مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
گویی بیشتر مردان؛ کلیشه‌ای درباره زنان ساخته‌اند. زنان یا ازنظر جنسی شروشور دارند و یا منفعل‌اند. گروه اول به درد زندگی نمی‌خورند! تحقیق بیشتر در این خصوص مرا با مفهومی آشنا کرد که به عقدۀ « #مریم_فاحشه» معروف است. این عقده با عناوین دیگری هم بکار رفته است که عقده معصوم-فاحشه یا عقده مادر-فاحشه از آن جمله‌اند. مردانی که به این عقده دچارند در ذهنشان دو قطب ساخته‌اند. قطب مریم و قطب فاحشه. ازنظر آنان زنانی که در قطب مریم قرار می‌گیرند قابل احترام‌اند و زنانی که در قطب فاحشه قرار می‌گیرند هرچند این مردان مجذوب آنان می‌شوند ولی قابل‌احترام نیستند. در واقع در یک‌طرف، صفت مادری/ پاک‌دامنی قرار می‌گیرد و در طرف دیگر صفت هوس‌انگیزی/ شهوت‌رانی، در یک‌طرف مقدس و در طرف دیگر گناهکار. زیگموند #فروید که اولین بار از این عقده سخن گفت معتقد بود که اختلال مریم-فاحشه ریشه در کودکی مردان دارد. در واقع مردان زن ایدئال خود را از مادرشان الگو برداری می‌کنند که هیچ ‌وقت در مقابل کودک شیطنت‌های جنسی‌اش را آشکار نمی‌کند و این امر در ناخودآگاه کودک جای می‌گیرد. در ذهن برخی از این مردان حتی عشق با سکس تعارض دارد. عشاق واقعی نسبتی باهم خوابگی ندارند. شاید به همین دلیل بود که برخی از جوانان قدیمی نقل می‌کردند که «همان شب اول همه چیز تمام می‌شود» و منظورشان از این جمله تب‌ و تاب عاشقی بود که با اولین تماس جنسی به ناگهان فروکش کرده بود و باز شاید به همین خاطر بود که یکی از همان جوانان قدیمی نقل می‌کرد که پس از ازدواج و قبل از سکس با دختری که بینشان چند سالی قصه عشق و عاشقی وجود داشت از او شدیداً عذرخواهی و اظهار شرمندگی کرده بود. زمانی جان مایر، خواننده آمریکایی به مجله «پلی بوی» گفته بود که ترجیح می‌دهد خود ارضایی کند تا اینکه بخواهد با یک زن واقعی باشد. عده‌ای از روان شناسان آمریکایی او را دچار عقده مریم-فاحشه دانستند.

همچنین نویسنده ای در پاسخ به عنوان کتاب اش با عنوان« چرا مردان به زنان هرزه گرایش دارند؟» به عقده مریم-فاحشه اشاره کرد.

برخی از تحلیل گران معتقدند که وجود چنین عقده‌ای در مردان، موجب شده است تا جوامع به شکل خاصی با موضوع جذابیت جنسی زنان برخورد کنند. برای مثال یکی از ریشه‌های ختنه کردن زنان برای ممانعت از هوس‌انگیزی جنسی به خاطر عمومیت چنین عقده‌ای در جوامع مردسالار بوده است. همچنین برخی معتقدند که حتی در جوامع امروزی، زنان عموماً از وجود چنین عقده‌ای در مردان آگاه‌اند و به همین دلیل تلاش می‌کنند تا برای مردان در نقش یک مادر مهربان ظاهر شوند تا یک زن هوس‌انگیز جنسی. برخی دیگر از محققان معتقدند که عقده مریم-فاحشه در دنیای امروز از دوره نوجوانی شکل می‌گیرد. به دلیل دسترسی راحت به فیلم‌های سکسی، نوجوانان با دیدن تصاویر ستاره‌های هوس‌انگیز صنعت پورن، خود ارضایی را آغاز می‌کنند و در نتیجه حتی با تشکیل خانواده، شهوت و هوس‌انگیزی را نه در خانواده بلکه در همان عرصه‌ها جستجو می‌کنند. در واقع حساب فانتزی‌های سکسی را از خانواده جدا می‌کنند.

ریشه‌ها هر چه باشد، نتیجه آن است که در جامعه امروزی، برخی زنان و مردان؛ فانتزی‌های سکسی خود را در خانواده توسط خودشان سرکوب می‌کنند و در بیرون از خانه به دنبال کسانی هستند که فانتزی‌های سکسی‌شان را با او عملی کنند.


قلم: #خیانت زناشویی_رفتار فرازناشویی
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درمان عشقهای یک جانبه، بی حاصل و بی پاسخ...

ترجمه: #ايمان_فانى
آوا: #نگين_كيانفر
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Satin Birds
Abel Korzeniowski
Title: Satin Birds
Artist: Abel korzeniowski

@Psychonstruct
#اختلال_شخصیت_وابسته چیست؟
کودک در بدو تولد، موجودی کاملاً وابسته و ناتوان است و اگر مادر یا مراقب اولیه‌اش به او رسیدگی و از او حمایت نکند، قادر به ادامه‌ حیات نخواهدبود. به مرور و با رشد فکری و جسمی انسان از میزان این وابستگی به طرز چشمگیری کاسته می‌شود، اما مشکل وقتی پدیدار می‌شود که وابستگی اولیه با شدت و در تمام امور ادامه پیدا کند. گاهی رشد شخصیت انسان به گونه‌ای است که ویژگی‌های وابستگی در او به شکل بارز باقی می‌مانند و با شکل دادن الگوهای پایدار و فراگیر فکری، احساسی و رفتاری، به ویژگی‌های شخصیتی فرد تبدیل می‌شوند. گاهی این ویژگی‌های شخصیتی آنچنان شدید و فراگیرند که باعث بروز اختلال در عملکرد اجتماعی، تحصیلی، شغلی و خانوادگی فرد می‌شوند: اختلال شخصیت وابسته.
منظور از شخصیت، الگوهای پایدار و فراگیری است که به نحوه تفکر، احساس و رفتار افراد مختلف مربوط می‌شود. این الگوها باعث گوناگونی و تنوع شخصیتی انسان‌ها می‌شوند و براساس آنها می‌توانیم حدس بزنیم هر کس در هر شرایطی ممکن است چگونه رفتار کند. شخصیت دو جزو اصلی دارد؛ جزو اول جزو وراثتی و زیست‌شناختی شخصیت است که «مزاج» نام دارد و از بدو تولد و پیش از تأثیر گرفتن از شیوه‌های تربیتی و تعاملی خانواده و محیط در کودکان وجود دارد و باعث تمایز آنها از یکدیگر می‌شود؛ مثلاً بعضی کودکان از همان بدو تولد آرام هستند، به موقع می‌خوابند و تغذیه‌شان خوب است اما بعضی دیگر از بدو تولد ناآرام‌اند و سازگاری خوبی با محیط اطراف ندارند، زمان غذا خوردن و خوابیدنشان مشخص نیست و نگهداری از آنها دشوارتر است. در واقع، مزاج، ویژگی‌ای است که قبل از برقراری تعامل با محیط و والدین در کودک وجود دارد.
جزو دوم شخصیت «منش» نامیده می‌شود که به تدریج و با تأثیرپذیری از محیط و شیوه‌های تعاملی و تربیتی خانواده شکل می‌گیرد. منش به شدت تحت‌تأثیر جزو بیولوژیک یا مزاج قرار دارد. نوع برخورد مادر با کودکی که آرام است و زمان تغذیه، اجابت مزاج، خواب و بیداری منظمی دارد، با نوع برخورد همان مادر با کودک ناآرامی که خواب و بیداری بی‌نظمی دارد و نگهداری از او سخت است، متفاوت خواهد بود. شخصیت ما ۵۰ درصد تحت‌تأثیر آن جزو ژنتیکی و سرشتی (مزاج) است و ۵۰ درصد تحت‌تأثیر جزو محیطی و پرورشی (منش). پس این دو کودک (کودکان آرام و ناآرام) دو شخصیت متفاوت خواهند داشت. ویژگی‌های شخصیتی به تدریج در فرد شکل می‌گیرند و در نوجوانی به شکل یک الگوی پایدار درمی‌آیند و باعث می‌شوند انسان‌ها رفتار، افکار و احساس‌های منحصر به فردی داشته باشند که آنها را از یکدیگر متمایز می‌کند. ادامه در پست بعدى
قلم: #دكتر_سامان_توکلی #روانپزشك
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته
افراد مختلف ویژگی‌های شخصیتی متفاوتی دارند. بنابراین داشتن برخی ویژگی‌های شخصیتی متفاوت با دیگران، به معنای وجود بیماری یا اختلال در فرد نیست. وقتی مسأله اختلال شخصیت وابسته مطرح می‌شود که فرد دچار اختلال، شرایط خاصی داشته باشد و در جنبه‌های مختلف تفکر، احساس و رفتار واکنش‌های غیر‌عادی نشان بدهد؛ مثلاً انعطاف‌پذیر نباشد، یعنی در شرایط و موقعیت‌های خاص نتواند تفکر، احساس یا رفتاری متناسب با شرایط از خود بروز دهد. چنین رفتاری باعث می‌شود فرد برای خود یا دیگران ناراحتی ایجاد کند و عملکرد شغلی، تحصیلی، خانوادگی یا اجتماعی‌اش مختل شود. باید توجه داشت که انسان موجودی اجتماعی و دارای روابط دوجانبه با دیگران است. یعنی همه انسان‌ها، در تمام طول زندگی‌ نوعی وابستگی متقابل و منطقی با اطرافیان دارند. آنها به یکدیگر خدمات می‌دهند و از هم خدمات می‌گیرند. در اختلال شخصیت وابسته، وابستگی معمولاً یک‌طرفه است و فرد دچار این اختلال فقط می‌خواهد نیازهای عاطفی و جسمی‌اش را به‌وسیله دیگران برطرف کند و اگر به خواسته‌هایش پاسخ داده نشود، احساس اضطراب و ناامنی می‌کند و اعتماد به نفسش را از دست خواهد داد و بر این اساس ممکن است رفتارهای خاصی از خود نشان دهد.
به‌طورکلی می‌توان شش ویژگی‌ اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته را به این شکل بیان کرد:
۱) آنها قادر به تصمیم‌گیری نیستند و حتی برای تصمیم‌گیری‌های روزانه خود به کمک دیگران نیاز دارند. این کمک را هم معمولاً از کسی می‌گیرند که وابستگی خاصی به او دارند.
۲) مسؤولیت امور زندگی‌شان را نمی‌پذیرند و آن را بر عهده ‌افراد دیگر می‌گذارند.
۳) از مخالفت با دیگران هراس دارند و سعی می‌کنند نظر خودشان را نگویند، چون ممکن است این کار باعث طرد شدن و از دست رفتن رابطه وابسته‌شان شود.
۴) اعتماد به نفس بسیار پایینی دارند و اغلب نمی‌توانند کاری را آغاز کنند. از اینکه کاری را ناقص انجام دهند و مورد قضاوت منفی دیگران قرارگیرند، به شدت بیم دارند.
۵) تنهایی برایشان مانند مرگ است و اصلاً نمی‌توانند از خودشان مراقبت کنند. بعد از قطع یک رابطه، احساس اجبار می‌کنند که فوراً وارد رابطه دیگری شوند. گاهی هم چند رابطه همزمان دارند تا بتوانند در هر موقعیتی یک نفر را در کنارخود داشته باشند و بر ترس ناشی از احساس طرد شدن از سوی یکی از این افراد غلبه کنند.
ادامه در پست بعدى
قلم: #دكتر_سامان_توکلی #روانپزشك
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ #اختلال_شخصیت_وابسته چیست؟ کودک در بدو تولد، موجودی کاملاً وابسته و ناتوان است و اگر مادر یا مراقب اولیه‌اش به او رسیدگی و از او حمایت نکند، قادر به ادامه‌ حیات نخواهدبود. به مرور و با رشد فکری و جسمی انسان از میزان این وابستگی به طرز چشمگیری کاسته می‌شود،…»
۶) گاهی برای اطمینان از تأیید دیگران دست به کارهایی می‌زنند که اصلاً با آن موافق نیستند. این کار را برای این انجام می‌دهند که می‌خواهند همیشه حمایت و رضایت دیگران را داشته باشند.
وابستگی فرزندان رو به فزونی است
فرد دچار اختلال شخصیت وابسته مستعد برقراری رابطه وابسته با افراد مختلف است که آن فرد هر کسی می‌تواند باشد. اولین رابطه‌های وابسته کودکان به طور طبیعی با مراقبت‌کنندگان اولیه‌شان (مانند مادر و پدر) است ولی آنها میل دارند چنین روابطی را با دیگران نیز تجربه‌کنند. به نظر می‌رسد الگویی از فرزندپروری در یکی دو نسل اخیر و به خصوص در طبقات اقتصادی‌- اجتماعی متوسط به بالا شکل گرفته که هم در کلینیک و بین مراجعان به مطب‌های روان‌پزشکی و هم در جوانانی که به روان‌پزشک مراجعه نمی‌کنند، دیده می‌شود. در این الگوی فرزندپروری، والدین به فرزندان خود خدمات می‌دهند، بی‌آنکه انتظار قبول هیچ مسؤولیتی را از سوی او داشته باشند. حداکثر چیزی که از فرزند خواسته می‌شود، آن است که در ازای فراهم بودن همه امکانات و تأمین خواسته‌هایش، فقط درس بخواند. در این شیوه تربیتی، عملاً کودک از یادگیری و بروز بعضی از توانایی‌های بالقوه‌اش باز می‌ماند. یعنی به کودک مجال داده نمی‌شود احساس مسؤولیت‌پذیری را درون خود بپرورد، شکست و سرخوردگی را بیازماید و بازایستد و تلاش کند، توانایی مقابله با ناکامی‌ها را پیدا کند تا هنگام ناآرامی و ناراحتی به خود آرامش بدهد. چنین فرزندانی در مراحل مهم زندگی‌شان دچار نوعی معلولیت و ناتوانی و نارسی می‌شوند. یکی از نتایج این الگوی فرزندپروری، فرزندانی هستند که بیش از حد به والدین خود وابسته و به شدت از آنها متوقع‌اند و توان حل و فصل مشکلات خود را در بزرگسالی هم ندارند.
حس مسؤولیت‌پذیری و تحمل سرخوردگی و ناکامی باید از همان دوران کودکی تمرین و به کودک یاد داده شود. از همان ابتدا باید وظایفی را متناسب با مرحله رشد برعهده کودک گذاشت تا خطا کند و روش درست را بیاموزد، زمین بخورد تا ایستادن و راه رفتن را بیاموزد، ناکامی و سرخوردگی را تجربه کند تا تحمل زندگی بزرگسالی را که ناگزیر با بسیاری ناکامی‌ها همراه است، داشته باشد. خانواده‌ها این شیوه تربیتی را کاملاً خیرخواهانه در پیش می‌گیرند، غافل از آنکه نتیجه آن فرزندی وابسته و ناتوان خواهد بود. چنین فرزندی وقتی وارد اجتماع می‌شود به دنبال مراقب و مادر می‌گردد و وقتی ازدواج می‌کند، از همسرش انتظار مراقبت مادرانه دارد و اگر همسر نتواند یا نخواهد چنین نقشی را به عهده بگیرد، ناسازگاری‌ و مشکلات بین زوج اتفاق می‌افتد. بدتر از آن زمانی است که هر دوطرف چنین ویژگی‌ای داشته باشند و هر دو به دنبال مادر و حامی باشند. در این صورت هم این روابط پایدار و مسؤولانه نخواهد بود. بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت وابسته از مشکل خود آگاهی ندارند و وقتی به مشکلی در روابطشان برمی‌خورند، تصور می‌کنند دیگران باید از آنها مراقبت می‌کرده‌اند و آنها هستند که وظایف خود را به درستی انجام نداده‌اند.
 چه باید کرد؟
باید از خانواده‌ شروع کرد و شیوه‌های فرزندپروری به درستی آموزش داده شود. نگذاشتن مسؤولیت برعهده فرزند نه تنها رفتاری مفید نیست، بلکه می‌تواند باعث ناتوانی او در آینده شود. باید از همان ابتدا مسؤولیت‌های کوچک و سبکی را متناسب با توانایی‌های کودک به او واگذار کنید تا به مرور آنها را بیاموزد و تمرین کند. به کودک اجازه‌ دهید خطا کند و شکست بخورد تا بعدها بتواند در بزرگسالی هم تحمل شکست و ناکامی را داشته باشد و ترس از شکست و ناکامی باعث احساس ناتوانی او در انجام کارهایش و وابستگی‌اش به دیگران نشود. اما اگر به هر دلیل اختلال شخصیت وابسته در فردی شکل گرفت؛ مؤثرترین راه، روان‌درمانی است. مؤثربودن روان‌درمانی به انگیزه کافی درمان‌جو و زمان مناسب نیاز دارد. رویکردهای روان‌درمانی مختلفی برای درمان اختلال‌های شخصیت وجود دارد؛ مانند درمان‌های تحلیلی و درمان شناختی- رفتاری. گرچه تکنیک این رویکردها با هم تفاوت دارند، همه یک ویژگی دارند؛ برای درمان همه اختلال‌های شخصیت به زمان طولانی نیاز است. با این حال، اغلب افرادی که دچار اختلال‌ شخصیت هستند، می‌توانند با مراجعه به روان‌پزشکان و روان‌شناسان بالینی تا حد زیادی درمان شوند و بر مشکل‌های خود غلبه کنند.

قلم: #دكتر_سامان_توکلی #روانپزشك
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
کسی که در همه حوادث آرامش خود را حفظ می‌کند، نشان می‌دهد که می‌داند امکان شر در زندگی چقدر بزرگ و پرتنوع است و از این رو به آنچه در زمان حال اتفاق می‌افتد به منزله بخش کوچکی از آنچه ممکن است هنوز پیش بیاید می‌نگرد.
این منش انسان‌های شکیباست که وضعیت نوع بشر را هرگز فراموش نمی‌کنند، بلکه همواره به خاطر دارند که هستی انسان چه اندوهبار و اسفناک است و بلایایی که در معرض آن‌هاست، بی‌شمارند.

قلم: #درباب_حکمت_زندگی |#آرتور_شوپنهاور
نقش: #saatchiart | #Paul_Cezanne
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ شما مرا از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. شما با من چه کردید؟سوگند خوردید به فرق شکافته‌ی من برای رواج سکه‌های قلب‌تان، به ذوالفقار برای کشتن روح زندگی، و اشک ریختید بر مظلومیت ساده من تا ساده‌دلان را کیسه تهی کنید .
ای طبلی از شکم ساخته، قناعت به دیگران آموختی تا خود شکم بینباری. ای رگ گردن براورده، گردن زدن آیین کردی که گردنت نزنند. ای بالا نشین، که حیا افکندی، دور نیست که افکنده شوی. و ای ستم بر، که در مظلومیت خویش پنهانی، تا کی ثنای ستم گر؟ و تو ای سواره بر رهوار ، تو بر سینه و سر زدی اگر کسی می‌دید ، تا رکابت گیرند، و چون بر زین نشستی بر پیادگان خندیدی. ای زاده دروغ و بالیده در ریا، به شمار بارهایی که به نامم سوگند خوردی برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا ، به همان شمار که دانستم ، شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. آن‌ها که خود را به من می‌بندند ، کاش آزادم کنند از این بند؛ آنها که سوار بر مرکب روح ساده دلانند، آن‌ها که لاف جنگ می‌زنند با دشمنان خیالی در دیارات خیال ؛ و هرگز نجنگیدند با دشمن راستین که در نهاد خویش می‌پرورند برای جنگ با حقیقت.

قلم: #مجلس_ضربت_زدن | #بهرام_بیضایی
ويزور: #saatchiart | #Bahram_Beyzaie
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
گروهی فریاد میزنند: دوستم داشته باش و گروهی دیگر: دوستم نداشته باش.
ولی گروهی هم هستند که جز بدترینها و بدبخت ترینهایند, آنها فریاد می زنند: دوستم نداشته باش اما وفادار باش!

قلم: #آلبر_كامو
نقش:#Mathieu_Laca | #saatchiart
#مانی_منجمی | #خرداد_٩٧ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در فراسوی مرزهای تن ام
تو را دوست می دارم.
در آن دور دست بعید
که رسالت اندامها پایان میپذیرد.

قلم: #احمد_شاملو
ويزور: Contemporary Dance
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ویژگی‌های شخصیت وسواسی
به‌طور کلی اختلالات شخصیت گروه خاصی از مشکلات سلامت روان هستند و نباید آنها را با اصطلاحات عامیانه‌ای مانند «بی‌شخصیت» اشتباه گرفت. این مشکلات بیشتر مربوط به ویژگی‌های سرشتی فرد می‌شود و معمولاً شروع آنها از سنین پایین است و یک الگوی تقریباً ثابت و بدون تغییر را در رفتار و تعامل فرد با محیط و دیگران ایجاد می‌کند. این مشکلات وابسته به موقعیت یا دوره خاصی نیستند و معمولاً به‌صورت مداوم وجود دارند؛ درست مانند ویژگی‌های مثبتی مثل مهربانی یا بخشندگی که ممکن است به‌طور ثابت در یک فرد وجود داشته باشد. یکی از انواع اختلال‌های شخصیت، اختلال شخصیت وسواسی است. این افراد از منظر بیرونی بسیار دقیق و منظم هستند، اما این نظم بیش از حد برای خودشان بسیار آزاردهنده است.
علائم اختلال کدام‌ است؟
ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، اشتغال ذهنی عمیق با موضوعاتی مانند نظم و ترتیب، کمال‌گرایی و ایراد‌گیری و کنترل شدید همه مسائل و داشتن چارچوب‌های انعطاف‌ناپذیر است. از علائم مهم این اختلال می‌توان به این موارد اشاره کرد:
۱- اشتغال ذهنی زیاد با جزئیات، فهرست‌ها، آداب، سازماندهی و زمان‌بندی برنامه‌ها به حدی که فرد نمی‌تواند به اصل موضوع بپردازد و انجام آن را عملی کند
۲- کمال‌گرایی بیش از حد، که باعث می‌شود بسیاری از کار‌ها ناتمام بماند
۳- تعهد بیش از حد به محل کار برای انجام وظایف و ساعت کاری زیاد (بدون نیاز اقتصادی به اضافه کاری) و خودداری از اختصاص دادن بخشی از وقت خود به تفریح یا ارتباط با دوستان
۴- وجدان بسیار سختگیر و غیرقابل‌انعطاف
۵- ناتوانی در دور ریختن اشیای غیرمفید، با این فکر که بالاخره یک روز ممکن است لازم شود
۶- ناتوانی در همکاری و مشارکت با دیگران در انجام کار‌ها، مگر این‌که آن افراد کاملاً طبق نظر و قواعد او عمل کنند
۷- خشک‌دست و خسیس بودن
۸- انعطاف‌ناپذیری و سرسخت بودن
۹- مشکل در تصمیم‌گیری در مواردی که از قبل قاعده مشخصی وجود ندارد
۱۰- خشم و ناکامی در زمانی که احساس می‌کند کنترلی روی شرایط ندارد
۱۱- کم‌ارتباطی با دیگران

ادامه در پست بعدى

قلم: دکتر علی‌اکبر نجاتی‌صفا | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct