مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دزديده چون جان ميروى اندر ميان جان من
سرو خرامان منى اى رونق بوستان من

آوا: #Yann_Tiersen
رقص: #Tarek_Rmmo #Kami_Lynn_Bruin
@Psychonstruct
Bavaram Kon
Ali Zand Vakili
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#عشق_چیست؟
#ژان_پل_سارتر در موضوع عشق
........
برای سارتر #آزادی همه چیز بود. #عاشق لذت می برد که دوست داشته شود، اما نه توسط کسی که معجونی نوشیده و از طریق آن معجون عاشق شده است ، بلکه توسط کسی که آزادانه انتخاب کرده است که عاشق او شود . جايگاهي كه ما در عشق انسانی به دنبال آن هستيم كاملا متفاوت با جايگاه عشق به يك شي است. چون يك شي نميتواند در مقابل حس مالکیت ایجاد کند. از نظر سارتر واقعيت يك عشق رومانتيک احترام دوطرفه براي ایجاد احساس آزادي نيست، بلکه خیلی متفاوت از این تفسیر، عشق یک #تضاد، یک کشمکش، یک تناقض است ! معشوقه عشق فرد مقابل را میطلبد.به او نیاز دارد تا خودش را آشکار سازد.با این حال در این مسیر معشوقه این ریسک را میپذیرد که خودش را از یک انسان تبدیل به یک شی کند.در مقامی تحت فشار تصویری قرار می گیرد که فرد مقابل از او دارد.و بدتر هم میشود.به عنوان یک معشوقه, عاشق هرگز نمیخواهد که عشق طرف مقابل به اتمام برسد.نمیخواهد عشق را جای دیگری بیابد.اما این چیزی نیست که یک فرد ازاد بتواند تضمین کند.ازادی واقعی به معنای ازادی برای تغییر نظر است. ازادی برای خارج شدن از عشق. پس برای سارتر عشق پرخطر است.یا مازوخیسم است یا سادیسم. مازوخیسم به معنای وقتی که فرد عاشق به چیزی تبدیل میشود که فرد مقابل میخواهد و ازادی خودش را از بین میبرد.سادیسم به معنای وقتی که عاشق با معشوق خودش مثل یک شی رفتار میکند و دست و پایش را می بندد.در هر دو حالت آزادی در معرض خطر قرار می گیرد.و عشق تبدیل به یک تقلای دردناک میشود.

قلم: #ژان_پل_سارتر
نقش:#Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
آدمهایی که ما را #رنج میدهند ،خیلی اوقات رنج کشیده هایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کنند...

قلم: #اروین_یالوم
ويزور: #leda_siloto
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
My Valentine
Paul McCartney
دلایلی را می‌توان برای غلبه تشخیصی #اختلال_دوقطبی در نظر گرفت:
۱- صاحب‌نظران این حوزه مکرراً بر لزوم جستجوی دقیق سابقه هیپومانیا/مانیا در شرح حال بیمار، گرفتن اطلاعات تکمیلی در همین مورد از بستگان بیمار، و توجه کافی به ویژگی‌های بالینی طیف دوقطبی (و نه فقط اختلالات استاندارد دوقطبی) تأکید می‌کنند. با احتمال زیاد می‌توان گفت که آموزش‌های این صاحب‌نظران که نویسندگان کتب‌ مرجع روانپزشکی در ایران نیز در میان آنها می‌باشند، تأثیر بسیاری در ایجاد این گرایش تشخیصی داشته‌اند.
۲- این افزایش تشخیص اختلالات دوقطبی می‌تواند تا اندازه‌ای به افزایش مصرف داروهای ضد افسردگی – چه به تجویز پزشک و چه مصرف خودسرانه آنها – مربوط باشد. بروز اختلالات دوقطبی در اثر تجویز داروهای ضد افسردگی، ایده‌ای پذیرفته‌ شده است.
۳- افزایش تشخیص اختلال دوقطبی ممکن است به‌دلیل تغییر میزان اختلالات روانی به‌طور کلی، یا تغییر نسبت اختلالات روانپزشکی گوناگون، مثلاً به‌علت یک اثر زمان (time effect) یا شیوه جدید زندگی پس از گسترش صنعتی‌شدن یا امثال آنها باشد. به‌هر‌حال شواهدی برای این مورد در دست نیست، هرچند بار برخی بیماری‌های روانی بر جمعیت عمومی در جهان، در حال تغییر است .
۴- عملکرد روانپزشکان نیز می‌تواند عاملی دیگر باشد. به‌عنوان مثال گوش‌به‌زنگی مفرط (hypervigilance) روانپزشکان به هرگونه نوسانات خلقی (mood swings) را می‌توان مطرح نمود. همان‌گونه که غفلت از نرم‌نشانه‌های دوقطبی (bipolar soft signs) می‌تواند به کم‌تشخیصی این اختلالات بینجامد، این گوش‌به‌زنگی مفرط می‌تواند به نتیجه‌ای معکوس (بیش‌تشخیصی) برسد. در واقع به‌کارگیری مفرط رویکرد بُعدی (dimensional) به اختلالات روانپزشکی، می‌تواند به بیش‌تشخیصی اختلالات دوقطبی منجر شود. برخی پزشکان ممکن است بروز هرگونه علامتی از هیپومانیا را به‌عنوان مدرکی قطعی از وجود اختلال دوقطبی در نظر بگیرند، درحالی‌که هر یک از ملاک‌های تشخیصی مانیا/هیپومانیا دارای تشخیص‌های افتراقی است. مثلاً پرحرفی می‌تواند نشانه‌ای از اضطراب، اعتماد به نفس مفرط نشانه‌ای از اختلال شخصیت نارسیسیستیک یا ناشی از موفقیت‌های پی‌در‌پی، خلق بالا ناشی از مصرف برخی مواد، نوسانات خلقی نشانه‌ای از اختلال شخصیت مرزی، تکانشگری نشانه‌ای از اختلال شخصیت مرزی یا اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه، و تحریک‌پذیری نشانه‌ای از یک اختلال اضطرابی، افسردگی، یا شخصیت و یا ناشی از مصرف یک ماده باشد.
مطالعه‌ای که اخیراً بر روی نمونه‌ای از افراد تحت درمان برای سوء‌مصرف یا وابستگی مواد که از قبل تشخیص اختلال دوقطبی گرفته بودند انجام شد، نشان داد که حدود ۴۳ درصد آنها دچار اختلال خلقی ناشی از مصرف مواد بوده‌اند و نه اختلال دوقطبی .

قلم: http://ravanpezeshkan.com/home/دستیار-روانپزشکی/مطالب-تخصصی/مقالات/مناظره-آیا-اختلال-دوقطبی-بیش-از-حد-تشخی
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
از وقتی که دوست ام مرا ترک کرده است، کاری ندارم به جز راه رفتن، راه می روم تا فراموش کنم.
راه می روم.
می گریزم.
دور می شوم...
دوست ام دیگر برنمی گردد، اما من حالا دونده دوی استقامت شده ام...
---
Since my fried left me,I've got nothing to do but walking.I walk to forget.I walk,I escape,I get further.My friend will not come back,now I am a marathon man.
#Shel_Silverstein
قلم: #شل_سیلور_استاین
ويزور: #Peter_Lindbergh
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان می‌آید، ُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ #ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌ای هستند. حتی آن‌هایی که ما ابرانسان می‌پنداریم هم وقتی دست‌شویی می‌روند، وقتی می‌خوابند، آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد و دهن‌شان سرِ صبح، بوی خُسفه‌ی خَر!
...
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ِ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
اولین چاره‌ کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولاً این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.

در قدم بعد، سعی کردم به‌ آنها نشان دهم که من هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌ خودم را دارم.
عصبانی می‌شوم، غمگین می‌شوم، گرسنه می‌شوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد می‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه‌ آدم‌ها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:

اول؛ #احترام:
حتی جلوی پای یک پسربچه‌ی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.

و بعد؛ #راست‌گویی!
به عقیده‌ من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.

اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه‌ آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
این‌هایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.
به یک دل‌داده‌ی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، یک شامپانزه‌ی تمام‌عیار می‌شود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!» همه‌ی ما آدم‌ایم. آدم‌های خیلی معمولی.

قلم: #دالتون_ترومبو
نقش: #Jaeyeol_Han
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
@SISI_MUSICC
Ayla Celik-Amir Nazari Dr Music
هیچ کس نمی‌تواند فراتر از آنچه که خود هست ببیند.
منظورم این است که هرکس در دیگری بیش از آنچه خود دارد نمی‌تواند ببیند، زیرا او را فقط به قدر هوشمندی خود میتواند ادراک کند و بفهمد. پس اگر اندیشه‌اش بسیار نارسا باشد، هیچ استعداد ذهنی فردی دیگر، حتی بزرگترین استعداد هم بر او تأثیری نخواهد گذاشت و از صاحب آن جز پست ترین خصوصیات فردی، یعنی همه ضعف ها و کمبودهای مزاجی و شخصیتی چیزی درک نخواهد کرد.
از نظر او مخاطبش از این خصوصیات تشکیل شده است. توانایی‌های برتر ذهنی مخاطب به همان اندازه برایش واقعیت وجودی دارند که رنگ برای نابینایان.
زیرا برای کسی که فاقد هوشمندی است، هوشمندی نامرئی است؛ و هر ارزیابی انسان، محصول ارزش ارزیابی شونده و محدوده شناخت ارزیابی کننده است.

از این گفته نتیجه می‌گیریم که وقتی با کسی سخن می‌گوییم، خود را با او همتراز می‌کنیم، چنانکه هرگونه برتری ما بر مخاطب محو می‌گردد و حتی نفی کردن برتری مان، که لازمه چنین مصاحبتی است، بر مخاطب ما پوشیده می‌ماند. حال اگر در نظر داشته باشیم که غالب انسانها از حيث ذهنی و اخلاقی در چه سطح نازلی قرار دارند، یعنی چقدر عامی اند در می یابیم که همصحبت شدن با آنان ممکن نیست مگر در آن هنگام که خود نیز عامی شویم و آنگاه معنای واقعی اصطلاح مناسب خود را «خوار و خفیف کردن» را دقیقا می‌فهمیم و از معاشرت با افرادی که تنها وجه مشترک ما با آنان جنبه‌های شرم آور طبیعت ماست به رغبت پرهیز می‌کنیم.

قلم: #آرتور_شوپنهاور | #درباب_حکمت_زندگی
نقش: #Pablo_Picasso | #Power
#saatchiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ما #ایرانی‌ها وقتی به مشکلی بر می‌خوریم، آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنیم.
وقتی سر دو راهی ناگزیری قرار می‌گیریم راه سومی می‌سازیم که نه آن است و نه این!
راهی که بعداً اشکالات زیادی برایمان به بار خواهد آورد؛ زیرا این راه آسان را با زیر پا گذاشتن «اصول» پیدا کرده‌ایم.
آنچه ما «#زرنگی» می‌نامیم در حقیقت بی انضباطی مطلق است، نادیده گرفتن اصول است!

مثلاً:
میان ماندن و توضیح دادن، رفتن را انتخاب می‌کنیم تا نمانده باشیم و توضیح دهیم!
میان #عشق و #نفرت بی‌تفاوتی را انتخاب می‌کنیم تا مجبور نباشیم با اصول احساسی‌مان وارد جنگ شویم.

قلم: #یادداشتهای_شهر_شلوغ | #فریدون_تنکابنی
نقش: #Keyvan_Heydari | #Saatchiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Pisham Bekhand
Macan Band
Goli
Masih & Arash
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با هر بندی که به ترک‌های چینی زندگی‌مان می‌زنیم هنر و قدرت خود را نشان می‌دهیم، با هر شکست فرو نریزیم.
این فلسفه‌ و هنر مرمت زندگی‌های شکسته #کینزوگی نام دارد.
آوا: #ایمان_فانی
#بهمن_٩٦
@Psychonstruct
#رنج بی‌فایده نیست. بزرگ‌منشی رنج را به عمل وا می‌دارد و انجام درست این امر چیزی است که از ما انتظار می‌رود. نه اینکه با رنج خود دمساز شویم بلکه آن را به چیز مفیدتری تبدیل كنیم. این كار به استعداد نیاز دارد. زندگی صحنه‌ی هنرمندی ماست.
اغلب در كار با مراجعان می بینیم که آن‌ها از اشتباهات خود تأسف می‌خورند و به‌واسطه‌ی خطاهایشان از حرکت باز می‌ایستند و حسرت می‌خورند. اما كسی كه یك زندگی مشتاقانه را می‌زید، طبق اصول #نیچه، از شكست‌های خود نگران نمی‌شود چرا که چالش‌ها را فرصت‌هایی برای خلق دوباره‌ی خود می‌داند.

قلم: #درمان_اگزیستانسیال | #سوزان_یاکوو | #کارن_ویکسل_دیکسون
نقش: #Pain | #Horacio_Quiroz
#saachiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
خوشبختی خود بخود به وجود نمی آید،
رسیدن به خوشبختی فرآیندی فعال است که نیازمند تلاش است.

افکار غلط را کنار بگذارید،
به #اضطراب ها غلبه کنید،
علاقه ها را شناسایی کنید،
وارد یک رابطه معنادار با یک انسان دوست داشتنی شوید...

فراموش نکنیم انسانها خود به خود خوشبخت نمی شوند،
تلاش کنید ؛
تلاش کنید ؛
و باز هم تلاش کنید...

قلم: #آلبرت_الیس | #روانشناس
حجم: #Johnson_Tsang | #Saatchiart
#Lucid_Dream
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
کدام یک خائن تر است؟
آن کسی که در آغوش تو، میل آغوش دیگری را درسرمی پروراند؟!
یا
آن که صادقانه از به بن بست رسیدن علاقه اش و امیالش، با تو سخن می راند؟!
غیر از این نیست که:
گاهی شنیدن واقعیت، چنان سخت است که ساده تر می دانیم یک احمق انگاشته شویم!

قلم: #در_جست_جوی_زمان_از_دست_رفته |
#مارسل_پروست
نقش: #مانی_منجمی | #manimonajemi
#saatchiart #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #اسفند_٩٦ @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از جدا شدن و پايان يك #رابطه_عاطفى چه ميشود؟ چه مراحلى را براى ايستادن دوباره و زندگى كردن طى ميشود؟
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#عشق به یک تن بی‌رحمی ست؛ زیرا مایه‌ی زیانِ تمامیِ دیگران می‌شود.
عشق به #خدا نیز همچنین است!
‏It is barbaric to love one thing alone, since this one love will be pursued at the expense of all others. This includes love of God.
———-
قلم: #نيچه
#Friedrich_nietzsch
نقش: #Ole_Ahlberg | #Saatchiart
#اسفند_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Let Me Sign
Robert Pattinson
@Psychonstuct-Let Me Sign By Robert Pattinson