مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
بریده هایی از پیشگفتار زرتشت ▪️انسان بندی‌ست میانِ حیوان و ابراِنسان؛ بندی بر فرازِ مَغاکی.* ▪️دوست می‌دارم آن را که روان اش خویشتن بر_باد_ده است و نه اهلِ سپاس خواستن است و نه سپاس گزاردن؛ زرا همواره بخشنده است و بدور از پاییدنِ خویش. ▪️دوست می‌دارم آن را که روان اش در زخم پذیری نیز ژرف است و پیشامدی کوچک او را نا بود تواند کرد... ▪️دوست‌ می‌دارم آن را که چون چکّه هایِ گران اند و یکایک از ابرِ تیره‌یِ آویخته بر فرازِ بشر فرو می‌چکند. اینان بشارتگرانِ آذرخش اند و همچون بشارتگران فنا می‌شوند.
هانريال من یک بشارتگرِ آذرخش و چکّه ای گران از ابر! و اما آذرخش را نام اَبَراِنسان است.

پ.ن: زرتشت انسان را به بند و شخص را به بندباز تشبیه می‌کند که در حال پیمودن راه‌یست که مبدا اش حیوان و مقصدش ابر انسان است. و چنان چه شخص پایش بلغزد به جایگاهی سقوط خواهد کرد، پست تر از مقام حیوانی. —————— ▪️Mankind is a rope fastened between
animal and overman – a rope over an abyss. ▪️I love the one whose soul squanders itself, who wants no thanks and gives none back: for he always gives and does not want to preserve himself. ▪️I love the one whose soul is deep even when wounded, and who can perish of a small experience: thus he goes gladly over the bridge. ▪️love all those who are like heavy drops falling individually from the dark cloud that hangs over humanity: they herald the coming of the lightning, and as heralds they perish.
Behold, I ama herald of the lightning and a heavy drop from the cloud: but this lightning is called overman.

ترجمه: #امیرحسین_الهی
قلم: #چنین_گفت_زرتشت #فریدریش_نیچه#Friedrich_Nietzsche #نيچه
نقش: #Metamorphosis | #saatchiart
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
همین که #عاشق چیزی یا کسی شدی، قلبت را باید برای شکستن آماده کنی !
اگر می‌خواهی مراقب قلبت باشی، آن را به هیچکس نبخش. حتی یک حیوان.
آن را در بسته‌ی زیبایی از شادی‌های کوچک و شیک، بسته بندی کن و به کناری بگذار.
آن را در گاوصندوق خودخواهی حفظ کن. جایی که مطمئناً هرگز نخواهد شکست.
اما به خاطر داشته باشد که آنجا در تاریکی امنیت، بدون حرکت و بدون هوا، تغییر جنس خواهد داد.
قلبت همزمان شکست‌ناپذیر و نفوذناپذیر خواهد شد.
چون از جنس سنگ شده است.
عشق، یعنی آسیب پذیر بودن.
و انتخاب با توست …

قلم: #کلیو_لوییس|چهار نوع #عشق
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
استفان هاوكينز بعد از سالها جنگيدن با اسكلرور جانبى آميوتروفيك امروز در ٧٦ سالگى دار فانى را وداع گفت.
______
هر چقدر زندگى ميتواند ناخوشايند باشد، با اين وجود هميشه كارى براى انجام دادن و استعلا وجود دارد. آنجايى كه زندگى جريان دارد، اميد هم هست.

However bad life may seem, there is always something you can do, and succeed at. Where there is life, there is hope.

قلم: #استفان_هاوكينز
#Stephen_Hawking
#Rip
#ALS
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Melodeep 8
Dj Soushi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فرويد و نظريه ى #والايش
آوا#ايمان_فانى
#freud #sublimatiom
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#درباره‌ی_اسکیزوفرنی
مرد 35 ساله ای که روبرویم نشسته بود تصور می کرد من یک جراح مغز هستم چرا که مطمئن بود دستگاه عجیبی در سر او کار گذاشته بودند. او در مورد نحوه کارگذاشته شدن دستگاه در سرش توضیحی نداشت و حدس می زد که زمانی بدون اینکه متوجه شده باشد بیهوشش کرده اند و این دستگاه را سر او کار گذاشته اند او فشار دستگاه را در سرش احساس می کرد و چرخیدن پروانه خنک کننده آن هم برایش قابل حدس بود. بیمار معتقد بود که دشمنانش برای کنترل او چنین دستگاهی را در سرش کارگذاشته اند و از طریق آن مرتب به او پیام می دهند و گاهی او را اذیت می کنند. او صدای زنانی را می شنید که به او توهین می کردند و مسائل وقیحانه ای را به وی نسبت می دادند، گاهی از طریق دستگاه به او دستور می دادند که کاری انجام دهد و اگر تمرّد می کرد از طریق دستگاه به او شوک وارد می کردند. شدت این مسائل باعث شده بود که بیمار به دنبال جراح مغزی باشد که دستگاه را از سرش خارج کند. مشکلات بیمار 6-5 سالی بودکه شروع شده بودند. وی راننده تاکسی بود، در ابتدا بیماری باعث شده بود کارش را رها کند چون درگیری ذهنی با آزار و اذیت دستگاهی که به وجود آن معتقد بود او را راحت نمی گذاشت. تاکسی اش را فروخته بود و مدتی با خرج کردن پول آن امرار معاش کرده بود، سپس به همسرش بدبین شده بود که با کسانی که این دستگاه را در مغز او نصب کرده اند همدست است و درگیری هایی که ناشی این اعتقادات بدبینانه بود سبب طلاق همسرش شده بودند، بعد از آن بدبینی و سوءظن او معطوف به مادر پیرش شده بود و او را متهم به روابط جنسی با همسایگان می کرد. در این 6-5 سال بیمار به طور مستمر دچار افکار غیر منطقی بود که زندگی او را آشفته کرده بودند، او را از کار انداخته بودند، زندگی را به کام او و بستگانش تلخ کرده بودند و روز به روز او را ناتوان تر ساخته بودند. این بیمار مبتلا به بیماری «اسکیزوفرنی» بود، یک بیماری مغزی ناتوان کننده و اغلب پیشرونده که تفکرات فرد را مختل می کند. از جمله علائم شایع این بیماری همین عقاید غلط و غیر منطقی و در عین حال محکم آنهاست که به آنها هذیان می گوییم. مثلاً در بیمار مذکور اعتقادات بدبینانه اش در مورد بستگانش یک هذیان و اعتقادش به وجود دستگاه عجیب و غریب در مغزش یک هذیان دیگر بود. هذیان ها اشکال متنوعی دارند. برخی بیماران اعتقاد دارند که تحت تعقیب یا آزار و ستم افرادی هستند ، برخی خود را افراد مهم، استثنایی، فوق العاده، قدرتمند و ... می دانند، برخی خود را دارای روابط خاص با خدا و پیشوایان مذهبی می دانند، گروهی به تغییرات خاصی در بدن خود معتقدند مثلاً یکی از بیمارانم ادعا می کرد که باطری قلمی داخل چشمهایش وجود دارد ویک قوطی مثل قوطی شیر خشک در جمجمه اش قرار دارد، بعضی بیماران بدون دلیل منطقی همسر خود را به روابط با دیگران متهم می کنند ، برخی معتقدند که مردم در کوچه و خیابان راجع به آنها صحبت می کنند و حتی رسانه ها نیز برنامه هایی راجع به آنها یا خطاب به آنها پخش می کنند، عده ای هم اعتقاد دارند که کسانی افکار یا اعمال شان را کنترل می کنند.

قلم: #اسكيزوفرنى| #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فسلفه و هنر
نکته مهم درمورد هذیان ها این است که همیشه علیرغم محتوای غیر منطقی و نادرست آنها بیمار کاملاً به آنها یقین دارد و به هیچ وجه با بحث منطقی قانع نمی شود و البته مهم است که این عقاید زمینه فرهنگی نداشته باشند. بنابراین عقاید غیر منطقی که ممکن است در جامعه خاصی به دلیل فرهنگ و باورهای آن جامعه مورد پذیرش همگان باشد را نمی توان هذیان نامید. از دیگر علائم بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی « توهم » است به این معنی که بیمار صداهایی را می شنود، چیزهایی را می بیند یا لمس می کند یا می بوید که واقعیت خارجی ندارند . گاهی این صداها با همدیگر صحبت می کنند، گاهی با بیمار صحبت می کنند و گاهی به او دستور می دهند.
بعضی از بیماران، رفتارهای آشفته و بی هدف یا گفتار آشفته و غیرقابل فهم پیدا می کنند؛ برخی مردم گریزی و بی تفاوتی پیدا می کنند و برخی دیگر رفتار خصمانه و مهاجم پیدا می کنند.
در اغلب بیماران، علائم پیشرونده اند و در صورتی که درمان مناسب صورت نگیرد، این بیماران وضع بدتری پیدا می کنند. این بیماری اساس ژنتیک دارد و بستگان افراد مبتلا شانس بیشتری برای ابتلا به آن دارند . در این بیماری تغییرات پیشرونده ای در رشد و عملکرد برخی قسمت های مغز و بی نظمی در بعضی ناقلین عصبی مغز (نوروترانسمیترها) به وجود می آید. شناخت به موقع و درمان سریع این اختلال بسیار مهم است زیرا از شدت بیماری و پسرفت بیمار جلوگیری می کند. بسیاری از بیماران قبل از شروع علائم واضح بیماری مدتی دچار علائم مقدماتی هستند که به صورت رفتار غیر عادی، افکار عجیب و اشکال در روابطشان با دیگران خود را نشان می دهند.

اگر در همان هنگام شروع علائم مقدماتی (پرودرومال) به آنها توجه شود و با روانپزشک مشورت گردد، در بهبود بیماران بسیار مفید است. به همین دلیل در بعضی کشورهای پیشرفته معلمان مدارس آموزش می بینند تا کودکانی که رفتار غیر عادی دارند، برخوردشان صمیمانه نیست، قادر به همراهی و بازی با همسالانشان نیستند، حواس پرت و بی تفاوتند یا گیج و دست پا چلفتی هستند را شناسایی کنند و آنها را به روانپزشکان معرفی کنند. نتایج خوبی از این برنامه ها گرفته شده و باعث تشخیص بموقع بیماری گردیده است. مثلا یکی از بیماران من دختر 20 ساله ای بودکه دو سال بود دچار علائم قابل توجه بود. از دیگران کناره گیری می کرد، از اطاقش بیرون نمی آمد، با کسی صحبت نمی کرد، موهایش را می کند، کودکان خانه را اذیت می کرد و ..... گرچه خانواده در همین دو سال متوجه بیماری شده بودند و به روانپزشک مراجعه کرده بودند، رفتار وی از دوران کودکی غیر طبیعی بود، گوشه گیر و منزوی بود، در مدرسه نیز با همکلاسانش رابطه صمیمانه ای نداشت و .... معلم وی در دوران ابتدایی به خانواده در مورد غیر عادی بودن رفتار او تذکر داده بود و خواسته بود که او را به پزشک نشان دهند اما خانواده به این رفتارها های غیر طبیعی بی اعتنا بودند و در واقع فرصت طلایی درمان را از دست داده بودند. بنابراین نکته مهم اولیه، مراجعه بموقع به روانپزشک جهت تشخیص این بیماران است. نکته مهم دیگر این است که این بیماران داروهایشان را به طور منظمی مصرف کنند، در حال حاضر داروهای متنوع و مفیدی برای درمان اسکیزوفرنی در دسترس است و اگر این بیماران به صورت مداوم دارو مصرف کنند هم از پیشرفت تخریب سیناپسی در مغز جلوگیری می شود، هم علائم شان تخفیف و حتی بهبود پیدا می کنند و هم عملکردشان در زندگی خانوادگی، شغلی و اجتماعی بهتر می شود. سوّمین نکته مهم در مورد این بیماران آموزش خانواده هاست. گاهی خانواده ها نمی دانند که علائم بیماران ناشی از بیماری مغزی آنهاست لذا آنها نمی توانند افکار و اعمال غیر عادی بیمار را تحمل کنند و در نتیجه مرتب با انها وارد جر و بحث و درگیری می شوند و به رفتار آنها ایراد می گیرند.
قلم: #اسكيزوفرنى| #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فسلفه و هنر
این کشمکش مداوم نه تنها باعث بهبود علائم بیماری و انصراف بیمار از عقایدش نمی شود بلکه موجب تشدید علائم و پافشاری بیماران در افکار و عقایدشان می شود. همانطور که گفته شد این بیماری اساس ژنتیکی قوی دارد برای مثال این بیماری همانطور که ذکر شد در یک نفر از هر صد نفر در طول عمر روی می دهد (تقریباً یک نفر از هر هزار نفر در جمعیت) امّا کسانی که پدر یا مادر مبتلا دارند از هر صد نفر 12 نفرشان مبتلا به بیماری می شوند و کسانی که هم پدر و هم مادرشان دچار اسکیزوفرنی است از هر صد نفرشان 40 نفر دچار اسکیزوفرنی می شوند بنابراین کنترل زاد و ولد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در کاهش شیوع بیماری اهمیت دارد و از طرف دیگر در کسانی که به علت قرابت های خانوادگی درخطر بالای ابتلا به اسکیزوفرنی هستند باید توجه خاصی کرد تا علائم شان به موقع تشخیص داده شود و تحت مداوا قرار گیرند. آگاهی مردم از علائم این بیماری و مراجعه بموقع آنها به روانپزشک در سرنوشت (پیش آگهی) بیماران اهمیت اساسی دارد. بسیاری از بیمارانی که به موقع تحت مداوا قرار گرفته اند، خانواده هایشان آموزش کافی در مورد بیماری دیده اند و اشتغال سبک و مداومی از طریق مراکز کاردرمانی و بنیادهای حمایتی برایشان تامین شده است می توانند به زندگی نسبتاً معمول ادامه دهند ولی بیمارانی که تشخیص و درمان صحیحی دریافت نکنند و خانواده آنها از آموزش کافی بهره نگرفته باشند، علائم شان شدیدتر می شود، کشمکش ها و درگیری های خانوادگی متعددی پیدا می کنند، قادر به اشتغال فعال و مفیدی نیستند و گاهی چنان پسرفت پیدا می کنند، که قادر به کنترل ادرار ومدفوع خود نیز نمی باشند. حتی بعضی از آنها برای سلامتی خود و دیگران خطر می کنند.
قلم: #اسكيزوفرنى| #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فسلفه و هنر
#ﻧﻴﭽﻪ میﮔﻔﺖ: «ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩه ﺍﺳﺖ» ﺍﻣﺎ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﭙﺮﺳﻴﺪ «ﭼﻪﻛﺴﻲ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ؟» ﺩﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻳﻦﺑﺎﺭه ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺳﺎﺧﺖ: ﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺯﺩه ﻳﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻛﺴﻲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪه ﺍﺳﺖ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻧﺨﺴﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻌﺎﺩﺕ. ﭼﺮﺍ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺑﺰﻧﺪ؟ ﺧﺪﺍ ﻳﻌﻨﻲﺣﻘﻴﻘﺖ. ﭼﺮﺍ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﺎﻳﺪ
ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ ﺧﻮﺩﻛﺸﻲ ﺍﻭ ﺍﻣﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ. ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪهﺍﻧﺪ. ﻛﺎﺭ، ﻛﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ
ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﺧﺪﺍﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺧﻠﻖ ﻛﺮﺩهﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ. ﻫﻤﻪﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﻋﺸﻖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺁﻳﺪ. ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ. ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺣﺘﻤﻲ ﺍﺳﺖ.

«ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ»

قلم: #اوشو
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
The 3:10 to Yuma
@aariss(Marco Beltrami)
Artist: Marco Beltrami


@psychonstruct
ژان پل سارتر در زندگینامه‌اش آورده:
«آرام آرام به آخر ِ کارم نزدیک
می‌شدم... و یقین داشتم که آخرین تپش‌های قلبم در آخرین صفحه‌های کارم ثبت می‌شود و مرگ فقط مردی مُرده را در خواهد یافت».

قلم: #اروین_یالوم |#خیره_به_خورشید
حجم: Kiss_of_Death | #saatchiart
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نظريه پرداز "گناه نخستين"
______________
آوا#ايمان_فانى
#st_augustine #Original_sin
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct