مانى
1.14K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

قلم: #مولانا
ويزور: #Ryanwoodwardart #thoughtofyou
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر ‏@Psychonstruct
مانى pinned a video
Track 01
Dance with me - Old Song - Best Hits
@Psychonstruct
مانى pinned «دوستان و همراهان گرامی #انديشگاه_روانسازه: در طی روزهای اخیر، شایعاتی مبنی بر فیلترینگ تلگرام مطرح گردیده است و بسیاری از کانال ها، مخاطبین خود را به عضویت در دیگر شبکه های اجتماعی دعوت میکنند. به اطلاع شما دوستان گرامی میرسانیم که فعالیت ما در صورت فیلترینگ،…»
ما همگی فرزندان نیاز هستیم مثل نیاز به تغذیه و جای گرم و تمیز  ، نوازش ،  دریافت محبت و تشویق؛ این نیازها واقعیت زندگی نوزاد را تشکیل میدهند و عصبیت وقتی بوجود می آید که این نیازها برای مدتی طولانی برآورده نمیشوند و از آنجایی که نوزاد به تنهایی قادر به رفع نیازهای خودش نیست ، یعنی نمیتواند به طرف یخچال برود یا جایگزینی به جز محبت و توجه والدین برای خود جستجو کند،  لذا مجبور است احساسات ناشی از براورده نشدن  نیازهایش را از ضمیر آگاهش پاک کند و این جدایی از نیازها و احساسات ، شکاف احساسی را در نوزاد بوجود آورده  و احساسات در نقاطی از بدنش مستقر شده که به راحتی نمیتوان آنها را کنترل کرد ،  لذا مثلا بصورت شب ادراری و یا اجتناب از تنفس عمیق و دم و بازدم کنترل شده و ناقص بروز میکند و در نتیجه فرد به زودی می آموزد چگونه نیازهای پنهان کرده اش را بصورت سمبلیک بروز دهد ، مثلا نیاز به مکیدن سینه مادر را بخاطر زود از شیر گرفته شدن و یا دیر گرفته شدن فراموش میکند ،اما تبدیل به یک سیگاری قهار در بزرگسالی میشود.
 
قلم: ‎#روان_شناسی_رنج | ‎#دکتر_آرتور_آنو
ويزور: #Porcelainista | #saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#اختلال_خواب در سالمندان
شواهد علمی‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد خواب مناسب و منطبق با ساعت زیستی بدن ما در هر سنی باعث می‌شود مواد زائد تجمع‌یافته در مغز که برای کارکرد آن مضر هستند، به شکلی مناسب پاکسازی شوند. به همین دلیل اگر خواب فردی در طول زندگی به‌خصوص در دوران سالمندی مناسب نباشد، مغز به مرور توان کارکرد منظم خود را از دست می‌دهد و کیفیت زندگی کاهش می‌یابد. مطالعات نشان داده‌اند در پی خواب ناکارآمد مغز با سرعت بیشتری به‌سوی تحلیل پیش‌ می‌رود و احتمال بروز فرآیندهایی مانند افت ظرفیت عصبی- شناختی و آلزایمر بیشتر می‌شود. افراد ممکن است در هر سنی دچار اختلال خواب شوند، ولی ما در ادامه به سالمندانی که خواب مناسبی ندارند و مشکلات آنها می‌پردازیم. اگر خواب فرد در یک بازه زمانی طولانی به‌طور متوسط در شبانه‌روز کمتر از 5/3 ساعت یا بیشتر از 5/8 ساعت باشد به این فرد به ترتیب کم‌خواب و پرخواب گفته می‌شود. براساس شواهد، الگوی مزمن پرخوابی یا کم‌خوابی مفرط می‌تواند باعث کاهش عمر مفید و افزایش مرگ‌ومیر زودرس شود.

👤 انواع بدخوابی‌
هنگامی که از سالمندان درباره وضعیت خوابشان سوال پرسیده می‌شود، معمولا به شکل اغراق‌آمیز از کم‌خوابی یا پرخوابی زیادی شکایت می‌کنند، در حالی که پزشک با بررسی بیشتر متوجه می‌شود که سالمند خواب نسبتا مطلوبی دارد و فقط تصورش این است خوابش مناسب نیست؛ مثلا خوابش سبک است ولی فکر می‌کند نخوابیده است. این افراد با اینکه از بی‌خوابی شکایت دارند، در طول روز اصلا کسل نیستند و با انرژی به کارهای روزمره خود می‌پردازند. چنین افرادی نیاز به مداخله خاص و پیگیری دائمی ندارند و مشکل فقط با توصیه‌های ساده و اطمینان دادن به سالمند، برطرف خواهد شد. گاهی نیز علائمی از سوی سالمند عنوان می‌شود که نشان از مشکلی جدی است و بیانگر این است که احتمالا اختلال خواب در سالمند وجود دارد. اختلالات خواب در سالمندان به دو گروه تقسیم می‌شود؛ اختلالات بدخوابی و اختلالات کژخوابی.
• اختلالات بدخوابی به 40-30 اختلال و کژخوابی‌ها به 50-40 نوع اختلال تقسیم می‌شوند.
• برای ارزیابی و تشخیص طیف بدخوابی و بی‌خوابی باید به سه نوع اختلال توجه کرد چراکه اختلالات بدخوابی عموما در یکی از این 3 گروه جای می‌گیرند.
• اختلال در شروع خواب: بعضی از سالمندان وقتی وارد رختخواب می‌شوند زمانی طولانی تا به خواب رفتنشان بیدار می‌مانند.
• اختلال در تداوم خواب: در این نوع از اختلال فرد می‌خوابد ولی بعد از چند ساعت یعنی ساعت 4-3 صبح از خواب بیدار می‌شود و دیگر نمی‌تواند بخوابد. ممکن است علت اختلال در تداوم خواب، اختلالات خلقی یا روانی مثل افسردگی باشد.
• اختلال در ریتم خواب و بیداری: در این حالت سالمند زودتر از بقیه می‌خوابد و زودتر از آنها خواب بیدار می‌شود؛ یعنی در طول ساعاتی که عمده خانواده خوابند، او بیدار است و برعکس. ادامه در روز آتى.

قلم: #قسمت_اول | #دکتر_محمد_نامی
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در دنیا،هیچ چیز،پایدار نیست
و اگر انسان،توقّعِ بقای
چیزی را داشته باشد، احمق است.
امّا اگر از آنچه که برای مدّتِ کوتاهی دارد، لذّت نبرد، از آن هم احمق‌تر است.

قلم: #سامرست‌موام
نقش: #saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آنقدر پول ندارم که زندگی عاطفی ام پیچیده باشد. زندگی عاطفی ساده ای داشتم و در اغلب موارد، وقتی زندگی عاطفی ام ساده است یک معنی اش این است که اصلن زندگی عاطفی ندارم. سعی می کنم به مشکلات عاطفی بی اعتنا باشم، اما مشکلات سر وقتم می آیند و من در شب های درازی که بی خوابی به سرم میزند از خودم می پرسم چه اتفاقی افتاد که تسلطم را بر چیزهای بنیادینی که به کار دل ربط دارد از دست داده ام؟...!

... مدت درازی نگذشت که شروع کرد به گریستن. با دقت و با تفاهم به حرف هایی گوش می کردم که هیچ کس دوست ندارد بشنود و به کار هیچ کس نمی آید. چنین حرف هایی دردی از کسی دوا نمی کند و تنها خاصیتش این است که خلایی وسیع به نام درماندگی به وجود می آورد. چه کاری از من بر می آمد؟ جز این که من رفیقش بودم و گوش می دادم… و گوش می دادم … و گوش می دادم … و گوش می دادم … و گوش می دادم تا این که سرانجام در اثر گوش دادن به حرف های او آسانسور جهنم در روح من هم سقوط کرد. به یک ترازوی عجیب که فقط کسی در حد کافکا می توانست آن را ابداع کند احتیاج داشتیم تا بدانیم حال کی بدتر است...!

 قلم: یک زن بدبخت | #ریچارد_براتیگان
ويزور: #رودنى_اسميت
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
این جا، در این سرزمین هنوز مرز میان تشخص و خودبینی مشخص نشده است،
و از آن جا که نفوس انسانی از نخستین لحظات شکل پذیری شان تحقیر و سرکوب می شوند،
بخت دست یابی به بلوغ را از دست می دهند و هم چنان در حالت جنینی باقی می مانند و آن چه در ایشان رشد می کند، همانا پیچ خوردگی و گره در گره ی غرایز اولیه است که در هر شخص مثل سگی هار در زنجیر قیدهای اجتماعی،
اسیر نگه داشته شده است و در انتظار روزی به سر می برد که بتواند آن زنجیر را بگسلد؛
و آن لحظه هنگامه ی هجوم فرا می رسد،
هجوم و تجاوز به حقوق امثال خود...
قلم: نون نوشتن | #محمود_دولت_آبادی
••••
انيميشن فوق به زيبايي عاقبت جوامعى را كه به درك و بلوغ زندگى اجتماعى و درك خاستگاه و تفاوتهاى فردى نرسيده اند را روايتگرى ميكند و شرح حال دور و نزديك بسيارى از جوامع امروزيست كه بار كج فهميها و استبداد فكرى و عملى خود را بر دوش استعمار عوامل شرق و غرب مي اندازند.
#مانى_منجمى
كامل اين انيميشن مفهومى را در كانال تلگرام #روانسازه دنبال كنيد.
••••
ويزور: #Pixar
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ این جا، در این سرزمین هنوز مرز میان تشخص و خودبینی مشخص نشده است، و از آن جا که نفوس انسانی از نخستین لحظات شکل پذیری شان تحقیر و سرکوب می شوند، بخت دست یابی به بلوغ را از دست می دهند و هم چنان در حالت جنینی باقی می مانند و آن چه در ایشان رشد می کند، همانا…»
#اختلال_خواب در سالمندان | #قسمت_دوم
#خواب مناسب برای سالمندان
برای اینکه سالمند در طول روز احساس شادابی، نشاط و انرژی کافی برای کارهای روزمره داشته باشد، باید از خواب سالم و کافی برخوردار باشد چراکه خواب ناکافی و نامناسب به‌تدریج باعث بروز اختلالات جسمی و روانی در او خواهد شد. خواب سالمندان از لحاظ ساختار متفاوت از خواب جوانان است. در این افراد عموماً خواب سبک است و محرک‌های شنیداری بسیار خفیف ممکن است باعث بیدار شدن آنها شود. خواب غیرREM، سه مرحله دارد و شامل خواب سبک، نیمه‌سنگین و سنگین (خواب سنگین در افراد سالمند کمتر تجربه می‌شود) است. در مرحله خواب غیرREM، فرد خواب نمی‌بیند و اگر هم ببیند، چیزی به یاد نمی‌آورد. مرحله بعدی، خوابREM است. در این مرحله حرکات چشمی سریعی وجود دارد و خواب بسیار عمیق است و فرد به سختی ممکن است بیدار شود. این مرحله نیز در افراد مسن کاهش می‌یابد. به‌طور کلی، میزان خواب سبک در سالمندان افزایش و میزان خواب سنگین کاهش می‌یابد.
نیاز سالمندان به خواب کمتر از جوانان است
نیاز به خواب در سالمندان، از جوانان و میانسالان کمتر است. اگر نیاز به خواب جوانان و میانسالان 9- 6 ساعت باشد، این میزان در سالمندان به 7- 5/6 ساعت می‌رسد. بهترین زمان خواب برای سالمندان خواب شبانه است و مشاغل شیفتی اصلاً مناسب آنها نیست و لازم است فرد با برنامه‌ریزی منظم و در ساعتی خاص وارد رختخواب شود و در ساعت مشخصی برخیزد.
علت کم‌خوابی در سالمندان
دو موضوع در این زمینه مطرح است؛ ممکن است کم‌خوابی اولیه یا ثانویه باشد.
• کم‌خوابی اولیه: در کم‌خوابی اولیه نمی‌توان دلیل شناخته‌‌شده‌ای برای کم‌خوابی یافت. البته در این موارد دلایل روان‌پزشکی بیشتر از سایر علل مطرح است. اختلالات روان‌پزشکی مانند افسردگی، شیدایی، اضطراب و... می‌تواند باعث اختلال در شروع خواب شود. اگر ثابت شود بیمار از نوعی اختلال روان‌پزشکی رنج می‌برد، با درمان اختلال در بسیاری از موارد مشکل کم‌خوابی نیز حل می‌شود.
• کم‌خوابی ثانویه: در کم‌خوابی ثانویه، می‌توان دلایلی مانند ابتلای سالمند به بیماری‌های مختلف، بیماری‌های عفونی، قلبی، کلیوی، سرطان، درد مزمن، مصرف بعضی از داروها مثل داروهای ضدافسردگی و... را برای کم‌خوابی مطرح کرد.
••••
قلم: #قسمت_دوم | #دکتر_محمد_نامی
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ #اختلال_خواب در سالمندان | #قسمت_دوم #خواب مناسب برای سالمندان برای اینکه سالمند در طول روز احساس شادابی، نشاط و انرژی کافی برای کارهای روزمره داشته باشد، باید از خواب سالم و کافی برخوردار باشد چراکه خواب ناکافی و نامناسب به‌تدریج باعث بروز اختلالات جسمی…»
دوست ندارم درمانگر #عشاق باشم .شاید دلیلش #حسادت است،آخر من هم تشنه افسون عشقم.
شاید دلیلش این است که #عشق و #روان درمانی از اساس با یکدیگر نمی خوانند.
درمانگر خوب با تاریکی میجنگد ودر جستجوی روشنایی است، در حالی که عشق ،به رمز و راز زنده است!!
وبه محض تفتیش فرو میریزد .
ومن از جلاد
عشق بودن بیزارم.......!! قلم: #اروين_د_يالوم | #دژخیم_عشق
ويزور: #Lia_Chechelashvili | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مثل هر روز آخرین نفری بودم که کامپیوتر را خاموش میکردم و از محل کارم خارج میشدم و مثل هر دفعه بی تفاوت از مقابل آینه عبور کردم و زدم بیرون و مثل همیشه نه باکسی قرار داشتم و نه کسی در جایی انتظارم را میکشید...داشتم فکر میکردم آنقدر کسی نبوده خستگی هایم را خسته نباشید بگوید که فراموش کرده ام اگر جمله ای اینگونه شنیدم چه باید بگویم...؟
آخرین بار چه گفته بودم...ممنون جانم!
جانم...اما خب از وقتی خبری از جانم نبود خبری از جانم نبود!
در همین افکار رد میشدم از کوچه های خلوت و رازآلودی که روزگاری هنگام عبور از آن ها دست گرمی همراهی ام میکرد و هر صدمتر به بهانه ی حرفی و خنده ای حادثه ی شورانگیزِ آغوش با چشمان بسته رخ میداد.
چقدر خسته بودم، چقدر ساکت و چقدر بی اتفاق.
حتی کتک کاریِ دو آدم فضایی هم نمیتوانست توجهم را جلب کند که سرم را بچرخانم!
مدت ها بود در هنگام عبور از این کوچه ها آن چیز که بود را نمیدیدم، آن چیز که گذشته بود را میدیدم و شاید این منِ امروز به سال و ماه و روز و ساعت اینجا بود نه به روح و فکر و نگاه...جا مانده بودم و چقدر دردناک که راه بازگشتی هم نبود.
سرِ گذرِ آخر بوی قهوه ی دمی از کافه من را به خودم آورد و مثل هر روز اصلن متوجه نشدم این همه مسیر را چگونه طی کرده ام.
پیرمردِ کافه چی از همان اول هم اهل احوالپرسی نبود و تنها همین جمله را از او شنیده بود که فنجان را روی بار میگذاشت و میگفت: قهوه تون حاضره...
اما از وقتی که دیگر تنها به آنجا میرفتم در طرزِ نگاهش هزار حرف بود که نمی خواست بپرسد...نمیخواست بپرسد که چه به سر حالِ خوبتان آمد؟!
از پنجره ی رنگ پریده ی کافه مشغول تماشای آسمان و سوسوی چراغ هواپیمایی که شاید حامل خاطرات مردی خسته با چمدانی محتوای چند قاب عکس و شیشه یِ خالیِ عطری زنانه، کتابی قدیمی از اشعار شاملو و کاستی از فرهاد بودم که دختری پریشان حال وارد کافه شد و جلوی درب ایستاد و زل زد به چشمانم.
همان طور که نگاهم میکرد نزدیک آمد و درست مقابلم نشست و با ذوقی مملو از تمنا حالم را پرسید
گفتم اشتباه گرفته اید خانوم
صورتش را جلو آورد و آرام گفت میدانم اشتباه گرفته ام، تو فقط شبیه گم شده ی منی اما لطفن برای چند ده دقیقه به رویم نیاور که اشتباه گرفته ام...خیلی حرف دارم...حرف هایم را بگویم میروم.
سکوتی مرگبار نفسم را برید...خدای من آدم چقدر میتواند دلتنگ باشد!
داشت با همان ذوق و تمنا حرف میزد اما سیمای اش آنقدر پرحرف بود که حرف زبانش را نمیشنیدم.
چشمانی بی تاب و ابرویی که دلتنگِ نوازش مردی در دور دست ها بود، گونه هایی که رد اشک هایِ بی خوابی های شبانه را به همراه داشت
موهایش را هم کوتاه کرده بود..موهایش که نه خاطراتش را کوتاه کرده بود!
لب هایش از حرکت ایستاد و دستش را دراز کرد و یقه ی کتم را مرتب کرد و عینکم را از صورتم گرفت و با گوشه ی شالش تمیز کرد و دوباره روی صورتم گذاشت و بدون خداحافظی رفت!
اشتباه گرفته بود...حرف هایش را گفت و رفت...گاهی آدم دلش میخواهد با یک نفر تماماً بیگانه درد و دل کند...نمیدانم...اشتباه گرفته بود...مثل تمام آدم های تنهای این شهر که یک روز یک جایی یک نفر را اشتباه گرفته اند، یک نفر که مهمان ناخوانده ی مشتی خاطره بوده و بس!
یک نفر که شاید حتی اگر میگفت فلانی اشتباه گرفته ای تو دانسته یا ندانسته دلت میخواست پای تنهایی ات باشد،
یک نفر که اشتباهی بود...یک اشتباه جبران ناپذیر!

قلم: #على_سلطانى
ويزور: #Galina_walls | از مجموعه ى انعكاس اشتباهى
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct