مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
این کشمکش مداوم نه تنها باعث بهبود علائم بیماری و انصراف بیمار از عقایدش نمی شود بلکه موجب تشدید علائم و پافشاری بیماران در افکار و عقایدشان می شود. همانطور که گفته شد این بیماری اساس ژنتیکی قوی دارد برای مثال این بیماری همانطور که ذکر شد در یک نفر از هر صد نفر در طول عمر روی می دهد (تقریباً یک نفر از هر هزار نفر در جمعیت) امّا کسانی که پدر یا مادر مبتلا دارند از هر صد نفر 12 نفرشان مبتلا به بیماری می شوند و کسانی که هم پدر و هم مادرشان دچار اسکیزوفرنی است از هر صد نفرشان 40 نفر دچار اسکیزوفرنی می شوند بنابراین کنترل زاد و ولد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در کاهش شیوع بیماری اهمیت دارد و از طرف دیگر در کسانی که به علت قرابت های خانوادگی درخطر بالای ابتلا به اسکیزوفرنی هستند باید توجه خاصی کرد تا علائم شان به موقع تشخیص داده شود و تحت مداوا قرار گیرند. آگاهی مردم از علائم این بیماری و مراجعه بموقع آنها به روانپزشک در سرنوشت (پیش آگهی) بیماران اهمیت اساسی دارد. بسیاری از بیمارانی که به موقع تحت مداوا قرار گرفته اند، خانواده هایشان آموزش کافی در مورد بیماری دیده اند و اشتغال سبک و مداومی از طریق مراکز کاردرمانی و بنیادهای حمایتی برایشان تامین شده است می توانند به زندگی نسبتاً معمول ادامه دهند ولی بیمارانی که تشخیص و درمان صحیحی دریافت نکنند و خانواده آنها از آموزش کافی بهره نگرفته باشند، علائم شان شدیدتر می شود، کشمکش ها و درگیری های خانوادگی متعددی پیدا می کنند، قادر به اشتغال فعال و مفیدی نیستند و گاهی چنان پسرفت پیدا می کنند، که قادر به کنترل ادرار ومدفوع خود نیز نمی باشند. حتی بعضی از آنها برای سلامتی خود و دیگران خطر می کنند.
قلم: #اسكيزوفرنى| #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فسلفه و هنر
#ﻧﻴﭽﻪ میﮔﻔﺖ: «ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩه ﺍﺳﺖ» ﺍﻣﺎ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﭙﺮﺳﻴﺪ «ﭼﻪﻛﺴﻲ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ؟» ﺩﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻳﻦﺑﺎﺭه ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺳﺎﺧﺖ: ﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺯﺩه ﻳﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻛﺴﻲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪه ﺍﺳﺖ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻧﺨﺴﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻌﺎﺩﺕ. ﭼﺮﺍ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺑﺰﻧﺪ؟ ﺧﺪﺍ ﻳﻌﻨﻲﺣﻘﻴﻘﺖ. ﭼﺮﺍ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﺎﻳﺪ
ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺍﻭ ﺍﻣﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪهﺍﻧﺪ. ﻛﺎﺭ، ﻛﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ
ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﺧﺪﺍﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺧﻠﻖ ﻛﺮﺩهﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ. ﻫﻤﻪﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﻋﺸﻖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺁﻳﺪ. ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ. ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺣﺘﻤﻲ ﺍﺳﺖ.

«ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ»

قلم: #اوشو
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
The 3:10 to Yuma
@aariss(Marco Beltrami)
Artist: Marco Beltrami


@psychonstruct
ژان پل سارتر در زندگینامه‌اش آورده:
«آرام آرام به آخر ِ کارم نزدیک
می‌شدم... و یقین داشتم که آخرین تپش‌های قلبم در آخرین صفحه‌های کارم ثبت می‌شود و مرگ فقط مردی مُرده را در خواهد یافت».

قلم: #اروین_یالوم |#خیره_به_خورشید
حجم: Kiss_of_Death | #saatchiart
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نظريه پرداز "گناه نخستين"
______________
آوا#ايمان_فانى
#st_augustine #Original_sin
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
ديشب داشتم به اين سى.تى نگاه ميكردم و ...سعى ميكردم يه كيس ريپورت خوش پروگنوز از توش دربيارم...
بعد... طبق معمول... يهو قطار فكرام از ريل خارج شد...و...تق....
به خودم گفتم...كه چطور ميشه كه اين اشرف مثلا مخلوقات... با اين همه ابهت و برو بيا .... توسط يه تغيير كوچيك تو مسير شريانى ... يه توقف بيجا تو جاده قلب به مغز... يه تجمع بي مجوز اعتراضى... حتى گذرا و ايسكميك طور...تو يكى از محله هاى پايين شهر مغزى... نزديكاى هسته دمدار مثلا...ميتونه از اوج عمود به سفلاى افق برسه...
مگه ميشه سرنوشت يه آدم... با قر اومدن يه ليپوپروتئين ريزه ميزه... تو جنبش سرخ قلب به مغز... كُن فَيكون شه...مگه ميشه... يهويى... پلاكتها كودتا كنن...و بخوان با يه حركت اعتراضى ترومبيوتيك... خط كشياى مغزمونو شيفت بدن و جناح ميدلاينو... از نيمكره چپ به راست تبعيد كنن...يا ببرن كهريزك بطن سوم زندانيش كنن...يا اگه قسمت بشه... تجاوزم انتخاب بدى نيست...
اينجورى شد كه يه ياس فلسفى عجيب وجودمو گرفت... كه وقتى منه مثلا انسان...انقدر شكنندم وضعيف... انقدر غافلم... كه يه چنين بازيهاى بيولوژيكى... يهويي... ميتونه هستمو نيست كنه...
خيلى بايد احمق باشم... خيلى نادون... اگه بخوام زندگيو جدى بگيرم... بخوام غصه بخورم واسه چيزى كه شايد اصلا يه واقعيت آبجكتيو... تا يه حقيقت سابجكتيو... بهتره تا ميتونم از زندگى جلو بزنم... حس كنم تا حسى هست... لمس كنم... بو كنم...گوش كنم...دوست بدارمو بذارم دوس داشته بشم...چون تضمينى نيست .... به هيچى ...تنها تضمين... حاله و بس...
حداقل ... ميتونم ... اون لحظه كه ملك الموت خان مياد سراغم... بگم اتفاقا ديگه كارى ندارم اينجا... ميتونيم بريم... بعدم تو مسير...خوب به ريش اونو زندگى بخندم... بگم از زندگيم... تا ميتونستم هم استفاده كردم... هم سو استفاده...
و اينجورى شد كه كيس ريپورت بالينى ما... تبديل شد به...شب نوشته هاى يك درمانگر ديوانه...

قلم:#شب_نوشته_هاى_يك_درمانگر_ديوانه | #مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٥
#روحانی #تا_١٤٠٠_با_روحاني
#به_عقب_برنميگرديم #رسانه_ماييم
#ما_تكرار_ميكنيم
#راى_ميدهيم_تا_تاثيرگذار_باشيم #رأى_ميدهم #انتخابات_٩٦
@Psychonstruct
Audio
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده شاید دوباره گلی بروید ،
شبیه آنچه در بهار بوییدیم …
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز …
——-
#نوروز_٩٧ پيشاپيش مبارك باد
آوا: #مانى_منجمى
@Psychonstruct
⚫️⚫️ داریوش شایگان
(۱۳ بهمن ۱۳۱۳ – ۲ فروردین ۱۳۹۷)
✳️ پرسش:
آقای شایگان شما چه تصویری از مرگ دارید؟ اندیشیدن به مرگ، چقدر با اضطراب، ترس و دلهره هم‌راه است؟
✳️ #داریوش_شایگان؛
🌀‌شاعر بزرگ «ریلکه» چنین تصویری از مرگ ارایه می‌کند: «در بطن زن آبستن، در پس چهره‌ی خسته و مهربان‌اش، دو میوه در شرف تکوین است: یکی مرگ و دیگری زندگی».

🌀 مرگ جزیی از زندگی است، و مرگ و زندگی جفت یک‌دیگر هستند و همان لحظه‌ی ورود به عرصه‌ی حیات، مرگ آغاز می‌شود. در واقع، هر روزی که زنده‌ایم، یک روز از مرگ دزدیده‌ایم. موقعی که جوانی، اصلن به مرگ فکر نمی‌کنی، فکر می‌کنی تا ابد هستی. پا که به سن می‌گذاری، مرگ را درک می‌کنی و می‌فهمی‌اش.

🌀 من به زودی هشتاد ساله می‌شوم، عمر مفیدم را کرده‌ام. از هفتاد به بالا می‌دانی که به سوی مرگ می‌روی. این است که حالا برای من مرگ رهایی است. پرونده بسته می‌شود و تمام!

قلم: اندیشه‌ی پویا | تابستان ۱۳۹۳
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آرزو کن و یاد بگیر که اخم‌هایت را باز کنی و چین پیشانی‌ات را بگشایی، سعی کن با چشمان باز و روشن دنیا را نگاه کنی، از این دو دیو سیاه (چشم‌ها) دو فرشته‌ی بی‌گناه و بی‌پروا بساز که به چیزی شک ندارند و همه را دوست خود می‌دانند، مگر آن که خلافش ثابت شود. حالت سگ ولگرد و پستی را نگیر که انگار هر لگدی که می‌خورد حقش است و از تمام دنیا به اندازه‌ی کسی که لگدش می‌زند متنفر است، چون دنیا باعث درد و رنج است!
فراموش نکن که خوش قلبی تو را قشنگ می‌کند و در نظر دیگران زیبا جلوه می‌دهد، حتی اگر رنگت سیاه باشد. چه بسیار آدم‌های بدذاتی که زیبا هستند اما در نظر مردم زشت جلوه می‌کنند...

قلم: #بلندی‌های_بادگیر | #امیلی_برونته
نقش: #saatchiart | #Frida
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
NOROUZ
Homayoun shajarian Sohrab pournazeri
تیپ‌های شخصیتی مطابق با نظریه #روانپزشك آلمانى "#ارنست_کرچمر
اين نظريه جز اولين نظريات شخصيت شناسى است كه رابطه ى بين شخصيت و تيپ بدنى را بررسى ميكن. با اين وجود اين تئورى محدوديت هاى نظرى زيادى دارد.

کرچمر، در اندازه‌گیری ساخت جسمانی بسیار دقیق بود و با استفاده از روش‌های عینی در مدت زمانی طولانی به سه نوع یا تیپ جسمانی اصلی در انسان دست یافت.
تیپ اول افراد لاغر، باریک‌اندام و استخوانی که چربی بدن او کم است و آن را تیپ "آستنیک" می‌نامد.

نوع دوم تیپ ورزشکار است که دارای اندامی عضلانی و پرتحرک می‌باشد و آن را "آتلتیک" می‌نامد
و

قسم سوم تیپ چاق است که شاخص اصلی او داشتن چربی زیاد در اندام‌های بدن می‌باشد که "پیک‌نیک" نامیده می‌شود.

کرچمر نوع چهارمی را نیز ذکر می‌کند که به آن‌ها "تیپ بی‌قواره" می‌گویند و شامل افرادی است که از لحاظ جسمی ناهنجار و غیرعادی می‌باشند که اشاره ای به آن نخواهیم کرد.

البته نقدهایی هم بر این نظریه وارد است که به بعضی از آنها در ذیل اشاره می کنیم:

1- اصولا قرار دادن افراد در چند سنخ مشخص، سبب مورد غفلت واقع شدن بسیاری از خصوصیات شخصیتی دیگر است که ممکن است در افراد آن تیپ وجود داشته باشد.
2- افراد هر تیپ نیز ممکن است فاقد بسیاری از صفات ذکر شده در مورد آن‌ها باشند.
3- بین افراد مختلف، صفات مشترک بسیاری نیز می‌توان یافت.
4- اگر بر اثر تغذیه یا عوامل دیگر تغییراتی در سنخ‌بندی افراد پیدا شود، آیا ویژگی‌های شخصیتی نیز تغییر می‌کنند.
5- کرچمر به موقعیت بیماران(این که در چه سنی هستند) توجه نداشته است. مثلا افراد عمدتا وقتی پا به سن می‌گذارند چاق‌تر می‌شوند

تیپ شخصیتی پیک نیک

ویژگی ها:
1- این‌گونه افراد در میانسالی دارای قدی متوسط هستند و سر، سینه و شکم آن‌ها نسبت به سایر بخش‌های بدن رشد بیشتری دارد و سر و صورت درشتی نیز دارند.

2- پوست بندشان به سرخی می‌زند و معمولا تاس می‌شوند.

3- اعصاب سمپاتیک آن‌ها فعالیت زیادی دارد و مستعد بیماری‌هایی چون رماتیسم، سنگ کلیه، تصلب شرائین و مرض قند هستند.

4- افراد این تیپ از نظر روانی، خوش برخورد، خوش خوراک و خوش‌گذران، اجتماعی و خون‌گرم‌اند.

5- از نظر عقلانی به نظریه‌ها و اصول منطقی چندان پای‌بند نیستند.

6- کینه‌جویی ندارند و از نظر عاطفی بی‌ثبات‌اند، زود دل می‌بندند و زود هم دل برمی‌گند.

تیپ شخصیتی آتلتیک

ویژگی ها:
1-از نظر جسمی، این گروه دارای استخوان‌های محکم، عضلاتی نیرومند و قوی می‌باشند.

2- از نظر روانی و اخلاقی، افراد این گروه علاقه فراوانی به فعالیت‌های بدنی و شرکت در مسابقات دارند.

3-افرادی پرخاش‌گر و زورگو هستند.

4- حساسیت لاغرتنان را ندارند، بلکه تا حدودی خونسرد و عمدتا محافظه‌کارند.

قلم: https://t.me/MyBodylanguage
#فروردين_٩٧
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct