#آنتی_سايكوتيك ها میتوانند عملكرد #تيروئيد را تغيير دهند
مطالعهای جديد نشان داد بيماران مبتلا به اختلالات شديد روانپزشكی بيشتر در معرض تغييرات عملكرد تيروئيد هستند، كه ممكن است بخشی از آن مرتبط با مصرف آنتیسايكوتيكها باشد.
يافتههای اين مطالعه در نشست دوسالانهی انجمن بين المللی تحقيقات #اسكيزوفرنیا ( SIRS) -2018 ارائه شد.
مطالعهی ٢٣٠٠ شركت كننده نشان داد كه در مبتلايان به اختلالات ذهنی شديد، نسبت به افراد كنترل سالم، احتمال هيپوتيروئيدی سه برابر و هايپرتيروئيدی دو برابر بيشتر است.
به علاوه، يافتهها حاكی از اين است كه مصرف آنتیسايكوتيكها، به ويژه الانزاپين و كويتياپين، به صورت معناداری با سطح پلاسمايی پايينتر تيروكسين آزاد ( fT4) همراهی دارد.
در اين مطالعه، ١٣٤٥ بيمار مبتلا به اسكيزوفرنیا و دوقطبی، و ٩٨٩ فرد كنترل سالم، در طيف سنی ١٨-٦٥ ساله و ساكن شهر اسلو و اطراف آن بررسی شدند. تمام بيماران تحت ارزيابی تشخيصی، غربالگری سوماتيك، و بررسی اطلاعات دارويی قرار گرفتند. سطح fT4 و TSH در هر دو گروه بيمار و كنترل اندازه گيری شد و ٢٨ فرد دارای مشكلات شناخته شده عملكرد تيروئید از مطالعه خارج شدند.
نسبت زنان در گروههای بیمار و کنترل مشابه بود (۴۷٪)، اما گروه بیماران به صورت معناداری جوانتر از گروه کنترل بودند ( متوسط ۲۹ سال در مقابل ۳۳سال).
پس از انطباق سن، جنس، و مصرف سایر داروها در گروههای بیمار/ کنترل، محققین دریافتند که بیماران سطح TSH بالاتری از گروه کنترل داشتند( pᐸ .001)
در مقابل، در بیماران سطح متوسط fT4 پایینتری از گروه کنترل به دست آمد( pᐸ .001)
در مقایسه با شرکتکنندههای کنترل، بیماران بیشتر احتمالِ بودن در حالات هیپوتیروئیدی و هایپرتیروئیدی داشتند (Pᐸ.001)
آنالیزهای بعدی نشان داد که مصرف آنتیسایکوتیکها به صورت معنادار با کاهش سطح fT4 ارتباط دارد ( P=.001) ولی با سطح TSH ارتباط ندارد (P=.157).
علاوه بر این، جنسیت مونث و افزایش سن با سطوح پایینتر هردو، fT4و TSH، مرتبط بودند ( برای همه، Pᐸ.001).
محققین ارتباط بین عملکرد تیروئید و مونوتراپی الانزاپین، کویتیاپین، آری پیپرازول ، و ریسپریدون را در ۴۸۰ بیمار بررسی کردند.
بعد از انطباق سن، جنس، و تشخیص، دریافتند که مونوتراپی فعلی با الانزاپین و کویتیاپین به صورت قابل توجه با سطح پایینتر fT4 همراه است؛ و دوز کویتیاپین همبستگی منفی با سطح fT4 دارد ( P=.004).
بنابراین بر اساس این یافتهها، غیرمنطقی نیست که TFT در بررسیهای بیماران شدید روانپزشکی گنجانده شود.
قلم: #دكتر_عاطفه_كمالو | #روانپزشک
#ارديبهشت_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مطالعهای جديد نشان داد بيماران مبتلا به اختلالات شديد روانپزشكی بيشتر در معرض تغييرات عملكرد تيروئيد هستند، كه ممكن است بخشی از آن مرتبط با مصرف آنتیسايكوتيكها باشد.
يافتههای اين مطالعه در نشست دوسالانهی انجمن بين المللی تحقيقات #اسكيزوفرنیا ( SIRS) -2018 ارائه شد.
مطالعهی ٢٣٠٠ شركت كننده نشان داد كه در مبتلايان به اختلالات ذهنی شديد، نسبت به افراد كنترل سالم، احتمال هيپوتيروئيدی سه برابر و هايپرتيروئيدی دو برابر بيشتر است.
به علاوه، يافتهها حاكی از اين است كه مصرف آنتیسايكوتيكها، به ويژه الانزاپين و كويتياپين، به صورت معناداری با سطح پلاسمايی پايينتر تيروكسين آزاد ( fT4) همراهی دارد.
در اين مطالعه، ١٣٤٥ بيمار مبتلا به اسكيزوفرنیا و دوقطبی، و ٩٨٩ فرد كنترل سالم، در طيف سنی ١٨-٦٥ ساله و ساكن شهر اسلو و اطراف آن بررسی شدند. تمام بيماران تحت ارزيابی تشخيصی، غربالگری سوماتيك، و بررسی اطلاعات دارويی قرار گرفتند. سطح fT4 و TSH در هر دو گروه بيمار و كنترل اندازه گيری شد و ٢٨ فرد دارای مشكلات شناخته شده عملكرد تيروئید از مطالعه خارج شدند.
نسبت زنان در گروههای بیمار و کنترل مشابه بود (۴۷٪)، اما گروه بیماران به صورت معناداری جوانتر از گروه کنترل بودند ( متوسط ۲۹ سال در مقابل ۳۳سال).
پس از انطباق سن، جنس، و مصرف سایر داروها در گروههای بیمار/ کنترل، محققین دریافتند که بیماران سطح TSH بالاتری از گروه کنترل داشتند( pᐸ .001)
در مقابل، در بیماران سطح متوسط fT4 پایینتری از گروه کنترل به دست آمد( pᐸ .001)
در مقایسه با شرکتکنندههای کنترل، بیماران بیشتر احتمالِ بودن در حالات هیپوتیروئیدی و هایپرتیروئیدی داشتند (Pᐸ.001)
آنالیزهای بعدی نشان داد که مصرف آنتیسایکوتیکها به صورت معنادار با کاهش سطح fT4 ارتباط دارد ( P=.001) ولی با سطح TSH ارتباط ندارد (P=.157).
علاوه بر این، جنسیت مونث و افزایش سن با سطوح پایینتر هردو، fT4و TSH، مرتبط بودند ( برای همه، Pᐸ.001).
محققین ارتباط بین عملکرد تیروئید و مونوتراپی الانزاپین، کویتیاپین، آری پیپرازول ، و ریسپریدون را در ۴۸۰ بیمار بررسی کردند.
بعد از انطباق سن، جنس، و تشخیص، دریافتند که مونوتراپی فعلی با الانزاپین و کویتیاپین به صورت قابل توجه با سطح پایینتر fT4 همراه است؛ و دوز کویتیاپین همبستگی منفی با سطح fT4 دارد ( P=.004).
بنابراین بر اساس این یافتهها، غیرمنطقی نیست که TFT در بررسیهای بیماران شدید روانپزشکی گنجانده شود.
قلم: #دكتر_عاطفه_كمالو | #روانپزشک
#ارديبهشت_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
در واقع اغلب، زمانی که عشقی را آغاز میکنیم، تجربه و عقلمان به ما میگویند که روزی به دلداری که امروز فقط به اندیشه او زندهایم همان اندازه بیاعتنا میشویم که امروزه به هر زنی جز او هستیم.
روزی نامش را میشنویم و دیگر دچار هیچ لذت دردآلودی نمیشویم، خطش را میخوانیم و دیگر نمیلرزیم، در خیابان راهمان را کج نمیکنیم تا او را ببینیم، به او بر میخوریم و دست و پا گم نمیکنیم، به او دست مییابیم و از خود بیخود نمیشویم.
آنگاه این آگاهی بیتردیدِ آینده، برغم این حس بیاساس اما نیرومند که شاید او را همواره دوست داشته باشیم،
ما را به گریه میاندازد.
قلم: #خوشی_ها_و_روزها | #مارسل_پروست
نقش: #Amedeo_Modigliani | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
روزی نامش را میشنویم و دیگر دچار هیچ لذت دردآلودی نمیشویم، خطش را میخوانیم و دیگر نمیلرزیم، در خیابان راهمان را کج نمیکنیم تا او را ببینیم، به او بر میخوریم و دست و پا گم نمیکنیم، به او دست مییابیم و از خود بیخود نمیشویم.
آنگاه این آگاهی بیتردیدِ آینده، برغم این حس بیاساس اما نیرومند که شاید او را همواره دوست داشته باشیم،
ما را به گریه میاندازد.
قلم: #خوشی_ها_و_روزها | #مارسل_پروست
نقش: #Amedeo_Modigliani | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
سوپر يوگا تكنيكى چند دقيقه اى براى افزايش فعاليت هاى مغزى
دوستان جهت بررسى صحت اين مطلب پايگاه
داده تى پاب مد رو جستجو كردم و مقالات معتبرى رو در تاييد اثربخشى تكنيك سوپريوگا در تقويت فعاليت مغزى پيدا كردم. كه لينك مقاله را در كانال به اشتراك ميگذارم. اگرچه اثربخش بودن در مفهوم مديكال خود نيازمند سنجش روش در جوامع بزرگتر و كنترل شده و در مدت زمان طولانى هست و در به كار بردن كلمه ى "درمان" براى روش هاى نوين بايد محتاط بود و تنها سودمندى يك روش نوين، نقش حياتى و اولويت مداخلات پزشكى را كمرنگ نميكند.
قلم: https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4097921/
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دوستان جهت بررسى صحت اين مطلب پايگاه
داده تى پاب مد رو جستجو كردم و مقالات معتبرى رو در تاييد اثربخشى تكنيك سوپريوگا در تقويت فعاليت مغزى پيدا كردم. كه لينك مقاله را در كانال به اشتراك ميگذارم. اگرچه اثربخش بودن در مفهوم مديكال خود نيازمند سنجش روش در جوامع بزرگتر و كنترل شده و در مدت زمان طولانى هست و در به كار بردن كلمه ى "درمان" براى روش هاى نوين بايد محتاط بود و تنها سودمندى يك روش نوين، نقش حياتى و اولويت مداخلات پزشكى را كمرنگ نميكند.
قلم: https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4097921/
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻤﺖ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻢ
ﭼﻮﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ؛ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﮕﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﻔﺎ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﯿﺎﻥ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﺎﺯﻧﺪ
ﺁﻟﮑﺴﯽ ﻓﺌﻮﺩﻭﺭﻭﻭﯾﭻ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻤﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻗﻢ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻮ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺟﺎﯾﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ . ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ، ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﻟﺴﻼﻡ . ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺭﻭﺍﻧﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯽ، ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﺩﻋﺎ ﻧﮑﻦ، ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ! ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
قلم: #برادران_کارامازوف |#فئودور_داستایوفسکی
نقش: #saatchiart |#Ole_Ahlberg
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ﭼﻮﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ؛ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﮕﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﻔﺎ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﯿﺎﻥ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﺎﺯﻧﺪ
ﺁﻟﮑﺴﯽ ﻓﺌﻮﺩﻭﺭﻭﻭﯾﭻ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻤﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻗﻢ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻮ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺟﺎﯾﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ . ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ، ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﻟﺴﻼﻡ . ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺭﻭﺍﻧﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯽ، ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﺩﻋﺎ ﻧﮑﻦ، ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ! ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
قلم: #برادران_کارامازوف |#فئودور_داستایوفسکی
نقش: #saatchiart |#Ole_Ahlberg
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#سندرم_پيش_از_قاعدگى:
یک یا دو هفته قبل از شروع دوره قاعدگی ( عادت ماهانه و یا خونریزی ماهانه ) ممکن است شما متوجه نفخ، سردرد، نوسانات خلقی و یا دیگر تغییرات جسمی و روحی بشوید این علائم به صورت ماهیانه به عنوان سندرم پیش از قاعدگی یا PMS نامیده می شود حدود 85٪ از زنان درجه ای از سندرم قبل از قاعدگی ( PMS ) را تجربه می کنند.
علائم سندرم پیش از قاعدگی
علائم از زنی به زن دیگر متفاوت است و اغلب شامل هر دو نشانه های جسمی و روحی می باشد این علائم شامل ( آکنه، تورم و یا درد سینه، احساس خستگی، مشکلاتی در خواب، ناراحتی معده ( نفخ، یبوست یا اسهال )، سردرد یا کمردرد، تغییرات اشتها یا اشتهای زیاد به غذا، درد مفاصل و یا عضلات، مشکل با حافظه، تنش، تحریک پذیری، نوسانات خلقی، و یا حمله گریه، اضطراب یا افسردگی ) می باشد.
هوس - بسیاری از زنان در زمان PMS تمایل به مصرف غذاهای خاص شیرین، شور و کیک شکلاتی دارند. دلایل این واقعاً روشن نیست. دیگر زنان ممکن است اشتهای خود را از دست داده و یا ناراحتی ( معده، نفخ و یبوست ) داشته باشند.
آکنه - آکنه یکی از شایع ترین علایم PMS است و آن نه تنها نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه تغییرات هورمونی می تواند سبب تولید سبوم از غدد موجود در پوست شود این ماده روغنی ممکن است منافذ پوست را مسدود و یک یادآوری برای شروع دوره است.
درد - PMS می تواند طیف گسترده ای از درد شامل ( درد پشت، سردرد، حساس شدن پستان ها و درد مفاصل ) را ایجاد می کند.
نوسانات خلقی - برای بسیاری از زنان بدترین بخشی از PMS شامل تاثیر غیرقابل پیش بینی در خلق و خوی خود مانند ( تحریک پذیری، خشم، حمله گریه، افسردگی و اضطراب ) در روزهای نزدیک به دوره می باشد که می آیند و می روند برخی از زنان در طول این زمان با حافظه و تمرکز مشکل دارند.
کدام زنان دچار PMS می شوند؟
هر زنی می تواند یک دوره PMS داشته باشد اما در برخی از زنان احتمال PMSبیشتر وجود دارد.
احتمال PMS در اواخر 20 تا اواسط 40 سالگی بیشتر است.
نوجوانان مسن تر معمولا PMS شدید تر از نوجوانان دارند.
PMS ممکن است در 40 سالگی شدید تر باشد.
زنانی که حداقل یک بارداری یا بیشتر داشته اند در معرض ابتلا به PMS می باشد.
زنان با سابقه ابتلا به افسردگی یا اختلالات خلقی ممکن است بیشتر دارای علائم PMS باشند.
PMSبر روی چه بیماری هایی تاثیر می گذارد؟
PMS می تواند نشانه های بیماری های مزمن خاص ( آسم و آلرژی، افسردگی و اضطراب، اختلالات تشنجی، میگرن ) را بدتر کند.
علل PMS چیست؟
علت دقیق PMS مشخص نیست، اما ما می دانیم که سطح استروژن و پروژسترون در طول هفته قبل از دوره پایین می آید و بسیاری از پزشکان بر این باورند که کاهش در سطح هورمون ها باعث علائم PMS می شود تغییرات در مواد شیمیایی مغز و یا کمبود برخی ویتامین ها و مواد معدنی نیز ممکن است نقش داشته باشد و بسیاری از غذاهای شور، الکل یا کافئین ممکن است علایم را بدتركند. ادامه در پست بعدى
قلم: http://www.hidoctor.ir
#قسمت_اول-
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
یک یا دو هفته قبل از شروع دوره قاعدگی ( عادت ماهانه و یا خونریزی ماهانه ) ممکن است شما متوجه نفخ، سردرد، نوسانات خلقی و یا دیگر تغییرات جسمی و روحی بشوید این علائم به صورت ماهیانه به عنوان سندرم پیش از قاعدگی یا PMS نامیده می شود حدود 85٪ از زنان درجه ای از سندرم قبل از قاعدگی ( PMS ) را تجربه می کنند.
علائم سندرم پیش از قاعدگی
علائم از زنی به زن دیگر متفاوت است و اغلب شامل هر دو نشانه های جسمی و روحی می باشد این علائم شامل ( آکنه، تورم و یا درد سینه، احساس خستگی، مشکلاتی در خواب، ناراحتی معده ( نفخ، یبوست یا اسهال )، سردرد یا کمردرد، تغییرات اشتها یا اشتهای زیاد به غذا، درد مفاصل و یا عضلات، مشکل با حافظه، تنش، تحریک پذیری، نوسانات خلقی، و یا حمله گریه، اضطراب یا افسردگی ) می باشد.
هوس - بسیاری از زنان در زمان PMS تمایل به مصرف غذاهای خاص شیرین، شور و کیک شکلاتی دارند. دلایل این واقعاً روشن نیست. دیگر زنان ممکن است اشتهای خود را از دست داده و یا ناراحتی ( معده، نفخ و یبوست ) داشته باشند.
آکنه - آکنه یکی از شایع ترین علایم PMS است و آن نه تنها نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه تغییرات هورمونی می تواند سبب تولید سبوم از غدد موجود در پوست شود این ماده روغنی ممکن است منافذ پوست را مسدود و یک یادآوری برای شروع دوره است.
درد - PMS می تواند طیف گسترده ای از درد شامل ( درد پشت، سردرد، حساس شدن پستان ها و درد مفاصل ) را ایجاد می کند.
نوسانات خلقی - برای بسیاری از زنان بدترین بخشی از PMS شامل تاثیر غیرقابل پیش بینی در خلق و خوی خود مانند ( تحریک پذیری، خشم، حمله گریه، افسردگی و اضطراب ) در روزهای نزدیک به دوره می باشد که می آیند و می روند برخی از زنان در طول این زمان با حافظه و تمرکز مشکل دارند.
کدام زنان دچار PMS می شوند؟
هر زنی می تواند یک دوره PMS داشته باشد اما در برخی از زنان احتمال PMSبیشتر وجود دارد.
احتمال PMS در اواخر 20 تا اواسط 40 سالگی بیشتر است.
نوجوانان مسن تر معمولا PMS شدید تر از نوجوانان دارند.
PMS ممکن است در 40 سالگی شدید تر باشد.
زنانی که حداقل یک بارداری یا بیشتر داشته اند در معرض ابتلا به PMS می باشد.
زنان با سابقه ابتلا به افسردگی یا اختلالات خلقی ممکن است بیشتر دارای علائم PMS باشند.
PMSبر روی چه بیماری هایی تاثیر می گذارد؟
PMS می تواند نشانه های بیماری های مزمن خاص ( آسم و آلرژی، افسردگی و اضطراب، اختلالات تشنجی، میگرن ) را بدتر کند.
علل PMS چیست؟
علت دقیق PMS مشخص نیست، اما ما می دانیم که سطح استروژن و پروژسترون در طول هفته قبل از دوره پایین می آید و بسیاری از پزشکان بر این باورند که کاهش در سطح هورمون ها باعث علائم PMS می شود تغییرات در مواد شیمیایی مغز و یا کمبود برخی ویتامین ها و مواد معدنی نیز ممکن است نقش داشته باشد و بسیاری از غذاهای شور، الکل یا کافئین ممکن است علایم را بدتركند. ادامه در پست بعدى
قلم: http://www.hidoctor.ir
#قسمت_اول-
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
بیمارهای که با PMS اشتباه می شود
علائم PMS می تواند با علائم بیماریهای ( یائسگی، افسردگی و اضطراب، سندرم خستگی مزمن، بیماری های تیروئید، بیماری روده تحریک پذیر ) مشابه باشد.
تفاوت کلیدی این است که علائم PMS در یک الگوی مشخص، هر ماه می آیند و می روند.
تشخیص سندرم قبل از قاعدگی PMS
علائم در طول پنج روز قبل از قاعدگی اتفاق می افتد.
هنگامی که دوره شروع می شود علایم در عرض چهار روز به پایان برسد.
علائم به مدت حداقل سه چرخه قاعدگی بازگشت می کند.
شما با هر گونه افکار صدمه زدن به خود نیاز به دریافت مراقبت های پزشکی اورژانسی دارید. اگر نشانه های شما سبب بروز مشکلاتی در کار، روابط شخصی و یا سایر فعالیت های روزانه شود شما همچنین باید به دکتر خود مراجعه کنید این ممکن است نشانه ای از یک فرم شدیدتر از PMS باشد.
درمان سندرم پیش از قاعدگی چیست؟
درمان شامل ( تغییر در شیوه زندگی، داروها، درمان های جایگزین ) می باشد.
تغییر در شیوه زندگی مانند ( ورزش منظم، غذاهای سالم مانند ( میوه ها، سبزیجات و غلات سبوس دار )، اجتناب از خوردن ( نمک، غذاهای شیرین، کافئین و الکل)، داشتن خواب کافی ( در حدود 8 ساعت خواب در هر شب)، پیدا کردن راه هایی سالم برای کنار آمدن با استرس و نگشیدن سیگار ) می باشد.
ورزش - ورزش می تواند به تقویت خلق و خوی شما و مبارزه با خستگی کمک کند برای به دست آوردن منافع، شما باید که به طور منظم ورزش انجام دهید هدف خود را 30 دقیقه فعالیت بدنی متوسط در اغلب روزهای هفته قرار دهید نه فقط زمانی که علائم PMS وجود دارد.
رژیم غذایی غنی از ویتامین B - مواد غذایی غنی از ویتامینB ممکن است به جلوگیری از PMS کمک کند در یک مطالعه، محققان دریافتند که زنانی که غذاهای سرشار از تیامین ( گوشت، آجیل برزیل) و ریبوفلاوین ( تخم مرغ، محصولات لبنی ( می خوردند احتمال کمتری برای توسعه PMS وجود دارد.
کربوهیدرات های پیچیده - کربوهیدرات های پیچیده مانند ( نان های سبوس دار، غلات و حبوبات ) دارای فیبر هستند و خوردن مقدار زیادی فیبر می تواند قند خون را حفظ نماید و نوسانات خلقی کاهش دهد. حبوبات غنی شده با ویتامین ( B، تیامین و ریبوفلاوین ) همچنین برای جلوگیری از PMS موثر است.
از خوردن مواد غذایی زیر اجتناب کنید.
نمک، که می تواند نفخ را افزایش می دهد.
کافئین، که می تواند سبب تحریک پذیری شود.
شکر، که می تواند هوس را بدتر می کند.
الکل، که می تواند خلق و خوی را تحت تاثیر قرار دهد.
رهایی از استرس - از آنجا که PMS می تواند تنش، اضطراب و تحریک پذیری ایجاد کند مهم است که برای پیدا کردن راهی سالم برای کنار آمدن با استرس پیدا کنید. استراتژی های مختلف برای زنان مختلف وجود دارد. شما ممکن است نیاز به یوگا، مدیتیشن، ماساژ، نوشتن در یک مجله و یا صحبت کردن با دوستان به سادگی و همچنین خواب کافی داشته باشید.
درمان PMS با OTC - مسکن های بدون نسخه می تواند برخی از علایم فیزیکی PMS مانند ( حساسیت پستان، سردرد، کمر درد و درد ) را تسکین دهد. داروهای OTC مانند آسپرین، ایبوپروفن ( Advil, Motrin, Midol Cramp )، ناپروکسن می باشد.
درمان با هورمون - قرص های ضد بارداری با تنظیم هورمون ها مانع از تخمک گذاری می شود و معمولا منجر به دوره های سبک تر قاعدگی می شود و ممکن است علائم و نشانه های PMS را کاهش دهد دیگر درمان های هورمونی ممکن است شامل محرک تخمک گذاری آگونیست GnRH شامل lupron یا نافارلین یا استروئید مصنوعی مانند دانازول باشد.
سایر داروها - داروهای ضد افسردگی ممکن است به زنان با نوسانات خلقی شدید یا PMDD کمک کند داروهای معمول که استفاده می شود به عنوان SSRI ها شناخته شده اند با این حال، انواع دیگری از داروهای ضد افسردگی اغلب برای درمان PMDDتجویز می شوند برخی از داروهای ضد افسردگی ممکن است به مدت 10 تا 14 روز قبل از هر دوره و یا در طول چرخه قاعدگی مصرف شود این داروها شامل داروهای زیر است
فلوکستین ( Prozac, Sarafem )
پاروکستین HCL (Paxil CR )
سرترالین ( Zoloft )
نفازودون (Serzone )
کلومیپرامین( Anafranil )
دیگر درمان های PMS شامل داروهای ضد اضطراب ( Xanax, Buspar ) و دیورتیک ها ( HCTZ, Aldactone )
نقش مکمل در سندرم پیش از قاعدگی
مطالعات نشان می دهد که مکمل های ویتامین و مواد معدنی زیر ممکن است علائم PMS را کاهش دهد
اسید فولیک ( 400 میکروگرم )
منیزیم ( 400 میلی گرم )
ویتامین (400 واحد )
کلسیم (1000 تا 1300 میلی گرم )
ویتامین B6 (50 تا 100 میلی گرم )
قلم: http://www.hidoctor.ir
#پايان-
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
علائم PMS می تواند با علائم بیماریهای ( یائسگی، افسردگی و اضطراب، سندرم خستگی مزمن، بیماری های تیروئید، بیماری روده تحریک پذیر ) مشابه باشد.
تفاوت کلیدی این است که علائم PMS در یک الگوی مشخص، هر ماه می آیند و می روند.
تشخیص سندرم قبل از قاعدگی PMS
علائم در طول پنج روز قبل از قاعدگی اتفاق می افتد.
هنگامی که دوره شروع می شود علایم در عرض چهار روز به پایان برسد.
علائم به مدت حداقل سه چرخه قاعدگی بازگشت می کند.
شما با هر گونه افکار صدمه زدن به خود نیاز به دریافت مراقبت های پزشکی اورژانسی دارید. اگر نشانه های شما سبب بروز مشکلاتی در کار، روابط شخصی و یا سایر فعالیت های روزانه شود شما همچنین باید به دکتر خود مراجعه کنید این ممکن است نشانه ای از یک فرم شدیدتر از PMS باشد.
درمان سندرم پیش از قاعدگی چیست؟
درمان شامل ( تغییر در شیوه زندگی، داروها، درمان های جایگزین ) می باشد.
تغییر در شیوه زندگی مانند ( ورزش منظم، غذاهای سالم مانند ( میوه ها، سبزیجات و غلات سبوس دار )، اجتناب از خوردن ( نمک، غذاهای شیرین، کافئین و الکل)، داشتن خواب کافی ( در حدود 8 ساعت خواب در هر شب)، پیدا کردن راه هایی سالم برای کنار آمدن با استرس و نگشیدن سیگار ) می باشد.
ورزش - ورزش می تواند به تقویت خلق و خوی شما و مبارزه با خستگی کمک کند برای به دست آوردن منافع، شما باید که به طور منظم ورزش انجام دهید هدف خود را 30 دقیقه فعالیت بدنی متوسط در اغلب روزهای هفته قرار دهید نه فقط زمانی که علائم PMS وجود دارد.
رژیم غذایی غنی از ویتامین B - مواد غذایی غنی از ویتامینB ممکن است به جلوگیری از PMS کمک کند در یک مطالعه، محققان دریافتند که زنانی که غذاهای سرشار از تیامین ( گوشت، آجیل برزیل) و ریبوفلاوین ( تخم مرغ، محصولات لبنی ( می خوردند احتمال کمتری برای توسعه PMS وجود دارد.
کربوهیدرات های پیچیده - کربوهیدرات های پیچیده مانند ( نان های سبوس دار، غلات و حبوبات ) دارای فیبر هستند و خوردن مقدار زیادی فیبر می تواند قند خون را حفظ نماید و نوسانات خلقی کاهش دهد. حبوبات غنی شده با ویتامین ( B، تیامین و ریبوفلاوین ) همچنین برای جلوگیری از PMS موثر است.
از خوردن مواد غذایی زیر اجتناب کنید.
نمک، که می تواند نفخ را افزایش می دهد.
کافئین، که می تواند سبب تحریک پذیری شود.
شکر، که می تواند هوس را بدتر می کند.
الکل، که می تواند خلق و خوی را تحت تاثیر قرار دهد.
رهایی از استرس - از آنجا که PMS می تواند تنش، اضطراب و تحریک پذیری ایجاد کند مهم است که برای پیدا کردن راهی سالم برای کنار آمدن با استرس پیدا کنید. استراتژی های مختلف برای زنان مختلف وجود دارد. شما ممکن است نیاز به یوگا، مدیتیشن، ماساژ، نوشتن در یک مجله و یا صحبت کردن با دوستان به سادگی و همچنین خواب کافی داشته باشید.
درمان PMS با OTC - مسکن های بدون نسخه می تواند برخی از علایم فیزیکی PMS مانند ( حساسیت پستان، سردرد، کمر درد و درد ) را تسکین دهد. داروهای OTC مانند آسپرین، ایبوپروفن ( Advil, Motrin, Midol Cramp )، ناپروکسن می باشد.
درمان با هورمون - قرص های ضد بارداری با تنظیم هورمون ها مانع از تخمک گذاری می شود و معمولا منجر به دوره های سبک تر قاعدگی می شود و ممکن است علائم و نشانه های PMS را کاهش دهد دیگر درمان های هورمونی ممکن است شامل محرک تخمک گذاری آگونیست GnRH شامل lupron یا نافارلین یا استروئید مصنوعی مانند دانازول باشد.
سایر داروها - داروهای ضد افسردگی ممکن است به زنان با نوسانات خلقی شدید یا PMDD کمک کند داروهای معمول که استفاده می شود به عنوان SSRI ها شناخته شده اند با این حال، انواع دیگری از داروهای ضد افسردگی اغلب برای درمان PMDDتجویز می شوند برخی از داروهای ضد افسردگی ممکن است به مدت 10 تا 14 روز قبل از هر دوره و یا در طول چرخه قاعدگی مصرف شود این داروها شامل داروهای زیر است
فلوکستین ( Prozac, Sarafem )
پاروکستین HCL (Paxil CR )
سرترالین ( Zoloft )
نفازودون (Serzone )
کلومیپرامین( Anafranil )
دیگر درمان های PMS شامل داروهای ضد اضطراب ( Xanax, Buspar ) و دیورتیک ها ( HCTZ, Aldactone )
نقش مکمل در سندرم پیش از قاعدگی
مطالعات نشان می دهد که مکمل های ویتامین و مواد معدنی زیر ممکن است علائم PMS را کاهش دهد
اسید فولیک ( 400 میکروگرم )
منیزیم ( 400 میلی گرم )
ویتامین (400 واحد )
کلسیم (1000 تا 1300 میلی گرم )
ویتامین B6 (50 تا 100 میلی گرم )
قلم: http://www.hidoctor.ir
#پايان-
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
آدم میخواهد دوستش داشته باشند، اگر نشد، مورد ستایش قرار بگیرد، اگر نشد، از او بترسند، اگر نشد، از او متنفر باشند و او را تحقیر کنند !
روح از خالی بودن گریزان است و میخواهد به هر قیمت که شده، با دیگران ارتباط برقرار کند !
قلم: #فردریک_بکمن | مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
ويزور: #مانى_منجمى
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
روح از خالی بودن گریزان است و میخواهد به هر قیمت که شده، با دیگران ارتباط برقرار کند !
قلم: #فردریک_بکمن | مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
ويزور: #مانى_منجمى
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه خود را به درستى و بدون درگيرى ابراز كنيم ؟
#ted #tedmed
#adam_gallinsky
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#ted #tedmed
#adam_gallinsky
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است...
"این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است "
قلم: رونوشت بدون اصل | #نادر_ابراهیمی
ويزور: #Nathalie_Isabelle | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
"این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است "
قلم: رونوشت بدون اصل | #نادر_ابراهیمی
ويزور: #Nathalie_Isabelle | #Saatchiart
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
حقهبازی انرژیک [درباره مدعیان انرژی درمانی]
از قدیم گفتهاند که کار را به کاردان بسپار. با این حال همیشه کسانی هستند که در هر رشته و حوزهای دم از کاردانی زدهاند و دیگران را اسیر فریبهای خود کردهاند. این مسئله بهویژه در حوزه مسایل روانی بیشتر به چشم میخورد. در جامعهای که مردم با انواع مشکلات ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستند، طبیعی است که گاه دچار نومیدی، افسردگی، احساس ناتوانی و درماندگی و … بشوند. متأسفانه به دلایل گوناگون عدهای برای حل این مشکلات دست به دامن کسانی میشوند که با انواع ترفندها ادعا میکنند میتوانند به انرژیدرمانی بپردازند. این افراد گاه به ادعاهای خود رنگ و لعاب علمی هم میدهند. گفت و گویی با دکتر غلامحسین معتمدی، روانپزشک و نویسنده داشتهایم و به بیان تعبیرهایی که از مفهوم انرژی در طول تاریخ شده پرداختهایم و دیدگاهها و شیوههای درمانی مدعیان انرژیدرمانی را بررسی و نقد کردهایم.
در سالهای اخیر مردم کوچه و بازار و حتی گاه نخبگان برای بیان حالات و مسائل روانشناختی خود به مفهوم انرژی متوسل میشوند، مثلاً فردی که میخواهد حس و حال خوب خودش را از گردش در طبیعت یا دیدن یک فیلم یا رفتن به سفر بیان کند، تعبیراتی از این دست که «انرژی گرفتم»، «انرژیم تحلیل رفت» و … به کار میبرند.
از آن جایی که مفهوم «انرژی» در علومی مانند فیزیک، شیمی و پزشکی کاربرد علمی گسترده و دقیقی دارد، آیا به نظر شما میتوان در فرایندهای روانی و مسائل روانشناختی هم از آن صحبت کرد؟
انرژی مثل عشق، عقل و … مفهومی کلی است که میتوان تعبیرهای گوناگونی از آن داشت. در طول تاریخ این تعبیرها و تفسیرها تفاوت پیدا کرده است. در مقطع کنونی وقتی اصطلاح «انرژی» به کار برده میشود با یک سهگانه مواجهیم: در جایی با مفهوم علمی انرژی، در جایی با مفهوم شبهعلمی و در جایی دیگر با مفهوم غیرعلمی آن. متأسفانه در ذهن عوام و تصورات غیرحرفهای این سه تعبیر با یکدیگر آمیخته میشوند. این سهگانه به دنبال خود سهگانه دیگری را هم میآورد: نخست این معنا که از لحاظ علمی مقصود از انرژی، انرژی فیزیکی است. در اینجا با تعریف مشخصی از انرژی روبهرو هستیم که کمیتی قابل اندازهگیری تلقی میشود. وقتی از این تعبیر علمی از انرژی دور میشویم و به سمت روانشناسی و روانپزشکی میرویم، با مفاهیم شبه علمی مواجه میشویم. مفاهیم و تعبیرهایی از این دست (انرژی) پایه در علم دارند، ولی در برخی وجوه، یعنی درست در آنجایی که با ذهن سر و کار پیدا میکنیم شبهعلم میشوند. در این میان ساحت سوم دیگری هم مطرح است که بیشتر در میان عوام رایج است، مانند مثالهایی که در سئوالتان آوردید. این ساحت حکایت از مسایل غیرعلمی دارد. این سهگانه یا تعبیرهای سهگانهای که از مفهوم انرژی شده در طول تاریخ همیشه مطرح بوده است. ادامه مطلب در پست بعدى
قلم: بخشی از مصاحبه روزنامه همشهری با #دکتر_غلامحسین_معتمدی | #روانپزشک
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از قدیم گفتهاند که کار را به کاردان بسپار. با این حال همیشه کسانی هستند که در هر رشته و حوزهای دم از کاردانی زدهاند و دیگران را اسیر فریبهای خود کردهاند. این مسئله بهویژه در حوزه مسایل روانی بیشتر به چشم میخورد. در جامعهای که مردم با انواع مشکلات ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستند، طبیعی است که گاه دچار نومیدی، افسردگی، احساس ناتوانی و درماندگی و … بشوند. متأسفانه به دلایل گوناگون عدهای برای حل این مشکلات دست به دامن کسانی میشوند که با انواع ترفندها ادعا میکنند میتوانند به انرژیدرمانی بپردازند. این افراد گاه به ادعاهای خود رنگ و لعاب علمی هم میدهند. گفت و گویی با دکتر غلامحسین معتمدی، روانپزشک و نویسنده داشتهایم و به بیان تعبیرهایی که از مفهوم انرژی در طول تاریخ شده پرداختهایم و دیدگاهها و شیوههای درمانی مدعیان انرژیدرمانی را بررسی و نقد کردهایم.
در سالهای اخیر مردم کوچه و بازار و حتی گاه نخبگان برای بیان حالات و مسائل روانشناختی خود به مفهوم انرژی متوسل میشوند، مثلاً فردی که میخواهد حس و حال خوب خودش را از گردش در طبیعت یا دیدن یک فیلم یا رفتن به سفر بیان کند، تعبیراتی از این دست که «انرژی گرفتم»، «انرژیم تحلیل رفت» و … به کار میبرند.
از آن جایی که مفهوم «انرژی» در علومی مانند فیزیک، شیمی و پزشکی کاربرد علمی گسترده و دقیقی دارد، آیا به نظر شما میتوان در فرایندهای روانی و مسائل روانشناختی هم از آن صحبت کرد؟
انرژی مثل عشق، عقل و … مفهومی کلی است که میتوان تعبیرهای گوناگونی از آن داشت. در طول تاریخ این تعبیرها و تفسیرها تفاوت پیدا کرده است. در مقطع کنونی وقتی اصطلاح «انرژی» به کار برده میشود با یک سهگانه مواجهیم: در جایی با مفهوم علمی انرژی، در جایی با مفهوم شبهعلمی و در جایی دیگر با مفهوم غیرعلمی آن. متأسفانه در ذهن عوام و تصورات غیرحرفهای این سه تعبیر با یکدیگر آمیخته میشوند. این سهگانه به دنبال خود سهگانه دیگری را هم میآورد: نخست این معنا که از لحاظ علمی مقصود از انرژی، انرژی فیزیکی است. در اینجا با تعریف مشخصی از انرژی روبهرو هستیم که کمیتی قابل اندازهگیری تلقی میشود. وقتی از این تعبیر علمی از انرژی دور میشویم و به سمت روانشناسی و روانپزشکی میرویم، با مفاهیم شبه علمی مواجه میشویم. مفاهیم و تعبیرهایی از این دست (انرژی) پایه در علم دارند، ولی در برخی وجوه، یعنی درست در آنجایی که با ذهن سر و کار پیدا میکنیم شبهعلم میشوند. در این میان ساحت سوم دیگری هم مطرح است که بیشتر در میان عوام رایج است، مانند مثالهایی که در سئوالتان آوردید. این ساحت حکایت از مسایل غیرعلمی دارد. این سهگانه یا تعبیرهای سهگانهای که از مفهوم انرژی شده در طول تاریخ همیشه مطرح بوده است. ادامه مطلب در پست بعدى
قلم: بخشی از مصاحبه روزنامه همشهری با #دکتر_غلامحسین_معتمدی | #روانپزشک
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
حقهبازی انرژیک [درباره مدعیان انرژی درمانی]- #قسمت_دوم
یعنی این سه تعبیر علمی ، شبهعلمی و غیرعلمی از انرژی همیشه در طول تاریخ در کنار هم بودهاند
بله. برای روشن شدن بحث بهتر است قدری به این تاریخچه پرفراز و نشیب بپردازیم. انرژی ریشهای یونانی دارد که به معنای کار است. این مفهوم برای نخستین بار در تاریخ تفکر در آثار ارسطو مطرح شد. ارسطو در رسالاتش دو مفهوم را در ارتباط با انرژی مطرح میکند که به زبان امروز به آنها توانایی بالقوه (potentiality) و واقعیت (actuality) گفته میشود. اتفاقاً ارسطو از این تعبیر (انرژی) برای تحلیل حرکت، علیت، اخلاق و فیزیولوژی استفاده کرد. جالب اینجاست که او یک برداشت روانشناختی هم از این انرژی داشت. ارسطو لذت و شادی را دو انرژی جسم و روان انسان (میدانست). ولی شادی صرفاً انرژی انسان بودن یا انسانیت انسان است. در واقع لذت معطوف به حواس ماست، اما شادی مابهازای درونیتری میخواهد. به بیان دیگر لذت زودگذر است و شادی پایدار. در سال ۱۶۰۰ فردی به نام هنری مور در رسالهای به نام «ترانه افلاطونی روح» از انرژی روح صحبت میکند. این تعبیر دربرگیرنده نوعی تصویر ذهنی در مورد روح است. در سال ۱۸۷۴ اتفاق جالبی میافتد. به این معنا که مفهوم «پویاشناسی روانی» توسط یک فیزیولوژیست آلمانی به نام «فون بروک» برای نخستینبار مطرح میشود. کسی که با فون بروک در نگارش این رساله همگاری میکند «هلم هولتز» است، یعنی کسی که بعدها قانون اول ترمودینامیک (حفظ انرژی) را کشف و وضع میکند. در این رساله این نکته مطرح میشود که تمام موجودات زنده یک دسته نظامهای انرژی هستند که بر پایه همان اصل ترمودینامیک (حفظ انرژی) اداره میشوند. به این ترتیب فون بروک یک فیزیولوژی پویا ارایه میدهد که بر اساس آن ارگانیسم زنده نظام پویایی تلقی میشود که بر وفق قوانین شیمی و فیزیک عمل میکند. این نشان میدهد که افرادی نظیرفون بروک میخواستند از علوم دقیقهای چون شیمی و فیزیک برای تبیین انرژی استفاده کنند. جالب اینجاست که فون بروک سرپرست دانشجویان سال اول پزشکی بود که در میان آنها فروید، بنیانگذار روانکاوی، قرار داشت. میدانیم که فروید در ملاحظات روانکاوانهاش بهخصوص در آنجایی که در باره نهاد (Id)حرف میزند، آن را منشأ تمنیات شخصی میداند. فروید بعدها «لیبیدو» را انرژی غریزی و رانه مرگ یا تاناتوس را دومین انرژی ذهنی ذکر میکند. بعدها در سال ۱۹۴۴ «ژولین هاکسلی» از انرژی ذهنی به عنوان نیروی محرک روان اعم از عاطفی، احساسی و عقلانی صحبت میکند.
تا اینجا با مفهوم علمی انرژی روبهرو بودیم. مطابق تاریخچهای که بیان کردید، میتوان گفت که کاربرد مفهوم «انرژی» در روانشناسی پایه علمی دارد، اما چه زمانی با مفهوم شبه علمی یا غیرعلمی آن در روانشناسی مواجه میشویم؟
هرجایی که به فیزیک و شیمی نزدیک میشود مفهومی علمی پیدا میکند. امروزه مبحثی علمی به نام bioenergetics مطرح است. این مبحث قلمروی در بیوشیمی است که به جریان انرژی در نظامهای زنده میپردازد و معتقد است که بسیاری از فرایندهای سلولی مثل تنفس سلولی یا روندهای سوخت و ساز، چیزی جز مصرف انرژی در شکل مولکولهایی که به آنها مولکول ایتیپی میگویند، نیستند. اما تعبیر شبهعلمی از انرژی: در روانشناسی امروز شاخهای بهنام energy psychology داریم. در این شاخه از روانشناسی از روشهای شناخته شده روانشناختی مثل روندهای کلامی استفاده میکنند و آنها را با تأثیرات فیزیکی ادغام میکنند، به این معنا که روانشناختی تجربی غربی را با روشهای نظامهای شفابخش غیرغربی که ریشه در هند یا چین دارد، مانند طب سوزنی، تلفیق میکنند. در این جا به عرصه دیگری که مربوط به سنتهای شرقی است وارد میشویم. برای نمونه در چین باستان معتقد بودند که بدن دارای نظام انرژی است. در یکی از این نظامهای چینی گفته میشود که بدن دارای ۱۲ نصفالنهار دوطرفه است که هریک از عضو خاصی میگذرد. چینی ها بر این نظر بودند که تمام این سیستم توسط جریان انرژی به نام «کی یا چی» به یکدیگر متصل میشوند. البته کسی نمیداند که این مدارها چگونه کشف شدهاند. چینیهای باستان میگفتند که اگر روی این نصفالنهارها تحریکاتی توسط انگشت یا سوزن یا ماساژ صورت دهیم، باعث افزایش یا کاهش انرژی در آن نقاط میشود. در هر حال شبهعلمی بودن این شاخه از روانشناسی (روانشناسی انرژی) به این دلیل است که بخشی از آن به ناشناختههای شرقی پیوند میخورد و بخش دیگری از آن به روشهای معمول رواندرمانی که تاکنون جواب داده مربوط میشود.ادامه مطلب در پست بعدى
قلم: بخشی از مصاحبه روزنامه همشهری با #دکتر_غلامحسین_معتمدی | #روانپزشک
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
یعنی این سه تعبیر علمی ، شبهعلمی و غیرعلمی از انرژی همیشه در طول تاریخ در کنار هم بودهاند
بله. برای روشن شدن بحث بهتر است قدری به این تاریخچه پرفراز و نشیب بپردازیم. انرژی ریشهای یونانی دارد که به معنای کار است. این مفهوم برای نخستین بار در تاریخ تفکر در آثار ارسطو مطرح شد. ارسطو در رسالاتش دو مفهوم را در ارتباط با انرژی مطرح میکند که به زبان امروز به آنها توانایی بالقوه (potentiality) و واقعیت (actuality) گفته میشود. اتفاقاً ارسطو از این تعبیر (انرژی) برای تحلیل حرکت، علیت، اخلاق و فیزیولوژی استفاده کرد. جالب اینجاست که او یک برداشت روانشناختی هم از این انرژی داشت. ارسطو لذت و شادی را دو انرژی جسم و روان انسان (میدانست). ولی شادی صرفاً انرژی انسان بودن یا انسانیت انسان است. در واقع لذت معطوف به حواس ماست، اما شادی مابهازای درونیتری میخواهد. به بیان دیگر لذت زودگذر است و شادی پایدار. در سال ۱۶۰۰ فردی به نام هنری مور در رسالهای به نام «ترانه افلاطونی روح» از انرژی روح صحبت میکند. این تعبیر دربرگیرنده نوعی تصویر ذهنی در مورد روح است. در سال ۱۸۷۴ اتفاق جالبی میافتد. به این معنا که مفهوم «پویاشناسی روانی» توسط یک فیزیولوژیست آلمانی به نام «فون بروک» برای نخستینبار مطرح میشود. کسی که با فون بروک در نگارش این رساله همگاری میکند «هلم هولتز» است، یعنی کسی که بعدها قانون اول ترمودینامیک (حفظ انرژی) را کشف و وضع میکند. در این رساله این نکته مطرح میشود که تمام موجودات زنده یک دسته نظامهای انرژی هستند که بر پایه همان اصل ترمودینامیک (حفظ انرژی) اداره میشوند. به این ترتیب فون بروک یک فیزیولوژی پویا ارایه میدهد که بر اساس آن ارگانیسم زنده نظام پویایی تلقی میشود که بر وفق قوانین شیمی و فیزیک عمل میکند. این نشان میدهد که افرادی نظیرفون بروک میخواستند از علوم دقیقهای چون شیمی و فیزیک برای تبیین انرژی استفاده کنند. جالب اینجاست که فون بروک سرپرست دانشجویان سال اول پزشکی بود که در میان آنها فروید، بنیانگذار روانکاوی، قرار داشت. میدانیم که فروید در ملاحظات روانکاوانهاش بهخصوص در آنجایی که در باره نهاد (Id)حرف میزند، آن را منشأ تمنیات شخصی میداند. فروید بعدها «لیبیدو» را انرژی غریزی و رانه مرگ یا تاناتوس را دومین انرژی ذهنی ذکر میکند. بعدها در سال ۱۹۴۴ «ژولین هاکسلی» از انرژی ذهنی به عنوان نیروی محرک روان اعم از عاطفی، احساسی و عقلانی صحبت میکند.
تا اینجا با مفهوم علمی انرژی روبهرو بودیم. مطابق تاریخچهای که بیان کردید، میتوان گفت که کاربرد مفهوم «انرژی» در روانشناسی پایه علمی دارد، اما چه زمانی با مفهوم شبه علمی یا غیرعلمی آن در روانشناسی مواجه میشویم؟
هرجایی که به فیزیک و شیمی نزدیک میشود مفهومی علمی پیدا میکند. امروزه مبحثی علمی به نام bioenergetics مطرح است. این مبحث قلمروی در بیوشیمی است که به جریان انرژی در نظامهای زنده میپردازد و معتقد است که بسیاری از فرایندهای سلولی مثل تنفس سلولی یا روندهای سوخت و ساز، چیزی جز مصرف انرژی در شکل مولکولهایی که به آنها مولکول ایتیپی میگویند، نیستند. اما تعبیر شبهعلمی از انرژی: در روانشناسی امروز شاخهای بهنام energy psychology داریم. در این شاخه از روانشناسی از روشهای شناخته شده روانشناختی مثل روندهای کلامی استفاده میکنند و آنها را با تأثیرات فیزیکی ادغام میکنند، به این معنا که روانشناختی تجربی غربی را با روشهای نظامهای شفابخش غیرغربی که ریشه در هند یا چین دارد، مانند طب سوزنی، تلفیق میکنند. در این جا به عرصه دیگری که مربوط به سنتهای شرقی است وارد میشویم. برای نمونه در چین باستان معتقد بودند که بدن دارای نظام انرژی است. در یکی از این نظامهای چینی گفته میشود که بدن دارای ۱۲ نصفالنهار دوطرفه است که هریک از عضو خاصی میگذرد. چینی ها بر این نظر بودند که تمام این سیستم توسط جریان انرژی به نام «کی یا چی» به یکدیگر متصل میشوند. البته کسی نمیداند که این مدارها چگونه کشف شدهاند. چینیهای باستان میگفتند که اگر روی این نصفالنهارها تحریکاتی توسط انگشت یا سوزن یا ماساژ صورت دهیم، باعث افزایش یا کاهش انرژی در آن نقاط میشود. در هر حال شبهعلمی بودن این شاخه از روانشناسی (روانشناسی انرژی) به این دلیل است که بخشی از آن به ناشناختههای شرقی پیوند میخورد و بخش دیگری از آن به روشهای معمول رواندرمانی که تاکنون جواب داده مربوط میشود.ادامه مطلب در پست بعدى
قلم: بخشی از مصاحبه روزنامه همشهری با #دکتر_غلامحسین_معتمدی | #روانپزشک
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
حقهبازی انرژیک [درباره مدعیان انرژی درمانی] - #قسمت_سوم
روشهای درمانیای که این روزها در کشورمان با عنوان انرژیدرمانی شناخته میشوند، در این میان چه جایگاهی دارند؟
این روشها با همان ساحت سوم یا تعبیرهای غیرعلمی از انرژی مربوط میشوند. این گونه موارد هیچ اتصالی به ساحت علمی ندارند. در این روشهای غیرعلمی با حرفهای کلی مثل همانهایی که اشاره کردید، روبهرو میشویم. حتی روشهای درمانی این ساحت نسبتی با آن energy psychology با سنتهای شرقی ندارند. این روشها اغلب چیزی جز شارلاتان بازی و دروغپردازی نیست؛ مثل نمونهای که اخیراً داشتیم. در این نمونه فردی بود که در وهله اول ادعای انرژیدرمانی یه صورت تکی را مطرح کرد و سپس به انرژیدرمانی به صورت گروهی رو آورد و حتی مدعی شد که میتواند از روی بالکن خانه، افرادی را که در حیاط بودند معالجه کند. کار این فرد به جایی کشیده شد که بعدها ادعا کرد که از پشت ماهواره درمان میکند. همین فرد حالا هم مدعی است که با آوازخواندن روی دیگران تأثیر مثبت میگذارد!
چه عواملی سبب میشود که مردم به این شیوهها پناه ببرند؟
به نظرم تلقین تأثیر زیادی روی مردم دارد. تازه خود تلقین هم یک مبحث علمی است. امروزه هر دارویی را که میخواهند تولید کنند در مرحله پژوهش اولیه در کنار آن یک دارونما هم میدهند. از آنجایی که این دارونما از طرف یک مرجع حرفهای تجویز شده حدود ۳۰ درصد از افرادی که مورد پژوهش قرار میگیرند بدون آن که مادهای دارویی در میان باشد در آنها تسکین و بهبود علائم بیماری مشاهده میشود. بنابراین اگر هم کسانی در مواجهه با این قبیل افرادی که ادعای انرژیدرمانی دارند، تسکین موقت پیدا کنند ناشی از تلقین بوده و هیچ پایه دیگری هم ندارد. از سوی دیگر هر کسی که مواجههای مثبت با افراد، طبیعت و آثار هنری داشته باشد، خواه ناخواه در او واکنش مثبتی ایجاد میشود ، اما اینکه این تأثیر یا واکنش مثبت را به تبادل انرژی نسبت دهیم، چنین چیزی نیست. البته کسانی که در روانشناسی انرژی کار میکنند، میگویند ما میتوانیم با روشهای سیتیاسکن یا پتاسکن این تبادل انرژی را نشان دهیم، اما در ساحت سوم تا به امروز کسی پیدا نشده بگوید ما میتوانیم با این یا آن روش انرژی را اندازه بگیریم یا چگونگی انتقال آن را نشان دهیم. خلاصه کنم، ما میتوانیم موضوع انرژی را به عنوان یک مفهوم سهگانه علمی، شبهعلمی و غیرعلمی در سه ساحت علمی، شبهعلمی که در برخی از موقعیتها با علوم اتصال دارد – و همچنین ساحت غیرعلمی و خرافی به بررسی و نقد بگذاریم.
توصیه شما به مردم و آنهایی که ممکن است در ناامیدی به دام بیفتند چیست؟
توصیه خیلی مشخص است. در چنین مواردی همیشه گفته شده است که به افراد متخصص و کاردان مراجعه کنید. از سوی دیگر، متأسفانه هنوز جنبههای خرافی و جادویی در انسان باقی مانده و جالب اینجاست که نهتنها به خوبی شناخته نشده که انکار هم شده است. این گرایش به خرافه خاص افراد عامی نیست. حتی افراد تحصیلکرده هم به دام آنها میافتند. به هر حال همانطور که گفتیم، توصیه ما این است که مردم در چنین مواردی به افراد حرفهای رجوع کنند، اما در عمل این اتفاق نمیافتد. به این دلیل که اقتصاد خرافات یک تجارت سودآور است. وقتی مثلاً این همه گرایش به فالگیری وجود دارد، نشان میدهد که هنوز در ذهنیت فرهنگی جامعه بدنه جان سختی هست که در برابر این توصیهها مقاومت میکند. بنابراین توصیه اصلی ما این است که مردم آگاه شوند. اگر درباره این امور غیرمنطقی آگاهی رسانی لازم از طریق رسانهها و همچنین از جانب متخصصان صورت نگیرد، وضعیت از این که هست بدتر خواهد شد. بنابراین در این زمینه همه مقصر هستیم. باید در این زمینه آموزشهای ضروری داده شود.
قلم: بخشی از مصاحبه روزنامه همشهری با #دکتر_غلامحسین_معتمدی | #روانپزشک
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
روشهای درمانیای که این روزها در کشورمان با عنوان انرژیدرمانی شناخته میشوند، در این میان چه جایگاهی دارند؟
این روشها با همان ساحت سوم یا تعبیرهای غیرعلمی از انرژی مربوط میشوند. این گونه موارد هیچ اتصالی به ساحت علمی ندارند. در این روشهای غیرعلمی با حرفهای کلی مثل همانهایی که اشاره کردید، روبهرو میشویم. حتی روشهای درمانی این ساحت نسبتی با آن energy psychology با سنتهای شرقی ندارند. این روشها اغلب چیزی جز شارلاتان بازی و دروغپردازی نیست؛ مثل نمونهای که اخیراً داشتیم. در این نمونه فردی بود که در وهله اول ادعای انرژیدرمانی یه صورت تکی را مطرح کرد و سپس به انرژیدرمانی به صورت گروهی رو آورد و حتی مدعی شد که میتواند از روی بالکن خانه، افرادی را که در حیاط بودند معالجه کند. کار این فرد به جایی کشیده شد که بعدها ادعا کرد که از پشت ماهواره درمان میکند. همین فرد حالا هم مدعی است که با آوازخواندن روی دیگران تأثیر مثبت میگذارد!
چه عواملی سبب میشود که مردم به این شیوهها پناه ببرند؟
به نظرم تلقین تأثیر زیادی روی مردم دارد. تازه خود تلقین هم یک مبحث علمی است. امروزه هر دارویی را که میخواهند تولید کنند در مرحله پژوهش اولیه در کنار آن یک دارونما هم میدهند. از آنجایی که این دارونما از طرف یک مرجع حرفهای تجویز شده حدود ۳۰ درصد از افرادی که مورد پژوهش قرار میگیرند بدون آن که مادهای دارویی در میان باشد در آنها تسکین و بهبود علائم بیماری مشاهده میشود. بنابراین اگر هم کسانی در مواجهه با این قبیل افرادی که ادعای انرژیدرمانی دارند، تسکین موقت پیدا کنند ناشی از تلقین بوده و هیچ پایه دیگری هم ندارد. از سوی دیگر هر کسی که مواجههای مثبت با افراد، طبیعت و آثار هنری داشته باشد، خواه ناخواه در او واکنش مثبتی ایجاد میشود ، اما اینکه این تأثیر یا واکنش مثبت را به تبادل انرژی نسبت دهیم، چنین چیزی نیست. البته کسانی که در روانشناسی انرژی کار میکنند، میگویند ما میتوانیم با روشهای سیتیاسکن یا پتاسکن این تبادل انرژی را نشان دهیم، اما در ساحت سوم تا به امروز کسی پیدا نشده بگوید ما میتوانیم با این یا آن روش انرژی را اندازه بگیریم یا چگونگی انتقال آن را نشان دهیم. خلاصه کنم، ما میتوانیم موضوع انرژی را به عنوان یک مفهوم سهگانه علمی، شبهعلمی و غیرعلمی در سه ساحت علمی، شبهعلمی که در برخی از موقعیتها با علوم اتصال دارد – و همچنین ساحت غیرعلمی و خرافی به بررسی و نقد بگذاریم.
توصیه شما به مردم و آنهایی که ممکن است در ناامیدی به دام بیفتند چیست؟
توصیه خیلی مشخص است. در چنین مواردی همیشه گفته شده است که به افراد متخصص و کاردان مراجعه کنید. از سوی دیگر، متأسفانه هنوز جنبههای خرافی و جادویی در انسان باقی مانده و جالب اینجاست که نهتنها به خوبی شناخته نشده که انکار هم شده است. این گرایش به خرافه خاص افراد عامی نیست. حتی افراد تحصیلکرده هم به دام آنها میافتند. به هر حال همانطور که گفتیم، توصیه ما این است که مردم در چنین مواردی به افراد حرفهای رجوع کنند، اما در عمل این اتفاق نمیافتد. به این دلیل که اقتصاد خرافات یک تجارت سودآور است. وقتی مثلاً این همه گرایش به فالگیری وجود دارد، نشان میدهد که هنوز در ذهنیت فرهنگی جامعه بدنه جان سختی هست که در برابر این توصیهها مقاومت میکند. بنابراین توصیه اصلی ما این است که مردم آگاه شوند. اگر درباره این امور غیرمنطقی آگاهی رسانی لازم از طریق رسانهها و همچنین از جانب متخصصان صورت نگیرد، وضعیت از این که هست بدتر خواهد شد. بنابراین در این زمینه همه مقصر هستیم. باید در این زمینه آموزشهای ضروری داده شود.
قلم: بخشی از مصاحبه روزنامه همشهری با #دکتر_غلامحسین_معتمدی | #روانپزشک
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انيميشن فرانسوى "#پنجره" روايتى زيبا از عواقب مرگ رويا در يك جامعه است كه در جوامع دور و نزديك شاهد آن هستيم كه پنجره ها در آن مرده اند و شايد آن ها را خود كشته ايم...
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
#ارديبهشت_٩٧
@Psychonstruct
در کودکی به گوشم خواندند که مردم جهان دو گروه هستند:
« خوب ها و بدها!».
من هم مانند بیشتر کودکان سعی کردم تا صفات خوبم را نشان دهم و صفات بدم را بپوشانم. گاه از خودم میپرسیدم؛ چرا آنقدر بد هستم و چرا این همه خصوصیات زشت به من عطا شده است؟
آرزو داشتم هیچگونه کاستی نداشته باشم تا همه دوستم بدارند در نتیجه هنگامی که مسواک نمیزدم، زیاد شیرینی میخوردم و یا خواهرم را کتک میزدم، دروغ میگفتم! هنگامی که سه چهارساله شدم، دیگر حتی متوجه نبودم که دروغ میگویم، چون به خودم هم دروغ میگفتم
به من می گفتند:
« عصبانی نباش، خودخواه نباش، بدجنس نباش، زیاده خواه نباش!» به این ترتیب پیام «نباش» در اعماق وجودم نقش بست.
این ویژگی های «بد» به سایه من تبدیل شدند هرچه بزرگتر شدم، آنها را به لایههای پایینتر وجودم می راندم.
در کنار این به اصطلاح ویژگیهای بد، همه حالات مثبتی را که نقطه مقابل آنها بودند نیز در خود دفن می کنیم. برای نمونه، آن قدر وقت صرف پنهان نمودن زشتی خودمان می کنیم که به هیچ وجه نمی توانیم زیبایی هایمان را ببینیم و یا هیچ گاه نمی توانیم از بخشندگی خود احساس لذت کنیم چون آن را نقابی بر زیاده خواهی هایمان می دانیم.
در آغوش کشیدن ویژگی تان یا دوست داشتن و پذیرش دوباه آن ویژگی به این مفهوم است که اجازه میدهید آن ویژگی در کنار سایر خصوصیات شما حضور داشته باشد و آن را با ارزشتر، یا کم ارزش تر از سایر جنبههای خود نمی شمارید
قلم: #دبی_فورد | #نیمه_تاریک_وجود
ويزور: #مانى_منجمى
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
« خوب ها و بدها!».
من هم مانند بیشتر کودکان سعی کردم تا صفات خوبم را نشان دهم و صفات بدم را بپوشانم. گاه از خودم میپرسیدم؛ چرا آنقدر بد هستم و چرا این همه خصوصیات زشت به من عطا شده است؟
آرزو داشتم هیچگونه کاستی نداشته باشم تا همه دوستم بدارند در نتیجه هنگامی که مسواک نمیزدم، زیاد شیرینی میخوردم و یا خواهرم را کتک میزدم، دروغ میگفتم! هنگامی که سه چهارساله شدم، دیگر حتی متوجه نبودم که دروغ میگویم، چون به خودم هم دروغ میگفتم
به من می گفتند:
« عصبانی نباش، خودخواه نباش، بدجنس نباش، زیاده خواه نباش!» به این ترتیب پیام «نباش» در اعماق وجودم نقش بست.
این ویژگی های «بد» به سایه من تبدیل شدند هرچه بزرگتر شدم، آنها را به لایههای پایینتر وجودم می راندم.
در کنار این به اصطلاح ویژگیهای بد، همه حالات مثبتی را که نقطه مقابل آنها بودند نیز در خود دفن می کنیم. برای نمونه، آن قدر وقت صرف پنهان نمودن زشتی خودمان می کنیم که به هیچ وجه نمی توانیم زیبایی هایمان را ببینیم و یا هیچ گاه نمی توانیم از بخشندگی خود احساس لذت کنیم چون آن را نقابی بر زیاده خواهی هایمان می دانیم.
در آغوش کشیدن ویژگی تان یا دوست داشتن و پذیرش دوباه آن ویژگی به این مفهوم است که اجازه میدهید آن ویژگی در کنار سایر خصوصیات شما حضور داشته باشد و آن را با ارزشتر، یا کم ارزش تر از سایر جنبههای خود نمی شمارید
قلم: #دبی_فورد | #نیمه_تاریک_وجود
ويزور: #مانى_منجمى
#ارديبهشت_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎