مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
رابطه جنسی و تنهایی:
#فروید مفهوم «نماد» را در ساختار روانی توضیح داد. او در فصل پنجم تعبیر رویاها نمادهای گوناگونی را توصیف می‌کند که درونمایه‌ای جنسی_ اندام جنسی یا عمل جنسی_ دارند. فروید هشدار می‌دهد به این عقیده که چیزی «نشانه»ی چیز دیگری‌ست، نباید خیلی هم افراطی نگاه کرد: یک سیگار همیشه هم نماد آلت مردانه نیست؛ «گاهی یک سیگار فقط یک سیگار است.» ولی فروید در این هشدار تا آنجا که باید پیش نمی‌رود. گاهی ممکن است رابطه‌ی جنسی خود نماد چیز دیگری باشد. اگر ژرف‌ترین دلواپسی‌های غایی انسان ماهیتی اگزیستانسیال داشته باشد و مربوط به مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی باشد، پس کاملا محتمل است که این ترس‌ها با دلواپسی‌های فرعی مثل مسائل جنسی جابه‌جا و نمادینه شود.

قلم: #روان‌درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_دی_یالوم
ويزور: #Sigmund_Freud | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Fariman - They dont care about us (cover) پيامي به اقدامات خشونت بار و نژادپرستانه @Psychonstruct
They Don't Care About Us (Cover)
Fariman
روش‌های علمی و راهکارهای بی‌اعتبار در درمان افسردگی

امروزه در جهان، اختلال افسردگی در میان شایع‌ترین و آسیب‌زاترین اختلالات و بیماری‌ها جای دارد و شعار سازمان جهانی بهداشت در سال جاری با عنوان «بیایید درباره افسردگی صحبت کنیم» (Depression: Let’s talk) در نظر گرفته شده است. پژوهش معتبر اخیر نشان داده که فراوانی جاری اختلال افسردگی در ایران بالاست و از بسیاری از کشورهای دیگر نیز فزونی یافته است. همچنین می‌دانیم که افسردگی زمینه‌ساز بروز بسیاری از بیماری‌های جسمانی است و اغلب بدون کنترل افسردگی، بیماری‌های جسمانی همراه نیز به بهبودی کامل نخواهند رسید. از نگاهی دیگر، وجود افسردگی در یک یا چند تن از اعضای هر خانواده، سلامت روان سایر افراد خانواده را نیز تهدید می‌کند و در مجموع به افت کارایی و کیفیت زندگی کل خانواده  و از دست رفتن احساس خوشبختی می‌انجامد.
بر این اساس، پیشگیری از بروز افسردگی از یک‌سو و مدیریت و درمان مناسب آن از سویی دیگر، واجد اهمیتی زیاد در مسیر دستیابی به شاخص‌های سلامت فرد، خانواده و اجتماع است. موضوع پیشگیری فراتر از بحث حاضر است و در اینجا بر این نکته تأکید می‌شود که درمان مناسب افسردگی باید واجد «سه ویژگی مهم» باشد و با غفلت از هریک از آنها ممکن است تبعات حاصل، درازمدت یا گاه جبران‌ناپذیر باشد؛ چرا که افسردگی در صورت مزمن شدن، شدیدتر شدن و یا راجعه (عودکننده) شدن، تغییرات مغزی و محیطی بیشتری به دنبال خواهد داشت و درمان آن به‌تدریج دشوارتر و تبعات آن غیرقابل‌بازگشت‌تر خواهد شد.
ویژگی مهم اول، «به‌موقع بودن» تشخیص و آغاز درمان است. در پژوهش‌ها نشان داده شده است که تأخیر در شروع درمان افسردگی به عود بیشتر آن منجر می‌شود و هر عود افسردگی نیز به‌نوبه خود با احتمال بالاتر عود بعدی و عواقب ناگوارتر همراه خواهد بود. به‌جز آن، گاه افسردگی در حدی است که تأخیر در درمان، در همان زمان می‌تواند تبعاتی جدی مانند از دست دادن شغل، ازهم‌‌پاشیدگی خانواده یا حتی خودکشی داشته باشد. ادامه در پست بعدى

قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ویژگی مهم دوم، «تشخیص درست نوع افسردگی» است. شاید برخی ندانند که افسردگی انواع و اقسامی دارد و برحسب نوع، شدت و خصوصیاتی دیگر، روش درمانی مؤثر انتخاب می‌شود. به بیان دیگر، این شیوه که خود فرد افسرده یا خانواده او بر پایه باورهای پیشین، تمایلات شخصی یا القائات دیگران روشی را ترجیح دهند و روشی دیگر را کنار بگذارند «دور زدن» مرحله مهم «تشخیص نوع بیماری» است و چنین رویکردی در هر حوزه دیگر پزشکی نیز غیرقابل تأیید است. به‌عنوان مثال، ممکن است یک فرد ورزش کردن را برای درمان افسردگی خود کافی بداند، فردی دیگر سفر کردن را، یا مصرف دارو، روان‌درمانی، مشاوره، هیپنوز، طب سنتی، یا طب سوزنی. به‌کارگیری هر روش درمانی باید بر یک تشخیص درست استوار باشد؛ به‌عنوان نمونه، افسردگی ناشی از یک بیماری داخلی، هورمونی یا مغزی مشخص یا شناخته‌نشده، افسردگی ناشی از مصرف یا قطع یک ماده، افسردگی ناشی از یک علت محیطی، افسردگی دوقطبی، افسردگی فصلی، افسردگی همراه با سوگ و موارد دیگر؛ هرکدام پروتکل درمانی خاصی دارد.
ویژگی مهم سوم، «انتخاب روش مؤثر درمان» است. روش درمان بر اساس نوع افسردگی و شرایط ویژه هر فرد تعیین می‌شود و راهنماهای بالینی معتبری در جهان برای مشخص کردن جایگاه علمی و اولویت هر روش در میان سایر روش‌ها تدوین شده و مورد استفاده است. به‌عنوان نمونه، راهنماهای درمان افسردگی در کانادا، بریتانیا، ایالات متحده، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند طراحی شده و هرچند در نظر داشتن ویژگی‌های بومی و فرهنگی هر منطقه برای تدارک این راهنماها لازم است، مشترکات زیادی میان آنها دیده می‌شود و برای سایر مناطق نیز تا زمانی که راهنمای بالینی ویژه آنها تهیه نشده می‌تواند قابل استفاده باشد. عدم بهره‌گیری از نتایج مطالعات معتبر و نتایج مورد اجماع جهانی، و به‌کارگیری روش‌هایی که به شیوه‌ای علمی (Scientific) آزموده نشده‌اند و بنابراین اطمینانی به کارآیی آنها نیست، به شکل بالقوه همان عواقبی را در پی خواهد داشت که در دو مورد بالا (درمان دیرهنگام و تشخیص نادرست) بیان شد. هرچند فرد ممکن است با این تصور که روشی کم‌عارضه مانند ورزش کردن، اصلاح تغذیه یا استفاده از داروهای گیاهی را در پیش گرفته و به این شکل از مصرف داروهای ضدافسردگی جلوگیری کرده است، او در واقع با این شیوه شروع درمان مؤثر را به تأخیر انداخته و احتمال بروز تبعات بعدی را افزایش داده است. هرچند ورزش کردن امری بسیار پسندیده و اصلاح تغذیه نیز در مواردی ضروری است، کنار گذاشتن روش اصلی و «خط اول» درمان افسردگی با انجام موارد فوق توجیه نمی‌شود. همچنین این توجیه که مصرف یک داروی گیاهی به دلیل کم‌عارضه‌بودن جایگزین مصرف داروی اصلی شود به کل مردود است. ادامه در پست بعدى

قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
پیش از آن‌که یک داروی کم‌عارضه‌تر جایگزین دارویی با احتمال عوارض جانبی بیشتر شود، آنچه دارای اهمیت اساسی است «مؤثر بودن» روش و حتی «مؤثرتر بودن» آن نسبت به سایر گزینه‌هاست. این‌که یک داروی گیاهی یا روش سنتی بخواهد به‌عنوان «خط اول» درمان اختلال افسردگی به‌کار رود باید در راهنماهای بالینی در جایگاهی بالاتر از سایر روش‌ها قرار گرفته باشد و البته هیچ‌یک از این داروها تا کنون در جایگاه مذکور ننشسته و هرچند اقلام «انگشت‌شماری» از آنها در راهنمای مذکور تعیین جایگاه شده‌اند، این موقعیت اصلاً در اندازه‌ای نیست که به شکلی که اکنون در رسانه‌های عمومی تبلیغ می‌شود بتواند آنها را فراتر از درمان‌های مؤثر موجود (داروها و روان‌درمانی‌ها‌) بنشاند. البته باید به این نکته هم توجه شود که داروهای گیاهی معدود مورد اشاره در راهنمای بالینی، اغلب با توصیه‌های رایج در رسانه‌ها متفاوت‌اند و اکثریت قاطع داروهای گیاهی رایج و تبلیغ‌شده جایی در راهنماهای علمی مورد اجماع ندارند. داروهای گیاهی انواع زیادی دارند که بر پایه دانش امروز، تنها تعداد انگشت‌شماری از آنها ممکن است برای موارد «غیرجدی» افسردگی قابل تجویز باشند.
در میان روش‌های علمی درمان اختلالات افسردگی که در خط اول درمان موارد متوسط تا شدید قرار گرفته‌اند، کماکان داروها مهم‌ترین هستند و بیشترین شواهد به نفع «اثربخشی» یا به عبارت دقیق‌تر «هزینه-اثربخشی» آنهاست. با این حال، روان‎‌درمانی (به‌ویژه از انواع شناختی-رفتاری و بین‌فردی) دارای شواهد کافی برای به‌کارگیری در موارد افسردگی خفیف تا متوسط است و به هنگامی که در کنار درمان دارویی استفاده شود کارایی بیشتری از اثر مستقل هریک از درمان‌های دارویی و روان‌درمانی به‌‌دست خواهد آمد. روان‌درمانی را حتی می‌توان در کنار درمان دارویی در موارد «افسردگی شدید» به‌کار برد و به‌عنوان درمان نگهدارنده اختلال افسردگی (برای جلوگیری از بازگشت افسردگی) نیز در کنار درمان دارویی یا به‌تنهایی مؤثر است. با این حال، در بیشتر موارد اختلالات افسردگی متوسط تا شدید، با توجه به احتمال زیاد عود و تبدیل آن به شکل مقاوم به درمان، مصرف دارو ضروری است. ابزارهایی هم برای درمان افسردگی در موارد مقاوم به درمان در دسترس است که بیشترین شواهد موجود برای اثربخشی آنها به درمان با ECT (تشنج‌درمانی الکتریکی) تعلق دارد و پس از آن rTMS (تحریک مغناطیسی از طریق جمجمه) نیز به‌عنوان ابزاری با موارد تجویز محدودتر موجود است. ابزاری به نام نوروفیدبک نیز ممکن است برای درمان افسردگی تبلیغ شود، اما واقعیت آن است که تا کنون اثربخشی آن در این زمینه ثابت نشده و تجویز آن قابل تأیید نیست.
بنابراین با در نظر داشتن سه عامل مهم در درمان شامل ۱) «به‌موقع بودن» شروع درمان، ۲) «تشخیص درست» نوع افسردگی، و ۳) انتخاب «روش مؤثر» درمان، و بهره‌گیری از راهنماهای معتبر بالینی مورد اجماع جوامع علمی و البته توانمندی روانپزشک و روانشناس بالینی در به‌کارگیری دانش و تجربه خود، می‌توان به درمان مناسب‌تر اختلالات افسردگی که بار بزرگی بر دوش جوامع و از جمله ایرانیان است امید داشت. در این مسیر، پرهیز از راهکارهایی که فاقد مبنایی علمی است و صرفاً بر اساس شاخص‌هایی چون باورهای رایج عمومی یا نظر افراد صاحب‌نام شکل گرفته و هنوز به شیوه‌ای قابل‌اعتنا به محک آزمون سپرده نشده، لازم است.

قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ روش‌های علمی و راهکارهای بی‌اعتبار در درمان افسردگی امروزه در جهان، اختلال افسردگی در میان شایع‌ترین و آسیب‌زاترین اختلالات و بیماری‌ها جای دارد و شعار سازمان جهانی بهداشت در سال جاری با عنوان «بیایید درباره افسردگی صحبت کنیم» (Depression: Let’s talk) در…»
ﺩﺭﺑﺎﺭه‌ی ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﯽ‌ﺭﻭﺩ. ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ. ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﺭﻭﺩ. ﺁﺗﺶﺑﺲ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ. ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﺭه‌ی ﭘﺴﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯽﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﺶ ﻣﯽﮔﺬﺭﺩ. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﯾﮑﯽﺷﺎﻥ ﺑﻪ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﻧﺮﻡ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:‏ «ﺣﺎﻻ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻧﮑﻦ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ.‏» ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻟُﺐّ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ­ﺭﺳﺎﻧﺪ. ﺁﻥﻫﺎ ﺗﻤﮑﯿﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺭابطه‌ی ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﭘﯿﺶ نمیﺭﻭﺩ، ﺍﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺩﺭ ﺷﺮﻭﻉ همه‌ی ﻣﺎ ﺩﻟﺮﺑﺎﺋﯿﻢ.
ﯾﺎﺩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﯿﻠﻢﻫﺎﯼ ﻭﻭﺩﯼ_ﺁﻟﻦ ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ – ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭ ﺍﻣﻮﺭ، ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ- ﺯﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ‏« ﻣﺎ شبیه ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﻤﻮﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻭن‌ﻮﻗﺘﺎ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩی!» ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ‏«ﻣﯽﺩﻭﻧﯽ، ﺍﻭﻥﻭﻗﺖ ﻓﻘﻂ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﻮﺭ ﺟﻔﺖ ﺷﺪﻧﻮ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩﻡ، همه‌ی ﺍﻧﺮﮊﯼﻣﻮ ﺑﮑﺎﺭ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻡ، ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﯽﺷﺪﻡ!» ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺁﺷﻨﺎیی ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺑﺎﻫﻮﺵﺍﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﺍﻧﺮﮊﯼ. ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪ ﻧﻮﺑﺖ ﺧﺰﯾﺪﻥ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖﻫﺎﺳﺖ. ‏«ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ، ﺟﻮﺭﺍﺑﺎﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﺨﺶ ﻭ ﭘﻼ ﮐﺮﺩﯼ، ﺩﯾﻮﺍنه‌ی ﺍﺣﻤﻖ! ﺳﯿﻔﻮﻧﻮ ﮐﺸﯿﺪﯼ ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ همه چی ﺗﻮﯼ ﺗﻮﺍﻟﺘﻪ!» ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﺍبطه‌ی ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﯽﺭﻭﺩ، ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﯽﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ. ﻫﺪﻑ ﻫﻢ ﭘﯿﺶﺭﻓﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻧﯿﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﻫﻢ.

قلم: #چارلز_بوکوفسکی
حجم:#Johnson_Tsang | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
ماتیلدا:«زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط زمانی که بچه‌ای؟»
لئون:«همیشه همینطوره.»

ويزور: Leon: The Professional
آوا: #Sting | #Shape_of_my_heart
#نت_هفته_روانسازه
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
Shape Of My Heart
108. Sting
.
ماتیلدا:«زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط زمانی که بچه‌ای؟»
لئون:«همیشه همینطوره.»

ويزور: Leon: The Professional
آوا: #Sting | #Shape_of_my_heart
#نت_هفته_روانسازه
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
نوزاد به محض خروج از زهدان مادر توجه خاصی به کلام انسانی دارد و در مقابل اضطراب حاصل از خروج از رحم و کشف عالم خارج کافی است که او را مخاطب قرار دهیم تا گریه و فریاد حاصب از عسرت و درماندگی خود را متوقف کن و با توجه فوق العاده و شگفت انگیزی به سخنان ما گوش فرا دهد.
نوزاد به محض اینکه از خواب بیدار میشود به حضور مادر نیاز دارد.ولی حتی در غیاب او قادر است از طریق ایجاد رابطه با اشیا یا قسمت های مختلف بدن خویش مادر را به گونه ای برای خود حاضر کند.مثلا مکیدن انگشت یا بازی با جغجغه جای نیاز به وجود پستان یا حضور جسمانی مادر را میگیرد.طفل قادر میشو وجود مادر را برای خود از طریق مکیدن انگشت توهم کند‌ این پدیدار را فروید توهم ارضای میل میخواند.توانایی نوزاد در توهم حضور مادر از جمله اولین کوشش های او در کسب استقلال است.
لبخند نوزاد برای مادر نشانه علاقه و عشق اوست.این امر که نوزاد به چهره ی هرکس و حتی در مقابد صورتکهای مصنوعی لبخند میزند نشان دهنده ی آن نیست که لبخند او صرفا واکنشی عصبی و مکانیکی باشد بلکه میرساند که نزد او مادر در همه جاست و تمان عالم او چیزی جز وجود مادر نیست.حتی اشیا بی جان نیز مظهر وجودی مادر برای او هستند. عالم و مادر یک وجود واحد را تشکیل میدهند.در این همانندگی،کودک تمایزی میان کالبد خود و جسم مادر قایل نمیشود.

قلم: مبانی روانکاوی فروید لکان | دکتر کرامت موللی
نقش: #Mother_teresa | #Raja_Segar
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Havaye Geryeh
Homayoun Shajarian [BeepSong.ir]
جایگاه کنونی نوروفیدبک در درمان اختلالات روان‌پزشکی

لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا می‌شود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته می‌شود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلی‌فایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت می‌‌شود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده می‌شود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد می‌‌کند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال¬هاست عمدتاً به منظور آرام‌سازی در افراد مضطرب به کار می¬رود.
آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماری‌‌ها نتیجه بخش بوده است؟
در روان‌‌پزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان می‌‌توان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهش‌‌ها و نتیجه‌‌گیری‌های امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز می‌‌شود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه می‌‌یابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیش‌‌فعالی، تکانشگری (به معنای واکنش‌های ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز می‌‌کند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهش‌‌های مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتی‌‌تری است، در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD می‌‌پردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهش‌‌هایی گزارش شده و نتیجه‌گیری نهایی را دشوار کرده است.
ادامه درپست بعدى
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
جایگاه کنونی نوروفیدبک در درمان اختلالات روان‌پزشکی

لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا می‌شود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته می‌شود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلی‌فایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت می‌‌شود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده می‌شود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد می‌‌کند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال¬هاست عمدتاً به منظور آرام‌سازی در افراد مضطرب به کار می¬رود.
آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماری‌‌ها نتیجه بخش بوده است؟
در روان‌‌پزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان می‌‌توان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهش‌‌ها و نتیجه‌‌گیری‌های امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز می‌‌شود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه می‌‌یابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیش‌‌فعالی، تکانشگری (به معنای واکنش‌های ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز می‌‌کند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهش‌‌های مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتی‌‌تری است، در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD می‌‌پردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهش‌‌هایی گزارش شده و نتیجه‌گیری نهایی را دشوار کرده است.
ادامه درپست بعدى
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
حتی راهنماهای بالینی معتبر رهنمودهایی متفاوت در این مورد داشته‌اند. به لحاظ پیچیدگی‌‌های موجود در روش‌های علمی، جمع‌‌بندی نهایی یافته‌‌های متناقض نیاز به آشنایی با روش‌‌شناسی علمی دارد و در زمان تفسیر نتایج هر پژوهشی باید محدودیت‌‌های روش آن پژوهش را در نظر داشت. به این دلیل، اعلام عمومی نتایج مطالعات علمی در رسانه‌‌ها بدون ذکر تفسیر کارشناسان از این نتایج، اغلب به برداشتی نامتناسب با واقعیت می‌‌انجامد.
هرچند ذکر جزییات روش‌‌شناسی علمی در مورد اثربخشی نوروفیدبک در درمان ADHD از حوصله این بحث خارج است، برای روشن‌تر شدن موضوع توضیح کوتاهی را بیان خواهم کرد. کورتیس و همکاران (۲۰۱۶) برای جمع‌بندی نتایج این پژوهش‌‌ها، از روشی به نام متاآنالیز (فراتحلیل) استفاده کردند. این روش که شیوه‌‌ای مرسوم در این زمینه است، اطلاعات همه پژوهش‌های مرتبط را در یک ظرف می‌‌ریزد و با روش‌‌های آماری، اثربخشی نهایی درمان مورد نظر را گزارش می‌‌کند. در بررسی کورتیس و همکاران، ۱۳ پژوهش واجد صلاحیت برای ورود به ظرف مذکور دانسته شد و اطلاعات ۵۲۰ نفر مبتلا به ADHD در تحلیل وارد شد. آنها گزارش کردند که نوروفیدبک در حالت کلی در درمان علایم ADHD مؤثر به نظر می‌‌رسد، اما این اثربخشی پس از در نظرگرفتن یکی از استانداردهای مهم پژوهشی، دیگر وجود نخواهد داشت. این استاندارد عبارت است از «بی‌‌خبر بودن افراد ارزیابی کننده علایم از شیوه درمان اجرا شده». در واقع، به هنگام مقایسه یک روش درمانی با روش دیگر، افراد ارزیابی کننده نتیجه درمان باید از روش درمانی مورد استفاده بی‌‌خبر باشند تا قضاوت آنها تحت تأثیر پیش‌‌زمینه ذهنی خود و نظر قبلی‌شان در مورد آن درمان قرار نگیرد. این متاآنالیز نشان داد که اگر تنها نظر ارزیابی کننده‌‌های بی‌‌خبر از نوع روش اجرا شده ملاک قرار گیرد، نوروفیدبک تأثیری در درمان ندارد.
در مجموع با اطلاعات فعلی، نمی‌توان نوروفیدبک را در عمل جایگزین درمان‌های مورد تأیید و شناخته‌ ‌شده اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی دانست و برای به کارگیری آن نباید اغراق کرد. در هر صورت، مطالعات در این زمینه در جریان است و ممکن است با بهبود و ارتقای روش اجرا نتایج بهتری حاصل شود؛ همان‌طور که هم‌اکنون شیوه‌‌های پیشرفته‌‌تری در اجرای نوروفیدبک در حال بررسی است.
باید اضافه کرد که با توجه به تعدادجلسات زیادی که برای انجام نوروفیدبک لازم است، به هنگام بررسی اثربخشی آن در مقایسه با سایر روش‌‌های درمانی، ضروری است که یک عامل مداخله‌‌گر دیگر را نیز در نظر داشت. این عامل که به آن در اغلب مطالعات توجه نشده، عبارت است از «اثر رابطه درمانگر و بیمار». در طول ۳۰ تا ۴۰ جلسه درمانی، بیمار به طور مرتب از برنامه نوروفیدبک و نیز از مجری آن «بازخورد مثبت» می‌‌گیرد و این اثری است که برای درک اثر خالص درمانی نوروفیدبک باید محاسبه یا کنترل شود.

آیا این روش عوارض جانبی دارد؟
عموماً عارضه جانبی مهمی بروز نمی‌کند و البته عوارضی از قبیل تحریک‌‌پذیری، عصبی شدن، سردرد، اضطراب و خستگی می‌‌تواند رخ دهد که معمولاً گذراست. همچنین تغییر آستانه تشنج گزارش شده است.
آیا بعد از درمان، اختلال برگشت پذیر است؟
اصولاً یک درمان قطعی که یک بار انجام شود و برای همیشه از بازگشت علایم جلوگیری کند وجود ندارد.
قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#خرداد_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct