Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
هیچ کس قطعه گمشده هیچ کس نیست: برداشتی از کتاب قطعه گمشده ی شل سیلورستاین- #مانی_منجمی تو قطعهای گمشده هستی، من قطعهای گمشده هستم، ما همگی قطعههایی گمشده هستیم و هیچ كس قطعه گمشده هیچ كس نیست (كه اگر بود، دیگر قطعهای گمشده باقی نمیماند!)؛ ما همه تنهاییم، اما ما قطعه خود هستیم؛ ماقطعه هیچكس نیستیم و هیچ كس نیز قطعه ما نیست. تو، تو هستی؛ من، من هستم و هیچ كس از آن دیگری نیست.
و تو به من میگویی:«آدم همیشه دنبال قطعهای گمشده است؛ هیچ آدمی را نمیتوان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند؛ فقط نوع قطعههاست كه فرق میكند، یكی به دنبال دوستی است، یكی در پی عشق؛ یكی مراد میجوید و یكی مرید! یكی همراه میخواهد و دیگری شریك زندگی، یكی هم قطعهای اسباب بازی! به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمیتواند زندگی كند. گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است و آرزوهای آدم هرگز نابود نمیشوند، بلكه تغییر موضوع میدهند. حتی آن كه نمیخواهد آرزویی داشته باشد، آن كه آرزویش را از كف داده است، آن كه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است، اندیشهاش گرفتار آرزو است!»
و تو باز به من میگویی:« تمامی تلاشهای ما برای ما گریز از تنهایی است، از هراس تنهایی است؛ عشق، رفافت، شهرت طلبی و ... همه گونهای گریز از تنهایی است و شاید قویترین جذابیت وصال در همین باشد كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمیبرد كه روزی تنها خواهد ماند.»
تو گاهی خیال میكنی گمشده خود را باز یافتهای، اما بسیار زود در مییابی كه این باز یافتهات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست، یا قدری كوچكتر و آن گاه كه نمیتوانی محكم نگاهش داری، از دستت لیز میخورد و گم میشود. گاهی او را مییابی و مدت كوتاهی در خوشبختی وصال به سر میبری اما گاه او رشد میكند و از خلاء درون تو یا حتی خود تو بزرگتر میشود و دیگر در درونت نمیگنجد. آن گاه او بدل به قطعه گمشده یك نفر دیگر میشود و تو را برای جستن دایره خود ترك میكند و گاه نیز تو بزرگ میشوی و او كوچك باقی میماند و روزی ناگهان در مییابی كه «او» قطعه گمشده تو نبود، او لقمه دهان تو نبود. گاهی هم «او» را مییابی و این بار از ترس اینكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود، سفت نگهش میداری، دو دستی به او میچسبی و ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له میشود.و من به تو می گویم: "در گریز از تنهایی و جداافتادگی به دوست داشتن پناه می بری و آنگاه كه دوست داشتن را بازیافتی، آن را با هراس از كف دادنش، از هراس تنهایی و جداافتادگی، رنج آورش می كنی و سرانجام نیز از دست می دهیش. احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن تنها می مانی و ته دلت حتی می ترسی كه قطعه ای را بیابی. تو از تنها ماندن می ترسی و از همین روی تنها می مانی. #مانی_منجمی #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
و تو به من میگویی:«آدم همیشه دنبال قطعهای گمشده است؛ هیچ آدمی را نمیتوان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند؛ فقط نوع قطعههاست كه فرق میكند، یكی به دنبال دوستی است، یكی در پی عشق؛ یكی مراد میجوید و یكی مرید! یكی همراه میخواهد و دیگری شریك زندگی، یكی هم قطعهای اسباب بازی! به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمیتواند زندگی كند. گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است و آرزوهای آدم هرگز نابود نمیشوند، بلكه تغییر موضوع میدهند. حتی آن كه نمیخواهد آرزویی داشته باشد، آن كه آرزویش را از كف داده است، آن كه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است، اندیشهاش گرفتار آرزو است!»
و تو باز به من میگویی:« تمامی تلاشهای ما برای ما گریز از تنهایی است، از هراس تنهایی است؛ عشق، رفافت، شهرت طلبی و ... همه گونهای گریز از تنهایی است و شاید قویترین جذابیت وصال در همین باشد كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمیبرد كه روزی تنها خواهد ماند.»
تو گاهی خیال میكنی گمشده خود را باز یافتهای، اما بسیار زود در مییابی كه این باز یافتهات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست، یا قدری كوچكتر و آن گاه كه نمیتوانی محكم نگاهش داری، از دستت لیز میخورد و گم میشود. گاهی او را مییابی و مدت كوتاهی در خوشبختی وصال به سر میبری اما گاه او رشد میكند و از خلاء درون تو یا حتی خود تو بزرگتر میشود و دیگر در درونت نمیگنجد. آن گاه او بدل به قطعه گمشده یك نفر دیگر میشود و تو را برای جستن دایره خود ترك میكند و گاه نیز تو بزرگ میشوی و او كوچك باقی میماند و روزی ناگهان در مییابی كه «او» قطعه گمشده تو نبود، او لقمه دهان تو نبود. گاهی هم «او» را مییابی و این بار از ترس اینكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود، سفت نگهش میداری، دو دستی به او میچسبی و ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له میشود.و من به تو می گویم: "در گریز از تنهایی و جداافتادگی به دوست داشتن پناه می بری و آنگاه كه دوست داشتن را بازیافتی، آن را با هراس از كف دادنش، از هراس تنهایی و جداافتادگی، رنج آورش می كنی و سرانجام نیز از دست می دهیش. احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن تنها می مانی و ته دلت حتی می ترسی كه قطعه ای را بیابی. تو از تنها ماندن می ترسی و از همین روی تنها می مانی. #مانی_منجمی #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
⚠️ علیه #کودک_آزاری
بدرفتاری جنسی رفتاری است که در بیشتر مواقع پنهان مانده و آشکار نمیشود. چنین گزارش شده که در حدود ۲۴ درصد افراد درجاتی از بدرفتاری جنسی را تا رسیدن به سن بلوغ تجربه میکنند. این کودکان مستعد اختلالات مختلف روانشناختی در آینده خواهند بود.
در مورد تعریف دقیق بدرفتاری جنسی اجماعی کلی وجود ندارد. در مطالب منتشر شده در سالهای اخیر به ویژه در انگلیس بدرفتاری جنسی به دو دسته کلی تماسی و غیر تماسی تقسیم شده است. در حالت اول ارتباط جسمی با شدت و ضعفهای مختلف وجود دارد و در حالت دوم با رفتارهایی سروکار داریم که در آنها فرد به سوی چنین رفتاری به طرق مختلف از جمله عورت نمایی، انتقال تصاویر و فیلم از طریق اینترنت یا روشهای دیگر به شکلی جبری رانده میشود. تقریبا ۱۱ درصد بزرگسالان قرار گرفتن در معرض بدرفتاری تماسی را گزارش کردهاند.
سازمان بهداشت جهانی بدرفتاری جنسی را چنین تعریف کرده است:
درگیرشدن کودک در فعالیتی جنسی که تصویر دقیقی از آن نداشته و برای وی قابل درک نیست، قادر به اعلام رضایت آگاهانه نیست و یا از نظر رشدی برای آن آمادگی ندارد و یا رفتاری که در آن تابوهای اجتماعی و قوانین شکسته میشوند.
بدرفتاری جنسی نه تنها از سوی بزرگسالان بلکه از سوی کودکان نسبت به کودکان میتواند انجام شود.
مرتکبین در بیشتر موارد از افراد خانواده یا آشنایان نزدیک هستند. دخترها بیشتر از پسرها در معرض بدرفتاری از سوی یک عضو خانواده هستند و احتمال ارتباط با غریبهها در پسرها بیشتر است. اکثریت مرتکبین مرد بودهاند اما گفته میشود تخمین تعداد مرتکبین زن کمتر از حد واقعی است.
همه کودکان میتوانند قربانی بدرفتاری جنسی قرار گیرند اما برخی عوامل خطر در این رابطه ذکر شدهاند که مهمترین آنها حضور در خانوادهای آشفته و قرار داشتن در معرض انواع دیگری از بدرفتاری در خانه است.
قربانیان بدرفتاری دسته مختلفی از علایم را چه در زمان بدرفتاری و چه سالها بعد نشان میدهند. این علایم میتوانند هم جسمی و هم روانی باشند. البته گزارش شده که تا ۴۰ درصد قربانیان پیامدهای درازمدتی را متحمل نمیشوند. اختلالات خوردن، افسردگی، اختلالات تجزیهای، اختلال استرس پس از آسیب، شکایات متعدد جسمی که دلیلی برای آن بافت نمیشود، اعتیاد، اختلال در سلوک و رفتار و مشکلات شخصیتی از جمله این مشکلات هستند.
سرزنش خویشتن، آسیب به خود و خودکشی از پیامدهای قرارگرفتن در معرض بدرفتاری جنسی هستند. احساس شرم و گناه احتمال سخن گفتن از بدرفتاری و افشای آنرا کاهش میدهد. یک مطالعه در سال۲۰۱۰ نشان داده که بدرفتاری جنسی در کودکی احتمال خودکشی را دوبرابر میکند. پس از تجربه آسیب در کودک دیدگاهی از جهان شکل میگیرد که در آن قادر به اعتماد به دیگری نیست و چشم انداز آینده را به شکلی بدبینانه ارزیابی میکند.
تغییر ناگهانی در رفتار کودک به ویژه اگر همراه با ترس از تنها شدن، چسبیدن به بزرگترها، اختلال در خواب و کابوسهای شبانه باشد علایمی هشداردهنده هستند. مشکلات جدید در مدرسه مانند اختلال در یادگیری، عدم تمرکز و افت تحصیلی نیازمند توجه هستند. دیگر علایمی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از: گوشهگیری، افسردگی و افکار خودکشی، مصرف مواد و الکل، استفاده از واژگان نامناسب با سن کودک، اکراه از ملاقات با افرادی خاص و دریافت هدایای گرانقیمت.
متاسفانه بدرفتاری جنسی پیش از آشکار شدن سالها به شکل پنهان باقی میماند و گاه هرگز آشکار نمیشود. نشان داده شده که یک سوم کودکانی که مورد بدرفتاری جنسی قرار میگیرند در زمان وقوع از آن سخن نمیگویند. آنهایی هم که شهامت سخن گفتن به خود میدهند در بسیاری از مواقع با دیوار انکار و پرده پوشی بزرگترها روبرو میشوند. یکی از باورهایی که مرتکبین سعی در القای آن به کودک دارند این است که هیچکس تو را باور نخواهد کرد. همچنین این باور که ‘تقصیر خود تو بود” یا “اگر به کسی چیزی بگویی .....”.
فراهم آوردن محیطی امن برای کودک در جهت سخن گفتن از بدرفتاری نقشی بسزا در پیشگیری از این معضل اجتماعی دارد.
قلم: #دکتر_علی_فیروزآبادی| #روانپزشك
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #بهمن_٩٦ @Psychonstruct
بدرفتاری جنسی رفتاری است که در بیشتر مواقع پنهان مانده و آشکار نمیشود. چنین گزارش شده که در حدود ۲۴ درصد افراد درجاتی از بدرفتاری جنسی را تا رسیدن به سن بلوغ تجربه میکنند. این کودکان مستعد اختلالات مختلف روانشناختی در آینده خواهند بود.
در مورد تعریف دقیق بدرفتاری جنسی اجماعی کلی وجود ندارد. در مطالب منتشر شده در سالهای اخیر به ویژه در انگلیس بدرفتاری جنسی به دو دسته کلی تماسی و غیر تماسی تقسیم شده است. در حالت اول ارتباط جسمی با شدت و ضعفهای مختلف وجود دارد و در حالت دوم با رفتارهایی سروکار داریم که در آنها فرد به سوی چنین رفتاری به طرق مختلف از جمله عورت نمایی، انتقال تصاویر و فیلم از طریق اینترنت یا روشهای دیگر به شکلی جبری رانده میشود. تقریبا ۱۱ درصد بزرگسالان قرار گرفتن در معرض بدرفتاری تماسی را گزارش کردهاند.
سازمان بهداشت جهانی بدرفتاری جنسی را چنین تعریف کرده است:
درگیرشدن کودک در فعالیتی جنسی که تصویر دقیقی از آن نداشته و برای وی قابل درک نیست، قادر به اعلام رضایت آگاهانه نیست و یا از نظر رشدی برای آن آمادگی ندارد و یا رفتاری که در آن تابوهای اجتماعی و قوانین شکسته میشوند.
بدرفتاری جنسی نه تنها از سوی بزرگسالان بلکه از سوی کودکان نسبت به کودکان میتواند انجام شود.
مرتکبین در بیشتر موارد از افراد خانواده یا آشنایان نزدیک هستند. دخترها بیشتر از پسرها در معرض بدرفتاری از سوی یک عضو خانواده هستند و احتمال ارتباط با غریبهها در پسرها بیشتر است. اکثریت مرتکبین مرد بودهاند اما گفته میشود تخمین تعداد مرتکبین زن کمتر از حد واقعی است.
همه کودکان میتوانند قربانی بدرفتاری جنسی قرار گیرند اما برخی عوامل خطر در این رابطه ذکر شدهاند که مهمترین آنها حضور در خانوادهای آشفته و قرار داشتن در معرض انواع دیگری از بدرفتاری در خانه است.
قربانیان بدرفتاری دسته مختلفی از علایم را چه در زمان بدرفتاری و چه سالها بعد نشان میدهند. این علایم میتوانند هم جسمی و هم روانی باشند. البته گزارش شده که تا ۴۰ درصد قربانیان پیامدهای درازمدتی را متحمل نمیشوند. اختلالات خوردن، افسردگی، اختلالات تجزیهای، اختلال استرس پس از آسیب، شکایات متعدد جسمی که دلیلی برای آن بافت نمیشود، اعتیاد، اختلال در سلوک و رفتار و مشکلات شخصیتی از جمله این مشکلات هستند.
سرزنش خویشتن، آسیب به خود و خودکشی از پیامدهای قرارگرفتن در معرض بدرفتاری جنسی هستند. احساس شرم و گناه احتمال سخن گفتن از بدرفتاری و افشای آنرا کاهش میدهد. یک مطالعه در سال۲۰۱۰ نشان داده که بدرفتاری جنسی در کودکی احتمال خودکشی را دوبرابر میکند. پس از تجربه آسیب در کودک دیدگاهی از جهان شکل میگیرد که در آن قادر به اعتماد به دیگری نیست و چشم انداز آینده را به شکلی بدبینانه ارزیابی میکند.
تغییر ناگهانی در رفتار کودک به ویژه اگر همراه با ترس از تنها شدن، چسبیدن به بزرگترها، اختلال در خواب و کابوسهای شبانه باشد علایمی هشداردهنده هستند. مشکلات جدید در مدرسه مانند اختلال در یادگیری، عدم تمرکز و افت تحصیلی نیازمند توجه هستند. دیگر علایمی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از: گوشهگیری، افسردگی و افکار خودکشی، مصرف مواد و الکل، استفاده از واژگان نامناسب با سن کودک، اکراه از ملاقات با افرادی خاص و دریافت هدایای گرانقیمت.
متاسفانه بدرفتاری جنسی پیش از آشکار شدن سالها به شکل پنهان باقی میماند و گاه هرگز آشکار نمیشود. نشان داده شده که یک سوم کودکانی که مورد بدرفتاری جنسی قرار میگیرند در زمان وقوع از آن سخن نمیگویند. آنهایی هم که شهامت سخن گفتن به خود میدهند در بسیاری از مواقع با دیوار انکار و پرده پوشی بزرگترها روبرو میشوند. یکی از باورهایی که مرتکبین سعی در القای آن به کودک دارند این است که هیچکس تو را باور نخواهد کرد. همچنین این باور که ‘تقصیر خود تو بود” یا “اگر به کسی چیزی بگویی .....”.
فراهم آوردن محیطی امن برای کودک در جهت سخن گفتن از بدرفتاری نقشی بسزا در پیشگیری از این معضل اجتماعی دارد.
قلم: #دکتر_علی_فیروزآبادی| #روانپزشك
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #بهمن_٩٦ @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
به گفته ى اريك فروم :
"در حين عشق ورزيدن و نثار كردن خود، در حين نفوذ در شخص ديگر،خود را مى يابيم، خود را كشف مى كنيم...
شناسايى كامل فقط به وسيله ى "عمل" عشق به وجود مى آيد: اين عمل از حدود فكر و كلام تجاوز مى كند، و اين همان غوطه ور شدن دليرانه در تجربه ى وصل است... ما مجبوريم خود و ديگرى را از نظر عينى بشناسيم تا قادر باشيم واقعيت او را ببينيم، تا بر خيال هاى فريبنده و تصوير تابدار و غيرمنطقى كه از او داريم فائق آييم...."
قلم: كتاب #هنر_عشق_ورزيدن |#اريك_فروم
نقش: #رنه_مارگريت | #lovers #saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #بهمن_٩٦ @Psychonstruct
"در حين عشق ورزيدن و نثار كردن خود، در حين نفوذ در شخص ديگر،خود را مى يابيم، خود را كشف مى كنيم...
شناسايى كامل فقط به وسيله ى "عمل" عشق به وجود مى آيد: اين عمل از حدود فكر و كلام تجاوز مى كند، و اين همان غوطه ور شدن دليرانه در تجربه ى وصل است... ما مجبوريم خود و ديگرى را از نظر عينى بشناسيم تا قادر باشيم واقعيت او را ببينيم، تا بر خيال هاى فريبنده و تصوير تابدار و غيرمنطقى كه از او داريم فائق آييم...."
قلم: كتاب #هنر_عشق_ورزيدن |#اريك_فروم
نقش: #رنه_مارگريت | #lovers #saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #بهمن_٩٦ @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
به دنیا نیامده ایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنیم. ما مرکز دنیا نیستیم, حتی اگر این به نظرمان برسد. ما لبریز از اشتباهات و کمبود هایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر می کنیم...!
... از بچگی به ما ياد دادند كه به دروغ از ديگران تعريف كنيم و نظر واقعيمون رو نديم٬ همين طور كه تحمل شنيدن حقيقت رو نداريم...!
... معنايی براي خوشبختی وجود ندارد. وجود ما لبريز از خوشبختی ها و بدبختی هايی است كه خودمان در ذهن هان رديف كرده ايم. خيلی وقت ها حاشيه ها هستند كه زندگی را می سازند...!
... یک روز در حالی که قدم زنان از همان مسیر همیشگی مان عبور می کنیم, دنیا برایمان بیگانه می شود. یاد آرزوهایی می افتیم که هیچ وقت به آنها نرسیده ایم. همه جا بوی تازگی می دهد و ما بوی ماندگی. برای آنهایی که حتی به ما فکر هم نمی کنند زندگی کرده ایم و وقتی خوب خاطراتمان را مرور می کنیم می فهمیم که هر چه را داشته ایم از دست داده ایم چیزی به دست نیاورده ایم...!
... فقط خودمان را مي بينيم٬ خواسته های خودمان. اگر روزی قدرت اين را داشته باشيم كه جای ديگری قرار بگيريم٬ همه چيز تغيير خواهد كرد...!
قلم: #شهری_میان_تاریکی | #هورناز_هنرور
نقش: #Archibald | #قضاوت
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
... از بچگی به ما ياد دادند كه به دروغ از ديگران تعريف كنيم و نظر واقعيمون رو نديم٬ همين طور كه تحمل شنيدن حقيقت رو نداريم...!
... معنايی براي خوشبختی وجود ندارد. وجود ما لبريز از خوشبختی ها و بدبختی هايی است كه خودمان در ذهن هان رديف كرده ايم. خيلی وقت ها حاشيه ها هستند كه زندگی را می سازند...!
... یک روز در حالی که قدم زنان از همان مسیر همیشگی مان عبور می کنیم, دنیا برایمان بیگانه می شود. یاد آرزوهایی می افتیم که هیچ وقت به آنها نرسیده ایم. همه جا بوی تازگی می دهد و ما بوی ماندگی. برای آنهایی که حتی به ما فکر هم نمی کنند زندگی کرده ایم و وقتی خوب خاطراتمان را مرور می کنیم می فهمیم که هر چه را داشته ایم از دست داده ایم چیزی به دست نیاورده ایم...!
... فقط خودمان را مي بينيم٬ خواسته های خودمان. اگر روزی قدرت اين را داشته باشيم كه جای ديگری قرار بگيريم٬ همه چيز تغيير خواهد كرد...!
قلم: #شهری_میان_تاریکی | #هورناز_هنرور
نقش: #Archibald | #قضاوت
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
يك بازى كامپيوترى براى مواجهه با #سوگ و #غم...
ted #tedmed#
#amy_green
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #بهمن_٩٦
@Psychonstruct
ted #tedmed#
#amy_green
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #بهمن_٩٦
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#مقاله
#پدیده_انکار
وقتی در روانشناسی راجع به انکار صحبت می کنیم، منظورمان فرایندی ست که اغلب ما انسانها دچار آن هستیم و معنی آن این است که سعی می کنیم به خودمان دروغ بگوییم! اغلب آدم ها بارها به خودشان دروغ می گویند، چرا؟! چون گاهی اوقات حقیقت دردناک است، تاب تحمل آن را نداریم، پس ترجیح می دهیم همچون کبک سر در برف فرو کنیم و تصور کنیم شکارچیان ما را نمی بینند! پدیده ی انکار البته گاهی به ما کمک می کند. مثلا بسیاری از انسان ها اگر قرار بود واقعیت غیر قابل اجتناب "مرگ" را همیشه به یاد داشته باشند قادر به ادامه ی حیات نبودند و دچار اضطراب دائمی میشدند. اما خیلی وقت ها پدیده ی انکار بسیار خطرناک است. مثلا فرد از ترس این که نکند بیماری خطرناکی داشته باشد حاضر به آزمایش دادن نیست و خود را قانع می کند که "من خیلی هم سالمم و این دکترها عادت دارند الکی مردم را بترسانند!"
انکار، باعث می شود که چنین بیماری وقت طلایی درمان را از دست بدهد. شما چه مواردی از انکار را می شناسید؟
انکار به عنوان یک بلای جمعی
گاهی اوقات انکار پدیده ای فردی نیست بلکه یک گروه در توافقی ناخوداگاه دچار یک انکار جمعی می شوند! مثلا مردم یک شهر کشنده بودن آلودگی هوا را انکار می کنند و چنان به زندگی خود ادامه می دهند که گویی اعداد و ارقام مربوط به خطر، اعدادی بی ربط به زندگی آنها هستند! یا مردم یک کشور مضرات ناشی از مواجهه ی دائمی با پارازیت های ماهواره ای را نادیده می گیرند، چنان که انگار این عوارض و خطرات قصه هایی مهمل هستند! وقتی انکار بصورت یک پدیده ی گروهی رخ می دهد عوارض و هزینه های بیشتری هم ایجاد می کند
معرفی یک کتاب خوب
خوشبختانه چند وقتی است کتاب جامع و مفیدی در زمینه ی انکار به فارسی منتشر شده است. این کتاب #کوری_خودخواسته نام دارد و توسط "مارگارت هفرنان" نوشته شده است. نویسنده ی کتاب، موشکافانه به بررسی پدیده ی انکار پرداخته و نقش این پدیده را در گرفتاری های بزرگ تاریخ معاصر نشان داده است. خانم هفرنان ابتدا گستردگی پدیده ی انکار را در زندگی های شخصی ما نشان داده و سپس نقش آن را در حوادثی همچون فاجعه ی نیروگاه اتمی چرنوبیل، بحران وال استریت و فجایع زندان هایی همچون ابوغریب اثبات می نماید. خواندن این کتاب را قویأ پیشنهاد می کنم. این کتاب توسط خانم دکتر اقدس صفری به فارسی برگردانده شده و انتشارات سرور کیان آن را منتشر کرده است.
قلم:#دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#پدیده_انکار
وقتی در روانشناسی راجع به انکار صحبت می کنیم، منظورمان فرایندی ست که اغلب ما انسانها دچار آن هستیم و معنی آن این است که سعی می کنیم به خودمان دروغ بگوییم! اغلب آدم ها بارها به خودشان دروغ می گویند، چرا؟! چون گاهی اوقات حقیقت دردناک است، تاب تحمل آن را نداریم، پس ترجیح می دهیم همچون کبک سر در برف فرو کنیم و تصور کنیم شکارچیان ما را نمی بینند! پدیده ی انکار البته گاهی به ما کمک می کند. مثلا بسیاری از انسان ها اگر قرار بود واقعیت غیر قابل اجتناب "مرگ" را همیشه به یاد داشته باشند قادر به ادامه ی حیات نبودند و دچار اضطراب دائمی میشدند. اما خیلی وقت ها پدیده ی انکار بسیار خطرناک است. مثلا فرد از ترس این که نکند بیماری خطرناکی داشته باشد حاضر به آزمایش دادن نیست و خود را قانع می کند که "من خیلی هم سالمم و این دکترها عادت دارند الکی مردم را بترسانند!"
انکار، باعث می شود که چنین بیماری وقت طلایی درمان را از دست بدهد. شما چه مواردی از انکار را می شناسید؟
انکار به عنوان یک بلای جمعی
گاهی اوقات انکار پدیده ای فردی نیست بلکه یک گروه در توافقی ناخوداگاه دچار یک انکار جمعی می شوند! مثلا مردم یک شهر کشنده بودن آلودگی هوا را انکار می کنند و چنان به زندگی خود ادامه می دهند که گویی اعداد و ارقام مربوط به خطر، اعدادی بی ربط به زندگی آنها هستند! یا مردم یک کشور مضرات ناشی از مواجهه ی دائمی با پارازیت های ماهواره ای را نادیده می گیرند، چنان که انگار این عوارض و خطرات قصه هایی مهمل هستند! وقتی انکار بصورت یک پدیده ی گروهی رخ می دهد عوارض و هزینه های بیشتری هم ایجاد می کند
معرفی یک کتاب خوب
خوشبختانه چند وقتی است کتاب جامع و مفیدی در زمینه ی انکار به فارسی منتشر شده است. این کتاب #کوری_خودخواسته نام دارد و توسط "مارگارت هفرنان" نوشته شده است. نویسنده ی کتاب، موشکافانه به بررسی پدیده ی انکار پرداخته و نقش این پدیده را در گرفتاری های بزرگ تاریخ معاصر نشان داده است. خانم هفرنان ابتدا گستردگی پدیده ی انکار را در زندگی های شخصی ما نشان داده و سپس نقش آن را در حوادثی همچون فاجعه ی نیروگاه اتمی چرنوبیل، بحران وال استریت و فجایع زندان هایی همچون ابوغریب اثبات می نماید. خواندن این کتاب را قویأ پیشنهاد می کنم. این کتاب توسط خانم دکتر اقدس صفری به فارسی برگردانده شده و انتشارات سرور کیان آن را منتشر کرده است.
قلم:#دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
همه ما زمانی اشک ریزان گفته ایم بخاطر عشقی رنج می برم که ارزش اش را ندارد. رنج میبریم، چون فکر میکنیم بیشتر از آنچه که میگیریم، می دهیم. رنج می بریم که عشقمان درک نمی شود. رنج میبریم چون نمیتوانیم قواعد خودمان را تحمیل کنیم. بیهوده رنج می بریم چون عشق بذر رشد ماست. هر چه بیشتر عشق بورزیم ،تجربه روحانیمان بیشتر خواهدشد....
قلم: #پائولو_كوئليو
ويزور: #Berta_Vicente_Salas
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruc
قلم: #پائولو_كوئليو
ويزور: #Berta_Vicente_Salas
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruc
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
يادمه پنج شيش سالم بود، سرما خورده بودمو باكترى رو ويروس سوار شده بود. اون موقع خالٓم رزيدنت اطفال بيمارستان مفيد بود و از بدِ روزگار پنيسيلين واجب شدم. يادمه سر اينكه فقط مهشيد بايد آمپولمو بزنه كلى قشقرق به پا كردم و زير دست استادش انقد دست و پا زدم تا اين كه آمپول سفت شد و تو باسنِ مبارك گير كرد.
بعدنا وقتى روزگار آمپولاى به مراتب دردناك ترى به نواحى مختلف جسم و روانم فرو كرد، ياد اين داستان افتادم و به كشف و شهود جالبى رسيدم؛ يك جاهايي واسه اين كه خوب شى بهتره شل كنى!!! درد مياد ولى خوب ميشى وگرنه خوب كه نميشى هيچ، يه مدت طولانى بايد آنتى بيوتيك بخورى و يه هفته هم لنگ لنگون راه برى!
اين شايد همون كانسپت "تسليم" اهل تقواست، باشد كه شل كنيم تا كامروا شويم.
قلم: #مانى_منجمى | مجموعه #سه_نقطه | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بعدنا وقتى روزگار آمپولاى به مراتب دردناك ترى به نواحى مختلف جسم و روانم فرو كرد، ياد اين داستان افتادم و به كشف و شهود جالبى رسيدم؛ يك جاهايي واسه اين كه خوب شى بهتره شل كنى!!! درد مياد ولى خوب ميشى وگرنه خوب كه نميشى هيچ، يه مدت طولانى بايد آنتى بيوتيك بخورى و يه هفته هم لنگ لنگون راه برى!
اين شايد همون كانسپت "تسليم" اهل تقواست، باشد كه شل كنيم تا كامروا شويم.
قلم: #مانى_منجمى | مجموعه #سه_نقطه | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هرکسی که به زنی نزدیک می شود در حضور دو زن قرار میگیرد. یک موجود بیرونی و یک مخلوق درونی. موجود بیرونی در روشنایی روز زندگی می کند به راحتی قابل مشاهده است. اغلب با فرهنگ ملموس انسانی مطابق است اما مخلوق درونی اغلب ناگهان ظاهر می شود و به سرعت ناپدید می شود و پشت سر خود احساسی عجیب و اعجاب آور به جا می گذارد، انگار دارای یک روح وحشی طبیعی است. این طبیعت دوگانه به صورتی است که یکی باثبات تر و سرزنده تر و دیگری بی اعتنا تر و سردتر است.خویشتن متمدن موجودی خوب است ولی کمی تنهاست. خوشتن وحشی هم به خودی خود خوب است اما آرزومند رابطه با دیگری است.از دست رفتن قدرت های روحی و عاطفی زنان ناشی از جدایی این دو طبیعت از یکدیگر و وانمود کردن به این است که دیگری وجود ندارد...
قلم: زنانی که با گرگها می دوند | #دکتر_کلاریسا_پینکو_لا_استِس
نقش: #Duplicity #saatchiart | #بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: زنانی که با گرگها می دوند | #دکتر_کلاریسا_پینکو_لا_استِس
نقش: #Duplicity #saatchiart | #بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
باران: به نظرت #عشق چيه؟
مانى: اِم... نميدونم...
باران: خوب تو عاشقمى؟
مانى: ببين تو زبون سانسكريت ٩٦ كلمه واسه عشق وجود داره تو فارسى هشتاد، يونانى سه و اينگليسى يك كلمه
باران: بازم تفره رفتى مثه هميشه
مانى: چيزى كه ميخوام بگم اينه كه خيلى بايد موقع گفتن اين كلمه احتياط كرد چون معلوم نيست منظورت كدوم يك از اين كلماتِ و راحتِ كه كسيو دچار سوتفاهم كنى...
باران: و تعريف تو ازين كلمه؟
مانى: تجربه ى شناخت و قبول خود در نزديكى به يه ماهيت ديگه...
باران: تجربه؟ ماهيت؟
مانى: حقيقت تلخ و شيرين روابط انسانى... پايانِ اجتناب ناپذير... واسه همين گفتم تجربه... و ماهيت چون هر چيزى ميتونه باشه
باران: فك نميكنى يكم تعريفت خودخواهانس؟
مانى: گفتم كه... تجربه ى شناخت و قبولِ ... "خود"
قلم: #مانى_منجمى | مجموعه #سه_نقطه
نقش: #Ole_Ahlberg
#دى_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
مانى: اِم... نميدونم...
باران: خوب تو عاشقمى؟
مانى: ببين تو زبون سانسكريت ٩٦ كلمه واسه عشق وجود داره تو فارسى هشتاد، يونانى سه و اينگليسى يك كلمه
باران: بازم تفره رفتى مثه هميشه
مانى: چيزى كه ميخوام بگم اينه كه خيلى بايد موقع گفتن اين كلمه احتياط كرد چون معلوم نيست منظورت كدوم يك از اين كلماتِ و راحتِ كه كسيو دچار سوتفاهم كنى...
باران: و تعريف تو ازين كلمه؟
مانى: تجربه ى شناخت و قبول خود در نزديكى به يه ماهيت ديگه...
باران: تجربه؟ ماهيت؟
مانى: حقيقت تلخ و شيرين روابط انسانى... پايانِ اجتناب ناپذير... واسه همين گفتم تجربه... و ماهيت چون هر چيزى ميتونه باشه
باران: فك نميكنى يكم تعريفت خودخواهانس؟
مانى: گفتم كه... تجربه ى شناخت و قبولِ ... "خود"
قلم: #مانى_منجمى | مجموعه #سه_نقطه
نقش: #Ole_Ahlberg
#دى_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Telegram
attach 📎
مدت هاست که در سنگینی دنیا گم شده ام... کسانی که دوستم داشته اند مرا سبک و نامرئی کرده اند... خیلی سبک تر از آن که بتوان خوشبخت بود... قلبم از تمام چیزهایی که خورده ام کثیف شده است... هیچوقت به من یاد ندادند که شور و شیرین، گوشت و روح، زندگی و رویا را از هم جدا کنم... حالا حالم بهتر است... استراحت میکنم و باری دیگر دنیا را آرام آرام کشف میکنم...
حالا من... خودم... به تنهایی... از عهده برمی آیم...
قلم: #غیر_منتظره | #کریستین_بوبن
نقش: #Solitude | #Andy_Butler
#Saatchiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
حالا من... خودم... به تنهایی... از عهده برمی آیم...
قلم: #غیر_منتظره | #کریستین_بوبن
نقش: #Solitude | #Andy_Butler
#Saatchiart
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Telegram
attach 📎
Istanbul Junction
Alireza Ghorbani
قطعه تیتراژ فیلم سینمایی «چهارراه استانبول»
فیلمی از مصطفی کیایی
خواننده: علیرضا قربانی
شاعر: مسعود کلانتری
ملودی: علیرضا قربانی، سامان صمیمی
تنظیم موسیقی: غلامرضا صادقی
@psychonstruct
فیلمی از مصطفی کیایی
خواننده: علیرضا قربانی
شاعر: مسعود کلانتری
ملودی: علیرضا قربانی، سامان صمیمی
تنظیم موسیقی: غلامرضا صادقی
@psychonstruct
من درک کردم که #ایدئولوژی بزرگ به انسان کوچک نیاز دارد، انسان کوچکی که نباید بزرگ شود. انسان بزرگ برای ایدئولوژی اضافی است و کار کردن با او راحت نیست. دردسر ساز است. اما من دنبال همین میگردم... پی انسانِ کوچکِ بزرگ هستم. انسانی که تحقیر شده، شخصیتش لگد مال شده، مورد اهانت قرار گرفته اما با گذر از اردوگاهها و جنایات استالینی سرانجام پیروز شد. او معجزه افرید
هیچکس نمیتواند این پیروزی را از او بگیرد... قلم: #سوتلانا_الکسیویچ
حجم: #جانسون_تسانگ| از كلكسيون خوابهاى شفاف
#Saatchiart
| #بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
هیچکس نمیتواند این پیروزی را از او بگیرد... قلم: #سوتلانا_الکسیویچ
حجم: #جانسون_تسانگ| از كلكسيون خوابهاى شفاف
#Saatchiart
| #بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Telegram
attach 📎
وحشتناک تر از این؟
که وقتِ رفتن
لبخند میزد...!
——-
قلم:#مائده_نظام_دوست
ويزور: #Heath_Ledger
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
که وقتِ رفتن
لبخند میزد...!
——-
قلم:#مائده_نظام_دوست
ويزور: #Heath_Ledger
#بهمن_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct