مانى
1.14K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
If you see a women that has everything going for herself and you are not ready to add value to her life... Just admire her from afar. Don't interrupt her greatness.
اگر زنى را ديدى كه به همه آنچه دارد و هست راضيست و تو آمادگى افزودن ارزشى به زندگى اش را ندارى... از دور او را تحسين كن. آسودگى اش را مختل نكن.
قلم: #Chris_Digiloramo | #كريس_ديگيلورامو
ويزور: #مانى_منجمى | #mani_monajemi
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#ابتذال در اساس عبارت از این است که در آگاهی انسان، خواستن بر شناختن، کاملا غلبه کند. این وضع ممکن است به درجه ای برسد که شناخت، کاملا در خدمت اراده قرار گیرد. در نتیجه آن جا که اراده خدمتی را مطالبه نکند، یعنی انگیزه ای کوچک یا بزرگ وجود نداشته باشد، شناخت کاملا قطع می شود و در نتیجه، خلاء فکری مطلق ظاهر می گردد. خواستن بدون شناخت، عامیانه ترین و مبتذل ترین چیزی است که وجود دارد. هر کنده ی درخت، این گونه اراده دارد و دست کم هنگامی که بر زمین می افتد آن را نشان می دهد. وضعیت ابتذال این گونه بوجود می آید. در این وضع فقط ابزار حسی و عقل اندکی که برای درک داده های حسی لازم است فعال می مانند. در نتیجه انسان عامی همیشه آماده دریافت تاثیرات بیرونی است، یعنی هر حادثه ای را که در اطرافش رخ می دهد بی درنگ دریافت می کند، به طوری که آهسته ترین صدا و هر اتفاق ناچیز، توجه او را فورا جلب می کند، چنان که در حیوانات نیز چنین است. همه این وضعیت در چهره و ظاهر چنین انسانی نمایان می شود و نتیجه آن، قیافه ای مبتذل است و معمولا هر چه اراده ی حاکم بر شعور پست تر، خودمدارتر و به طور کلی بدتر باشد، قیافه ی آدمی نفرت انگیز تر است.

قلم: #در_باب_حکمت_زندگی | #آرتور_شوپنهاور
نقش: #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو واقعا كى هستى؟ معماى تيپ شخصيتى افراد!!!

#ted #tedmed #Brian_Little
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
مانى pinned a video
The Tree of Life 2011
@Filmkootah0
موسیقی فیلم درخت زندگی
The Tree of Life 2011
آوا: #Alexander_Desplat
@Psychonstruct
به شاگردان خود چه چیزی را بیاموزیم؟

دکتر #ویکتور_فرانکل تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند.

او در نامه‌ا‌‌ی‌ خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه می نویسد :

چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند،

من اتاق‌های گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی می‌شدند،
من پزشكـان مـاهـری را ديدم كه کودکـاني معصوم و بی‌ گناه را به راحتی مسموم میكردند،
من پرستارانی کاربلد را دیدم ‌که انسان‌ها را با تزریق یک آمپول به قتل می‌رسانند،

من فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که می‌توانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند
و مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد،

از شما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت شاگردانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس و .... از آنها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به #جانوران_روانی_دانشمند نشوند.

پزشک یا مهندس و ... شدن کار چندان دشواری نيست و هرکسی می‌تواند با چند سال تلاش به آن برسد اما #به_شاگردان_خود_بیاموزید_که:

بهترین و بزرگترين ثروت هر کدام از آنها #انسانیت است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست !!

قلم: #ويكتور_فرانكل | #روانپزشك
ويزور: #Paul_Altmann | #Saatchiart
#mad #morality
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
#معنای_بیماری
#بخش_پنجم (بخش پایانی)

یکی از این شبه‌مذهب‌ها که در جامعه ما رواج پیدا کرده، «سایکولوژیسم» نام دارد که من آن را «روانشناسی مسلکی» ترجمه می‌کنم. این روانشناسی-مسلکی هم شبه‌مذهب است، هم شبه علم و می‌گوید همه بیماری‌ها یک علت روانشناختی دارند و اگر کسی پرکاری تیروئید می‌گیرد، می‌گویند ببین کجای زندگی‌ات اشتباه کردی که دچار پرکاری تیروئید شده‌ای، اگر کسی سرطان پروستات می گیرد برای آن یک الگوی شخصیتی قائل می شود و همینطور برای تمام بیماری ها یک سری الگوی روانی و یک سری توصیه های شبه روان شناسی ارائه می شوند و یکسری کتاب‌های شبه علمی هم تولید می‌شوند که برای هر بیماری یک علت روانشناختی می‌گوید. ذکر این نکته ضروری است که همه بیماری‌ها جزء روانشناختی دارند (زیرا همه ی موضوعات بشری یک جزء روانی دارند)، ولی همه بیماری‌ها علّیّت (سبب شناسی) روانشناختی ندارند.

*این حرف شما به چه معناست؟
همه بیماری‌ها جزء روانشناختی دارند چون ما داریم از بیماری و درمان تفسیر به عمل می‌آوریم ولی لزوما علیت روانشناختی ندارند. خیلی مهم است که این‌ها را از هم تفکیک کنیم. این‌که برای بیماری‌ها جنبه روانشناختی قائل باشیم، باور درستی است اما این‌که برای همه بیماری‌ها اساس روانشناختی قائل باشیم، همان روح‌باوری است که یک لباس مدرن تن خود کرده است.
بگذارید با مثالی این مسئله را مشخص کنم. شما به هر کسی که سم بخورانید، دچار بیماری می‌شود. چه آن آدم خسیس باشد و چه سخاوتمند؛ چه باایمان باشد و چه بی‌ایمان. بسیاری از بیماری‌ها علیت بیوشیمیایی دارند. اگر برای بیماری‌ها دنبال علیت روانشناختی بگردیم، این علم روانشناسی نیست، این روانشناسی مسلکی و از مذاهب جدید و یک شبه‌علم است.
اما این‌که ما بیماری را به مثابه چه چیزی بدانیم، جنبه روانشناختی آن است. گاهی اوقات ما بیماری را تاوان و عقوبت می‌دانیم، گاهی به بیماری به‌عنوان یک کارت معافی نگاه می‌کنیم و گاهی اوقات بیماری را به نشانه محصول اهمال و سهل‌انگاری در نظر می‌گیریم. این‌که بیماری را نماد چه چیزی بدانید، جنبه روانشناختی است که هر بیماری آن را دارد و می‌تواند هزینه‌های درمان را در جامعه‌ای بالا ببرد یا آن را کاهش دهد. مثلا اگر در فرهنگی بیماری به‌مثابه تاوان و عقوبت دیده شود، بیمارها علاوه بر حال بدی که ناشی از درد و رنج جسمانی است، حال بد مضاعفی هم پیدا می‌کنند، زیرا جامعه به آن‌ها این‌طور منتقل کرده است که مرتکب گناهی شده‌اند و به خاطر آن تاوان یا عقوبت می‌بینند. مثلا در سریال مختارنامه، شمر که در کربلا سر امام حسین(ع) را بریده است، دچار بیماری پوستی برص یا ویتیلیگو شده است و ضایعات پیسی دارد و وقتی کسی در حمام او را می‌بیند، می‌گوید آدمی با این سیرت زشت، طبیعی است که چنین صورت زشتی هم پیدا کند. خب این بیماری یک بیماری پوستی است که هزاران نفر در کشور ما دچارش هستند و تا جایی که من آن‌ها را می‌شناسم، نه گناهکارتر از سایرین هستند و نه بدسیرت‌تر از باقی مردم. ولی یک فیلمنامه‌نویس از سر بی‌سوادی، بی تعهّدی یا به هر علت دیگری، شمر را دچار بیماری پیسی نشان می‌دهد که ممکن است حتی سند تاریخی‌اش هم معتبر نباشد. این‌که شما این بیماری را عقوبتی برای بدسیرتی شخص بدانید و معرفی کنید، باعث می‌شود هزاران نفر که این بیماری را دارند، آن را به منزله ننگ نگاه کنند و نسبت به بیماری خود شرمسار باشند. حتی برجسته‌ترین آدم‌ها از نظر فضیلت های اخلاقی در زندگی شان بیمار شده‌اند و بالاخره مرده‌اند پس نمی توانیم بیماری را عقوبت بدکاران بدانیم. قصه‌هایی که درباره سلامتی و بیماری در جامعه وجود دارد، بر رفتار بیماران تاثیر می‌گذارد. پس خیلی مهم است که ما تفسیرهای واقع‌بینانه‌ای از سلامتی و بیماری را در جامعه ارائه دهیم که کسی بابت بیماری‌اش خود را سرزنش نکند و شرمسار نباشد. این کار هزینه‌های بهداشتی و درمانی جامعه را هم پایین می‌آورد.
قلم: مصاحبه ی المیرا حسینی (هفته نامه ادبی کرگدن) با #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
گفته می شود که #ونگوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و به دلبر خود قول داده بود که به او یک "هدیه گرانبها" تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعا گوش بریده را دریافت کرد.

ونگوگ در آخرین ساعات آن شب به روسپی‌خانه رفت و سراغ راشل را گرفت. دستمالی که به دور سر و صورت خود پیچیده بود، هنوز خونی بود. او چیزی به طرف روسپی گرفت و با صدایی مست‌آلود و بی‌رمق به او گفت: "از این خوب نگه‌داری کن!" روشن است که هدیه همان گوش بریده بود. راشل با دیدن گوش، از حال رفت و دوستانش به دور او جمع شدند. صبح روز بعد مأموران پلیس ونگوگ را نیمه‌جان در خانه‌اش پیدا کردند و از آنجا که خون زیادی از او رفته بود، او را به بیمارستان رساندند. روزنامه محلی در "صفحه حوادث" از بلایی که "یک بیمار روانی" بر سر خود آورده بود، گزارش داد.

دکتر فلیکس ری، دکتر معالج در نامه ای به تئو، برادر ونگوگ نوشت: " وقتی از او راجع به انگیزه ی بریدن گوشش سوال کردم، او پاسخ داد که این مسئله ای کاملا شخصی است."

قلم: وبسایت موزه ی ونگوگ
نقش: #Van_Gogh | #Vincent_Vangogh
#saatchiart #Venus_Oak
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
Audio
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🥇«عاشق شده‌ام بر وی...»

«مصادره» تقدیم میکند:قطعه و ویدئوکلیپ «دلبر» باصدای محسن چاوشی باتصاویری از۵۰سال سینمای ایران؛ ازگنج قارون تا«مصادره» ازفردین وبهروز تااکبر عبدی ورضاعطاران

@psychonstruct
Delbar
Mohsen Chavoshi
موزیک «دلبر» با صدای محسن چاوشی / ویژه فیلم «مصادره»

@psychonstruct