اثر بسيار برجسته يونگ كتابي است كه در آن، کتاب " چنين گفت زرتشت " نيچه را شرح ميدهد . در لابلاي پرسش و پاسخ هايي كه در اين سمينار انجام ميشود؛ مشخص ميشود كه يونگ هم در اوخر عمر به نظريه spiral روي آورده است . يكي از چيز هايي كه در سخنرانيهاي يونگ بوضوح به چشم ميخورد اين است كه يونگ بسيار طنز آميز و با كنايه و ايما و نشانه صحبت ميكرده است؛ بنابراين بايد اين كتاب را هفت، هشت دور بخوانيد تا بفهميد كه چه مي خواسته بگويد . (اين كتاب در واقع سخنراني هايي است كه در قالب يك سمينار ارائه شده است . اين سمينار بمدت چهار سال، هفته اي يك بار ادامه داشته است كه خانم دكتر سپيده حبيب هم ترجمه فوق العاده اي از آن ارائه كرده اند و انتشارات كاروان و بعد نشر قطره آن را منتشر كرده اند)
يونگ در اين كتاب ميگويد: "اگر كسي احساس رسيدن كرد؛ يك بيماري دارد . اسم اين بيماري، تورم رواني است؛ باد كردن رواني "! يعني هر وقت كسي احساس كرد كه " من آن نجات دهنده بشريت هستم " ؛ دچار تورم رواني شده است . اين، با آن ديدگاه خطي قبلي اش فرق مي كند . در آن ديدگاه خطي، آدمي كه به self مي رسد تجلي خداست؛ بنابراين ولايت تشريحي و تكويني بر همه موجودات دارد . اما در اين نگاه ميگويد هر كسي كه احساس كرد اين ولايت را دارد؛ دچار inflation psychic شده است . اين مسير، مسيري است كه دائمآ در حال حركت است و كسي كه احساس رسيدن مي كند مريض است . او سپس توضيح داده كه چه چيز باعث ميشود بعضي ها دچار inflation psychic بشوند . آيا اينها ژنهاي معيوبي دارند يا از IQ پايينتري برخوردارند؟ چگونه است كه آدمي خوب حركت مي كرده؛ اما در يك نقطه به inflation psychic دچار ميشود و به خودش اجازه ميدهد كه مثلا يك آدم بي گناه را بكشد؟ ! اينجا چه اتفاقي مي افتد؟ ... يونگ ميگويد كه اين inflation psychic يك " پاتولوژي اجتماعي " است . يعني در اجتماعي كه مردم مسير تفرد را طي نمي كنند و خودشان شهامت طي كردن اين مسير را ندارند؛ اگر يكنفر در آن اجتماع اين مسير را طي مي كند؛ آنگاه مردم تمام آرمان هاي خود را در آن فرد متجلي مي بينند . به قولي، تمام انرژي رواني شان را به اوتزريق مي كنند؛ عكس او را در ماه مي بينند؛ آب دهن او را به چشمشان مي مالند؛ كفش او را ليس مي زنند ...! يونگ ميگويد اين روان توده اي، انرژي رواني خود را كه براي سر بيرون كردن به آنها فشار می آورد و نميتواند بيرون بريزد؛ به كسي تزريق ميكنند كه در آن اجتماع رهبر است؛ قهرمان است؛ دانشمند يا اديب است و خلاصه جلوتر از بقيه است . آنوقت او دچار inflation psychic ميشود و بعد اين آدم ميشود خطرناك ترين موجود در زمين ! در واقع هيتلر، هيتلر نبود؛ هيتلر يك رهبر موفق بود كه هيتلرش كردن.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#تورم_روانى #Psychic_Inflation
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
يونگ در اين كتاب ميگويد: "اگر كسي احساس رسيدن كرد؛ يك بيماري دارد . اسم اين بيماري، تورم رواني است؛ باد كردن رواني "! يعني هر وقت كسي احساس كرد كه " من آن نجات دهنده بشريت هستم " ؛ دچار تورم رواني شده است . اين، با آن ديدگاه خطي قبلي اش فرق مي كند . در آن ديدگاه خطي، آدمي كه به self مي رسد تجلي خداست؛ بنابراين ولايت تشريحي و تكويني بر همه موجودات دارد . اما در اين نگاه ميگويد هر كسي كه احساس كرد اين ولايت را دارد؛ دچار inflation psychic شده است . اين مسير، مسيري است كه دائمآ در حال حركت است و كسي كه احساس رسيدن مي كند مريض است . او سپس توضيح داده كه چه چيز باعث ميشود بعضي ها دچار inflation psychic بشوند . آيا اينها ژنهاي معيوبي دارند يا از IQ پايينتري برخوردارند؟ چگونه است كه آدمي خوب حركت مي كرده؛ اما در يك نقطه به inflation psychic دچار ميشود و به خودش اجازه ميدهد كه مثلا يك آدم بي گناه را بكشد؟ ! اينجا چه اتفاقي مي افتد؟ ... يونگ ميگويد كه اين inflation psychic يك " پاتولوژي اجتماعي " است . يعني در اجتماعي كه مردم مسير تفرد را طي نمي كنند و خودشان شهامت طي كردن اين مسير را ندارند؛ اگر يكنفر در آن اجتماع اين مسير را طي مي كند؛ آنگاه مردم تمام آرمان هاي خود را در آن فرد متجلي مي بينند . به قولي، تمام انرژي رواني شان را به اوتزريق مي كنند؛ عكس او را در ماه مي بينند؛ آب دهن او را به چشمشان مي مالند؛ كفش او را ليس مي زنند ...! يونگ ميگويد اين روان توده اي، انرژي رواني خود را كه براي سر بيرون كردن به آنها فشار می آورد و نميتواند بيرون بريزد؛ به كسي تزريق ميكنند كه در آن اجتماع رهبر است؛ قهرمان است؛ دانشمند يا اديب است و خلاصه جلوتر از بقيه است . آنوقت او دچار inflation psychic ميشود و بعد اين آدم ميشود خطرناك ترين موجود در زمين ! در واقع هيتلر، هيتلر نبود؛ هيتلر يك رهبر موفق بود كه هيتلرش كردن.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#تورم_روانى #Psychic_Inflation
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سفری به سوی زندگی، از مسیر قبرستان!
نگاهی به اندیشه #مارتین_هایدِگِر
فیلسوف بزرگ آلمانی
آوا#ايمان_فانى
@Psychonstruct
نگاهی به اندیشه #مارتین_هایدِگِر
فیلسوف بزرگ آلمانی
آوا#ايمان_فانى
@Psychonstruct
If you see a women that has everything going for herself and you are not ready to add value to her life... Just admire her from afar. Don't interrupt her greatness.
اگر زنى را ديدى كه به همه آنچه دارد و هست راضيست و تو آمادگى افزودن ارزشى به زندگى اش را ندارى... از دور او را تحسين كن. آسودگى اش را مختل نكن.
قلم: #Chris_Digiloramo | #كريس_ديگيلورامو
ويزور: #مانى_منجمى | #mani_monajemi
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اگر زنى را ديدى كه به همه آنچه دارد و هست راضيست و تو آمادگى افزودن ارزشى به زندگى اش را ندارى... از دور او را تحسين كن. آسودگى اش را مختل نكن.
قلم: #Chris_Digiloramo | #كريس_ديگيلورامو
ويزور: #مانى_منجمى | #mani_monajemi
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#ابتذال در اساس عبارت از این است که در آگاهی انسان، خواستن بر شناختن، کاملا غلبه کند. این وضع ممکن است به درجه ای برسد که شناخت، کاملا در خدمت اراده قرار گیرد. در نتیجه آن جا که اراده خدمتی را مطالبه نکند، یعنی انگیزه ای کوچک یا بزرگ وجود نداشته باشد، شناخت کاملا قطع می شود و در نتیجه، خلاء فکری مطلق ظاهر می گردد. خواستن بدون شناخت، عامیانه ترین و مبتذل ترین چیزی است که وجود دارد. هر کنده ی درخت، این گونه اراده دارد و دست کم هنگامی که بر زمین می افتد آن را نشان می دهد. وضعیت ابتذال این گونه بوجود می آید. در این وضع فقط ابزار حسی و عقل اندکی که برای درک داده های حسی لازم است فعال می مانند. در نتیجه انسان عامی همیشه آماده دریافت تاثیرات بیرونی است، یعنی هر حادثه ای را که در اطرافش رخ می دهد بی درنگ دریافت می کند، به طوری که آهسته ترین صدا و هر اتفاق ناچیز، توجه او را فورا جلب می کند، چنان که در حیوانات نیز چنین است. همه این وضعیت در چهره و ظاهر چنین انسانی نمایان می شود و نتیجه آن، قیافه ای مبتذل است و معمولا هر چه اراده ی حاکم بر شعور پست تر، خودمدارتر و به طور کلی بدتر باشد، قیافه ی آدمی نفرت انگیز تر است.
قلم: #در_باب_حکمت_زندگی | #آرتور_شوپنهاور
نقش: #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #در_باب_حکمت_زندگی | #آرتور_شوپنهاور
نقش: #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو واقعا كى هستى؟ معماى تيپ شخصيتى افراد!!!
#ted #tedmed #Brian_Little
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
#ted #tedmed #Brian_Little
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
به شاگردان خود چه چیزی را بیاموزیم؟
دکتر #ویکتور_فرانکل تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند.
او در نامهای خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه می نویسد :
چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند،
من اتاقهای گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی میشدند،
من پزشكـان مـاهـری را ديدم كه کودکـاني معصوم و بی گناه را به راحتی مسموم میكردند،
من پرستارانی کاربلد را دیدم که انسانها را با تزریق یک آمپول به قتل میرسانند،
من فارغ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که میتوانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند
و مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد،
از شما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت شاگردانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس و .... از آنها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به #جانوران_روانی_دانشمند نشوند.
پزشک یا مهندس و ... شدن کار چندان دشواری نيست و هرکسی میتواند با چند سال تلاش به آن برسد اما #به_شاگردان_خود_بیاموزید_که:
بهترین و بزرگترين ثروت هر کدام از آنها #انسانیت است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست !!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
قلم: #ويكتور_فرانكل | #روانپزشك
ويزور: #Paul_Altmann | #Saatchiart
#mad #morality
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
دکتر #ویکتور_فرانکل تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند.
او در نامهای خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه می نویسد :
چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند،
من اتاقهای گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی میشدند،
من پزشكـان مـاهـری را ديدم كه کودکـاني معصوم و بی گناه را به راحتی مسموم میكردند،
من پرستارانی کاربلد را دیدم که انسانها را با تزریق یک آمپول به قتل میرسانند،
من فارغ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که میتوانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند
و مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد،
از شما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت شاگردانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس و .... از آنها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به #جانوران_روانی_دانشمند نشوند.
پزشک یا مهندس و ... شدن کار چندان دشواری نيست و هرکسی میتواند با چند سال تلاش به آن برسد اما #به_شاگردان_خود_بیاموزید_که:
بهترین و بزرگترين ثروت هر کدام از آنها #انسانیت است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست !!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
قلم: #ويكتور_فرانكل | #روانپزشك
ويزور: #Paul_Altmann | #Saatchiart
#mad #morality
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
Telegram
attach 📎