نشانه های ناشی از تخلیه #ناخودآگاه #اضطراب
نشانه های بدنی ناشی از تخلیه اضطراب در سیستم های عصبی جسمی و خود مختار از سه الگو پیروی می کنند:
تنش عضلات مخطط: اضطراب ناخودآگاه به صورت چنگ شدن دست ها، آه کشیدن و تنفستند و عمیق ظاهر می شود. تنش عضلات اسکلتی می تواند باعث سردردهای تنشی (به علت تنش عضلانی اطراف مهره های C2 ، C1 و C3) و درد در جدار شکم، قفسه سینه، پشت، مفاصل، اندام ها و انتهاها شود .
تنش مزمن عضلات لگنی باعث احساس درد، درد هنگام قاعدگی، درد هنگام مقاربت و نامنظم شدن قاعدگی می شود، و از علل درد فرج است. تنش عضلات می تواند باعث احساس توده در گلو و مشکلات بلع شود.
غش یا تشنج روانتنی وقتی به وجود می آید که بیمار تکانهای ناخودآگاه را همراه با تنش تجربه کند و، ناخودآگاه، جلوی تکانه را بگیرد.
فعالیت بیش از حد سیستم عصبی سمپاتیک: شامل احتباس ادراری، یبوست، خشکی چشم ها و حساسیت به نور (به علت گشادشدن مردمکها). غش، از دست دادن هوشیاری، گیجی و تپش قلب میتواند در پاسخ به سرعت بیش از حد ضربان قلب و تنفس تند عمیق رخ دهد.
فعالیت بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک: ضعف محدود به برخی نواحی بدن از فقدان تنش عضلات مخطط ناشی می شود. بیمار دچار ضعف و بی تعادلی پاها در راه رفتن مشکل پیدا می کند. افت شنوایی، زنگ زدن گوش، کوری، تاری دید و دید تونلی نشانه های آشفتگی شناختی ادراکی هستند. غش، از دست دادن هوشیاری، از دست دادن حافظه و فراموشی یا گیجی می تواند به علت افت خون رسانی مغز اتفاق بیافتد. بی حسی یا فقدان حس هم میتواند اتفاق بیافتد.
تهوع، استفراغ، اسهال، نفخ و گاز شکم از اضطراب تخلیه شده در لوله گوارش ناشی می شود. این اَشکال کژکاری می توانند باعث عدم تحمل غذا شوند. شکم درد می تواند از فعالیت سیستم عصبی جسمی (تنش در جدار شکم) یا سیستم عصبی پاراسمپاتیک (تهوع در معده) ناشی شود. هنگام ارزیابی شکم درد، همیشه، این دو مسير تخليه اضطراب را افتراق دهید.
🌿سردردهای میگرنی اشکال مختلفی دارند که برخی ممکن است به علت تخلیه اضطراب در سیستم عصبی پاراسمپاتیک برانگیخته شده باشند. فعالیت پاراسمپاتیک می تواند باعث حس ناگهانی و مکرر نیاز به دفع ادرار یا مدفوع، مشکل شدنتنفس خستگی هنگام بیداری شود. اگر بپرسید، بیمار خواهد گفت که حس خستگی سالم، نظیر خستگی بعد از ورزش، را احساس نمی کند، بلکه حس خستگی شبيه بیماری دارد.
قلم: هم آفرینی تغییر | #جان_فردریکسون
نقش: #Petr_Nemec | #Anxiety
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
نشانه های بدنی ناشی از تخلیه اضطراب در سیستم های عصبی جسمی و خود مختار از سه الگو پیروی می کنند:
تنش عضلات مخطط: اضطراب ناخودآگاه به صورت چنگ شدن دست ها، آه کشیدن و تنفستند و عمیق ظاهر می شود. تنش عضلات اسکلتی می تواند باعث سردردهای تنشی (به علت تنش عضلانی اطراف مهره های C2 ، C1 و C3) و درد در جدار شکم، قفسه سینه، پشت، مفاصل، اندام ها و انتهاها شود .
تنش مزمن عضلات لگنی باعث احساس درد، درد هنگام قاعدگی، درد هنگام مقاربت و نامنظم شدن قاعدگی می شود، و از علل درد فرج است. تنش عضلات می تواند باعث احساس توده در گلو و مشکلات بلع شود.
غش یا تشنج روانتنی وقتی به وجود می آید که بیمار تکانهای ناخودآگاه را همراه با تنش تجربه کند و، ناخودآگاه، جلوی تکانه را بگیرد.
فعالیت بیش از حد سیستم عصبی سمپاتیک: شامل احتباس ادراری، یبوست، خشکی چشم ها و حساسیت به نور (به علت گشادشدن مردمکها). غش، از دست دادن هوشیاری، گیجی و تپش قلب میتواند در پاسخ به سرعت بیش از حد ضربان قلب و تنفس تند عمیق رخ دهد.
فعالیت بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک: ضعف محدود به برخی نواحی بدن از فقدان تنش عضلات مخطط ناشی می شود. بیمار دچار ضعف و بی تعادلی پاها در راه رفتن مشکل پیدا می کند. افت شنوایی، زنگ زدن گوش، کوری، تاری دید و دید تونلی نشانه های آشفتگی شناختی ادراکی هستند. غش، از دست دادن هوشیاری، از دست دادن حافظه و فراموشی یا گیجی می تواند به علت افت خون رسانی مغز اتفاق بیافتد. بی حسی یا فقدان حس هم میتواند اتفاق بیافتد.
تهوع، استفراغ، اسهال، نفخ و گاز شکم از اضطراب تخلیه شده در لوله گوارش ناشی می شود. این اَشکال کژکاری می توانند باعث عدم تحمل غذا شوند. شکم درد می تواند از فعالیت سیستم عصبی جسمی (تنش در جدار شکم) یا سیستم عصبی پاراسمپاتیک (تهوع در معده) ناشی شود. هنگام ارزیابی شکم درد، همیشه، این دو مسير تخليه اضطراب را افتراق دهید.
🌿سردردهای میگرنی اشکال مختلفی دارند که برخی ممکن است به علت تخلیه اضطراب در سیستم عصبی پاراسمپاتیک برانگیخته شده باشند. فعالیت پاراسمپاتیک می تواند باعث حس ناگهانی و مکرر نیاز به دفع ادرار یا مدفوع، مشکل شدنتنفس خستگی هنگام بیداری شود. اگر بپرسید، بیمار خواهد گفت که حس خستگی سالم، نظیر خستگی بعد از ورزش، را احساس نمی کند، بلکه حس خستگی شبيه بیماری دارد.
قلم: هم آفرینی تغییر | #جان_فردریکسون
نقش: #Petr_Nemec | #Anxiety
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
فضاى روان انسان يك فضاى هندسى اقليدسى نيست، روال خطى گذشته، حال، آينده فقط در ذهن ما واقعيت پيدا ميكند; مفهوم كوانتمى زمان در ذهن ماست كه دكارتى ميشود. به همين دليل است كه در فضاى رواندرمانى با ويرايش برداشت مراجع از گذشته, حال و آينده اش متاثر ميشوند. اين ادعا به اين مفهوم نيست كه ميتوانيم فعلى كه در گذشته رخ داده است را تغيير دهيم، ولى ميتوانيم با ويرايش برداشت خود از وقايع گذشته، حس زمان حال و متعاقبا عملكرد خود را تغيير دهيم و اين به مفهوم "مهندسى آينده" است.
.
Psyche realm is not an Euclidean geometric space. Past, present and future linear trajectory concept just occurs within our mind; we tend to transform quantum definition of time into Descartes. In this sense, during psychotherapy procedure via modifying patient’s perception of past, hopefully we can influence both present and future. This claim doesn’t postulate that we can change occurrences of the past; nonetheless by mediating our perception from the past we can favorably qualify our present sense and action and this is what I call “Future Engineering”. قلم: #مانى_منجمى | #تداوم_خاطره
#mani_monajemi #persistence_of_memory
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فضاى روان انسان يك فضاى هندسى اقليدسى نيست، روال خطى گذشته، حال، آينده فقط در ذهن ما واقعيت پيدا ميكند; مفهوم كوانتمى زمان در ذهن ماست كه دكارتى ميشود. به همين دليل است كه در فضاى رواندرمانى با ويرايش برداشت مراجع از گذشته, حال و آينده اش متاثر ميشوند. اين ادعا به اين مفهوم نيست كه ميتوانيم فعلى كه در گذشته رخ داده است را تغيير دهيم، ولى ميتوانيم با ويرايش برداشت خود از وقايع گذشته، حس زمان حال و متعاقبا عملكرد خود را تغيير دهيم و اين به مفهوم "مهندسى آينده" است.
.
Psyche realm is not an Euclidean geometric space. Past, present and future linear trajectory concept just occurs within our mind; we tend to transform quantum definition of time into Descartes. In this sense, during psychotherapy procedure via modifying patient’s perception of past, hopefully we can influence both present and future. This claim doesn’t postulate that we can change occurrences of the past; nonetheless by mediating our perception from the past we can favorably qualify our present sense and action and this is what I call “Future Engineering”. قلم: #مانى_منجمى | #تداوم_خاطره
#mani_monajemi #persistence_of_memory
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
اگر واپس زنی عاملی باشد که فرایندهای اولیه ی ناخوداگاه را به نهانخانه ی ذهن می راند،آنگاه خواب ها،لغزش های کلامی و جوک ها ابزاری خنده آوری هستند که ناخودآگاه را از پستوی خانه بیرون می آورند و حجاب آگاهی آن را پاره می کند. این ها نیرنگ های تردستانه ی ناخودآگاهند ، راه های پرپیچ و خمی که ناخودآگاه باهوش و ذکاوت حفر می کند تا از سیاه چال واپس زنی و زندان زیرزمینی سرکوب بگریزد.
اگر ناخودآگاه درگیر جنگ پشت پرده ای دائمی علیه حاکمیت و سلطه ی بخش خودآگاه ذهن باشد میتوان گفت خنده نیرومند ترین سلاح شیمیایی آن است.
قلم: #چگونه فروید بخوانیم | #جاش_کوهن
ويزور: #Collective_Unconscious | #Deborah_Stevenson
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اگر ناخودآگاه درگیر جنگ پشت پرده ای دائمی علیه حاکمیت و سلطه ی بخش خودآگاه ذهن باشد میتوان گفت خنده نیرومند ترین سلاح شیمیایی آن است.
قلم: #چگونه فروید بخوانیم | #جاش_کوهن
ويزور: #Collective_Unconscious | #Deborah_Stevenson
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
میدانم. میدانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برنخواهم خورد که انفعالی را در من برانگیزد. میدانی، بنای دوست داشتن کسی را گذاشتن، کار بزرگی است. باید نیرو، کنجکاوی، نابینایی داشت... حتی لحظهای هست، درست در آغاز، که باید از روی مغاکی پرید: اگر کسی بهش فکر کند، این کار را نخواهد کرد. میدانم که من دیگر هیچ وقت نخواهم پرید.
قلم: #تهوع|#ژان_پل_سارتر
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #تهوع|#ژان_پل_سارتر
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
.
به مفهومِ روانشناختی، فقط هنگامی که حاضر به رویارویی با #دردِ خود باشیم، برای تجربه کردنِ #شادی آماده و توانمند هستیم. فقط وقتی آمادهی رویارویی با #نادانیِ خود هستیم، احتمال آن را می یابیم که به #خِرد دست یابیم. فقط زمانی که #تنهاییِ خود را احساس میکنیم، امکانِ تجربهی #عشق را مییابیم. سرانجام، هنگامی که حاضر هستیم اصیل نبودنِ خود را تجربه کنیم، قادر به گشایش در برابرِ جانمان هستیم.
قلم: #کارول_اس_پیرسن | #بیداری_قهرمان_درون
نقش: #John_Milestone | #Introspection
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به مفهومِ روانشناختی، فقط هنگامی که حاضر به رویارویی با #دردِ خود باشیم، برای تجربه کردنِ #شادی آماده و توانمند هستیم. فقط وقتی آمادهی رویارویی با #نادانیِ خود هستیم، احتمال آن را می یابیم که به #خِرد دست یابیم. فقط زمانی که #تنهاییِ خود را احساس میکنیم، امکانِ تجربهی #عشق را مییابیم. سرانجام، هنگامی که حاضر هستیم اصیل نبودنِ خود را تجربه کنیم، قادر به گشایش در برابرِ جانمان هستیم.
قلم: #کارول_اس_پیرسن | #بیداری_قهرمان_درون
نقش: #John_Milestone | #Introspection
#saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هر فرد از نظر رفتار، عاطفه و تفکر ویژگیهایی دارد که او را از دیگران متمایز میکند. مردم نیز اغلب یکدیگر را با این تفاوتها میشناسند: «او انسان قابل اعتمادی است»، «رفتارش همیشه ناراحتکننده است»، «خیلی مهربان است»، «کمتر راست میگوید»، «خیلی حساس و زودرنج است»، «مربی امسال ما خیلی خودش را میگیرد، ولی مربی سال قبل خیلی متواضع بود».
از سنین خیلی پایین به تدریج خصوصیات رفتاری، عاطفی و فکری افراد شکل میگیرد و از حدود نوجوانی تقریباً باثبات میشود؛ به گونهای که نسبتاً مستقل از شرایط محیطی است و در زمانهای مختلف و موقعیتهای گوناگون تظاهر میکند. در واقع، با شناسایی این خصوصیات فرد، کم و بیش میتوان شیوه کلی رفتار او را در موقعیتهای مختلف پیشبینی کرد. به این خصوصیات باثبات و تعیین کننده رفتار، عواطف و طرز فکر فرد که از سنین نوجوانی شکل گرفته و در طول زمان تغییر فاحشی نمییابد، «خصوصیات شخصیتی» گفته میشود. هنگامی که این خصوصیات در تعارضی چشمگیر با انتظارات جامعه قرار گیرد و انعطافناپذیری آن عامل اختلال در کارکرد فرد یا مخل ارتباط او با دیگران شود، اختلال شخصیت نام میگیرد. بسیاری از افراد دارای ویژگیهایی هستند که با پسند اطرافیانشان ناسازگار است. با این حال، بیشتر مردم در برابر مشکلاتی که با دیگران دارند انعطاف نشان میدهند و به نوعی مسئله را حل میکنند. ولی فرد مبتلا به اختلال شخصیت قادر به تغییر روش نیست و نمیتواند خود را با محیط و افرادی که با آنها هر روز سر و کار دارد وفق دهد. مورد زیر، شرحی است از یک پسر ۲۱ ساله مبتلا به نوعی از اختلال شخصیت به نام «اختلال شخصیت مرزی» که از زبان مادرش میخوانید:
پسرم آسایش برای ما نگذاشته. هر روز چیزی از ما میخواهد که توان انجامش را نداریم. هر وقت هم به حرفش توجه نکنیم به شدت عصبانی میشود. حتی گاهی ما را تهدید میکند یا سرش را به دیوار میزند. تا حالا سه بار هم بعد از مشاجره با تیغ بدنش را مجروح کرده. با این حال، معمولاً بعد از این کارها به گوشهای میرود و گریه میکند. توقعاتش از ما تمامی ندارد. اعتقاد دارد که چون او را به دنیا آوردهایم باید همه خواستههایش را برآورده کنیم…. با همه این قلدریها به شدت به من وابسته است و نمیتواند دوریام را تحمل کند…. دوستانش را هم نمیتواند نگه دارد. هر چند وقت با یکی قهر میکند. حتی دوستانی را که گاهی خیلی قبول دارد با یک اتفاق کوچک کلاً طرد میکند.»
اختلال شخصیت انواع مختلفی دارد؛ مانند انواع بدگمان، نمایشی، وابسته، اجتنابی، مرزی، ضد اجتماعی، خودشیفته، وسواسی، اسکیزویید، و اسکیزوتایپال. نمیتوان علت واحد یا مشخصی برای این اختلالات بیان کرد ولی میدانیم که عوامل محیطی و ژنتیکی در بروز آنها نقش دارد.
تغییر ویژگیهای شخصیتی افراد دشوار است، با اینحال درمانهای مختلفی برای آنها در نظر گرفته شده که بسته به نوع اختلال و شرایط فرد برای او انتخاب میشود. از آنجا که فرد مبتلا اغلب انگیزهای برای تغییر ندارد، در بسیاری از موارد شروع درمان با دشواری زیادی همراه است و کمک اطرافیان آگاه را میطلبد. انواع رواندرمانیهای فردی یا گروهی، خانوادهدرمانی و سایر درمانهای غیر دارویی و در موارد زیادی (مانند نمونه بالا) درمان دارویی قابل تجویز و مؤثر است.
قلم: نوشته دکتر امیر شعبانی، روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از سنین خیلی پایین به تدریج خصوصیات رفتاری، عاطفی و فکری افراد شکل میگیرد و از حدود نوجوانی تقریباً باثبات میشود؛ به گونهای که نسبتاً مستقل از شرایط محیطی است و در زمانهای مختلف و موقعیتهای گوناگون تظاهر میکند. در واقع، با شناسایی این خصوصیات فرد، کم و بیش میتوان شیوه کلی رفتار او را در موقعیتهای مختلف پیشبینی کرد. به این خصوصیات باثبات و تعیین کننده رفتار، عواطف و طرز فکر فرد که از سنین نوجوانی شکل گرفته و در طول زمان تغییر فاحشی نمییابد، «خصوصیات شخصیتی» گفته میشود. هنگامی که این خصوصیات در تعارضی چشمگیر با انتظارات جامعه قرار گیرد و انعطافناپذیری آن عامل اختلال در کارکرد فرد یا مخل ارتباط او با دیگران شود، اختلال شخصیت نام میگیرد. بسیاری از افراد دارای ویژگیهایی هستند که با پسند اطرافیانشان ناسازگار است. با این حال، بیشتر مردم در برابر مشکلاتی که با دیگران دارند انعطاف نشان میدهند و به نوعی مسئله را حل میکنند. ولی فرد مبتلا به اختلال شخصیت قادر به تغییر روش نیست و نمیتواند خود را با محیط و افرادی که با آنها هر روز سر و کار دارد وفق دهد. مورد زیر، شرحی است از یک پسر ۲۱ ساله مبتلا به نوعی از اختلال شخصیت به نام «اختلال شخصیت مرزی» که از زبان مادرش میخوانید:
پسرم آسایش برای ما نگذاشته. هر روز چیزی از ما میخواهد که توان انجامش را نداریم. هر وقت هم به حرفش توجه نکنیم به شدت عصبانی میشود. حتی گاهی ما را تهدید میکند یا سرش را به دیوار میزند. تا حالا سه بار هم بعد از مشاجره با تیغ بدنش را مجروح کرده. با این حال، معمولاً بعد از این کارها به گوشهای میرود و گریه میکند. توقعاتش از ما تمامی ندارد. اعتقاد دارد که چون او را به دنیا آوردهایم باید همه خواستههایش را برآورده کنیم…. با همه این قلدریها به شدت به من وابسته است و نمیتواند دوریام را تحمل کند…. دوستانش را هم نمیتواند نگه دارد. هر چند وقت با یکی قهر میکند. حتی دوستانی را که گاهی خیلی قبول دارد با یک اتفاق کوچک کلاً طرد میکند.»
اختلال شخصیت انواع مختلفی دارد؛ مانند انواع بدگمان، نمایشی، وابسته، اجتنابی، مرزی، ضد اجتماعی، خودشیفته، وسواسی، اسکیزویید، و اسکیزوتایپال. نمیتوان علت واحد یا مشخصی برای این اختلالات بیان کرد ولی میدانیم که عوامل محیطی و ژنتیکی در بروز آنها نقش دارد.
تغییر ویژگیهای شخصیتی افراد دشوار است، با اینحال درمانهای مختلفی برای آنها در نظر گرفته شده که بسته به نوع اختلال و شرایط فرد برای او انتخاب میشود. از آنجا که فرد مبتلا اغلب انگیزهای برای تغییر ندارد، در بسیاری از موارد شروع درمان با دشواری زیادی همراه است و کمک اطرافیان آگاه را میطلبد. انواع رواندرمانیهای فردی یا گروهی، خانوادهدرمانی و سایر درمانهای غیر دارویی و در موارد زیادی (مانند نمونه بالا) درمان دارویی قابل تجویز و مؤثر است.
قلم: نوشته دکتر امیر شعبانی، روانپزشک
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
تاثیر سخنان در افراد و سرخوردگیهای وجودی
بنظر میآید مولانا قبل از ملاقات با شمس سرخوردگیهای متافیزیکی و وجودی داشت. هیچوقت بنظر من نمیشود که یه آدمی سوار اسب باشد و یک درویش از او سوال بکند، بدون اینکه قبلش هیچ مشکلی داشته باشد یک دفعه یک سوال عوضش بکند. سوالی که شمس از مولانا پرسید چندنفر دیگه این سوال را شنیدند! چرا آنها تکان نخوردند! ما تصور میکنیم تحولاتی که در ما رخ میدهد انقلابیست یعنی در یک لحظه. مثلا میگوییم فضیل عیاض خواست برود دزدی بکند و از پشت بام تا خواست خودش را به حیاط پرتاب کند شنید کسی قرآن میخواند: وقت آن نرسیده است که انسانها نسبت به خدا خشوع پیدا کنند؟ گفت بله بله. ببینید من فکر میکنم خیلی دزدها آیه قرآن شنیدند، اما چرا عیاض؟! درست است که فیزیک بیرونی او دزدی بوده است ولی در قبلش به یک سرخوردگیهای مابعدالطبیعی وجودی رسیده بوده است و ما آخرین لحظه را میبینیم.
ابوذر هم یک چنین وضعی داشته است، ابوذر دزد و راهزن بوده است و با ملاقات با پیامبر تغییر میکند. ولی همین ابوذر بعدها به پیامبر گفت در دوران جاهلیت سه کار میکردم که پیامبر هم تصدیقش کرد. گفت یکی اینکه به کاروان فقرا راهزنی نمیکردم و از کاروان اغنیا دزدی میکردم. دوم اینکه دروغ نمیگفتم. سوم اینکه من شب را دوست داشتم و در شب با خودم خلوت میکردم. ما اینها را ندید میگیریم و فقط دیدارش با پیامبر را میبینیم. در درون ابوذر چیزهایی میگذشته است. پرسشهای وجودی داشته ناگهان با پیامبر برخورد کرده و عوض شده است.
بچهها فکر میکنند آب کتری در یک لحظه به جوش می آید، نمیدانند که از ربع ساعت پیش ذره ذره ذره ذره دمای آب بالا میرفت و وقتی باصدای قل قل بجوش آمد، ما فقط همان لحظه را میبینیم. من فکر میکنم درباره مولانا هم همینطور است. قبل از ملاقات با شمس کبکبه و دبدبه داشته و فقیه و متکلم و مفسر قرآن بوده است ولی نیازهای وجودی داشته و دنبال راه رهایی میگشته. بنابراین من قبول ندارم فقط ملاقات شمس در آن لحظه و یک سوال که مقام بایزید بالاتر بود یا پیامبر؟ خیلیها این سوال را شنیدند اما ککشان هم نگزید.
نکته دیگر این است که در این ملاقاتها شمس کاری که با مولانا میکند چیزی است که امروزه به آن مشاوره روانی از راه تحلیل روانی گفته میشود مثل راههای یونگی مانند نه روانکاوانه مثل فروید. یعنی بنظر میآید که شمس به مولانا گفته که اشکال کار تو کجاست و بعد از آنکه گیر کارش را دید عاشق شمس شد، یعنی وقتی مشکلش به دست شمس حل شد عاشق او شد. یک عرفان شناس فرانسوی مقالهای درباره ملاقات شمس و مولانا نوشته است و با زیرکی یک قرائن و اماراتی پیدا کرده است از سخنان شمس و مولانا که جلسه رواندرمانی بین آنها صورت میگرفته و مولانا به تدریج وقتی دید شمس میتواند عقدههای او را باز کند بعد شیفته او شد.
قلم:#مصطفی_ملکیان | باید و نبایدهای شمس تبریزی
نقش: #Derya_Var | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بنظر میآید مولانا قبل از ملاقات با شمس سرخوردگیهای متافیزیکی و وجودی داشت. هیچوقت بنظر من نمیشود که یه آدمی سوار اسب باشد و یک درویش از او سوال بکند، بدون اینکه قبلش هیچ مشکلی داشته باشد یک دفعه یک سوال عوضش بکند. سوالی که شمس از مولانا پرسید چندنفر دیگه این سوال را شنیدند! چرا آنها تکان نخوردند! ما تصور میکنیم تحولاتی که در ما رخ میدهد انقلابیست یعنی در یک لحظه. مثلا میگوییم فضیل عیاض خواست برود دزدی بکند و از پشت بام تا خواست خودش را به حیاط پرتاب کند شنید کسی قرآن میخواند: وقت آن نرسیده است که انسانها نسبت به خدا خشوع پیدا کنند؟ گفت بله بله. ببینید من فکر میکنم خیلی دزدها آیه قرآن شنیدند، اما چرا عیاض؟! درست است که فیزیک بیرونی او دزدی بوده است ولی در قبلش به یک سرخوردگیهای مابعدالطبیعی وجودی رسیده بوده است و ما آخرین لحظه را میبینیم.
ابوذر هم یک چنین وضعی داشته است، ابوذر دزد و راهزن بوده است و با ملاقات با پیامبر تغییر میکند. ولی همین ابوذر بعدها به پیامبر گفت در دوران جاهلیت سه کار میکردم که پیامبر هم تصدیقش کرد. گفت یکی اینکه به کاروان فقرا راهزنی نمیکردم و از کاروان اغنیا دزدی میکردم. دوم اینکه دروغ نمیگفتم. سوم اینکه من شب را دوست داشتم و در شب با خودم خلوت میکردم. ما اینها را ندید میگیریم و فقط دیدارش با پیامبر را میبینیم. در درون ابوذر چیزهایی میگذشته است. پرسشهای وجودی داشته ناگهان با پیامبر برخورد کرده و عوض شده است.
بچهها فکر میکنند آب کتری در یک لحظه به جوش می آید، نمیدانند که از ربع ساعت پیش ذره ذره ذره ذره دمای آب بالا میرفت و وقتی باصدای قل قل بجوش آمد، ما فقط همان لحظه را میبینیم. من فکر میکنم درباره مولانا هم همینطور است. قبل از ملاقات با شمس کبکبه و دبدبه داشته و فقیه و متکلم و مفسر قرآن بوده است ولی نیازهای وجودی داشته و دنبال راه رهایی میگشته. بنابراین من قبول ندارم فقط ملاقات شمس در آن لحظه و یک سوال که مقام بایزید بالاتر بود یا پیامبر؟ خیلیها این سوال را شنیدند اما ککشان هم نگزید.
نکته دیگر این است که در این ملاقاتها شمس کاری که با مولانا میکند چیزی است که امروزه به آن مشاوره روانی از راه تحلیل روانی گفته میشود مثل راههای یونگی مانند نه روانکاوانه مثل فروید. یعنی بنظر میآید که شمس به مولانا گفته که اشکال کار تو کجاست و بعد از آنکه گیر کارش را دید عاشق شمس شد، یعنی وقتی مشکلش به دست شمس حل شد عاشق او شد. یک عرفان شناس فرانسوی مقالهای درباره ملاقات شمس و مولانا نوشته است و با زیرکی یک قرائن و اماراتی پیدا کرده است از سخنان شمس و مولانا که جلسه رواندرمانی بین آنها صورت میگرفته و مولانا به تدریج وقتی دید شمس میتواند عقدههای او را باز کند بعد شیفته او شد.
قلم:#مصطفی_ملکیان | باید و نبایدهای شمس تبریزی
نقش: #Derya_Var | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
رابطه جنسی و تنهایی:
#فروید مفهوم «نماد» را در ساختار روانی توضیح داد. او در فصل پنجم تعبیر رویاها نمادهای گوناگونی را توصیف میکند که درونمایهای جنسی_ اندام جنسی یا عمل جنسی_ دارند. فروید هشدار میدهد به این عقیده که چیزی «نشانه»ی چیز دیگریست، نباید خیلی هم افراطی نگاه کرد: یک سیگار همیشه هم نماد آلت مردانه نیست؛ «گاهی یک سیگار فقط یک سیگار است.» ولی فروید در این هشدار تا آنجا که باید پیش نمیرود. گاهی ممکن است رابطهی جنسی خود نماد چیز دیگری باشد. اگر ژرفترین دلواپسیهای غایی انسان ماهیتی اگزیستانسیال داشته باشد و مربوط به مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی باشد، پس کاملا محتمل است که این ترسها با دلواپسیهای فرعی مثل مسائل جنسی جابهجا و نمادینه شود.
قلم: #رواندرمانی_اگزیستانسیال | #اروین_دی_یالوم
ويزور: #Sigmund_Freud | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#فروید مفهوم «نماد» را در ساختار روانی توضیح داد. او در فصل پنجم تعبیر رویاها نمادهای گوناگونی را توصیف میکند که درونمایهای جنسی_ اندام جنسی یا عمل جنسی_ دارند. فروید هشدار میدهد به این عقیده که چیزی «نشانه»ی چیز دیگریست، نباید خیلی هم افراطی نگاه کرد: یک سیگار همیشه هم نماد آلت مردانه نیست؛ «گاهی یک سیگار فقط یک سیگار است.» ولی فروید در این هشدار تا آنجا که باید پیش نمیرود. گاهی ممکن است رابطهی جنسی خود نماد چیز دیگری باشد. اگر ژرفترین دلواپسیهای غایی انسان ماهیتی اگزیستانسیال داشته باشد و مربوط به مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی باشد، پس کاملا محتمل است که این ترسها با دلواپسیهای فرعی مثل مسائل جنسی جابهجا و نمادینه شود.
قلم: #رواندرمانی_اگزیستانسیال | #اروین_دی_یالوم
ويزور: #Sigmund_Freud | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Fariman - They dont care about us (cover) پيامي به اقدامات خشونت بار و نژادپرستانه @Psychonstruct