایش را شسته فکر میکند هنوز آلوده است و برای رهایی از این فکر چندبار اضافی دستهایش را میشوید. به عبارت دیگر، اختلال وسواسی- جبری معمولاً در موقعیتهای محدودی ایجاد میشود و موضوعات مشخصی دارد؛ مانند وسواس آلودگی یا وسواس شک و تردید. اما در اختلال شخصیت وسواسی داشتن چارچوب و آداب خاص در بسیاری از موقعیتها وجود دارد و موضوعات محدودی ندارد و تمام جنبههای زندگی فرد تحتتأثیر آن قرار میگیرد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی معمولاً در محیطهای کاری و از نظر مدیران و کارفرمایان مشکلی ندارند و حتی ممکن است بهعنوان کارمندان خوبی که بسیار وقتشناس و منظم هستند، شناخته شوند، اما ویژگیهای وسواسی هم خود آنها و هم در برخی موارد خانواده و نزدیکان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و برای آنها آزاردهنده است.
دلیل بروز چنین اختلالی چیست؟
مانند بسیاری از مشکلات سلامت روان این اختلال نیز چندعاملی است. یعنی هم ژنتیک و هم محیط و هم یادگیری از دیگران در ایجاد علائم نقش دارند. همچنین فرهنگ رایج در جامعه ممکن است در این حالت نقش داشته باشد. بهعنوان مثال فردی که در کشور ژاپن زندگی میکند ممکن است آداب و رفتارهایی داشته باشد که در آن کشور کاملاً طبیعی محسوب شود ولی همان آداب برای فردی که در ایران زندگی میکند، مطرحکننده اختلال شخصیت وسواسی باشد. شیوع این اختلال در دنیا حدود یک درصد است و مردان دو برابر زنان به این اختلال دچار میشوند.
اختلالها لازم و ملزوم نیستند
اختلال وسواسی- جبری جزو اختلالهای اضطرابی است، اما اختلال شخصیت وسواسی جزو گروه اختلالات سرشت و منش فرد است. البته در درصدی از مبتلایان بهطور همزمان هر دو اختلال دیده میشود که در این صورت افتراق آنها از هم بسیار مشکل خواهد بود.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
راههای درمانی این اختلال
درمان اختلال شخصیت وسواسی عمدتاً با روشهای غیردارویی انجام میگیرد و از درمانهای شناختی-رفتاری و نیز گروهدرمانی برای درمان استفاده میشود. طی درمان شناختی-رفتاری سعی میشود باورهای بنیادی آنها در مورد خود و محیط اطراف و روابطشان مورد بازنگری قرار گیرد و بازسازی شناختی یکی از روشهایی است که برای اصلاح خطاهای شناختی در ساختار تفکر این افراد به کار میرود. همچنین مداخلات رفتاری گام به گام برای تدوین چارچوبهای جدیدی که انعطاف بیشتری داشته باشند به کار میروند. در گروهدرمانی علاوه بر این موارد، فرایندهای رایج در گروه و بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نیز نقشی درمانی خواهد داشت. در برخی موارد استفاده از داروهایی که در درمان اختلال وسواسی-جبری به کار میروند ممکن است در درمان اختلال شخصیت وسواسی مؤثر باشد.
چطور میتوان پیشگیری کرد؟
محیطی که فرد در آن پرورش مییابد میتواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد. بنابراین شیوه فرزندپروری والدین در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. از آداب اولیهای که کودک باید بیاموزد، مانند آموزش توالت رفتن، تا سایر موارد مانند انجام تکالیف، اگر با سختگیری و ایرادگیری بیش از حد و غیرمعمول باشد ممکن است باعث شکلگیری چارچوبهای سخت و انعطافناپذیر در ذهن کودک شود. همچنین اگر در محیط مدرسه شیوه آموزش و پرورش با سختگیری و قواعد عجیب و غیرمعمول همراه باشد، میتواند آثار مهمی در ایجاد این حالتها بگذارد.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
درمان اختلال شخصیت وسواسی عمدتاً با روشهای غیردارویی انجام میگیرد و از درمانهای شناختی-رفتاری و نیز گروهدرمانی برای درمان استفاده میشود. طی درمان شناختی-رفتاری سعی میشود باورهای بنیادی آنها در مورد خود و محیط اطراف و روابطشان مورد بازنگری قرار گیرد و بازسازی شناختی یکی از روشهایی است که برای اصلاح خطاهای شناختی در ساختار تفکر این افراد به کار میرود. همچنین مداخلات رفتاری گام به گام برای تدوین چارچوبهای جدیدی که انعطاف بیشتری داشته باشند به کار میروند. در گروهدرمانی علاوه بر این موارد، فرایندهای رایج در گروه و بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نیز نقشی درمانی خواهد داشت. در برخی موارد استفاده از داروهایی که در درمان اختلال وسواسی-جبری به کار میروند ممکن است در درمان اختلال شخصیت وسواسی مؤثر باشد.
چطور میتوان پیشگیری کرد؟
محیطی که فرد در آن پرورش مییابد میتواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد. بنابراین شیوه فرزندپروری والدین در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. از آداب اولیهای که کودک باید بیاموزد، مانند آموزش توالت رفتن، تا سایر موارد مانند انجام تکالیف، اگر با سختگیری و ایرادگیری بیش از حد و غیرمعمول باشد ممکن است باعث شکلگیری چارچوبهای سخت و انعطافناپذیر در ذهن کودک شود. همچنین اگر در محیط مدرسه شیوه آموزش و پرورش با سختگیری و قواعد عجیب و غیرمعمول همراه باشد، میتواند آثار مهمی در ایجاد این حالتها بگذارد.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هیچگاه نمی توان تخمین زد که درمان روانکاوی چقدر زمان طول می کشد . زیرا در روانکاوی ما با ناخودآگاه روبرو هستیم و ناخودآگاه نیز امری زمانمند نیست . بنابر نظر فروید (1933)درمان یک نوروز سخت چند سال زمان می برد و عنوان می دارد که درمان روانکاوی زمانی پایان می پذیرد که دیگر روانکاو و بیمار جهت درمان با یکدیگر ملاقات نمی کنند ، زیرا بیمار دیگر از علائم خاصی رنجور نیست و انتظار بازگشت علائم نیز نمی رود( فروید1937) . اما با توجه به رفع علائم مرضی نیاز به مراجعه بیمار نزد روانکاو ضرورت دارد . زیرا غایت روانکاوی بر رفع علائم نیست بلکه دستیابی به بینش امور ناخودآگاه و پختگی بیمار در رابطه با درمانگر است . بگونه ای که قادر به تعمیم دادن این رابطه به فضای خارج از درمان باشد.
قلم: #علی_درخشنده_سایکوآنالیست | #روانکاوی_کلاسیک_معاصر_وین
نقش: #awareness | #zoli_herczeg
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #علی_درخشنده_سایکوآنالیست | #روانکاوی_کلاسیک_معاصر_وین
نقش: #awareness | #zoli_herczeg
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
«یک روانشناس هر قدر هم با استعداد و با تجربه، و هر اندازه روانشناسِ انکارناپذیرِ روحِ انسان باشد – هرچه بیشتر به موردهایِ خاص در حوزهی تخصصِ خود توجه نماید و بیشتر درگیرِ این بیماران شود، خطر برایِ او فزونتر میگردد: او به بیرحمی و سرخوشیِ بیشتری از دیگران نیازمند است. زیرا قانون، فساد و نابودیِ انسانهای برتر است: چه بسیار دردناک مینماید که این قانون را همیشه در برابرِ دیدگانِ خود داشته باشیم. رنج و عذابِ بسگانهای که روانشناسِ آگاه به این نابودی، متحمل میشود، نه یک بار که چندین بار «ناامیدیِ» بسیار درونی شدهی انسانهای برتر را در طول تاریخ کشف و درک میکند – و چه بسا همین کشفها روزی باعث نابودیِ خودش گردد.»
.
«آنکه با هیولاها دستوپنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد.»
قلم: #فردریش_نیچه | #فراسوی_نیک_و_بد | #فردریش_نیچه ؛ #نیچه_در_برابر_ واگنر
نقش: #saatchiart | #Joe_Fury
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
«یک روانشناس هر قدر هم با استعداد و با تجربه، و هر اندازه روانشناسِ انکارناپذیرِ روحِ انسان باشد – هرچه بیشتر به موردهایِ خاص در حوزهی تخصصِ خود توجه نماید و بیشتر درگیرِ این بیماران شود، خطر برایِ او فزونتر میگردد: او به بیرحمی و سرخوشیِ بیشتری از دیگران نیازمند است. زیرا قانون، فساد و نابودیِ انسانهای برتر است: چه بسیار دردناک مینماید که این قانون را همیشه در برابرِ دیدگانِ خود داشته باشیم. رنج و عذابِ بسگانهای که روانشناسِ آگاه به این نابودی، متحمل میشود، نه یک بار که چندین بار «ناامیدیِ» بسیار درونی شدهی انسانهای برتر را در طول تاریخ کشف و درک میکند – و چه بسا همین کشفها روزی باعث نابودیِ خودش گردد.»
.
«آنکه با هیولاها دستوپنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد.»
قلم: #فردریش_نیچه | #فراسوی_نیک_و_بد | #فردریش_نیچه ؛ #نیچه_در_برابر_ واگنر
نقش: #saatchiart | #Joe_Fury
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اندیشه #پاسکال ،
فیلسوف، ریاضیدان، مخترع...
عارف؟
ترجمه و آوا: #ایمان_فانی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فیلسوف، ریاضیدان، مخترع...
عارف؟
ترجمه و آوا: #ایمان_فانی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
وسواس جستجو در اینترنت
از زمانی که دکتر هایگ، ارتوپد، که یکی از بیمارانش را به علت سؤالات مکرر به همکار دیگرش سپرد تا درمانش را ادامه دهد و او را از شر این بیمار مشقتبار رها کند، اصطلاح «بیماران گوگلر» مطرح شد. خانم سوزان، جهت درمان پسر سه سالهاش به دکتر هایگ مراجعه میکرد. دکتر او را فردی گستاخ، فضول، خام و خیلی مجهز مینامید که با هیولای کوچکش به او مراجعه میکند. خانم سوزان عادت داشت قبل از رفتن به دکتر، اطلاعاتی راجع به بیماری فرزندش از گوگل جستجو کند و سؤالات زیادی را از پزشک معالجش بپرسد. خانم سوزان عادت داشت از دکتر راهنمایی بیشتری طلب کند و یا در سیر درمان و انتخاب روشهای درمانی مداخله کند.
امروزه افراد به دنیایی از اطلاعات دسترسی دارند و با نوشتن کلمه مورد نظر در قسمت جستجوی گوگل و یا هر سایت جستجوگر دیگری میتوانند به اطلاعات زیادی دست یابند. آنان میتوانند اطلاعات زیادی راجع به پزشکان مختلف و توانایی آنها و نوع کارشان به دست آورند و یا با نظرات سایر افرادی که به آن بیماری مبتلا هستند آشنا شوند. البته در مورد صحت و سقم این اطلاعات، نظرات مختلفی وجود دارد و از آنجا که گاهی آن اطلاعات توسط افرادی که تخصص کافی نداشتهاند نگارش شده، استناد به آن میتواند به ضرر افراد باشد. مثلاً فردی پس از جستجو راجع به بیماریاش، متوجه میشود که احتمال مرگ ناشی از این بیماری پنجاه درصد است و با شنیدن این خبر در شوک بزرگی فرو میرود، در حالی که در واقع عوامل مختلفی در سیر و ادامه بیماری دخیل است و بیماران در این زمینه با همدیگر متفاوتاند.
از دیدگاه اخلاق پزشکی، تمامی بیماران حق دارند راجع به بیماریشان بدانند، با سیر بیماری آشنا شوند، درمانهای مختلف را بشناسند، با عوارض ناشی از درمانهای دارویی آشنا شوند و با توجه به اطلاعاتی که به آنان داده میشود قدرت انتخاب داشته باشند. این اطلاعات محرمانه است و نزد پزشک نگهداری میشود. در ویزیتهای مختلف سؤالاتی که توسط بیمار مطرح میشود باعث میگردد درمانگر با نظرات و نگرانیهای او آشنا شود و این به ادامه درمان کمک بیشتری خواهد کرد.
در حوزه روانپزشکی بیشتر به این مسایل پرداخته شده است. گفتگو با بیماران و بیان پرسشها و پاسخها در ایجاد یک رابطه مفید بین درمانگر و بیمار کمک کننده است. گوش دادن به بیمار و پاسخ دادن به نگرانیهایش از اصول اولیه ارتباط با بیمار میباشد. در این زمینه از دیرباز نظرات مختلفی ارایه شده است که کاملترین آن، ایجاد رابطه درمانی با بیمار و مشارکت دادن او در درمان و مداخلات درمانی است. اطلاعات توسط درمانگر به طور صادقانه با بیمار در میان گذاشته میشود، به سؤالات بیمار پاسخ داده شده و از او حمایت¬های لازم صورت میگیرد و در رفع مشکلاتش کمک میشود.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از زمانی که دکتر هایگ، ارتوپد، که یکی از بیمارانش را به علت سؤالات مکرر به همکار دیگرش سپرد تا درمانش را ادامه دهد و او را از شر این بیمار مشقتبار رها کند، اصطلاح «بیماران گوگلر» مطرح شد. خانم سوزان، جهت درمان پسر سه سالهاش به دکتر هایگ مراجعه میکرد. دکتر او را فردی گستاخ، فضول، خام و خیلی مجهز مینامید که با هیولای کوچکش به او مراجعه میکند. خانم سوزان عادت داشت قبل از رفتن به دکتر، اطلاعاتی راجع به بیماری فرزندش از گوگل جستجو کند و سؤالات زیادی را از پزشک معالجش بپرسد. خانم سوزان عادت داشت از دکتر راهنمایی بیشتری طلب کند و یا در سیر درمان و انتخاب روشهای درمانی مداخله کند.
امروزه افراد به دنیایی از اطلاعات دسترسی دارند و با نوشتن کلمه مورد نظر در قسمت جستجوی گوگل و یا هر سایت جستجوگر دیگری میتوانند به اطلاعات زیادی دست یابند. آنان میتوانند اطلاعات زیادی راجع به پزشکان مختلف و توانایی آنها و نوع کارشان به دست آورند و یا با نظرات سایر افرادی که به آن بیماری مبتلا هستند آشنا شوند. البته در مورد صحت و سقم این اطلاعات، نظرات مختلفی وجود دارد و از آنجا که گاهی آن اطلاعات توسط افرادی که تخصص کافی نداشتهاند نگارش شده، استناد به آن میتواند به ضرر افراد باشد. مثلاً فردی پس از جستجو راجع به بیماریاش، متوجه میشود که احتمال مرگ ناشی از این بیماری پنجاه درصد است و با شنیدن این خبر در شوک بزرگی فرو میرود، در حالی که در واقع عوامل مختلفی در سیر و ادامه بیماری دخیل است و بیماران در این زمینه با همدیگر متفاوتاند.
از دیدگاه اخلاق پزشکی، تمامی بیماران حق دارند راجع به بیماریشان بدانند، با سیر بیماری آشنا شوند، درمانهای مختلف را بشناسند، با عوارض ناشی از درمانهای دارویی آشنا شوند و با توجه به اطلاعاتی که به آنان داده میشود قدرت انتخاب داشته باشند. این اطلاعات محرمانه است و نزد پزشک نگهداری میشود. در ویزیتهای مختلف سؤالاتی که توسط بیمار مطرح میشود باعث میگردد درمانگر با نظرات و نگرانیهای او آشنا شود و این به ادامه درمان کمک بیشتری خواهد کرد.
در حوزه روانپزشکی بیشتر به این مسایل پرداخته شده است. گفتگو با بیماران و بیان پرسشها و پاسخها در ایجاد یک رابطه مفید بین درمانگر و بیمار کمک کننده است. گوش دادن به بیمار و پاسخ دادن به نگرانیهایش از اصول اولیه ارتباط با بیمار میباشد. در این زمینه از دیرباز نظرات مختلفی ارایه شده است که کاملترین آن، ایجاد رابطه درمانی با بیمار و مشارکت دادن او در درمان و مداخلات درمانی است. اطلاعات توسط درمانگر به طور صادقانه با بیمار در میان گذاشته میشود، به سؤالات بیمار پاسخ داده شده و از او حمایت¬های لازم صورت میگیرد و در رفع مشکلاتش کمک میشود.
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
البته مداخلات بیش از حد بیمار در فرایند درمان نیز میتواند آسیبرسان باشد. این افراد بیش از حد درگیر جزییات بیماری خود میشوند و اطلاعات زیادی کسب میکنند، ولی قدرت انتخاب یک روش درمانی را ندارند. این بیماران به طور مرتب از پزشکی به پزشک دیگر میروند، درمانگران مختلفی را تجربه میکنند و داروهای مختلفی را نیز به طور ناقص مصرف میکنند. آنان هیچوقت دوره درمان و مراجعه به یک درمانگر را تا پایان دوره درمان ادامه نمیدهند چون با یک روش درمانی جدید و یا پیشنهاد درمانگر جدیدی روبهرو هستند. این بیماران در بند اطلاعات و جزییات میشوند تا بتوانند از آن به درستی استفاده کنند. تشخیصهای مختلفی برای این دسته از بیماران مطرح است که شایعترین آن «اختلال شخصیت وسواسی- جبری» است. در این اختلال افراد اشتغال ذهنی با جزییات، اصول، فهرستها و برنامههای مختلف دارند، به گونهای که نکته اساسی فعالیت گم میشود. این بیماران گاهی آنقدر درگیر موارد جزیی مسایل میشوند که مورد اصلی را فراموش میکنند.
آقای دکتر فیاضی موردی از این اختلال را اینچنین بیان میکرد: «بیماری داشتم که با تشخیص اختلال وسواسی- جبری تحت درمان بود و پدرش مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری بود. پس از شروع درمان، پدر بیمار راجع به ادامه درمان و انواع مختلف روشهای درمانی پیشنهادات تازهای مطرح میکرد. یک روز پدر بیمار گفت که میخواهد پسرش را برای ادامه درمان پیش یک رمال و جادوگر ببرد. در یک میهمانی شنیده بود که رمالی ادعا کرده میتواند بیماری وسواس را درمان کند. من از ایشان خواستم مطلب را بیاورد که معلوم شد از یک سایت تبلیغاتی غیر تخصصی گرفته شده است. توضیحات لازم را به پدرش دادم و به نگرانیهایش توجه کرده و به سؤالاتش پاسخ دادم. پدر بیمار متقاعد شد که درمان فرزندش را ادامه دهد. هم اکنون یک سال است که بیمار تحت درمان است و پیشرفت خوبی نیز در درمان به دست آمده است.»
ایجاد یک رابطه درمانی یکی از مواردی است که میتواند بسیاری از نگرانیهای بیماران را کم کند و آنان را با مشکلی که گریبانگیرش هستند آشنا سازد. البته مطالعه در مورد یک بیماری، به فرد کمک میکند تا آشنایی بیشتری با مسایل داشته باشد و با کسانی که این مشکلات را دارند گفتگو کرده و احساس بهتری پیدا کند. با این حال، نیاز به مشورت با متخصص مربوطه و اصلاح باورهای غلط یا روشهای درمانی نامناسب، ضروری به نظر میرسد.
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آقای دکتر فیاضی موردی از این اختلال را اینچنین بیان میکرد: «بیماری داشتم که با تشخیص اختلال وسواسی- جبری تحت درمان بود و پدرش مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری بود. پس از شروع درمان، پدر بیمار راجع به ادامه درمان و انواع مختلف روشهای درمانی پیشنهادات تازهای مطرح میکرد. یک روز پدر بیمار گفت که میخواهد پسرش را برای ادامه درمان پیش یک رمال و جادوگر ببرد. در یک میهمانی شنیده بود که رمالی ادعا کرده میتواند بیماری وسواس را درمان کند. من از ایشان خواستم مطلب را بیاورد که معلوم شد از یک سایت تبلیغاتی غیر تخصصی گرفته شده است. توضیحات لازم را به پدرش دادم و به نگرانیهایش توجه کرده و به سؤالاتش پاسخ دادم. پدر بیمار متقاعد شد که درمان فرزندش را ادامه دهد. هم اکنون یک سال است که بیمار تحت درمان است و پیشرفت خوبی نیز در درمان به دست آمده است.»
ایجاد یک رابطه درمانی یکی از مواردی است که میتواند بسیاری از نگرانیهای بیماران را کم کند و آنان را با مشکلی که گریبانگیرش هستند آشنا سازد. البته مطالعه در مورد یک بیماری، به فرد کمک میکند تا آشنایی بیشتری با مسایل داشته باشد و با کسانی که این مشکلات را دارند گفتگو کرده و احساس بهتری پیدا کند. با این حال، نیاز به مشورت با متخصص مربوطه و اصلاح باورهای غلط یا روشهای درمانی نامناسب، ضروری به نظر میرسد.
قلم: دکتر مهدی بنی اسدی، روانپزشک | بیماران گوگلر (Googler Patients)
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎