مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
.
فضاى روان انسان يك فضاى هندسى اقليدسى نيست، روال خطى گذشته، حال، آينده فقط در ذهن ما واقعيت پيدا ميكند; مفهوم كوانتمى زمان در ذهن ماست كه دكارتى ميشود. به همين دليل است كه در فضاى رواندرمانى با ويرايش برداشت مراجع از گذشته, حال و آينده اش متاثر ميشوند. اين ادعا به اين مفهوم نيست كه ميتوانيم فعلى كه در گذشته رخ داده است را تغيير دهيم، ولى ميتوانيم با ويرايش برداشت خود از وقايع گذشته، حس زمان حال و متعاقبا عملكرد خود را تغيير دهيم و اين به مفهوم "مهندسى آينده" است.
.
‏Psyche realm is not an Euclidean geometric space. Past, present and future linear trajectory concept just occurs within our mind; we tend to transform quantum definition of time into Descartes. In this sense, during psychotherapy procedure via modifying patient’s perception of past, hopefully we can influence both present and future. This claim doesn’t postulate that we can change occurrences of the past; nonetheless by mediating our perception from the past we can favorably qualify our present sense and action and this is what I call “Future Engineering”. قلم: #مانى_منجمى | #تداوم_خاطره
#mani_monajemi #persistence_of_memory
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اگر واپس زنی عاملی باشد که فرایندهای اولیه ی ناخوداگاه را به نهانخانه ی ذهن می راند،آنگاه خواب ها،لغزش های کلامی و جوک ها ابزاری خنده آوری هستند که ناخودآگاه را از پستوی خانه بیرون می آورند و حجاب آگاهی آن را پاره می کند. این ها نیرنگ های تردستانه ی ناخودآگاهند ، راه های پرپیچ و خمی که ناخودآگاه باهوش و ذکاوت حفر می کند تا از سیاه چال واپس زنی و زندان زیرزمینی سرکوب بگریزد.
اگر ناخودآگاه درگیر جنگ پشت پرده ای دائمی علیه حاکمیت و سلطه ی بخش خودآگاه ذهن باشد میتوان گفت خنده نیرومند ترین سلاح شیمیایی آن است.

قلم: #چگونه فروید بخوانیم | #جاش_کوهن
ويزور: #Collective_Unconscious | #Deborah_Stevenson
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Delbar "Remix"
Mohsen Chavoshi
می‌دانم. می‌دانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برنخواهم خورد که انفعالی را در من برانگیزد. می‌دانی، بنای دوست داشتن کسی را گذاشتن، کار بزرگی است. باید نیرو، کنجکاوی، نابینایی داشت... حتی لحظه‌ای هست، درست در آغاز، که باید از روی مغاکی پرید: اگر کسی بهش فکر کند، این کار را نخواهد کرد. می‌دانم که من دیگر هیچ وقت نخواهم پرید.

قلم: #تهوع|#ژان_پل_سارتر
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
.
به مفهومِ روان‌شناختی، فقط هنگامی که حاضر به رویارویی با #دردِ خود باشیم، برای تجربه کردنِ #شادی آماده و توانمند هستیم. فقط وقتی آماده‌ی رویارویی با #نادانیِ خود هستیم، احتمال آن را می یابیم که به ِرد دست یابیم. فقط زمانی که #تنهاییِ خود را احساس می‌کنیم، امکانِ تجربه‌ی #عشق را می‌یابیم. سرانجام، هنگامی که حاضر هستیم اصیل نبودنِ خود را تجربه کنیم، قادر به گشایش در برابرِ جانمان هستیم.

قلم: #کارول_اس_پیرسن | #بیداری_قهرمان_درون
نقش: #John_Milestone | #Introspection
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
غلبه بر صداهای منفی درون!

#روانشناسي
#مدرسه_زندگي

ترجمه و صدا: ایمان فانی
@psychonstruct
هر فرد از نظر رفتار، عاطفه و تفکر ویژگی‌هایی دارد که او را از دیگران متمایز می‌کند. مردم نیز اغلب یکدیگر را با این تفاوت‌ها می‌شناسند: «او انسان قابل اعتمادی است»، «رفتارش همیشه ناراحت‌کننده است»، «خیلی مهربان است»، «کمتر راست می‌گوید»، «خیلی حساس و زودرنج است»، «مربی امسال ما خیلی خودش را می‌‌گیرد، ‏ولی مربی سال قبل خیلی متواضع بود».
از سنین خیلی پایین به تدریج خصوصیات رفتاری، عاطفی و فکری افراد شکل می‌گیرد و از حدود نوجوانی تقریباً باثبات می‌شود؛ به گونه‌ای که نسبتاً مستقل از ‏شرایط محیطی است و در زمان‌‌های مختلف و موقعیت‌‌های گوناگون ‏تظاهر می‌‌کند. در واقع، با شناسایی این خصوصیات فرد، کم و بیش می‌توان شیوه کلی رفتار او را در موقعیت‌های مختلف پیش‌بینی کرد. به این خصوصیات باثبات و تعیین کننده رفتار، عواطف و طرز فکر فرد که از سنین نوجوانی شکل گرفته و در طول زمان تغییر فاحشی نمی‌یابد، «خصوصیات شخصیتی» گفته می‌شود. هنگامی که این خصوصیات در تعارضی چشمگیر با انتظارات جامعه قرار گیرد و انعطاف‌ناپذیری آن عامل اختلال در کارکرد فرد یا مخل ارتباط او با دیگران شود، اختلال شخصیت نام می‌گیرد. بسیاری از افراد دارای ویژگی‌هایی هستند که با پسند اطرافیانشان ناسازگار است. با این حال، بیشتر مردم در برابر مشکلاتی که با دیگران دارند انعطاف نشان می‌دهند و به نوعی مسئله را حل می‌کنند. ولی فرد مبتلا به اختلال شخصیت قادر به تغییر روش نیست و نمی‌تواند خود را با محیط و افرادی که با آنها  هر روز سر و کار دارد وفق دهد. مورد زیر، شرحی است از یک پسر ۲۱ ساله مبتلا به نوعی از اختلال شخصیت به نام «اختلال شخصیت مرزی» که از زبان مادرش می‌خوانید:
پسرم آسایش برای ما نگذاشته. هر روز چیزی از ما می‌خواهد که توان انجامش را نداریم. هر وقت هم به حرفش توجه نکنیم به شدت عصبانی می‌شود. حتی گاهی ما را تهدید می‌کند یا سرش را به دیوار می‌زند. تا حالا سه بار هم بعد از مشاجره با تیغ بدنش را مجروح کرده. با این حال، معمولاً بعد از این کارها به گوشه‌ای می‌رود و گریه می‌کند. توقعاتش از ما تمامی ندارد. اعتقاد دارد که چون او را به دنیا آورده‌ایم باید همه خواسته‌هایش را برآورده کنیم…. با همه این قلدری‌ها به شدت به من وابسته است و نمی‌تواند دوری‌ام را تحمل کند…. دوستانش را هم نمی‌تواند نگه دارد. هر چند وقت با یکی قهر می‌کند. حتی دوستانی را که گاهی خیلی قبول دارد با یک اتفاق کوچک کلاً طرد می‌کند.»
اختلال شخصیت انواع مختلفی دارد؛ مانند انواع بدگمان، نمایشی، وابسته، اجتنابی، مرزی، ضد اجتماعی، خودشیفته، وسواسی، اسکیزویید، و اسکیزوتایپال. نمی‌توان علت واحد یا مشخصی برای این اختلالات بیان کرد ولی می‌دانیم که عوامل محیطی و ژنتیکی در بروز آنها نقش دارد.
تغییر ویژگی‌های شخصیتی افراد دشوار است، با این‌حال درمان‌های مختلفی برای آنها در نظر گرفته شده که بسته به نوع اختلال و شرایط فرد برای او انتخاب می‌شود. از آنجا که فرد مبتلا اغلب انگیزه‌ای برای تغییر ندارد، در بسیاری از موارد شروع درمان با دشواری زیادی همراه است و کمک اطرافیان آگاه را می‌طلبد. انواع روان‌درمانی‌های فردی یا گروهی، خانواده‌درمانی و سایر درمان‌های غیر دارویی و در موارد زیادی (مانند نمونه بالا) درمان دارویی قابل تجویز و مؤثر است.

قلم: نوشته دکتر امیر شعبانی، روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تاثیر سخنان در افراد و سرخوردگی‌های وجودی
بنظر می‌آید مولانا قبل از ملاقات با شمس سرخوردگی‌های متافیزیکی و وجودی داشت. هیچ‌وقت بنظر من نمی‌شود که یه آدمی سوار اسب باشد و یک درویش از او سوال بکند، بدون اینکه قبلش هیچ مشکلی داشته باشد یک دفعه یک سوال عوضش بکند. سوالی که شمس از مولانا پرسید چندنفر دیگه این سوال را شنیدند! چرا آن‌ها تکان نخوردند! ما تصور می‌کنیم تحولاتی که در ما رخ می‌دهد انقلابیست یعنی در یک لحظه. مثلا می‌گوییم فضیل عیاض خواست برود دزدی بکند و از پشت بام تا خواست خودش را به حیاط پرتاب کند شنید کسی قرآن می‌خواند: وقت آن نرسیده است که انسان‌ها نسبت به خدا خشوع پیدا کنند؟ گفت بله بله. ببینید من فکر می‌کنم خیلی دزدها آیه قرآن شنیدند، اما چرا عیاض؟! درست است که فیزیک بیرونی او دزدی بوده است ولی در قبلش به یک سرخوردگی‌های مابعدالطبیعی وجودی رسیده بوده است و ما آخرین لحظه را می‌بینیم.

ابوذر هم یک چنین وضعی داشته است، ابوذر دزد و راهزن بوده است و با ملاقات با پیامبر تغییر می‌کند. ولی همین ابوذر بعدها به پیامبر گفت در دوران جاهلیت سه کار می‌کردم که پیامبر هم تصدیقش کرد. گفت یکی اینکه به کاروان فقرا راهزنی نمی‌کردم و از کاروان اغنیا دزدی می‌کردم. دوم اینکه دروغ نمی‌گفتم. سوم اینکه من شب را دوست داشتم و در شب با خودم خلوت می‌کردم. ما این‌ها را ندید می‌گیریم و فقط دیدارش با پیامبر را می‌بینیم. در درون ابوذر چیزهایی می‌گذشته است. پرسش‌های وجودی داشته ناگهان با پیامبر برخورد کرده و عوض شده است.

بچه‌ها فکر می‌کنند آب کتری در یک لحظه به جوش می آید، نمی‌دانند که از ربع ساعت پیش ذره ذره ذره ذره دمای آب بالا می‌رفت و وقتی باصدای قل قل بجوش آمد، ما فقط همان لحظه را می‌بینیم. من فکر می‌کنم درباره مولانا هم همینطور است. قبل از ملاقات با شمس کبکبه و دبدبه داشته و فقیه و متکلم و مفسر قرآن بوده است ولی نیازهای وجودی داشته و دنبال راه رهایی می‌گشته. بنابراین من قبول ندارم فقط ملاقات شمس در آن لحظه و یک سوال که مقام بایزید بالاتر بود یا پیامبر؟ خیلی‌ها این سوال را شنیدند اما ککشان هم نگزید.

نکته دیگر این است که در این ملاقات‌ها شمس کاری که با مولانا می‌کند چیزی است که امروزه به آن مشاوره روانی از راه تحلیل روانی گفته می‌شود مثل راه‌های یونگی مانند نه روانکاوانه مثل فروید. یعنی بنظر می‌آید که شمس به مولانا گفته که اشکال کار تو کجاست و بعد از آنکه گیر کارش را دید عاشق شمس شد، یعنی وقتی مشکلش به دست شمس حل شد عاشق او شد. یک عرفان شناس فرانسوی مقاله‌ای درباره ملاقات شمس و مولانا نوشته است و با زیرکی یک قرائن و اماراتی پیدا کرده است از سخنان شمس و مولانا که جلسه روان‌درمانی بین آن‌ها صورت می‌گرفته و مولانا به تدریج وقتی دید شمس می‌تواند عقده‌های او را باز کند بعد شیفته او شد.

قلم:#مصطفی_ملکیان | باید و نبایدهای شمس تبریزی
نقش: #Derya_Var | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
رابطه جنسی و تنهایی:
#فروید مفهوم «نماد» را در ساختار روانی توضیح داد. او در فصل پنجم تعبیر رویاها نمادهای گوناگونی را توصیف می‌کند که درونمایه‌ای جنسی_ اندام جنسی یا عمل جنسی_ دارند. فروید هشدار می‌دهد به این عقیده که چیزی «نشانه»ی چیز دیگری‌ست، نباید خیلی هم افراطی نگاه کرد: یک سیگار همیشه هم نماد آلت مردانه نیست؛ «گاهی یک سیگار فقط یک سیگار است.» ولی فروید در این هشدار تا آنجا که باید پیش نمی‌رود. گاهی ممکن است رابطه‌ی جنسی خود نماد چیز دیگری باشد. اگر ژرف‌ترین دلواپسی‌های غایی انسان ماهیتی اگزیستانسیال داشته باشد و مربوط به مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی باشد، پس کاملا محتمل است که این ترس‌ها با دلواپسی‌های فرعی مثل مسائل جنسی جابه‌جا و نمادینه شود.

قلم: #روان‌درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_دی_یالوم
ويزور: #Sigmund_Freud | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Fariman - They dont care about us (cover) پيامي به اقدامات خشونت بار و نژادپرستانه @Psychonstruct
They Don't Care About Us (Cover)
Fariman
روش‌های علمی و راهکارهای بی‌اعتبار در درمان افسردگی

امروزه در جهان، اختلال افسردگی در میان شایع‌ترین و آسیب‌زاترین اختلالات و بیماری‌ها جای دارد و شعار سازمان جهانی بهداشت در سال جاری با عنوان «بیایید درباره افسردگی صحبت کنیم» (Depression: Let’s talk) در نظر گرفته شده است. پژوهش معتبر اخیر نشان داده که فراوانی جاری اختلال افسردگی در ایران بالاست و از بسیاری از کشورهای دیگر نیز فزونی یافته است. همچنین می‌دانیم که افسردگی زمینه‌ساز بروز بسیاری از بیماری‌های جسمانی است و اغلب بدون کنترل افسردگی، بیماری‌های جسمانی همراه نیز به بهبودی کامل نخواهند رسید. از نگاهی دیگر، وجود افسردگی در یک یا چند تن از اعضای هر خانواده، سلامت روان سایر افراد خانواده را نیز تهدید می‌کند و در مجموع به افت کارایی و کیفیت زندگی کل خانواده  و از دست رفتن احساس خوشبختی می‌انجامد.
بر این اساس، پیشگیری از بروز افسردگی از یک‌سو و مدیریت و درمان مناسب آن از سویی دیگر، واجد اهمیتی زیاد در مسیر دستیابی به شاخص‌های سلامت فرد، خانواده و اجتماع است. موضوع پیشگیری فراتر از بحث حاضر است و در اینجا بر این نکته تأکید می‌شود که درمان مناسب افسردگی باید واجد «سه ویژگی مهم» باشد و با غفلت از هریک از آنها ممکن است تبعات حاصل، درازمدت یا گاه جبران‌ناپذیر باشد؛ چرا که افسردگی در صورت مزمن شدن، شدیدتر شدن و یا راجعه (عودکننده) شدن، تغییرات مغزی و محیطی بیشتری به دنبال خواهد داشت و درمان آن به‌تدریج دشوارتر و تبعات آن غیرقابل‌بازگشت‌تر خواهد شد.
ویژگی مهم اول، «به‌موقع بودن» تشخیص و آغاز درمان است. در پژوهش‌ها نشان داده شده است که تأخیر در شروع درمان افسردگی به عود بیشتر آن منجر می‌شود و هر عود افسردگی نیز به‌نوبه خود با احتمال بالاتر عود بعدی و عواقب ناگوارتر همراه خواهد بود. به‌جز آن، گاه افسردگی در حدی است که تأخیر در درمان، در همان زمان می‌تواند تبعاتی جدی مانند از دست دادن شغل، ازهم‌‌پاشیدگی خانواده یا حتی خودکشی داشته باشد. ادامه در پست بعدى

قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ویژگی مهم دوم، «تشخیص درست نوع افسردگی» است. شاید برخی ندانند که افسردگی انواع و اقسامی دارد و برحسب نوع، شدت و خصوصیاتی دیگر، روش درمانی مؤثر انتخاب می‌شود. به بیان دیگر، این شیوه که خود فرد افسرده یا خانواده او بر پایه باورهای پیشین، تمایلات شخصی یا القائات دیگران روشی را ترجیح دهند و روشی دیگر را کنار بگذارند «دور زدن» مرحله مهم «تشخیص نوع بیماری» است و چنین رویکردی در هر حوزه دیگر پزشکی نیز غیرقابل تأیید است. به‌عنوان مثال، ممکن است یک فرد ورزش کردن را برای درمان افسردگی خود کافی بداند، فردی دیگر سفر کردن را، یا مصرف دارو، روان‌درمانی، مشاوره، هیپنوز، طب سنتی، یا طب سوزنی. به‌کارگیری هر روش درمانی باید بر یک تشخیص درست استوار باشد؛ به‌عنوان نمونه، افسردگی ناشی از یک بیماری داخلی، هورمونی یا مغزی مشخص یا شناخته‌نشده، افسردگی ناشی از مصرف یا قطع یک ماده، افسردگی ناشی از یک علت محیطی، افسردگی دوقطبی، افسردگی فصلی، افسردگی همراه با سوگ و موارد دیگر؛ هرکدام پروتکل درمانی خاصی دارد.
ویژگی مهم سوم، «انتخاب روش مؤثر درمان» است. روش درمان بر اساس نوع افسردگی و شرایط ویژه هر فرد تعیین می‌شود و راهنماهای بالینی معتبری در جهان برای مشخص کردن جایگاه علمی و اولویت هر روش در میان سایر روش‌ها تدوین شده و مورد استفاده است. به‌عنوان نمونه، راهنماهای درمان افسردگی در کانادا، بریتانیا، ایالات متحده، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند طراحی شده و هرچند در نظر داشتن ویژگی‌های بومی و فرهنگی هر منطقه برای تدارک این راهنماها لازم است، مشترکات زیادی میان آنها دیده می‌شود و برای سایر مناطق نیز تا زمانی که راهنمای بالینی ویژه آنها تهیه نشده می‌تواند قابل استفاده باشد. عدم بهره‌گیری از نتایج مطالعات معتبر و نتایج مورد اجماع جهانی، و به‌کارگیری روش‌هایی که به شیوه‌ای علمی (Scientific) آزموده نشده‌اند و بنابراین اطمینانی به کارآیی آنها نیست، به شکل بالقوه همان عواقبی را در پی خواهد داشت که در دو مورد بالا (درمان دیرهنگام و تشخیص نادرست) بیان شد. هرچند فرد ممکن است با این تصور که روشی کم‌عارضه مانند ورزش کردن، اصلاح تغذیه یا استفاده از داروهای گیاهی را در پیش گرفته و به این شکل از مصرف داروهای ضدافسردگی جلوگیری کرده است، او در واقع با این شیوه شروع درمان مؤثر را به تأخیر انداخته و احتمال بروز تبعات بعدی را افزایش داده است. هرچند ورزش کردن امری بسیار پسندیده و اصلاح تغذیه نیز در مواردی ضروری است، کنار گذاشتن روش اصلی و «خط اول» درمان افسردگی با انجام موارد فوق توجیه نمی‌شود. همچنین این توجیه که مصرف یک داروی گیاهی به دلیل کم‌عارضه‌بودن جایگزین مصرف داروی اصلی شود به کل مردود است. ادامه در پست بعدى

قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
پیش از آن‌که یک داروی کم‌عارضه‌تر جایگزین دارویی با احتمال عوارض جانبی بیشتر شود، آنچه دارای اهمیت اساسی است «مؤثر بودن» روش و حتی «مؤثرتر بودن» آن نسبت به سایر گزینه‌هاست. این‌که یک داروی گیاهی یا روش سنتی بخواهد به‌عنوان «خط اول» درمان اختلال افسردگی به‌کار رود باید در راهنماهای بالینی در جایگاهی بالاتر از سایر روش‌ها قرار گرفته باشد و البته هیچ‌یک از این داروها تا کنون در جایگاه مذکور ننشسته و هرچند اقلام «انگشت‌شماری» از آنها در راهنمای مذکور تعیین جایگاه شده‌اند، این موقعیت اصلاً در اندازه‌ای نیست که به شکلی که اکنون در رسانه‌های عمومی تبلیغ می‌شود بتواند آنها را فراتر از درمان‌های مؤثر موجود (داروها و روان‌درمانی‌ها‌) بنشاند. البته باید به این نکته هم توجه شود که داروهای گیاهی معدود مورد اشاره در راهنمای بالینی، اغلب با توصیه‌های رایج در رسانه‌ها متفاوت‌اند و اکثریت قاطع داروهای گیاهی رایج و تبلیغ‌شده جایی در راهنماهای علمی مورد اجماع ندارند. داروهای گیاهی انواع زیادی دارند که بر پایه دانش امروز، تنها تعداد انگشت‌شماری از آنها ممکن است برای موارد «غیرجدی» افسردگی قابل تجویز باشند.
در میان روش‌های علمی درمان اختلالات افسردگی که در خط اول درمان موارد متوسط تا شدید قرار گرفته‌اند، کماکان داروها مهم‌ترین هستند و بیشترین شواهد به نفع «اثربخشی» یا به عبارت دقیق‌تر «هزینه-اثربخشی» آنهاست. با این حال، روان‎‌درمانی (به‌ویژه از انواع شناختی-رفتاری و بین‌فردی) دارای شواهد کافی برای به‌کارگیری در موارد افسردگی خفیف تا متوسط است و به هنگامی که در کنار درمان دارویی استفاده شود کارایی بیشتری از اثر مستقل هریک از درمان‌های دارویی و روان‌درمانی به‌‌دست خواهد آمد. روان‌درمانی را حتی می‌توان در کنار درمان دارویی در موارد «افسردگی شدید» به‌کار برد و به‌عنوان درمان نگهدارنده اختلال افسردگی (برای جلوگیری از بازگشت افسردگی) نیز در کنار درمان دارویی یا به‌تنهایی مؤثر است. با این حال، در بیشتر موارد اختلالات افسردگی متوسط تا شدید، با توجه به احتمال زیاد عود و تبدیل آن به شکل مقاوم به درمان، مصرف دارو ضروری است. ابزارهایی هم برای درمان افسردگی در موارد مقاوم به درمان در دسترس است که بیشترین شواهد موجود برای اثربخشی آنها به درمان با ECT (تشنج‌درمانی الکتریکی) تعلق دارد و پس از آن rTMS (تحریک مغناطیسی از طریق جمجمه) نیز به‌عنوان ابزاری با موارد تجویز محدودتر موجود است. ابزاری به نام نوروفیدبک نیز ممکن است برای درمان افسردگی تبلیغ شود، اما واقعیت آن است که تا کنون اثربخشی آن در این زمینه ثابت نشده و تجویز آن قابل تأیید نیست.
بنابراین با در نظر داشتن سه عامل مهم در درمان شامل ۱) «به‌موقع بودن» شروع درمان، ۲) «تشخیص درست» نوع افسردگی، و ۳) انتخاب «روش مؤثر» درمان، و بهره‌گیری از راهنماهای معتبر بالینی مورد اجماع جوامع علمی و البته توانمندی روانپزشک و روانشناس بالینی در به‌کارگیری دانش و تجربه خود، می‌توان به درمان مناسب‌تر اختلالات افسردگی که بار بزرگی بر دوش جوامع و از جمله ایرانیان است امید داشت. در این مسیر، پرهیز از راهکارهایی که فاقد مبنایی علمی است و صرفاً بر اساس شاخص‌هایی چون باورهای رایج عمومی یا نظر افراد صاحب‌نام شکل گرفته و هنوز به شیوه‌ای قابل‌اعتنا به محک آزمون سپرده نشده، لازم است.

قلم: #دکتر_امیر_شعبانی | #روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct