وقتی آدم #عاشق است و عشقش پذیرفته شده، تنش احساس راحتی میکند. برعکس، وقتی عشق بیپاسخ میماند، تن احساس میکند وزنش سه برابر شده است. عشق نوپا روی لبهی باریکی میرقصد. ممکن است آدم دوباره وزن واقعیش را احساس نکند، که این خود میتواند در آدمهای مضطرب، باتجربه و آیندهنگر، یا در آنهایی که مثل استر اینقدر امیدوار و خوشباور نیستند، میزانی از تردید پدید آورد.
-----
قلم: #تصرف_عدواني | #لنا_آندرشون
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
-----
قلم: #تصرف_عدواني | #لنا_آندرشون
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#اعتیاد_به_رابطه_جنسی
اعتیاد به رابطه ی جنسی ، به عدم توانایی در کنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فعالیت های جنسی اطلاق می گردد. این واژه برای نخستین بار در دهه ی ۱۹۸۰ میلادی مطرح شد و برای توصیف افرادی بکار گرفته میشد که بطور خاص و وسواسی به دنبال تجربه های سکسی مختلف بودند و اگر به هدف نمی رسیدند دچار اختلالات روانی شدیدی می شدند.
در زندگی معتادان به سکس ، فکر کردن به روابط جنسی و تخیلات در این باره ، تمام زندگی آنها را تحت الشعاع قرار داده است . اغلب این بیماران از چنین رفتارهایی شرمسار و ناراحتند و بطور مداوم سعی در از بین بردن احساسات جنسی خود دارند ، اما در عمل توانایی این کار را نداشته و قادر نیستند تکانه های جنسی خود را کنترل کنند . و در نهایت رابطه ی جنسی ، تنها هدف فرد در زندگی می شود . معمولا این بیماران بعد از رسیدن به ارگاسم به شدت پشمان می شوند ، اما این احساس ندامت قادر نیست مانع ارتکاب عمل جنسی بعدی شود . در بیشتر موارد ، انجام روابط جنسی متعدد و بی بند و باری در عملکرد جنسی ، با زندگی اجتماعی و یا زناشویی فرد تعارض پیدا می کند و این احساسات آنقدر قوی است که باعث می شود فرد تمام موقعیت های زندگی اش را صرف رفع این نیازها کند.
در علم روانشناسی ، دو عنوان برای اعتیاد به رابطه ی جنسی وجود دارد : ” دون ژوآنیسم ” و ” نیمفومانیا “
” دون ژوآنیسم ” را در برابر اعتیاد به سکس در مردان دانسته اند . این افراد از فعالیت های جنسی شان برای پوشاندن احساسات عمیق حقارت استفاده می کنند. برخی از آنها تکانه های ناخودآگاه همجنس گرایی داشته و با روابط وسواسی با زنان ، این تکانه ها را انکار می کنند . این مردان می خواهند خود را از لحاظ جنسی پرکار نشان دهند و معمولا پس از انجام رابطه ، دیگر تمایل و علاقه ای به آن ندارند .
و اما ” نیمفومانیا ” معادل اعتیاد به سکس در زنان است و به مفهوم میل بیمارگونه ی زن ، برای آمیزش جنسی است . معمولا زنانی که دارای این حالات هستند ، یک یا چند اختلال کارکرد جنسی ( اغلب شامل اختلال ارگاسمی زنانه ) داشته اند . زن مبتلا ترس شدیدی برای از دست دادن عشق خود دارد و می کوشد با این اعمال نیازهای وابستگی (و نه تکانه های جنسی ) خود را ارضاء کند .
اعتیاد به رابطه ی جنسی دارای علایم و نشانه هایی است که اغلب ، شاهد آن هستیم :
* روسپیگری یا استفاده از آن
* خودارضایی وسواسی و مفرط
* آزار جنسی و تجاوز به دیگران
* دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد
* اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز
* کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
* استفاده مداوم از تصاویر ، مجلات و فیلم های مستهجن
* تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود کردن افکار محرک جنسی
* تعویض مرتب شریک جنسی
* شهوت مفرط و بیش از اندازه اندیشیدن به مسائل جنسی
* ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران
* بی اعتنایی و یا قربانی کردن فعالیت های مهم اجتماعی ، خانوادگی و شغلی بخاطر روابط جنسی
در بسیاری از موارد اعتیاد به رابطه ی جنسی ، مسیر نهایی و مشترک انواعی از اختلالات دیگر است . افزون بر انحرافات جنسی که اغلب وجود دارند ، ممکن است اختلال روانی عمده ای چون اسکیزوفرنی نیز وجود داشته باشد. اختلال شخصیت جامعه ستیز و اختلال شخصیت مرزی نیز شایع است . برای نمونه اعتیاد به رابطه ی جنسی می تواند با اعتیاد به مواد مخدر و محرک ، اختلالات خلقی ( افسردگی ، سرخوشی و …) اختلالات اضطرابی ( هراس ها ، وسواس ها و …) توام گردد. متخصصان برای درمان اعتیاد جنسی از
1- روان درمانی شامل :شناخت درمانی فردی، گروه درمانی ،برنامه های حمایتی2 -درمان های داروئی استفاده می نمایند.
قلم: aftabnews.ir
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اعتیاد به رابطه ی جنسی ، به عدم توانایی در کنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فعالیت های جنسی اطلاق می گردد. این واژه برای نخستین بار در دهه ی ۱۹۸۰ میلادی مطرح شد و برای توصیف افرادی بکار گرفته میشد که بطور خاص و وسواسی به دنبال تجربه های سکسی مختلف بودند و اگر به هدف نمی رسیدند دچار اختلالات روانی شدیدی می شدند.
در زندگی معتادان به سکس ، فکر کردن به روابط جنسی و تخیلات در این باره ، تمام زندگی آنها را تحت الشعاع قرار داده است . اغلب این بیماران از چنین رفتارهایی شرمسار و ناراحتند و بطور مداوم سعی در از بین بردن احساسات جنسی خود دارند ، اما در عمل توانایی این کار را نداشته و قادر نیستند تکانه های جنسی خود را کنترل کنند . و در نهایت رابطه ی جنسی ، تنها هدف فرد در زندگی می شود . معمولا این بیماران بعد از رسیدن به ارگاسم به شدت پشمان می شوند ، اما این احساس ندامت قادر نیست مانع ارتکاب عمل جنسی بعدی شود . در بیشتر موارد ، انجام روابط جنسی متعدد و بی بند و باری در عملکرد جنسی ، با زندگی اجتماعی و یا زناشویی فرد تعارض پیدا می کند و این احساسات آنقدر قوی است که باعث می شود فرد تمام موقعیت های زندگی اش را صرف رفع این نیازها کند.
در علم روانشناسی ، دو عنوان برای اعتیاد به رابطه ی جنسی وجود دارد : ” دون ژوآنیسم ” و ” نیمفومانیا “
” دون ژوآنیسم ” را در برابر اعتیاد به سکس در مردان دانسته اند . این افراد از فعالیت های جنسی شان برای پوشاندن احساسات عمیق حقارت استفاده می کنند. برخی از آنها تکانه های ناخودآگاه همجنس گرایی داشته و با روابط وسواسی با زنان ، این تکانه ها را انکار می کنند . این مردان می خواهند خود را از لحاظ جنسی پرکار نشان دهند و معمولا پس از انجام رابطه ، دیگر تمایل و علاقه ای به آن ندارند .
و اما ” نیمفومانیا ” معادل اعتیاد به سکس در زنان است و به مفهوم میل بیمارگونه ی زن ، برای آمیزش جنسی است . معمولا زنانی که دارای این حالات هستند ، یک یا چند اختلال کارکرد جنسی ( اغلب شامل اختلال ارگاسمی زنانه ) داشته اند . زن مبتلا ترس شدیدی برای از دست دادن عشق خود دارد و می کوشد با این اعمال نیازهای وابستگی (و نه تکانه های جنسی ) خود را ارضاء کند .
اعتیاد به رابطه ی جنسی دارای علایم و نشانه هایی است که اغلب ، شاهد آن هستیم :
* روسپیگری یا استفاده از آن
* خودارضایی وسواسی و مفرط
* آزار جنسی و تجاوز به دیگران
* دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد
* اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز
* کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
* استفاده مداوم از تصاویر ، مجلات و فیلم های مستهجن
* تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود کردن افکار محرک جنسی
* تعویض مرتب شریک جنسی
* شهوت مفرط و بیش از اندازه اندیشیدن به مسائل جنسی
* ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران
* بی اعتنایی و یا قربانی کردن فعالیت های مهم اجتماعی ، خانوادگی و شغلی بخاطر روابط جنسی
در بسیاری از موارد اعتیاد به رابطه ی جنسی ، مسیر نهایی و مشترک انواعی از اختلالات دیگر است . افزون بر انحرافات جنسی که اغلب وجود دارند ، ممکن است اختلال روانی عمده ای چون اسکیزوفرنی نیز وجود داشته باشد. اختلال شخصیت جامعه ستیز و اختلال شخصیت مرزی نیز شایع است . برای نمونه اعتیاد به رابطه ی جنسی می تواند با اعتیاد به مواد مخدر و محرک ، اختلالات خلقی ( افسردگی ، سرخوشی و …) اختلالات اضطرابی ( هراس ها ، وسواس ها و …) توام گردد. متخصصان برای درمان اعتیاد جنسی از
1- روان درمانی شامل :شناخت درمانی فردی، گروه درمانی ،برنامه های حمایتی2 -درمان های داروئی استفاده می نمایند.
قلم: aftabnews.ir
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا در روابط بین فردی نِق می زنیم؟
و چه انتخاب دیگری داریم؟
ترجمه: #ايمان_فانى
آوا: #نگين_كيانفر
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
و چه انتخاب دیگری داریم؟
ترجمه: #ايمان_فانى
آوا: #نگين_كيانفر
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بالا که بودم فقط سه پيشنهاد بود...
اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يک کوروت کروکي جگري. تنها اشکالش اين بود که زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نکردم. راستش تحملش را نداشتم
بعد موقعيت ديگري پيشنهاد کردند:
پاريس، خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يکي از آنها نه سالگي در تصادفي کشته ميشود. گفتم حرفش را هم نزنيد
بعد قرار شد کلوديا زنم باشد با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي کنيم. توي دخمه اي عينهو قبر اما کسي تصادف نکند کسي سرطان نگيرد
قبول کردم...
حالا کلوديا همين که کنارم ايستاده است مدام مي گويد خانه نور کافي ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، يخچال خالي است... اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف...
کلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند...
قلم: پرسه در حوالي زندگي | #مصطفي_مستور
نقش: #Saatchiart | #Monogomy
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يک کوروت کروکي جگري. تنها اشکالش اين بود که زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نکردم. راستش تحملش را نداشتم
بعد موقعيت ديگري پيشنهاد کردند:
پاريس، خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يکي از آنها نه سالگي در تصادفي کشته ميشود. گفتم حرفش را هم نزنيد
بعد قرار شد کلوديا زنم باشد با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي کنيم. توي دخمه اي عينهو قبر اما کسي تصادف نکند کسي سرطان نگيرد
قبول کردم...
حالا کلوديا همين که کنارم ايستاده است مدام مي گويد خانه نور کافي ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، يخچال خالي است... اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف...
کلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند...
قلم: پرسه در حوالي زندگي | #مصطفي_مستور
نقش: #Saatchiart | #Monogomy
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
من هم مثل همه خیال می کردم نا امیدی بیماری روح است ؛ اما نه ! بدن زجر می کشد، پوست تنم درد می کند ، سینه ام ، دست و پایم... سرم خالی است و دلم بهم می خورد. و از همه بدتر ، این طعمی است که در دهانم است. نه خون است ، نه مرگ ... اما کافیست زبانم را تکان دهم تا دنیا سیاه شود و از همه ی موجودات نفرت کنم؛ چه سخت است ؛ چه تلخ است انسان بودن!
قلم: #آلبر_كامو | #كاليگولا
نقش: #Saatchiart | #Tintin
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #آلبر_كامو | #كاليگولا
نقش: #Saatchiart | #Tintin
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
امضای مولکولی متضاد افسردگی در زنان ومردان
افسردگی ماژور (MDD) زنان را دو برابر بیشتر از مردان مبتلا میکند. احتمال افسردگی آتیپیک ، با پرخوابی و افزایش وزن، در زنان سه برابر مردان است. همچنین، کوموربیدیتیهای متفاوتی در این دو گروه شایع است، زنها بیشتر احتمال اختلالات اضطرابی دارند در حالیکه اختلالات مصرف مواد در مردان محتملتر است. بنابراین ، ممکن است مکانیسمهای مولکولار MDD در دو جنس متفاوت باشد.
برای آزمودن این فرضیه، یک متا آنالیز بزرگ بیان ژن در سه منطقه ی کورتیکولیمبیک مغز در نمونه های به دست آمده از اتوپسی، انجام شد: کورتکس پره فرونتال دورسولترال، کورتکس سینگولیت قدامی ساب جینیوال، و آمیگدال بازولترال ( ۲۶ مرد و ۲۴ زن مبتلا به MDD و افراد کنترل با انطباق جنسیت). نتایج با رویکرد فاقد آستانه، انتولوژی ژن، و آنالیزهای مخصوصِ تایپِ سلول تحلیل شد.
آنالیزها نشان دادند که در افراد کنترل، بیان ژنهای بررسی شده در زنان ومردان مشابه است. از ٧٠٦ ژنی که به صورت افتراقی در مردان افسرده بیان شده بود، و ۸۸۲ ژن افتراقی زنان، فقط ۷۳ رونوشت مشترک در هر دو گروه یافت شد که ۲۱ ژن در هر دو جنس در یک جهت تغییر کرده بودند و ۵۲ ژن در مردان و زنان مبتلا به افسردگی در جهت مخالف هم تغییر کرده بودند.
نتایج مشابهی با استفاده از رویکرد فاقد آستانه به دست آمد که طی آن پروفایل کلی ترجمه ژنتیک MDD در زنان و مردان متضاد بود.
انتولوژی ژن نشان داد که در مردان افسرده، ژنهای مربوط به سیناپس کاهش دارد ، در حالیکه زنهای افسرده افزایش ترجمه در این مسیر دارند. آنالیز مخصوص تایپ سلول نشان داد که مردان مبتلا به MDD افزایش در ژنهای مربوط به الیگودندروسیت و میکروگلی دارند در حالیکه زنان، کاهش در مارکرهای این نوع سلولها دارند.
🔻یافته ی قابل توجه: کاهش ایمنی ،مشخصه ی MDD زنان است ، ولی در مردان مبتلا، مارکرهای التهابی افزایش دارد.
نویسندگان مقاله بیان میکنند که در مطالعات بعد از مرگِ قبلی، نمونهها عمدتا از مردان بوده و مطالعاتی که شامل هردوجنس بودند قدرت آماری کافی نداشتند.
آنها معتقدند که ممکن است این تفاوتهای جنسیتی ناشی از فرایندهای تکاملی، مانند مواجهه با تستوسترون حوالی زمان تولد و بلوغ باشد که چون این مطالعه فقط شامل افراد بزرگسال بود، امکان بررسی این فرضیه وجود نداشت.
در این مطالعه، داروهای مصرف شده در زنان و مردان مشابه بود. در مدلهای حیوانی تفاوت قابل ملاحظهای در پاسخهای مولکولی به داروهای روانپزشکی یافت نشده ولی در این مطالعه به اندازهی کافی نمونههایی با مصرف داروهای متفاوت وجود نداشت که بتوان کاملا آنالیز کرد.
هنوز به روشنی مشخص نیست که چرا امضای مولکولی افسردگی در زنان و مردان تفاوت دارد.
قلم: Biological Psychiatry, 31 Jan 2018 | #دکتر_عاطفه_کمالو. روانپزشك #فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
افسردگی ماژور (MDD) زنان را دو برابر بیشتر از مردان مبتلا میکند. احتمال افسردگی آتیپیک ، با پرخوابی و افزایش وزن، در زنان سه برابر مردان است. همچنین، کوموربیدیتیهای متفاوتی در این دو گروه شایع است، زنها بیشتر احتمال اختلالات اضطرابی دارند در حالیکه اختلالات مصرف مواد در مردان محتملتر است. بنابراین ، ممکن است مکانیسمهای مولکولار MDD در دو جنس متفاوت باشد.
برای آزمودن این فرضیه، یک متا آنالیز بزرگ بیان ژن در سه منطقه ی کورتیکولیمبیک مغز در نمونه های به دست آمده از اتوپسی، انجام شد: کورتکس پره فرونتال دورسولترال، کورتکس سینگولیت قدامی ساب جینیوال، و آمیگدال بازولترال ( ۲۶ مرد و ۲۴ زن مبتلا به MDD و افراد کنترل با انطباق جنسیت). نتایج با رویکرد فاقد آستانه، انتولوژی ژن، و آنالیزهای مخصوصِ تایپِ سلول تحلیل شد.
آنالیزها نشان دادند که در افراد کنترل، بیان ژنهای بررسی شده در زنان ومردان مشابه است. از ٧٠٦ ژنی که به صورت افتراقی در مردان افسرده بیان شده بود، و ۸۸۲ ژن افتراقی زنان، فقط ۷۳ رونوشت مشترک در هر دو گروه یافت شد که ۲۱ ژن در هر دو جنس در یک جهت تغییر کرده بودند و ۵۲ ژن در مردان و زنان مبتلا به افسردگی در جهت مخالف هم تغییر کرده بودند.
نتایج مشابهی با استفاده از رویکرد فاقد آستانه به دست آمد که طی آن پروفایل کلی ترجمه ژنتیک MDD در زنان و مردان متضاد بود.
انتولوژی ژن نشان داد که در مردان افسرده، ژنهای مربوط به سیناپس کاهش دارد ، در حالیکه زنهای افسرده افزایش ترجمه در این مسیر دارند. آنالیز مخصوص تایپ سلول نشان داد که مردان مبتلا به MDD افزایش در ژنهای مربوط به الیگودندروسیت و میکروگلی دارند در حالیکه زنان، کاهش در مارکرهای این نوع سلولها دارند.
🔻یافته ی قابل توجه: کاهش ایمنی ،مشخصه ی MDD زنان است ، ولی در مردان مبتلا، مارکرهای التهابی افزایش دارد.
نویسندگان مقاله بیان میکنند که در مطالعات بعد از مرگِ قبلی، نمونهها عمدتا از مردان بوده و مطالعاتی که شامل هردوجنس بودند قدرت آماری کافی نداشتند.
آنها معتقدند که ممکن است این تفاوتهای جنسیتی ناشی از فرایندهای تکاملی، مانند مواجهه با تستوسترون حوالی زمان تولد و بلوغ باشد که چون این مطالعه فقط شامل افراد بزرگسال بود، امکان بررسی این فرضیه وجود نداشت.
در این مطالعه، داروهای مصرف شده در زنان و مردان مشابه بود. در مدلهای حیوانی تفاوت قابل ملاحظهای در پاسخهای مولکولی به داروهای روانپزشکی یافت نشده ولی در این مطالعه به اندازهی کافی نمونههایی با مصرف داروهای متفاوت وجود نداشت که بتوان کاملا آنالیز کرد.
هنوز به روشنی مشخص نیست که چرا امضای مولکولی افسردگی در زنان و مردان تفاوت دارد.
قلم: Biological Psychiatry, 31 Jan 2018 | #دکتر_عاطفه_کمالو. روانپزشك #فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
ایمان مذهبی همیشه باعث سردرگمی من بوده است، از وقتی یادم هست، آشکارا عقیده داشتم که مذاهب پدید آمدهاند تا از اضطرابهای بشری ما بکاهند و تسکینمان دهند، یکبار وقتی ۱۲-۱۳ ساله بودم و در خواربار فروشی پدرم کار میکردم، با یک سرباز جنگ جهانی دوم که تازه از جبهه اروپا برگشته بود، درباره تردیدم به وجود خدا حرف زدم. او در پاسخ، تصویر چروک خرده و رنگ و رو رفتهای از مریم باکره و مسیح به من نشان داد، که در طول جنگ با خود نگه داشته بود، گفت: برگردانش و پشتش رو با صدای بلند بخون.
خواندم: «هیچ بیخدایی در سنگر نیست»
او خودش نیز آهسته تکرار کرد: «درسته، هیچ بیخدایی در سنگر نیست، خدای چینی، خدای مسیحی، خدای یهودی و هر خدای دیگری، بلاخره یه خدایی لازمه. بدون خدا نمیشه جنگید» ،آن عکس دو سال تمام در کیفم بود، و از خودم پرسیدم، اگر این جمله درست باشد، فقط شکگرایی را تقویت میکند: البته که جایی که ترس شدیدتر است، ایمان بیشتر میشود. نکته همینجاست، ترس ایمان را به وجود میآورد؛ ما نیازمند خداییم و میطلبیمش، ولی طلب به تنهایی کاری از پیش نمی بره. ایمان هر قدر محکم، هر قدر خالص و هر قدر هم که کارامد باشد، حقیقت وجود خدا را اثبات نمیکند.
اگر چه مسئله مرگ زمانی طولانی مرا به وحشت انداخته بود، تصمیم گرفتم که این وحشت را به ایمانی متکی بر هیچ و پوچ ترجیح دهم. با این حال در مقام درمانگر، این عقیده را برای خود حفظ کردم که: میپذیرم ایمان مذهبی، سرچشمه نیرومند آرامش است، و تا وقتی چیز بهتری ندارم که جایگزینش کنم، هرگز تضعیفش نخواهم کرد.
قلم: #مامان_و_معنی_زندگی | #اروین_یالوم
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
خواندم: «هیچ بیخدایی در سنگر نیست»
او خودش نیز آهسته تکرار کرد: «درسته، هیچ بیخدایی در سنگر نیست، خدای چینی، خدای مسیحی، خدای یهودی و هر خدای دیگری، بلاخره یه خدایی لازمه. بدون خدا نمیشه جنگید» ،آن عکس دو سال تمام در کیفم بود، و از خودم پرسیدم، اگر این جمله درست باشد، فقط شکگرایی را تقویت میکند: البته که جایی که ترس شدیدتر است، ایمان بیشتر میشود. نکته همینجاست، ترس ایمان را به وجود میآورد؛ ما نیازمند خداییم و میطلبیمش، ولی طلب به تنهایی کاری از پیش نمی بره. ایمان هر قدر محکم، هر قدر خالص و هر قدر هم که کارامد باشد، حقیقت وجود خدا را اثبات نمیکند.
اگر چه مسئله مرگ زمانی طولانی مرا به وحشت انداخته بود، تصمیم گرفتم که این وحشت را به ایمانی متکی بر هیچ و پوچ ترجیح دهم. با این حال در مقام درمانگر، این عقیده را برای خود حفظ کردم که: میپذیرم ایمان مذهبی، سرچشمه نیرومند آرامش است، و تا وقتی چیز بهتری ندارم که جایگزینش کنم، هرگز تضعیفش نخواهم کرد.
قلم: #مامان_و_معنی_زندگی | #اروین_یالوم
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحول معناى #عشق در گذر زمان!
نظام نورواندوكرين چگونه در انتخاب شريك عاطفى و جنسى به ما كمك ميكند؟
#ted #tedmed
#Helen_Fisher
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
نظام نورواندوكرين چگونه در انتخاب شريك عاطفى و جنسى به ما كمك ميكند؟
#ted #tedmed
#Helen_Fisher
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct