به انتهای دوستیام با او نزدیک میشدم ...!
در مدتِ دوستیمان، زیباییهای کمیابی را باهم شریک شدیم. چون دو آینه که مدام در حال انعکاس همدیگرند، ما در یکدیگر ابدیت را به تماشا نشستیم ...
اما بالاخره روزی فرا میرسد که دایره میچرخد و دوران تمام میشود !
هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد !
در جایی که عشق هست، دیر یا زود، جدایی هم هست ...
قلم: #الیف_شافاک
نقش: #Tavi_Weisz
#ending #saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
در مدتِ دوستیمان، زیباییهای کمیابی را باهم شریک شدیم. چون دو آینه که مدام در حال انعکاس همدیگرند، ما در یکدیگر ابدیت را به تماشا نشستیم ...
اما بالاخره روزی فرا میرسد که دایره میچرخد و دوران تمام میشود !
هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد !
در جایی که عشق هست، دیر یا زود، جدایی هم هست ...
قلم: #الیف_شافاک
نقش: #Tavi_Weisz
#ending #saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#عشق در دامان #خشم
هر کسی داستان و شیوه ای برای بیان احساساتش دارد. نشان دادن خشم و عصبانیت از ابژه ای بیانگر عشق به او است. یعنی روی دیگر سکه ی عشقی که به هر علت خودآگاه یا ناخودآگاه ناکام مانده است. عامل ناکامی در درون ما هست حتی اگر طرف مقابل هم ناکام می کند. عوامل بازدارنده ای از درون ما اجازه ی نزدیک شدن به او را نمی دهند و خشم از خودمان را بر او فرافکن می کنیم تا تحمل این ناکامی و خشم عاملی در بیرون بیابد.
اگر در احساسات ما نسبت به فردی خشم نبود یعنی ما نسبت به او بی تفاوتیم.
اگر زن یا مردی ما را خیلی عصبانی می کنند حتما باید رد پای عشق را بیابیم. عشق به اصل در دامان خشم به مجاز نهفته است. بی شک در خودآگاه یک دلیل محکم و موجه داریم ولی کمی ظریف تر که بنگریم عامل جذاب دیگری می یابیم. ما به نوعی از او ناکام مانده ایم یعنی یا راهی نداریم برای اینکه از او احساس دریافت کنیم یا او ما را ناکام می کند. جنس این حس با توجه به تاریخچه ی زندگی ما قابل بررسی است. یک ویژگی در او است که انرژی احساسی ما به سوی او می رود ولی ما عوامل دیگر شخصیت او را در ذهن مان می سازیم و او را آن طور که می خواهیم تصور می کنیم تا هدف احساسات سرکوب شده ی ما باشد. او می شود همان مادر یا پدر ناکام کننده ای که ما او را تبدیل به فردی آزار دهنده و ناکام کننده می کنیم.
ما یک روش در برخورد با تمام ابژه های زندگی مان داریم که در نهایت یک داستان را با هر یک تکرار می کنیم و اگر نتوانیم آن ها را در داستان مان وارد کنیم جذابیتی ندارند. گاهی داستان عوض می شود و ما ناکارآمدی روش هایمان را پیدا می کنیم. ولی بدون تکرار و تجربه ی دردها به آگاهی عمیق حسی نمی رسیم. رها کردن روش های گذشته بسیار دشوار است زیرا تنها روشی است که بلدیم ولی در طی درمان یاد می گیریم نگاهی به آسیب های گذشته بیندازیم و ببینیم عوامل بیرونی تا این حد حال ما را بد نکرده اند و این ابزارهای ما هستند که باعث شده اند ما آزار ببینیم.
زمانی که خشم به افراد را احساس می کنیم زمان بازنگری و دقت بیشتر است. احساسات انسانی نشانه های بسیار دقیق و عمیقی هستند تا ما را به سوی عمیق ترین تعارضات سوق دهند.
قلم: #كتايون_خانجانى
#Anger #Saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦ @Psychonstruct
هر کسی داستان و شیوه ای برای بیان احساساتش دارد. نشان دادن خشم و عصبانیت از ابژه ای بیانگر عشق به او است. یعنی روی دیگر سکه ی عشقی که به هر علت خودآگاه یا ناخودآگاه ناکام مانده است. عامل ناکامی در درون ما هست حتی اگر طرف مقابل هم ناکام می کند. عوامل بازدارنده ای از درون ما اجازه ی نزدیک شدن به او را نمی دهند و خشم از خودمان را بر او فرافکن می کنیم تا تحمل این ناکامی و خشم عاملی در بیرون بیابد.
اگر در احساسات ما نسبت به فردی خشم نبود یعنی ما نسبت به او بی تفاوتیم.
اگر زن یا مردی ما را خیلی عصبانی می کنند حتما باید رد پای عشق را بیابیم. عشق به اصل در دامان خشم به مجاز نهفته است. بی شک در خودآگاه یک دلیل محکم و موجه داریم ولی کمی ظریف تر که بنگریم عامل جذاب دیگری می یابیم. ما به نوعی از او ناکام مانده ایم یعنی یا راهی نداریم برای اینکه از او احساس دریافت کنیم یا او ما را ناکام می کند. جنس این حس با توجه به تاریخچه ی زندگی ما قابل بررسی است. یک ویژگی در او است که انرژی احساسی ما به سوی او می رود ولی ما عوامل دیگر شخصیت او را در ذهن مان می سازیم و او را آن طور که می خواهیم تصور می کنیم تا هدف احساسات سرکوب شده ی ما باشد. او می شود همان مادر یا پدر ناکام کننده ای که ما او را تبدیل به فردی آزار دهنده و ناکام کننده می کنیم.
ما یک روش در برخورد با تمام ابژه های زندگی مان داریم که در نهایت یک داستان را با هر یک تکرار می کنیم و اگر نتوانیم آن ها را در داستان مان وارد کنیم جذابیتی ندارند. گاهی داستان عوض می شود و ما ناکارآمدی روش هایمان را پیدا می کنیم. ولی بدون تکرار و تجربه ی دردها به آگاهی عمیق حسی نمی رسیم. رها کردن روش های گذشته بسیار دشوار است زیرا تنها روشی است که بلدیم ولی در طی درمان یاد می گیریم نگاهی به آسیب های گذشته بیندازیم و ببینیم عوامل بیرونی تا این حد حال ما را بد نکرده اند و این ابزارهای ما هستند که باعث شده اند ما آزار ببینیم.
زمانی که خشم به افراد را احساس می کنیم زمان بازنگری و دقت بیشتر است. احساسات انسانی نشانه های بسیار دقیق و عمیقی هستند تا ما را به سوی عمیق ترین تعارضات سوق دهند.
قلم: #كتايون_خانجانى
#Anger #Saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦ @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
نگاهى به درام تاريخى فهرست شيندلر
#مانى_منجمى
درباره این فیلم سه ساعته سیاه و سفید که دلیلش تضاد تیرگی و روشنی آدمهای فیلم است و هوشمندانه تصمیمگیری شده است چه میتوان گفت؟ اسپیلبرگ (کارگردان فیلم) دست به آزمونی بزرگ زده است. او گفته بود مدتها تصمیم داشته فیلمی درباره نسلکشی نازیها در خلال جنگ جهانی دوم تولید کند اما به داستان روایی خوبی دست نیافته است. اکنون چه داستانی بهتر از انقلاب درونی یک مرد پولدوست و هوسباز تا تبدیل شدن به اسطورهای انسانی و مثال زدنی؟ شیندلری که از تبدیل شدن کارخانهاش به یک نوانخانه ابا دارد اکنون به فردی روشنضمیر تبدیل میشود که برای نجات جان انسانها از هیچ چیز از جمله جان و مال و اعتبار کوتاهی نمیکند. حتی اگر تمام قصه فیلم _ به زعم برخی منتقدان یا حتی ضد یهودیان _ دروغ باشد فیلم به یک روایت انسانی و معرفتی تبدیل شده است. فیلم با یک نما از شمع آغاز میشود، شمعی که میسوزد تا ظلمات اطراف را تا جایی که میتواند از بین ببرد. میتوان گفت سکانس اولیه که سوختن یک شمع است خلاصهای زیبا و استعاری از کل فیلم است. شیندلر شمعی است که با سوختن خود در صدد نورافشانی و از بین بردن ظلمت است. او در بحبوحه آدمکشی و زجر نافرجام آدمها دست به عملی انسانی میزند. صحنههای استعاری اول فیلم از اسپیلبرگ بعید بود اما او چنین استعارههای سینمایی را در فیلمهای بعدیاش مانند "اگه میتونی منو بگیر"، "نجات سرباز رایان"، "ترمینال" و "مونیخ" تکرار کرده است. از نظر ساختار، فیلم حالتی گزارشی دارد. دوربین بر شانه و لرزشهای پاپی تصویر بیننده را به فضای زجرآلود آن دوران میبرد اما چه هنرمندانه در سکانسهایی دیگر دوربین زمینگیر میشود تا به لایههای درونی آدمهای فیلم دست پیدا بکنیم. برای مثال به سکانس گفتگوی شیندلر با همسرش در یکسوم ابتدایی فیلم و یا گفتگوی شیندلر با دختر یهودی بنام هلن و یا گفتگوی شیندلر با اشترن (با بازی بن کینگزلی) هنگام تهیه فهرست اسامی کارگرها دقت کنید. در این سکانسها از بازیهای پرقدرت که بگذریم، نور و دوربین حرف اول را میزنند و بیننده را میخکوب مینمایند. یکی دیگر از سکانسهای استعاری فیلم کشتن بیمارگونه و تفریح مانند آدمها به دست آمون گوت (با بازی رالف فاینس) از روی بالکن ویلا و بلافاصله ادرار کردن او در توالت ویلاست. این صحنه نشان میدهد که تا چه حد مسخ روحی و روانی یک انسان از لحاظ ایدئولوژیک که بعضاً جنبه سیاسی نیز دارد باعث میشود کشتن یک انسان به اندازه تخلیه ادرار بیاهمیت و عادی باشد. نمونه این صحنهها در فیلم بیشمار است. شیندلر که خودش عضو افتخاری حزب نازی است عدهای انسان را از قعر دهان اژدهاگونه نازیها بیرون میکشد و این از ویژگیهای پیچیده انسان است. مشخص است که اسپیلبرگ قصد ندارد فیلم را سیاستزده کند، تنها جنبههای انسانی و ابعاد عاطفی این تراژدی را مد نظر قرار داده است. شیندلر مردی است که از نهایت رذالت به اوج میرسد و خود را در تاریخ جاودانه میکند. در مورد ویژگیهای شخصیتی او حرف و حدیث بیشمار است اما گویی اسپیلبرگ از این موضوع رخ بر نمیتابد و کار خودش را میکند. فهرست شیندلر یک درام انسانی است. هربار که به تماشای این فیلم مینشینم به یاد این میافتم که خود نیز یک انسان هستم و آیا میتوانم همچون او به ابعاد انسانی روح خویش رجوع کنم؟ دریغ که کار مشکلی است.
موزيك ويدئوى زيباى زير كه در آن ايزاك پرلمن با ويولن جادويي خود روايتگرى ميكند را مشاهده كنيد.👇👇
#مانى_منجمى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#مانى_منجمى
درباره این فیلم سه ساعته سیاه و سفید که دلیلش تضاد تیرگی و روشنی آدمهای فیلم است و هوشمندانه تصمیمگیری شده است چه میتوان گفت؟ اسپیلبرگ (کارگردان فیلم) دست به آزمونی بزرگ زده است. او گفته بود مدتها تصمیم داشته فیلمی درباره نسلکشی نازیها در خلال جنگ جهانی دوم تولید کند اما به داستان روایی خوبی دست نیافته است. اکنون چه داستانی بهتر از انقلاب درونی یک مرد پولدوست و هوسباز تا تبدیل شدن به اسطورهای انسانی و مثال زدنی؟ شیندلری که از تبدیل شدن کارخانهاش به یک نوانخانه ابا دارد اکنون به فردی روشنضمیر تبدیل میشود که برای نجات جان انسانها از هیچ چیز از جمله جان و مال و اعتبار کوتاهی نمیکند. حتی اگر تمام قصه فیلم _ به زعم برخی منتقدان یا حتی ضد یهودیان _ دروغ باشد فیلم به یک روایت انسانی و معرفتی تبدیل شده است. فیلم با یک نما از شمع آغاز میشود، شمعی که میسوزد تا ظلمات اطراف را تا جایی که میتواند از بین ببرد. میتوان گفت سکانس اولیه که سوختن یک شمع است خلاصهای زیبا و استعاری از کل فیلم است. شیندلر شمعی است که با سوختن خود در صدد نورافشانی و از بین بردن ظلمت است. او در بحبوحه آدمکشی و زجر نافرجام آدمها دست به عملی انسانی میزند. صحنههای استعاری اول فیلم از اسپیلبرگ بعید بود اما او چنین استعارههای سینمایی را در فیلمهای بعدیاش مانند "اگه میتونی منو بگیر"، "نجات سرباز رایان"، "ترمینال" و "مونیخ" تکرار کرده است. از نظر ساختار، فیلم حالتی گزارشی دارد. دوربین بر شانه و لرزشهای پاپی تصویر بیننده را به فضای زجرآلود آن دوران میبرد اما چه هنرمندانه در سکانسهایی دیگر دوربین زمینگیر میشود تا به لایههای درونی آدمهای فیلم دست پیدا بکنیم. برای مثال به سکانس گفتگوی شیندلر با همسرش در یکسوم ابتدایی فیلم و یا گفتگوی شیندلر با دختر یهودی بنام هلن و یا گفتگوی شیندلر با اشترن (با بازی بن کینگزلی) هنگام تهیه فهرست اسامی کارگرها دقت کنید. در این سکانسها از بازیهای پرقدرت که بگذریم، نور و دوربین حرف اول را میزنند و بیننده را میخکوب مینمایند. یکی دیگر از سکانسهای استعاری فیلم کشتن بیمارگونه و تفریح مانند آدمها به دست آمون گوت (با بازی رالف فاینس) از روی بالکن ویلا و بلافاصله ادرار کردن او در توالت ویلاست. این صحنه نشان میدهد که تا چه حد مسخ روحی و روانی یک انسان از لحاظ ایدئولوژیک که بعضاً جنبه سیاسی نیز دارد باعث میشود کشتن یک انسان به اندازه تخلیه ادرار بیاهمیت و عادی باشد. نمونه این صحنهها در فیلم بیشمار است. شیندلر که خودش عضو افتخاری حزب نازی است عدهای انسان را از قعر دهان اژدهاگونه نازیها بیرون میکشد و این از ویژگیهای پیچیده انسان است. مشخص است که اسپیلبرگ قصد ندارد فیلم را سیاستزده کند، تنها جنبههای انسانی و ابعاد عاطفی این تراژدی را مد نظر قرار داده است. شیندلر مردی است که از نهایت رذالت به اوج میرسد و خود را در تاریخ جاودانه میکند. در مورد ویژگیهای شخصیتی او حرف و حدیث بیشمار است اما گویی اسپیلبرگ از این موضوع رخ بر نمیتابد و کار خودش را میکند. فهرست شیندلر یک درام انسانی است. هربار که به تماشای این فیلم مینشینم به یاد این میافتم که خود نیز یک انسان هستم و آیا میتوانم همچون او به ابعاد انسانی روح خویش رجوع کنم؟ دریغ که کار مشکلی است.
موزيك ويدئوى زيباى زير كه در آن ايزاك پرلمن با ويولن جادويي خود روايتگرى ميكند را مشاهده كنيد.👇👇
#مانى_منجمى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
Itzhak Perlman - "Schindler's List Theme" -.mp4
15 MB
ليست شيندلر @psychonstruct
Forwarded from مانى (Mani Monajemi)
Remembrances (Itzak Perlman)
John Williams
آتش يه استعاره است... استعاره اى از بى كفايتى... سو مديريت... استعاره اى از انحراف اذهان... قهرمانان ما طعمه ى آتش نشدند... طعمه ى استعارات شدند...
قلم: #مانى_منجمى | #دى_٩٥
#پلاسكو #كشتى_سانچى #سانچى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
قلم: #مانى_منجمى | #دى_٩٥
#پلاسكو #كشتى_سانچى #سانچى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
من چیزی را بندگی نخواهم نمود که دیگر به آن اعتقاد ندارم، چه اسمش خانوادهام باشد چه وطنم و چه کلیسایم
جيمز جويس
@Psychonstruct
جيمز جويس
@Psychonstruct
آدم هایی که ما را رنج میدهند خیلی اوقات رنج کشیده هایی هستند که نتوانستهاند از زخمهای خودشان عبور کنند.
اروين.د.يالوم
@Psychonstruct
اروين.د.يالوم
@Psychonstruct
آموختهام كه مردم ،
حرفهاى شما را فراموش مىكنند !
كارهاى شما را فراموش مىكنند !
ولى ؛
احساسى را كه در آنها ايجاد كردهايد ،
هيچوقت فراموش نمىكنند !
مايا آنجلو
@Psychonstruct
حرفهاى شما را فراموش مىكنند !
كارهاى شما را فراموش مىكنند !
ولى ؛
احساسى را كه در آنها ايجاد كردهايد ،
هيچوقت فراموش نمىكنند !
مايا آنجلو
@Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#تفرد_يك_ديوانه
مبحثى كه از نوجوانى دارم باهاش سر و كله ميزنم "#هويتِ" و مراحل تحولى و نقش حساسى كه در كل بافت #زندگى ما به عهده داره. راستش براى خود من مدتها طول كشيد كه پيدا كنم مسير زندگيمو و مسيرهاى متعددى و طى كردم و قالبها و نقشهاى مختلفيو تجربه كردم تا به مسيرى كه الان در اون دارم قدم بر ميدارم برسم. يه موقعهايي وقتى به مسير ١٥ سال گذشته نگاه ميكنم ميبينم خيلى به در و ديوار زدم تا بتونم بالاخره در قالبى برم كه رنگ آرامش داشته باشه، صادقانه بخوام بگم هنوزم زياد مطمئن نيستم..
از نظر من هر انسانى مسير رشدى منحصر به فرد خودشو داره و تعاريفى كه جامعه و ساعت اجتماعى براى ما متصور ميشه، گاهى نه تنها باعث #رشد نميشه، بلكه عقب موندن از اونا ميتونه ايجاد حس #اضطراب، #عقب_ماندگى و #ناكارامدى رو برامون به دنبال داشته باشه؛ مثل درس خوندن در رشته اى خاص، در زمانى خاص، ازدواج با معيارى خاص، شخصى خاص و زمانى مشخص.
يادمون باشه هر كدوم از ما يه #پروانه ايم با شفيره اى مخصوص خودمون، زمان بيرون اومدنمون ازين شفيره با هم متفاوته، جنس شفيره هامون، و قدرتمون در بيرون اومدن اين شفيره. پس باهم #مسابقه نديم. براى پروانه انرژى كه صرف بيرون اومدن از شفيره ميشه، از لحاظ زيستى اونو براى بقا در محيط بيرون آماده ميكنه. پس عجله نكنيم، به نداى درونمون گوش بديم و به تفرد مسيرمون اطمينان كنيم . چه بسا اگه زور بزنيمو زودتر از موعد از شفيرمون بيايم بيرون، بقامون به خطر بيفته و منظورم از بقا فقط بقاي #بيولوژيك نيست؛ بقاى هويت، فرديت و نبوغ فردي هم نوعى از بودنه و شايد تنها #هدف زندگى.
همه آنچه در مسير به آن بر ميخوريم، انجام ميدهيم، ما را خراش ميدهد، ميشكند و ميتراشد، حتى كارهايى كه اكنون از نظر مابيهوده به نظر ميرسد؛ما را براى نسخه اى والاتر، #اصيل تر و شفافتر از خودمان آماده ميسازد، فقط كافيست باور كنيم كه #غايت وجودمان هدفمند و يكتا است.
قلم: #مانى_منجمى
#مرداد_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مبحثى كه از نوجوانى دارم باهاش سر و كله ميزنم "#هويتِ" و مراحل تحولى و نقش حساسى كه در كل بافت #زندگى ما به عهده داره. راستش براى خود من مدتها طول كشيد كه پيدا كنم مسير زندگيمو و مسيرهاى متعددى و طى كردم و قالبها و نقشهاى مختلفيو تجربه كردم تا به مسيرى كه الان در اون دارم قدم بر ميدارم برسم. يه موقعهايي وقتى به مسير ١٥ سال گذشته نگاه ميكنم ميبينم خيلى به در و ديوار زدم تا بتونم بالاخره در قالبى برم كه رنگ آرامش داشته باشه، صادقانه بخوام بگم هنوزم زياد مطمئن نيستم..
از نظر من هر انسانى مسير رشدى منحصر به فرد خودشو داره و تعاريفى كه جامعه و ساعت اجتماعى براى ما متصور ميشه، گاهى نه تنها باعث #رشد نميشه، بلكه عقب موندن از اونا ميتونه ايجاد حس #اضطراب، #عقب_ماندگى و #ناكارامدى رو برامون به دنبال داشته باشه؛ مثل درس خوندن در رشته اى خاص، در زمانى خاص، ازدواج با معيارى خاص، شخصى خاص و زمانى مشخص.
يادمون باشه هر كدوم از ما يه #پروانه ايم با شفيره اى مخصوص خودمون، زمان بيرون اومدنمون ازين شفيره با هم متفاوته، جنس شفيره هامون، و قدرتمون در بيرون اومدن اين شفيره. پس باهم #مسابقه نديم. براى پروانه انرژى كه صرف بيرون اومدن از شفيره ميشه، از لحاظ زيستى اونو براى بقا در محيط بيرون آماده ميكنه. پس عجله نكنيم، به نداى درونمون گوش بديم و به تفرد مسيرمون اطمينان كنيم . چه بسا اگه زور بزنيمو زودتر از موعد از شفيرمون بيايم بيرون، بقامون به خطر بيفته و منظورم از بقا فقط بقاي #بيولوژيك نيست؛ بقاى هويت، فرديت و نبوغ فردي هم نوعى از بودنه و شايد تنها #هدف زندگى.
همه آنچه در مسير به آن بر ميخوريم، انجام ميدهيم، ما را خراش ميدهد، ميشكند و ميتراشد، حتى كارهايى كه اكنون از نظر مابيهوده به نظر ميرسد؛ما را براى نسخه اى والاتر، #اصيل تر و شفافتر از خودمان آماده ميسازد، فقط كافيست باور كنيم كه #غايت وجودمان هدفمند و يكتا است.
قلم: #مانى_منجمى
#مرداد_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
اينكه تعبير خواب اميدى هست واهى براى ارتباط با اهالى دنياى پس از مرگ يا راهى زيركانه براى تفسير و تاويل گذشته و آينده در حوصله ى درك امروز و شايد حتى فرداى بشريت نيست. تعبير خواب تكنيك يا بهتر بگويم هنرى است كه از زمان اقوام بدوى نيز مورد توجه بوده است. هر چند اين روش روشى علمى به شمار نمي آيد و بيشتر به حوزه ى پارا سايكولوژى و شبه علم تعلق دارد ولى از زمان فرويد به طور رايج در نقب زدن به ناخودآگاه مراجع به درمانگران تحليلى كمك مي كرد. امروز به بررسى و نقد ٩ خواب رايج در ميان انسانها ميپردازيم.
شما هم مثل خیلی از آدمهای کرهی زمین خواب میبینید دندانتان افتاده است!؟ یا به دنبال یک دستشویی برای قضای حاجت میگردید!؟ یا خواب میبینید از جایی متروک سر در میآورید؟ اینها خوابهای مشترک بین بسیاری از آدمها است و بسیاری از روانشناسان از تلاش برای تفسیر رویاها یا خوابهای مشترک و فاش کردن راز و معنی آنها درماندهاند، ولی ما با یکی از آنها که هنوز تسلیم نشده است صحبت کردیم.روانشناس، یان والاس بیش از ۱۵۰.۰۰۰ خواب را در طول ۳۰ سال کار حرفهایاش تفسیر کرده و راز و معنیشان را فاش کرد. یان به ما کمک کرد تا فهرستی از ۹ خواب مشترک، معنی خواب ها، و کارهایی را که باید در بیداری انجام شود تهیه کنیم.
۹. یافتن اتاقی متروکه(بیاستفاده).
به چه معنی است: اتاقهای یک خانه جنبههای متفاوت منش شما را بازنمایی میکنند. پس یافتن یک اتاق بیاستفاده(متروکه) حاکی از این است که شما استعدادی را کشف میکنید که پیش از آن از وجودش بیخبر بودید.
چه کار باید بکنید: والاس میگوید وقت بیشتری بگذارید تا استعدادهای خفتهتان را بیابید، احتمال بیشتری است که شما درهای دیگری را بیابید که به روی زندگیتان گشوده خواهد شد.
۸. وسایل نقلیهی خارج از کنترل.
به چه معنی است: خودرو، تواناییتان برای سازگاریکردن پیشرفتتان به سوی هدفی مشخص است. در زندگی بیداری، ممکن است احساس کنید کنترل کافی روی جادهای که به موفقیت ختم میشود ندارید.
چه کار باید بکنید: والاس میگوید به جای این که تقلا کنید آن وضعیت را کنترل کنید آرامش خودتان را حفظ کنید و اجازه دهید محرکها و غرایز ذاتیتان شما را به بهترین مسیر ببرند.
۷. سقوط(افتادن)
به چه معنی است: احساس سقوط در خوابتان نشان میدهد در زندگی بیداریتان در یک وضعیت خاص بسیار شدید گیرافتادهاید. باید آرام بگیرید و بیخیالش شوید.
چه باید بکنید: به جای اینکه نگران از دستدادن کنترل باشید، گاهیاوقات فقط باید به خودتان و دیگران اعتماد کنید و اجازه بدهید هرچیزی به صورت طبیعی اتفاق بیفتد یا در زندگی فرود آید. ادامه در پست بعدى...
---------------------------
قلم: #دايانا_اسپكتور
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
شما هم مثل خیلی از آدمهای کرهی زمین خواب میبینید دندانتان افتاده است!؟ یا به دنبال یک دستشویی برای قضای حاجت میگردید!؟ یا خواب میبینید از جایی متروک سر در میآورید؟ اینها خوابهای مشترک بین بسیاری از آدمها است و بسیاری از روانشناسان از تلاش برای تفسیر رویاها یا خوابهای مشترک و فاش کردن راز و معنی آنها درماندهاند، ولی ما با یکی از آنها که هنوز تسلیم نشده است صحبت کردیم.روانشناس، یان والاس بیش از ۱۵۰.۰۰۰ خواب را در طول ۳۰ سال کار حرفهایاش تفسیر کرده و راز و معنیشان را فاش کرد. یان به ما کمک کرد تا فهرستی از ۹ خواب مشترک، معنی خواب ها، و کارهایی را که باید در بیداری انجام شود تهیه کنیم.
۹. یافتن اتاقی متروکه(بیاستفاده).
به چه معنی است: اتاقهای یک خانه جنبههای متفاوت منش شما را بازنمایی میکنند. پس یافتن یک اتاق بیاستفاده(متروکه) حاکی از این است که شما استعدادی را کشف میکنید که پیش از آن از وجودش بیخبر بودید.
چه کار باید بکنید: والاس میگوید وقت بیشتری بگذارید تا استعدادهای خفتهتان را بیابید، احتمال بیشتری است که شما درهای دیگری را بیابید که به روی زندگیتان گشوده خواهد شد.
۸. وسایل نقلیهی خارج از کنترل.
به چه معنی است: خودرو، تواناییتان برای سازگاریکردن پیشرفتتان به سوی هدفی مشخص است. در زندگی بیداری، ممکن است احساس کنید کنترل کافی روی جادهای که به موفقیت ختم میشود ندارید.
چه کار باید بکنید: والاس میگوید به جای این که تقلا کنید آن وضعیت را کنترل کنید آرامش خودتان را حفظ کنید و اجازه دهید محرکها و غرایز ذاتیتان شما را به بهترین مسیر ببرند.
۷. سقوط(افتادن)
به چه معنی است: احساس سقوط در خوابتان نشان میدهد در زندگی بیداریتان در یک وضعیت خاص بسیار شدید گیرافتادهاید. باید آرام بگیرید و بیخیالش شوید.
چه باید بکنید: به جای اینکه نگران از دستدادن کنترل باشید، گاهیاوقات فقط باید به خودتان و دیگران اعتماد کنید و اجازه بدهید هرچیزی به صورت طبیعی اتفاق بیفتد یا در زندگی فرود آید. ادامه در پست بعدى...
---------------------------
قلم: #دايانا_اسپكتور
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
قسمت دوم
---------------------------
۶. پرواز
به چه معنی است: قادربودن به پروازکردن حاکی است شما خودتان را از شر اوضاع و احوالی خلاص کردهاید که در بیداری شما را ناراحت کرده بودند.
چه باید بکنید: والاس میگوید اگرچه ممکن است شما احساس آزاد مثل خوشبختی یا اعتمادبهنفس را از این خواب تعبیر کنید ولی معمولا دلیلاش این است که شما درصدد گرفتن تصمیمی سنگین یا فراتررفتن از محدودیتهای مسئولیت سنگینی هستید.
۵. آمادهنبودن برای امتحان
به چه معنی است: امتحانها چگونگی قضاوت دربارهی توانایی انجام کارها را نشان میدهند، پس خواب نشان میدهد شما در زندگی بیداری عملکردتان را نقادانه ارزیابی و امتحان میکنید.
چه باید بکنید: به جای غرقشدن در خود ارزیابیتان، امتحان واقعی از منشتان شما را قادر خواهدکرد به جای قضاوت دائمی آنها با گرامیداشت استعدادها و دستآوردهایتان استعدادهایتان را بپذیرید.
۴. لخت در انظار عمومی
به چه معنی است: ما لباسهایمان را برای ارائهی تصویری خاص به مردم اطرافمان انتخاب میکنیم. لختبودن در انظار عمومی حاکی است وضعیتی در بیداری وجود دارد که باعث میشود احساس آسیبپذیری و بیحفاظتی کنید.
چه باید بکنید: اگرچه ممکن است بهطور بالقوه شرمآور باشد، ولی بعضی اوقات شما باید به دیگران روی باز نشان دهید تا بتوانند استعدادهایتان را بفهمند
۳. ناتوانی در یافتن توالت
به چه معنی است: توالتها که واکنش ما به نظافت است به نظر میرسد مربوط به نیازهای اساسی بنیادی است بنابراین مسئلهای در زندگی بیداری وجود دارد که آن را برای بیان احتیاجات خودتان یک چالش میبینید.
چه باید بکنید: وقت بیشتری صرف نگاه به نیازهایتان کنید نه نیازهای دیگر.
۲. ریختن دندانها
به چه معنی است: دندانهایتان نماد اعتمادبهنفس و احساس قدرت است، پس بعضی وضعیتها در زندگی بیداری باعث میشوند اعتمادبهنفستان فروبریزد
چه باید بکنید: به جای دیدن آن وضعیت به عنوان چیزی که شما را بیقدرت میسازد، فقط سعیکنید با خونسردی به آن حقایق فکرکنید از آن به صورت یک چالش لذت ببرید.
۱.تعقیبشدن
به چه معنی است: یک مسئله در زندگی بیداریتان وجود دارد میخواهید با آن روبهرو شوید، ولی نمیدانید چهطور.
چه باید بکنید: این مسئله اغلب فرصت بزرگی برای شما است تا یک آرزوی شخصی خاصی را دنبال کنید. اگرچه ممکن است ترسناک باشد، ولی دنبالکنندگانتان واقعا توجهتان را به استعدادهای تحققنیافتهای در دنبالکردن کارها و موفقیتهای خودتان معطوف میکنند.
قلم: #دايانا_اسپكتور
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
---------------------------
۶. پرواز
به چه معنی است: قادربودن به پروازکردن حاکی است شما خودتان را از شر اوضاع و احوالی خلاص کردهاید که در بیداری شما را ناراحت کرده بودند.
چه باید بکنید: والاس میگوید اگرچه ممکن است شما احساس آزاد مثل خوشبختی یا اعتمادبهنفس را از این خواب تعبیر کنید ولی معمولا دلیلاش این است که شما درصدد گرفتن تصمیمی سنگین یا فراتررفتن از محدودیتهای مسئولیت سنگینی هستید.
۵. آمادهنبودن برای امتحان
به چه معنی است: امتحانها چگونگی قضاوت دربارهی توانایی انجام کارها را نشان میدهند، پس خواب نشان میدهد شما در زندگی بیداری عملکردتان را نقادانه ارزیابی و امتحان میکنید.
چه باید بکنید: به جای غرقشدن در خود ارزیابیتان، امتحان واقعی از منشتان شما را قادر خواهدکرد به جای قضاوت دائمی آنها با گرامیداشت استعدادها و دستآوردهایتان استعدادهایتان را بپذیرید.
۴. لخت در انظار عمومی
به چه معنی است: ما لباسهایمان را برای ارائهی تصویری خاص به مردم اطرافمان انتخاب میکنیم. لختبودن در انظار عمومی حاکی است وضعیتی در بیداری وجود دارد که باعث میشود احساس آسیبپذیری و بیحفاظتی کنید.
چه باید بکنید: اگرچه ممکن است بهطور بالقوه شرمآور باشد، ولی بعضی اوقات شما باید به دیگران روی باز نشان دهید تا بتوانند استعدادهایتان را بفهمند
۳. ناتوانی در یافتن توالت
به چه معنی است: توالتها که واکنش ما به نظافت است به نظر میرسد مربوط به نیازهای اساسی بنیادی است بنابراین مسئلهای در زندگی بیداری وجود دارد که آن را برای بیان احتیاجات خودتان یک چالش میبینید.
چه باید بکنید: وقت بیشتری صرف نگاه به نیازهایتان کنید نه نیازهای دیگر.
۲. ریختن دندانها
به چه معنی است: دندانهایتان نماد اعتمادبهنفس و احساس قدرت است، پس بعضی وضعیتها در زندگی بیداری باعث میشوند اعتمادبهنفستان فروبریزد
چه باید بکنید: به جای دیدن آن وضعیت به عنوان چیزی که شما را بیقدرت میسازد، فقط سعیکنید با خونسردی به آن حقایق فکرکنید از آن به صورت یک چالش لذت ببرید.
۱.تعقیبشدن
به چه معنی است: یک مسئله در زندگی بیداریتان وجود دارد میخواهید با آن روبهرو شوید، ولی نمیدانید چهطور.
چه باید بکنید: این مسئله اغلب فرصت بزرگی برای شما است تا یک آرزوی شخصی خاصی را دنبال کنید. اگرچه ممکن است ترسناک باشد، ولی دنبالکنندگانتان واقعا توجهتان را به استعدادهای تحققنیافتهای در دنبالکردن کارها و موفقیتهای خودتان معطوف میکنند.
قلم: #دايانا_اسپكتور
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
رابطه انسانی عمر مفیدی دارد. متاسفانه داستانهای عاشقانه با ریاکاری و احساسات گرایی چنین باوری ایجاد کردهاند که عشق هرگز نمیمیرد.
نه دوست من!
عشق هم می میرد. یک باره احساس میکنی دلت تنگ نمیشود. همیشه هم اسمش هرزگی نیست. گاهی اوقات واقعا همه چیز تمام میشود. تمام میشود. جوری تمام میشود که انگار هرگز نبوده است!
قلم: #ابراهیم نبوی | #کتاب #مجنون_لیلی
ويزور:#مانى_منجمى | #مرداد_٩٠
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
نه دوست من!
عشق هم می میرد. یک باره احساس میکنی دلت تنگ نمیشود. همیشه هم اسمش هرزگی نیست. گاهی اوقات واقعا همه چیز تمام میشود. تمام میشود. جوری تمام میشود که انگار هرگز نبوده است!
قلم: #ابراهیم نبوی | #کتاب #مجنون_لیلی
ويزور:#مانى_منجمى | #مرداد_٩٠
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﮐﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﻔﻆ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺳﺖ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﻢ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؛
« ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ...»
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻣﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﯿﺎﺯ داشتیم...
ما فکر میکردیم مرد باید قوی باشد و از زن مراقبت کند؛
نمیدانستیم قرار است که ما از یکدیگر مراقبت کنیم....
ما فکر میکردیم اگر به دنبال اهداف شخصی و رشد خود باشیم بیوفایی است؛ نمیدانستیم بیش از حد به حریم یکدیگر وارد شدن چقدر میتواند خفقان آور باشد...
ما فکر میکردیم وقتی طرف مقابل رشد کند، تهدیدی برای دیگری است؛ نمیدانستیم هر کدام آن قدر خوب هستیم، که احساس تهدید شدن نکنیم...
فکر میکردیم هر کس در خواست کمک کند ضعیف است! نمیدانستیم همه به کمک نیاز دارند..
فکر میکردیم پول ما را ایمن میکند؛ نمیدانستیم که امنیت؛ یعنی بدانید که میتوانید زندگیتان را بسازید، و در کنارش مادیات هم قرار دارد..
فکر میکردیم دیگری به ما عشق نمیورزد؛ نمیدانستیم که ما عشق او را احساس نمیکنیم و نمی پذیریم...
او گمان میکرد من خوشحالم نمیدانست چقدر ترسیدم...
من گمان میکردم او خوشحال است! نمیدانستم چقدر ترسیده است... ما نمیدانستیم...ما فقط نمیدانستیم...
خیلی چیزها بود که نمیدانستیم...
قلم: #باختن_یک_عشق_یافتن_یک_زندگی | #سوزان_جفرز
نقش: #David_Gorriz | #saatchiart #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﻔﻆ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺳﺖ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﻢ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ...
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؛
« ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ...»
ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻣﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ؛
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﯿﺎﺯ داشتیم...
ما فکر میکردیم مرد باید قوی باشد و از زن مراقبت کند؛
نمیدانستیم قرار است که ما از یکدیگر مراقبت کنیم....
ما فکر میکردیم اگر به دنبال اهداف شخصی و رشد خود باشیم بیوفایی است؛ نمیدانستیم بیش از حد به حریم یکدیگر وارد شدن چقدر میتواند خفقان آور باشد...
ما فکر میکردیم وقتی طرف مقابل رشد کند، تهدیدی برای دیگری است؛ نمیدانستیم هر کدام آن قدر خوب هستیم، که احساس تهدید شدن نکنیم...
فکر میکردیم هر کس در خواست کمک کند ضعیف است! نمیدانستیم همه به کمک نیاز دارند..
فکر میکردیم پول ما را ایمن میکند؛ نمیدانستیم که امنیت؛ یعنی بدانید که میتوانید زندگیتان را بسازید، و در کنارش مادیات هم قرار دارد..
فکر میکردیم دیگری به ما عشق نمیورزد؛ نمیدانستیم که ما عشق او را احساس نمیکنیم و نمی پذیریم...
او گمان میکرد من خوشحالم نمیدانست چقدر ترسیدم...
من گمان میکردم او خوشحال است! نمیدانستم چقدر ترسیده است... ما نمیدانستیم...ما فقط نمیدانستیم...
خیلی چیزها بود که نمیدانستیم...
قلم: #باختن_یک_عشق_یافتن_یک_زندگی | #سوزان_جفرز
نقش: #David_Gorriz | #saatchiart #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آسيب هاى دوران كودكى و روند ابتلا به انواع بيمارى دربزرگسالى
—
#ted #tedmed #nadine_burk_harris
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
—
#ted #tedmed #nadine_burk_harris
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیتوانی به کسی بگویی،
از دوست داشتن یک نفر خودداری کند
دوست داشتن،
با چیزهای دیگر خیلی فرق میکند .
#مارگارت_آتوود
@psychonstruct
از دوست داشتن یک نفر خودداری کند
دوست داشتن،
با چیزهای دیگر خیلی فرق میکند .
#مارگارت_آتوود
@psychonstruct
براى خودتان يكـ دوست پيدا كنيد،
يكـ نفر كه تا ابد بماند،
يكـ نفر كه حالتان، جانتان، يارتان، بد و خوبتان را، همه را با هم بخواهد،
يكـ نفر كه حالش را بپرسيد، خوابش را ببينيد .
آدمها بايد غير از عشق و خانواده، يكـ نفر را داشته باشند كه همهء چيزهايى كه نميشود به آن دو قبلى گفت، به او گفت!
يكـ نفر بايد باشد كه شما را از
چشمهايتان هم بشناسد.
هر آدمى بايد يكـ نفر را داشته باشد كه خيلى دوستش داشته باشد،
يكـ نفر را دوست بداريد و با آن پير شويد،
اگر عمرمان قرارش به سپيديست.
قلم:#صابر_ابر
نقش: #Cristina_Troufa
#saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
يكـ نفر كه تا ابد بماند،
يكـ نفر كه حالتان، جانتان، يارتان، بد و خوبتان را، همه را با هم بخواهد،
يكـ نفر كه حالش را بپرسيد، خوابش را ببينيد .
آدمها بايد غير از عشق و خانواده، يكـ نفر را داشته باشند كه همهء چيزهايى كه نميشود به آن دو قبلى گفت، به او گفت!
يكـ نفر بايد باشد كه شما را از
چشمهايتان هم بشناسد.
هر آدمى بايد يكـ نفر را داشته باشد كه خيلى دوستش داشته باشد،
يكـ نفر را دوست بداريد و با آن پير شويد،
اگر عمرمان قرارش به سپيديست.
قلم:#صابر_ابر
نقش: #Cristina_Troufa
#saatchiart
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر | #دى_٩٦
@Psychonstruct
Telegram
attach 📎