۶) گاهی برای اطمینان از تأیید دیگران دست به کارهایی میزنند که اصلاً با آن موافق نیستند. این کار را برای این انجام میدهند که میخواهند همیشه حمایت و رضایت دیگران را داشته باشند.
وابستگی فرزندان رو به فزونی است
فرد دچار اختلال شخصیت وابسته مستعد برقراری رابطه وابسته با افراد مختلف است که آن فرد هر کسی میتواند باشد. اولین رابطههای وابسته کودکان به طور طبیعی با مراقبتکنندگان اولیهشان (مانند مادر و پدر) است ولی آنها میل دارند چنین روابطی را با دیگران نیز تجربهکنند. به نظر میرسد الگویی از فرزندپروری در یکی دو نسل اخیر و به خصوص در طبقات اقتصادی- اجتماعی متوسط به بالا شکل گرفته که هم در کلینیک و بین مراجعان به مطبهای روانپزشکی و هم در جوانانی که به روانپزشک مراجعه نمیکنند، دیده میشود. در این الگوی فرزندپروری، والدین به فرزندان خود خدمات میدهند، بیآنکه انتظار قبول هیچ مسؤولیتی را از سوی او داشته باشند. حداکثر چیزی که از فرزند خواسته میشود، آن است که در ازای فراهم بودن همه امکانات و تأمین خواستههایش، فقط درس بخواند. در این شیوه تربیتی، عملاً کودک از یادگیری و بروز بعضی از تواناییهای بالقوهاش باز میماند. یعنی به کودک مجال داده نمیشود احساس مسؤولیتپذیری را درون خود بپرورد، شکست و سرخوردگی را بیازماید و بازایستد و تلاش کند، توانایی مقابله با ناکامیها را پیدا کند تا هنگام ناآرامی و ناراحتی به خود آرامش بدهد. چنین فرزندانی در مراحل مهم زندگیشان دچار نوعی معلولیت و ناتوانی و نارسی میشوند. یکی از نتایج این الگوی فرزندپروری، فرزندانی هستند که بیش از حد به والدین خود وابسته و به شدت از آنها متوقعاند و توان حل و فصل مشکلات خود را در بزرگسالی هم ندارند.
حس مسؤولیتپذیری و تحمل سرخوردگی و ناکامی باید از همان دوران کودکی تمرین و به کودک یاد داده شود. از همان ابتدا باید وظایفی را متناسب با مرحله رشد برعهده کودک گذاشت تا خطا کند و روش درست را بیاموزد، زمین بخورد تا ایستادن و راه رفتن را بیاموزد، ناکامی و سرخوردگی را تجربه کند تا تحمل زندگی بزرگسالی را که ناگزیر با بسیاری ناکامیها همراه است، داشته باشد. خانوادهها این شیوه تربیتی را کاملاً خیرخواهانه در پیش میگیرند، غافل از آنکه نتیجه آن فرزندی وابسته و ناتوان خواهد بود. چنین فرزندی وقتی وارد اجتماع میشود به دنبال مراقب و مادر میگردد و وقتی ازدواج میکند، از همسرش انتظار مراقبت مادرانه دارد و اگر همسر نتواند یا نخواهد چنین نقشی را به عهده بگیرد، ناسازگاری و مشکلات بین زوج اتفاق میافتد. بدتر از آن زمانی است که هر دوطرف چنین ویژگیای داشته باشند و هر دو به دنبال مادر و حامی باشند. در این صورت هم این روابط پایدار و مسؤولانه نخواهد بود. بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت وابسته از مشکل خود آگاهی ندارند و وقتی به مشکلی در روابطشان برمیخورند، تصور میکنند دیگران باید از آنها مراقبت میکردهاند و آنها هستند که وظایف خود را به درستی انجام ندادهاند.
چه باید کرد؟
باید از خانواده شروع کرد و شیوههای فرزندپروری به درستی آموزش داده شود. نگذاشتن مسؤولیت برعهده فرزند نه تنها رفتاری مفید نیست، بلکه میتواند باعث ناتوانی او در آینده شود. باید از همان ابتدا مسؤولیتهای کوچک و سبکی را متناسب با تواناییهای کودک به او واگذار کنید تا به مرور آنها را بیاموزد و تمرین کند. به کودک اجازه دهید خطا کند و شکست بخورد تا بعدها بتواند در بزرگسالی هم تحمل شکست و ناکامی را داشته باشد و ترس از شکست و ناکامی باعث احساس ناتوانی او در انجام کارهایش و وابستگیاش به دیگران نشود. اما اگر به هر دلیل اختلال شخصیت وابسته در فردی شکل گرفت؛ مؤثرترین راه، رواندرمانی است. مؤثربودن رواندرمانی به انگیزه کافی درمانجو و زمان مناسب نیاز دارد. رویکردهای رواندرمانی مختلفی برای درمان اختلالهای شخصیت وجود دارد؛ مانند درمانهای تحلیلی و درمان شناختی- رفتاری. گرچه تکنیک این رویکردها با هم تفاوت دارند، همه یک ویژگی دارند؛ برای درمان همه اختلالهای شخصیت به زمان طولانی نیاز است. با این حال، اغلب افرادی که دچار اختلال شخصیت هستند، میتوانند با مراجعه به روانپزشکان و روانشناسان بالینی تا حد زیادی درمان شوند و بر مشکلهای خود غلبه کنند.
قلم: #دكتر_سامان_توکلی #روانپزشك
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
وابستگی فرزندان رو به فزونی است
فرد دچار اختلال شخصیت وابسته مستعد برقراری رابطه وابسته با افراد مختلف است که آن فرد هر کسی میتواند باشد. اولین رابطههای وابسته کودکان به طور طبیعی با مراقبتکنندگان اولیهشان (مانند مادر و پدر) است ولی آنها میل دارند چنین روابطی را با دیگران نیز تجربهکنند. به نظر میرسد الگویی از فرزندپروری در یکی دو نسل اخیر و به خصوص در طبقات اقتصادی- اجتماعی متوسط به بالا شکل گرفته که هم در کلینیک و بین مراجعان به مطبهای روانپزشکی و هم در جوانانی که به روانپزشک مراجعه نمیکنند، دیده میشود. در این الگوی فرزندپروری، والدین به فرزندان خود خدمات میدهند، بیآنکه انتظار قبول هیچ مسؤولیتی را از سوی او داشته باشند. حداکثر چیزی که از فرزند خواسته میشود، آن است که در ازای فراهم بودن همه امکانات و تأمین خواستههایش، فقط درس بخواند. در این شیوه تربیتی، عملاً کودک از یادگیری و بروز بعضی از تواناییهای بالقوهاش باز میماند. یعنی به کودک مجال داده نمیشود احساس مسؤولیتپذیری را درون خود بپرورد، شکست و سرخوردگی را بیازماید و بازایستد و تلاش کند، توانایی مقابله با ناکامیها را پیدا کند تا هنگام ناآرامی و ناراحتی به خود آرامش بدهد. چنین فرزندانی در مراحل مهم زندگیشان دچار نوعی معلولیت و ناتوانی و نارسی میشوند. یکی از نتایج این الگوی فرزندپروری، فرزندانی هستند که بیش از حد به والدین خود وابسته و به شدت از آنها متوقعاند و توان حل و فصل مشکلات خود را در بزرگسالی هم ندارند.
حس مسؤولیتپذیری و تحمل سرخوردگی و ناکامی باید از همان دوران کودکی تمرین و به کودک یاد داده شود. از همان ابتدا باید وظایفی را متناسب با مرحله رشد برعهده کودک گذاشت تا خطا کند و روش درست را بیاموزد، زمین بخورد تا ایستادن و راه رفتن را بیاموزد، ناکامی و سرخوردگی را تجربه کند تا تحمل زندگی بزرگسالی را که ناگزیر با بسیاری ناکامیها همراه است، داشته باشد. خانوادهها این شیوه تربیتی را کاملاً خیرخواهانه در پیش میگیرند، غافل از آنکه نتیجه آن فرزندی وابسته و ناتوان خواهد بود. چنین فرزندی وقتی وارد اجتماع میشود به دنبال مراقب و مادر میگردد و وقتی ازدواج میکند، از همسرش انتظار مراقبت مادرانه دارد و اگر همسر نتواند یا نخواهد چنین نقشی را به عهده بگیرد، ناسازگاری و مشکلات بین زوج اتفاق میافتد. بدتر از آن زمانی است که هر دوطرف چنین ویژگیای داشته باشند و هر دو به دنبال مادر و حامی باشند. در این صورت هم این روابط پایدار و مسؤولانه نخواهد بود. بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت وابسته از مشکل خود آگاهی ندارند و وقتی به مشکلی در روابطشان برمیخورند، تصور میکنند دیگران باید از آنها مراقبت میکردهاند و آنها هستند که وظایف خود را به درستی انجام ندادهاند.
چه باید کرد؟
باید از خانواده شروع کرد و شیوههای فرزندپروری به درستی آموزش داده شود. نگذاشتن مسؤولیت برعهده فرزند نه تنها رفتاری مفید نیست، بلکه میتواند باعث ناتوانی او در آینده شود. باید از همان ابتدا مسؤولیتهای کوچک و سبکی را متناسب با تواناییهای کودک به او واگذار کنید تا به مرور آنها را بیاموزد و تمرین کند. به کودک اجازه دهید خطا کند و شکست بخورد تا بعدها بتواند در بزرگسالی هم تحمل شکست و ناکامی را داشته باشد و ترس از شکست و ناکامی باعث احساس ناتوانی او در انجام کارهایش و وابستگیاش به دیگران نشود. اما اگر به هر دلیل اختلال شخصیت وابسته در فردی شکل گرفت؛ مؤثرترین راه، رواندرمانی است. مؤثربودن رواندرمانی به انگیزه کافی درمانجو و زمان مناسب نیاز دارد. رویکردهای رواندرمانی مختلفی برای درمان اختلالهای شخصیت وجود دارد؛ مانند درمانهای تحلیلی و درمان شناختی- رفتاری. گرچه تکنیک این رویکردها با هم تفاوت دارند، همه یک ویژگی دارند؛ برای درمان همه اختلالهای شخصیت به زمان طولانی نیاز است. با این حال، اغلب افرادی که دچار اختلال شخصیت هستند، میتوانند با مراجعه به روانپزشکان و روانشناسان بالینی تا حد زیادی درمان شوند و بر مشکلهای خود غلبه کنند.
قلم: #دكتر_سامان_توکلی #روانپزشك
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
کسی که در همه حوادث آرامش خود را حفظ میکند، نشان میدهد که میداند امکان شر در زندگی چقدر بزرگ و پرتنوع است و از این رو به آنچه در زمان حال اتفاق میافتد به منزله بخش کوچکی از آنچه ممکن است هنوز پیش بیاید مینگرد.
این منش انسانهای شکیباست که وضعیت نوع بشر را هرگز فراموش نمیکنند، بلکه همواره به خاطر دارند که هستی انسان چه اندوهبار و اسفناک است و بلایایی که در معرض آنهاست، بیشمارند.
قلم: #درباب_حکمت_زندگی |#آرتور_شوپنهاور
نقش: #saatchiart | #Paul_Cezanne
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
این منش انسانهای شکیباست که وضعیت نوع بشر را هرگز فراموش نمیکنند، بلکه همواره به خاطر دارند که هستی انسان چه اندوهبار و اسفناک است و بلایایی که در معرض آنهاست، بیشمارند.
قلم: #درباب_حکمت_زندگی |#آرتور_شوپنهاور
نقش: #saatchiart | #Paul_Cezanne
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ شما مرا از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. شما با من چه کردید؟سوگند خوردید به فرق شکافتهی من برای رواج سکههای قلبتان، به ذوالفقار برای کشتن روح زندگی، و اشک ریختید بر مظلومیت ساده من تا سادهدلان را کیسه تهی کنید .
ای طبلی از شکم ساخته، قناعت به دیگران آموختی تا خود شکم بینباری. ای رگ گردن براورده، گردن زدن آیین کردی که گردنت نزنند. ای بالا نشین، که حیا افکندی، دور نیست که افکنده شوی. و ای ستم بر، که در مظلومیت خویش پنهانی، تا کی ثنای ستم گر؟ و تو ای سواره بر رهوار ، تو بر سینه و سر زدی اگر کسی میدید ، تا رکابت گیرند، و چون بر زین نشستی بر پیادگان خندیدی. ای زاده دروغ و بالیده در ریا، به شمار بارهایی که به نامم سوگند خوردی برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا ، به همان شمار که دانستم ، شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. آنها که خود را به من میبندند ، کاش آزادم کنند از این بند؛ آنها که سوار بر مرکب روح ساده دلانند، آنها که لاف جنگ میزنند با دشمنان خیالی در دیارات خیال ؛ و هرگز نجنگیدند با دشمن راستین که در نهاد خویش میپرورند برای جنگ با حقیقت.
قلم: #مجلس_ضربت_زدن | #بهرام_بیضایی
ويزور: #saatchiart | #Bahram_Beyzaie
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ای طبلی از شکم ساخته، قناعت به دیگران آموختی تا خود شکم بینباری. ای رگ گردن براورده، گردن زدن آیین کردی که گردنت نزنند. ای بالا نشین، که حیا افکندی، دور نیست که افکنده شوی. و ای ستم بر، که در مظلومیت خویش پنهانی، تا کی ثنای ستم گر؟ و تو ای سواره بر رهوار ، تو بر سینه و سر زدی اگر کسی میدید ، تا رکابت گیرند، و چون بر زین نشستی بر پیادگان خندیدی. ای زاده دروغ و بالیده در ریا، به شمار بارهایی که به نامم سوگند خوردی برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا ، به همان شمار که دانستم ، شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. آنها که خود را به من میبندند ، کاش آزادم کنند از این بند؛ آنها که سوار بر مرکب روح ساده دلانند، آنها که لاف جنگ میزنند با دشمنان خیالی در دیارات خیال ؛ و هرگز نجنگیدند با دشمن راستین که در نهاد خویش میپرورند برای جنگ با حقیقت.
قلم: #مجلس_ضربت_زدن | #بهرام_بیضایی
ويزور: #saatchiart | #Bahram_Beyzaie
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
گروهی فریاد میزنند: دوستم داشته باش و گروهی دیگر: دوستم نداشته باش.
ولی گروهی هم هستند که جز بدترینها و بدبخت ترینهایند, آنها فریاد می زنند: دوستم نداشته باش اما وفادار باش!
قلم: #آلبر_كامو
نقش:#Mathieu_Laca | #saatchiart
#مانی_منجمی | #خرداد_٩٧ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ولی گروهی هم هستند که جز بدترینها و بدبخت ترینهایند, آنها فریاد می زنند: دوستم نداشته باش اما وفادار باش!
قلم: #آلبر_كامو
نقش:#Mathieu_Laca | #saatchiart
#مانی_منجمی | #خرداد_٩٧ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در فراسوی مرزهای تن ام
تو را دوست می دارم.
در آن دور دست بعید
که رسالت اندامها پایان میپذیرد.
قلم: #احمد_شاملو
ويزور: Contemporary Dance
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تو را دوست می دارم.
در آن دور دست بعید
که رسالت اندامها پایان میپذیرد.
قلم: #احمد_شاملو
ويزور: Contemporary Dance
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ویژگیهای شخصیت وسواسی
بهطور کلی اختلالات شخصیت گروه خاصی از مشکلات سلامت روان هستند و نباید آنها را با اصطلاحات عامیانهای مانند «بیشخصیت» اشتباه گرفت. این مشکلات بیشتر مربوط به ویژگیهای سرشتی فرد میشود و معمولاً شروع آنها از سنین پایین است و یک الگوی تقریباً ثابت و بدون تغییر را در رفتار و تعامل فرد با محیط و دیگران ایجاد میکند. این مشکلات وابسته به موقعیت یا دوره خاصی نیستند و معمولاً بهصورت مداوم وجود دارند؛ درست مانند ویژگیهای مثبتی مثل مهربانی یا بخشندگی که ممکن است بهطور ثابت در یک فرد وجود داشته باشد. یکی از انواع اختلالهای شخصیت، اختلال شخصیت وسواسی است. این افراد از منظر بیرونی بسیار دقیق و منظم هستند، اما این نظم بیش از حد برای خودشان بسیار آزاردهنده است.
علائم اختلال کدام است؟
ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، اشتغال ذهنی عمیق با موضوعاتی مانند نظم و ترتیب، کمالگرایی و ایرادگیری و کنترل شدید همه مسائل و داشتن چارچوبهای انعطافناپذیر است. از علائم مهم این اختلال میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- اشتغال ذهنی زیاد با جزئیات، فهرستها، آداب، سازماندهی و زمانبندی برنامهها به حدی که فرد نمیتواند به اصل موضوع بپردازد و انجام آن را عملی کند
۲- کمالگرایی بیش از حد، که باعث میشود بسیاری از کارها ناتمام بماند
۳- تعهد بیش از حد به محل کار برای انجام وظایف و ساعت کاری زیاد (بدون نیاز اقتصادی به اضافه کاری) و خودداری از اختصاص دادن بخشی از وقت خود به تفریح یا ارتباط با دوستان
۴- وجدان بسیار سختگیر و غیرقابلانعطاف
۵- ناتوانی در دور ریختن اشیای غیرمفید، با این فکر که بالاخره یک روز ممکن است لازم شود
۶- ناتوانی در همکاری و مشارکت با دیگران در انجام کارها، مگر اینکه آن افراد کاملاً طبق نظر و قواعد او عمل کنند
۷- خشکدست و خسیس بودن
۸- انعطافناپذیری و سرسخت بودن
۹- مشکل در تصمیمگیری در مواردی که از قبل قاعده مشخصی وجود ندارد
۱۰- خشم و ناکامی در زمانی که احساس میکند کنترلی روی شرایط ندارد
۱۱- کمارتباطی با دیگران
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بهطور کلی اختلالات شخصیت گروه خاصی از مشکلات سلامت روان هستند و نباید آنها را با اصطلاحات عامیانهای مانند «بیشخصیت» اشتباه گرفت. این مشکلات بیشتر مربوط به ویژگیهای سرشتی فرد میشود و معمولاً شروع آنها از سنین پایین است و یک الگوی تقریباً ثابت و بدون تغییر را در رفتار و تعامل فرد با محیط و دیگران ایجاد میکند. این مشکلات وابسته به موقعیت یا دوره خاصی نیستند و معمولاً بهصورت مداوم وجود دارند؛ درست مانند ویژگیهای مثبتی مثل مهربانی یا بخشندگی که ممکن است بهطور ثابت در یک فرد وجود داشته باشد. یکی از انواع اختلالهای شخصیت، اختلال شخصیت وسواسی است. این افراد از منظر بیرونی بسیار دقیق و منظم هستند، اما این نظم بیش از حد برای خودشان بسیار آزاردهنده است.
علائم اختلال کدام است؟
ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، اشتغال ذهنی عمیق با موضوعاتی مانند نظم و ترتیب، کمالگرایی و ایرادگیری و کنترل شدید همه مسائل و داشتن چارچوبهای انعطافناپذیر است. از علائم مهم این اختلال میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- اشتغال ذهنی زیاد با جزئیات، فهرستها، آداب، سازماندهی و زمانبندی برنامهها به حدی که فرد نمیتواند به اصل موضوع بپردازد و انجام آن را عملی کند
۲- کمالگرایی بیش از حد، که باعث میشود بسیاری از کارها ناتمام بماند
۳- تعهد بیش از حد به محل کار برای انجام وظایف و ساعت کاری زیاد (بدون نیاز اقتصادی به اضافه کاری) و خودداری از اختصاص دادن بخشی از وقت خود به تفریح یا ارتباط با دوستان
۴- وجدان بسیار سختگیر و غیرقابلانعطاف
۵- ناتوانی در دور ریختن اشیای غیرمفید، با این فکر که بالاخره یک روز ممکن است لازم شود
۶- ناتوانی در همکاری و مشارکت با دیگران در انجام کارها، مگر اینکه آن افراد کاملاً طبق نظر و قواعد او عمل کنند
۷- خشکدست و خسیس بودن
۸- انعطافناپذیری و سرسخت بودن
۹- مشکل در تصمیمگیری در مواردی که از قبل قاعده مشخصی وجود ندارد
۱۰- خشم و ناکامی در زمانی که احساس میکند کنترلی روی شرایط ندارد
۱۱- کمارتباطی با دیگران
ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
تفاوت با اختلال وسواسی-جبری
در اختلال وسواسی- جبری، فرد افکاری ناخواسته دارد که بهطور مکرر به ذهن او خطور میکنند و باعث ایجاد احساس اضطراب میشوند و فرد برای رهایی از این اضطراب دست به اعمال وسواسی میزند. مثلاً با وجود اینکه دستهایش را شسته فکر میکند هنوز آلوده است و برای رهایی از این فکر چندبار اضافی دستهایش را میشوید. به عبارت دیگر، اختلال وسواسی- جبری معمولاً در موقعیتهای محدودی ایجاد میشود و موضوعات مشخصی دارد؛ مانند وسواس آلودگی یا وسواس شک و تردید. اما در اختلال شخصیت وسواسی داشتن چارچوب و آداب خاص در بسیاری از موقعیتها وجود دارد و موضوعات محدودی ندارد و تمام جنبههای زندگی فرد تحتتأثیر آن قرار میگیرد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی معمولاً در محیطهای کاری و از نظر مدیران و کارفرمایان مشکلی ندارند و حتی ممکن است بهعنوان کارمندان خوبی که بسیار وقتشناس و منظم هستند، شناخته شوند، اما ویژگیهای وسواسی هم خود آنها و هم در برخی موارد خانواده و نزدیکان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و برای آنها آزاردهنده است.
دلیل بروز چنین اختلالی چیست؟
مانند بسیاری از مشکلات سلامت روان این اختلال نیز چندعاملی است. یعنی هم ژنتیک و هم محیط و هم یادگیری از دیگران در ایجاد علائم نقش دارند. همچنین فرهنگ رایج در جامعه ممکن است در این حالت نقش داشته باشد. بهعنوان مثال فردی که در کشور ژاپن زندگی میکند ممکن است آداب و رفتارهایی داشته باشد که در آن کشور کاملاً طبیعی محسوب شود ولی همان آداب برای فردی که در ایران زندگی میکند، مطرحکننده اختلال شخصیت وسواسی باشد. شیوع این اختلال در دنیا حدود یک درصد است و مردان دو برابر زنان به این اختلال دچار میشوند.
اختلالها لازم و ملزوم نیستند
اختلال وسواسی- جبری جزو اختلالهای اضطرابی است، اما اختلال شخصیت وسواسی جزو گروه اختلالات سرشت و منش فرد است. البته در درصدی از مبتلایان بهطور همزمان هر دو اختلال دیده میشود که در این صورت افتراق آنها از هم بسیار مشکل خواهد بود.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در اختلال وسواسی- جبری، فرد افکاری ناخواسته دارد که بهطور مکرر به ذهن او خطور میکنند و باعث ایجاد احساس اضطراب میشوند و فرد برای رهایی از این اضطراب دست به اعمال وسواسی میزند. مثلاً با وجود اینکه دستهایش را شسته فکر میکند هنوز آلوده است و برای رهایی از این فکر چندبار اضافی دستهایش را میشوید. به عبارت دیگر، اختلال وسواسی- جبری معمولاً در موقعیتهای محدودی ایجاد میشود و موضوعات مشخصی دارد؛ مانند وسواس آلودگی یا وسواس شک و تردید. اما در اختلال شخصیت وسواسی داشتن چارچوب و آداب خاص در بسیاری از موقعیتها وجود دارد و موضوعات محدودی ندارد و تمام جنبههای زندگی فرد تحتتأثیر آن قرار میگیرد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی معمولاً در محیطهای کاری و از نظر مدیران و کارفرمایان مشکلی ندارند و حتی ممکن است بهعنوان کارمندان خوبی که بسیار وقتشناس و منظم هستند، شناخته شوند، اما ویژگیهای وسواسی هم خود آنها و هم در برخی موارد خانواده و نزدیکان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و برای آنها آزاردهنده است.
دلیل بروز چنین اختلالی چیست؟
مانند بسیاری از مشکلات سلامت روان این اختلال نیز چندعاملی است. یعنی هم ژنتیک و هم محیط و هم یادگیری از دیگران در ایجاد علائم نقش دارند. همچنین فرهنگ رایج در جامعه ممکن است در این حالت نقش داشته باشد. بهعنوان مثال فردی که در کشور ژاپن زندگی میکند ممکن است آداب و رفتارهایی داشته باشد که در آن کشور کاملاً طبیعی محسوب شود ولی همان آداب برای فردی که در ایران زندگی میکند، مطرحکننده اختلال شخصیت وسواسی باشد. شیوع این اختلال در دنیا حدود یک درصد است و مردان دو برابر زنان به این اختلال دچار میشوند.
اختلالها لازم و ملزوم نیستند
اختلال وسواسی- جبری جزو اختلالهای اضطرابی است، اما اختلال شخصیت وسواسی جزو گروه اختلالات سرشت و منش فرد است. البته در درصدی از مبتلایان بهطور همزمان هر دو اختلال دیده میشود که در این صورت افتراق آنها از هم بسیار مشکل خواهد بود.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
راههای درمانی این اختلال
درمان اختلال شخصیت وسواسی عمدتاً با روشهای غیردارویی انجام میگیرد و از درمانهای شناختی-رفتاری و نیز گروهدرمانی برای درمان استفاده میشود. طی درمان شناختی-رفتاری سعی میشود باورهای بنیادی آنها در مورد خود و محیط اطراف و روابطشان مورد بازنگری قرار گیرد و بازسازی شناختی یکی از روشهایی است که برای اصلاح خطاهای شناختی در ساختار تفکر این افراد به کار میرود. همچنین مداخلات رفتاری گام به گام برای تدوین چارچوبهای جدیدی که انعطاف بیشتری داشته باشند به کار میروند. در گروهدرمانی علاوه بر این موارد، فرایندهای رایج در گروه و بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نیز نقشی درمانی خواهد داشت. در برخی موارد استفاده از داروهایی که در درمان اختلال وسواسی-جبری به کار میروند ممکن است در درمان اختلال شخصیت وسواسی مؤثر باشد.
چطور میتوان پیشگیری کرد؟
محیطی که فرد در آن پرورش مییابد میتواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد. بنابراین شیوه فرزندپروری والدین در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. از آداب اولیهای که کودک باید بیاموزد، مانند آموزش توالت رفتن، تا سایر موارد مانند انجام تکالیف، اگر با سختگیری و ایرادگیری بیش از حد و غیرمعمول باشد ممکن است باعث شکلگیری چارچوبهای سخت و انعطافناپذیر در ذهن کودک شود. همچنین اگر در محیط مدرسه شیوه آموزش و پرورش با سختگیری و قواعد عجیب و غیرمعمول همراه باشد، میتواند آثار مهمی در ایجاد این حالتها بگذارد.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
درمان اختلال شخصیت وسواسی عمدتاً با روشهای غیردارویی انجام میگیرد و از درمانهای شناختی-رفتاری و نیز گروهدرمانی برای درمان استفاده میشود. طی درمان شناختی-رفتاری سعی میشود باورهای بنیادی آنها در مورد خود و محیط اطراف و روابطشان مورد بازنگری قرار گیرد و بازسازی شناختی یکی از روشهایی است که برای اصلاح خطاهای شناختی در ساختار تفکر این افراد به کار میرود. همچنین مداخلات رفتاری گام به گام برای تدوین چارچوبهای جدیدی که انعطاف بیشتری داشته باشند به کار میروند. در گروهدرمانی علاوه بر این موارد، فرایندهای رایج در گروه و بازخورد اعضای گروه به یکدیگر نیز نقشی درمانی خواهد داشت. در برخی موارد استفاده از داروهایی که در درمان اختلال وسواسی-جبری به کار میروند ممکن است در درمان اختلال شخصیت وسواسی مؤثر باشد.
چطور میتوان پیشگیری کرد؟
محیطی که فرد در آن پرورش مییابد میتواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد. بنابراین شیوه فرزندپروری والدین در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. از آداب اولیهای که کودک باید بیاموزد، مانند آموزش توالت رفتن، تا سایر موارد مانند انجام تکالیف، اگر با سختگیری و ایرادگیری بیش از حد و غیرمعمول باشد ممکن است باعث شکلگیری چارچوبهای سخت و انعطافناپذیر در ذهن کودک شود. همچنین اگر در محیط مدرسه شیوه آموزش و پرورش با سختگیری و قواعد عجیب و غیرمعمول همراه باشد، میتواند آثار مهمی در ایجاد این حالتها بگذارد.
قلم: دکتر علیاکبر نجاتیصفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هیچگاه نمی توان تخمین زد که درمان روانکاوی چقدر زمان طول می کشد . زیرا در روانکاوی ما با ناخودآگاه روبرو هستیم و ناخودآگاه نیز امری زمانمند نیست . بنابر نظر فروید (1933)درمان یک نوروز سخت چند سال زمان می برد و عنوان می دارد که درمان روانکاوی زمانی پایان می پذیرد که دیگر روانکاو و بیمار جهت درمان با یکدیگر ملاقات نمی کنند ، زیرا بیمار دیگر از علائم خاصی رنجور نیست و انتظار بازگشت علائم نیز نمی رود( فروید1937) . اما با توجه به رفع علائم مرضی نیاز به مراجعه بیمار نزد روانکاو ضرورت دارد . زیرا غایت روانکاوی بر رفع علائم نیست بلکه دستیابی به بینش امور ناخودآگاه و پختگی بیمار در رابطه با درمانگر است . بگونه ای که قادر به تعمیم دادن این رابطه به فضای خارج از درمان باشد.
قلم: #علی_درخشنده_سایکوآنالیست | #روانکاوی_کلاسیک_معاصر_وین
نقش: #awareness | #zoli_herczeg
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #علی_درخشنده_سایکوآنالیست | #روانکاوی_کلاسیک_معاصر_وین
نقش: #awareness | #zoli_herczeg
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
«یک روانشناس هر قدر هم با استعداد و با تجربه، و هر اندازه روانشناسِ انکارناپذیرِ روحِ انسان باشد – هرچه بیشتر به موردهایِ خاص در حوزهی تخصصِ خود توجه نماید و بیشتر درگیرِ این بیماران شود، خطر برایِ او فزونتر میگردد: او به بیرحمی و سرخوشیِ بیشتری از دیگران نیازمند است. زیرا قانون، فساد و نابودیِ انسانهای برتر است: چه بسیار دردناک مینماید که این قانون را همیشه در برابرِ دیدگانِ خود داشته باشیم. رنج و عذابِ بسگانهای که روانشناسِ آگاه به این نابودی، متحمل میشود، نه یک بار که چندین بار «ناامیدیِ» بسیار درونی شدهی انسانهای برتر را در طول تاریخ کشف و درک میکند – و چه بسا همین کشفها روزی باعث نابودیِ خودش گردد.»
.
«آنکه با هیولاها دستوپنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد.»
قلم: #فردریش_نیچه | #فراسوی_نیک_و_بد | #فردریش_نیچه ؛ #نیچه_در_برابر_ واگنر
نقش: #saatchiart | #Joe_Fury
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
«یک روانشناس هر قدر هم با استعداد و با تجربه، و هر اندازه روانشناسِ انکارناپذیرِ روحِ انسان باشد – هرچه بیشتر به موردهایِ خاص در حوزهی تخصصِ خود توجه نماید و بیشتر درگیرِ این بیماران شود، خطر برایِ او فزونتر میگردد: او به بیرحمی و سرخوشیِ بیشتری از دیگران نیازمند است. زیرا قانون، فساد و نابودیِ انسانهای برتر است: چه بسیار دردناک مینماید که این قانون را همیشه در برابرِ دیدگانِ خود داشته باشیم. رنج و عذابِ بسگانهای که روانشناسِ آگاه به این نابودی، متحمل میشود، نه یک بار که چندین بار «ناامیدیِ» بسیار درونی شدهی انسانهای برتر را در طول تاریخ کشف و درک میکند – و چه بسا همین کشفها روزی باعث نابودیِ خودش گردد.»
.
«آنکه با هیولاها دستوپنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد.»
قلم: #فردریش_نیچه | #فراسوی_نیک_و_بد | #فردریش_نیچه ؛ #نیچه_در_برابر_ واگنر
نقش: #saatchiart | #Joe_Fury
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اندیشه #پاسکال ،
فیلسوف، ریاضیدان، مخترع...
عارف؟
ترجمه و آوا: #ایمان_فانی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فیلسوف، ریاضیدان، مخترع...
عارف؟
ترجمه و آوا: #ایمان_فانی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct