Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
ماتیلدا:«زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط زمانی که بچهای؟»
لئون:«همیشه همینطوره.»
ويزور: Leon: The Professional
آوا: #Sting | #Shape_of_my_heart
#نت_هفته_روانسازه
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
ماتیلدا:«زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط زمانی که بچهای؟»
لئون:«همیشه همینطوره.»
ويزور: Leon: The Professional
آوا: #Sting | #Shape_of_my_heart
#نت_هفته_روانسازه
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
Shape Of My Heart
108. Sting
.
ماتیلدا:«زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط زمانی که بچهای؟»
لئون:«همیشه همینطوره.»
ويزور: Leon: The Professional
آوا: #Sting | #Shape_of_my_heart
#نت_هفته_روانسازه
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
ماتیلدا:«زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط زمانی که بچهای؟»
لئون:«همیشه همینطوره.»
ويزور: Leon: The Professional
آوا: #Sting | #Shape_of_my_heart
#نت_هفته_روانسازه
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
نوزاد به محض خروج از زهدان مادر توجه خاصی به کلام انسانی دارد و در مقابل اضطراب حاصل از خروج از رحم و کشف عالم خارج کافی است که او را مخاطب قرار دهیم تا گریه و فریاد حاصب از عسرت و درماندگی خود را متوقف کن و با توجه فوق العاده و شگفت انگیزی به سخنان ما گوش فرا دهد.
نوزاد به محض اینکه از خواب بیدار میشود به حضور مادر نیاز دارد.ولی حتی در غیاب او قادر است از طریق ایجاد رابطه با اشیا یا قسمت های مختلف بدن خویش مادر را به گونه ای برای خود حاضر کند.مثلا مکیدن انگشت یا بازی با جغجغه جای نیاز به وجود پستان یا حضور جسمانی مادر را میگیرد.طفل قادر میشو وجود مادر را برای خود از طریق مکیدن انگشت توهم کند این پدیدار را فروید توهم ارضای میل میخواند.توانایی نوزاد در توهم حضور مادر از جمله اولین کوشش های او در کسب استقلال است.
لبخند نوزاد برای مادر نشانه علاقه و عشق اوست.این امر که نوزاد به چهره ی هرکس و حتی در مقابد صورتکهای مصنوعی لبخند میزند نشان دهنده ی آن نیست که لبخند او صرفا واکنشی عصبی و مکانیکی باشد بلکه میرساند که نزد او مادر در همه جاست و تمان عالم او چیزی جز وجود مادر نیست.حتی اشیا بی جان نیز مظهر وجودی مادر برای او هستند. عالم و مادر یک وجود واحد را تشکیل میدهند.در این همانندگی،کودک تمایزی میان کالبد خود و جسم مادر قایل نمیشود.
قلم: مبانی روانکاوی فروید لکان | دکتر کرامت موللی
نقش: #Mother_teresa | #Raja_Segar
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
نوزاد به محض اینکه از خواب بیدار میشود به حضور مادر نیاز دارد.ولی حتی در غیاب او قادر است از طریق ایجاد رابطه با اشیا یا قسمت های مختلف بدن خویش مادر را به گونه ای برای خود حاضر کند.مثلا مکیدن انگشت یا بازی با جغجغه جای نیاز به وجود پستان یا حضور جسمانی مادر را میگیرد.طفل قادر میشو وجود مادر را برای خود از طریق مکیدن انگشت توهم کند این پدیدار را فروید توهم ارضای میل میخواند.توانایی نوزاد در توهم حضور مادر از جمله اولین کوشش های او در کسب استقلال است.
لبخند نوزاد برای مادر نشانه علاقه و عشق اوست.این امر که نوزاد به چهره ی هرکس و حتی در مقابد صورتکهای مصنوعی لبخند میزند نشان دهنده ی آن نیست که لبخند او صرفا واکنشی عصبی و مکانیکی باشد بلکه میرساند که نزد او مادر در همه جاست و تمان عالم او چیزی جز وجود مادر نیست.حتی اشیا بی جان نیز مظهر وجودی مادر برای او هستند. عالم و مادر یک وجود واحد را تشکیل میدهند.در این همانندگی،کودک تمایزی میان کالبد خود و جسم مادر قایل نمیشود.
قلم: مبانی روانکاوی فروید لکان | دکتر کرامت موللی
نقش: #Mother_teresa | #Raja_Segar
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
جایگاه کنونی نوروفیدبک در درمان اختلالات روانپزشکی
▪ لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا میشود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته میشود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلیفایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت میشود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده میشود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد میکند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال¬هاست عمدتاً به منظور آرامسازی در افراد مضطرب به کار می¬رود.
▪ آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماریها نتیجه بخش بوده است؟
در روانپزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان میتوان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهشها و نتیجهگیریهای امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه مییابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیشفعالی، تکانشگری (به معنای واکنشهای ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز میکند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهشهای مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتیتری است، در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD میپردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهشهایی گزارش شده و نتیجهگیری نهایی را دشوار کرده است.
ادامه درپست بعدى
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
▪ لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا میشود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته میشود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلیفایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت میشود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده میشود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد میکند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال¬هاست عمدتاً به منظور آرامسازی در افراد مضطرب به کار می¬رود.
▪ آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماریها نتیجه بخش بوده است؟
در روانپزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان میتوان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهشها و نتیجهگیریهای امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه مییابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیشفعالی، تکانشگری (به معنای واکنشهای ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز میکند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهشهای مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتیتری است، در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD میپردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهشهایی گزارش شده و نتیجهگیری نهایی را دشوار کرده است.
ادامه درپست بعدى
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
جایگاه کنونی نوروفیدبک در درمان اختلالات روانپزشکی
▪ لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا میشود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته میشود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلیفایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت میشود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده میشود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد میکند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال¬هاست عمدتاً به منظور آرامسازی در افراد مضطرب به کار می¬رود.
▪ آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماریها نتیجه بخش بوده است؟
در روانپزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان میتوان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهشها و نتیجهگیریهای امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه مییابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیشفعالی، تکانشگری (به معنای واکنشهای ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز میکند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهشهای مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتیتری است، در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD میپردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهشهایی گزارش شده و نتیجهگیری نهایی را دشوار کرده است.
ادامه درپست بعدى
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
▪ لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا میشود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته میشود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلیفایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت میشود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده میشود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد میکند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال¬هاست عمدتاً به منظور آرامسازی در افراد مضطرب به کار می¬رود.
▪ آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماریها نتیجه بخش بوده است؟
در روانپزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان میتوان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهشها و نتیجهگیریهای امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه مییابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیشفعالی، تکانشگری (به معنای واکنشهای ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز میکند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهشهای مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتیتری است، در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD میپردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهشهایی گزارش شده و نتیجهگیری نهایی را دشوار کرده است.
ادامه درپست بعدى
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
حتی راهنماهای بالینی معتبر رهنمودهایی متفاوت در این مورد داشتهاند. به لحاظ پیچیدگیهای موجود در روشهای علمی، جمعبندی نهایی یافتههای متناقض نیاز به آشنایی با روششناسی علمی دارد و در زمان تفسیر نتایج هر پژوهشی باید محدودیتهای روش آن پژوهش را در نظر داشت. به این دلیل، اعلام عمومی نتایج مطالعات علمی در رسانهها بدون ذکر تفسیر کارشناسان از این نتایج، اغلب به برداشتی نامتناسب با واقعیت میانجامد.
هرچند ذکر جزییات روششناسی علمی در مورد اثربخشی نوروفیدبک در درمان ADHD از حوصله این بحث خارج است، برای روشنتر شدن موضوع توضیح کوتاهی را بیان خواهم کرد. کورتیس و همکاران (۲۰۱۶) برای جمعبندی نتایج این پژوهشها، از روشی به نام متاآنالیز (فراتحلیل) استفاده کردند. این روش که شیوهای مرسوم در این زمینه است، اطلاعات همه پژوهشهای مرتبط را در یک ظرف میریزد و با روشهای آماری، اثربخشی نهایی درمان مورد نظر را گزارش میکند. در بررسی کورتیس و همکاران، ۱۳ پژوهش واجد صلاحیت برای ورود به ظرف مذکور دانسته شد و اطلاعات ۵۲۰ نفر مبتلا به ADHD در تحلیل وارد شد. آنها گزارش کردند که نوروفیدبک در حالت کلی در درمان علایم ADHD مؤثر به نظر میرسد، اما این اثربخشی پس از در نظرگرفتن یکی از استانداردهای مهم پژوهشی، دیگر وجود نخواهد داشت. این استاندارد عبارت است از «بیخبر بودن افراد ارزیابی کننده علایم از شیوه درمان اجرا شده». در واقع، به هنگام مقایسه یک روش درمانی با روش دیگر، افراد ارزیابی کننده نتیجه درمان باید از روش درمانی مورد استفاده بیخبر باشند تا قضاوت آنها تحت تأثیر پیشزمینه ذهنی خود و نظر قبلیشان در مورد آن درمان قرار نگیرد. این متاآنالیز نشان داد که اگر تنها نظر ارزیابی کنندههای بیخبر از نوع روش اجرا شده ملاک قرار گیرد، نوروفیدبک تأثیری در درمان ندارد.
در مجموع با اطلاعات فعلی، نمیتوان نوروفیدبک را در عمل جایگزین درمانهای مورد تأیید و شناخته شده اختلال نقص توجه-بیشفعالی دانست و برای به کارگیری آن نباید اغراق کرد. در هر صورت، مطالعات در این زمینه در جریان است و ممکن است با بهبود و ارتقای روش اجرا نتایج بهتری حاصل شود؛ همانطور که هماکنون شیوههای پیشرفتهتری در اجرای نوروفیدبک در حال بررسی است.
باید اضافه کرد که با توجه به تعدادجلسات زیادی که برای انجام نوروفیدبک لازم است، به هنگام بررسی اثربخشی آن در مقایسه با سایر روشهای درمانی، ضروری است که یک عامل مداخلهگر دیگر را نیز در نظر داشت. این عامل که به آن در اغلب مطالعات توجه نشده، عبارت است از «اثر رابطه درمانگر و بیمار». در طول ۳۰ تا ۴۰ جلسه درمانی، بیمار به طور مرتب از برنامه نوروفیدبک و نیز از مجری آن «بازخورد مثبت» میگیرد و این اثری است که برای درک اثر خالص درمانی نوروفیدبک باید محاسبه یا کنترل شود.
▪ آیا این روش عوارض جانبی دارد؟
عموماً عارضه جانبی مهمی بروز نمیکند و البته عوارضی از قبیل تحریکپذیری، عصبی شدن، سردرد، اضطراب و خستگی میتواند رخ دهد که معمولاً گذراست. همچنین تغییر آستانه تشنج گزارش شده است.
▪ آیا بعد از درمان، اختلال برگشت پذیر است؟
اصولاً یک درمان قطعی که یک بار انجام شود و برای همیشه از بازگشت علایم جلوگیری کند وجود ندارد.
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هرچند ذکر جزییات روششناسی علمی در مورد اثربخشی نوروفیدبک در درمان ADHD از حوصله این بحث خارج است، برای روشنتر شدن موضوع توضیح کوتاهی را بیان خواهم کرد. کورتیس و همکاران (۲۰۱۶) برای جمعبندی نتایج این پژوهشها، از روشی به نام متاآنالیز (فراتحلیل) استفاده کردند. این روش که شیوهای مرسوم در این زمینه است، اطلاعات همه پژوهشهای مرتبط را در یک ظرف میریزد و با روشهای آماری، اثربخشی نهایی درمان مورد نظر را گزارش میکند. در بررسی کورتیس و همکاران، ۱۳ پژوهش واجد صلاحیت برای ورود به ظرف مذکور دانسته شد و اطلاعات ۵۲۰ نفر مبتلا به ADHD در تحلیل وارد شد. آنها گزارش کردند که نوروفیدبک در حالت کلی در درمان علایم ADHD مؤثر به نظر میرسد، اما این اثربخشی پس از در نظرگرفتن یکی از استانداردهای مهم پژوهشی، دیگر وجود نخواهد داشت. این استاندارد عبارت است از «بیخبر بودن افراد ارزیابی کننده علایم از شیوه درمان اجرا شده». در واقع، به هنگام مقایسه یک روش درمانی با روش دیگر، افراد ارزیابی کننده نتیجه درمان باید از روش درمانی مورد استفاده بیخبر باشند تا قضاوت آنها تحت تأثیر پیشزمینه ذهنی خود و نظر قبلیشان در مورد آن درمان قرار نگیرد. این متاآنالیز نشان داد که اگر تنها نظر ارزیابی کنندههای بیخبر از نوع روش اجرا شده ملاک قرار گیرد، نوروفیدبک تأثیری در درمان ندارد.
در مجموع با اطلاعات فعلی، نمیتوان نوروفیدبک را در عمل جایگزین درمانهای مورد تأیید و شناخته شده اختلال نقص توجه-بیشفعالی دانست و برای به کارگیری آن نباید اغراق کرد. در هر صورت، مطالعات در این زمینه در جریان است و ممکن است با بهبود و ارتقای روش اجرا نتایج بهتری حاصل شود؛ همانطور که هماکنون شیوههای پیشرفتهتری در اجرای نوروفیدبک در حال بررسی است.
باید اضافه کرد که با توجه به تعدادجلسات زیادی که برای انجام نوروفیدبک لازم است، به هنگام بررسی اثربخشی آن در مقایسه با سایر روشهای درمانی، ضروری است که یک عامل مداخلهگر دیگر را نیز در نظر داشت. این عامل که به آن در اغلب مطالعات توجه نشده، عبارت است از «اثر رابطه درمانگر و بیمار». در طول ۳۰ تا ۴۰ جلسه درمانی، بیمار به طور مرتب از برنامه نوروفیدبک و نیز از مجری آن «بازخورد مثبت» میگیرد و این اثری است که برای درک اثر خالص درمانی نوروفیدبک باید محاسبه یا کنترل شود.
▪ آیا این روش عوارض جانبی دارد؟
عموماً عارضه جانبی مهمی بروز نمیکند و البته عوارضی از قبیل تحریکپذیری، عصبی شدن، سردرد، اضطراب و خستگی میتواند رخ دهد که معمولاً گذراست. همچنین تغییر آستانه تشنج گزارش شده است.
▪ آیا بعد از درمان، اختلال برگشت پذیر است؟
اصولاً یک درمان قطعی که یک بار انجام شود و برای همیشه از بازگشت علایم جلوگیری کند وجود ندارد.
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
▪ در جایی مطالعه کردم که نوروفیدبک در آمریکا یک روش آزمایشی است و تأثیرگذاری آن صددرصد اثبات نشده است، در حالی که در کشور ما یکی از روش های مهم درمان در برخی کلینیکها معرفی و تبلیغ میشود؟
متأسفانه در برخی مراکز پیش از ارزیابی تشخیصی توسط فرد صاحب صلاحیت، و تنها بر اساس نتایج پرسشنامههای تشخیصی شیوه درمان تعیین میشود. واقعیت آن است که در روانپزشکی، هنوز هیچ شیوه تشخیصی برتر و پیش از مصاحبه بالینی استاندارد وجود ندارد و استفاده از پرسشنامه نباید پیش از مصاحبه تشخیصی صورت گیرد. تنها بر پایه چنین مصاحبهای و پس از آن است که میتوان در مورد روشهای تشخیصی و درمانی لازم اظهار نظر کرد. همچنین، به کارگیری هر روش درمانی باید با در نظر گرفتن جایگاه واقعی آن در پروتکل درمانی صورت گیرد و استفاده از روشهای درمانی استاندارد نباید تحت تأثیر گرایش درمانگر به یک شیوه درمانی خاص به تأخیر انداخته شود.
موضوع مهمی که باید به آن پرداخت، تأثیر مخرب تبلیغات غیرعلمی است. بدیهی است که در تبلیغ یک شیوه، بر نکات مثبت آن تأکید و در حد توان از ذکر نکات منفی اجتناب میشود. با این تعریف، تبلیغ شیوههای درمان با اثرگذاری بر اذهان عموم مردم، آنها را به استفاده از یک شیوه درمان تشویق و در واقع از به کارگیری آن شیوه در جایگاه اصلی خود دور میکند. تعیین روش درست درمان، کاری تخصصی است که پس از تشخیص بیماری و با در نظر گرفتن عوامل گوناگون انجام میشود، در حالی که انتخاب درمان بر اساس تبلیغات، شیوهای بر پایه هیجان است که تحت تأثیر استدلالهای عوامگرایانه یا شبه علمی صورت میگیرد. در حالت کلی، ترجیح دادن داروهای گیاهی به داروهای صناعی و پرعارضه دانستن و مضر اعلام کردن درمانهای دارویی از جمله تبلیغاتی است که با سوار شدن بر احساسات و باورهای عمومی، ذهن عموم را در جهت خواسته خود شکل میدهد.
▪ آیا نوروفیدبک یک روش درمانی مکمل است و در کنار استفاده از آن دارو یا کارهای دیگر روان درمانی نیز باید انجام شود؟
همانطور که بیان شد، شیوه درمان بر اساس تشخیص نوع بیماری و عوامل دیگری از جمله ویژگیهای فردی بیمار تعیین میشود. در پروتکلهای درمانی اختلالات عمده و شایع روانپزشکی از جمله اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی و وسواس، نوروفیدبک جایگاه مهمی ندارد و بیشترین پژوهشهای روانپزشکی برای این ابزار در حیطه درمان ADHD انجام شده که نتایج آن گفته شد. جایگاه نوروفیدبک در بیشتر راهنماهای درمانی معتبر، هنوز در حدی نیست که در بهترین حالت بیش از یک درمان مکمل قابل توصیه باشد.
▪ آیا این روش قابل استفاده در میان افراد عادی نیز هست یا فقط کاربرد درمانی دارد؟
نتایجی گاه امیدبخش در زمینه افزایش کارایی ذهنی افراد سالم گزارش شده که نیاز به بررسی ببیشتری دارد.
▪ آیا استفاده از دستگاه نوروفیدبک توسط افراد غیرمتخصص آثار سوء میتواند داشته باشد؟
مهمترین اثر سوء مربوط به تشخیص اشتباه و یا جایگزینی درمان مؤثرتر با نوروفیدبک است. به جز این، هزینه زیاد و لزوم تبحر و تجربه داشتن در به¬کارگیری این ابزار از محدودیت¬های آن است. به عبارتی، فقدان دانش و تجربه کافی در اجرا و تفسیر نتایج می¬تواند به استفاده نادرست از اطلاعات حاصل از نوروفیدبک منجر شود. حتی اجرای درست نوروفیدبک و آشنایی کامل با این دستگاه، الزاماً به معنای توانایی تفسیر درست نتایج آن نیست. هم¬چنین هنجارهای مربوط به این دستگاه مربوط به جامعه یا جوامعی است که این ابزار در آن مورد پژوهش قرار گرفته و ممکن است با جمعیت هدف متفاوت باشد. بنابراین تطبیق این هنجارها پیش از به کارگیری آن در جمعیت هدف، ضروری است.
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
متأسفانه در برخی مراکز پیش از ارزیابی تشخیصی توسط فرد صاحب صلاحیت، و تنها بر اساس نتایج پرسشنامههای تشخیصی شیوه درمان تعیین میشود. واقعیت آن است که در روانپزشکی، هنوز هیچ شیوه تشخیصی برتر و پیش از مصاحبه بالینی استاندارد وجود ندارد و استفاده از پرسشنامه نباید پیش از مصاحبه تشخیصی صورت گیرد. تنها بر پایه چنین مصاحبهای و پس از آن است که میتوان در مورد روشهای تشخیصی و درمانی لازم اظهار نظر کرد. همچنین، به کارگیری هر روش درمانی باید با در نظر گرفتن جایگاه واقعی آن در پروتکل درمانی صورت گیرد و استفاده از روشهای درمانی استاندارد نباید تحت تأثیر گرایش درمانگر به یک شیوه درمانی خاص به تأخیر انداخته شود.
موضوع مهمی که باید به آن پرداخت، تأثیر مخرب تبلیغات غیرعلمی است. بدیهی است که در تبلیغ یک شیوه، بر نکات مثبت آن تأکید و در حد توان از ذکر نکات منفی اجتناب میشود. با این تعریف، تبلیغ شیوههای درمان با اثرگذاری بر اذهان عموم مردم، آنها را به استفاده از یک شیوه درمان تشویق و در واقع از به کارگیری آن شیوه در جایگاه اصلی خود دور میکند. تعیین روش درست درمان، کاری تخصصی است که پس از تشخیص بیماری و با در نظر گرفتن عوامل گوناگون انجام میشود، در حالی که انتخاب درمان بر اساس تبلیغات، شیوهای بر پایه هیجان است که تحت تأثیر استدلالهای عوامگرایانه یا شبه علمی صورت میگیرد. در حالت کلی، ترجیح دادن داروهای گیاهی به داروهای صناعی و پرعارضه دانستن و مضر اعلام کردن درمانهای دارویی از جمله تبلیغاتی است که با سوار شدن بر احساسات و باورهای عمومی، ذهن عموم را در جهت خواسته خود شکل میدهد.
▪ آیا نوروفیدبک یک روش درمانی مکمل است و در کنار استفاده از آن دارو یا کارهای دیگر روان درمانی نیز باید انجام شود؟
همانطور که بیان شد، شیوه درمان بر اساس تشخیص نوع بیماری و عوامل دیگری از جمله ویژگیهای فردی بیمار تعیین میشود. در پروتکلهای درمانی اختلالات عمده و شایع روانپزشکی از جمله اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی و وسواس، نوروفیدبک جایگاه مهمی ندارد و بیشترین پژوهشهای روانپزشکی برای این ابزار در حیطه درمان ADHD انجام شده که نتایج آن گفته شد. جایگاه نوروفیدبک در بیشتر راهنماهای درمانی معتبر، هنوز در حدی نیست که در بهترین حالت بیش از یک درمان مکمل قابل توصیه باشد.
▪ آیا این روش قابل استفاده در میان افراد عادی نیز هست یا فقط کاربرد درمانی دارد؟
نتایجی گاه امیدبخش در زمینه افزایش کارایی ذهنی افراد سالم گزارش شده که نیاز به بررسی ببیشتری دارد.
▪ آیا استفاده از دستگاه نوروفیدبک توسط افراد غیرمتخصص آثار سوء میتواند داشته باشد؟
مهمترین اثر سوء مربوط به تشخیص اشتباه و یا جایگزینی درمان مؤثرتر با نوروفیدبک است. به جز این، هزینه زیاد و لزوم تبحر و تجربه داشتن در به¬کارگیری این ابزار از محدودیت¬های آن است. به عبارتی، فقدان دانش و تجربه کافی در اجرا و تفسیر نتایج می¬تواند به استفاده نادرست از اطلاعات حاصل از نوروفیدبک منجر شود. حتی اجرای درست نوروفیدبک و آشنایی کامل با این دستگاه، الزاماً به معنای توانایی تفسیر درست نتایج آن نیست. هم¬چنین هنجارهای مربوط به این دستگاه مربوط به جامعه یا جوامعی است که این ابزار در آن مورد پژوهش قرار گرفته و ممکن است با جمعیت هدف متفاوت باشد. بنابراین تطبیق این هنجارها پیش از به کارگیری آن در جمعیت هدف، ضروری است.
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
#خودکشی
روانکاوی امر غامض خودکشی را به این طریق توجیه کرده است: احتمالا هیچ کس انرژی روانی لازم را برای کشتن خودش نمی یابد، مگر این که در نخستین وهله، در انجام این کار در عین حال موضوعی را نیز می کشد که خودش با او همانندسازی کرده است؛ و در درجه دوم آرزوی مرگ را که معطوف به فرد دیگری بوده است به سمت خود بازمی گرداند.
قلم: #فروید
حجم: #John_Morris | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#خودکشی
روانکاوی امر غامض خودکشی را به این طریق توجیه کرده است: احتمالا هیچ کس انرژی روانی لازم را برای کشتن خودش نمی یابد، مگر این که در نخستین وهله، در انجام این کار در عین حال موضوعی را نیز می کشد که خودش با او همانندسازی کرده است؛ و در درجه دوم آرزوی مرگ را که معطوف به فرد دیگری بوده است به سمت خود بازمی گرداند.
قلم: #فروید
حجم: #John_Morris | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مغز شما چگونه تعيين ميكند كه چيزى زيبا هست يا خير؟
…
#ted #tedmed
ويزور: Anjan Chatterjee
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
…
#ted #tedmed
ويزور: Anjan Chatterjee
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
.
چیزى که نمى فهمیدم این بود که مردم تفکر نمى کنن، تکرار مى کنن. تحلیل نمى کنن، نشخوار مى کنن. هضم نمى کنن، کپى مى کنن. اون وقت ها یه ذره مى فهمیدم که بر خلاف حرف بقیه، انتخاب بین امکاناتِ در دسترس فرق داره با اینکه خودت براى خودت تفکر کنى. تنها راه ِدرست فکر کردن براى خودت اینه که امکانات جدید خلق کنى، امکان هایى که وجود خارجى ندارن.
قلم: #استیو_تولتز | #جز_از_کل
حجم:#Johnson_Tsang | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
چیزى که نمى فهمیدم این بود که مردم تفکر نمى کنن، تکرار مى کنن. تحلیل نمى کنن، نشخوار مى کنن. هضم نمى کنن، کپى مى کنن. اون وقت ها یه ذره مى فهمیدم که بر خلاف حرف بقیه، انتخاب بین امکاناتِ در دسترس فرق داره با اینکه خودت براى خودت تفکر کنى. تنها راه ِدرست فکر کردن براى خودت اینه که امکانات جدید خلق کنى، امکان هایى که وجود خارجى ندارن.
قلم: #استیو_تولتز | #جز_از_کل
حجم:#Johnson_Tsang | #Saatchiart
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
آموزش سلامت جنسی به کودکان
آموزش سلامت جنسی به کودکان یکی از دشوارترین قسمتهای فرزندپروری است که اغلب والدین به دلیل ناآشنایی با ظرافتهای موجود در این راه، یا با آموزش زودرس و شتابزده خود یا با تأخیر و پنهانکاری به سلامت فرزندشان لطمه میزنند. در آستانه روز جهانی سلامت جنسی سعی داریم شما را با کلیدهای تربیتی آشنا کنیم که بتوانید به راحتی از عهده این وظیفه مهم خود برآیید.
شاید اولین و رایجترین خطایی که اغلب ما والدین مرتکب میشویم این باشد که ضرورتی نمیبینیم درباره مسایل جنسی با کودک حرف بزنیم. والدین یا مربیانی که با کودک سر و کار دارند باید متوجه اهمیت این آموزش شوند و به این باور برسند که مخفیکاری و سرکوب کنجکاویهای جنسی کودک میتواند آسیبزا باشد. یعنی با عملکرد نامناسب ما کنجکاویهای معمولی بچهها که لازمه رشد سالم و طبیعی آنهاست، میتواند به جنبههای جنسی تبدیل شود و نهایتاً زمینههای انحراف اخلاقی را در آنها ایجاد کند. والدین میتوانند با تربیت جنسی درست در پیدایش حسهای خوبی مانند زیباییدوستی، هنر عشق ورزیدن، محبت، صمیمیت و ایثار و فداکاری نقش داشته باشند.
بعضی از والدین تا دوره بلوغ فرزند که تغییرهای آشکار جسمی او مجبورشان خواهد کرد درباره جنسیت با او حرف بزنند، سکوت میکنند. بعضی هم این کار سخت را به مربیان مدرسه واگذار میکنند. اما آیا همه بچههایی که در یک کلاس هستند درک جنسیتی یکسانی دارند؟ یا اصلاً آیا مربیان ما دورهای دیدهاند که بدانند چه میزان اطلاعات را چهطور در اختیار کودکان قرار دهند؟
پس چه بخواهید، چه نخواهید کودکان از رسانهها یا همسالان اطلاعاتی درباره جنسیت به دست میآورند. شما اگر نتوانید با مهارت ارتباطی و فن گفتوگوی سالم که لازمه برقراری روابط بینفردی است به کودک آموزش دهید، در قدم اول خودتان لطمه میبینید چرا که اولین رابطه سالم باید بین شما و بچهها شکل بگیرد. اگر امروز که فرزندتان خردسال است فضای مناسب گفتوگو چه درباره جنسیت و چه مسایل دیگر را به وجود نیاورید، در دوره بلوغ و نوجوانی نیز نخواهید توانست چنین فضای ارتباطیای ایجاد کنید و توصیهها و راهنماییهای لازم را داشته باشید.
ادامه در پست بعدى #روانسازه
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روانپزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آموزش سلامت جنسی به کودکان یکی از دشوارترین قسمتهای فرزندپروری است که اغلب والدین به دلیل ناآشنایی با ظرافتهای موجود در این راه، یا با آموزش زودرس و شتابزده خود یا با تأخیر و پنهانکاری به سلامت فرزندشان لطمه میزنند. در آستانه روز جهانی سلامت جنسی سعی داریم شما را با کلیدهای تربیتی آشنا کنیم که بتوانید به راحتی از عهده این وظیفه مهم خود برآیید.
شاید اولین و رایجترین خطایی که اغلب ما والدین مرتکب میشویم این باشد که ضرورتی نمیبینیم درباره مسایل جنسی با کودک حرف بزنیم. والدین یا مربیانی که با کودک سر و کار دارند باید متوجه اهمیت این آموزش شوند و به این باور برسند که مخفیکاری و سرکوب کنجکاویهای جنسی کودک میتواند آسیبزا باشد. یعنی با عملکرد نامناسب ما کنجکاویهای معمولی بچهها که لازمه رشد سالم و طبیعی آنهاست، میتواند به جنبههای جنسی تبدیل شود و نهایتاً زمینههای انحراف اخلاقی را در آنها ایجاد کند. والدین میتوانند با تربیت جنسی درست در پیدایش حسهای خوبی مانند زیباییدوستی، هنر عشق ورزیدن، محبت، صمیمیت و ایثار و فداکاری نقش داشته باشند.
بعضی از والدین تا دوره بلوغ فرزند که تغییرهای آشکار جسمی او مجبورشان خواهد کرد درباره جنسیت با او حرف بزنند، سکوت میکنند. بعضی هم این کار سخت را به مربیان مدرسه واگذار میکنند. اما آیا همه بچههایی که در یک کلاس هستند درک جنسیتی یکسانی دارند؟ یا اصلاً آیا مربیان ما دورهای دیدهاند که بدانند چه میزان اطلاعات را چهطور در اختیار کودکان قرار دهند؟
پس چه بخواهید، چه نخواهید کودکان از رسانهها یا همسالان اطلاعاتی درباره جنسیت به دست میآورند. شما اگر نتوانید با مهارت ارتباطی و فن گفتوگوی سالم که لازمه برقراری روابط بینفردی است به کودک آموزش دهید، در قدم اول خودتان لطمه میبینید چرا که اولین رابطه سالم باید بین شما و بچهها شکل بگیرد. اگر امروز که فرزندتان خردسال است فضای مناسب گفتوگو چه درباره جنسیت و چه مسایل دیگر را به وجود نیاورید، در دوره بلوغ و نوجوانی نیز نخواهید توانست چنین فضای ارتباطیای ایجاد کنید و توصیهها و راهنماییهای لازم را داشته باشید.
ادامه در پست بعدى #روانسازه
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روانپزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
بچهها باید هر مهارتی را ابتدا در خانه و با اعضای خانواده بهویژه والدین تمرین کنند و بیاموزند. آنها به این مهارتهای ضروری زندگی نیاز دارند تا بزرگسالی موفق شوند. اگر ارزشهای اخلاقی سالم را در بچهها پرورش ندهیم هنگام بزرگسالی در تصمیمگیریهای مهم خود با مشکل مواجه میشوند چرا که نقش جنسی دربرگیرنده تمام رفتارهایی است که به مرد بودن یا زن بودن فرد مربوط میشود. خانواده و جامعه به دلیل تأثیری که بر آموزش نقش جنسی دارند، روی رفتار کودک و عزتنفس او اثر میگذارند. شما اولین معلم او در زمینه جنسیت هستید. حتی او از لحظه تولد با الگوبرداری از شما در حال یادگیری بوده و در بسیاری موارد والدین متوجه چشمهای تیزبین کودک کنجکاو خود نبودهاند.
شروع آموزش جنسی میتواند از سنین خیلی پایین همگام با آموزش توالترفتن باشد که مفهوم خصوصی بودن اعضای تناسلی را به کودک میآموزید. اغلب بچهها قبل از مدرسهرفتن به خوبی این عبارت خصوصیبودن را میپذیرند. نکته اینکه، نباید روی اعضای تناسلی کودک اسامیای که بار منفی یا شرمآور دارند گذاشت؛ نگویید: «برو عیبتو بپوشون» یا «آبروتو بپوشون». از هیجانی شدن و نشان دادن واکنشهای تند هنگامی که کودک بهخاطر شناخت بدنش به عضو تناسلیاش دست میزند، بپرهیزید. همانطور که او دستش را در چند ماهگی با کنجکاوی نگاه میکرد و میشناخت یا به گوشش دست میزد و ناخنهای خود را با کنجکاوی میشناخت، اجازه دهید این عضو خود را هم بشناسد. اما با پرت کردن حواس او میتوانید مانع از لمس بیش از حد و تجربه حس خوشایند آن شوید، چرا که برخی از بچهها به دلیل آرامشگرفتن امکان دارد دوباره بهخصوص در مواقعی که به آرامش نیاز دارند مانند زمان خواب، آلت تناسلی خود را لمس کنند. بعضی از بچهها هم با موی مادر یا خودشان بازی میکنند یا شست خود را میمکند تا آرام شوند و بخوابند. پس دقت کنید این دو مثل هم است؛ از گذاشتن اسامی منفی مانند خودارضایی و… جداً بپرهیزید و کودکتان را بیجهت اذیت نکنید. اگر شما با رفتار نامناسب و واکنش تند او را حساس نکنید، این تجربه و دوره شناخت سپری میشود. ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روانپزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
شروع آموزش جنسی میتواند از سنین خیلی پایین همگام با آموزش توالترفتن باشد که مفهوم خصوصی بودن اعضای تناسلی را به کودک میآموزید. اغلب بچهها قبل از مدرسهرفتن به خوبی این عبارت خصوصیبودن را میپذیرند. نکته اینکه، نباید روی اعضای تناسلی کودک اسامیای که بار منفی یا شرمآور دارند گذاشت؛ نگویید: «برو عیبتو بپوشون» یا «آبروتو بپوشون». از هیجانی شدن و نشان دادن واکنشهای تند هنگامی که کودک بهخاطر شناخت بدنش به عضو تناسلیاش دست میزند، بپرهیزید. همانطور که او دستش را در چند ماهگی با کنجکاوی نگاه میکرد و میشناخت یا به گوشش دست میزد و ناخنهای خود را با کنجکاوی میشناخت، اجازه دهید این عضو خود را هم بشناسد. اما با پرت کردن حواس او میتوانید مانع از لمس بیش از حد و تجربه حس خوشایند آن شوید، چرا که برخی از بچهها به دلیل آرامشگرفتن امکان دارد دوباره بهخصوص در مواقعی که به آرامش نیاز دارند مانند زمان خواب، آلت تناسلی خود را لمس کنند. بعضی از بچهها هم با موی مادر یا خودشان بازی میکنند یا شست خود را میمکند تا آرام شوند و بخوابند. پس دقت کنید این دو مثل هم است؛ از گذاشتن اسامی منفی مانند خودارضایی و… جداً بپرهیزید و کودکتان را بیجهت اذیت نکنید. اگر شما با رفتار نامناسب و واکنش تند او را حساس نکنید، این تجربه و دوره شناخت سپری میشود. ادامه در پست بعدى
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روانپزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
وقتی شما واژه خصوصیبودن را به کار میبرید بچه میفهمد درباره این موضوع خصوصی میتواند با کسانی که دوست دارد حرف بزند، اما باید به کودک پیشدبستانی خود بگویید این موضوعات خصوصی را با شما که والدینش هستید مطرح کند نه همسالان و دوستان. بچه باید بفهمد غیر از شما بقیه در این مورد غریبه محسوب میشوند. نقش بازی کنید، قصه تعریف کنید و خلاصه اینکه نه با هیجان بلکه متناسب با ویژگیهای شخصیتی کودکتان با او در اینباره حرف بزنید و اطلاعات بدهید تا بداند میتواند همیشه با خیال راحت سؤالات خود را از شما بپرسد.
بیشتر بچهها تا ۶ سالگی باید:
• نام درست عضو تناسلی خود را بدانند (به زبان کودکانه خود).
• بدانند نوزادان از شکم مادر (جایی به نام رحم) میآیند و نوزاد خریدنی نیست که از مغازه یا بیمارستان تهیه شود.
• مفهوم رفتن به جای خصوصی برای تعویض لباس را بدانند.
• بتوانند با والدین خود درباره جنسیت صحبت کنند و سؤال بپرسند.
والدین بچههای زیر ۶ سال باید:
• اطلاعات جنسی را کوتاه، واضح و در حد درک بچه بدهند.
• قبل از هر پاسخی از کودک در اینباره بپرسند که: «خودت چی فکر میکنی؟ چی شد که این سؤال به ذهنت رسید؟»
• گاهی میتوان با یک بله یا خیر، پاسخ مدنظر کودک را داد. خاطره جالب مادری که پسر چهارسالهاش دواندوان از حیاط به خانه میآید و میپرسد: «مامان من از کجا آمدهام؟» را فراموش نکنید! او ابتدا هل میشود اما بر خود مسلط میشود و با تکرار سؤال کودک میپرسد: «منظورت چیه تو از کجا اومدی؟» و پسرک ادامه میدهد که بچه همسایه گفته ما از شهر همدان آمدهایم تو از کجا آمدی؟ یا کودک پنجسالهای که از مهد برمیگردد و از مادر میپرسد: «نوزاد از کجا میآید؟» و مادر با پرسشهای ساده در مورد سطح اطلاعات بچه و علت سؤال، میفهمد که مربی او باردار است و با گفتن این جملات آگاهانه به کودکش پاسخ میدهد… «نوزاد در جای مخصوصی توی شکم مادر میمونه تا خوب رشد کنه و آماده به دنیا اومدن بشه. اسم این کیسه کوچولو، رحم است.» برای بچهها در این سن یکی-دو جمله کافی است. یادتان باشد روند آموزش تدریجی است. با بزرگتر شدن کودک میتوانید کمکم با توجه به درک او اطلاعات تکمیلی و با مرور حرفهای قبل چند نکته جدید را هم آموزش دهید. به این ترتیب تا ۹ سالگی کودک باید درباره سؤالاتی مانند نوزادان از کجا میآیند، چهطوری میروند تو دل مامان و چهطور بیرون میآیند، چیزی شنیده باشد. او باید از تفاوت بین دو جنس آگاه باشد. مثلاً بداند اندام تناسلی جنس مخالف تفاوت دارد؛ مفهوم تماس بد و خوب و سوءاستفاده جنسی را بداند و اجازه ندهد کسی با رفتارش او را بیازارد.
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روانپزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بیشتر بچهها تا ۶ سالگی باید:
• نام درست عضو تناسلی خود را بدانند (به زبان کودکانه خود).
• بدانند نوزادان از شکم مادر (جایی به نام رحم) میآیند و نوزاد خریدنی نیست که از مغازه یا بیمارستان تهیه شود.
• مفهوم رفتن به جای خصوصی برای تعویض لباس را بدانند.
• بتوانند با والدین خود درباره جنسیت صحبت کنند و سؤال بپرسند.
والدین بچههای زیر ۶ سال باید:
• اطلاعات جنسی را کوتاه، واضح و در حد درک بچه بدهند.
• قبل از هر پاسخی از کودک در اینباره بپرسند که: «خودت چی فکر میکنی؟ چی شد که این سؤال به ذهنت رسید؟»
• گاهی میتوان با یک بله یا خیر، پاسخ مدنظر کودک را داد. خاطره جالب مادری که پسر چهارسالهاش دواندوان از حیاط به خانه میآید و میپرسد: «مامان من از کجا آمدهام؟» را فراموش نکنید! او ابتدا هل میشود اما بر خود مسلط میشود و با تکرار سؤال کودک میپرسد: «منظورت چیه تو از کجا اومدی؟» و پسرک ادامه میدهد که بچه همسایه گفته ما از شهر همدان آمدهایم تو از کجا آمدی؟ یا کودک پنجسالهای که از مهد برمیگردد و از مادر میپرسد: «نوزاد از کجا میآید؟» و مادر با پرسشهای ساده در مورد سطح اطلاعات بچه و علت سؤال، میفهمد که مربی او باردار است و با گفتن این جملات آگاهانه به کودکش پاسخ میدهد… «نوزاد در جای مخصوصی توی شکم مادر میمونه تا خوب رشد کنه و آماده به دنیا اومدن بشه. اسم این کیسه کوچولو، رحم است.» برای بچهها در این سن یکی-دو جمله کافی است. یادتان باشد روند آموزش تدریجی است. با بزرگتر شدن کودک میتوانید کمکم با توجه به درک او اطلاعات تکمیلی و با مرور حرفهای قبل چند نکته جدید را هم آموزش دهید. به این ترتیب تا ۹ سالگی کودک باید درباره سؤالاتی مانند نوزادان از کجا میآیند، چهطوری میروند تو دل مامان و چهطور بیرون میآیند، چیزی شنیده باشد. او باید از تفاوت بین دو جنس آگاه باشد. مثلاً بداند اندام تناسلی جنس مخالف تفاوت دارد؛ مفهوم تماس بد و خوب و سوءاستفاده جنسی را بداند و اجازه ندهد کسی با رفتارش او را بیازارد.
قلم: دکتر میترا حکیم شوشتری | فوق تخصص روانپزشکی
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
به واسطهٔ حکمت قانونگذارانمان، فقط ادم های باهوش ممکن است از بارداری جلوگیری کنند، درحالی که احمق ها دستور دارند تولید مثل کنند و بر جمعیت نوع خود بیفزایند.
در نتیجه، اقلیت تحصیل کرده (فقیر یا غنی) سهم جمعیتی کمتری در نسل بعد خواهند داشت و اکثریت تحصیل نکرده با زادو ولد بیشتر، جمعیت بیشتری خواهند داشت.
قلم: #درباره_معنی_زندگی | #ویل_دورانت
حجم: #Damien_Hirst | #saatchiart
#abortion
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به واسطهٔ حکمت قانونگذارانمان، فقط ادم های باهوش ممکن است از بارداری جلوگیری کنند، درحالی که احمق ها دستور دارند تولید مثل کنند و بر جمعیت نوع خود بیفزایند.
در نتیجه، اقلیت تحصیل کرده (فقیر یا غنی) سهم جمعیتی کمتری در نسل بعد خواهند داشت و اکثریت تحصیل نکرده با زادو ولد بیشتر، جمعیت بیشتری خواهند داشت.
قلم: #درباره_معنی_زندگی | #ویل_دورانت
حجم: #Damien_Hirst | #saatchiart
#abortion
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالم زندگى كردن يعنى چه؟
ويزور: #Hacan_Menguc
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ويزور: #Hacan_Menguc
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
کارکردهای روانشناختی #سوگواری
مراسم سوگواری برای از دستدادن یکی از عزیزان، آیینی اجتماعی و متأثر از ویژگیها و مختصات فرهنگی جامعه در هر زمان است. این مراسم، همچون بسیاری از آیینهای دیگر، دربردارنده معانی و کارکردهای مختلف روانشناختی، اجتماعی، معنوی و … است. باورهای مذهبی و نوع نگاه به مرگ و معنای آن در هر جامعه، بر مفهوم و شکل آیین سوگواری تأثیر میگذارد. اما جدا از این تفاوتهای فرهنگی، تجربه سوگواری تجربهای است که به طور کلی انسان را با واقعیتهای سهمگینی رویارو میکند و واجد معنایی کمابیش مشترک برای انسان است؛ و از این دیدگاه میتوان کارکردی به نسبت عمومی و فراگیر را نیز برای آن در نظر گرفت.
به طور کلی، تجربه فقدان و از دست دادن یکی از تجربههای سخت در زندگی افراد است. فرد با هر فقدانی بخشی از علایق و وابستگیهای خود را از دست میدهد و علاوه بر آن با یکی از اضطرابهای اساسی انسان، یعنی خودِ پدیده مرگ و مرگ محتوم خویشتن رویارو میشود. تجربه فقدان از سویی به گذشته اشاره دارد و نهتنها یادآور فرد ازدسترفته، بلکه تکرار تجربه برهمانباشته همه آن چیزهایی است که در گذشته از دست داده است؛ و از سویی یادآور اتفاقی در آینده است: مرگ محتوم خویشتن. فرد سوگوار که در تماسی نزدیک با این دو رنج قرار گرفته، باید بتواند آنها را از سر بگذراند و به زندگی بازگردد. او باید بتواند آن بخش از عواطف و انرژی روانی خود را که بر ابژه محبوب ازدسترفته سرمایهگذاری کرده بود، بازپس گیرد تا آن را از نو در رابطهاش با ابژههای دیگر و بخشهای دیگر زندگیاش به کار گیرد. همچنین باید با هراس از مرگ خود کنار بیاید و این رویارویی سهمگین را از سر بگذراند و باز به دنیا بازگردد و شانه به شانه مرگ، زندگی خود را ادامه دهد.
مراسم عزاداری برای اطرافیان فرد ازدسترفته فرصتی فراهم میکند تا این مواجهه دردناک را آسانتر پشت سر بگذارند. در این مراسم، مشارکت جمعی بستگان و آشنایان، علاوه بر همدردی با داغداران، آنان را در نقشی خاص قرار میدهد و وظایفی را برایشان تعیین میکند: داغداران باید شکل مراسم را به دقت طراحی کنند و سپس اجرایش کنند. با این ترتیب، در روزهای نخست فقدان، اطرافیان فرد ازدسترفته آنچنان درگیر ایفای نقش اجتماعی تعریفشده خود هستند که گویا با اصل واقعه رخداده به یکباره مواجه نمیشوند. داغداران بخشی عمده از فکر و عواطف خود را بر اجرای این مراسم و نحوه تعامل خود با افراد و گروهها و جزییات آن متمرکز میکنند و با این ترتیب، فاصله خود را، هرچند ناقص و موقت، با آن واقعه دردناک حفظ میکنند. ادامه در پست بعدى
قلم: #دکتر_سامان_توکلی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
مراسم سوگواری برای از دستدادن یکی از عزیزان، آیینی اجتماعی و متأثر از ویژگیها و مختصات فرهنگی جامعه در هر زمان است. این مراسم، همچون بسیاری از آیینهای دیگر، دربردارنده معانی و کارکردهای مختلف روانشناختی، اجتماعی، معنوی و … است. باورهای مذهبی و نوع نگاه به مرگ و معنای آن در هر جامعه، بر مفهوم و شکل آیین سوگواری تأثیر میگذارد. اما جدا از این تفاوتهای فرهنگی، تجربه سوگواری تجربهای است که به طور کلی انسان را با واقعیتهای سهمگینی رویارو میکند و واجد معنایی کمابیش مشترک برای انسان است؛ و از این دیدگاه میتوان کارکردی به نسبت عمومی و فراگیر را نیز برای آن در نظر گرفت.
به طور کلی، تجربه فقدان و از دست دادن یکی از تجربههای سخت در زندگی افراد است. فرد با هر فقدانی بخشی از علایق و وابستگیهای خود را از دست میدهد و علاوه بر آن با یکی از اضطرابهای اساسی انسان، یعنی خودِ پدیده مرگ و مرگ محتوم خویشتن رویارو میشود. تجربه فقدان از سویی به گذشته اشاره دارد و نهتنها یادآور فرد ازدسترفته، بلکه تکرار تجربه برهمانباشته همه آن چیزهایی است که در گذشته از دست داده است؛ و از سویی یادآور اتفاقی در آینده است: مرگ محتوم خویشتن. فرد سوگوار که در تماسی نزدیک با این دو رنج قرار گرفته، باید بتواند آنها را از سر بگذراند و به زندگی بازگردد. او باید بتواند آن بخش از عواطف و انرژی روانی خود را که بر ابژه محبوب ازدسترفته سرمایهگذاری کرده بود، بازپس گیرد تا آن را از نو در رابطهاش با ابژههای دیگر و بخشهای دیگر زندگیاش به کار گیرد. همچنین باید با هراس از مرگ خود کنار بیاید و این رویارویی سهمگین را از سر بگذراند و باز به دنیا بازگردد و شانه به شانه مرگ، زندگی خود را ادامه دهد.
مراسم عزاداری برای اطرافیان فرد ازدسترفته فرصتی فراهم میکند تا این مواجهه دردناک را آسانتر پشت سر بگذارند. در این مراسم، مشارکت جمعی بستگان و آشنایان، علاوه بر همدردی با داغداران، آنان را در نقشی خاص قرار میدهد و وظایفی را برایشان تعیین میکند: داغداران باید شکل مراسم را به دقت طراحی کنند و سپس اجرایش کنند. با این ترتیب، در روزهای نخست فقدان، اطرافیان فرد ازدسترفته آنچنان درگیر ایفای نقش اجتماعی تعریفشده خود هستند که گویا با اصل واقعه رخداده به یکباره مواجه نمیشوند. داغداران بخشی عمده از فکر و عواطف خود را بر اجرای این مراسم و نحوه تعامل خود با افراد و گروهها و جزییات آن متمرکز میکنند و با این ترتیب، فاصله خود را، هرچند ناقص و موقت، با آن واقعه دردناک حفظ میکنند. ادامه در پست بعدى
قلم: #دکتر_سامان_توکلی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram