مانى
1.14K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
#معنای_بیمار ى | #قسمت_سوم

*به نوابغ اشاره کردید. عده‌ای معتقدند بیماری یا همان رنج عامل خلاقیت است. یعنی وقتی کفه رنج از کفه لذت سنگین‌تر می‌شود، زمینه‌ای برای بروز خلاقیت ایجاد می‌شود. این دیدگاه را چطور تفسیر می‌کنید؟
نه، این‌طور نیست و من این نظر را قبول ندارم. در ژانرهای ادبی هم تراژدی داریم و هم داستان های خوش عاقبت (هپی‌اندینگ). وقتی حال فرد خلاّق خوب است، اثرش کمدی یا هپی‌اند می‌شود و اگر حالش بد باشد، اثرش از ژانر تراژدی نشان خواهد داشت. در هر حال خلاقیت و هوش در فرد وجود دارد که او را به هنرمندی برجسته تبدیل کرده، اما نحوه بروز آن بستگی به این دارد که آن هنرمند رنجش بر لذتش افزون باشد یا برعکس. در نتیجه این‌طور نیست که اگر کسی رنج زیادی نکشد، قابلیت نابغه یا هنرمند شدن نداشته باشد. هنرمندان زیادی داریم که در رفاه زندگی کرده‌اند و رنج زیادی هم نکشیده‌اند، ولی آثار هنری موفقی را ارائه داده‌اند ، از آن‌طرف هم کسانی را داریم که رنج زیادی کشیده‌اند ولی نتوانسته اند آثار موفقی تولید کنند. رنج و لذت می‌توانند محتوای اثر هنری را مشخص کنند، ولی این‌ که کسی از حیث فرم هنرمند محسوب شود، مستقل از رنج و لذت زندگی شخصی آن آدم است.

*یعنی آنچه محتوای یک اثر را مشخص می‌کند، افزون بودن کفه رنج بر لذت یا خلاف آن است؟
خیر، حال روانی هنرمند «یکی» از تعیین‌کننده‌ها (دترمینات ها) است. در تصحیح و تکمیل حرف قبلی‌ام باید این را اضافه کنم که محتوای اثر هنری فقط بستگی به وضعیت حالت روانی هنرمند ندارد، بلکه فرهنگی که او در آن زندگی می‌کند و نظام عرضه و تقاضا نیز بر محتوای آن تاثیر می‌گذارد. یکی از عناصر مؤثر بر برون‌داد یک هنرمند یا محصول هنری، حال روانی هنرمند است اما عوامل بسیار دیگری هم می‌تواند بر این مسئله تاثیر بگذارد.

*به نظر می‌رسد نوابغی که کفه رنجشان بر کفه لذت‌ها سنگینی می‌کرده و آثاری با محتوای تراژیک تولید کرده‌اند، در جمع با استقبال بیشتری مواجه شده‌اند؛ این‌طور نیست؟
من با شما موافق نیستم و اتفاقا می‌گویم آثار هپی‌اندینگ خیلی فروش دارد. مثل سینمای هالیوود که در بیشتر موارد هپی‌اندینگ است و در انتها خوب‌ها برنده می‌شوند و قهرمان پیروز می‌شود. تمام آثار والت‌دیزنی نیز هپی‌اند است. رسانه جهان که دست سینمای تراژیک اروپا نیست. این سینما را عده معدودی دوست دارند. اکثریت مردم سینمای هالیوود را دنبال می‌کنند.

قلم: مصاحبه ی المیرا حسینی (هفته نامه ادبی کرگدن) با #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ #معنای_بیمار ى | #قسمت_سوم *به نوابغ اشاره کردید. عده‌ای معتقدند بیماری یا همان رنج عامل خلاقیت است. یعنی وقتی کفه رنج از کفه لذت سنگین‌تر می‌شود، زمینه‌ای برای بروز خلاقیت ایجاد می‌شود. این دیدگاه را چطور تفسیر می‌کنید؟ نه، این‌طور نیست و من این نظر…»
تفاوت #فهم و #عقل

ما خواهی نخواهی به #درک کردنِ آن چه می‌دانیم صحیح نیست ادامه می‌دهیم:

"ماه در افق بزرگ‌تر به نظر می‌رسد؛ تصویرِ تشکیل شده در کانونِ یک آینه‌ی مقعر که در فضا معلق و دقیقاً شبیهِ یک جسمِ جامد است؛ برجسته کاری‌های نقاشی که واقعاً برجسته دیده می‌شوند؛ حرکت ساحل یا پلی که روی آن ایستاده‌ایم در حالی که یک کشتی زیر آن در حال حرکت است؛ کوه‌های بلند که در اثر نبودِ پرسپکتیوِ ژرفانما، ما خیلی نزدیک‌تر از آنچه هستند به نظر می‌رسند، و این نتیجه ی پاکی هوای اطراف قله‌های بلندشان است. در این نمونه‌ها و یکصد نمونه ی مشابهِ دیگر، #فهم، علتِ عادی‌ای را که با آن آشناست فرض می‌گیرد. لذا این را بی درنگ درک می‌کند، گرچه قوه ی #تعقل ما به طرقِ دیگر وضعیت صحیحِ امور را کشف کرده است. ولی #عقل نمی‌تواند #فهم را آموزش دهد، زیرا فهم در #شناخت اش بر عقل مقدم است ولذا قوه ی تعقل نمی‌تواند به آن برسد. از این رو #وهم یعنی فریبِ #فهم چاره ناپذیر می‌ماند، هر چند از #خطا، یعنی فریبِ #عقل جلوگیری می‌شود."

"وهم به رغم هر گونه شناختِ انتزاعی، در تمام موارد مذکور ثابت می‌ماند؛ زیرا فهم کاملا و مطلقا با قوه‌ی #تعقل تفاوت دارد."

قلم: #فلسفه_ی_شوپنهاور | #برایان_مگی| #جهان_همچون_اراده_و_تصور
#شوپنهاور
نقش: #Nelly_Crestey | #Virtuality
#saatchiart
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا پایان تعطیلات غم انگيز است؟
قضیه غم غروب جمعه ها...

آوا#ايمان_فانى
#philosophy #art #psychology
#فلسفه
#فروردين_97
@Psychonstruct
مانى pinned an audio file
مانى pinned Deleted message
#معناى_بيمارى | #قسمت_چهارم
*تلاش انسان‌ها برای مهار بیماری از قرون 17 و 18 آغاز شده است که در واقع تلاشی بوده در راستای غلبه بر بیماری و میل به جاودانگی. امروز به نظر می‌آید که ما در زمینه سلامت دچار وسواس شده‌ایم و از هرسو پیغام‌هایی دریافت می‌کنیم که برای سلامتی و طول عمر بیشتر باید چه کارهایی انجام دهیم و از انجام چه کارهایی پرهیز کنیم. شما هم این را قبول دارید که جوامع به سمت وسواس سلامتی پیش می‌روند؟

چون به یک زمینه‌یابی آماری جهانی در این زمینه دسترسی ندارم، نمی‌توانم بگویم آیا این مسئله ماجرای انسانی و بشری است یا ماجرایی فرهنگی که در فرهنگ ما وجود دارد. اما چیزی که من در فرهنگ خودمان می‌بینم، این است که مردم ما به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال شبه‌مذاهب هستند. بر همین اساس شاهد رشد شبه‌مذهب‌هایی هستیم که در برخی موارد نقاب علمی به چهره خود می‌زنند، مثلا از فیزیک کوانتوم حرف می‌زنند و بعد می‌گویند مولانا هم نظرات کوانتومی داشته است. به نظر من در بافت اجتماعی کسانی که به سلامت نگاه طبی و جسمانی دارند، کمتر وسواس بیماری می‌بینید، حتی بعضی از تحقیقات نشان می‌دهند که پزشکان و کادر درمانی برای بیماری‌های خود خیلی دیرتر اقدام می‌کنند، به‌طوری که گاهی شانس درمان را از دست می‌دهند، چون به علایم بیماری و سلامتی خود کم‌توجه هستند. اما در طبقات خاصی از جامعه این گفتمان غالب است. بسیاری از این اشخاص هم حداقل در حوزه مسائل علوم پایه، علوم تجربی و پزشکی تحصیلکرده نیستند و به دنبال شبه‌مذهب‌هایی می‌گردند که طب‌های خاصی را هم ضمیمه خود دارند. این طب‌ها بیشتر شبه‌مذهب هستند تا این‌که نگاه جسمانی و ماتریالیستیک به سلامتی داشته باشند. اتفاقا توجه به این شبه‌مذهب‌ها مهم است. یکی از این شبه‌مذهب‌ها که در جامعه ما رواج پیدا کرده، «سایکولوژیسم» نام دارد که من آن را «روانشناسی مسلکی» ترجمه می‌کنم. این روانشناسی-مسلکی هم شبه‌مذهب است، هم شبه علم و می‌گوید همه بیماری‌ها یک علت روانشناختی دارند و اگر کسی پرکاری تیروئید می‌گیرد، می‌گویند ببین کجای زندگی‌ات اشتباه کردی که دچار پرکاری تیروئید شده‌ای، اگر کسی سرطان پروستات می گیرد برای آن یک الگوی شخصیتی قائل می شود و همینطور برای تمام بیماری ها یک سری الگوی روانی و یک سری توصیه های شبه روان شناسی ارائه می شوند و یکسری کتاب‌های شبه علمی هم تولید می‌شوند که برای هر بیماری یک علت روانشناختی می‌گوید. ذکر این نکته ضروری است که همه بیماری‌ها جزء روانشناختی دارند (زیرا همه ی موضوعات بشری یک جزء روانی دارند)، ولی همه بیماری‌ها علّیّت (سبب شناسی) روانشناختی ندارند.

قلم: مصاحبه ی المیرا حسینی (هفته نامه ادبی کرگدن) با #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هر درمانگری بسته به دنیای درونی و نظریه خود ، انتقال های درمانجو را به شکل متفاوتی تجربه خواهد کرد و این باعث خلق شدن یک برخورد " بین درونی " منحصر به فرد خواهد شد . پیچیدگی نقش درمانگر زمانی بیشتر خواهد بود که برای مثال ، درمانگر با بعدی از انتقال درمانجو مواجه است که در پی تجربه سلف آبجکت است ، چون ، درمانگر برای اینکه در دسترس نیازهای رشدی یک درمانجو باشد ، باید به قدر کافی با عمیق ترین لایه های شخصیت خود قادر به همنوایی با درمانجو باشد . به عنوان مثال ، هنگامی که درمانجو نیاز به یک حمایت گر دارد و در جستجوی آن است ، درمانگر باید به طور متقابلی احساسی حمایت گرایانه داشته باشد . " اگر درمانگر نتواند از نظر احساسی برانگیخته شود ، درمان و تحلیل بی روح باقی خواهد ماند".

قلم :
‏Fosshage,J.L(1995 ), Self psychology & its contribution to psychoanalysis.International forum of
‏psychoanalysis,4(4):238_245
نقش: #Vincent_Van_Gogh | #Saatchiart
#Van_Gogh
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Still Loving You
Scorpions
مانى pinned «‍ #معناى_بيمارى | #قسمت_چهارم *تلاش انسان‌ها برای مهار بیماری از قرون 17 و 18 آغاز شده است که در واقع تلاشی بوده در راستای غلبه بر بیماری و میل به جاودانگی. امروز به نظر می‌آید که ما در زمینه سلامت دچار وسواس شده‌ایم و از هرسو پیغام‌هایی دریافت می‌کنیم که…»

Maybe, fidelity is not a categorical moral attribute; it is merely a shared amorous unconscious. It can not be regarded forcefully, instead it can be tenderly craved.
———
شايد وفاداری یک خصیصه اخلاقی بنيادين نیست, یک ناخوداگاه ⁧ جمعى عاشقانه است. نميشود به زور از کسی طلب کرد, فقط ميتوان به نرمى آن را مشتاق بود.
————
قلم: #مانى_منجمى | #saatchiart
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned «‍ ‏ Maybe, fidelity is not a categorical moral attribute; it is merely a shared amorous unconscious. It can not be regarded forcefully, instead it can be tenderly craved. ——— شايد وفاداری یک خصیصه اخلاقی بنيادين نیست, یک ناخوداگاه ⁧ جمعى عاشقانه است. نميشود…»
A man that cannot be manipulated by sex intimidates a woman, because now she has to bring something real to the table

مردی که توسط سکس
#کنترل (دستکاری) نمیشود
موجب هراسانى #زن میشود.
چون حالا او (زن) باید چیزی رو انجام بده،
که حقیقتا ارزشمند باشد.

قلم: www.goodreads.com
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقابل #مادر و #پسر در سير زندگى

ترجمه: #ایمان_فانی
آوا: #نگین_کیانفر
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مانى pinned a video
Audio
#عشق

فروغ پرسید:کی ازدواج می کنیم ؟؟

گفتم : اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده ی بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه نان از کله ی سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم .

و تو به جای عشق باید به دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و مهمانی و نق ونوق بچه و ماشین لباسشویی و جاروبرقی و اتو و فریرز و فریزر و فریزر باشی .

هر دومان یخ میزنیم، بیشتر از حالا پیش همیم... ولی کمتر از حالا همدیگر رو می بینیم ؛

نمی توانیم ببینیم ؛ فرصت حرف زدن با هم نداریم ؛ در سیاله زندگی دست و پا میزنیم ، غرق می شویم ... و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دستمان ساخته نیست .

عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد .

قلم: #عشق_روی_پیاده_رو | #مصطفی_مستور
نقش: #Arnolfini_Wedding_Portrait | #Jan_Van_Eyck
#saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Madaare Sefr Darajeh
Alireza Ghorbani
اثر بسيار برجسته يونگ كتابي است كه در آن، کتاب  " چنين گفت زرتشت " نيچه را شرح ميدهد .  در لابلاي پرسش و پاسخ هايي كه در اين سمينار انجام ميشود؛ مشخص ميشود كه يونگ هم در اوخر عمر به نظريه spiral روي آورده است .  يكي از چيز هايي كه در سخنرانيهاي يونگ بوضوح به چشم ميخورد اين است كه يونگ بسيار طنز آميز و با كنايه و ايما و نشانه صحبت ميكرده است؛ بنابراين بايد اين كتاب را هفت، هشت دور بخوانيد تا بفهميد كه چه مي خواسته بگويد . (اين كتاب در واقع سخنراني هايي است كه در قالب يك سمينار ارائه شده است .  اين سمينار بمدت چهار سال، هفته اي يك بار ادامه داشته است كه خانم دكتر سپيده حبيب هم ترجمه فوق العاده اي از آن ارائه كرده اند و انتشارات كاروان و بعد نشر قطره آن را منتشر كرده اند)
يونگ در اين كتاب ميگويد: "اگر كسي احساس رسيدن كرد؛ يك بيماري دارد . اسم اين بيماري، تورم رواني است؛ باد كردن رواني "!  يعني هر وقت كسي احساس كرد كه " من آن نجات دهنده بشريت هستم " ؛ دچار تورم رواني شده است .  اين، با آن ديدگاه خطي قبلي اش فرق مي كند .  در آن ديدگاه خطي، آدمي كه به self مي رسد تجلي خداست؛ بنابراين ولايت تشريحي و تكويني بر همه موجودات دارد . اما در اين نگاه ميگويد هر كسي كه احساس كرد اين ولايت را دارد؛ دچار  inflation psychic   شده است . اين مسير، مسيري است كه دائمآ در حال حركت است و كسي كه احساس رسيدن مي كند مريض است .  او سپس توضيح داده كه چه چيز باعث ميشود بعضي ها دچار  inflation psychic بشوند . آيا اينها ژنهاي معيوبي دارند يا از IQ  پايينتري برخوردارند؟ چگونه است كه آدمي  خوب حركت مي كرده؛ اما در يك نقطه به inflation psychic  دچار ميشود و به خودش اجازه ميدهد كه مثلا يك آدم بي گناه را بكشد؟ !  اينجا چه اتفاقي مي افتد؟ ...  يونگ ميگويد كه اين  inflation psychic يك " پاتولوژي اجتماعي " است .  يعني در اجتماعي كه مردم مسير تفرد را طي نمي كنند و خودشان شهامت طي كردن اين مسير را ندارند؛ اگر يكنفر در آن اجتماع اين مسير را طي مي كند؛ آنگاه مردم تمام آرمان هاي خود را در آن فرد متجلي مي بينند . به قولي، تمام انرژي رواني شان را به اوتزريق مي كنند؛ عكس او را در ماه مي بينند؛ آب دهن او را به چشمشان مي مالند؛ كفش او را ليس مي زنند ...!  يونگ ميگويد اين روان توده اي، انرژي رواني خود را كه براي سر بيرون كردن به آنها فشار می آورد و نميتواند بيرون بريزد؛ به كسي تزريق ميكنند كه در آن اجتماع رهبر است؛ قهرمان است؛ دانشمند يا اديب است و خلاصه جلوتر از بقيه است .  آنوقت او دچار  inflation psychic ميشود و بعد اين آدم ميشود خطرناك ترين موجود در زمين !  در واقع هيتلر، هيتلر نبود؛ هيتلر يك رهبر موفق بود كه هيتلرش كردن.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#تورم_روانى #Psychic_Inflation
#فروردين_97
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct