مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
چرا به آن زن علاقمند شده بود، خودش هم به درستی نمی دانست. شاید سن او، بیست و هشت سالگی، او را دچار آن بحران ساخته بود. جسم او که با نوعی عفت طولانی به خواب رفته بود، یا بهتر بگوییم نوجوانی در آن به طول انجامیده بود، ناگهان بیدار شده و مجذوب آن زن شده بود، چون او بیش از هر چیز ظریف و زیبا به نظر می رسید.
و این چنین رفاقت ابتدایی تبدیل به عشق شده بود. هر دو به دام نگاه و لبخند افتاده بودند. همان مسائلی که عشق را بر آنان ممنوع می کرد باعث می شد بیشتر به هم نزدیک شوند. آن دو از همان نگاه اول یکدیگر را مالک شده بودند، بقیه اش تماما خود گول زنی بود.
آری واقعیت چنین بود و او آن واقعیت را می پذیرفت. چنین بود چون طبیعت بشر بدین گونه است. رنج بردن، عاشق شدن، به هم پیوستن، لذت بردن و باز رنج بردن.

قلم: #وسوسه | #گراتزیا_دلددا
ويزور: #Kwangho_Shin
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Daman Keshan
Ali Zand Vakili
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ويزور: #Rogerio_Silva | #Abaddon
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اینکه یک دختر جوان و پاک دوستت داشته باشد و اولین کسی باشی که عجایب عشق را برای او آشکار می‌کنی، شادی بسیار بزرگی است.
اما به‌دست آوردن این عشق ساده‌ترین کار در دنیاست؛ زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربه‌ای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است!

قلم: #قلم: #مادام__کاملیا | | #الکساندر_دوما
نقش: #Anyes_Galleani
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Way Down We Go
Kaleo
چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هایم آهسته تر می شود...
به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی!
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد...
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم.
هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم...
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای!
می دانم به چه فکر می کنی!
من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای!
چقدر دیر کرده ای!
چقدر دیر ایستاده ام!
چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم...
تو اما هنوز ایستاده ای...
خداحافظی‌ها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند اما مطمئناً بازگشت‌ها بدترند.
حضور عینی انسان نمی‌تواند با سایه‌ درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند!

قلم: #آدم‌کش_کور | #مارگارت_آتوود
ويزور: #Elzavita_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلبوم “امشب كنار غزل های من بخواب “با اشعاری از زنده یاد #افشين_يداللهى ، آهنگسازى #فردین_خلعتبری و خوانندگی #همایون_شجریان سه شنبه اين هفته منتشر می شود.💜

#امشب_كنار_غزل_هاى_من_بخواب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
منشور #کوروش ، نماد قدرت، بردباری مذهبی و چندفرهنگی است.
#ted #tedmed #Neil_MacGregor
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.
از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست. 
نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می یافتم.
من هیچ گاه بیش از سه جمله ی اول این نامه چیزی ننوشته ام:
هیچ باوری نداشتن. منتظر چیزی نبودن. امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.
کلمه ها از زندگی ما عقب هستند.
تو همیشه از آن چه من انتظار داشتم، جلوتر بودی.
تو همیشه غیره منتظره بودی...!

قلم: غیر منتظره | #کریستین_بوبن
ويزور: #Elizaveta_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به این نتیجه رسیده ام که بیشترِ مردم بزرگ نمی شوند. ما جای پارک خودمان را پیدا می کنیم و به کارت های اعتباری مان افتخار می کنیم. ازدواج می کنیم و جرات می کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می گوییم. اما فکر کنم بیشترین کاری که می کنیم پیر شدن است. ما تراکم سال ها را در بدن های مان و روی صورت های مان این طرف و آن طرف می بریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درون مان، هنوز بی گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.

قلم: نامه ای به دخترم | #مایا_آنجلو
ويزور: #Elizaveta_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Madaare Sefr Darajeh
Alireza Ghorbani
Gheyre Mojaz
Ali Lohrasbi
جرات به خرج دهید؛لاس نزنید...!!!

#لاس زدن بی ادبانه است اما آیا واقعا معنای لاس زدن را میدانید؟ در لغت به جنس ماده ی هر حیوان لاس گویند و براساس عرف لاس زن مردی است که توان و جرأت بدست آوردن جنس مخالف را ندارد و صرفا با او صحبت می کند اما بنظر من مصداق های لاس زدن خیلی بیشتر است مانند لاس زدن با کتابهایمان که هنوز نخوانده ایم درحالی که می خواهیم بیشتر بدانیم ؛ می خواهیم پیشرفت کنیم اما بجای تلاش کردن و تغییر دادن زندگی؛ با مدرک تحصیلیمان لاس میزنیم می خواهیم فرد ورزشکاری باشیم بجای ورزش کردن؛ با اخبار ورزشی و تیم مورد علاقه لاس میزنیم می خواهیم جامعه عوض شود اما بجای عوض کردن خودمان؛ درتاکسی و مترو با بغل دستی درمورد سیاست لاس میزنیم برهمین اساس لاس زدن ما درمورد اخلاقیات؛ مذهب؛ علم؛ عشق؛ رابطه عاطفی خلاصه اگر میخواهید این فعل درمورد شما صدق نکند از ته دلتان کار کنید؛ اگر به تغییر نیاز دارید از خودتان شروع کنید جرات به خرج دهید؛ لاس نزنید

قلم: #دکتر_حمزه_علیمرادی
نقش: #Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی کوتاه از رمان در جستجوی زمان از دست رفته,نوشته #مارسل_پروست
از دیدگاه #روانکاوی
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
شروع کرده بود به مقایسه من با برایان

همیشه هم بازنده من بودم،مثلا گفت من به اندازه برایان رمانتیک نیستم،چون یکبار به او گفته بودم با تمام مغزم تو را دوست دارم!!

تقصیر من بود که درک نمی‌کرد قلب اعتبار سر را دزدیده!
و منشا احساسات وحشی و سودایی در واقع سیستم پیچیده ی اعصاب مغز است،

و من به این دلیل از نام بردن از قلب به عنوان انبار تمام احساساتم اجتناب کردم،چون قلب چیزی نیست جز تلمبه و تصفیه کننده ای خیس و خونین ؟

قلم : #جز_از_کل | #استیو_تولتز
ويزور: #Vijender_Sharma
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct