مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
.
#خودکشی
روانکاوی امر غامض خودکشی را به این طریق توجیه کرده است: احتمالا هیچ کس انرژی روانی لازم را برای کشتن خودش نمی یابد، مگر این که در نخستین وهله، در انجام این کار در عین حال موضوعی را نیز می کشد که خودش با او همانندسازی کرده است؛ و در درجه دوم آرزوی مرگ را که معطوف به فرد دیگری بوده است به سمت خود بازمی گرداند.

قلم: #فروید
حجم: #John_Morris | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مغز شما چگونه تعيين ميكند كه چيزى زيبا هست يا خير؟

#ted #tedmed
ويزور: Anjan Chatterjee
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Audio
.
چیزى که نمى فهمیدم این بود که مردم تفکر نمى کنن، تکرار مى کنن. تحلیل نمى کنن، نشخوار مى کنن. هضم نمى کنن، کپى مى کنن. اون وقت ها یه ذره مى فهمیدم که بر خلاف حرف بقیه، انتخاب بین امکاناتِ در دسترس فرق داره با اینکه خودت براى خودت تفکر کنى. تنها راه ِدرست فکر کردن براى خودت اینه که امکانات جدید خلق کنى، امکان هایى که وجود خارجى ندارن.

قلم: #استیو_تولتز | #جز_از_کل
حجم:#Johnson_Tsang | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آموزش سلامت جنسی به کودکان

آموزش سلامت جنسی به کودکان یکی از دشوارترین قسمت‌های فرزندپروری است که اغلب والدین به دلیل ناآشنایی با ظرافت‌های موجود در این راه، یا با آموزش زودرس و شتاب‌زده خود یا با تأخیر و پنهان‌کاری به سلامت فرزندشان لطمه می‌زنند. در آستانه روز جهانی سلامت جنسی سعی داریم شما را با کلیدهای تربیتی آشنا کنیم که بتوانید به راحتی از عهده این وظیفه مهم خود برآیید.
شاید اولین و رایج‌ترین خطایی که اغلب ما والدین مرتکب می‌شویم این باشد که ضرورتی نمی‌بینیم درباره مسایل جنسی با کودک حرف بزنیم. والدین یا مربیانی که با کودک سر و کار دارند باید متوجه اهمیت این آموزش شوند و به این باور برسند که مخفی‌کاری و سرکوب کنجکاوی‌های جنسی کودک می‌تواند آسیب‌زا باشد. یعنی با عملکرد نامناسب ما کنجکاوی‌های معمولی بچه‌ها که لازمه رشد سالم و طبیعی آنهاست، می‌تواند به جنبه‌های جنسی تبدیل شود و نهایتاً زمینه‌های انحراف اخلاقی را در آنها ایجاد کند. والدین می‌توانند با تربیت جنسی درست در پیدایش حس‌های خوبی مانند زیبایی‌دوستی، هنر عشق ورزیدن، محبت، صمیمیت و ایثار و فداکاری نقش داشته باشند.
بعضی از والدین تا دوره بلوغ فرزند که تغییرهای آشکار جسمی او مجبورشان خواهد کرد درباره جنسیت با او حرف بزنند، سکوت می‌کنند. بعضی هم این کار سخت را به مربیان مدرسه واگذار می‌کنند. اما آیا همه بچه‌هایی که در یک کلاس هستند درک جنسیتی یکسانی دارند؟ یا اصلاً آیا مربیان ما دوره‌ای دیده‌اند که بدانند چه میزان اطلاعات را چه‌طور در اختیار کودکان قرار دهند؟
پس چه بخواهید، چه نخواهید کودکان از رسانه‌ها یا همسالان اطلاعاتی درباره جنسیت به دست می‌آورند. شما اگر نتوانید با مهارت ارتباطی و فن گفت‌وگوی سالم که لازمه برقراری روابط بین‌فردی است به کودک آموزش دهید، در قدم اول خودتان لطمه می‌بینید چرا که اولین رابطه سالم باید بین شما و بچه‌ها شکل بگیرد. اگر امروز که فرزندتان خردسال است فضای مناسب گفت‌وگو چه درباره جنسیت و چه مسایل دیگر را به وجود نیاورید، در دوره بلوغ و نوجوانی نیز نخواهید توانست چنین فضای ارتباطی‌ای ایجاد کنید و توصیه‌ها و راهنمایی‌های لازم را داشته باشید.
ادامه در پست بعدى #روانسازه

قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روان‌پزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بچه‌ها باید هر مهارتی را ابتدا در خانه و با اعضای خانواده به‌ویژه والدین تمرین کنند و بیاموزند. آنها به این مهارت‌های ضروری زندگی نیاز دارند تا بزرگسالی موفق شوند. اگر ارزش‌های اخلاقی سالم را در بچه‌ها پرورش ندهیم هنگام بزرگسالی در تصمیم‌گیری‌های مهم خود با مشکل مواجه می‌شوند چرا که نقش جنسی دربرگیرنده تمام رفتارهایی است که به مرد بودن یا زن بودن فرد مربوط می‌شود. خانواده و جامعه به‌ دلیل تأثیری که بر آموزش نقش جنسی دارند، روی رفتار کودک و عزت‌نفس او اثر می‌گذارند. شما اولین معلم او در زمینه جنسیت هستید. حتی او از لحظه تولد با الگوبرداری از شما در حال یادگیری بوده و در بسیاری موارد والدین متوجه چشم‌های تیزبین کودک کنجکاو خود نبوده‌اند.
شروع آموزش جنسی می‌تواند از سنین خیلی پایین همگام با آموزش توالت‌رفتن باشد که مفهوم خصوصی بودن اعضای تناسلی را به کودک می‌آموزید. اغلب بچه‌ها قبل از مدرسه‌رفتن به خوبی این عبارت خصوصی‌بودن را می‌پذیرند. نکته اینکه، نباید روی اعضای تناسلی کودک اسامی‌ای که بار منفی یا شرم‌آور دارند گذاشت؛ نگویید: «برو عیب‌‌تو بپوشون» یا «آبروتو بپوشون». از هیجانی شدن و نشان دادن واکنش‌های تند هنگامی که کودک به‌خاطر شناخت بدنش به عضو تناسلی‌اش دست می‌زند، بپرهیزید. همان‌طور که او دستش را در چند ماهگی با کنجکاوی نگاه می‌کرد و می‌شناخت یا به گوشش دست می‌زد و ناخن‌های خود را با کنجکاوی می‌شناخت، اجازه دهید این عضو خود را هم بشناسد. اما با پرت کردن حواس او می‌توانید مانع از لمس بیش از حد و تجربه حس خوشایند آن شوید، چرا که برخی از بچه‌ها به دلیل آرامش‌گرفتن امکان دارد دوباره به‌خصوص در مواقعی که به آرامش نیاز دارند مانند زمان خواب، آلت تناسلی خود را لمس کنند. بعضی از بچه‌ها هم با موی مادر یا خودشان بازی می‌کنند یا شست خود را می‌مکند تا آرام شوند و بخوابند. پس دقت کنید این دو مثل هم است؛ از گذاشتن اسامی منفی مانند خودارضایی و… جداً بپرهیزید و کودکتان را بی‌جهت اذیت نکنید. اگر شما با رفتار نامناسب و واکنش تند او را حساس نکنید، این تجربه و دوره شناخت سپری می‌شود. ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روان‌پزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ آموزش سلامت جنسی به کودکان آموزش سلامت جنسی به کودکان یکی از دشوارترین قسمت‌های فرزندپروری است که اغلب والدین به دلیل ناآشنایی با ظرافت‌های موجود در این راه، یا با آموزش زودرس و شتاب‌زده خود یا با تأخیر و پنهان‌کاری به سلامت فرزندشان لطمه می‌زنند. در آستانه…»
وقتی شما واژه خصوصی‌بودن را به کار می‌برید بچه می‌فهمد درباره این موضوع خصوصی می‌تواند با کسانی که دوست دارد حرف بزند، اما باید به کودک پیش‌دبستانی خود بگویید این موضوعات خصوصی را با شما که والدینش هستید مطرح کند نه همسالان و دوستان. بچه باید بفهمد غیر از شما بقیه در این مورد غریبه محسوب می‌شوند. نقش بازی کنید، قصه تعریف کنید و خلاصه اینکه نه با هیجان بلکه متناسب با ویژگی‌های شخصیتی کودکتان با او در این‌باره حرف‌ بزنید و اطلاعات بدهید تا بداند می‌تواند همیشه با خیال راحت سؤالات خود را از شما بپرسد.
بیشتر بچه‌ها تا ۶ سالگی باید: 
• نام درست عضو تناسلی خود را بدانند (به زبان کودکانه خود).
• بدانند نوزادان از شکم مادر (جایی به نام رحم) می‌آیند و نوزاد خریدنی نیست که از مغازه یا بیمارستان تهیه شود.
• مفهوم رفتن به جای خصوصی برای تعویض لباس را بدانند.
• بتوانند با والدین خود درباره جنسیت صحبت کنند و سؤال بپرسند.
والدین بچه‌های زیر ۶ سال باید:
• اطلاعات جنسی را کوتاه، واضح و در حد درک بچه بدهند.
• قبل از هر پاسخی از کودک در این‌باره بپرسند که: «خودت چی فکر می‌کنی؟ چی شد که این سؤال به ذهنت رسید؟»
• گاهی می‌توان با یک بله یا خیر، پاسخ مدنظر کودک را داد. خاطره جالب مادری که پسر چهارساله‌اش دوان‌دوان از حیاط به خانه می‌آید و می‌پرسد: «مامان من از کجا آمده‌ام؟» را فراموش نکنید! او ابتدا هل می‌شود اما بر خود مسلط می‌شود و با تکرار سؤال کودک می‌پرسد: «منظورت چیه تو از کجا اومدی؟» و پسرک ادامه می‌دهد که بچه همسایه گفته ما از شهر همدان آمده‌ایم تو از کجا آمدی؟ یا کودک پنج‌ساله‌ای که از مهد برمی‌گردد و از مادر می‌پرسد: «نوزاد از کجا می‌آید؟» و مادر با پرسش‌های ساده در مورد سطح اطلاعات بچه و علت سؤال، می‌فهمد که مربی او باردار است و با گفتن این جملات آگاهانه به کودکش پاسخ می‌دهد… «نوزاد در جای مخصوصی توی شکم مادر می‌مونه تا خوب رشد کنه و آماده به دنیا اومدن بشه. اسم این کیسه کوچولو، رحم است.» برای بچه‌ها در این سن یکی-دو جمله کافی است. یادتان باشد روند آموزش تدریجی است. با بزرگ‌تر شدن کودک می‌توانید کم‌کم با توجه به درک او اطلاعات تکمیلی و با مرور حرف‌های قبل چند نکته جدید را هم آموزش دهید. به این ترتیب تا ۹ سالگی کودک باید درباره سؤالاتی مانند نوزادان از کجا می‌آیند، چه‌طوری می‌روند تو دل مامان و چه‌طور بیرون می‌آیند، چیزی شنیده باشد. او باید از تفاوت بین دو جنس آگاه باشد. مثلاً بداند اندام تناسلی جنس مخالف تفاوت دارد؛ مفهوم تماس بد و خوب و سوء‌استفاده جنسی را بداند و اجازه ندهد کسی با رفتارش او را بیازارد.


قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روان‌پزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
.
به واسطهٔ حکمت قانونگذارانمان، فقط ادم های باهوش ممکن است از بارداری جلوگیری کنند، درحالی که احمق ها دستور دارند تولید مثل کنند و بر جمعیت نوع خود بیفزایند.
در نتیجه، اقلیت تحصیل کرده (فقیر یا غنی) سهم جمعیتی کمتری در نسل بعد خواهند داشت و اکثریت تحصیل نکرده با زادو ولد بیشتر، جمعیت بیشتری خواهند داشت.

قلم: #درباره_معنی_زندگی | #ویل_دورانت
حجم: #Damien_Hirst | #saatchiart
#abortion
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالم زندگى كردن يعنى چه؟

ويزور: #Hacan_Menguc
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
کارکردهای روان­شناختی #سوگواری

مراسم سوگواری برای از دست‌دادن یکی از عزیزان، آیینی اجتماعی و متأثر از ویژگی­‌ها و مختصات فرهنگی جامعه در هر زمان است. این مراسم، هم­چون بسیاری از آیین­‌های دیگر، دربردارنده معانی و کارکردهای مختلف روان­شناختی، اجتماعی، معنوی و … است. باورهای مذهبی و نوع نگاه به مرگ و معنای آن در هر جامعه، بر مفهوم و شکل آیین سوگواری تأثیر می­‌گذارد. اما جدا از این تفاوت‌­های فرهنگی، تجربه سوگواری تجربه‌­ای است که به طور کلی انسان را با واقعیت‌ه­ای سهمگینی رویارو می‌­کند و واجد معنایی کمابیش مشترک برای انسان است؛ و از این دیدگاه می‌توان کارکردی به نسبت عمومی و فراگیر را نیز برای آن در نظر گرفت.
به طور کلی، تجربه فقدان و از دست دادن یکی از تجربه‌های سخت در زندگی افراد است. فرد با هر فقدانی بخشی از علایق و وابستگی­‌‎های خود را از دست می­‌دهد و علاوه بر آن با یکی از اضطراب­‌های اساسی انسان، یعنی خودِ پدیده مرگ و مرگ محتوم خویشتن رویارو می‌­شود. تجربه فقدان از سویی به گذشته اشاره دارد و نه‌تنها یادآور فرد ازدست‌­رفته، بلکه تکرار تجربه برهم‌­انباشته همه آن چیزهایی است که در گذشته از دست داده است؛ و از سویی یادآور اتفاقی در آینده است: مرگ محتوم خویشتن. فرد سوگوار که در تماسی نزدیک با این دو رنج قرار گرفته، باید بتواند آن­ها را از سر بگذراند و به زندگی بازگردد. او باید بتواند آن بخش از عواطف و انرژی روانی خود را که بر ابژه محبوب ازدست‌­رفته سرمایه‌گذاری کرده بود، بازپس گیرد تا آن را از نو در رابطه‌اش با ابژه­‌های دیگر و بخش‌­های دیگر زندگی‌­اش به کار گیرد. هم­چنین باید با هراس از مرگ خود کنار بیاید و این رویارویی سهمگین را از سر بگذراند و باز به دنیا بازگردد و شانه به شانه مرگ، زندگی خود را ادامه دهد.
مراسم عزاداری برای اطرافیان فرد ازدست‌­رفته فرصتی فراهم می‌کند تا این مواجهه دردناک را آسان‌­تر پشت سر بگذارند. در این مراسم، مشارکت جمعی بستگان و آشنایان، علاوه بر هم­دردی با داغداران، آنان را در نقشی خاص قرار می­‌دهد و وظایفی را برای‌شان تعیین می‌­کند: داغداران باید شکل مراسم را به دقت طراحی کنند و سپس اجرایش کنند. با این ترتیب، در روزهای نخست فقدان، اطرافیان فرد ازدست‌رفته آن‌­چنان درگیر ایفای نقش اجتماعی تعریف‌شده خود هستند که گویا با اصل واقعه­ رخ‌داده به یک‌­باره مواجه نمی‌­شوند. داغداران بخشی عمده از فکر و عواطف خود را بر اجرای این مراسم و نحوه تعامل خود با افراد و گروه­‌ها و جزییات آن متمرکز می‌­کنند و با این ترتیب، فاصله خود را، هرچند ناقص و موقت، با آن واقعه­ دردناک حفظ می­‌کنند. ادامه در پست بعدى

قلم: #دکتر_سامان_توکلی | #روانپزشک 
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
در واقع، این­جا نقش‌­های اجتماعی تعریف­‌شده به یاری سازوکارهای دفاعی ناخودآگاه فرد می‌­آید. با کمک سازوکار دفاعی منطقی‌سازی، فردی که با رویداد آسیب­‌زا و دردناکی مواجه شده، با تمرکز بر جزییات و اجزای منطقی آن رویداد، خود را از ابعاد عاطفی آن دور می‌­کند تا از شدت درد و رنج آن بکاهد یا به تعویقش بیندازد. در سوگواری به فرد این امکان داده می‌شود تا به‌تدریج و نه یک­‌باره، با عواطف مربوط به فقدان رویارو شود تا بتواند آهسته ­آهسته آن را درک کند، بپذیرد و با آن کنار بیاید. از این منظر، رفتارهایی مانند غرق شدن در جزییات مراسم را می­‌توان واجد کارکردی دفاعی برای فرد سوگوار دانست تا همه تلخی آن اتفاق را یک­جا نچشد.
کارکردهای دیگری را نیز برای رفتارهای سوگوارانه می­‌توان در نظر گرفت و یکی از آن­ها می‌­تواند کمک به کنار آمدن با احساس گناه باشد. احساس گناه یکی از احساسات شایعی است که در مواجهه با فقدان یکی از اطرافیان و در دوره سوگ ایجاد می‌شود: احساس گناه برای آن­چه می‌توانست و باید برای فرد ازدست­‌رفته انجام می‌­داد و نداده است؛ و احساس گناه برای رفتارها یا احساس­‌هایی که نباید در قبال او می‌­داشت و داشته است. احساس گناه با پدیده‌­ای دیگر در سوگواری هم مرتبط است و آن وجود حجم بالایی از خشم و گاه پرخاشگری نسبت به یکدیگر است. یکی از هیجاناتی که به شکلی بارز در مراسم سوگواری، دست‌کم در فرهنگ ما، گزارش می­‌شود، خشمی است که با دلایل مختلف خود را نشان می­دهد: خشم نسبت به دیگران که چرا در فلان مراسم چنان رفتار کردند، یا چرا ترتیب نام‌­ها در فلان آگهی تسلیت یا اعلام تشکر چنین یا چنان بوده و … گویا در این­جا احساس گناه و خشم به خویشتن، به سوی دیگران نشانه می‌­رود و بخشی از غمِ ازدست‌­دادن به خشم به دیگران تبدیل می­‌شود و به این شکل مجال بروز پیدا می‌کند. اما فرد سوگوار ممکن است بخواهد با «سنگ تمام گذاشتن» در برگزاری «مراسمی آبرومند» برای فرد ازدست­‌رفته جبران مافات کند و از احساس گناه خود بکاهد.
چنان که گفته شد، تجربه مرگ دیگری فرد را با واقعیت سهمگین و دردناک دیگری هم مواجه می‌­کند: این واقعیت که مرگ می‌­آید و خود فرد و اطرافیانش را از او می‌­ستاند، بی‌آن­که راهی برای فرار از آن یا چیرگی بر آن وجود داشته باشد؛ تجربه‌ای از انفعال و درماندگی از مقهور پنجه­ مرگ بودن، جایی که فرد احساس می­‌کند «عاملیتی» ندارد و اسیر دست آن است. شاید از همین رو است که به طور واکنشی فعالیت و عاملیت را «بازی می­‌کند»: مراسمی را اجرا می‌­کند یا در آن شرکت می­‌کند و گویا قرار است در این «مراسم مرگ و سکون»، «بازی زندگی و حرکت» انجام شود. در واقع، فرد سوگوار که درمانده و منفعلانه شاهد قدرت پنجه مرگ است که عزیزی را از او گرفته، و پیشاپیش گویا شاهد استیصال خود در مواجهه محتوم و گریزناپذیر مرگ خویشتن در آینده است، سعی می­‌کند تا با این بخش از فعالیت‌­ها و رفتارها، ناتوانی و انفعال خود را، دست­‌کم در ظاهر، به عاملیت و فاعلیت بدل کند تا از هراس آن برهد.
چنان که گفته شد، آیین‌ها و مراسمی که در طی زمان شکل گرفته‌اند، دست­‌کم تا حدودی یا در زمان‌هایی واجد کارکردهایی تطابقی برای سازگاری با زندگی و شرایط آن بوده‌اند، که در این نوشته صرفاً به برخی از کارکردهای روان­شناختی آیین سوگواری اشاره شد. البته این امر بدان معنا نیست که آن کارکردها می‌­توانند برای همیشه و در هر شرایطی سازگارانه و مفید باشند؛ و نیز به این معنا نیست که تنها شیوه یا برترین شیوه تطابق و سازگاری با آن شرایط است. چه بسا تغییرات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … و تغییر نگاه افراد و جامعه به زندگی و مرگ ایجاب کند که آیین­‌ها دچار تحول و دگرگونی شوند، و این امر به دلیل ذات پویای فرهنگ و پدیده‌­های فرهنگی گریزناپذیر است. درباره ابعاد مختلف مراسم سوگواری هم می­‌توان این پرسش را در نظر داشت که آیا در شرایط اجتماعی و فرهنگی کنونی ما، هم­چنان واجد کارکردهای سازگارانه و طبیعی است و آیا الزاماً بهترین و کارآترین روش‌هایی است که انسان معاصر ایرانی برای رویارویی با هراس از مرگ در اختیار دارد؟

قلم: #دکتر_سامان_توکلی | #روانپزشک 
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ کارکردهای روان­شناختی #سوگواری مراسم سوگواری برای از دست‌دادن یکی از عزیزان، آیینی اجتماعی و متأثر از ویژگی­‌ها و مختصات فرهنگی جامعه در هر زمان است. این مراسم، هم­چون بسیاری از آیین­‌های دیگر، دربردارنده معانی و کارکردهای مختلف روان­شناختی، اجتماعی، معنوی…»
#ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند. زن مجرد خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان‌کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…

ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است:
۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد.
۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.

برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌اند.

دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.

«وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بارآمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشته‌ است، به یک‌باره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطوره‌هایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر پسر می‌بودم می‌داشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه می‌شود: من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. #جنس_دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»

در مذهبی که جسم، نفرین شده است زن به عنوان هولناک‌ترین وسوسه اهریمن جلوه می‌کند.

اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد دوست داشتن برای او نیز همچون مرد، سرچشمه‌ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگبار...!
شخصیت زن محصولی اجتماعی است و نه زیستی، ارزش‌های خرد، اخلاق، ذوق و رفتار زن را باید بر حسب موقعیت و تاریخ او توضیح داد چرا که این خصوصیات ذاتی و فطری نیستند.

درهای کارخانه‌ها، اداره‌ها و دانشکده‌ها را به روی زنان باز می‌کنند، ولی همچنان بر این عقیده‌اند که ازدواج برای زنان محترمانه‌ترین کسب و کار است.

قلم: #سیموون_دوبوار | #جنس_دوم
نقش: #Johannes_Vermeer | #The_Girl_with_the_pearl_earings
#saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
انسان ها مانند هم "عاشق" نمی شوند

رفتار ها، احساس ها و انتظارهایشان در عشق متفاوت است.
به زبان علمی تر "طرح واره عشق" در افراد مختلف براساس ویژگی های شخصیتیشان فرق می کند.

الین هتفیلد شش طرح واره برای عشق معرفی کرده است:

ایمن: این ها افرادی هستند که در عشق اعتماد به نفس خوبی دارند، خودشان را لایق برانگیختن احساس عاشقانه در طرف مقابل می بینند و همچنین به راحتی عشق می ورزند.
به ندرت نگران طرد شدن از سوی معشوق هستند. هم زمانی که به معشوق نزدیک هستند احساس خوبی دارند هم در دوری او مضطرب نمی شوند.
این افراد رابطه های عاشقانۀ مثبت و شادتری دارند و تعهد، صمیمیت و وابستگی متقابل بیشتری را در رابطه هاشان تجربه می کنند.
بهترین عشق را افراد ایمنی تجربه می کنند که با فرد ایمن دیگر در ارتباط هستند.

چسبنده: این ها اعتماد به نفس ضعیفی دارند. فکر می کنند طرف مقابل دوستشان ندارد.
به شکل بیمارگونه ای به رابطه معتادند و به معشوق وابستگی بیش از حد نشان می دهند. تمام ترسشان از دست دادن معشوق است.
می خواهند تمام وقت آزادشان را با معشوق سرکنند و رابطه با دوستانشان را قطع می کنند.
به شکلی طرف مقابل را در رابطه گیر می اندازند. معمولا نیازغیر طبیعیشان به نزدیک کردن رابطه طرف مقابل را واپس می راند.

بيمناك: این ها از صمیمیت عاشقانه هراس دارند. بیشتر در مردها شیوع دارد. با کوچکترین ابراز عشق از طرف مقابل هراسان می شوند.
هراسی که ریشه در ترس از دلبستگی دارد. معمولا معشوق را گیج می کنند. شکایت معشوقشان این است که نمی دانم چرا هرچه بیشتر به او محبت می کنم بیشتر از من دور می شود.
این ها عشق را باری بر دوش خود می دانند و در تنهایی راحت ترند. بد ترین ترکیب رابطه فرد بیمناک با چسبنده است .

بي ثبات: این ها از همه سخت تر و گیج کننده ترند. ترکیبی از چسبنده و بیمناک هستند.
وقتی از معشوق دورند اشتیاق زیادی به نزدیکی نشان می دهند و هنگامی که به او نزدیک می شوند ترس از دلبستگی غلبه می کند.
آرزوی آن چه را ندارند می کنند ولی وقتی به دستش آوردند رهایش می کنند. نه در دوری شادند و نه در نزدیکی.

بی قید: این ها رابطه هایی سطحی دارند. هیچ میلی به سرمایه گذاری عاطفی در رابطه نشان نمی دهند.
اشتباه ترین کار وارد شدن در یک رابطه جدی و تعهدآمیز با افراد بی قید است.

بي علاقه: این دسته به سادگی نسبت به عشق بی علاقه هستند.
در زندگیشان اولویت های دیگری دارند و اگر هم به اجبار وارد رابطه عاطفی شوند هیچ تمایلی نشان نمی دهند.
باید پذیرفت نیاز همه انسان ها به عشق یکسان نیست و هستند افرادی که اصلا علاقه ای به برقراری یک رابطه عاطفی ندارند.

قلم: #الین_هتفیلد
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فناپذیری ما قرار نیست به ما اعلام خطری بدهد، بلکه یافتن حسی از احترام، کفایت می‌کند. باید تشویق شویم بگذاریم چشمان‌مان بر منظره‌ی خاکستری دریای آرام گشت و گذار کند. باید خود را به ذهنیتی بدون وابستگی مسلح کنیم. آب‌های زمان از سر ِ ما خواهند گذشت؛ چنان‌که گویی هرگز نزیسته‌ایم: جهان در غیاب ما ادامه خواهد یافت. در مقیاس وسیع چیزها، ما به طور شگفت‌انگیزی حقیریم.
البته این افکار، اگر در زمان نامناسب به ذهن ما خطور کنند، می‌توانند خطرناک باشند. ولی اکنون قدرت عجیبی در آرام کردن و آرامش بخشیدن به ما دارند. این تصویر ما را از خودمان دور می‌کند؛ در حالی‌که مشغول تعمق درباره‌ی افق مه‌آلود و حتی زمینه‌ی مرطوب آسمان هستیم، امیدها و ذهن‌مشغولی‌هایمان را از یاد می‌بریم.


قلم: هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند |#آلن_دوباتن #جان_آرمسترانگ
نقش: #Mick_Hee | #saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درباره انتخاب همسر و زندگی مشترک:
دیدگاه کلاسیک و دیدگاه رمانتیک...

ترجمه: ایمان فانی
آوا: نگین کیانفر
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Says
Nils Frahm
Music is joy 🌱
Let's @psychonstruct